فایل رایگان پاورپوینت ميرزا ابي‌القاسم کلانترتهراني

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن فایل رایگان پاورپوینت ميرزا ابي‌القاسم کلانترتهراني :


میرزاابوالقاسم کلانترتهرانی




میرزا ابوالقاسم کلانترتهرانی، از علماء ربانی و اهل تقوا، و از شاگردان شیخ مرتضی انصاری ، متوفای 1292 هـ ق.

فهرست مندرجات

1 - تبار کلانتر تهرانی
1.1 - تاریخ ولادت
1.2 - مراحل تحصیل
2 - هجرت به عراق
3 - تربیت طلاب
4 - لقب
5 - آثار نفیس
6 - غروبی غمناک
7 - فرزندان
8 - فرزند نابغه
8.1 - محضر معاریف
8.2 - درحوزه نجف و سامرا
8.3 - آثار
8.4 - مدرسی عالی مقام
8.5 - امید ارباب درایت
8.6 - آتش رشک در خرمن خرد
8.7 - محل دفن
8.8 - فرزندان میرزا ابوالفضل
9 - پانویس
10 - منبع


تبار کلانتر تهرانی


حاج ملا هادی نوری در یکی از محلات شهرستان نور زندگی می‌کرد وی مردی نیکوکار، نکونام و از تاجران معتبر و آبرومند این منطقه به شمار می‌رفت که نه تنها در بین اهل محله، بلکه در سطح منطقه نور، توابع و برخی نواحی شمالی و حتی تهران شهرت داشت و درستی و صدق گفتارش زبانزد خاص و عام بود وی در اواسط حکومت آغا محمدخان قاجار از شهرستان نور به تهران کوچ کرد و در آن جا سکونت گزید
یکی از فرزندان این تاجر نیکومنش، حاج محمدعلی نام داشت که به امانت داری و صداقت در تجارت آراسته بود وی به دلیل استفاده از کسب حلال و تربیت صحیح خانوادگی و نیز با توجه به ذوق و میل درونی، به فراگیری معارف دینی و شرکت در مجالس علمی اصحاب بصیرت و معرفت روی آورد او در این مسیر شایستگی‌های خود را به خوبی نشان داد و تحسین استادانش را در یادگیری علوم اسلامی برانگیخت و بین همگنان به پاکی مزیت یافت او از خاندانی اهل تقوا و دانش دختری را به همسری برگزید.

تاریخ ولادت


حاصل این پیوند مبارک، فرزندی سعادتمند بود که در سوم ربیع الثانی 1236 ق دیده به جهان گشود نام این کودک را «ابوالقاسم» گذاشتند.

مراحل تحصیل


وی پس از سپری کردن دوران کودکی تحت تربیت والدینی متدین، به تحصیل علوم علاقه مند شد و هر چه از سن او می‌گذشت، آثار فضل در وی آشکار می‌گردید چنان که در ده سالگی مقدمات علوم دینی را بسیار نیکو یاد گرفت و مضامین دیر فهم را که دیگر فراگیران علم در آموختن آنها دچار اشکال می‌شدند، به خوبی به خاطر سپرد و نیکو فهمید به همین دلیل، با یکی از عموزاده‌های طلبه خود به اصفهان رفت و در آن جا حدود سه سال به تحصیل پرداخت سپس به تهران آمد و دو سال در این شهر ماند تا آن که به عتبات عالیات مشرف گردید ولی چون امکانات لازم و توانایی مالی نداشت، توقفش در آن سرزمین مقدس بیش از دو سال طول نکشید از این رو، به تهران آمد در حالی که ادبیات عرب و مقدمات علوم اسلامی و مقداری از سطوح را به خوبی آموخته بود در مدرسه خان مروی نزد آخوند ملا عبدالله زنوزی معقول را فرا گرفت و نزد علمای دیگر به خواندن فقه و اصول مشغول شد.

