فایل رایگان پاورپوینت موسي آل شراره

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن فایل رایگان پاورپوینت موسي آل شراره :


موسی شراره عاملی




شراره‌ای درخشید (شراره: (یفتح شین و راء) ریزه ی آتش که به هوا می‌خیزد).

[1] فرهنگ عمید، ذیل شراره.

[2] لغتنامه دهخدا، ذیل شراره.

در سال 1267 هجری قمری، (شیخ محمد حرزالدین تاریخ تولد موسی شراره را 1265 قمری می‌داند).

[3] اعیان الشیعه، سید محسن امین، ج10، ص172، دارالتعارف للمطبوعات بیروت، 1406 هجری قمری.

[4] الذریعه الی التصانیف الشیعه، الشیخ آقا بزرک الطهرانی، ج4، ص166.

[5] معارف الرجال، شیخ محمد حرزالدین، ج3، ص56.



فهرست مندرجات

1 - بشارت تولد پسر
2 - آل شراره
3 - ورود به شهر فقاهت
4 - اساتید ایشان در نجف
5 - جوانی بلند آوازه
6 - بازگشت به زادگاه پدری
7 - شیخ اصلاحات
8 - اهتمام شیخ در تربیت شاگرد
9 - تجمع علم و اخلاق
10 - حفظ حرمت‌ها
11 - شاگردان
12 - تالیفات
13 - فرجامی چون شراره
14 - پانویس
15 - منبع


بشارت تولد پسر


خاندان شراره را بشارت دادند به پسری نو رسیده که شراره ی دگری بود از عشق در آل شراره. (به نظراین نویسنده سال تولد و وفات ایشان مطابق با روایت علامه سید محسن امین در کتاب گرانقدر اعیان الشیعه است و علی رغم نظر ارزیاب محترم استاد طبسی، به علت قدمت و دقت بیش تر این اثر بر معارف الرجال، ارجاعات تاریخی صاحب اعیان الشیعه را بر معارف الرجال مقدم داشته‌ایم.)

آل شراره


آل شراره بیت علم در جبل عامل بود. از آنان شیخ محمد حسین بسیار معروف بود. کودک نورسیده را موسی نام نهادند. شیخ محمد امین شراره، پدر موسی، از اهل علم و فضل و تقوا و صلاح بود. او پس از تحصیل علوم دینی در نجف اشرف و رسیدن به جایگاه اجتهاد ، بر وطن خویش بازگشته بود و سال‌ها در جنوب لبنان ، نقطه ی پرگار علمی آن مناطق بود و به تبلیغ و ارشاد و اجرای احکام شرع می‌پرداخت.

[6] معارف الرجال، شیخ محمد حرزالدین، ج2، ص192 - 193، منشورات مکتب آیت‌الله مرعشی نجفی قم، 1405 قمری.


اکنون زمان آن فرا رسیده بود تا چراغ خانه اش همچنان به نور علم و فقاهت روشن بماند. خاندان شراره که ساکن در «بنت جبیل» (مؤنث این که مصغر جبل بر آن اضافه شده است. بنت جبیل در بخش غربی جنوب لبنان بوده و از دیر باز مرکز روحانیون و مبارزان مجاهد می‌باشد وضعیت مذهبی این شهر به سبب روحانیان بزرگ آن از تمام جنوب لبنان بهتر است این شهر به سبب کشت محصولات باغی دارای توان اقتصادی خوبی می‌باشد. علامه امین در کتاب «نقشه‌های جبل عامل» بیت جبل را به معنای «خانه خورشید» یا «خانه صنایع سفال سازی» می‌داند) بودند، اکثرا اهل علم بودند، بالطبع موسی نیز به جذبه ی علم گرفتار شد.
موسی بعد از حفظ قرآن طی پنج ماه، تحصیلات مقدماتی خود را در علوم صرف و نحو و معانی و بیان، منطق و... در همان شهر، نزد پدر بزرگوارش آغاز کرد.

