فایل رایگان پاورپوینت موسس حوزه علميه قم

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن فایل رایگان پاورپوینت موسس حوزه علميه قم :


آیت‌الله‌العظمی عبدالکریم حائری یزدی




عبدالکریم حائری یزدی، از مراجع تقلید شیعه و بنیان‌گذار حوزه علمیه قم می‌باشد.

فهرست مندرجات

1 - مشخصات
2 - تحصیلات
2.1 - در اردکان
2.2 - در یزد
2.3 - در کربلا
2.4 - در سامرا
2.5 - در نجف
2.6 - بازگشت به ایران
2.7 - بازگشت به نجف
2.8 - شاگردان ایشان در کربلا
2.9 - اقامت در اراک
2.10 - حوزه علمیه قم
2.11 - اقامت در قم
2.12 - شکوفایی حوزه قم
3 - مرجعیت
4 - شیوه تدریس
5 - استادان
6 - شاگردان نامدار
7 - برنامه‌ها
8 - در عرصه سیاست
9 - رویدادهای سیاسی معاصر
9.1 - کودتای 1299ش
9.2 - آغاز جنگ جهانی اول
9.3 - تبعید مراجع نجف به ایران
9.4 - منش و رفتار سیاسی
10 - خدمات اجتماعی
11 - وفات
12 - ویژگی‌ها
12.1 - ویژگی روحی
12.2 - بردباری
13 - فرزندان
14 - تألیفات
14.1 - مهم‌ترین تألیف
15 - فهرست منابع
16 - پانویس
17 - منبع


مشخصات


او در خانواده‌ای غیرروحانی در مِهرجِرد میبد به دنیا آمد. پدرش، محمدجعفر، را فردی متدین و پرهیزکار توصیف کرده‌اند که به خریدوفروش کرباس و گوسفند و احتمالاً گاهی به کشاورزی اشتغال داشته است..

[1] حائری یزدی، مرتضی، سرّدلبران: عرفان و توحید ناب در ضمن داستان‌ها، ج1، ص47، به کوشش رضا استادی، قم 1377ش.

[2] رازی، محمد شریف، آثارالحجه، ج1، ص22، یا، تاریخ و دائرهالمعارف حوزه علمیه قم، قم 1332ـ (1333ش).

[3] کریمی ‌جهرمی، علی، آیهاللّه مؤسّس مرحوم آقای حاج‌شیخ عبدالکریم حائری (قدّس سرُّه‌الشّریف)، ج1، ص13ـ14، قم 1372ش.

[4] درباره تولد عبدالکریم، که یگانه فرزند او بوده است رجوع کنید به، ج1، ص44ـ45، حائری یزدی، مرتضی، سرّدلبران: عرفان و توحید ناب در ضمن داستان‌ها، به کوشش رضا استادی، قم 1377ش.

[5] اراکی، محمدعلی، «مصاحبه با استاد بزرگوار آیت‌اللّه العظمی اراکی»، ج1، ص71ـ72، در آیینه‌داران حقیقت: مصاحبه‌های مجله حوزه با عالمان و دانشوران حوزوی، تهیه و تدوین: مجله حوزه، ج 1، قم: بوستان کتاب قم، 1382ش.


در بیش‌تر منابع، سال تولد عبدالکریم 1276 ذکر شده

[6] آقابزرگ طهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعه: نقباء البشر فی القرن الرابع عشر، قسم 3، ص 1158، مشهد 1404.

[7] رازی، محمد شریف، گنجینه دانشمندان، ج1، ص283، تهران 1352ـ1354ش.

[8] بامداد، مهدی، شرح‌حال رجال ایران در قرن 12 و 13 و 14 هجری، ج2، ص275، تهران 1347ـ1351ش.

ولی فرزندش، مرتضی،

[9] حائری یزدی، مرتضی، سرّدلبران: عرفان و توحید ناب در ضمن داستان‌ها، ج1، ص47، به کوشش رضا استادی، قم 1377ش.

[10] کریمی ‌جهرمی، علی، آیهاللّه مؤسّس مرحوم آقای حاج‌شیخ عبدالکریم حائری (قدّس سرُّه‌الشّریف)، ج1، ص18، قم 1372ش.

[11] استادی، رضا، یادنامه حضرت آیهاللّه العظمی اراکی (ره)، ج1، ص49، (اراک) 1375ش.

احتمال داده است که وی در حدود 1280 به دنیا آمده باشد.

تحصیلات



در اردکان


شوهرخاله عبدالکریم، میرابوجعفر، او را دارای استعداد فراوان یافت و در خردسالی وی را به محل زندگی خود، اردکان، برد و به مکتب سپرد؛ ازاین‌رو، حائری همیشه خود را مدیون او می‌دانست. طولی نکشید که عبدالکریم پدرش را از دست داد و مدتی در مهرجرد نزد مادرش ماند.

[12] حائری یزدی، مرتضی، سرّدلبران: عرفان و توحید ناب در ضمن داستان‌ها، ج1، ص48، به کوشش رضا استادی، قم 1377ش.

[13] حائری یزدی، مرتضی، سرّدلبران: عرفان و توحید ناب در ضمن داستان‌ها، ج1، ص55ـ57، به کوشش رضا استادی، قم 1377ش.

[14] کریمی ‌جهرمی، علی، آیهاللّه مؤسّس مرحوم آقای حاج‌شیخ عبدالکریم حائری (قدّس سرُّه‌الشّریف)، ج1، ص20ـ21، قم 1372ش.



در یزد


پس از چندی به یزد رفت و با سکونت در مدرسه محمدتقی‌خان، معروف به مدرسه خان، ادبیات عرب و برخی دیگر از درس‌های مقدماتی حوزه را نزد عالمانی چون سیدحسین وامق و سیدیحیی بزرگ، معروف به مجتهد یزدی، فراگرفت.

[15] رازی، محمد شریف، گنجینه دانشمندان، ج1، ص283، تهران 1352ـ1354ش.

[16] مرسلوند، حسن، زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، ج3، ص59، ج 3، تهران 1373ش.



در کربلا


او در 1298

[17] آیتی، عبدالحسین، کتاب تاریخ یزد، ج1، ص428، یزد 1317ش.

[18] حسینی ‌زنجانی، احمد، الکلام یجرّ الکلام، ج1، ص105، قم 1368ش.

[19] کاظمینی، میرزا محمد، دانشنامه مشاهیر یزد،، ذیل مادّه، یزد: بنیاد فرهنگی، پژوهشی ریحانهالرسول، 1382ش.

برای ادامه تحصیل، به همراه مادرش، راهی عراق شد. نخست به کربلا رفت

[20] د. ایرانیکا، ذیل «حائری، شیخ عبدالکریم یزدی»،

و حدود دو سال زیرنظر فاضل اردکانی (عالم بزرگ و رئیس حوزه علمیه کربلا ) به تحصیل پرداخت و درس‌های سطوح میانی فقه و اصول را در آن‌جا آموخت.

[21] حائری یزدی، مرتضی، سرّدلبران: عرفان و توحید ناب در ضمن داستان‌ها، ج1، ص46ـ47، به کوشش رضا استادی، قم 1377ش.

[22] حائری یزدی، مرتضی، سرّدلبران: عرفان و توحید ناب در ضمن داستان‌ها، ج1، ص74، به کوشش رضا استادی، قم 1377ش.

[23] کریمی ‌جهرمی، علی، آیهاللّه مؤسّس مرحوم آقای حاج‌شیخ عبدالکریم حائری (قدّس سرُّه‌الشّریف)، ج1، ص23ـ24، قم 1372ش.

از علی بفروئی یزدی (متوفی 1324) به عنوان یکی از استادان او در کربلا یاد شده است.

[24] ریحان یزدی، علیرضا، آینه دانشوران، ج1، ص31، با مقدمه و تعلیقات و اضافات ناصر باقری بیدهندی، قم 1372ش.

[25] حسینی ‌زنجانی، احمد، الکلام یجرّ الکلام، ج1، ص105، قم 1368ش.



در سامرا


سپس حائری، به توصیه فاضل اردکانی که استعداد او را فراتر از ظرفیت آن زمان حوزه علمیه کربلا یافته بود

[26] محقق داماد، علی، «مصاحبه با حضرت آیت‌اللّه حاج سیدعلی آقا محقق داماد»، حوزه، سال 21، ش 6 (بهمن و اسفند 1383)، ص 53.

و با معرفی‌نامه‌ای از جانب او برای میرزای بزرگ، محمدحسن شیرازی، به سامرا رفت. میرزا او را به‌گرمی پذیرفت و از او خواست که با فرزندش، سیدعلی‌آقا، مباحثه کند.

[27] مرتضی حائری یزدی، ج1، ص80ـ82، سرّدلبران: عرفان و توحید ناب در ضمن داستان‌ها، به کوشش رضا استادی، قم 1377ش.

[28] مرتضی حائری یزدی، ج1، ص88، سرّدلبران: عرفان و توحید ناب در ضمن داستان‌ها، به کوشش رضا استادی، قم 1377ش.

[29] محقق داماد، علی، «مصاحبه با حضرت آیت‌اللّه حاج سیدعلی آقا محقق داماد»، ج1، ص53ـ54، حوزه، سال 21، ش 6 (بهمن و اسفند 1383).


دوره تحصیل حائری در سامرا از 1300 تا 1312 یا 1313،

[30] حسینی ‌زنجانی، احمد، الکلام یجرّ الکلام، ج1، ص105، قم 1368ش.