هجرت به عراق


وی در سنین بیست سالگی مراحل ترقی علمی و رشد فکری را به نحو شگفت انگیزی طی می‌کرد لذا علمای تهران وی و پدرش را مورد ترغیب قرار دادند که با چنین خلاقیتی، شایسته نیست میرزا ابوالقاسم درس را نیمه کاره رها کند و باید برای تکمیل دروس فقه و اصول به عتبات برود و در حوزه‌های علمیه عراق از محضر استادان برجسته بهره مند شود.
ابوالقاسم جوان، توصیه‌های علما را به گوش جان پذیرفت و مجددا به عتبات عالیات مهاجرت کرد و در کربلای معلی مقیم شد و به مجلس پرفیض آقا سید ابراهیم قزوینی رسید و مدتی از بیانات و مراتب علمی و کمالات آن مدرس عالی مقام استفاده کرد.

[1] نامه دانشوران ناصری، ج1، ص472.


در آن زمان حوزه درس این عالم نامدار (صاحب ضوابط الاصول در اصول فقه) پس از شریف العلماء، بی مانند بود فرزانگانی چون:
شیخ زین العابدین مازندرانی حاج ملا علی کنی میرزا محمدباقر خوانساری شیخ جعفر شوشتری ملا فتحعلی سلطان آبادی شیخ العراقین و فاضل ایروانی محضر وی را مغتنم شمردند و اکثرا در زمره مجتهدان و مراجع تقلید درآمدند.

[2] بزرگان شیعه از کلینی تا خمینی، م جرفادقانی، ص243.


ناگفته نماند که میرزا ابوالقاسم بخش‌های مقدماتی از فقه و اصول را در تهران، نزد شیخ جعفر محمد کرمانشاهی آموخته بود و مراتب عالی تر این رشته را نزد صاحب ضوابط پی گرفت.
در این میان، تفرقه جویان و کینه ورزان طمعکار فتنه‌ای را در کربلا پدید آوردند که بر اثر آن، عده‌ای از شیعیان و زائران مقیم کربلا مجروح و کشته شدند و اموال و دارایی‌های آنها به تاراج رفت لذا رونق، امنیت و آرامش از محافل علمی رخت بربست میرزا ابوالقاسم ناگزیر این دیار مقدس را ترک کرد و به اصفهان آمد اما پس از خاموش شدن این آتش خوفناک، بار دیگر به نجف اشرف عزیمت کرد و در محضر شیخ مرتضی انصاری به تکمیل آموخته‌های علمی پرداخت تا جایی که یکی از ارکان حوزه درس شیخ به شمار رفت شیخ مرتضی به گفته‌های وی در درس اعتماد می‌کرد و او هم درس استاد را پس از ختم جلسه، برای برخی از شاگردان علاقه مند تقریر می‌نمود تا سرانجام به مقامی نائل آمد که در چندین جلسه، شیخ مرتضی انصاری به اجتهاد وی تصریح کرد.

[3] زندگانی و شخصیت شیخ انصاری، حاج شیخ مرتضی انصاری، ص215 و 214.

[4] مکارم الآثار، معلم حبیب آبادی، ج3، ص1018.


شیخ آقا بزرگ تهرانی، میرزا ابوالقاسم کلانتر را از مشهورترین شاگردان شیخ انصاری معرفی کرده

[5] الذریعه، الشیخ آقا بزرک الطهرانی، ج15، ص27.

و در جای دیگر خاطر نشان ساخته است که نامبرده بحث‌های استادش را به نحو احسن، تقریر نمود و مدت بیست سال این برنامه استمرار داشت

[6] الکرام البرره، شیخ آقا بزرگ تهرانی، ج1، ص60 و 59.

