فایل رایگان پاورپوینت حديث پژوهي ، افق هاي گذشته و آينده

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن فایل رایگان پاورپوینت حديث پژوهي ، افق هاي گذشته و آينده :

در گفتگو با استادان حوزه ودانشگاه حجج اسلام آقایان دکتر مودب ودکتر رفیعی

پژوهه: لطفاً نظر خویش را درباره ی جایگاه حدیث، در اسلا م و معارف اسلا می، بیان کنید.

رفیعی: مجموعه ی معارف اسلا می ما، اعم از احکام، عقاید، اخلا ق، تاریخ و سیره ی معصومان(علیهم السلا م)، از طریق دو منبع نورانی قرآن و حدیث دریافت می شوند. قرآن کریم با بیش از شش هزار آیه - به تعبیر خود قرآن - «تبیان کل شیء» و «لا رطب و لایابس الا فی کتاب مبین» است. همیشه در شناخت اهداف هر کتاب و مجموعه باید ببینیم که نویسنده ی آن چه غرضی داشته است. غرض خداوند، از نزول قرآن، هدایت بشر می باشد. این موضوع را در جاهای مختلفی از قرآن بیان کرده است؛ «ذلک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین» یا «شهر رمضان الذی انزل....»، «ان هذا القرآن یهدی للّتی هی اقوم» و... .

برخی تلا ش دارند بگویند قرآن مشتمل بر همه ی علوم است و می خواهند همه چیز را از قرآن استخراج کنند؛ مانند طنطاوی، سیداحمد خان هندی، کواکبی و دیگران. بنده با این نظر مخالفم و معتقدم که قائل شدن چنین شأنی برای قرآن، ضربه به آن است. قرآن کتاب طب و علوم روز نیست. البته به این موضوعات اشاره دارد، ولی کتاب هدایت می باشد. وقتی می گوید «تبیان کل شیء» یعنی هر چه که راجع به هدایت می باشد، در آن آمده است. کسانی نیز معتقدند اگر بعثت پیامبر(ص) بیش تر طول می کشید، قرآن مطالب بیش از این داشت و اگر پیغمبر(ص) امروز در جامعه بود، شاید، با توجه به سطح مخاطبان، قرآن مطالب بالا تری بیان می کرد؛ این سخن گزاف و نادرستی است. با توجه به این که اصول هدایت در همه ی زمان ها، یکی است، قرآن، به تعبیر خودش، کامل است و دین هم کامل گردیده، گرچه قرآن چهارده قرن پیش نازل شده و فضای نزول هم، فضای حجاز بوده، اما نیاز اعصار را تا قیامت مورد توجه قرار داده است، زیرا دین جهانی، نهایی و کامل می باشد و قرار است نبی و کتاب دیگری نیاید. قرآن کریم غالباً وارد ریز موضوعات احکام، عقاید و معارف نشده است. شخصی خدمت امام صادق(ع) آمد. عرض کرد: «چرا اسم ائمه (علیهم السلا م) در قرآن نیامده است؟» امام(ع) فرمودند: مگر رکعات نماز در قرآن آمده؟ قرآن می فرماید: «نماز را اقامه کنید.»، ولی رکعات آن را ذکر ننموده؛ زکات واجب است، ولی مقدار آن را کجا ذکر کرده است؟ امام(ع) فرمود: «قرآن می فرماید حج بروید، اما کجا آمده که هفت دور طواف کنید؛ این را پیغمبر(ص) و معصومان(علیهم السلا م) فرموده اند». پس در پاسخ می گوییم تبیین معارف، احکام، عقاید، حتی تبیین آیات قرآن به حدیث نیازمند است. از این رو امام علی(ع)، در خطبه ی 149 نهج البلا غه، می فرماید که سنت و قرآن را اقامه کنید و روشن نگه دارید. به عبارت دیگر، پیغمبر(ص) نمازخواند و فرمود: «صلو کما را‡یتمونی اُصلی». اصلا ً اعتبار حدیث از خود قرآن استفاده می شود؛ در سوره ی نسا، آیه ی 59 می فرماید: «یا ایهاالذین آمنوا اطیعوالله و اطیعوالرسول و اولی الامر منکم»؛ یعنی اطاعت از فرمایشات، سیره، قول و فعل ائمه(علیهم السلا م) است.