[7] معارف الرجال، شیخ محمد حرزالدین، ج3، ص56.

[8] الذریعه الی التصانیف الشیعه، الشیخ آقا بزرک الطهرانی، ج4، ص166.

[9] اعیان الشیعه، سید محسن امین، ج10، ص172.


شیخ محمد امین می‌دانست برای پیشرفت فرزندش باید او را رهسپار عزلت کند تا دو بال علم و تقوا در کنار هم رشد کنند. بنابراین پس از تحصیل قسمتی از مقدمات علمیه موسی را تشویق کرد تا راهی نجف شود و در محضر علمای بزرگ نجف زانوی تلمذ بزند.

ورود به شهر فقاهت


موسای جوان، با آن که بیست سال بیش تر نداشت، در سال 1288 هجری قمری

[10] اعیان الشیعه، سید محسن امین، ج10، ص172.

به سوی نجف اشرف ترک دیار کرد. او می‌رفت تا در بلد فقاهت ، مانند اسلاف خویش، چنته (سینه) خود را پر کند تا هنگام بازگشت به وطن ، همانند خاندان بزرگوارش، مامن و پناهگاه و مصلح امور مردم گردد.

[11] معارف الرجال، شیخ محمد حرزالدین، ج3، ص56.



اساتید ایشان در نجف


1 ـ شیخ مهدی شمس الدین عاملی (شیخ مهدی بن علی شمس الدین عاملی از نوادگان شهید اول و از بزرگان درس شیخ عبدالله نعمه بود و موسی شراره نزد ایشان کتاب قوانین را خواند).

[12] امل الآمل، سید حسن صدر، دارالاضواء بیروت، 1407قمری، ص409.


2 ـ آیت‌الله شیخ محمد علی خوانساری . کتاب رسائل شیخ انصاری را تدریس می‌کرد.
3 ـ آیت‌الله شیخ ملا علی همدانی . کتاب قوانین را نزد ایشان خواند.
4 ـ آیت‌الله شیخ محمد حسین الکاظمی در فقه (محمد حسین الکاظمی، 1308. 1224 در کاظمین دفن گردید. از عباد و زاهدین عصر خویش بود و پس مرگ مالی از خود باقی نگذاشت و هر چه داشت انفاق می‌کرد. داماد صاحب جواهر بود و اجازه اجتهاد از ایشان و شیخ مرتضی انصاری داشت).

[13] اعیان الشیعه، سید محسن امین، ج9، ص257.


5 ـ آیت‌الله شیخ محمد تقی ایروانی در حکمت

[14] معارف الرجال، شیخ محمد حرزالدین، ج3، ص58.


6 ـ آیت‌الله شیخ عبدالحسین طریحی در فقه و اصول (عبدالحسین طریحی از شاگردان اختصاصی شیخ مرتضی انصاری بود. شاعر ادیب و فقیهی اصولی بود. دیوان شعرش پر از مسائل فقهی اصولی و رجالی است و صاحب شروح بسیار در فقه و اصول می‌باشد. متوفی 1292 قمری در نجف اشرف).

[15] اعیان الشیعه، سید محسن امین، ج7، ص451.


7 ـ آیت‌الله شیخ محمد تقی گلپایگانی در حکمت و فلسفه (محمدتقی گلپایگانی، حکیم بزرگ و شاگرد مشهور شیخ انصاری بود، دارای مصنفات بسیاری در فقه و اصول می‌باشد. زندگی زاهدانه‌ای داشت و در یکی حجره‌های فوقانی حرم حضرت علی علیه‌السّلام زندگی می‌کرد و تا آخر عمر ازدواج نکرد. بر اثر طاعون در سال 1298 هجری قمری فوت کرد).

[16] معارف الرجال، شیخ محمد حرزالدین، ج2، ص214.


