فایل رایگان پاورپوینت قاضي عياض و کتاب «الشفاء بتعريف حقوق المصطفي»

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن فایل رایگان پاورپوینت قاضي عياض و کتاب «الشفاء بتعريف حقوق المصطفي» :

توجه به جنبه های مختلفِ زندگی حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله ، مورد عنایتِ ویژه ی دانشمندان مسلمان بوده است. یکی از نویسندگان که به شیوه ی خاصّی، به شخصیت حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله نگریسته، قاضی عِیاض (467 544 ق) می باشد. اثر مشهور وی با عنوان الشفاء بتعریف حقوق مصطفی، به شیوه ی کتاب های شمائل النبی و دلائل النبوه تألیف شده و از اهمیت خاصّی نزد دانشمندان مسلمان برخوردار است و چندین شرح و تعلیقیه بر آن نگاشته شده است.

قاضی عِیاض در الشفاء، از آیات قرآنی که در شأن و منزلت پیامبر گرامی اسلام نازل شده و نیز از احادیث نبوی، استفاده نموده و جنبه های مختلف شخصیّت پیامبر اسلام را توصیف نموده است و به بسیاری از تهمت ها و افسانه های ساخته شده در مورد حضرت رسول صلی الله علیه و آله پاسخ های منطقی و محکمی داده است.

در این نوشتار ضمن بررسی شرح حال قاضیِ عیاض و اشاره به آثار او، مروی بر کتاب الشفاءانجام شده است.

واژه های کلیدی: پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله ، سیره، قاضی عیاض، الشفاءِ، دلائل النبوه.

شرح حال قاضی عِیاض

قاضی عِیاض از برجسته ترین دانشمندان مغرب و اندلس در قرن پنجم و ششم قمری، است که به دلیل اهمیّت و شهرت وی، شرح حال او تقریبا در تمامی منابع رجالی و تاریخی مربوط به مغرب و اندلس آمده است. نام کامل او ابوالفضل عِیاض بن موسی بن عیاض بن عمرو بن موسی بن عیاض یحصبی2 اندلسی سبتی3 مالکی (476 544 ق) است که با عنوان هایی چون؛ امام، علامه، حافظ اوحد و شیخ الاسلام ملقب شده است. اکثریتِ قریب به اتفاق منابع، تولد او را در سال 476 قمری نوشته اند؛ اما در برخی از منابع هم چون تهذیب الاسماء و اللغات، تالیف امام النووی به سال 496 قمری، ذکر شده است.4 با توجه به این که منابع معاصر وی، از قول پسر قاضی عیاض، تاریخ نخست را آورده اند، به طور قطع دومی اشتباه است.

قدیمی ترین منبع، که معاصر قاضی عِیاض بوده و اطلاعات خوبی از وی به دست داده، اصله، تألیف ابن بشکوال (496 578 ه) است که بسیاری از مطالب آن، با ذکر مأخذ در منابع سده های بعد نقل شده است.

ابن بشکوال که شاگرد قاضی عیاض بوده در مورد وی می نویسد:

او از اهالی سبته بود و برای فراگیری علم و ارد اندلس شد. در قرطبه از قاضی ابوعبداللّه محمد بن علی بن حمدین و ابی الحسین سراج و ابومحمد بن عتاب و... علم آموخت و از چند استاد، اجازه دریافت نمود. او به دیدار شیوخ علاقه داشت و از آنها علم می آموخت و مقدار زیادی حدیث گرد آورد و به این کار اهتمام بسیار داشت.5

ابن اَبّار (595 658 ق) از نویسندگان پر آوازه ی اندلس است. او در مورد قاضی عیاض می نویسد:

موطن اصلی اجداد وی، بسطه بود و از آن جا به فاس و سپس به سبته نقل مکان نمودند. او در این شهر متولد شد و از استادان این شهر، علم آموخت و به اندلس سفر کرد و نزد شیوخ قرطبه و مرسیه تعلیم یافت.6

ابن خطیب، از قول پسر عیاض نقل می کند:

