فایل رایگان پاورپوینت موسم حج

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن فایل رایگان پاورپوینت موسم حج :


حج (فقه)




حَجّ، از مهم‌ترین احکام عبادی و از فروع دین و نیز یکی از ارکان اسلام، که در ماه ذیحجه هر سال با مراسمی مخصوص و باشکوه در مکه برگزار می‌شود.

فهرست مندرجات

1 - تعریف
2 - اهمیت
3 - معنای واژه حج
4 - معنای اصطلاحی
5 - تعریف مناسک حج
6 - شعائر حج
7 - حج اکبر
8 - روز حج اکبر
9 - اسامی روزهای خاص
10 - حج در قرآن
11 - حج در احادیث
11.1 - جای‌گاه
11.2 - حکمت‌های تشریع
11.3 - مناسک
12 - حج در کلام عرفا
13 - آداب
14 - شرائط قبولی
15 - منبع احکام حج
16 - آثار فقهی
17 - وجوب
17.1 - دلیل
17.2 - نوع وجوب
17.3 - شرایط
17.3.1 - استطاعت
17.3.2 - کمال جسمی و عقلی
17.3.3 - حرّیت و آزادی
18 - استطاعت
18.1 - مستند فقها
18.2 - اختلاف دیدگاه‌ها
18.3 - مالکیان
18.4 - شافعیان
18.5 - حنفیان و حنبلیان
18.6 - مشهور فقهای شیعه
18.7 - زاد و راحله
18.8 - داشتن دَین
18.9 - استطاعت بذلی
18.10 - دوام
18.11 - استطاعت بدنی
18.12 - راه سفر
18.13 - استطاعت زمانی
18.14 - زن
19 - استحباب
20 - اقسام
20.1 - تفاوت‌ها
20.2 - تکلیف
20.2.1 - اهل سنت
20.2.2 - فقهای امامی
21 - نوع حج پیامبر (ص)
22 - حج تمتع
22.1 - نهی عمر
22.2 - معنای واژه
22.3 - وجه نام‌گذاری
22.4 - شرایط
22.5 - واجبات
22.5.1 - عمره تمتع
22.5.2 - حج تمتع
23 - حج اِفراد و قران
23.1 - حج اِفراد
23.2 - حج قران
23.3 - عدول به حج تمتع
24 - واجبات مشترک
25 - حلیت
26 - نیابت در حج
27 - وصیت به حج
28 - صَدّ و اِحصار
29 - نرسیدن به وقوفین
30 - فهرست منابع
31 - پانویس
32 - منبع


تعریف


حجّ در لغت به معنی قصد به شیء معظم است و در شرع مقدس اسلام اراده و قصد مکلف به بیت الله الحرام با اوصاف مخصوص در زمان مخصوص و با شرائط بالخصوص را می‌باشد.

[1] التعریفات، السید الشریف علی بن محمد الجرجانی، تهران، انتشارات ناصر خسرو، چاپ چهارم، 1370، ص 36.


گروهی از مفسرین اسلامی حج را ‹‹قصد خانه خدا کردن برای انجام مناسک و اعمالی خاص در سرزمین خانه خدا›› تعریف کرده اند و برخی دیگر حج را اسمی برای مجموعه مناسکی ‌اند که در مشاعری خاص ( منا، مشعر، عرفات) انجام می شود و در واقع حج در این معنی تنها قصد خانه خدا کردن نیست. با صرف نظر از اشکالات تعریف اول و دوم در سومین تعریف، برخی حج را قصد خانه خدا کردن و به جا آوردن اعمالی خاص در مشاعری خاص تعریف کرده‌اند.
در این تعریف هم ‹‹قصد›› آمده، هم ‹‹انجام اعمال›› و هم قید ‹‹مشاعر خاص›› که این تعریف کامل‌تر و جامع‌تر به نظر می‌رسد.

اهمیت


حجّ از ارکان دین است و ترک آن از گناهان کبیره می‌باشد و آن بر همه کسانی که شرائط حجّ در آن‌ها جمع شود، واجب است.
در اهمیت حجّ و در مذمّت ترک آن روایات مختلفی وارد شده است که به یک نمونه اشاره می‌شود؛ امام صادق (ع) فرمودند: «مَن ماتَ و لم یحجّ حجّه الاسلام و لم یَمْنعه من ذلک حاجهٌ تجحف به أو مرضٌ لایطیق فیه الحج، او سلطان یمنعه، فلیمت یهودیاً او نصرانیاً»

[2] وسایل الشیعه، ج8، ص.20" name="outlink" target="_blank"> > وسایل الشیعه، ج8، ص.20

«کسی که بمیرد و حال آن‌که حجهالاسلام را به جا نیاورده باشد در حالی که مانعی از بجا آوردن حج بوجود نیامده باشد از قبیل حاجتی که مانع انجام حج شود یا مرضی که در آن تحمل اعمال حج را نداشته باشد یا سلطان ظالمی مانع از حج شود، پس بمیرد یهودی یا نصرانی».


معنای واژه حج


معنای واژه عربیِ حَجّ یا حِجّ، دلیل و برهان آوردن و امری مهم را قصد کردن، ذکر شده است.

[3] اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح:تاج اللغه و صحاح العربیه، ذیل «حجج»، چاپ احمد عبدالغفور عطار، قاهره 1376، چاپ افست بیروت 1407.

[4] ابن منظور، لسان العرب، ذیل «حجج».

[5] محمد بن محمد زبیدی، تاج العروس من جواهرالقاموس، ذیل «حجج»، چاپ علی شیری، بیروت 1414/1994.



معنای اصطلاحی


مراد از حج در متون و منابع اسلامی، از جمله منابع فقهی، عازم شدن به سمت بیت اللّه الحرام به منظور به جا آوردن اعمال و عباداتی ویژه در زمانی خاص است.
به تعبیر برخی فقها، اصطلاح فقهیِ حج بر مجموعه اعمالی دلالت دارد که در مکان‌هایی خاص در مکه انجام می‌شوند.

[6] ابن ادریس حلّی، کتاب السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، ج1، ص506، قم 14101411.

[7] جعفر بن حسن محقق حلّی، شرائع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج1، ص163، چاپ صادق شیرازی، (تهران) 1409.

[8] علی بن حسین محقق کرکی، رسائل المحقق الکرکی، ج2، ص149150، چاپ محمد حسون، رساله:18 رساله فی الحج، قم 14091412.



تعریف مناسک حج


به مجموع کارهای عبادی آیین حج، مناسک حج می‌گویند.

[9] ابوالصلاح حلبی، الکافی فی الفقه، ج1، ص195، چاپ رضا استادی، اصفهان (1362 ش).

[10] ابوالصلاح حلبی، الکافی فی الفقه، ج1، ص198، چاپ رضا استادی، اصفهان (1362 ش).

[11] ابوالصلاح حلبی، الکافی فی الفقه، ج1، ص217، چاپ رضا استادی، اصفهان (1362 ش).

[12] محمد بن حسن طوسی، المبسوط فی فقه الامامیه، ج1، ص309، چاپ محمدتقی کشفی، تهران 1387.

[13] محمود بن احمد عینی، عمده القاری: شرح صحیح البخاری، ج9، ص121، بیروت (بی تا).


کلمه مناسک (جمع مَنْسَک) به معنای مکان یا زمان عبادت، عبادت کردن و محل ذبح است که توسع معنایی یافته و بر همه کارهایی که حج‌گزار در مکه انجام می‌دهد، اطلاق می‌شود.