8 ـ آیت‌الله شیخ ملاحسین قلی همدانی در اخلاقی و سلوک (ملاحسین قلی همدانی از حکماء سالک و عرفای بنام و فقیهی اصولی بود. از کلاس اخلاق او عرب و عجم استفاده می‌بردند. شاگرد شیخ انصاری بود. در سال 1311 قمری. در حالی که به زیارت امام حسین علیه‌السّلام رفته بود فوت و در یکی از حجرات صحن امام حسین علیه‌السّلام دفن شد).

[17] اعیان الشیعه، سید محسن امین، ج6، ص136.


9 ـ آیت‌الله شیخ ملا محمد کاظم آخوند خراسانی در اصول

[18] معارف الرجال، شیخ محمد حرزالدین، ج3، ص59.


شیخ موسی در جبل عامل ملازم و همراه شیخ جعفر بن علی آل مغیربود. ایشان مشهور به حسن تدریس در میان فضلا بود.
در نجف برخی از قسمت‌های کتاب رسائل را نزد شیخ مرتضی انصاری، رحمه الله علیه، تحصیل کرد و بقیه ی اصول را نزد مرحوم آخوند خراسانی، رحمه الله علیه، به پایان رساند.
البته شروع هر درسی برای شیخ تا پایان آن همراه با دقت و تحقیق به انضمام کلام شارحان معروف آن درس بود.

[19] اعیان الشیعه، سید محسن امین، ج10، ص173.



جوانی بلند آوازه


همنشینی با چنین اساتید ارجمندی در حوزه ی علمیه ی شورانگیز آن زمان نجف اشرف، باعث شد شیخ موسی به مرحله عالی اجتهاد و فقاهت برسد.
او از نیکان عصر خویش و از قله‌های علم محسوب می‌شد. در همه ی علوم اسلامی فاضل بود، خصوصا در فقه و اصول و ادبیات عرب. ایشان جایگاهی بود برای آرامش حکمت و مامنی بود لبریز از فلسفه. حافظه ی بسیار قوی داشت و به ندرت مطلبی را فراموش می‌کرد. حضور ذهن او در میان طلاب زبان زد بود و کلامی متین و کوبنده و تقریری مستدل داشت.
در زمان حضورش در عراق برای تحصیل، از هیچ یک از علمای نجف حقوقی دریافت نمی‌کرد و با مناعت طبع به آن چه پدرش از بنت جبیل ارسال می‌کرد، اکتفا می‌کرد.

[20] تکمله امل الآمل، السید حسن الصدر، ص404.


در میان هم عصرانش معروف به ادیبی متبحر و زبان آوری شهیر بود و در مباحثات با اطمینان به نفس شرکت می‌کرد. اهل علم و ادب او را بسیار اکرام می‌کردند. اجتهاد و کوشش شیخ در علم او را به شهرتی فراگیر در نجف رساند.
شیخ در اشتغال به درس از جمیع هم نوعان خویش سبقت گرفت و آوازه ی او حتی در کربلا و بغداد و کاظمین و حله هم شنیده می‌شد. هرگاه از او یاد می‌شد، به فقیهی اصولی و عادلی متین و باورع و ثقه تعبیر می‌شد. شیخ به عنوان بارزترین عالم عاملی در میان عاملی‌های هم دوره اش شناخته می‌شد.

[21] معارف الرجال، شیخ محمد حرزالدین، ج3، ص56.


رفت و آمد با اهل عراق و اختلاط با عرب و عجم، ذوق مستعد شیخ را شکوفا کرد. جدای از فقه و اصول، ایشان در ادبیات منظوم و شعر هم دستی داشت.
مشاعرات (مشاعرات: جمع مشاعره، مسابقه کردن در شعر خوانی از بر).

[22] فرهنگ معین، ذیل مشاعرات.

[23] لغتنامه ی دهخدا، ذیل مشاعرات.

و مساجلات (مساجلات: در اصطلاح شعراء آن است که دو شاعر شعری را بیت به بیت یا مصراع به مصراع بخوانند).