تأثیر ژرفی در شکل‌گیری شخصیت علمی او داشت تا جایی که می‌توان او را از اصحاب مکتب سامرا دانست. در سامرا، او نخست دو تا سه سال درس‌های سطوح عالی فقه و اصول را نزد استادانی چون شیخ فضل‌اللّه نوری، میرزا ابراهیم محلاتی شیرازی و میرزامهدی شیرازی (متوفی 1308، خواهرزاده میرزامحمدتقی شیرازی ) به اتمام رساند و سپس در درس‌های خارج فقه و اصول سیدمحمد فشارکی اصفهانی و میرزامحمدتقی شیرازی، و مدتی در مجلس درس میرزا محمدحسن شیرازی شرکت کرد.

[31] حائری یزدی، مرتضی، سرّدلبران: عرفان و توحید ناب در ضمن داستان‌ها، ج1، ص87ـ88، به کوشش رضا استادی، قم 1377ش.

[32] حائری یزدی، مرتضی، سرّدلبران: عرفان و توحید ناب در ضمن داستان‌ها، ج1، ص93ـ94، به کوشش رضا استادی، قم 1377ش.

[33] محمدمحسن آقابزرگ طهرانی، میرزای شیرازی: ترجمه هدیه الرازی الی الامام المجدد الشیرازی، ج1، ص156، تهران 1362ش.

[34] آقابزرگ طهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعه: نقباء البشر فی القرن الرابع عشر، قسم 3، ص 1158، مشهد 1404.

[35] حسینی ‌زنجانی، احمد، الکلام یجرّ الکلام، ج1، ص105، قم 1368ش.

[36] کریمی ‌جهرمی، علی، آیهاللّه مؤسّس مرحوم آقای حاج‌شیخ عبدالکریم حائری (قدّس سرُّه‌الشّریف)، ج1، ص36ـ37، قم 1372ش.

[37] محقق داماد، علی، «مصاحبه با حضرت آیت‌اللّه حاج سیدعلی آقا محقق داماد»، ج1، ص49ـ51، حوزه، سال 21، ش 6 (بهمن و اسفند 1383).

و از میرزا حسین نوری (مشهور به محدّث نوری، صاحب مستدرک الوسائل ) اجازه روایت دریافت کرد.

[38] مدرس تبریزی، محمدعلی، ریحانهالادب، ج1، ص68، تهران 1374ش.

[39] حبیب‌آبادی، محمدعلی، مکارم الآثار در احوال رجال در قرن 13 و 14 هجری، ج6، ص2118، ج 6، اصفهان 1364ش.


در میان استادان حائری، نقش فشارکی بسیار جدّی‌تر و پررنگ‌تر و مدت فراگیری حائری از او طولانی‌تر از دیگران بوده،

[40] موسوی اصفهانی، محمدمهدی، احسن الودیعه فی تراجم اشهر مشاهیر مجتهدی الشیعه، ج2، ص118، او، تتمیم روضات‌الجنات، بغداد (1348).

تا جایی که از بهترین و نزدیک‌ترین شاگردان او به شمار می‌رفته است؛ بنابراین حائری، به تعبیری، دست‌پرورده فشارکی بوده است.

در نجف


این استاد و شاگرد چند ماه پس از درگذشت میرزای بزرگ (1312) از سامرا به نجف نقل مکان کردند.

[41] رازی، محمد شریف، گنجینه دانشمندان، ص 283ـ284، تهران 1352ـ1354ش.

حائری در نجف نیز همواره در درس استادش شرکت می‌کرد و در ماه‌های آخر عمر فشارکی، از او مراقبت هم می‌کرد.

[42] حائری یزدی، مرتضی، سرّدلبران: عرفان و توحید ناب در ضمن داستان‌ها، ج1، ص39، به کوشش رضا استادی، قم 1377ش.

[43] حائری یزدی، مرتضی، سرّدلبران: عرفان و توحید ناب در ضمن داستان‌ها، ج1، ص87ـ 88، به کوشش رضا استادی، قم 1377ش.

[44] حائری یزدی، مرتضی، سرّدلبران: عرفان و توحید ناب در ضمن داستان‌ها، ج1، ص93ـ94، به کوشش رضا استادی، قم 1377ش.

[45] کریمی ‌جهرمی، علی، آیهاللّه مؤسّس مرحوم آقای حاج‌شیخ عبدالکریم حائری (قدّس سرُّه‌الشّریف)، ج1، ص37ـ39، قم 1372ش.

حائری در 1313 حج گزارد.

[46] حسینی ‌زنجانی، احمد، الکلام یجرّ الکلام، ج1، ص105، قم 1368ش.

[47] استادی، رضا، یادنامه حضرت آیهاللّه العظمی اراکی (ره)، ج1، ص44، (اراک) 1375ش.

[48] استادی، رضا، یادنامه حضرت آیهاللّه العظمی اراکی (ره)، ج1، ص51، (اراک) 1375ش.


به گزارش شماری از منابع، حائری در نجف در زمان حیات فشارکی، در درس آخوند خراسانی هم شرکت می‌کرده است

[49] حسینی ‌زنجانی، احمد، الکلام یجرّ الکلام، ج1، ص105، قم 1368ش.

[50] حائری یزدی، مرتضی، سرّدلبران: عرفان و توحید ناب در ضمن داستان‌ها، ج1، ص116ـ117، به کوشش رضا استادی، قم 1377ش.

[51] استادی، رضا، یادنامه حضرت آیهاللّه العظمی اراکی (ره)، ج1، ص51، (اراک) 1375ش.

[52] مرجعیت در عرصه اجتماع و سیاست: اسناد و گزارش‌هایی از آیات عظام نائینی، اصفهانی، قمی، حائری و بروجردی، 1292 تا 1339 شمسی، به‌کوشش محمدحسین منظورالاجداد، تهران: شیرازه، 1379ش.

اما به گزارش شماری دیگر، او پس از درگذشت فشارکی (1316) به حلقه درس آخوند پیوست.

[53] آقابزرگ طهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعه: نقباء البشر فی القرن الرابع عشر، قسم 3، ص 1158، مشهد 1404.

[54] رازی، محمد شریف، آثارالحجه، ج1، ص23، یا، تاریخ و دائرهالمعارف حوزه علمیه قم، قم 1332ـ (1333ش).

[55] سبحانی، جعفر، موسوعه طبقات الفقهاء،، ج14، قسم 1، ص365، قم: مؤسسه الامام الصادق، 1418ـ1424.

گزارش‌های اخیر، نادرست به نظر می‌رسند، زیرا مستلزم آن‌اند که حائری در مجموع، قبل و بعد از دوره اول اقامتش در اراک، فقط حدود یک یا دو سال در درس آخوند خراسانی حاضر شده باشد و این با گزارش‌های دیگر، که جایگاه مؤثر حائری و حضور طولانی‌تر او را در این درس نشان می‌دهد، سازگاری ندارد، از جمله این‌که او درس آخوند را برای برخی شرکت‌کنندگان، تقریر می‌کرده

[56] ریحان یزدی، علیرضا، آینه دانشوران، ج1، ص31، با مقدمه و تعلیقات و اضافات ناصر باقری بیدهندی، قم 1372ش.

[57] استادی، رضا، یادنامه حضرت آیهاللّه العظمی اراکی (ره)، ج1، ص44، (اراک) 1375ش.

اشکالات خود را بر درس‌های طول هفته، چهارشنبه‌ها مطرح می‌کرده و گاهی نظر استاد را تغییر می‌داده؛ او مجموعه سؤال و جواب‌های مبحث علم اجمالی در کفایهالاصول خراسانی را به اشکالات خود در آن درس مربوط دانسته است.

[58] طبسی، محمدرضا، «مصاحبه با آیت‌اللّه حاج شیخ محمدرضا طبسی»، ج1، ص63ـ64، حوزه، سال 6، ش 4 (مهر و آبان 1368).

آخوند درس عمومی خود را برای چند نفر، از جمله حائری و نائینی، مفید ندانسته و برای آن‌ها درس خصوصی دایر کرده است.

[59] محقق داماد، مصطفی، «مصاحبه با حجهالاسلام و المسلمین دکتر سیدمصطفی محقق داماد»، حوزه، سال 21، ش 5 (آذر و دی 1383).

و از همه مهم‌تر این‌که حائری خود اذعان داشته که در تألیف جلد دوم دُررالفوائد از آموزه‌های آخوند استفاده کرده است.

[60] طبسی، محمدرضا، «مصاحبه با آیت‌اللّه حاج شیخ محمدرضا طبسی»، ج1، ص63، حوزه، سال 6، ش 4 (مهر و آبان 1368).

حائری و آقاضیاء عراقی و محمدرضا مسجدشاهی اصفهانی، هم‌بحث بوده‌اند که احتمالا به سال‌های اقامت حائری در نجف مربوط است.

[61] محقق داماد، مصطفی، «مصاحبه با حجهالاسلام و المسلمین دکتر سیدمصطفی محقق داماد»، حوزه، سال 21، ش 5 (آذر و دی 1383).



بازگشت به ایران


حائری پس از درگذشت فشارکی با اصرار و همراهی دوست خود، محمود عراقی (فرزند آقامحسن عراقی، روحانی متمکّن و متنفذ اراک)، به ایران بازگشت و در سلطان‌آباد (اراک کنونی) حوزه درس پررونقی دایر کرد. شماری از منابع، سال بازگشت او را 1316

[62] حائری یزدی، عبدالکریم، دررالفوائد، مع تعلیقات محمدعلی اراکی، ج1، مقدمه، ص20، به نقل از آیت‌اللّه اراکی، قم 1408.