[14] اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح:تاج اللغه و صحاح العربیه، ذیل «نسک»، چاپ احمد عبدالغفور عطار، قاهره 1376، چاپ افست بیروت 1407.

[15] ابن اثیر، النهایه فی غریب الحدیث و الاثر، ذیل «نسک»، چاپ محمود طناحی و طاهر احمد زاوی، بیروت 1383/1963، چاپ افست قم 1364ش.

[16] ابن منظور، لسان العرب، ذیل «نسک».

[17] فخرالدین بن محمد طریحی، مجمع البحرین، ذیل «نسک»، چاپ احمد حسینی، تهران 1362 ش.



شعائر حج


هم‌چنین تعابیر شعائر حج و شعائراللّه نیز به همین معنا به کار رفته‌اند.

[18] خلیل بن احمد، کتاب العین، ذیل «شعر»، چاپ مهدی مخزومی و ابراهیم سامرائی، قم 1409.

[19] طبری، جامع البیان، ذیل حج: 33.

[20] حج/سوره22، آیه33.

[21] محمدصالح بن احمد مازندرانی، شرح اصول الکافی، ج6، ص310، مع تعالیق ابوالحسن شعرانی، چاپ علی عاشور، بیروت 1421/2000.



در پاره‌ای موارد، شعائر حج بر مظاهر و نشانه‌های حج اطلاق شده است.

[22] ابن حنبل، مسندالامام احمد بن حنبل، ج5، ص192، بیروت: دارصادر، (بی تا).

[23] حسن بن یوسف علامه حلّی، مختلف الشیعه فی احکام الشریعه، ج4، ص53، قم 14121420.

[24] محمدصالح بن احمد مازندرانی، شرح اصول الکافی، ج6، ص310، مع تعالیق ابوالحسن شعرانی، چاپ علی عاشور، بیروت 1421/2000.


از جمله معانی شایع واژه حج در منابع فقهی، به ویژه هنگامی که در برابر اصطلاح «عمره» به کار می‌رود، آن بخش از احکام و مناسک حج است که در چهارچوب مناسک عمره قرار نمی‌گیرد (مثلاً اصطلاح حج تمتع در برابر عمره تمتع به کار می‌رود

[25] محمد بن حسن فاضل هندی، کشف اللثام عن قواعدالاحکام، ج5، ص20، قم، 1422.

).

حج اکبر


در حدیثی، مراد از تعبیر قرآنیِ «حج اکبر»،

[26] توبه/سوره9، آیه3.

حج سال نهم هجری که مسلمانان و مشرکان با یکدیگر حج گزاردند، ذکر شده است.

[27] ابن بابویه، علل الشرایع، ج2، ص442، نجف 13851386، چاپ افست قم (بی تا).

[28] محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، بحارالانوار، ج21، ص268، بیروت 1403/1983.


به علاوه، گاه مراد از حج اکبر را حج پیامبر اکرم صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم یا حجی که در آن روز عرفه با جمعه مصادف شود، دانسته‌اند، هم‌چنین تعبیر مذکور بر حج تمتع یا بخشی از مناسک آن و در برابر، تعبیر حج اصغر بر عمره تمتع اطلاق شده است.

[29] کلینی، اصول کافی، ج4، ص265.

[30] کلینی، اصول کافی، ج4، ص290.

[31] احمد بن حسین بیهقی، السنن الکبری، ج4، ص351، بیروت:دارالفکر، (بی تا).

[32] محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، بحارالانوار، ج21، ص268، بیروت 1403/1983.

[33] ابن عابدین، ردّالمحتار علی الدّر المختار، ج2، ص684، اپ سنگی مصر 1271ـ1272، چاپ افست بیروت 1407/1987.



روز حج اکبر


منظور از روز حج اکبر (یومَ الحَجِّ الاَکبَر، برگرفته از آیه 3 توبه

[34] توبه/سوره9، آیه3.

) در احادیث، روز عید قربان

[35] کلینی، اصول کافی، ج4، ص290.

[36] محمد شوکانی، نیل الاوطار من احادیث سیدالاخیار: شرح منتقی الاخبار، ج5، ص29، بیروت 1973.

و نیز روز عرفه (روز نهم ذیحجه)

[37] یحیی بن شرف نووی، المجموع شرح المهذّب، ج8، ص223ـ224، بیروت: دارالفکر، (بی تا).

[38] حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج11، ص8.

[39] یوسف بن احمد بحرانی، الحدائق الناضره فی احکام العتره الطاهره، ج14، ص20، قم 13631367 ش.

دانسته شده است.

اسامی روزهای خاص


در منابع فقهی، به تبع احادیث، برای روزهای مخصوصِ مناسک حج در ماه ذیحجه، نام‌ها و تعبیرهای خاصی به کار رفته است، از جمله روز تَرْوِیه برای روز هشتم، روز عرفه و روز مشهود برای روز نهم، روز نَحر (قربانی کردن) برای روز دهم، ایام معدودات، ایام تشریق و ایام مِنا برای روزهای یازدهم تا سیزدهم، روز قبر برای روز یازدهم و روز تحصیب برای روز چهاردهم.

[40] محمد بن حسن طوسی، المبسوط فی فقه الامامیه، ج1، ص365، چاپ محمدتقی کشفی، تهران 1387.

[41] محمد بن مکی شهید اول، الدروس الشرعیه فی فقه الامامیه، ج1، ص487، قم 14121414.



حج در قرآن


در قرآن، آیات متعددی درباره حج آمده و حج، تکلیفِ اشخاص مستطیع

[42] آل عمران/سوره3، آیه97.

و از شعائر بزرگ و شایسته تعظیم

[43] حج/سوره22، آیه32.

به شمار رفته است.
بنا بر آیه 27 حج،

[44] حج/سوره22، آیه27.

حضرت ابراهیم علیه‌السلام مأمور شد که حکم حج را به مردم ابلاغ کند.
قرآن حج را عبادتی معرفی کرده که زمانی معین دارد و هلال، نشانه حلول ماه جدید و فرا رسیدن موسم آن است.

[45] بقره/سوره2، آیه189.


هم‌چنین در قرآن به معین بودن ماه‌های برگزاری حج تصریح شده است.

[46] بقره/سوره2، آیه197.


بر این اساس، رسم جاهلیِ تغییر ماه‌های حرام و جلو انداختن یا تأخیر اجرای مناسک حج (یا به تعبیر قرآن، نَسیءْ) مردود اعلام گردیده است.

[47] توبه/سوره9، آیه37.


در آیات متعدد دیگری به مناسک و احکام فقهی و اخلاقی حج پرداخته شده است، از جمله تشریع حج تمتع برای غیر اهالی مکه و مجاوران حرم،

[48] بقره/سوره2، آیه196.

وقوف در مشعرالحرام و عرفات همراه با آداب آن،

[49] بقره/سوره2، آیه198199.

احکام مربوط به قربانی کردن

[50] بقره/سوره2، آیه196.

[51] حج/سوره22، آیه28.

و شکار کردن (صید) در مناسک حج،

[52] مائده/سوره5، آیه12.

[53] مائده/سوره5، آیه9596.

وجوب طواف خانه خدا

[54] حج/سوره22، آیه29.

و سعی میان صفا و مروه،

[55] بقره/سوره2، آیه158.

جایز نبودن تراشیدن موی سر پیش از انجام قربانی،

[56] بقره/سوره2، آیه196.

جواز کسب و تجارت در حج،

[57] بقره/سوره2، آیه198.