[24] لغتنامه ی دهخدا، ذیل مساجلات.

مکتوب بین ایشان و برخی شعرای هم عصرش نظیر آیت‌الله سید محمد سعید حبوبی (شاعر بزرگ عراقی)، نشانه ی بلوغ شعری و قریحه ی خوش شیخ موسی شراره است.
در زمان اقامت در نجف اشرف، حتی مجالسی را به عنوان شب شعر برگزار می‌کردند. شیخ محمد حرزالدین در کتاب معارف الرجال نقل می‌کند:
«شیخ موسی از علمای برگزیده ی نجف بود که ما از ایشان کسب فیض می‌کردیم. برخی شب‌ها بر روی قبه ی یمانی غربی در نجف همراه عده‌ای از اهل فضل، از جمله شهید سید مهدی حکیم و سید محمد سعید حبوبی نجفی به مذاکره و مشاعره می‌پرداختیم.» .

[25] معارف الرجال، شیخ محمد حرزالدین، ج3، ص58.


مطلع شعر معروف ایشان که برای فرزندش سروده بود چنین است:
و ذا حسن الاخلاق من خیر دوحه
و خیر بطون انتجه عقامها

[26] اعیان الشیعه، سید محسن امین، ج10، ص342.



بازگشت به زادگاه پدری


شیخ موسی، پس از ده سال، از خامی به پختگی رسید. حشر و نشر با علمای زبد نجف و کسب کمالات، موسای جوان را کم کم آماده ی بازگشت به «بنت جبیل» می‌کرد تا به شیعیان جنوب لبنان خدمت کند.
اما سرنوشت این گونه رقم زد که شیخ زودتر به وطن بازگردد. شیخ موسی شراره در نجف به ناراحتی سینه یا بیماری سل

[27] تکمله امل الآمل، السید حسن الصدر، ص405.

[28] اعیان الشیعه، سید محسن امین، ج10، ص172.

[29] معارف الرجال، شیخ محمد حرزالدین، ج3، ص59.

دچار شد، به گونه‌ای که اگر مداوا نمی‌کرد، این بیماری به حنجره اش نیز آسیب می‌رساند. هنگامی که به پزشکان مراجعه کرد، همگی توصیه کردند که یا هر چه سریع تر معالجه را شروع کن یا از نجف کوچ کن و به جایی نقل مکان کن که آب و هوای خوبی داشته باشد.
شیخ توصیه ی دوم را قبول کرد زیرا نسبت به اولی آسان تر بود و او نیز قصد مراجعت به وطن را داشت.
بسیاری از اهل علم و دوستان شیخ حاضر شدند اموال گران بهای خویش را به شیخ هدیه دهند تا خرج معالجه خویش کند، ولی او نپذیرفت. شیخ محمدحسن آل یاسین کاظمی گفته بوده:
«به خدا اگر معالجه شیخ متوقف بر این باشد که عمامه از سر بردارم و بفروشم، این کار را می‌کنم.» .

[30] تکمله امل الآمل، السید حسن الصدر، ص405.


با این حال شیخ زیر بار نمی‌رفت و تصمیم گرفته بود به دیار خود بازگردد. در سال 1298 قمری

[31] اعیان الشیعه، سید محسن امین، ج10، ص173.

[32] معارف الرجال، شیخ محمد حرزالدین، ج3، ص59.

[33] تکمله امل الآمل، السید حسن الصدر، ص405.

با آنکه فرزندش عبدالکریم، ده ماه بیش تر نداشت، به سوی لبنان حرکت کرد تا زکات علم خویش را در موطن خود پرداخت کند و به تربیت طلاب دینی و نیز رتق و فتق امور مردم بپردازد.

[34] اعیان الشیعه، سید محسن امین، ج8، ص43.



