فایل رایگان پاورپوینت قرآن کريم و بشارت هاي پيامبران

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن فایل رایگان پاورپوینت قرآن کريم و بشارت هاي پيامبران :

اشاره

آیا در تورات و انجیل موجود، به پیامبر اسلام(ص) بشارت داده شده است؟ موضع قرآن در این باره چیست؟ نویسنده این مقاله بر آن است که آنچه در قرآن آمده، این است که تورات و انجیل موجود آمدن پیامبر اسلام را با صفات و نه با نام بشارت داده اند و در این دو کتاب مواردی را برای تأیید این مدعا می توان یافت.

در سنت اسلامی همیشه این اعتقاد وجود داشته است که پیامبران پیشین در کتاب های خود به آمدن پیامبر اسلام(ص) بشارت داده اند. همچنین همیشه اظهار شده است که این اعتقاد به قرآن متکی است. از آیاتی از قرآن استفاده شده است که حضرت موسی(ع) در تورات و حضرت عیسی(ع) در انجیل آمدن پیامبر اسلام را بشارت داده اند. به همین دلیل در طول تاریخ اسلام برای یافتن مصادیقی از بشارت در تورات و انجیلِ موجود، تلاش های زیادی صورت گرفته و کتاب های متعددی نوشته شده است. پرسشی که این نوشتار بدان می پردازد و سعی می کند به آن پاسخ دهد، این است که واقعا موضع قرآن در این باره چیست و آیات مورد استناد چه دلالتی دارند؟ اگر برخی از این آیات بر این امر دلالت دارند، آیا می توان مصداقی برای آن در تورات و انجیل موجود یافت؟

مهم ترین آیاتی که می توان از آنها استفاده کرد که در کتاب های پیشین به ظهور پیامبر اسلام، بشارت داده شده است، از این قرار است:

1. در برخی از آیات سخن از این است که اهل کتابِ زمان پیامبر، آن حضرت را به خوبی می شناختند: «الذین اتیناهم الکتاب یعرفونه کما یعرفون ابناءهم: کسانی که به ایشان کتاب داده ایم، همان گونه که فرزندان خود را می شناسند، او [حضرت محمد] را می شناسند.» (بقره/146؛ انعام/20)

2. در آیه دیگری آمده است که اهل کتاب حقانیت قرآن را می دانند: «و الذین آتیناهم الکتاب یعلمون انه مُنزَّلٌ من ربک بالحق: و کسانی که بدیشان کتاب داده ایم می دانند که آن [قران] از جانب پروردگارت به حق فرو فرستاده شده است.» (انعام /114)

3. در آیه دیگری آمده است که برخی از صفات پیامبر اسلام(ص) در تورات و انجیل مکتوب است: «الذین یتبعون الرسول النبی الامی الذی یجدونه مکتوبا عندهم فی التوراه والانجیل: همان ها که از فرستاده [خدا]، پیامبر امی، پیروی می کنند، همو که [صفات] او را در تورات و انجیلی که نزدشان است، می یابند.»(اعراف/157)

4. در آیه ای دیگر سخن از این است که به پیامبر اسلام(ص) با نام، بشارت داده شده است. «و اذ قال عیسی ابن مریم یا بنی اسرائیل انی رسول اللّه الیکم مصدقا لما بین یدی من التوراه و مبشرا برسول یاتی من بعدی اسمه احمد...» و هنگامی را به یاد آور که عیسی پسر مریم گفت: «ای فرزندان اسرائیل، من فرستاده خدا به سوی شما هستم. در حالی که تورات را که پیش روی من است تصدیق می کنم و به فرستاده ای که پس از من می آید و نام او «احمد» است بشارت می دهم.»(صف/6)

دو مورد اول و دوم، یعنی دو آیه ای که در آنها سخن از این است که اهل کتاب پیامبر را می شناسند و آیه ای که در آن، سخن از این است که اهل کتاب حقانیت قرآن را می دانند، به کتاب آنان اشاره ای نشده است؛ بلکه صرفا سخن از این است که اهل کتاب به این امور علم دارند، و لازمه علم داشتن این نیست که این امور در متون مقدس آنان موجود است، بلکه منشأ این علم می تواند سنت شفاهی آنان باشد؛ همچنین می تواند امر به گونه دیگری باشد و آن این که اهل کتاب وقتی سخنان پیامبر و اعمال او و احیانا معجزات او را دیدند به نبوت او علم پیدا کردند و همین طور وقتی سخن قرآن را شنیدند، علم پیدا کردند که این کتاب از طرف خداست. بنابراین از این آیات نمی توان استفاده کرد که در تورات و انجیل سخنی درباره بشارتِ ظهور پیامبر اسلام آمده است.