برخی کارهای ممنوع یا مذموم در هنگام مراسم حج، مانند مجادله و مباشرت با همسر

[58] بقره/سوره2، آیه197.

و مخالفت با برخی سنّت‌های ناپسند جاهلی در اعمال حج.

[59] بقره/سوره2، آیه189.



حج در احادیث



جای‌گاه


در احادیث، حج از ارکان دین اسلام

[60] ابن خُزیمه، صحیح ابن خزیمه، ج1، ص159، چاپ محمد مصطفی اعظیمی، بیروت 1412/1992.

[61] ابن حجر عسقلانی، فتح الباری: شرح صحیح البخاری، ج3، ص285ـ 286، بولاق 1300ـ1301، چاپ افست بیروت، (بی تا).

[62] حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج1، ص1320.

[63] حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج1، ص2628.

و از برترین کارها و باارزش ‌ترین فرایض

[64] محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، ج2، ص141، (چاپ محمد ذهنی افندی)، استانبول 1401/1981.

[65] کلینی، اصول کافی، ج4، ص252264.

[66] ابن بابویه، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ج1، ص4650، قم 1368 ش.

به شمار رفته است.
حضرت علی علیه‌السلام حج را جهاد ناتوانان نامیده

[67] علی بن ابی طالب (ع)، امام اول، نهج البلاغه، چاپ صبحی صالح، قاهره 1411/1991.

و در وصیت خود، کم‌ترین دستاورد آن را آمرزش گناهان دانسته است

[68] کلینی، اصول کافی، ج7، ص5152.

(نیز برای نمونه احادیث اهل سنّت از پیامبر به این منبع رجوع کنید

[69] محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، ج2، ص209، (چاپ محمد ذهنی افندی)، استانبول 1401/1981.

).
ادا نکردن یا به تأخیر انداختن حج واجب در احادیث به شدت نکوهش و موجب بروز آثار و تبعات منفی دنیوی و اخروی اعلام شده است.

[70] علی بن ابی طالب (ع)، امام اول، نهج البلاغه، چاپ صبحی صالح، قاهره 1411/1991.

[71] محمد بن عیسی ترمذی، سنن الترمذی، ج2، ص153ـ154، چاپ عبدالرحمان محمد عثمان، بیروت 1403.

[72] حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج11، ص2932.


حج در احادیث چنان اهمیتی دارد که بر زمام‌دار مسلمانان فرض شده که اگر مردم فریضه حج را وانهند، آنان را به انجام دادن آن وادارد و در صورت نیاز، هزینه سفر را از بیت المال تأمین کند.

[73] کلینی، اصول کافی، ج4، ص259260.

[74] کلینی، اصول کافی، ج4، ص272.

[75] حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج11، ص2324.



حکمت‌های تشریع


احادیث متعددی به حکمت تشریع حج پرداخته‌اند.
امام علی در موارد گوناگون، شماری از این حکمت‌ها را یاد کرده است، از جمله تواضع مسلمانان در برابر عظمت و عزت خداوند، رهایی از تکبر، آزمایشی بزرگ برای تحمل سختی‌ها، نزدیکی مسلمانان به یکدیگر، فراهم شدن اسباب تقرب به خداوند و رحمت الهی.

[76] علی بن ابی طالب (ع)، امام اول، نهج البلاغه، چاپ صبحی صالح، قاهره 1411/1991.

[77] علی بن ابی طالب (ع)، امام اول، نهج البلاغه، چاپ صبحی صالح، قاهره 1411/1991.

[78] علی بن ابی طالب (ع)، امام اول، نهج البلاغه، چاپ صبحی صالح، قاهره 1411/1991.

[79] علی بن ابی طالب (ع)، امام اول، نهج البلاغه، چاپ صبحی صالح، قاهره 1411/1991.


حضرت فاطمه سلام‌اللّه‌علیها حج را عامل استوار ساختن دین شمرده است.

[80] محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، بحارالانوار، ج29، ص223، بیروت 1403/1983.


امام صادق علیه‌السلام گرد آمدن مسلمانان از نقاط مختلف جهان، آشنا شدن آنان با یکدیگر، بهره بردن از منافع گوناگون تجاری و فراگیری معارف و احادیث رسول اکرم را از حکمت‌های حج خوانده است.

[81] حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج11، ص14.


امام رضا علیه‌السلام نیز برخی حکمت‌های تشریع حج را چنین برشمرده است:
وارد شدن به مهمان‌سرای خداوند و توبه از گناهان گذشته، بازداشتن بدن از پیروی خواست‌ها و لذایذ نفسانی، دورشدن از سنگ‌دلی و ناامیدی، برآورده شدن نیازهای مردم، بهره‌مندی انسان‌ها از منافع اقتصادی حج، تفقه و آشنایی مردم با دین.

[82] ابن بابویه، عیون اخبار الرضا، ج2، ص90، چاپ مهدی لاجوردی، قم 1363 ش.



مناسک


علاوه بر احادیثی که‌ به طور کلی به حکمت حج پرداخته‌اند، شماری از احادیث، حکمت هر یک از مناسک حج را ذکر کرده‌اند، از آن جمله است پرسش‌های شبلی از امام سجاد و پاسخ‌های حضرت و نیز حدیثی از امام صادق.

[83] حسین بن محمدتقی نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج10، ص166173، قم 14071408.



حج در کلام عرفا


برخی از عارفان و علمای اخلاق هم حکمت‌های حج و اسرار و آداب اعمال آن را مطرح کرده‌اند.

[84] علی بن محمد ماوردی، ادب الدنیا والدین، ج1، ص98ـ99، چاپ مصطفی سقا، قاهره 1375/ 1955، چاپ افست بیروت 1398/1978.

[85] علی بن عثمان هجویری، کشف المحجوب، ج1، ص422ـ427، چاپ و ژوکوفسکی، لنینگراد 1926، چاپ افست تهران 1358 ش.

[86] محمد بن شاه مرتضی فیض کاشانی، المحجه البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ج2، ص189ـ206، چاپ علی اکبر غفاری، بیروت 1403/1983.



آداب


توصیه‌های متعددی از پیامبر اکرم و امامان شیعه علیهم‌السلام درباره آداب سفر حج نقل شده است، از جمله پشیمانی و توبه از گناهان گذشته، داشتن زهدی که از گناه باز دارد و حلمی که موجب چیرگی بر خشم گردد، خوش‌خلقی با هم سفران، گشاده‌دستی در هزینه کردن برای مخارج سفر حج و پرهیز از چانه‌زنی در خرید آن،

[87] ابن بابویه، کتاب مَن لایحضُرُه الفقیه، ج3، ص167، چاپ علی اکبر غفاری، قم 1404.

[88] ابن بابویه، کتاب مَن لایحضُرُه الفقیه، ج3، ص197، چاپ علی اکبر غفاری، قم 1404.

[89] محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج5، ص445، چاپ حسن موسوی خرسان، تهران 1364 ش.

[90] حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج11، ص149.

[91] حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج17، ص455456.

سخن نیکو گفتن در طول سفر، احتراز از لغو و بیهوده‌گویی، و اطعام مستحقان.

[92] ابن ابی جمهور، عوالی اللئالی العزیزیه فی الاحادیث الدینیه، ج4، ص33، چاپ مجتبی عراقی، قم 14031405/19831985.

[93] عبدالکریم بن محمد رافعی قزوینی، فتح العزیز شرح الوجیز، ، ص 586ـ588، (بیروت) : دارالفکر، (بی تا).