در جایی دیگر فرمود: «ما اتاکم الرسول فخذوه»؛ «هر چه پیغمبر(ص) فرموده و به شما داده، بگیرید»، «لا تقدموا بین یدی الله و رسوله»؛ «از خدا و پیغمبر(ص) جلو نیافتید». حجیت سنت جای تردید نیست. این مطلب از خود قرآن استفاده می شود و عقل بر حجیت آن تأکید دارد. امام باقر(ع) فرمودند: «لا یصدق علینا الا ما یوافق کتاب الله و سنه` نبیّه»؛ «هیچ گفتاری از ما قابل تصدیق نیست، مگر آنکه موافق قرآن و سنت رسول(ص) باشد».

با توجه به این دلایل، جایگاه حدیث روشن است، اما متأسفانه، از آغاز اسلا م، به جایگاه حدیث، آن طور که قرآن مورد توجه قرار گرفت، وقعی ننهادند. نزدیک به یک قرن نگارش حدیث منع شد. اگر ازهمان آغاز مورد توجه قرار می گرفت، طبیعتاً امروز احادیث، مانند قرآن، نهادینه و منظم بود.

مؤدب: حدیث، در نظر ما مسلمانان، به ویژه شیعیان، جایگاه بسیار مهمی دارد. حدیث، مفسر آیات شریفه ی قرآن و شاهد کتاب الله می باشد، چرا که خداوند در سوره ی نحل جایگاه پیامبر(ص) و حدیث را چنین بیان می کند که پیامبر(ص)، مبین آیات الهی است. یکی از مهم ترین وظایف پیامبر(ص) تبیین آیاتی است که بر قلب حضرت(ص) نازل می شد. این تبیین، همان سنت است. سنت هم شامل قول، فعل و رفتار معصوم(علیهم السلا م) می شود. براساس این آیه ی شریفه و آیات دیگر مانند آیه ی هفتم سوره ی حشر، خداوند می فرماید: «آنچه را که رسول(ص) برای شما میآورد، دریابید؛ استفاده کنید و بهره ببرید. هرآنچه را که او نهی می کند، از آن دوری نمایید. تقوا پیشه کنید، زیرا که عقاب خداوند شدید است». پس آنچه از پیامبر(ص) صادر می شود، سنت است. همچنین در سوره ی نجم می فرماید: «آنچه را که پیامبر(ص) می فرماید، از هوای خودش نیست، بلکه وحی است». بنابراین قول پیامبر(ص)، طبق این آیات، سنت است. چنین سنتی، از نظر آیات شریفه، جایگاه بسیار مهمی دارد. با کمک حدیث و سنت می توانیم معارف اسلا می را تبیین کنیم. تفاوت سنت و حدیث؛ نیز چنین است که سنت، همان قول، فعل و رفتار پیامبر(ص) است و حدیث، حکایت از آنها دارد. برخی نیز حدیث و سنت را نزدیک به هم و مترادف دانسته اند. در هر حال هر چیزی که از معصوم(ع) دریافت شده و اصالت دارد، از جایگاه مهمی در معارف اسلا می برخوردار است.

پژوهه: اهمیت علوم مرتبط با حدیث (رجال، درایه، تاریخ و...) را در بهره گیری از این منبع، چگونه می بینید؟

مؤدب: حدیث هم زمان با نزول قرآن رشد ونما کرد و دارای شاخه های گوناگونی از جمله دانش رجال، درایه و فقه الحدیث است. همچنان که دانش تاریخ حدیث نیز به پیشینه ی چگونگی شکل گیری و رشد او باز می گردد و

همه ی آنها با حدیث مرتبط هستند و مناسب است نخست بر تاریخ حدیث اشاره شود.