قاضی عیاض، با عفت و پاکی رشد کرد و اقوال و افعال نیکو و پسندیده ای داشت و موصوف به فهم و زیرکی بود. او طالب علم، و حریص بر آن بود تا این که یگانه ی روزگارش شد و از هم عصرانش برتر گردید. وی از حافظان کتاب خدا، با قرائت نیکو و صدای دلنشین گشت. او از تفسیر و علوم مختلف بهره ی بسیار برد و از ائمه ی حدیث در عصر خویش شد. وی اصولی، متکلم، فقیه، آگاه به احکام، نحوی، ادیب، شاعر، کاتبی بلیغ، خطیب، حافظ زبان و اخبار و تواریخ، حُسن المجلس، یگانه ی روزگار، صبور و بسیار صدقه دهنده بود.7

به جهت اهمیت علمیِ قاضی، مقری در قرن یازدهم کتابی با عنوان ازهار الریاض فی اخبار عیاض و یناسبها مما یحصل به للنفس ارتیاح و للعقل ارتیاض، در چهار مجلد، در شرح حال و سیره ی قاضی عیاض تألیف کرد که در آن به اخبار عیاض، پیش از ولادت و خانواده و اولیای وی پرداخته است، هم چنین شرح حال مفصّلی از استادان وی به ترتیب حروف الفبا آورده است. علاوه بر این به موضوعات دیگری، از فرهنگ و تمدن اسلامیِ اندلس پرداخته است. این اثر، مورد توجه مردم مغرب قرار گرفت و از مقری به جهت معرفیِ قاضی عِیاض تمجید بسیار شد.

قاضی عیاض، محضر استادان بسیاری را درک کرده بود؛ به قول ابن ابار، حدودا صد استاد را دیده بود که در بین آنها، اسم ابوبکر محمد بن عبداللّه بن احمد بن عربی معارفی،8 ابوعلی الصدفی،9 ابوالولید بن رشد و صدها استاد برجسته ی اندلس، به چشم می خورد.10 هم چنین وی از چند نفر از استادان اندلس، اجازه دریافت نموده بود.11 از جمله کسانی که قاضی عِیاض، نتوانست از او اجازه بگیرد زمخشری بود.12 در منابع، نام برخی از کتاب هایی را که وی در زمان تحصیل نزد استادانش می خوانده، آمده است.13

عِیاض، مدتی طولانی در شهر بسته قضاوت می کرد، لذا معروف به قاضی شده بود؛ چنان که از منابع برمی آید وی در قضاوتش راه عدل در پیش گرفت به گونه ای که فتح بن علی بن احمد، مؤلف قلائد العقیان را، که کتاب خود را به نام قاضی عیاض تألیف نموده بود، به خاطر شرب خمر، حد زد.

او به درخواست تاشفین،14 به غرناطه رفت و قضای آن جا را به عهده گرفت. او در آن جا نیز به عدالت رفتار می کرد و از سرزنشِ سرزنش کنندگان، ترسی نداشت. عدالت او، منافع اطرافیانِ تاشفین را به خطر انداخته بود لذا از او شکایت بسیار و سرانجام او را از منصبش، عزل نموده بار دیگری به سبته بازگشت و قضای آن جا را بر عهده گرفت.15 پس از این، قاضی عیاض برای طلب علم، چندین بار به اندلس سفر کرد و بالاخره در سال 531 قمری در قرطبه ساکن و در این زمان بود که ابن بشکوال، از او علم آموخت.

قاضی عِیاض، در جریان نبرد بین مرابطین و موحدین دخالت کرد و چنان که ابن خلدون می نویسد: پس از آن که بین امرای قبایلِ لمتونه و مسوفه اختلاف افتاد، عبدالمؤمن16 به سبته لشکر راند. سبته در برابر آن ها، نیک پایداری کرد؛ بیش تر دفاع شهر، به عهده ی قاضی عِیاض بود که شهرتی عالم گیر داشت. در این زمان ریاست دینی و سیاسی، با او بود و مردم شهر، او را چون پدر خود می دانستند.17 قاضی عیاض مطیع موحدین شد. اما پس از چندی عقیده اش نسبت به موحدیث دگرگون و مردم را به شورش فرا خواند. مردم سبته نیز امیر موحدی، یوسف بن مخلوف را و هر که از موحدین با او باود، کشتند و امیری از مرابطین را به نام الصحرا وی، بر حکومت شهر خود گماشتند.18 عبدالمؤمن با سپاه عظیمی، برای سرکوبی سبته کرد،، قاضی عِیاض برای مردم واسطه شد و مانع کشتار آنها گردید و خشم عبدالمؤمن را فرو نشاند.19 بر اثر این مسئله، عبدالمؤمن به قاضی عِیاض دستور داد تا در مراکش سکونت یابد، در آن جا بود که وی، در نهم جمادی الاخر سال 544 قمری درگذشت.