بنا به گفته نوه عالم و فاضلش، حاج میرزا محمد ثقفی، در موقع تودیع و خداحافظی، شیخ انصاری به وی توصیه کرد:
وقتی به تهران رفتی، درس و بحث و تشکیل محافل علمی را ترک مکن اگر خواستی امام جماعت شوی در صورتی که قصدت خالصانه و برای خدا بود، بپذیر و اگر احساس کردی برای خدا نیست و کم و کیف جماعت و حمایت مامومین در تو اثر می‌گذارد، از آن اعراض نما دیگر این که در زمان حاکمیت جور و سلطه ستم، قضاوت را نپذیر و از قاضی شدن دوری کن!

[7] اختران فروزان ری و تهران، محمد شریف رازی، ص220.



تربیت طلاب


میرزا ابوالقاسم کلانتر در سال 1277 ق با کوله باری از علم و تقوا، از نجف اشرف به تهران آمده، مرجع خاص و عام گردید علما و فقها به مجلس تدریس او حاضر می‌شدند و از بیاناتش بهره‌ها می‌بردند وقتی آیه الله حاج ملا علی کنی تولیت مدرسه حاج محمدحسین خان مروی، معروف به «مدرسه فخرالدوله» را به دست آورد، از میرزا ابوالقاسم درخواست کرد تا در این مکان به تربیت و پرورش طلاب مبادرت ورزد او نیز با پذیرش این مسئولیت، مدت هفت سال در این مدرسه به تدریس فقه و اصول پرداخت.

[8] همان لغت نامه دهخدا، ج1، ص520.


معمولا شاگردان وی به مرتبه اجتهاد نایل آمده و برخی نیز به مرجعیت ارتقاء یافته‌اند بعضی از شاگردانش عبارتند از آیات عظام:
آقا سید حسین قمی تهرانی، مدفون در رواق حضرت فاطمه معصومه علیهاالسّلام شهید حاج شیخ فضل الله نوری، مدفون در صحن حضرت فاطمه معصومه علیهاالسّلام حاج شیخ عبدالنبی نوری حاج سید محمدصادق تهرانی، معروف به «بلور» و حاج شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی، مدفون در جوار بارگاه رضوی.

[9] اختران فروزان ری و تهران، ص221.



لقب


در این که چرا این خاندان به «کلانتر» نامیده شده‌اند، گفته می‌شود این لقب را از دایی میرزا ابوالقاسم یعنی محمودخان کلانتر گرفته‌اند وی در زمان ناصرالدین شاه، مامور رسیدگی به امور اجتماعی و اقتصادی شهر تهران بود سرانجام در سالی به دلیل عدم بارندگی، آذوقه مردم کاهش یافت و زندگی شهروندان با مشقت توام گردید و چون نامبرده نتوانست عوارض ناشی از قحطی را برطرف کند، مقصر شناخته و به دستور ناصرالدین شاه به دار آویخته شد.

[10] حقایق الاخبار ناصری، محمدجعفر خورموجی، ص265.



آثار نفیس


حاج میرزا ابوالقاسم کلانتر یکی از مشاهیر شیعه در قرن سیزدهم هجری است که در کتب تراجم و منابع تاریخ عصر قاجار، او را به عنوان فقیه اصولی، جامع علوم عقلی و نقلی و افتخار دانشمندان شیعه و یکی از بزرگ‌ترین علمای عامل که به زیور و زهد و تقوا آراسته بود، ستوده‌اند .
او در تهران از نفوذ اجتماعی و اقتدار معنوی خاصی برخوردار بوداز این رو، توانایی علمی و تمام موقعیت خویش را در جهت اعتلا و نشر احکام الهی و فرهنگ عترت به کار گرفت

[11] زندگی و شخصیت شیخ انصاری، ص214.

و آثار ارزنده‌ای از خویش به یادگار نهاد که عبارتند از:
1 ـ رساله‌ای در استصحاب حاوی مباحث مهمی در اصول فقه با تکیه بر ادله عقلی و استفاده از فرائد شیخ انصاری شیخ آقا بزرگ تهرانی نسخه‌ای از آن را به خط مؤلف در کتابخانه فرزند فاضلش، حاج میرزا ابوالفضل تهرانی دیده است.