هر علم و دانشی، از تاریخی برخوردار است. حدیث هم تاریخی مهمی دارد. آن چنان که قرآن نیز تاریخ دارد. در برخی از مراکز حدیثی، چندین واحد، تاریخ حدیث می خوانند، زیرا تاریخ حدیث به چگونگی شکل گیری حدیث، محدثان حدیث، و سیر تدوین حدیث، کتاب های حدیثی و رشد و افول او، در قرن های متفاوت، باز می گردد.

اگر کسی بخواهد از حدیث بهره بگیرد، مناسب است نخست از تاریخ آن مطلع باشد، به این شکل که حدیث، در سیر قرون، از صحابه و تابعان و... تا دوران معاصر، در چه سیر و تحولا تی بوده است؛ در چه زمان هایی رشد حدیث نگاری به اوج رسیده است؛ در چه زمان هایی تدوین حدیث، افول کرده و با چه مشکلا تی مواجه بوده است. همه ی این ها در حوزه ی تاریخ حدیث است. به طور کلی، از نظر شیعه، تاریخ حدیث، روشن و به دور از هر گونه ابهام است و از همان ابتدا نوشته می شد، تا آن جا رسید که امام صادق(ع) چهار هزار شاگرد داشتند. در زمان ایشان بیش از چهار صد مکتوبه ی حدیثی یا اصل حدیثی وجود داشت. از آن مجموعه، در قرن های بعد، چهار کتاب به نام کتب اربعه شکل گرفته است. سپس در قرن های بعد کتاب ها و مجموعه های حدیثی بیش تری شکل گرفتند. البته حدیث، در سیر شکل گیری خود از آغاز تا امروز، روند ثابتی نداشته است و در فواصل قرن پنجم تا دهم به علت مشکلا ت خاص خود، افول نموده، هرچند که معصومان(علیهم السلا م) در زمان خود هر چه را می گفتند، نوشته می شد و تا امروز آثار فراوانی از آنها وجود دارد. بنابراین تاریخ حدیث مهم است که در جای خودش محفوظ می باشد. اگر کسی از تاریخ حدیث مطلع نباشد، چه بسا در شناخت حدیث دچار مشکل شود.

علم دیگر، رجال است. هرحدیث از دو بخش تشکیل می شود: 1.سند حدیث؛ 2. متن حدیث.

سند حدیث را طریق حدیث نیز نامیده اند. منظور از آن، راویانی است که در سلسله ی حدیث واقع شده اند. شناخت راویان و رجال حدیث از آن جهت مهم است که سلسله ی ناقلا ن حدیث - اگر همه مورد اعتماد باشند - باعث می شود که آن متن راحت تر مورد پذیرش واقع شود و بدین جهت در طول تاریخ، علمی را به نام علم رجال نام گذاری کرده اند تا به واسطه ی آن نسبت به راویان حدیث اطلا عاتی کسب شود. اگر محدثان، مفسران، فقها و... سند حدیث را می خوانند، با توجه به راویان آن، اعتماد می کنند، زیرا در سلسله ی راویان حدیث راویانی وجود دارند که ثقه نیستند. برخی نیز جاعل حدیث بوده، شناخت راویان از آن جهت مهم است که بفهمیم راویان هر حدیث چه کسانی هستند. اگر راویان، ثقه باشند، با اطمینان بیش تری می توانیم از آن حدیث بهره مند شویم.

اگر در سلسله ی راویان حدیث ثقه وجود نداشته باشد، لا زم است تا نسبت به متن حدیث دقت بیش تری کنیم.

برای همین شخصیت های بزرگی از جمله شیخ طوسی، نجاشی و... کتاب هایی در رجال حدیث نوشته اند.