[94] عبدالجبار بن زین العابدین شکوئی، مصباح الحرمین، ج1، ص99، چاپ جواد طباطبایی، تهران 1384 ش.



شرائط قبولی


در احادیث، پاداش حج و غفران الهی منوط به ادای آن با اخلاص و به دور از هرگونه ریا و خودنمایی قلمداد شده است.

[95] ابن بابویه، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ج1، ص504، قم 1368 ش.

[96] ابن حجر عسقلانی، فتح الباری: شرح صحیح البخاری، ج3، ص302، بولاق 1300ـ1301، چاپ افست بیروت، (بی تا).

[97] حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج11، ص109110.

[98] حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج11، ص146.


پیامبر اکرم زمانی را پیش‌بینی کرده که ثروتمندان برای تفریح و خوش‌گذرانی، مردم عادی برای تجارت، قاریان برای خودنمایی و به دست آوردنِ اعتبار اجتماعی و فقرا برای تکدی به سفر حج می‌روند.

[99] حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج15، ص349.

[100] علی بن حسام الدین متقی، کنزالعمال فی سنن الاقوال و الافعال، ج5، ص133، چاپ بکری حیانی و صفوه سقا، بیروت 1409/1989.



منبع احکام حج


گفتنی است حدیث حج پیامبر اسلام در سال دهم هجری، به روایت امام صادق علیه‌السلام، مهم‌ترین سند احکام حج و منبع استنباط آن‌ها در همه مذاهب اسلامی به شمار می‌رود.

[101] ابن حنبل، مسندالامام احمد بن حنبل، ج3، ص320ـ321، بیروت: دارصادر، (بی تا).

[102] ابن ماجه، سنن ابن ماجه، ج2، ص1022ـ1027، چاپ محمد فؤاد عبدالباقی، (قاهره 1373/1954)، چاپ افست (بیروت، بی تا).

[103] کلینی، اصول کافی، ج4، ص245248.

[104] محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج5، ص454457، چاپ حسن موسوی خرسان، تهران 1364 ش.


در منابع جامع فقهیِ همه مذاهب اسلامی، همواره فصلی به مبحث حج اختصاص داشته است (برای نمونه به این منابع رجوع کنید

[105] مالک بن انس، المُوَطَّأ، ج1، ص322ـ426، چاپ محمدفؤاد عبدالباقی، بیروت 1406.

[106] محمد بن حسن شیبانی، الجامع الصغیر، ج1، ص144ـ169، مع شرحه النافع الکبیر لعبدالحی لکنوی، بیروت 1406/1986.

[107] محمد بن ادریس شافعی، الاُمّ، ج2، ص119ـ243، بیروت 1403/1983.

[108] کلینی، اصول کافی، ج4، ص184589.

).

آثار فقهی


به سبب جای‌گاه مهم عبادتِ حج در فقه اسلامی، نگارش آثار فقهی و رساله‌های مستقل درباره مبانی، احکام و مناسک حج از قرون نخستین هجری متداول بوده، که بخش مهمی از آن‌ها را کتب مناسک، که برای عامه مردم تألیف شده است، تشکیل می‌دهد (برای نمونه به این منابع رجوع کنید.

[109] ابن ندیم، الفهرست (تهران)، ج1، ص258.

[110] ابن ندیم، الفهرست (تهران)، ج1، ص264.

[111] ابن ندیم، الفهرست (تهران)، ج1، ص279.

[112] حاجی خلیفه، کشف الظنون، ج2، ستون 1130.

[113] حاجی خلیفه، کشف الظنون، ج2، ستون 1411.

[114] حاجی خلیفه، کشف الظنون، ج2، ستون 1663ـ1664.

[115] حاجی خلیفه، کشف الظنون، ج2، ستون 1829ـ1833.

[116] اسماعیل بغدادی، ایضاح المکنون، در حاجی خلیفه، ج 1، ستون 150.

[117] اسماعیل بغدادی، ایضاح المکنون، در حاجی خلیفه، ج 2، ستون 288.

[118] اسماعیل بغدادی، ایضاح المکنون، در حاجی خلیفه، ج 2، ستون 557ـ 558.

[119] آقابزرگ طهرانی، الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج6، ص249ـ254.

[120] آقابزرگ طهرانی، الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج22، ص253ـ 277.


بسیاری از شاگردان امامان شیعه علیهم‌السلام نیز درباره حج و ابعاد گوناگون آن آثاری نگاشتند.

[121] احمد بن علی نجاشی، فهرست اسماء مصنّفی الشیعه المشتهر ب رجال النجاشی، ج1، ص26، چاپ موسی شبیری زنجانی، قم 1407.

[122] احمد بن علی نجاشی، فهرست اسماء مصنّفی الشیعه المشتهر ب رجال النجاشی، ج1، ص3940، چاپ موسی شبیری زنجانی، قم 1407.

[123] احمد بن علی نجاشی، فهرست اسماء مصنّفی الشیعه المشتهر ب رجال النجاشی، ج1، ص177، چاپ موسی شبیری زنجانی، قم 1407.

[124] احمد بن علی نجاشی، فهرست اسماء مصنّفی الشیعه المشتهر ب رجال النجاشی، ج1، ص256، چاپ موسی شبیری زنجانی، قم 1407.

[125] احمد بن علی نجاشی، فهرست اسماء مصنّفی الشیعه المشتهر ب رجال النجاشی، ج1، ص327، چاپ موسی شبیری زنجانی، قم 1407.

[126] احمد بن علی نجاشی، فهرست اسماء مصنّفی الشیعه المشتهر ب رجال النجاشی، ج1، ص413، چاپ موسی شبیری زنجانی، قم 1407.

[127] احمد بن علی نجاشی، فهرست اسماء مصنّفی الشیعه المشتهر ب رجال النجاشی، ج1، ص446، چاپ موسی شبیری زنجانی، قم 1407.


کتاب‌هایی که به جنبه‌های خاصی از موضوع حج پرداخته‌اند نیز بسیارند، مانند حج در قرآن، اسرار و فضائل حج، آداب و ادعیه حج.

[128] حاجی خلیفه، کشف الظنون، ج 1، ستون 49ـ51، 58.

[129] حاجی خلیفه، کشف الظنون، ج 2، ستون 950ـ951.

[130] اسماعیل بغدادی، ایضاح المکنون، در حاجی خلیفه، ج 1، ستون 74.

[131] اسماعیل بغدادی، ایضاح المکنون، در حاجی خلیفه، ج 1، ستون 143.

[132] اسماعیل بغدادی، ایضاح المکنون، در حاجی خلیفه، ج 1، ستون 348.

[133] اسماعیل بغدادی، ایضاح المکنون، در حاجی خلیفه، ج 1، ستون 466.

[134] آقابزرگ طهرانی، الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج2، ص43ـ44.

[135] آقابزرگ طهرانی، الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج5، ص18.

[136] آقابزرگ طهرانی، الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج16، ص257.



وجوب



دلیل


آیه 97 آل عمران به صراحت حج را، به مثابه یک عبادت با تحقق شرایط آن واجب شمرده است («و لِلّهِ عَلی النّاسِ حِجُّ البَیتِ مَنِ اسْتَطاعَ اِلَیهِ سَبیلاً»).
فقها با استناد به این آیه و احادیث،

[137] احمد بن علی نسائی، کتاب السنن الکبری، ج2، ص319، چاپ عبدالغفار سلیمان بن داری و سید کسروی حسن، بیروت 1411/1991.

[138] کلینی، اصول کافی، ج4، ص264 265.