جایگاه علمی قاضی عِیاض

در مورد مقام علمیِ قاضی عِیاض، در منابع مطالب بسیاری آمده است به گونه ای که مقام وی را چون مقام بخاری و ائمه ی اربعه دانسته اند. ابن خلکان در این مورد می نویسد:

او امام حدیث در عصرش بود و مردم با علوم او نحو، لغت، کلام عرب، ایام و انساب را می شناختند.20

او، اهل سنت را بسیار بزرگ می داشت و تعصب شدیدی نسبت به مالکیان داشت. او عالمی عامل، خشوع کننده ای متواضع و گوینده ی حق بود، و در راه خدا از سرزنشِ سرزنش کنندگان نمی ترسید. وی جامع فنونِ عصر خویش و در فقه مالکی تبحر بسیار داشت.21

در عصر قاضی عیاض، در اندلس دستور سوزاندن کتاب احیاء علوم الدین غزالی داده شد؛ قاضی عِیاض به جهت توهمی که نسبت به این اثر داشت و چون نسبت به اهل سنت متعصب بود، حکم سوزاندن آن را داد.22

از جمله مسائلی که در بسیاری از منابع، مورد توجه قرار گرفته بلاغت قاضی، در نظم و نثر است. اشعار بسیاری از وی نقل شده که چند نمونه از آن ذکر می شود. از جمله ابیاتی که در اکثر منابع نقل شده، یک رباعی است که قاضی هنگام تکان خوردن کشتزار بر اثر وزش باد، سرود:

انظر الی الزرع و خاماته

تحکی و قد وَلَّت امام الریاح

کتیبه خضراء مهزومه

شقائق النعمان فیها جراح23

در جای دیگر نیز سروده:

اعوذ بربی من شر ما

یخاف من الانس و الجنّه

و أسئله رحمه تقتضی

عوارف توصّل بالجنه

هم چنین از سروده های اوست:

اللّه یعلم انی منذلم أرکُم

کطایر خانه ریش الجناحین

فلو قدرت رکبت الریح نحوکم

فان بعد کم عنی جناحین24

در منابع، اشعار بسیار دیگری از قاضی عیاض نقل شده است.25

وی در نثر نیز، تبحر داشته؛ ابن خطیب یکی از خطبه های او را که در کمال زیبایی بوده، نقل کرده است.26

آثار قاضی عِیاض

با توجه به این که قاضی عیاض، از برجسته ترین دانشمندان علوم دینیِ عصر خویش بوده لذا آثارش درخور کمال اهمیّت می باشد؛ هم چنین تأثیر مذهب مالکی در آثار وی کاملاً هویدا است. مشهورترین اثر او، الشفاء بتعریف حقوق المصطفی است. به قول ذهبی، اجل و اشرفِ تألیفات وی، همین کتاب الشفاء است.27

کتاب الشفاء که به شیوه ی کتاب های شمائل النبی و دلائل النبوه، تألیف شده از اهمیّت و شهرت بسیار، برخوردار است. شاید بتوان گفت که حجم بسیاری از مطالب آن، نوعی تفسیر آیات قرآن است که در ارتباط با پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل شده است.

در این اثر، به صفات حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و آن چه که از حقوقِ او بر مسلمانان واجب است، پرداخته است. مؤلف در تمام قسمت های این اثر، به آیات قرآن، احادیث نبوی به ویژه آن چه در صحاح سته آمده آراء مفسرین، محدثین و فقها استناد می کند.

برای معرفی بیش تر این اثر، به برخی از مهم ترین مطالب کتاب، اشاره خواهیم کرد تا اهمیّت این کتاب بیش تر و بهتر شناخته شود.

کتاب الشفاء، به چهار بخش تقسیم شده؛

قسمت نخست در بزرگ داشت منزلت و جایگاه پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله توسط خداوند، از نظر قول و عمل می باشد. این قسمت، مفصل ترین بخش کتاب و حدود نیمی از کتاب را در بر گرفته است؛ در آن، آیاتی که در مدح و ثنای پیامبر صلی

لینک کمکی