اما در دو مورد دیگر امر به گونه دیگری است. در مورد سوم تصریح شده است که از پیامبر اسلام در تورات و انجیل سخن رفته است و در مورد چهارم سخن از این است که حضرت عیسی به آمدن پیامبر اسلام بشارت داده است. بنابراین جای این سؤال هست که در کجای تورات و انجیل درباره پیامبر اسلام سخن رفته و سخن حضرت عیسی درباره پیامبر اسلام، آن هم با نام «احمد»، در کجا نقل شده است؟

قبل از پاسخ به این سؤال باید نکته ای را به عنوان مقدمه بیان کنیم. براساس ظاهر آیات متعددی از قرآن، دو کتاب به نام های تورات و انجیل بر حضرت موسی و حضرت عیسی نازل شده است. از سوی دیگر کتابی به نام تورات و چهار کتاب به نام انجیل نزد اهل کتاب موجود است. حال این سؤال مطرح است که آیا کتاب های موجود همان کتاب هایی هستند که قرآن به آنها اشاره دارد؟ و آیا همین کتاب ها در زمان پیامبر اسلام هم بوده اند؟

در سنت یهودی مسیحی نیز اعتقاد بر آن بوده است که کتابی به نام تورات بر حضرت موسی نازل شده است و نیز بر حسب سنت، تورات موجود همان کتاب حضرت موسی شمرده می شده است. با این حال کسانی از زمان های نسبتا دور با شواهد و ادله فراوانی از درون تورات موجود اثبات کرده اند که کتاب موجود هرگز نمی تواند نوشته حضرت موسی باشد بلکه قرن ها پس از آن حضرت نگاشته شده است.(1) و امروزه تحقیقات نقادان کتاب مقدس این نکته را نشان داده که کتاب موجود چند قرن قبل از میلاد و قرن ها پس از حضرت موسی با استفاده از منابع مختلفی تألیف شده است.(2)

درباره انجیل وضع به گونه دیگری است. مسیحیان هرگز معتقد نبوده اند که حضرت عیسی کتابی آورده است، بلکه این کار را بی معنا می دانستند. از آنجا که اینان حضرت عیسی را خدای متجسد می دانستند، پس خدا خود را در او منکشف ساخته، پس خود او وحی است و معنا ندارد که به او وحی شود. اناجیل موجود در حقیقت، سیره قولی و عملی آن حضرت است که دیگران با تأیید روح القدس ده ها سال پس از او نگاشته اند.(3)

در میان عامه مسلمانان، معروف است که اهل کتاب تورات و انجیل را تحریف کرده اند؛ اما به نظر می رسد که موضع قرآن در این رابطه چیز دیگری باشد. در برخی از آیات درباره اهل کتاب آمده است که «یُحَرفون الکلم عن مواضعه [یا] من بعد مواضعه: کلام را از جایگاه خودش منحرف می کنند.» (نساء /46؛ مائده /13 و 41) در این آیات اولاً سخن از کتاب نیست و ثانیا با تحریف معنوی هم سازگار است. بنابراین از این آیات نمی توان استفاده کرد که اهل کتاب تورات و انجیل واقعی را تغییر داده اند. اما در آیه دیگر سخن از کتاب است «فویل للذین یکتبون الکتاب بایدیهم ثم یقولون هذا من عندالله: وای بر کسانی که کتاب را به دست خود می نویسند و به خدا نسبت می دهند.» (بقره /79) ظاهر این آیه با نظر محققان غربی درباره تورات و اندیشه مسیحیان در رابطه با اناجیل منطبق است. پس باید نتیجه بگیریم که بنابر نظر قرآن دو کتاب به نام های تورات و انجیل از طرف خدا نازل شده است که با آنچه نزد اهل کتاب است، تفاوت دارد؛ مگر آن که کسی بگوید واژه کتاب در این آیه لزوما بر عهدین منطبق نیست و می تواند به معنای نوشته های دیگر مثلاً شروح و تفسیرهایی دیگر مثل تلمود باشد که در میان یهودیان، عملاً حکم تورات و کتاب آسمانی را دارد. تفصیل این بحث فرصت دیگری را می طلبد.

نکته دیگر در این رابطه این است که از آنجا که نسخه هایی از تورات و انجیل مربوط به چند قرن قبل از اسلام موجود است(4) و آن نسخه ها با کتاب های موجود مطابق است پس باید نتیجه گرفت که تورات و انجیل موجود در زمان پیامبر اسلام همین کتاب های موجود بوده است و هرگز نمی توان ادعا کرد که این کتاب ها بعد از اسلام تغییر کرده اند.