[139] احمد بن حسین بیهقی، السنن الکبری، ج4، ص325ـ326، بیروت:دارالفکر، (بی تا).

یک بار به جا آوردن حج را (با حصول شرایط آن) در طول زندگی واجب شمرده‌اند.
این نوع حج واجب را حِجّهُالاسلام می‌نامند.

[140] ابن قدامه، المغنی، ج3، ص159، بیروت: دارالکتاب العربی، (بی تا).

[141] حسن بن یوسف علامه حلّی، تحریرالاحکام الشرعیه علی مذهب الامامیه، ج1، ص533، چاپ ابراهیم بهادری، قم 14201421.



[142] رضا خلخالی، معتمد العروه الوثقی، ج1، ص1517، محاضرات آیهاللّه خوئی، قم 1405 1410.


از فقهای شیعه، ابن بابویه،

[143] ابن بابویه، علل الشرایع، ج2، ص405، نجف 13851386، چاپ افست قم (بی تا).

به استناد برخی احادیث، حج گزاردن را برای اهالی شهر جده در هر سال واجب دانسته است (برای تحلیلی دیگر از این احادیث به این منابع رجوع کنید

[144] محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج5، ص1617، چاپ حسن موسوی خرسان، تهران 1364 ش.

[145] یوسف بن احمد بحرانی، الحدائق الناضره فی احکام العتره الطاهره، ج14، ص21، قم 13631367 ش.

[146] رضا خلخالی، معتمد العروه الوثقی، ج1، ص15ـ16، محاضرات آیهاللّه خوئی، قم 1405ـ 1410.

).

نوع وجوب


وجوب حج، به نظر بیش‌تر فقهای شیعه و برخی فقیهان اهل سنّت ، فوری است و تأخیر ادای آن از نخستین سال وجوب، جایز نیست، مگر در موارد ضرورت مانند وجوب جهاد بر مکلف.
در عین حال، حجی که با تأخیر انجام شود، به عنوان ادا (نه قضا) تلقی می‌شود.

[147] محمد بن حسن طوسی، کتاب الخلاف، ج2، ص257 258، قم 14071417.

[148] ابن قدامه، المغنی، ج3، ص195ـ196، بیروت: دارالکتاب العربی، (بی تا).

[149] محسن حکیم، مستمک العروه الوثقی، ج10، ص810، چاپ افست قم 1404.


بسیاری از فقهای اهل سنّت بدین استناد که پیامبر اکرم حج را به اختیار خود به تأخیر انداختند، ادای فوریِ حج را واجب ندانسته‌اند، هر چند آن را مستحب شمرده‌اند.

[150] محمد بن حسن طوسی، کتاب الخلاف، ج2، ص257 258، قم 14071417.

[151] ابن قدامه، المغنی، ج3، ص195، بیروت: دارالکتاب العربی، (بی تا).

[152] محمد بن احمد خطیب شربینی، مغنی المحتاج الی معرفه معانی الفاظ المنهاج، ج1، ص460ـ461، (قاهره) 1377/1958.



شرایط


برای وجوب و حتی صحت عبادتِ حج، تحقق یافتن شرایط عام تکلیف یعنی بلوغ، عقل، اسلام و حریت (برده نبودن) لازم است.

[153] تحریر الوسیله، امام خمینی (ره)، قم؛ انتشارات اسماعیلیان، چاپ سوم، 1408 هـ.ق، ص 338 – 371.

[154] محمد بن حسن طوسی، المبسوط فی فقه الامامیه، ج1، ص295، چاپ محمدتقی کشفی، تهران 1387.

[155] ابوبکر بن مسعود کاسانی، کتاب بدائع الصنائع فی ترتیب الشرائع، ج2، ص120ـ121، کویته 1409/1989.

[156] یحیی بن شرف نووی، المجموع شرح المهذّب، ج7، ص18ـ20، بیروت: دارالفکر، (بی تا).

[157] محمدکاظم بن عبدالعظیم طباطبائی یزدی، العروه الوثقی، ج4، ص345، قم 14171420.



استطاعت


استطاعت که شامل استطاعت مالی، بدنی، زاد و توشه سفر، باز بودن راه و امنیت آن و وسعت وقت و کفایت وقت از ایّام حجّ، می‌شود؛ بنا بر این قدرت عقلی در وجوب حج کافی نیست بلکه استطاعت شرعی که همان زاد و راحله و سائر لوازمات عرفی است، در وجوب حج شرط است.
در زاد و راحله وجود عینی آن‌ها شرط نیست بلکه وجود مالی که انسان را متمکنّ از آن‌ها کند، کافی است.
مراد از زاد و راحله هم چیزهایی است که عرفاً به حسب حالش از حیث قوّت و ضعف و موقعیت اجتماعی، به آن‌ها احتیاج دارد.
در استطاعت، وطن و شهر خاصّ خود، شرط نیست بلکه اگر ایرانی یا عراقی در شام و یا حجاز مستطیع شد، حجّ بر او واجب است.
در وجوب حجّ داشتن نفقه برگشت به وطن شرط است؛ بنا بر این اگر پس از برگشت از سفر حج مجبور شود، منزل مسکونی و با لباس‌های زینتی و یا لوازم منزل و کار و یا مرکب و یا سائر چیزهائی که بر حسب حال و موقعیتش احتیاج به آن‌ها دارد مثل کتب علمی، را بفروشد، حجش صحیح نخواهد بود.

کمال جسمی و عقلی


پس بچه‌ای که به سنّ بلوغ شرعی نرسیده و به جنون همیشگی و یا ادواری مبتلاست که زمان هشیاری او به اندازه اتمام اعمال حج نباشد، بر آن‌ها حجّ واجب نیست.
در احادیث و فتاوای فقها، اعاده حج بر کودکی که پیش از بلوغ آن را به جا آورده، پس از بلوغ (در صورت استطاعت) واجب شمرده شده است.

[158] کلینی، اصول کافی، ج4، ص278.

[159] احمد بن حسین بیهقی، السنن الکبری، ج5، ص156، بیروت:دارالفکر، (بی تا).

[160] محمد بن حسن طوسی، الاستبصار، ج2، ص146، چاپ حسن موسوی خرسان، تهران 1390.

[161] ابن حجر عسقلانی، فتح الباری: شرح صحیح البخاری، ج4، ص61، بولاق 1300ـ1301، چاپ افست بیروت، (بی تا).


با وجود این، بیشتر فقها به استناد احادیث،

[162] احمد بن حسین بیهقی، السنن الکبری، ج5، ص156، بیروت:دارالفکر، (بی تا).

[163] محمد بن حسن طوسی، الاستبصار، ج2، ص146، چاپ حسن موسوی خرسان، تهران 1390.

[164] حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج11، ص336.

حجِ کودک نابالغ را صحیح و مُحرم کردن او را به دست ولیّ او مستحب دانسته‌اند

[165] یحیی بن شرف نووی، المجموع شرح المهذّب، ج7، ص21، بیروت: دارالفکر، (بی تا).

[166] حسن بن یوسف علامه حلّی، تذکرهالفقهاء، ج7، ص24، قم 1414.

[167] محمد بن محمد حَطّاب، مواهب الجلیل لشرح مختصر خلیل، ج3، ص435، چاپ زکریا عمیرات، بیروت 1416/1995.

(برای آرای دیگر و تفاصیل مطلب به این منابع رجوع کنید

[168] محمدحسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج17، ص229241، بیروت 1981.

[169] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج3، ص20ـ25، دمشق 1409/1989.