[63] ستوده، محمدتقی، «مصاحبه با استاد ستوده»، ج1، ص27، در آیینه‌داران حقیقت، همان.

[64] حائری، عبدالحسین، «مصاحبه با استاد عبدالحسین حائری»، ج1، ص152ـ153، حوزه، سال 21، ش 5 (آذر و دی 1383).

[65] رضا استادی، ج1، ص51، یادنامه حضرت آیهاللّه العظمی اراکی (ره)، (اراک) 1375ش.

[66] رضا استادی، ج1، ص44ـ45، یادنامه حضرت آیهاللّه العظمی اراکی (ره)، (اراک) 1375ش.

و شماری دیگر، 1318 گزارش کرده‌اند.

[67] حسینی ‌زنجانی، احمد، الکلام یجرّ الکلام، ج1، ص105، قم 1368ش.

[68] حائری، عبدالهادی، تشیع و مشروطیت در ایران و نقش ایرانیان مقیم عراق، ج1، ص179، تهران 1364ش.

[69] د. اسلام، چاپ دوم، تکمله 5ـ6، ذیل «حائری، شیخ عبدالکریم یزدی»

[70] صادقی فدکی، عباس، «اندیشه‌ها و عملکرد آیت‌اللّه حائری در احیای حوزه علمیه قم»، ج1، ص197، حوزه، سال 21، ش 5 (آذر و دی 1383).

بسیاری از منابع نیز از این دوره اقامت شش یا هشت ساله او در اراک، یادی نکرده و به گونه‌ای گزارش داده‌اند که گویا او تمام این مدت را در نجف یا کربلا به سر می‌برده است.

[71] مدرس تبریزی، محمدعلی، ریحانهالادب، ج1، ص66ـ67، تهران 1374ش.

[72] آقابزرگ طهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعه: نقباء البشر فی القرن الرابع عشر، قسم 3، ص 1158، مشهد 1404.

[73] ناصرالشریعه، محمدحسین، تاریخ قم، ج1، ص341، چاپ علی دوانی، تهران 1383ش.

[74] رازی، محمد شریف، گنجینه دانشمندان، ج1، ص283ـ284، تهران 1352ـ1354ش.

[75] سبحانی، جعفر، موسوعه طبقات الفقهاء،، ج14، قسم 1، ص365، قم: مؤسسه الامام الصادق، 1418ـ1424.



بازگشت به نجف


حائری در 1324، هم‌زمان با آغاز نهضت مشروطه، به نجف بازگشت.

[76] بامداد، مهدی، شرح‌حال رجال ایران در قرن 12 و 13 و 14 هجری، ج2، ص275، تهران 1347ـ1351ش.

درباره علت این بازگشت دو گزارش متفاوت وجود دارد: یکی، احساس استقلال نداشتن در اداره کردن حوزه اراک و دیگری، بر هم خوردن آرامش آن‌جا به‌سبب نهضت مشروطه.

[77] حائری، عبدالهادی، تشیع و مشروطیت در ایران و نقش ایرانیان مقیم عراق، ج1، ص179، تهران 1364ش.

[78] حائری، عبدالحسین، «مصاحبه با استاد عبدالحسین حائری»، ج1، ص152ـ153، حوزه، سال 21، ش 5 (آذر و دی 1383).

[79] محقق داماد، مصطفی، «مصاحبه با حجهالاسلام و المسلمین دکتر سیدمصطفی محقق داماد»، ج1، ص43ـ44، حوزه، سال 21، ش 5 (آذر و دی 1383).

[80] صدرایی‌خویی، علی، آیت‌اللّه اراکی: یک قرن وارستگی، ج1، ص17، تهران 1382ش.

[81] نیکوبرش، فرزانه، بررسی عملکرد سیاسی آیت‌اللّه حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی از سال 1301 تا سال 1315ه ش، ج1، ص46ـ47، تهران 1381ش.

او در این نوبت، دوباره به حلقه درس آخوند خراسانی پیوست و در درس سید محمدکاظم طباطبایی‌یزدی نیز شرکت کرد؛ ولی به منظور دور ماندن از نزاع شدید میان موافقان و مخالفان مشروطه ــکه در حوزه نجف و در میان عالمان طراز اول، از جمله این دو استاد او، جریان داشت ــ پس‌از چندماه،

[82] مدرس تبریزی، محمدعلی، ریحانهالادب، ج1، ص67، تهران 1374ش.

[83] موسوی اصفهانی، محمدمهدی، احسن الودیعه فی تراجم اشهر مشاهیر مجتهدی الشیعه، ج2، ص118، او، تتمیم روضات‌الجنات، بغداد (1348).

[84] محقق داماد، علی، «مصاحبه با حضرت آیت‌اللّه حاج سیدعلی آقا محقق داماد»، ج1، ص38، حوزه، سال 21، ش 6 (بهمن و اسفند 1383).

به اتفاق دوست صمیمی خود، محمدرضا مسجدشاهی اصفهانی، به کربلا رفت.

[85] کریمی ‌جهرمی، علی، آیهاللّه مؤسّس مرحوم آقای حاج‌شیخ عبدالکریم حائری (قدّس سرُّه‌الشّریف)، ج1، ص55، قم 1372ش.

[86] محقق داماد، مصطفی، «مصاحبه با حجهالاسلام و المسلمین دکتر سیدمصطفی محقق داماد»، ج1، ص41ـ42، حوزه، سال 21، ش 5 (آذر و دی 1383).


وی این‌بار قصد توطن کرد و حدود هشت سال

[87] محمدی اشتهاردی، محمد، «نگاهی به زندگی آیهاللّه العظمی شیخ عبدالکریم حائری، ج1، ص40، مؤسس حوزه علمیه قم»، در مؤسس حوزه، همان.

در کربلا ماند و از آن زمان به حائری ملقب شد. او در کربلا به تدریس پرداخت و، به منظور حفظ بی‌طرفی خود در صف‌آرایی‌های مشروطه، کتابی از آخوند خراسانی و کتابی از طباطبائی ‌یزدی را درس می‌داد.

شاگردان ایشان در کربلا


شاگردان برجسته او در این دوره، علی‌اکبر کاشانی، مصطفی کشمیری، احمد مازندرانی و سیدصدرالدین صدر (از معاونان و مشاوران حائری در اداره حوزه علمیه قم و سپس مرجع تقلید) بودند.

[88] کریمی ‌جهرمی، علی، آیهاللّه مؤسّس مرحوم آقای حاج‌شیخ عبدالکریم حائری (قدّس سرُّه‌الشّریف)، ج1، ص55ـ56، قم 1372ش.

[89] استادی، رضا، یادنامه حضرت آیهاللّه العظمی اراکی (ره)، ج1، ص51، (اراک) 1375ش.

[90] حسینی ّیزدی، صادق، شرح زندگانی حضرت آیت‌اللّه مؤسس و فرزند برومندشان آیت‌اللّه حاج‌شیخ مرتضی حائری (ره)، ج1، ص24، قم 1381ش.

[91] نیکوبرش، فرزانه، بررسی عملکرد سیاسی آیت‌اللّه حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی از سال 1301 تا سال 1315ه ش، ج1، ص26، تهران 1381ش.

[92] محقق داماد، مصطفی، «مصاحبه با حجهالاسلام و المسلمین دکتر سیدمصطفی محقق داماد»، ج1، ص43، حوزه، سال 21، ش 5 (آذر و دی 1383).



اقامت در اراک


در اثنای اقامت حائری در کربلا، از او برای بازگشت به اراک درخواست‌های زیادی شد. سرانجام، او در 1332 یا اوایل 1333،

[93] صفوت تبریزی، محمدعلی، «زندگی‌نامه آیهاللّه حاج شیخ‌عبدالکریم حائری»، ج1، ص73، به کوشش علی صدرایی‌خویی، در مؤسّس حوزه، همان.

[94] حائری، عبدالهادی، تشیع و مشروطیت در ایران و نقش ایرانیان مقیم عراق، ج1، ص179، تهران 1364ش.

با این شرط که در اداره حوزه علمیه مستقل باشد، به اراک رفت و در مدت اقامت هشت ساله‌اش در آنجا، علاوه بر اداره حوزه، به تدریس فقه و اصول پرداخت. حائری که دهه ششم زندگی خود را می‌گذراند و نام و نشان بیشتری یافته بود توانست طلابی را از سایر مناطق به اراک جذب کند و حوزه‌ای با حدود سیصد علم‌آموز

[95] استادی، رضا، یادنامه حضرت آیهاللّه العظمی اراکی (ره)، ج1، ص45، (اراک) 1375ش.

شکل دهد. او در پاسخ به نامه استادش، میرزامحمدتقی شیرازی، پس از فوت سید محمدکاظم یزدی (1337) که از او خواسته بود به عتبات برگردد و خود را برای مرجعیت شیعه مهیا سازد، اقامت در ایران را وظیفه خود خواند و از قرارگرفتن ایران و ایرانیان در مسیر تباهی و انحطاط فکری اظهار نگرانی کرد.

[96] آقابزرگ طهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعه: نقباء البشر فی القرن الرابع عشر، قسم 3، ص 1164، مشهد 1404.