[12] الذریعه، الشیخ آقا بزرک الطهرانی، ج1، ص274.


2 ـ الرد علی الرساله الارثیه که در سال 1287 ق به عربی تالیف کرده و بعد به فارسی برگردانیده است این نوشتار، حاوی مطالبی است در نقد رساله ارث سید اسماعیل بهبهانی نسخه اصلی این اثر و ترجمه اش به صورت مخطوط در کتابخانه مدرسه سپهسالار (شهید مطهری) به شماره 2426 نگه داری می‌شود.

[13] الذریعه، الشیخ آقا بزرک الطهرانی، ج10، ص196.

[14] اعیان الشیعه، سید محسن امین، ج2، ص413.


3 ـ رساله‌ای در مشتق 4 ـ رساله‌ای در تسامح 5 ـ رساله‌ای در صحیح و اعم 6 ـ رساله‌ای در اجتماع امر و نهی 7 ـ رساله‌ای در جزاء 8 ـ رساله‌ای در مقدمه واجب و امر بشیء 9 ـ رساله‌ای در مسایل تخصیص و مجمل و مبین و مطلق و مقید 10 ـ رساله‌ای در مفهوم و منطوق 11 ـ رساله‌ای در اصل و برائت 12 ـ رساله‌ای در حجیت ظن 13 ـ رساله‌ای در تعادل و تراجیح 14 ـ طهارت 15 ـ صلوه مسافر 16 ـ غصب 17 ـ وقف 18 ـ لقطه 19 ـ قضا و شهادات 20 ـ رهن 21 ـ احیا موات 22 ـ رساله‌ای در تقلید 23 ـ زکات و اجاره

[15] لغت نامه دهخدا، ج1، ص520.


از میان این آثار هر آنچه که مربوط به فقه است به طبع نرسیده، ولی مطالب اصولی که اکثرا تقریرات درس استادش شیخ انصاری است ـ جز حجیت ظن، قطع، استصحاب، مشتق و تعادل و تراجیح ـ در یک مجموعه تحت عنوان «مطارح الانظار» به چاپ رسیده است.

[16] ریحانه الادب، ج5، ص71.



غروبی غمناک


حاج میرزا ابوالقاسم در اواخر عمر از نظر سلامت جسمی، دچار مشکل شد و بینایی او چنان به ضعف گرایید که قادر به دیدن نبود تا آن که در همان ایام، آفتاب عمرش غروب کرد و در روز سوم ربیع الثانی (سالروز ولادتش) سال 1292 ق در سن 56 سالگی دعوت حق را لبیک گفت و پیکر مطهرش، پس از تشییعی باشکوه، در جوار بارگاه حضرت عبدالعظیم علیه‌السّلام در مقبره «ابوالفتوح رازی» دفن گردید.

[17] مقدمه دیوان حاج میرزا ابوالفضل تهرانی.


فرزند کوچک ترش، که در این زمان نوزده سال داشت، قصیده‌ای طولانی در رثای پدر سرود این سوگ نامه از نظر فنون بدیع و صنایع شعری و ادبی، جزو نوادر است زیرا ضمن رثا، مدح پدر و شکایت از مصائب، حالات حماسی و افتخارات این خاندان در آن مشاهده می‌شود.

[18] مقدمه دیوان حاج میرزا ابوالفضل تهرانی،(یادداشتهای محدث ارموی در مقدمه دیوان) .


این شاعر جوان، «ابوالفضل تهرانی» نام دارد وی کتابی موسوم به «مدح الحمامه فی احوال الوالد العلامه» در معرفی ابعاد علمی و فکری پدرش به نگارش درآورد که از حیث نگارش، به کتاب «مقامات حریری» می‌رسد.

[19] اختران فروزان ری و تهران، ص222.


لینک کمکی