).

حرّیت و آزادی


بنا بر این شرط صحّت حجّ عبد، اذن مولا است و لو این که عبد مدبّر یا مبعض باشد.
اگر بدون اذن مولا حجّ به جا بیاورد، فائده‌ای ندارد و لغو و بیهوده است.

[170] الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقبه، شهید ثاانی؛ قم، مکتب الاعلام الاسلامی، چاپ هفتم، 1372، ص 160.



استطاعت


شرط مهم وجوب حج به نظر فقهای همه مذاهب اسلامی، به استناد آیه 97 آل عمران،

[171] آل عمران/سوره3، آیه97.

استطاعت است.
واژه استطاعت از ریشه ط و ع به معنای قدرت و توانایی داشتن برای انجام دادن کاری است.

[172] اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح:تاج اللغه و صحاح العربیه، ذیل «طوع»، چاپ احمد عبدالغفور عطار، قاهره 1376، چاپ افست بیروت 1407.

[173] محمد بن محمد زبیدی، تاج العروس من جواهرالقاموس، ذیل «طوع»، چاپ علی شیری، بیروت 1414/1994.



مستند فقها


مستند فقها برای این شرط، علاوه بر این آیه، مُفاد احادیث و نیز قبیح بودن عقلی تکلیف به شخص ناتوان است.

[174] حسن بن یوسف علامه حلّی، تذکرهالفقهاء، ج7، ص49، قم 1414.

[175] محمد شوکانی، نیل الاوطار من احادیث سیدالاخیار: شرح منتقی الاخبار، ج5، ص12ـ14، بیروت 1973.

[176] رضا خلخالی، معتمد العروه الوثقی، ج1، ص77 83، محاضرات آیهاللّه خوئی، قم 1405 1410.


با وجود این، به تصریح محققان، مراد از استطاعت در این آیه صرفآ تواناییِ عام که عقل آن را تأیید کند، نیست، بلکه با توجه به احادیثی که به تفسیر آیه پرداخته‌اند، مفهومی مضیق‌تر از قدرت عقلی یا اصطلاحاً «استطاعت شرعی» مراد است.

[177] حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ذیل «طوع»، چاپ محمد سیدکیلانی، تهران (1332 ش).

[178] رضا خلخالی، معتمد العروه الوثقی، ج1، ص77 78، محاضرات آیهاللّه خوئی، قم 1405 1410.



اختلاف دیدگاه‌ها


اختلافات موجود در احادیث درباره مفهوم تعبیر استطاعت در آیه 97 آل عمران،

[179] آل عمران/سوره3، آیه97.

موجب اختلاف دیدگاه‌های مفسران و فقها درباره حدود دقیق و ابعاد گوناگون استطاعت شده است.
منشأ این اختلاف نظر، ابهامی نسبی است که درباره معنای واژه «سَبیلاً» در این آیه وجود دارد

[180] طبری، جامع البیان، ذیل آل عمران: 97.

[181] محمد بن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ذیل آل عمران:97، چاپ احمد حبیب قصیر عاملی، بیروت (بی تا).

[182] طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ذیل آل عمران:97.

[183] سعید بن هبهالله قطب راوندی، فقه القرآن، ج1، ص285، چاپ احمد حسینی، قم 1405.

که بنا بر احادیث بسیاری مراد از آن، «زاد» و «راحله» است.

[184] ابن ماجه، سنن ابن ماجه، ج2، ص967، چاپ محمد فؤاد عبدالباقی، (قاهره 1373/1954)، چاپ افست (بیروت، بی تا).

[185] ابن شعبه، تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیهم، ج1، ص419، چاپ علی اکبر غفاری، قم 1362 ش.

[186] حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج11، ص36.


معنای لغویِ زاد خوراک سفر است.

[187] خلیل بن احمد، کتاب العین، ذیل «زود»، چاپ مهدی مخزومی و ابراهیم سامرائی، قم 1409.

[188] اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح:تاج اللغه و صحاح العربیه، ذیل «زود»، چاپ احمد عبدالغفور عطار، قاهره 1376، چاپ افست بیروت 1407.


برخی فقها مراد از آن را در این احادیث خوردنی‌ها و آشامیدنی‌ها دانسته‌اند، ولی شماری دیگر معنای وسیع‌تری به آن داده و آن را شامل البسه و حتی سایر نیازهای سفر مانند ظروف شمرده‌اند.

[189] محمد بن حسن طوسی، المبسوط فی فقه الامامیه، ج1، ص300، چاپ محمدتقی کشفی، تهران 1387.

[190] ابن قدامه، المغنی، ج3، ص171، بیروت: دارالکتاب العربی، (بی تا).

[191] منصور بن یونس بهوتی حنبلی، کشّاف القناع عن متن الاقناع، ج2، ص449، چاپ محمدحسن شافعی، بیروت 1418/1997.

[192] محمدکاظم بن عبدالعظیم طباطبائی یزدی، العروه الوثقی، ج4، ص364، قم 14171420.


مراد از راحله، مَرکب و وسیله سفر است.

[193] ابن قدامه، المغنی، ج3، ص171، بیروت: دارالکتاب العربی، (بی تا).

[194] محمدکاظم بن عبدالعظیم طباطبائی یزدی، العروه الوثقی، ج4، ص364، قم 14171420.


در شماری دیگر از احادیث و منابع تفسیری، علاوه بر زاد و راحله، توانایی بدنی و دوامِ سلامت جسمانی هم مصداق استطاعت ذکر شده‌اند.

[195] ابن بابویه، کتاب الخصال، ج1، ص606، چاپ علی اکبر غفاری، قم 1362 ش.

[196] احمد بن حسین بیهقی، السنن الکبری، ج4، ص330ـ331، بیروت:دارالفکر، (بی تا).

[197] حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج11، ص25.

[198] حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج11، ص28.

[199] حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج11، ص3435.


باز بودن مسیر حج و امنیت راه نیز در پاره‌ای احادیث مطرح شده است.

[200] کلینی، اصول کافی، ج4، ص267.


بر این اساس، فقها استطاعت را دارای ابعاد و وجوه مختلفی دانسته‌اند، از جمله استطاعت مالی، استطاعت بدنی و استطاعت امنیتی.

مالکیان


مالکیان بر لزوم وجود زاد و راحله تأکید ندارند، بلکه به نظر آنان صرفاً داشتن پیشه‌ای در طول سفر که بتواند هزینه سفر و نیازهای شخص را تأمین کند، برای دست‌یابی به استطاعت کافی است، حتی اگر وی پس از سفر حج فقیر شود و خود و اهلش نفقه نداشته باشند.
کسی که قادر است پیاده به مکه برود، نیاز به مرکب هم ندارد و با این ویژگی، مستطیع به شمار می‌رود.

[201] محمد بن محمد حَطّاب، مواهب الجلیل لشرح مختصر خلیل، ج3، ص457ـ458، چاپ زکریا عمیرات، بیروت 1416/1995.

[202] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج3، ص28، دمشق 1409/1989.



شافعیان


به نظر شافعیان، داشتن هزینه رفت و برگشت لازم است و بر خلاف نظر مالکیان، داشتن شغل درآمدزا در طول سفر برای شخص کافی نیست، مگر آن‌که وی ساکن مکه یا نزدیک آن و درآمدش زیاد باشد.

[203] یحیی بن شرف نووی، المجموع شرح المهذّب، ج7، ص63ـ67، بیروت: دارالفکر، (بی تا).

[204] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج3، ص30، دمشق 1409/1989.