[97] رازی، محمد شریف، آثارالحجه، ج1، ص15، یا، تاریخ و دائرهالمعارف حوزه علمیه قم، قم 1332ـ (1333ش).

[98] رازی، محمد شریف، آثارالحجه، ج1، ص23، یا، تاریخ و دائرهالمعارف حوزه علمیه قم، قم 1332ـ (1333ش).

[99] کریمی ‌جهرمی، علی، آیهاللّه مؤسّس مرحوم آقای حاج‌شیخ عبدالکریم حائری (قدّس سرُّه‌الشّریف)، ج1، ص56، قم 1372ش.

[100] حائری، عبدالحسین، «مصاحبه با استاد عبدالحسین حائری»، ج1، ص153ـ157، حوزه، سال 21، ش 5 (آذر و دی 1383).

[101] مرجعیت در عرصه اجتماع و سیاست: اسناد و گزارش‌هایی از آیات عظام نائینی، اصفهانی، ج1، ص319، قمی، حائری و بروجردی، 1292 تا 1339 شمسی، به‌کوشش محمدحسین منظورالاجداد، تهران: شیرازه، 1379ش.

[102] صدرایی‌خویی، علی، آیت‌اللّه اراکی: یک قرن وارستگی، ج1، ص17ـ18، تهران 1382ش.




حوزه علمیه قم


حائری در 1337 به قصد زیارت مرقد امام رضا علیه‌السلام عازم مشهد شد و در مسیر خود چند روز در قم ماند و با اوضاع این شهر و حوزه علمیه آن آشنا شد و از مهجوری و غربت مدارس علمی آن‌جا افسوس خورد.

[103] رازی، محمد شریف، گنجینه دانشمندان، ج1، ص286، تهران 1352ـ1354ش.

[104] مرسلوند، حسن، زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، ج3، ص59ـ60، ج 3، تهران 1373ش.

در ماه رجب 1340 (در آستانه نوروز 1301ش.

[105] فیض‌قمی، عباس، کتاب گنجینه آثار قم، ج 1، ص 332، قم 1349ـ1350ش

[106] کریمی ‌جهرمی، علی، آیهاللّه مؤسّس مرحوم آقای حاج‌شیخ عبدالکریم حائری (قدّس سرُّه‌الشّریف)، ج1، ص59، قم 1372ش.

)

اقامت در قم


بار دیگر، در پی دعوت تنی چند از عالمان قم از او

[107] فیض‌قمی، عباس، کتاب گنجینه آثار قم، قم 1349ـ1350ش.

و نیز برای زیارت مرقد حضرت معصومه، با همراهی چند تن، از جمله فرزند خردسالش مرتضی، به قم رفت و با استقبال بسیاری از علما و مردم قم و درخواست آنان برای اقامت او در این شهر مواجه شد. نخست تردید داشت، ولی پس از پافشاری شماری از عالمان، به‌ویژه محمدتقی بافقی، حائری استخاره کرد و سپس تصمیم گرفت در قم بماند؛ تصمیمی که در پی آن حوزه‌ای بزرگ در آن شهر تأسیس شد و حائری، «آیت‌اللّه مؤسس» لقب گرفت.

[108] آقابزرگ طهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعه: نقباء البشر فی القرن الرابع عشر، قسم 3، ص 1159، مشهد 1404.

[109] رازی، محمد شریف، آثارالحجه، ج1، ص15ـ16، یا، تاریخ و دائرهالمعارف حوزه علمیه قم، قم 1332ـ (1333ش).

[110] رازی، محمد شریف، آثارالحجه، ج1، ص21ـ22، یا، تاریخ و دائرهالمعارف حوزه علمیه قم، قم 1332ـ (1333ش).

[111] فیض‌قمی، عباس، کتاب گنجینه آثار قم، ج1، ص331ـ334، قم 1349ـ1350ش.

[112] سپهری اردکانی، علی، نگاهی به تاریخ اردکان، ج1، ص212، ج 1، اردکان 1364ش.

[113] حائری، عبدالحسین، «مصاحبه با استاد عبدالحسین حائری»، ج1، ص154ـ155، حوزه، سال 21، ش 5 (آذر و دی 1383).

[114] برای استخاره مذکور رجوع کنید به، رازی، محمد شریف، گنجینه دانشمندان،، ج 1، ص 287ـ 288، تهران 1352ـ1354ش.

[115] کریمی ‌جهرمی، علی، آیهاللّه مؤسّس مرحوم آقای حاج‌شیخ عبدالکریم حائری (قدّس سرُّه‌الشّریف)، ج1، ص58ـ59، قم 1372ش.


حائری تصمیم خود را به شاگردانش اعلام کرد.

[116] حسینی ‌زنجانی، احمد، الکلام یجرّ الکلام، ج1، ص106، قم 1368ش.

علاوه بر سید محمدتقی خوانساری، که همراه حائری به قم رفته بود، بسیاری از شاگردان او، از جمله شاگردان برجسته‌ای چون سید احمد خوانساری، سید روح‌اللّه خمینی ( امام خمینی )، سید محمدرضا گلپایگانی و محمدعلی اراکی،

[117] برای برخی افراد دیگر رجوع کنید به، رضا استادی، ج1، ص54ـ64، یادنامه حضرت آیهاللّه العظمی اراکی (ره)، (اراک) 1375ش.

به قم منتقل شدند.

شکوفایی حوزه قم


با این هجرت و آغاز شدن درس حائری در قم و همراهی و همکاری عالمان قم،

[118] محقق داماد، علی، «مصاحبه با حضرت آیت‌اللّه حاج سیدعلی آقا محقق داماد»، ج1، ص35ـ37، حوزه، سال 21، ش 6 (بهمن و اسفند 1383).

حال و هوای مدارس دینی آن‌جا دگرگون و حوزه علمی قم پرتحرک شد.

[119] ریحان یزدی، علیرضا، آینه دانشوران، ج1، ص33، با مقدمه و تعلیقات و اضافات ناصر باقری بیدهندی، قم 1372ش.

گر چه قم در گذشته هم در دوره‌هایی، حوزه‌های علمی پررونقی داشت، اما هیچگاه بدین درجه از شکوفایی و اعتبار نرسیده بود و در ردیف حوزه‌های درجه اول جهان اسلام به‌شمار نمی‌رفت.
سیدابوالحسن اصفهانی و محمدحسین نائینی ــکه پس از تبعید شدن از عراق

[120] درباره این تبعید رجوع کنید به، محمدرضا طبسی، ج1، ص66، «مصاحبه با آیت‌اللّه حاج شیخ محمدرضا طبسی»، حوزه، سال 6، ش 4 (مهر و آبان 1368).

در 1302ش، حدود هشت ماه در قم ماندندــ نیز در تثبیت این حوزه نقش مهمی داشتند. به گزارش بسیاری از منابع، حائری با استقبال از حضور آن دو در قم و فراهم کردن مقدمات تدریسشان، شاگردان خود را به حضور در درس آنان تشویق کرد. بنابر برخی گزارش‌ها، حائری حتی درس خود را به احترام آن‌ها تعطیل کرد.

[121] آقابزرگ طهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعه: نقباء البشر فی القرن الرابع عشر، قسم 3، ص 1160ـ 1161، مشهد 1404.

[122] رازی، محمد شریف، آثارالحجه، یا، تاریخ و دائرهالمعارف حوزه علمیه قم، ج 1، ص 24ـ 25، قم 1332ـ (1333ش).

[123] صفوت تبریزی، محمدعلی، «زندگی‌نامه آیهاللّه حاج شیخ‌عبدالکریم حائری»، ج1، ص77، به کوشش علی صدرایی‌خویی، در مؤسّس حوزه.

[124] ذاکری، علی‌اکبر، «رفتارشناسی سیاسی آیت‌اللّه حائری»، ج1، ص211، حوزه، سال 21، ش 6 (بهمن و اسفند 1383).

[125] برای آگاهی از گزارش‌های گوناگون درباره نحوه مواجهه حائری با آنان رجوع کنید به، عبدالهادی حائری، ج1، ص181ـ182، تشیع و مشروطیت در ایران و نقش ایرانیان مقیم عراق، تهران 1364ش.


با پرآوازه شدن حوزه علمیه قم و ورود شماری از عالمان و مدرسان و بسیاری از محصلان سایر حوزه‌ها یا محصلان جدید، تعداد طلاب از هزار تن گذشت.

[126] آیتی، عبدالحسین، کتاب تاریخ یزد، ج1، ص429، یزد 1317ش.

[127] رازی، محمد شریف، آثارالحجه، ج1، ص23ـ24، یا، تاریخ و دائرهالمعارف حوزه علمیه قم، قم 1332ـ (1333ش).

[128] استادی، رضا، یادنامه حضرت آیهاللّه العظمی اراکی (ره)، ج1، ص77ـ 78، (اراک) 1375ش.

[129] مدرس تبریزی، محمدعلی، ریحانهالادب، ج1، ص67، تهران 1374ش.

[130] موسوی اصفهانی، محمدمهدی، احسن الودیعه فی تراجم اشهر مشاهیر مجتهدی الشیعه، ج2، ص118، او، تتمیم روضات‌الجنات، بغداد (1348).

[131] امین، سیدمحسن، اعیان الشیعه، ج8، ص42.