حال به آیات مورد بحث برمی گردیم. گفته شد، آیاتی که بیانگر این بودند که اهل کتاب پیامبر اسلام را می شناسند و آیه ای که می گفت اهل کتاب حقانیت قرآن را می دانند، هرگز دلالت ندارند که اهل کتاب این آگاهی ها را از تورات و انجیل به دست آورده اند؛ بلکه این شناخت ها می تواند امری عادی و از طریق گفتار و کردار پیامبر و نیز خواندن قرآن و البته به وسیله معیار کلیِ به دست آمده از کتاب هایشان حاصل شده باشد. پس، از این آیات نمی توان استفاده قطعی کرد که تورات و انجیل آمدن پیامبر و قرآن را بشارت داده اند.

آیه ای که در تاریخ این بحث نقش بسیار زیادی داشته و افراد زیادی را به خود مشغول کرده، آیه ششم از سوره صف است که بنا به تصریح آن، حضرت عیسی آمدن پیامبری به نام احمد را بشارت داده است. این آیه عده زیادی را برانگیخته است تا در اناجیل موجود به دنبال کلمه احمد بگردند و در این زمینه کتاب ها و رساله های متعددی بنگارند. واژه ای که در اناجیل توجه این افراد را به خود جلب کرده، واژه «فارقلیط»(5) یا «بارکلیت» است. به گفته انجیل یوحنا، حضرت عیسی آمدن فارقلیط را پس از خود بشارت داده است. این واژه کلمه ای یونانی به معنای تسلی دهنده و آرامش دهنده است که مسیحیان مصداق آن را روح القدس می دانند. اما برخی از نویسندگان مسلمان مدعی شده اند که این کلمه در اصل به صورت دیگری بوده است و مسیحیان یکی از حروف آن را تغییر داده اند. آنان می گویند این کلمه در اصل «پریکلیتوس»، به معنای «احمد و ستوده»، بوده است که آن را به «پراکلیتوس»، به معنای «تسلی دهنده» تغییر داده اند؛ و در واقع اسم خاص بوده و نه عنوان عام که به «تسلی دهنده» ترجمه شود.(6)

به نظر می رسد که این تلاش هم بی نتیجه است و هم غیرلازم و هم مضر. از این جهت بی نتیجه است که استعمال این کلمه به همین صورت و به همین معنای تسلی دهنده قرن ها قبل از اسلام در سنت مسیحی به کار رفته است. همچنین از همان سده های نخست مسیحی مصداق آن را روح القدس دانسته اند. این واژه که تنها در انجیل یوحنا آمده، در دیگر قسمت های عهد جدید یافت نمی شود، در چهار فقره از این کتاب آمده است:

اگر مرا دوست دارید احکام مرا نگاه دارید. و من از پدر سؤال می کنم و تسلی دهنده [فارقلیط [دیگر به شما عطا خواهد کرد تا همیشه با شما بماند. یعنی روح راستی که جهان نمی تواند او را قبول کند زیرا که او را نمی بیند و نمی شناسد و اما شما او را می شناسید زیرا که با شما می ماند و در شما خواهد بود (یوحنا، 14:1517).

این سخنان را به شما گفتم وقتی که با شما بودم. لیکن تسلی دهنده [فارقلیط [یعنی روح القدس که پدر او را به اسم من می فرستد او همه چیز را به شما تعلیم خواهد داد و آنچه به شما گفتم به یاد شما خواهد آورد (یوحنا، 14:2526).

لیکن چون تسلی دهنده [فارقلیط] که او را از جانب پدر نزد شما می فرستم یعنی روح راستی که از پدر صادر می گردد او بر من شهادت خواهد داد. و شما نیز شهادت خواهید داد زیرا که از ابتدا با من بوده اید (یوحنا، 15:2627).