پژوهه: اگر نسبت به ثقه بودن راوی اطمینان داشته باشیم، تا چه اندازه نسبت به قدرت فهم این راوی اعتبار قائل هستیم؟

مؤدب: فهم راوی مورد توجه است، اما عمدتاً وقتی از ثقه بودن او صحبت می شود، به عنوان این که ناقل است و متنی از نسل پیش از خود به نسل پس از خود انتقال می دهد و همین که متن را به درستی نقل کند، کافی است؛ چون ما نمی خواهیم مفهوم روایت را از او بپرسیم، تا میزان فهم او را اندازه گیری کنیم، بلکه همین مقدار که نسبت به راوی مطمئن باشیم، مطلبی را که دریافته، به درستی به نسل بعد رسانده است، کفایت می کند؛ گرچه ممکن است راوی فهم دقیقی از آن نداشته باشد. البته نقش راویانی که نسبت به فهم دین و حدیث دقت بیش تری داشته اند مانند برخی از صحابه ی پیامبر(ص) و ائمه معصومین(ع) که سؤالا ت بیش تری، از ائمه (علیهم السلا م)، می پرسیدند در جای خودش محفوظ است، اما در سلسله ی سند و رجال تنها کافی است که او ثقه و مورد تأیید باشد. دانش دیگر از شاخه ها ی حدیث، علم درایه است. نام دیگر آن ، علم مصطلح الحدیث می باشد و به مجموعه ی اصطلاحاتی باز می گردد که در مورد احادیث وجود دارد. محدثان، برای شناخت احادیث، در مورد سند و متن اصطلا حاتی را بیان کرده اند که گویای چگونگی روایت آن است. این اصطلا حات فراوان می باشند. شهید ثانی از پیشتازان تبیین و تنویع آن اصطلا حات است و علمای معاصر، مانند مامقانی، برآنها افزوده و آنها را تا حدود صد اصطلا ح دانسته اند؛ مانند این که می گویند حدیث، مُسنِِِد است؛ یعنی سلسله ی سند ، از آغاز تا پایان ، وجود دارد. به تعبیر دیگر هر طبقه ای، در سلسله ی سند، نماینده دارد و سند متصل است یا گاهی حدیث را منقطع می گویند که حدیثی است که یک طبقه از سلسله اش مفقود می باشد. از دیگر اصطلا حات رایج، «صحیح»، «حسن»، «موثق»، «ضعیف» و... می باشند.

محدثان بزرگی مانند مرحوم مجلسی، در کتاب

مراه` العقول تمام حدیث کافی را از نظر اصطلا حات بررسی کرده و حدیث صحیح آن را از غیر آن جدا کرده است. بنابراین ارتباط رجال و درایه با حدیث، تنگاتنگ است و باعث می شود شناخت بیش تری از حدیث پیدا بکنیم و بهره ی بیش تری بگیریم. علم دیگر، فقه الحدیث است که مربوط به شناخت متن و محتوی روایت است.

رفیعی: بسیاری از این علوم که اشاره کردید، برخاسته از حدیث و جایگاه آن هستند. من به پیشینه ای اشاره می کنم؛ پیغمبر(ص) طی 23 سال بیاناتی را داشتند. پس از پیغمبر(ص)، حوادث سقیفه و مسایل خلا فت پیش آمد. در آن زمان کسی به نگارش احادیث نپرداخت و به دلایلی نگارش حدیث را منع کردند. خلیفه ی دوم رسماً اعلا م کرد که حق ندارید احادیث پیغمبر(ص) را بنویسید. ذکر دلا یل این امر را به پژوهشی دیگر موکول می کنیم. این جریان یک قرن طول کشید. جناب عمروبن عبدالعزیز (سال 99ق، تقریباً یک قرن پس از هجرت پیغمبر) رسماً به برخی از افراد، از جمله ابوبکر حزمی و زهری نوشت بروید احادیث پیغمبر(ص) را جمع نمایید. خود شما قضاوت کنید؛ امروز کسی حرفی می زند و فردا یادش می رود. یک قرن از هجرت پیغمبر(ص) گذشته است؛ افراد می خواهند حرف های پیغمبر(ص ) را جمع کنند. برخی از صحابی که از دنیا رفته اند و بعضی پیر شده و حافظه شان ضعیف گردیده است. عده ی دیگری هم در جامعه نیستند. تازه این کارها هم به دقت صورت نگرفته است.