[132] برای آگاهی از اسامی بیش از 350 تن از آنان رجوع کنید به، عمادالدین فیاضی، ج1، ص152ـ 159، زندگینامه و شخصیت اجتماعی ـ سیاسی آیت‌اللّه العظمی حاج شیخ‌عبدالکریم حائری (مؤسس حوزه علمیه قم)، تهران 1378ش.


از آن پس، نام شیخ عبدالکریم ــکه دوستان و شاگردانش بیش‌تر از او با عنوان «حاج شیخ» یاد می‌کردند

[133] مرجعیت در عرصه اجتماع و سیاست: اسناد و گزارش‌هایی از آیات عظام نائینی، اصفهانی، ج1، ص315، قمی، حائری و بروجردی، 1292 تا 1339 شمسی، به‌کوشش محمدحسین منظورالاجداد، تهران: شیرازه، 1379ش.

ــ با نام حوزه قم پیوند خورد. او از سه جایگاه در تثبیت و توسعه حوزه علمی قم مؤثر بود: مرجعیت؛ تدریس و زعامت علمی؛ و اداره امور حوزه.

مرجعیت


هرچند حائری هیچگاه خود را در معرض مقام مرجعیت قرار نداده و بلکه با ترک حوزه علمی عراق، از آن فاصله گرفته بود، پس از درگذشت سیدمحمدکاظم یزدی و شیخ‌الشریعه اصفهانی و میرزامحمدتقی شیرازی، در فاصله سالهای 1337 تا 1339 که حائری هنوز در اراک به سر می‌برد، شماری از کسانی که در تکاپوی انتخاب مرجع تقلید بودند، به او رجوع کردند. پس از هجرت او به قم و افزایش شهرتش، رفته‌رفته بر مقلدان او افزوده شد تا این‌که بسیاری از ایرانیان و برخی شیعیان سایر کشورها، از جمله عراق و لبنان، از مقلدان او شدند. از جمله عوامل مهم و مؤثر در مرجعیت حائری را توجه ویژه میرزامحمدتقی شیرازی به او، از جمله ارجاع مقلدان خود به حائری در مسائل مورد احتیاط، دانسته‌اند.

[134] مستوفی، عبداللّه، شرح زندگانی من، ج3، ص601، یا، تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه، تهران 1360ش.

[135] آقابزرگ طهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعه: نقباء البشر فی القرن الرابع عشر، قسم 3، ص 1158ـ 1159، مشهد 1404.

[136] آقابزرگ طهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعه: نقباء البشر فی القرن الرابع عشر، قسم 3، ص 1164، مشهد 1404.

[137] حائری یزدی، مرتضی، سرّدلبران: عرفان و توحید ناب در ضمن داستان‌ها، ج1، ص56، به کوشش رضا استادی، قم 1377ش.

[138] حائری یزدی، مهدی، خاطرات دکتر مهدی حائری یزدی، ج1، ص18، به‌کوشش حبیب لاجوردی، تهران 1381ش.

[139] حائری یزدی، مهدی، خاطرات دکتر مهدی حائری یزدی، ج1، ص76، به‌کوشش حبیب لاجوردی، تهران 1381ش.

[140] حائری، عبدالهادی، تشیع و مشروطیت در ایران و نقش ایرانیان مقیم عراق، ج1، ص84، تهران 1364ش.

[141] کریمی ‌جهرمی، علی، آیهاللّه مؤسّس مرحوم آقای حاج‌شیخ عبدالکریم حائری (قدّس سرُّه‌الشّریف)، ج1، ص107ـ108، قم 1372ش.



شیوه تدریس


حائری در قم با جدیت به تدریس فقه و اصول پرداخت. او به روش مکتب سامرا و با الهام از میرزای بزرگ شیرازی درس می‌داد. در این شیوه، پس از طرح مسئله، بدون هیچ اظهارنظری، نخست دیدگاه‌های گوناگون و دلایل هریک بیان می‌شد، سپس استاد ضمن نظرخواهی از شاگردان و تبادل‌نظر با آن‌ها به جمع‌بندی آرا می‌پرداخت، آنگاه نظر خود را می‌گفت و در پایان اجازه می‌داد شاگردانش با او درباره این نظر بحث کنند و به نقد آن بپردازند. همچنین حائری هر روز موضوع درس بعدی را مشخص می‌کرد تا شاگردانش پیشاپیش آن را مطالعه کنند. او بر آن بود که مباحث اصول فقه باید مختصر و کاربردی مطرح شود؛ ازاین‌رو، در تألیف دررالاصول به این نظر عمل کرد و نیز دوره کامل درس اصول فقه را در مدت تقریبآ چهار سال تدریس می‌کرد.

[142] کریمی ‌جهرمی، علی، آیهاللّه مؤسّس مرحوم آقای حاج‌شیخ عبدالکریم حائری (قدّس سرُّه‌الشّریف)، ج1، ص74ـ 75، قم 1372ش.

[143] محقق داماد، علی، «مصاحبه با حضرت آیت‌اللّه حاج سیدعلی آقا محقق داماد»، ج1، ص50، حوزه، سال 21، ش 6 (بهمن و اسفند 1383).

[144] محقق داماد، علی، «مصاحبه با حضرت آیت‌اللّه حاج سیدعلی آقا محقق داماد»، ج1، ص55، حوزه، سال 21، ش 6 (بهمن و اسفند 1383).

[145] عیسی‌نژاد، محمد، «شیخ عبدالکریم حائری، ج1، ص108، حوزه علمیه قم و تولید علم در سده معاصر ایران»، حوزه، سال 21، ش 6 (بهمن و اسفند 1383).



استادان


آیت‌الله حائری در طول زندگی خود از استادان برجسته‌ای سود بردند که برخی از آنان بدین شرح می‌باشند:
1. آیت‌الله فاضل اردکانی
2. حاج میرزا حسن شیرازی (میرزای بزرگ)
3. آیت‌الله فشارکی
4. آخوندخراسانی
5. سیدمحمدکاظم یزدی
6. آیت‌الله میرزامحمدتقی شیرازی
7. شیخ فضل‌الله نوری

شاگردان نامدار


از حوزه درس حائری، عالمان بزرگی سر برآوردند که تنی چند از آنان در عصر خود به مقام مرجعیت رسیدند. میرزاهاشم آملی، محمدعلی اراکی، سیداحمد حسینی زنجانی، امام خمینی، سیداحمد خوانساری، سیدمحمدتقی خوانساری، سیدمحمد داماد، سیدابوالحسن رفیعی قزوینی، سیدکاظم شریعتمداری، سیدصدرالدین صدر، سیدکاظم گلپایگانی، سیدمحمدرضا گلپایگانی، آخوند ملاعلی معصومی همدانی، سیدشهاب‌الدین نجفی مرعشی و میر سیدعلی یثربی همدانی از جمله شاگردان او بودند.

[146] رازی، محمد شریف، آثارالحجه، ج1، ص، یا، تاریخ و دائرهالمعارف حوزه علمیه قم، قم 1332ـ (1333ش).

[147] رازی، محمد شریف، آثارالحجه، ج1، ص87ـ88، یا، تاریخ و دائرهالمعارف حوزه علمیه قم، قم 1332ـ (1333ش).

[148] برای فهرست اسامی ده‌ها تن از دیگر شاگردان نامدار او رجوع کنید به، محمد شریف رازی، ج1، ص87ـ88، آثارالحجه، یا، تاریخ و دائرهالمعارف حوزه علمیه قم، قم 1332ـ (1333ش).

[149] برای فهرست اسامی ده‌ها تن از دیگر شاگردان نامدار او رجوع کنید به، محمد شریف رازی، ج1، ص235، آثارالحجه، یا، تاریخ و دائرهالمعارف حوزه علمیه قم، قم 1332ـ (1333ش).



برنامه‌ها


مهم‌ترین جایگاه و اصلی‌ترین مسئولیت حائری، مدیریت حوزه نوپای قم بود. او وظیفه اصلی خود را ایفای درست این نقش می‌دانست و از هرچه با آن تعارض داشت پرهیز می‌کرد. این نگرش در مشی سیاسی ـ اجتماعی او بی‌تأثیر نبود. او باتوجه به آشنایی با حوزه‌های بزرگ شیعی سامرا و نجف و کربلا، و اطلاع از شیوه مدیریت و ضعف‌ها و قوّت‌های پیشینیان خود و نیز تجارب خویش در حوزه اراک، بیش از هر چیز به برنامه‌ریزی برای تثبیت حوزه و پیشرفت و بالندگی آن می‌اندیشید. تحول در روش‌ای آموزش در حوزه، تخصصی شدن ابواب فقه، توسعه دامنه معلومات دانش‌پژوهان حوزه، حتی آموزش زبان‌های خارجی، و به‌طور خلاصه تربیت محقق و مجتهد، از برنامه‌ها یا آرزوهای او بود.

[150] حسینی ‌زنجانی، احمد، الکلام یجرّ الکلام، ج1، ص124، قم 1368ش.

[151] اراکی، محمدعلی، «مصاحبه با استاد بزرگوار آیت‌اللّه العظمی اراکی»، ج1، ص82ـ83، در آیینه‌داران حقیقت: مصاحبه‌های مجله حوزه با عالمان و دانشوران حوزوی، تهیه و تدوین: مجله حوزه، ج 1، قم: بوستان کتاب قم، 1382ش.

[152] کریمی ‌جهرمی، علی، آیهاللّه مؤسّس مرحوم آقای حاج‌شیخ عبدالکریم حائری (قدّس سرُّه‌الشّریف)، ج1، ص47، قم 1372ش.