اما الان نزد فرستنده خود می روم و کسی از شما از من نمی پرسد به کجا می روی. ولیکن چون این را به شما گفتم دل شما از غم پر شده است. و من به شما راست می گویم که رفتن من برای شما مفید است زیرا اگر نروم تسلی دهنده [فارقلیط [نزد شما نخواهد آمد اما اگر بروم او را نزد شما می فرستم. و چون او آید جهان را بر گناه و عدالت و داوری ملزم خواهد نمود. اما بر گناه زیرا که به من ایمان نمی آورند. و اما بر عدالت از آن سبب که نزد پدر خود می روم و دیگر مرا نخواهید دید و اما بر داوری از آن رو که بر رئیس این جهان حکم شده است. و بسیاری چیزهای دیگر نیز دارم که به شما بگویم لکن الان طاقت تحمل آنها را ندارید. ولیکن چون او یعنی روح راستی آید شما را به جمیع راستی هدایت خواهد کرد زیرا که از خود تکلم نمی کند بلکه به آنچه شنیده است سخن خواهد گفت و از امور آینده خبر خواهد داد. او مرا جلال خواهد داد زیرا که از آنچه آنِ من است خواهد گرفت و به شما خبر خواهد داد. هر چه از آنِ پدر است از آنِ من است از این جهت گفتم که از آنچه آنِ من است می گیرد و به شما خبر خواهد داد (یوحنا، 16:515).

اینها مواردی است که در انجیل یوحنا کلمه «فارقلیط» [پراکلیتوس] به کار رفته است. حال آیا می توان گفت این واژه در اصل «پریکلیتوس» به معنای «احمد» بوده است و عمدا یا سهوا نویسنده این انجیل آن را تغییر داده و اسم خاص پریکلیتوس [احمد] را به پراکلیتوس [تسلی دهنده] مبدّل ساخته است؟ ممکن است در واقع این گونه بوده باشد. اما آیا با امکاناتی که در اختیار ماست می توانیم این امر را، حتی به صورت ظنی، اثبات کنیم؟ به نظر می رسد چنین چیزی ممکن نباشد. در اینجا ذکر چند نکته مفید است:

1. این واژه از چهار انجیل موجود تنها در انجیلی آمده است که به لحاظ الهیاتی با سایر اناجیل بسیار متفاوت است و از اعتقاداتی که در اسلام حق شمرده می شود بسیار دور است. در بین چهار انجیل موجود تنها در این انجیل است که الوهیت حضرت مسیح مطرح شده و نظام الهیاتی آن بر این اساس طرح ریزی شده است. برای مثال در این نظام، مقام «پسرخدا» بالاتر از مقام روح القدس است. اتفاقا از مواضعی که در آنها این کلمه [فارقلیط [آمده است این امر را می توان فهمید؛ «پدر او را به اسم من می فرستد»، «او را از جانب پدر نزد شما می فرستم»؛ «او را نزد شما می فرستم»؛ از عبارت های فوق، مادون بودن این فرد نسبت به مسیح فهمیده می شود. این در حالی است که اولاً از برخی از فقرات اناجیل دیگر برمی آید که مقام روح القدس بالاتر از مسیح است: «از این رو شما را می گویم هر نوع گناه و کفر از انسان آمرزیده می شود لیکن کفر به روح القدس از انسان عفو نخواهد شد. و هر که برخلاف پسر انسان [مسیح] سخن گوید آمرزیده شود اما کسی که برخلاف روح القدس سخن گوید، در این عالم و در عالم آینده هرگز آمرزیده نخواهد شد. (متی، 12:3132؛ مرقس، 3:2829). و ثانیا مسلمانان هرگز پیامبر اسلام(ص) را پایین تر از مسیح نمی دانند بلکه او را ناسخ آیین مسیح و برترین پیامبر می دانند.

2. تاریخ نگارش انجیل یوحنا از اناجیل دیگر بسیار متاخر است؛ به گونه ای که اکثریت قریب به اتفاق محققان برآنند که این انجیل در اواخر قرن اول یا اوایل قرن دوم نوشته شده است.(7) این امر از اعتبار و سندیت این کتاب می کاهد و آن را نسبت به اناجیل دیگر، که چند دهه زودتر نوشته شده اند، در رتبه پایین تری قرار می دهد. حال این سؤال مطرح می شود که چرا این واژه در اناجیل دیگر نیامده است و آیا با توجه به این امر می توان چیزی را درباره این که حضرت عیسی واقعا چه کلمه ای را به کار برده است، اثبات کرد؟

3. این مسلم است که این انجیل به زبان یونانی نوشته شده در حالی که حضرت عیسی به زبان عبریِ آرامی سخن می گفته است. بنابراین، اگر حضرت عیسی این کلمه را به زبان دیگری به کار برده و نویسنده انجیل یوحنا معادل یونانی آن را به کار برده است، سخن از این که این کلمه در اصل، «پریکلیتوس» واژه ای یونانی بوده است، مناسب نمی نماید.