سال ها طول کشید تا نخستین منبع حدیثی اهل سنت، موطأ مالک، ( نیمه ی دوم قرن دوم) تدوین شد. پس از او صحاح سته را، در اهل سنت، داریم که برای قرن دوم، سوم و اوایل قرن چهارم هستند که به ترتیب صحیح بخاری، صحیح مسلم، سنن ابی داود، سنن ابن ماجه و سنن ترمذی و نسائی که متوفی307ق است . پس اولین اثر مکتوب، به 150 سال پس ازهجرت مربوط است. در میان شیعه مسأله فرق می کند؛ ما اعتقاد داریم احادیث از همان نخستین روزهای حیات پیامبر(ص) نوشته شده اند؛ مصحف حضرت زهرا(س) ،(کتاب جامعه به املا ء رسول خدا - ص - و خط امام علی-ع -)، اولین رساله ی اخلا قی که حضرت علی(ع) با دست خودش به امام حسن(ع) نوشته است و... . نکته ی دیگر این که مسیر حجیت حدیث شیعه با اهل سنت فرق می کند؛ آنها می گویند 23 سال زمان حضور پیغمبر(ص) ملا ک است و ما می گوییم 273سال (غیر از غیبت صغرا و کبرا)؛ یعنی تا سال 260 هجری؛ ما کلا م ائمه ی معصوم(علیهم السلا م) را مانند کلا م پیامبر(ص) حجت می دانیم. به عبارت دیگر آنها وقتی می گویند حجیت حدیث، یعنی حدیث نبوی(ص ) و ما می گوییم حجیت حدیث معصوم(ع). در این صورت 5/2 قرن جلو میآییم. از زمان حضرت علی(ع) تا زمان امام عسکری(ع) بزرگان شیعه نزدیک به چهارصد کتاب نوشته اند که به اصول اربعمأئه معروف است. اولین آثار مکتوب و موجود، در میان شیعه، کتب اربعه است. با این که کافی مربوط به قرن سوم می باشد، ولی اعتبارش بیش از موطأ مالک است که به قرن دوم بر می گردد، چون موطأ مالک حدود 150 سال با پیغمبر(ص) فاصله دارد. از سوی دیگر، کلینی کتاب خود را در زمان غیبت صغرا نوشت که فاصله اش تا زمان رحلت امام عسکری(ع) اندک است. پس از آن که ما به نوشتن حدیث مشغول می شویم دانشمندان به این فکر افتادند که این احادیث باید دسته بندی بشوند و با توجه به جعل حدیث و سایر خطرات روی آنها کار صورت گیرد. بدین ترتیب علوم دیگر، مانند علم درایه شکل گرفت؛ ما نیاز داریم احادیث را، از نظر جایگاه، بشناسیم؛ بالاخره همه ی این ها مساوی نیستند؛ یک حدیث که همه ی راویان آن معتمدند باید با حدیث ضعیف و مجهول فرق کند. نخستین کسی که در علم درایه کتاب نوشت، قاضی رامهرمزی است که در سال 360ق رحلت نمود. نام کتاب وی المحدث الفاصل بین الراوی و الواعی می باشد که در قرن چهارم تألیف گردید. کتاب بعدی توسط حاکم نیشابوری نوشته شد و به هزار سال پیش بر می گردد . ایشان در قرن پنجم فوت کرد و کتابش معرفه` علوم الحدیث نام دارد. خطیب بغدادی کتاب بعدی را به نام الکفایه فی علم الروایه نوشت. بعدها این کتاب برای سایر نگارش ها مرجع شد. همین کتاب را به چندگونه (شعر، شرح و...) نوشته اند. ده ها کتاب دیگر تا به امروز در میان اهل سنت نوشته شده است. اولین کتاب شیعه را سیدبن طاووس (جمال الدین احمدبن موسی بن طاووس) در قرن پنجم و ششم هجری نوشته است. کتاب دیگری که بعد از ایشان مکتوب شد، کتاب شهید ثانی است؛ البدایه` فی علم الدرایه. بعد از ایشان فرزندشان، صاحب معالم، کتابی به نام منتقی الجمان دارد. سپس پدر شیخ بهایی، حسین بن عبدالصمد، میرداماد و دیگران آثاری را در مصطلح الحدیث یا درایه نوشتند. بهترین کتابی که بین شیعه مطرح می باشد مقباس الهدایه مامقانی است که در قرن چهاردهم نوشته شده و خلا صه ای از علم درایه می باشد. در این جا طبیعتاً بحث رجال پیش میآید تا سلسله ی سند حدیث بررسی شود. در میان شیعه اصول سته وجود دارند از 1. برقی؛ 2. کشّی؛ 3. نجاشی؛ 4. شیخ طوسی و ابن غضائری. کتاب های دیگری هم نوشته شده است. در میان اهل سنت نیز کتاب های متعددی نوشته شده است؛ مانند تاریخ کبیر و تاریخ صغیر بخاری، الکنی والا لقاب دولا بی( م320 ) و الجرح التعدیل رازی (م 327 ). در همین زمان علوم دیگری مانند غریب الحدیث، که یکی از علوم مرتبط با حدیث می باشد، شکل گرفت. بعضی تصمیم گرفتند الفاظ سنگین حدیث را توضیح دهند. بنابراین کتب متعددی در این زمینه نوشته شد. اولین کتاب از ابوعبیده معمربن مثنی است (م 210 ق). از قوی ترین کتب در این زمینه، کتاب ابوعبید قاسم بن سلا م می باشد(م224ق) که تألیف آن چهل سال به طول انجامید. وی تتبع جامع و تامی داشته است، کتب دیگری در موضوع غریب الحدیث از ابن قتیبه دینوری (م 276)، خطابی(م 388)، هروی(م 401) زمخشری (م 538) و... داریم.