[153] سیدکباری، علیرضا، حوزه‌های علمیه شیعه در گستره جهان، ج1، ص384، تهران 1378ش.

[154] محقق داماد، مصطفی، «مصاحبه با حجهالاسلام و المسلمین دکتر سیدمصطفی محقق داماد»، ج1، ص67ـ68، حوزه، سال 21، ش 5 (آذر و دی 1383).

[155] محقق داماد، مصطفی، «مصاحبه با حجهالاسلام و المسلمین دکتر سیدمصطفی محقق داماد»، ج1، ص87ـ88، حوزه، سال 21، ش 5 (آذر و دی 1383).

[156] محقق داماد، مصطفی، «مصاحبه با حجهالاسلام و المسلمین دکتر سیدمصطفی محقق داماد»، ج1، ص92، حوزه، سال 21، ش 5 (آذر و دی 1383).

[157] دایرهالمعارف جهان اسلام آکسفورد، ج4، ص64.



در عرصه سیاست


برخی اهتمام او را به حفظ حوزه قم مهم‌ترین دلیل اجتنابش از ورود در بسیاری از رویدادهای سیاسی و رویارویی با حکومت دانسته‌اند. به نظر اینان، حائری آگاهانه و هوشمندانه به مسائل مرتبط با حکومت وارد نمی‌شد، زیرا بر این باور بود که موضع‌گیری در برابر رضا شاه پهلوی در آن اوضاع و احوال، نتیجه‌ای جز برچیده شدن حوزه نخواهد داشت؛ بنابراین، با دوراندیشی و درایت و بردباری، حیات حوزه و بلکه حیات دین و مذهب را در ایران استمرار بخشید.

[158] رازی، محمد شریف، آثارالحجه، ج1، ص29ـ30، یا، تاریخ و دائرهالمعارف حوزه علمیه قم، قم 1332ـ (1333ش). رازی، محمد شریف، آثارالحجه، ج1، ص53ـ54، یا، تاریخ و دائرهالمعارف حوزه علمیه قم، قم 1332ـ (1333ش).

[159] امینی، داود، «اهتمام آیهاللّه حاج شیخ عبدالکریم حائری در تأسیس و حراست از حوزه علمیه قم»، ج1، ص198، در مؤسّس حوزه: یادنامه حضرت آیهاللّه حاج شیخ عبدالکریم حائری قدّس‌سرُّه، به کوشش محمدکاظم شمس، عبدالهادی اشرفی، و جواد آهنگر، قم: بوستان کتاب قم، 1383ش.


با این‌که این نظر را نمی‌توان یکسره نادیده گرفت، شواهد زیادی وجود دارد که به استناد آن‌ها می‌توان شخصیت حائری را اساسآ غیرسیاسی قلمداد کرد. به نظر می‌رسد که کناره گیری شدید او از دخالت در مسائل سیاسی، به حدی که حیرت و بلکه اعتراض برخی را برانگیخت،

[160] کریمی ‌جهرمی، علی، آیهاللّه مؤسّس مرحوم آقای حاج‌شیخ عبدالکریم حائری (قدّس سرُّه‌الشّریف)، ج1، ص61ـ62، قم 1372ش.

[161] فلسفی، محمدتقی، خاطرات و مبارزات حجهالاسلام فلسفی، ج1، ص82، تهران 1376ش.

[162] حائری، عبدالحسین، «مصاحبه با استاد عبدالحسین حائری»، ج1، ص161ـ162، حوزه، سال 21، ش 5 (آذر و دی 1383).

بیش از آن‌که بنا به مصلحت‌جویی بوده باشد از روحیه او ناشی می‌شده است. رویه حائری پیش از ورود به قم، درباره مسائل سیاسی نامرتبط با حکومت ایران، نیز همین‌گونه بود. منابعی که حوادث دهه سوم و چهارم قرن چهاردهم را ثبت کرده‌اند مملو از اسامی عالمانی هستند که در اعتراض به حضور بیگانگان و اشغال بخشی از سرزمین‌های اسلامی (به‌ویژه عراق) در جنگ جهانی اول، یا در اعتراض به برخی سیاست‌های حاکمان این سرزمین‌ها، اعلامیه داده، حکم صادر کرده و حتی به پا خاسته‌اند. در میان آنان با آن‌که نام تنی چند از استادان حائری و بسیاری از همدرسان او زیاد دیده می‌شود، از حائری نامی نیست. مثلا در میان عالمانی که در محرّم 1330، هم‌زمان با حضور حائری در کربلا، در اعتراض به نیروهای اشغالگر خارجی از نجف و کربلا به کاظمین رفتند و حدود سه ماه در آن‌جا ماندند، نام کسانی چون میرزامحمدتقی شیرازی، شیخ‌الشریعه اصفهانی، نائینی، سیدابوالحسن اصفهانی و آقاضیاء عراقی در منابع تاریخی ثبت شده است،

[163] نظام‌الدین‌زاده، حسن، هجوم روس و اقدامات رؤسای دین برای حفظ ایران، ج1، ص154ـ155، به‌کوشش نصراللّه صالحی، تهران 1377ش.

ولی نشانی از حائری نیست. برخی برگشت او را از اراک (در سفر اول) به نجف و در پی آن، هجرت از نجف به کربلا را به منظور دورماندن از حوادث انقلاب مشروطه و منازعات دو طیف مشروطه‌خواه و مشروعه‌خواه دانسته‌اند؛ بنابراین می‌توان حائری را، همچون استادش فشارکی، از عالمانی دانست که نه تنها هیچگاه در مسائل سیاسی فعال نبوده، بلکه از حوادث سیاسی و جنجالی گریزان بوده‌اند.

[164] حائری، عبدالهادی، تشیع و مشروطیت در ایران و نقش ایرانیان مقیم عراق، تهران 1364ش.

[165] حائری، عبدالهادی، تشیع و مشروطیت در ایران و نقش ایرانیان مقیم عراق، تهران 1364ش.

[166] حسینیان، روح‌اللّه، تاریخ سیاسی تشیع تا تشکیل حوزه علمیه قم: مقدمه‌ای بر انقلاب اسلامی ایران، ج1، ص450ـ451، کتاب 1، تهران 1380ش.

[167] شکوری، ابوالفضل، «مرجع دوراندیش و صبور: آیت‌اللّه حائری، ج1، ص116، مؤسس حوزه علمیه قم»، یاد، ش 17 (زمستان 1368).

[168] امینی، داود، «اهتمام آیهاللّه حاج شیخ عبدالکریم حائری در تأسیس و حراست از حوزه علمیه قم»، ص 191، به نقل از عبدالحسین حائری، در مؤسّس حوزه: یادنامه حضرت آیهاللّه حاج شیخ عبدالکریم حائری قدّس‌سرُّه، به کوشش محمدکاظم شمس، عبدالهادی اشرفی، و جواد آهنگر، قم: بوستان کتاب قم، 1383ش، 13900.

. با این همه، جایگاه اجتماعی او، به‌ویژه در دهه آخر عمرش، مانع از آن بود که به کلی از هر آنچه رنگ و بوی سیاسی داشت، کناره‌گیری کند.

[169] حسینیان، روح‌اللّه، تاریخ سیاسی تشیع تا تشکیل حوزه علمیه قم: مقدمه‌ای بر انقلاب اسلامی ایران، ج1، ص453، کتاب 1، تهران 1380ش.


مهم‌ترین چالش آیت‌اللّه حائری در این سال‌ها نحوه تعامل و مناسباتش با رضاخان (بعدآ رضاشاه ) بود. این مناسبات را می‌توان به سه دوره متمایز تقسیم کرد: در دوره نخست، دوره سردار سپهی، رئیس‌الوزرایی و نیز اوایل سلطنت رضاخان، روابط نسبتآ خوبی با یکدیگر داشتند.

[170] دولت‌آبادی، یحیی، حیات یحیی، ج4، ص289، تهران 1362ش.

از یک‌سو، رضاخان که می‌کوشید به حوزه علمیه و عالمان دینی نزدیک شود، بسیار به حائری توجه داشت و با او محترمانه رفتار می‌کرد،

[171] حائری یزدی، مهدی، خاطرات دکتر مهدی حائری یزدی، ج1، ص17، به‌کوشش حبیب لاجوردی، تهران 1381ش.

[172] حائری یزدی، مهدی، خاطرات دکتر مهدی حائری یزدی، ج1، ص65، به‌کوشش حبیب لاجوردی، تهران 1381ش.

تا جایی که خود را مقلد او معرفی کرد.

[173] اراکی، محمدعلی، «تأسیس حوزه علمیه قم بروایت خاطره: مصاحبه با آیت‌اللّه اراکی»، ج1، ص27، یاد، سال 1، ش 4 (پاییز 1365).

از سوی دیگر، حائری در تأیید و تا حدی تثبیت رضاخان بی‌تأثیر نبود؛ مثلا اعلامیه مشترک او و نائینی و اصفهانی در نفی جمهوریت، پس از ملاقات رضاخان با آن سه، در مجموع به سود رضاخان تمام شد.

[174] مستوفی، عبداللّه، شرح زندگانی من، ج3، ص601ـ602، یا، تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه، تهران 1360ش.

[175] مکی، حسین، تاریخ بیست ساله ایران، ج3، ص15، ج 3، تهران 1362ش.

[176] حائری، عبدالهادی، تشیع و مشروطیت در ایران و نقش ایرانیان مقیم عراق، ج1، ص188ـ190، تهران 1364ش.