4. در هر چهار موردی که در این کتاب این واژه به کار رفته، پس از آن آمده است که مقصود از آن، روح راستی یا روح مقدس است. هرچند در مجموعه کتاب مقدس، کلمه روح به معانی مختلفی به کار رفته، اما در عهد جدید بیشترین کاربرد آن درباره روح القدس است؛ به گونه ای که هر جا این کلمه بدون قید به کار رود به آن انصراف دارد.

5. در این موارد شواهدی هست که این نکته را تقویت می کند که مصداق آن روح القدس است: «تا همیشه با شما باشد»؛ «جهان... او را نمی بیند و نمی شناسد» و نیز اشاراتی در این فقرات وجود دارد که نشان می دهد آمدن آن فرد بسیار نزدیک است و خود مخاطبان شاهد آن خواهند بود: «شما او را می شناسید»؛ «شما نیز شهادت خواهید داد»، «اگر نروم تسلی دهنده نزد شما نخواهد آمد» (روشن است که آمدن کسی شش قرن بعد منوط به رفتن عیسی در این زمان خاص و در سن جوانی نبوده است).

6. در این فقرات مواردی وجود دارد که مبتنی بر الوهیت مسیح است: «هر چه از آنِ پدر است از آنِ من است از این جهت گفتم که از آنچه آنِ من است می گیرد و به شما خبر خواهد داد». کسی که می خواهد یک واژه را از یک متن بگیرد و مدرک او هم همین متن باشد، نمی تواند از دنباله سخن نویسنده که در همین سیاق است چشم پوشی کند.

7. در خود مجموعه عهد جدید در موارد دیگر به آمدن قریب الوقوع روح القدس وعده داده شده است: «و اینک من موعود، پدر خود را بر شما می فرستم پس شما در شهر اورشلیم بمانید تا وقتی که به قوت از اعلا آراسته شوید» (لوقا، 24:49)؛ «و چون با ایشان جمع شد ایشان را قدغن فرمود که از اورشلیم جدا مشوید بلکه منتظر آن وعده پدر باشید که از من شنیده اید؛ زیرا که یحیی به آب تعمید می داد لیکن شما بعد از اندک ایامی به روح القدس تعمید خواهید یافت... لیکن چون روح القدس بر شما می آید قوت خواهید یافت و شاهدان من خواهید بود...» (اعمال، 1:48)؛ و نیز خبر تحقق این وعده در خود این مجموعه آمده است: «و چون روز پنطیکاست رسید، به یک دل در یک جا بودند که ناگاه آوازی چون صدای وزیدن باد شدید از آسمان آمد و تمام آن خانه را که در آنجا نشسته بودند پرساخت. و زبانه های منقسم شده مثل زبانه های آتش بدیشان ظاهر گشته، بر هر یکی از ایشان قرار گرفت. و همه از روح القدس برگشته، به زبان های مختلف به نوعی که روح بدیشان قدرت تلفظ بخشید به سخن گفتن شروع کردند» (اعمال، 2:14).

8. مسیحیان از همان ابتدا، یعنی حدود شش قرن قبل از اسلام، این واژه را به همین معنا گرفته اند و مصداق آن را روح القدس دانسته و معتقد بوده اند که این وعده ای تحقق یافته است. بنابراین ادعای این که این واژه تحریف شده است به جا به نظر نمی رسد.

با توجه به امور فوق تلاش برای تطبیق واژه «فارقلیط» بر «احمد» هیچ نتیجه ای نخواهد داشت. با این حال باید یادآوری کنیم که هدف ما انکار این نیست که حضرت عیسی به آمدن پیامبری به نام «احمد» بشارت داده است؛ بلکه سخن این است که تلاش برای تطبیق این واژه بر نام «احمد» بی ثمر است.

سخن دیگر این است که آیا این تلاش لازم است؟ آیا اگر قرآن گفته باشد که چنین امری در کتاب مسیحیان موجود است برای دفاع از قرآن باید آن مورد را یافت و نشان داد؟ در قرآن آمده است که حضرت عیسی آمدن پیامبری به نام احمد را بشارت داد. آیا از این سخن برمی آید که بشارت به احمد در اناجیل فعلی موجود است؟ پاسخ به این سؤال منفی است، چون:

اولاً، در این آیه هرگز سخن از کتاب نیست و تنها سخن از این است که حضرت عیسی به چنین چیزی بشارت داده است.(8) آیا همه سخنان پیامبر اسلام، که همه آنها برای مسلمانان حجت و معتبرند، در قرآن آمده است؟ همه مسلمانان قائلند که سخنان پیامبر، که در قرآن هم ذکری از آنها نیست، بخش وسیعی از منبع مورد رجوع در زمینه ها

لینک کمکی