فایل رایگان تحقیق درباره نقش رهبری در کنترل سازمان

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن فایل رایگان تحقیق درباره نقش رهبری در کنترل سازمان :

فایل رایگان تحقیق درباره نقش رهبری در کنترل سازمان
فهرست مطالب

مقدمه

1- عدم تناسب حرفه مدیر با تخصص وی

2- حیطه نظارت وسیع

3- عدم به کارگیری مدیران یا سرپرستان اداری در حوزه های تخصصی

رهبری در سازمان

رهبری

ویژگی های رهبر

عمده صفات رهبری

هوش

بیان رسا

رشد اجتماعی و وسعت نظر

انگیزش درونی

نتیجه تحقیقات آنان در سبک های چهار گانه زیر مطرح شده است:

سیستم سبک یک:

سیستم سبک دو:

سیستم سبک سه:

سیستم سبک چهار:

سبک های عمده رهبری

رهبری معنوی

شبکه مدیریت(رهبری)

رهبران موفق

رهبران فرهمند یا خلاق:

فرآیند کنترل در سازمان

معنی کنترل

تعریف کنترل

محورهای کنترل

ارکان کنترل

انواع کنترل در مدیریت سازمان

کنترل گذشته نگر

کنترل آینده نگر

کنترل زمان وقوع

ارزیابی و نظارت

1.نظارت آشکار

2.نظارت درونی

كنترل فرایند

کنترل اثربخش منابع مالی شرکت دی یر

گام هایی را كه باید در فرآیند كنترل برداشت

تعیین روش و استاندارد برای سنجش عملكرد

سنجش عملكرد



تطبیق عملكرد با استاندارد

اقدامات اصلاحی

چرا به کنترل نیاز داریم ؟

8 نکته برای کنترل مؤثر

دقت

مبتنى بر اهداف سازمان بودن

تاكید بر نقاط استراتژیك و راهبردى

به موقع بودن

انعطاف پذیرى

مقرون به صرفه بودن

تناسب

مقبولیت داشتن

بهبود بخشیدن به كنترل كیفیت

نتیجه گیری

راهکارها و پیشنهادات

1-از قدرت کلمات استفاده کنید

3-مانند دیگران لباس بپوشید

4-چای مرغوب بخرید

5-لبخند بزنید حتی در مواقع پراسترس

6-با خود صادق باشید

منابع





مقدمه

قرن جدید امواج تازه ای از تغییر را با خود به همراه آورده است.محیط پیرامون سازمانها پویاتر از قبل شده و باعث گردیده تا سازمانها در پی یافتن پاسخهایی برای این پویایی ها باشند برای موفقیت و حتی بقا در چنین محیطی ضروری است سازمانها به سمت انعطاف پذیری، پویایی و تحول حرکت نموده و از سکون بپرهیزند

مدیریت و رهبری ساکن و بی‌تحرک نمی‌تواند مدت زیادی به طول انجامد، موج یا آن را غرق می‌کند و یا کشتی این مدیریت و رهبری، در گل فرو رفته باقی می‌ماند و بالاخره دیدگاههای بسیاری از نظریه پردازان دیگر مانند تافلر، شوان(1971) و برگ کوبست(1993) نیز حاکی از آن است که سازمانهای امروزی نمی ‌توانند روند و سرعت تغییرات را متوقف سازند،

بلکه تنها می‌توانند تردیدها، نوسانات و بی‌ثباتیها را به فرصتهایی برای آموختن، تطابق و همخوانی مطلوب تبدیل کنند.

جهت مقابله با این محیط نامطمئن و تغییرات مستمر، نیازبه افرادی درنقش رهبربشدت احساس می شود. بدیهی است که رهبری سنتی در هزاره سوم ادامه حیات نخواهد یافت و جهان نیازمند رهبرانی تحول گرا خواهد بود. رهبری تحول گرا به عنوان یکی از پارادایم های رهبری در روان شناسی سازمانی است که مورد تحقیق گسترده ی رضایت زیردستان قرار گرفته است

اقدامات رهبری تحول گرا این امکان را به شرکتها می‌دهد تا به هنگام رقابت در یک محیط متلاطم و غیر قابل پیش بینی عملکرد خود را ارتقا دهند. هنگامی که اجزا رهبری تحول گرا به عنوان مکمل سایر اقدامات رهبری به کار رود، می‌تواند به یک منبع مزیت رقابتی برای شرکت تبدیل شود و استفاده از این مزیت رقابتی می‌تواند کمک قابل توجهی در رقابت استراتژیک و کسب بازده بالاتر در کوتاه مدت و بلند مدت کند. در واقع بدون رهبری تحول گرای اثر بخش‏، احتمال اینکه شرکت بتواند به هنگام مواجهه با چالشهای اقتصاد جهانی به عملکرد برتر و حتی رضایت بخش دست یابد، کاهش خواهد یافت.