حنفیان و حنبلیان


حنفیان و حنبلیان هم داشتن توشه سفر را (علاوه بر نفقه خانواده و مسکن مورد نیاز آنان) شرط تحقق استطاعت شمرده‌اند و درباره ضرورتِ در اختیار داشتنِ مرکب، جز در مورد ساکنان محدوده نزدیک مکه، با شافعیان هم رأی‌اند.

[205] ابوبکر بن مسعود کاسانی، کتاب بدائع الصنائع فی ترتیب الشرائع، ج2، ص122ـ123، کویته 1409/1989.

[206] ابن قدامه، المغنی، ج3، ص170ـ 171، بیروت: دارالکتاب العربی، (بی تا).

[207] یحیی بن شرف نووی، المجموع شرح المهذّب، ج7، ص89ـ90، بیروت: دارالفکر، (بی تا).

[208] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج3، ص26، دمشق 1409/1989.

[209] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج3، ص30ـ31، دمشق 1409/1989.

[210] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج3، ص33ـ34، دمشق 1409/1989.


حتی برخی فقها در فواصل نزدیک هم، با استناد به سیره پیامبر اکرم، حج سواره را بر پیاده به حج رفتن ترجیح داده‌اند.

[211] یحیی بن شرف نووی، المجموع شرح المهذّب، ج7، ص91، بیروت: دارالفکر، (بی تا).

[212] ابن حجر عسقلانی، فتح الباری: شرح صحیح البخاری، ج3، ص300ـ301، بولاق 1300ـ1301، چاپ افست بیروت، (بی تا).



مشهور فقهای شیعه


به نظر مشهور فقهای شیعه، مستطیعِ مالی کسی است که علاوه بر نیازهای عادی زندگی خود، مانند مسکن و اثاث منزل و مخارج کسانی که عرفآ و شرعآ نفقه آن‌ها برعهده اوست، زاد و راحله یا قیمت آن‌ها را پیش از سفر حج داشته باشد.
امکان تحصیل هزینه سفر در طول سفر حج، موجب استطاعت نیست.

[213] ابن سعید، الجامع للشرائع، ص 174، قم 1405.

[214] حسن بن یوسف علامه حلّی، تذکرهالفقهاء، ج7، ص53، قم 1414.

[215] امام خمینی، تحریرالوسیله، ج1، ص373374، نجف 1390.

[216] رضا خلخالی، معتمد العروه الوثقی، ج1، ص9091، محاضرات آیهاللّه خوئی، قم 1405 1410.


البته نراقی

[217] احمد بن محمدمهدی نراقی، مستند الشیعه فی احکام الشریعه، ج11، ص27، قم 1417.

کسب درآمد در طول سفر را در صورتی که متناسب با شأن انسان باشد یا کاری باشد که در وطنش شغل اوست، مصداق استطاعت شناخته است.

زاد و راحله


مقدار و کیفیت زاد و راحله در هر مکان با مکان دیگر و برای هر شخص با شخص دیگر متفاوت است و برای ارزیابی آن‌ها شأن و اقتضائات زندگی هر شخص مستقلاً در نظر گرفته می‌شود.

[218] محمد بن علی موسوی عاملی، مدارک الاحکام فی شرح شرائع الاسلام، ج7، ص40، قم 1410.

[219] محسن حکیم، دلیل الناسک، ج1، ص20، چاپ محمدقاضی طباطبایی، (بی جا) : مدرسه الحکمه، 1374 ش.

[220] رضا خلخالی، معتمد العروه الوثقی، ج1، ص88، محاضرات آیهاللّه خوئی، قم 1405 1410.

[221] رضا خلخالی، معتمد العروه الوثقی، ج1، ص9293، محاضرات آیهاللّه خوئی، قم 1405 1410.


هزینه بازگشت از سفر هم باید برای برآورد استطاعت مورد توجه قرار گیرد.

[222] احمد بن محمدمهدی نراقی، مستند الشیعه فی احکام الشریعه، ج11، ص26، قم 1417.

[223] امام خمینی، تحریرالوسیله، ج1، ص373، نجف 1390.


برخی از فقیهان امامی نیاز به زاد و راحله را برای تحقق استطاعت، مختص به موارد ضروری دانسته‌اند مانند وقتی که سفر حج مستلزم پیمودن مسافتی طولانی باشد، ولی در مواردی که زاد و راحله یا یکی از آن‌ها مورد نیاز نیست، از جمله در مورد کسانی که در مکه یا نزدیکی آن ساکن‌اند، این فقها بر آن‌اند که استطاعت مالی بدون داشتن آن‌ها هم تحقق می‌یابد

[224] جعفر بن حسن محقق حلّی، شرائع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج1، ص164، چاپ صادق شیرازی، (تهران) 1409.

[225] حسن بن یوسف علامه حلّی، تذکرهالفقهاء، ج7، ص52، قم 1414.

[226] احمد بن محمدمهدی نراقی، مستند الشیعه فی احکام الشریعه، ج11، ص2832، قم 1417.

(برای نقد این نظر به این منابع رجوع کنید

[227] محمد بن علی موسوی عاملی، مدارک الاحکام فی شرح شرائع الاسلام، ج7، ص36، قم 1410.

[228] محمدکاظم بن عبدالعظیم طباطبائی یزدی، العروه الوثقی، ج4، ص364، قم 14171420.

[229] رضا خلخالی، معتمد العروه الوثقی، ج1، ص7883، محاضرات آیهاللّه خوئی، قم 1405 1410.

[230] رضا خلخالی، معتمد العروه الوثقی، ج1، ص85، محاضرات آیهاللّه خوئی، قم 1405 1410.

).

داشتن دَین


تمام فقهای مذاهب اسلامی داشتن دَین (چه دین به مردم و چه دین الهی مانند زکات و خمس) را در صورتی که با ادای آن، امکان سفر حج از میان برود، مانع استطاعت مالی دانسته‌اند.
طلب شخص از دیگران، هرگاه قابل استیفا نباشد نیز موجب استطاعت نیست.

[231] ابن قدامه، المغنی، ج3، ص172ـ 173، بیروت: دارالکتاب العربی، (بی تا).

[232] یحیی بن شرف نووی، المجموع شرح المهذّب، ج7، ص68ـ69، بیروت: دارالفکر، (بی تا).

[233] حسن بن یوسف علامه حلّی، تذکرهالفقهاء، ج7، ص56، قم 1414.

[234] محمد بن محمد حَطّاب، مواهب الجلیل لشرح مختصر خلیل، ج3، ص459، چاپ زکریا عمیرات، بیروت 1416/1995.

[235] محمد بن محمد حَطّاب، مواهب الجلیل لشرح مختصر خلیل، ج3، ص467، چاپ زکریا عمیرات، بیروت 1416/1995.

[236] رضا خلخالی، معتمد العروه الوثقی، ج1، ص114ـ115، محاضرات آیهاللّه خوئی، قم 1405ـ 1410.


البته برخی فقها داشتن دین مؤجَّل (دینی که تا رسیدن مهلت پرداخت آن امکان سفر حج باشد) یا دینی که بستان‌کار آن را مطالبه نکند، مانع استطاعت نمی‌دانند.

[237] یحیی بن شرف نووی، المجموع شرح المهذّب، ج7، ص68، بیروت: دارالفکر، (بی تا).

[238] محمد بن علی موسوی عاملی، مدارک الاحکام فی شرح شرائع الاسلام، ج7، ص43، قم 1410.