[177] درباره جمهوری‌خواهی در آن دوره رجوع کنید به، محمدتقی بهار، ج2، ص27، تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران، تهران 1323ـ1363ش.

سه مسئله را می‌توان در این رویکرد حائری مؤثر دانست: تمایلات دینی و مذهبی رضاخان یا دست‌کم تظاهر به آن تا آن زمان،

[178] اعظام قدسی، حسن، خاطرات من، ج2، ص51ـ52، یا، روشن شدن تاریخ صد ساله، تهران 1349ش.

وعده‌های او مبنی بر تقویت اسلام و جلوگیری از افکار ضد دینی،

[179] هدایت، مهدیقلی، خاطرات و خطرات، ج1، ص368، تهران 1363ش.

و اقتدار او و درنتیجه ایجاد امنیت و ثبات نسبی در کشور.

[180] محقق داماد، مصطفی، «مصاحبه با حجهالاسلام و المسلمین دکتر سیدمصطفی محقق داماد»، ج1، ص70ـ73، حوزه، سال 21، ش 5 (آذر و دی 1383).


در دوره دوم، از زمان تثبیت سلطنت رضاشاه تا پیش از طرح مسئله کشف حجاب، مناسبات میان آن‌ها نه حسنه نه تیره بود.

[181] حائری یزدی، مهدی، خاطرات دکتر مهدی حائری یزدی، ج1، ص64، به‌کوشش حبیب لاجوردی، تهران 1381ش.

در این دوره، حائری در پاره‌ای مسائل، مشی بی‌طرفانه اتخاذ کرد و درنتیجه، گاهی توانست با میانجی‌گری از به وجود آمدن بحران جلوگیری کند؛ مانند نقش او در ماجرای مخالفت با نظام وظیفه اجباری به رهبری حاج‌آقا نوراللّه اصفهانی

[182] فیض‌قمی، عباس، کتاب گنجینه آثار قم، ج1، ص320، قم 1349ـ1350ش.

[183] امینی، داود، «اهتمام آیهاللّه حاج شیخ عبدالکریم حائری در تأسیس و حراست از حوزه علمیه قم»، در مؤسّس حوزه: یادنامه حضرت آیهاللّه حاج شیخ عبدالکریم حائری قدّس‌سرُّه، به کوشش محمدکاظم شمس، عبدالهادی اشرفی، و جواد آهنگر، ج1، ص199ـ201، اسناد1ـ3، قم: بوستان کتاب قم، 1383ش.

[184] امینی، داود، «اهتمام آیهاللّه حاج شیخ عبدالکریم حائری در تأسیس و حراست از حوزه علمیه قم»، ص 204ـ208، اسناد 10ـ14، در مؤسّس حوزه: یادنامه حضرت آیهاللّه حاج شیخ عبدالکریم حائری قدّس‌سرُّه، به کوشش محمدکاظم شمس، عبدالهادی اشرفی، و جواد آهنگر، قم: بوستان کتاب قم، 1383ش، 13900.

و نیز در موضوع اجباری کردن پوشش متحدالشکل مردان، که از سویی مجبور کردن مردم را به یکسان لباس پوشیدن، ناپسند می‌دانست و از سوی دیگر، سرپیچی مردم از این دستور دولت را تأیید نکرد.

[185] محقق داماد، مصطفی، «مصاحبه با حجهالاسلام و المسلمین دکتر سیدمصطفی محقق داماد»، ج1، ص78ـ81، حوزه، سال 21، ش 5 (آذر و دی 1383).

[186] محقق داماد، علی، «مصاحبه با حضرت آیت‌اللّه حاج سیدعلی آقا محقق داماد»، ج1، ص34ـ35، حوزه، سال 21، ش 6 (بهمن و اسفند 1383).

حائری حتی گاهی با تصمیم کلی حکومت، همراهی نشان داد ولی کوشید با تغییراتی، آن را در جهت اهداف و برنامه‌های خود مدیریت کند، مانند تصمیم دولت درباره امتحان گرفتن از طلاب به منظور اعطای جواز استفاده از لباس روحانیت.

[187] امینی، داود، «مروری بر زندگی آیت‌اللّه حاج‌شیخ عبدالکریم حائری یزدی: بنیانگذار حوزه علمیه قم به روایت اسناد»، گنجینه اسناد، ج1، ص16ـ18، اسناد 1ـ5، سال 5، دفتر 3 و 4 (پاییز و زمستان 1374).

اما او در بسیاری از مسائل، با این‌که موافق عملکرد دولت نبود، بردبارانه سکوت کرد و رو در روی حکومت قرار نگرفت؛ مانند برخورد حکومت با بافقی و سیدحسن مدرس. در تحلیل رفتار کژدارومریز حائری با رضاشاه در این دوره، علاوه بر روحیه غیرسیاسی او و نیز اهمیتی که به ماندگاری حوزه می‌داد، می‌توان این نگرش او را نیز مؤثر دانست که دربار پهلوی را تحت نفوذ انگلیس و جنگ با آن را بی‌ثمر می‌دانست. روی هم رفته، حائری در این دوره هرچند بر ضد حکومت و در حمایت از مخالفان موضع نمی‌گرفت، اما حکومت هیچگاه نمی‌توانست از سلوک وی به نفع خود بهره‌برداری کند.

[188] کریمی ‌جهرمی، علی، آیهاللّه مؤسّس مرحوم آقای حاج‌شیخ عبدالکریم حائری (قدّس سرُّه‌الشّریف)، ج1، ص60، قم 1372ش.

[189] کریمی ‌جهرمی، علی، آیهاللّه مؤسّس مرحوم آقای حاج‌شیخ عبدالکریم حائری (قدّس سرُّه‌الشّریف)، ج1، ص64، قم 1372ش.

[190] حائری، عبدالحسین، «مصاحبه با استاد عبدالحسین حائری»، ج1، ص169ـ170، حوزه، سال 21، ش 5 (آذر و دی 1383).

[191] حائری، عبدالحسین، «مصاحبه با استاد عبدالحسین حائری»، ج1، ص175، حوزه، سال 21، ش 5 (آذر و دی 1383).

[192] محقق داماد، مصطفی، «مصاحبه با حجهالاسلام و المسلمین دکتر سیدمصطفی محقق داماد»، ج1، ص57، حوزه، سال 21، ش 5 (آذر و دی 1383).

[193] محقق داماد، مصطفی، «مصاحبه با حجهالاسلام و المسلمین دکتر سیدمصطفی محقق داماد»، ج1، ص72، حوزه، سال 21، ش 5 (آذر و دی 1383).


در دوره سوم، از واقعه کشف حجاب (1314ش) تا درگذشت حائری (1315ش)، مناسبات میان آن‌دو تیره بود. در پی این ماجرا، حائری با اصرار و نیز فشار دیگران،

[194] فلسفی، محمدتقی، خاطرات و مبارزات حجهالاسلام فلسفی، ج1، ص81ـ82، تهران 1376ش.

در 11 تیر 1314 در تلگرامی به رضاشاه، اوضاع را برخلاف قوانین شرع اعلام کرد و جلوگیری از آن را خواستار شد.

[195] محقق داماد، مصطفی، «مصاحبه با حجهالاسلام و المسلمین دکتر سیدمصطفی محقق داماد»، ص 456، حوزه، سال 21، ش 5 (آذر و دی 1383).

[196] محقق داماد، مصطفی، «مصاحبه با حجهالاسلام و المسلمین دکتر سیدمصطفی محقق داماد»، پانویس ص83، حوزه، سال 21، ش 5 (آذر و دی 1383).

[197] برای پاسخ نسبتآ غیر محترمانه احتمالا نخست‌وزیر یا وزیر دربار به این تلگرام رجوع کنید به محقق داماد، مصطفی، «مصاحبه با حجهالاسلام و المسلمین دکتر سیدمصطفی محقق داماد»، ص457، حوزه، سال 21، ش 5 (آذر و دی 1383).

[198] محقق داماد، مصطفی، «مصاحبه با حجهالاسلام و المسلمین دکتر سیدمصطفی محقق داماد»، ج1، ص84، حوزه، سال 21، ش 5 (آذر و دی 1383).

از آن پس، مناسبات آن‌ها به کلی قطع شد و حتی آمد و شدهای نزد حائری به شدت تحت نظر بود.

[199] حائری یزدی، مهدی، خاطرات دکتر مهدی حائری یزدی، ج1، ص65، به‌کوشش حبیب لاجوردی، تهران 1381ش.

به نقل برخی منابع، موضوع کشف حجاب چنان بر حائری گران آمد که پس از آن خانه‌نشین شد و حتی به باور شماری از شاگردان و نزدیکانش، از غصه مرد.

[200] اراکی، محمدعلی، «مصاحبه با استاد بزرگوار آیت‌اللّه العظمی اراکی»، ج1، ص81، در آیینه‌داران حقیقت: مصاحبه‌های مجله حوزه با عالمان و دانشوران حوزوی، تهیه و تدوین: مجله حوزه، ج 1، قم: بوستان کتاب قم، 1382ش.

[201] حائری یزدی، مرتضی، سرّدلبران: عرفان و توحید ناب در ضمن داستان‌ها، ج1، ص205، به کوشش رضا استادی، قم 1377ش.