ریشه پارادایم رهبری تحول آفرین به قرن شانزدهم در تحقیقات صورت گرفته توسط ماکیاول باز می گردد. ماکیاول ویژگی ها ورفتار رهبران را برای توسعه نظریه رهبری در درون ساختار فئودالی انگلستان مطالعه کرد.تعریف ریشه ای کاریزما آن را برابر بایک استعداد الهی با قدرتی بیش از دیگران که دربرگیرنده اعتماد و وفاداری می باشد بیان می کند.

توصیف کاریزما دقیقاً بستگی به نفوذ وبرانگیختن پیروان وایجاد یک بصیرت وبینش در آنان دارد که به عنوان یکی از عناصرکلیدی رهبری تحول آفرین به شمار می آید. دیگر نظریه پردازان رهبری مثل هاوس و بس کاریزما رابه عنوان یک عنصر اساسی برای رهبری تحول آفرین تعریف کرده اند.

رهبری تحول گرا یکی از پارادایم هی رهبری در روان شناسی سازمانی است در واقع رهبری تحول آفرین یک فرایند آگاهانه اخلاقی ومعنوی است که الگوهای مساوی روابط قدرت میان رهبران وپیروان را جهت رسیدن به یک هدف جمعی و یا تحول واقعی بنا می کند. رهبری تحول آفرین فرایند ایجاد تعهد به اهداف سازمانی وتوانمند ساختن پیروان جهت به تحقق رساندن آن اهداف می باشد.

رهبران تحول آفرین خوش بینی جاذبه هوش وتعداد زیادی از سایر توانایی های شخصی را به کار می گیرند تا به ارتقای آرمان های دیگران پرداخته وافراد وسازمان را به سمت بالاتری از عملکرد انتقال دهند.. از آن جا که موفقیت هر سازمانی منوط به هدایت ورهبری همگام با پویایی وانعطاف پذیری سازمانی است وازسویی دیگر بالا بودن سطح انتظارات وتوقعات مشتریان سازمان ها وتغییرات شتابنده؟ نقش رهبری تحول آفرین در سازمان ها ازموقعیت ممتازی برخوردار است.

یکی از مهمترین ارکان هر جامعه ای، اجتماع مردم در کنار یکدیگر و تعامل آنان جهت نیل به هدفی مشترک است. با توجه به این موضوع، در مقیاسی کوچکتر، یک مجموعه اداری به عنوان یک سازمان اجتماعی قابل تصور است که پرسنل آن، مردم جامعه و خود مجموعه نیز نقش جامعه را ایفا می نماید. اما اگر همین مجموعه به عنوان سازمان نتواند به خوبی کنترل شود، می تواند مسائل و مشکلات زیادی به همراه داشته باشد. به دیگر سخن، رمز موفقیت یا عدم موفقیت این سازمان، وابسته به شیوه مدیریت حاکم بر آن است. ایجاد مشکل می تواند به معنای سوء مدیریت باشد و یا اینکه در انجام وظایف مدیر، نکته سوئی وجود داشته باشد، به زبان ساده تراینکه مدیر نتوانسته است آن چنان که باید و شاید در پیشبرد اهداف سازمان موفق باشد. با توجه به این تفاصیل(تفاسیر)، عوامل چندی که می توانند در این خصوص دخیل باشند را از نظر می گذارانیم:

1- عدم تناسب حرفه مدیر با تخصص وی

متاسفانه چندی است که درجوامعی همچون کشور خودمان- ایران- این، فقط نام مدیر است که اهمیت دارد و اینکه وی در چه اموری تخصص دارد یا نه، اهمیتی ندارد.

2- حیطه نظارت وسیع

به تعداد زیردستانی که زیر نظر یک بالادست فعالیت می کنند، حیطه نظارت گفته می شود. هر چقدر این حیطه وسیع تر باشد، بالطبع کنترل آن نیز مشکلتر خواهد بود. افزایش بی رویه کارکنان برای تصدی مشاغل یکنواخت باعث می شود، مدیر نتواند کنترل دقیقی بر روی مشاغل و مسئولان مرتبط با آنها داشته باشد.

3- عدم به کارگیری مدیران یا سرپرستان اداری در حوزه های تخصصی

علیرغم اینکه هر سازمانی کمابیش مدیران زیادی در سطح خود به کار می گیرد، اما اغلب دیده می شود که آنان در حوزه های کاری واقعی خود به کار گمارده نمی شوند. به عنوان مثال، سرپرست امور اداری به جای کنترل کار زیردستان اداری می بایست به پرداخت حق مرخصی کارکنان، کنترل هزینه های انجام گرفته در سطح سازمان، تذکر به خدمه شرکت جهت انجام تشریفات اداری برای مدیریت و .. بپردازد، در حالیکه جهت انجام اموری همچون نظارت بر کار کارکنان، دریافت گزارش کاری ماهانه ازآنان، پیگیری جهت افزایش مهارت های کارکنان و. مدیر و یا حتی سرپرستی در نظر گرفته نمی شود (مدیر در این مفهوم به معنای مدیر اداری است).