[239] محمد بن حسن فاضل هندی، کشف اللثام عن قواعدالاحکام، ج5، ص98، قم، 1422.



استطاعت بذلی


ممکن است استطاعت مالی با بخشش یا در اختیار گذاشتنِ زاد و راحله از جانب شخصی دیگر حاصل شود، مانند بخشش هزینه سفر حج به فرزند از سوی پدر، که آن را استطاعت بَذْلی گفته‌اند.
فقهای امامی به استناد آیه 97 آل عمران

[240] آل عمران/سوره3، آیه97.

و احادیث، قبول هبه را در این حالت لازم و به جا آوردن حج را واجب شمرده‌اند

[241] جعفر بن حسن محقق حلّی، شرائع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج1، ص165، چاپ صادق شیرازی، (تهران) 1409.

[242] رضا خلخالی، معتمد العروه الوثقی، ج1، ص158162، محاضرات آیهاللّه خوئی، قم 1405 1410.

[243] رضا خلخالی، معتمد العروه الوثقی، ج1، ص175ـ176، محاضرات آیهاللّه خوئی، قم 1405ـ 1410.

اما بیش‌تر فقهای اهل سنّت پذیرش چنین هبه‌ای را واجب به شمار نیاورده‌اند.
البته شافعی بذل بدون منّت، مانند بذل حج از جانب فرزند را موجب استطاعت دانسته است.
هم‌چنین مالکیان حج را برای کسانی که به درخواست کمک از دیگران عادت دارند و در طول سفر حج می‌توانند به اندازه کافی از دیگران کمک بگیرند، واجب دانسته‌اند.

[244] ابوبکر بن مسعود کاسانی، کتاب بدائع الصنائع فی ترتیب الشرائع، ج2، ص122، کویته 1409/1989.

[245] ابن قدامه، المغنی، ج3، ص170، بیروت: دارالکتاب العربی، (بی تا).

[246] محمد بن محمد حَطّاب، مواهب الجلیل لشرح مختصر خلیل، ج3، ص471ـ472، چاپ زکریا عمیرات، بیروت 1416/1995.

[247] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج3، ص28، دمشق 1409/1989.

[248] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج3، ص33، دمشق 1409/1989.



دوام


به نظر برخی فقهای امامی از بین بردن استطاعت مالی، مثلاً بخشش مال به دیگران پس از حصول استطاعت و استقرار وجوب حج، جایز نیست، ولی حفظ استطاعت مالی بر کسی که از جهات دیگر استطاعت ندارد، واجب نیست.

[249] ابوالقاسم بن محمدحسن میرزای قمی، جامع الشتات، ج1، ص318ـ 319، چاپ مرتضی رضوی، تهران 1371 ش.

[250] رضا خلخالی، معتمد العروه الوثقی، ج1، ص130ـ134، محاضرات آیهاللّه خوئی، قم 1405ـ 1410.



استطاعت بدنی


در مورد استطاعت بدنی و سلامت جسمانی، به نظر شماری از حنفیان، حج بر اشخاص بیمار، از پا افتاده، فلج و نابینا، حتی اگر راهنما داشته باشند، واجب نیست.
به نظر سایر فقهای اهل سنّت بر فرد نابینایی که راهنما دارد، حج واجب است.
شافعیان داشتن سلامت جسمی و نیروی بدنی را، در حد توانایی سوار شدن بر مرکب بدون مشقتِ بسیار، کافی دانسته‌اند.
مالکیان دارا بودن نیروی جسمانی‌ای که بتواند شخص را، سواره یا پیاده، بدون مشقت غیرعادی به مکه برساند، موجب استطاعت بدنیِ او شمرده‌اند.

[251] ابوبکر بن مسعود کاسانی، کتاب بدائع الصنائع فی ترتیب الشرائع، ج2، ص121، کویته 1409/1989.

[252] یحیی بن شرف نووی، المجموع شرح المهذّب، ج7، ص63، بیروت: دارالفکر، (بی تا).

[253] یحیی بن شرف نووی، المجموع شرح المهذّب، ج7، ص85، بیروت: دارالفکر، (بی تا).

[254] محمد بن محمد حَطّاب، مواهب الجلیل لشرح مختصر خلیل، ج3، ص457ـ458، چاپ زکریا عمیرات، بیروت 1416/1995.

[255] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج3، ص27ـ29، دمشق 1409/1989.


فقهای شیعه نیز استطاعت بدنی را شرط وجوب حج دانسته و بر بیمارانی که به دشواری می‌توانند سوار بر مرکب (از جمله اتومبیل و هواپیما) شوند، حج را واجب ندانسته‌اند.

[256] جعفر بن حسن محقق حلّی، شرائع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج1، ص165166، چاپ صادق شیرازی، (تهران) 1409.

[257] محمدحسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج17، ص280 281، بیروت 1981.

[258] امام خمینی، تحریرالوسیله، ج1، ص380، نجف 1390.



راه سفر


نوع دیگر استطاعت در حج، ایمن بودن راه سفر است، یعنی این‌که جان و مال مسافر حج با مخاطرات جدی روبه رو نشود (برای فقه امامی به این منابع

[259] ابن سعید، الجامع للشرائع، ص 175، قم 1405.

[260] حسن بن یوسف علامه حلّی، تذکرهالفقهاء، ج7، ص78، قم 1414.

و برای فقه اهل سنّت به این منابع

[261] یحیی بن شرف نووی، المجموع شرح المهذّب، ج7، ص79ـ80، بیروت: دارالفکر، (بی تا).

[262] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج3، ص29، دمشق 1409/1989.

[263] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج3، ص31، دمشق 1409/1989.

[264] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج3، ص35، دمشق 1409/1989.

رجوع کنید).
تعبیر «مُخَلّی سَرْبُه» (باز و ایمن بودن راه) در احادیث،

[265] کلینی، اصول کافی، ج4، ص267.

[266] ابن بابویه، کتاب مَن لایحضُرُه الفقیه، ج2، ص296، چاپ علی اکبر غفاری، قم 1404.

به این نوع استطاعت اشاره دارد.
شافعیان اجاره نگهبان را در صورتی که به امنیت راه منجر شود، واجب شمرده‌اند.
به نظر مالکیان و شماری از شافعیان، در صورتی که تنها راه رسیدن به مکه، راه آبی و احتمال هلاکت در آن زیاد باشد، حج واجب نیست.

[267] یحیی بن شرف نووی، المجموع شرح المهذّب، ج7، ص82ـ83، بیروت: دارالفکر، (بی تا).

[268] محمد بن احمد دسوقی، حاشیه الدسوقی علی الشرح الکبیر، ج2، ص8، (بیروت) : داراحیاء الکتب العربیه، (بی تا).

[269] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج3، ص27، دمشق 1409/1989.

[270] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج3، ص29، دمشق 1409/1989.

[271] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج3، ص31، دمشق 1409/1989.



استطاعت زمانی


شافعیان، حنبلیان و فقهای امامی گونه دیگری از استطاعت یعنی استطاعت زمانی را مطرح کرده‌اند که مراد از آن زمان کافی برای رسیدن به مراسم حج است.

[272] جعفر بن حسن محقق حلّی، شرائع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج1، ص165، چاپ صادق شیرازی، (تهران) 1409.

[273] یحیی بن شرف نووی، المجموع شرح المهذّب، ج7، ص88ـ 89، بیروت: دارالفکر، (بی تا).

[274] احمد بن محمدمهدی نراقی، مستند الشیعه فی احکام الشریعه، ج11، ص30، قم 1417.

لینک کمکی