[202] عبدالحسین غروی تبریزی، «مصاحبه با آیهاللّه عبدالحسین غروی تبریزی»، ج1، ص43، حوزه، سال 11، ش 2 (خرداد و تیر 1373).



رویدادهای سیاسی معاصر


مقارن با تاسیس حوزه‌ی علمیه‌ی قم رویدادهای مهمی‌در ایران و جهان به وقوع پیوست که جناب آیت‌الله مؤسس با کیاست و دوراندیشی ویژه‌ای از این رویدادها کمال بهره‌برداری را به نفع تاسیس حوزه، نمودند. اهم این وقایع عبارت بودند از:

کودتای 1299ش


رضاخان برای رسیدن به قدرت به پشتیبانی علما نیاز داشت... از این رو تلاش می‌کرد با نزدیک شدن به علما

[203] محمدی، ذكرالله، حضرت آیت الله حاج شیخ عبدالكریم حائری...، ص49، قم، نشر زائر، چاپ اول، 1383.

.به این مهم دست یابد. در این میان جناب آیت‌الله حائری با استفاده از فرصت پیش آمده، حوزه علمیه را بدون هیچ بازدارنده‌ی سیاسی تاسیس نمودند.

آغاز جنگ جهانی اول


با آغاز جنگ جهانی اول، نجف و کربلا برای طلاب و علما ناامن گردیده بود، و آمد و شد طلاب در آن شهرها به سختی صورت می‌گرفت. این ناامنی سبب شد که بسیاری از علما، این شهرها را به مقصد قم که تنها بدیل این کانون‌های علمی‌و جای امن برای کارهای علمی‌بود، ترک گویند... ناامن شدن این مراکز علمی... سبب شد... علما و فضلایی که از ناامنی این مرکزهای علمی‌نگران بودند، جذب حوزه‌ی قم گردند چرا که آیت‌الله حائری با تدبیرها، دوراندیشی‌ها و شناخت دقیق از فرصت‌های پیش آمده، ... حوزه‌ی امن و آرامی‌را برای تحصیل علم آماده کرده بود.

تبعید مراجع نجف به ایران


مرجعیت شیعه در زمان تاسیس حوزه‌ی علمیه قم با سید ابوالحسن اصفهانی و نائینی بود. مراجع نجف به خاطر رویارویی با دولت استعمارگر انگلیس که می‌خواست، امتیاز دو رودبزرگ دجله و فرات را ویژه‌ی خود گرداند، به ایران تبعید شدند. تبعید این بزرگان به ایران... قم را به عنوان یک مرکز مهم تعلیم و تربیت دینی و بدیل عتبات رسمیت بخشید.

[204] محمدی، ذكرالله؛ حضرت آیت الله حاج شیخ عبدالكریم حائری...، ص49، قم، نشر زائر، چاپ اول، 1383.


شیخ عبدالکریم حائری با تلاش و همتی مثال زدنی از مجموعه رویدادهای فوق در جهت تشکیل، توسعه و رسمیت بخشیدن به حوزه‌ی علمیه قم استفاده نمود.

منش و رفتار سیاسی


رفتار سیاسی رهبران شیعی را اگر نخواهیم آن را به دوران حیات پیامبراکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بسط دهیم، باید از اولین روز بعد از رحلت رسول‌اکرم بررسی نمود. از همان هنگامی‌که امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام)تجهیز و تدفین پیکر مطهر پیامبراکرم را به حضور در سقیفه و تعیین سرنوشت خلافت و پس از آن سکوت در برابر فتنه را؛ به جهت مصلحت‌اندیشی برای اسلام و مسلمین، بر قیام ترجیح داد. به همین گونه رهبران سیاسی شیعه در طول تاریخ پرفراز و نشیبی که طی کرده‌اند، هم‌واره مصلحت جامعه‌ی مسلمین را در نظر گرفته و آن عملی را انجام داده‌اند که بیش‌ترین منفعت و مصلحت اسلام و مسلمین را تضمین می‌نموده‌ است.
در ایران به خصوص بعد از تاسیس سلسله‌ی صفویه و اعلام مذهب تشیع به عنوان دین رسمی‌ایرانیان، علمای شیعه مهم‌ترین طبقه‌ی تاثیرگذار در اوضاع اجتماعی و سیاسی ایران بوده‌اند و نقطه‌ی عطف این تاثیرگذاری را باید نهضت تنباکو دانست که بعد از آن قدرت و نفوذ علمای شیعه به عنوان رهبران مذهبی ایران بر همگان روشن گردید.
آیت‌الله حائری، در اغلب حوادث و وقایع سیاسی که در زمان ایشان رخ داده است، سیاست سکوت و مدارا را در پیش گرفته است؛ چرا که تاسیس و حفظ حوزه‌ی علمیه‌ی قم را از اهم واجبات می‌دانسته‌اند و با کیاست و دوراندیشی و تدبیر خود سعی می‌کردند که بهانه‌ای به دست دشمنان نداده و از نهال نوپای حوزه‌ی علمیه به شدت حفاظت نمایند تا به باروری و باردهی رسد؛ به نحوی که در ماجراهایی نظیر آیت‌الله بافقی،(در نوروز 1306، همسر و خانواده رضاخان بدون حجاب و چادر در غرفه‌ی بالای ایوان آینه در حرم حضرت معصومه (س)، حاضر شدند كه این امر موجب اعتراض آیت الله بافقی گردید، و پس از آن كه خانواده‌ی رضاخان به پیغام ایشان وقعی ننهادند، آیت الله بافقی شخصا در حرم حاضر شده و به آنان اعتراض می‌كند. این امر سبب گردید كه رضاخان شخصا به قم آمده و آیت الله بافقی را در حرم شلاق بزند و ... سرانجام ایشان را از قم تبعید نماید.) ‌آیت‌الله حائری که با هوشیاری مخصوص خود دریافته بود که رضاخان فقط به دنبال بهانه‌ی مختصری است که حوزه‌ی علمیه را از ریشه برکند، سکوت را پیشه ساختند، رضاخان خود گفته بود: «اگر حاج شیخ عبدالکریم نفس می‌کشید، یک کلمه‌ای می‌گفت، فوری ماشین در خانه‌اش حاضر می‌کردم و می‌فرستادمش آن جا که عرب نی‌انداخت.»

[205] شکوری، ‌ابوالفضل، مرجع دوراندیش و صبور آیت‌الله حائری، فایل رایگان پاورپوینت موسس حوزه علميه قم، فصلنامه یاد، ص146، شماره 17، سال 5، زمستان 1386.


ایشان سبب رفتار خود را این گونه شرح می‌دهند: «من در مسائلی که از کنه آن آگاهی ندارم، به هیچ وجه دخالت نمی‌کنم و از آن جایی که ایران کشور ضعیفی است و پیوسته تحت فشار و استعمار کشورهای قدرتمندی چون روس و انگلیس می‌باشد، امکان دارد سیاست‌ها و خطوط سیاسی که در ایران وجود دارد، از سوی این قدرت‌های استعماری ترسیم شده باشد و کسانی که در سیاست دخالت می‌کنند، امکان دارد ملعبه دست این قدرت‌ها بوده و ناآگاهانه آب به آسیاب دشمن بریزند. من اگر در کشور فرانسه انگلیس و روس بودم، مسلما در سیاست دخالت می‌کردم، چون خطوط سیاسی در آن جا روشن بوده و از جایی دیگر این جریانات تحمیل نمی‌شود، بنابراین دخالت خود را در سیاست مقدور نمی‌بینم، گذشته از این، دخالت من در سیاست مستلزم درگیری و خونریزی است و من حاضر نیستم که باعث شوم خون بی‌گناهان ریخته شود.»

[206] فیاضی، عمادالدین، حاج شیخ عبدالکریم حائری، ص79 – 78، چاپ اول، تهران، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1378.


نویسنده‌ی کتاب معمار فضیلت در رابطه با خط مشی سیاسی آیت‌الله حائری این گونه اظهار نظر می‌کند که : ... رشد سیاسی مردم در آن زمان چندان بالا نبود که بتوان مبارزه را سامان‌دهی کرد. حتی وضع فرهنگی و معیشتی مردم قم به گونه‌ای بود که گویا برخی مردم نمی‌توانستند وضع جدید را بپذیرند و وجود طلبه‌ها را تحمل کنند. به همین دلیل آیت‌الله حائری به طلبه‌ها سفارش کرده بود که در برابر هرگونه بدرفتاری دیگران گذشت کنند تا حادثه‌ای پیش نیاید.... برای نمونه در قضیه‌ی مرحوم بافقی که معاون برجسته‌ی ایشان در اداره‌ی حوزه بود، نیز واکنشی نشان دادند که دیگر گونه بود... آیت‌الله حائری بین دو موضوع اهم و مهم درگیر بود. موضوع اول این بود که با رضاخان درافتد. در این صورت قتل عامی‌نظیر مسجد گوهر شاد رخ می‌داد. در نتیجه باقی مانده‌ی مردم، صحنه را رها می‌کردند، روحانیت شیعه شکست می‌خورد و سازمان حوزه‌ی علمیه‌ی قم برچیده می‌شد. موضوع دوم این بود که کج‌دار و مریز با رضاخان رفتار شود تا با ادامه‌ی کار حوزه‌ی علمیه‌ی قم، مردان دانشمند و کارایی برای آینده‌ی ایران و دنیای اسلام پرورش یابند.

[207] شعبانی، اولیاء، معمار فضیلت، ص 26- 27، چاپ اول، ق

لینک کمکی