عواملی که ذکر شد از جمله مهمترین عوامل عدم موفقیت سازمانها هستند. البته احتمالاً عوامل مرتبط بیشتری نیز وجود خواهند داشت که به دلیل اهمیت کمتر از ذکر آنان خودداری گردید (در واقع سایرعوامل نیز تحت تاثیر همین عوامل می باشند).

رهبری در سازمان

یکی از وظایف اساسی مدیر هدایت و سرپرستی نیروی انسانی سازمان است. این وظیفه یعنی تلاش مدیر برای ایجاد انگیزه و رغبت در زیر- دستان جهت دست یافتن به اهداف سازمان، با ارزش های فرد و ارزش های حاکم بر جامعه ارتباط دارد. وظیفه هدایت مدیر شامل سه بخش :

1. رهبری

2. انگیزش

3. ارتباط

که ما در این بحث فقط مسئله رهبری را مورد بحث قرار می دهیم:

رهبری

گروهی ، رهبری را بخشی از وظایف مدیریت می دانند و گروهی دیگر برای رهبری مفهوم وسیع تری نسبت به مدیریت قائلند و ان را توانایی ترغیب دیگران به کوشش مشتاقانه جهت هدف های معین می دانند و یا ان را فعالیت هایی می دانند که مردم را برای تلاش مشتاقانه در جهت کسب اهداف گروهی تحت تاثیر قرار می دهد.

اگر رهبری نفوذ در دیگران جهت کسب هدف باشد، مدیریت نفوذ درهمکاران جهت کسب اهداف سازمانی است.

در رهبری اهداف می توانند گوناگون باشند ولی در مدیریت اهداف سازمانی اولویت دارد. اگر فردی در رده عملیاتی بر تصمیم مدیر عالی سازمان اثر بگذارد در ان صورت ان فرد در این مورد رهبر است و مدیر عالی پیرو


ویژگی های رهبر

فایل رایگان تحقیق درباره نقش رهبری در کنترل سازمان
فهرست صفات ویژه رهبر هر روز طولانی تر می گردد . پژوهشگران در این مورد حتی بین خود نیز نتوانسته اندبه توافق برسند. بسیاری صفات ویژه شخص رهبر را بدون توجه به محیط مورد بررسی قرار داده و به ارتباط میان اعمال رهبری و صفات شخصی رهبری توجهی نکرده اند ، در صورتیکه به نظر میرسد رهبران باید دارای صفات خاصی باشند .البته مطالعات نشان میدهد که برخورداری رهبران از صفات ویژه در مقایسه با عموم مردم احتمالا چندان زیاد نیست و این برتری و ویژگی نسبی از 15% تجاوز نمی کند که خود این رقم نیز در مورد گروه های مختلف دارای نوسان است.

عمده صفات رهبری

هوش
معمولا رهبران باهو ش تر از پیروان خود هستند زیرا کار رهبری نیازمند تجزیه و تحلیل مشکلات است.

بیان رسا

علاوه بر هوش رهبر برای نفوذ در پیروان و ترغیب انان به متابعت از خود باید از بیان رسایی نیز برخوردار باشد.

رشد اجتماعی و وسعت نظر

ظرفیت فکری و نفسانی رهبر باید به گونه ای باشد که از لحاظ روحی مغلوب ناکامی ها یا مغرور از موفقیت نگردد.


انگیزش درونی

رهبران میل زیادی به موفقیت دارند پس از دست یافتن به یک هدف توقعات انها زیاد شده به کسب هدف های بالاتری می اندیشند هر موفقیتی موجب موففقیت دیگری برای انها می گردد. اگر چه تلاش های انان بیشتر متوجه بر اوردن تمایلات به اهداف ایشان است اغلب دوست دارند که به نحو منصفانه ای از پاداش های مالی نیز بهره مند گردند. رهبر طرز تلقی و ارزش های درونی خویش را نمی تواند از کارکنانش پنهان دارد زیرا باید با اندیشه وعملش ایشان را تحت تاثیر قرار دهد بنابراین رهبر باید ارزش هایی را به کارکنان ارائه دهد که ضمن احترام ایشان در انان تاثیر بگذارد. چون اگر رهبری فقط به ارضای تمایلات خویش بیاندیشد دچار مشکلات فراوانی خواهد شد.


لینک کمکی