شیخ اصلاحات


با ورود شیخ به شهر «بنت جبیل»، شهر دچار دگرگونی و دست خوش تغییر شد. شیخ موسی شراره به جدیت و با عزمی راسخ به اصلاحات دینی و علمی پرداخت. بدین منظور، ابتدا مدرسه ی علمیه‌ای در شهر تاسیس کرد که تمام علوم دینی را شامل می‌شد.
علوم صرف، نحو، منطق، معانی و بیان در مقدمات، فقه و اصول در مقطع سطح، در مدرسه ی تازه تاسیس بنت جبیل تدریس می‌شد. این مدرسه مرکزی شد برای اجتماع و رفت و آمد کثیری از فضلای ساکن در جنوب لبنان که عده‌ای برای تدریس و برخی دیگر برای تحصیل علم بدین مدرسه، وارد شده بودند.

[35] اعیان الشیعه، سید محسن امین، ج10، ص342.


از دیگر اصلاحات شیخ در بنت جبیل این بود که مجالس عزای سید الشهداء، علیه السلام، را از لوث وجود خرافات و اکاذیب، تطهیر کرد و روضه ی امام حسین را همانند مجالس عزای حسینی در عراق برپا کرد و شعر عاملی را در این مجالس سنت گذاشت و نوع قرائت این اشعار را نیز طبق سبک عراقی بنا نهاد.
شیخ مردم شهر را مجاب کرد که با توجه به فقر عمومی، پس از مرگ هر مؤمنی، خویشاوندان میت برای خیرات آن میت و شادی روحش سه روز، فقرا را اطعام کنند.
شیخ حضور زنان را در تشییع جنازه ممنوع کرد و در مجالس فاتحه خوانی مقرر کرد در رثاء اهل بیت ، علیهم السلام، شعرخوانی کنند و طلاب و فضلا را تشویق می‌کرد ذوق خویش را تقویت کنند تا بتوانند به شعرگویی بپردازند. شیخ هنر شعر را در جهت انتشار دین به مبلغان توصیه می‌کرد؛ چرا که شعر به طبع انسانی بسیار نزدیک است.

[36] اعیان الشیعه، سید محسن امین، ج10، ص342.


یکی دیگر از ابتکارات شیخ این بود که اصرار داشت در موعظه، از سخنان گهربار امیرمؤمنان علی ، علیه السلام، در نهج البلاغه استفاده شود تا مؤمنان بیش تر با قرآن ناطق، یعنی علی، علیه السلام، آشنا شوند و سخنان او عمل کنند.
برخی از ذاکرین مجالس عزای محرم، کارهایی انجام می‌دادند از قبیل نقل روایات کذب و روضه‌های دروغ و برخی ارشادات خودساختگی که شیخ از این بسیار ناراحت می‌شد. بدین سبب بر قرائت نهج البلاغه در اول منابر و مواعظ تاکید می‌کرد و سنت شعرخوانی به سبک عراقی هم به عنوان روشی برای مقابله با ذاکرین متخلف بود.
به همت عده‌ای از شاگردان وی، دو کتاب برای مجالس عزاداری، بر اساس روش استادشان شیخ موسی شراره، تالیف شد.
این دو اثر لواعج الاشجان و المجالس السنیه نام داشت. کتاب لواعج الاشجان مشتمل بر مقتل امام حسین بود که به وسیله ی منبریان و وعاظ قرائت می‌گشت. در روضه‌های عمومی هم مادحین اهل بیت ، علیهم السلام، از کتاب المجالس السنیه برای مداحی و ذکر استفاده می‌کردند.

[37] اعیان الشیعه، سید محسن امین، ج10، ص342.

تدوین این دو کتاب، حاصل تلاش سید محسن امین از علمای بزرگ لبنان بوده است.
ابتکار و تدبیر شیخ در احیای عزا، عزاداری بنت جبیل و جنوب لبنان را بسیار بهبود بخشید. تا قبل از این حرکت شیخ، مجالس عزاداری بیش تر شبیه قهوه خانه‌ها بود که مردم فقط برای گذران وقت و

لینک کمکی