پژوهه: حدیث پژوهی، در میان شیعه و اهل سنت، تفاوت های این دو و تعامل آنها را چگونه ارزیابی می کنید؟

رفیعی: تفاوت حدیث، در میان شیعه و اهل سنت، در چند منظر است:

منظر اول در نگارش حدیث است که بحث تاریخی دارد. ما معتقدیم که حدیث پیامبر(ص) از همان اول تدوین شده؛ حضرت(ص) توصیه به نگارش کرده اند و کسانی ازقبیل حضرت علی(ع) سلمان، اباذر و... کتاب حدیث داشتند. خزانه دار امام علی(ع )، ابورافع، فرمایشات حضرت امیر(ع) را می نوشت. فرزندان ابورافع نیز نگارش حدیث داشته اند. بسیاری از شاگردان امام صادق(ع) هم حدیث می نوشتند. این مقدمه ی شکل گیری کتب اربعه شد. در میان اهل سنت چنین نیست؛ نزدیک به یک قرن منع نگارش حدیث بود. بعد، اجازه ی نگارش حدیث، در اوایل قرن دوم، صادر شد.

تفاوت دوم بحث حجیت حدیث است. ما معتقدیم فرمایشات معصومان(علیهم السلا م) مانند فرمایشات خود حضرت رسول(ص)، حجت است. اگر حدیثی به امام ضا(ع) رسید، مانند این است که به خود حضرت رسول(ص) رسیده است. ما، از امام رضا(ع) تا پیغمبر(ص) به دنبال سند نمی گردیم. همین که امام رضا(ع) می فرماید: «قال نبی...» برای ما حجت می باشد، هر چند دویست سال فاصله است. اگر هم نفرمایند، فرمایش خودشان هم برای ما حجت می باشد. ائمه ی ما(علیهم السلا م) معصوم بودند. پیامبر(ص) براساس حدیث ثقلین و احادیث دیگر، فرمایشات این ها را حجت دانسته است. در مقابل، اهل سنت این تعامل را با حدیث ندارند و تنها فرمایشات پیغمبر(ص) را حجت می دانند.

تفاوت سوم راجع به صحابی است؛ اهل سنت صحابی باایمانی را که از دنیا رفته اند، عادل می دانند و سخن طیف

عظیم صحابی که بالغ بر صد هزار هستند، حجت تلقی می کنند. ما این حجت را قبول نداریم. مسایل دنیوی و مادی، عقل و منطق نمی پذیرد که این همه آدم هرچه می گویند، درست باشد.

با همه این تفاوت ها بین شیعه و سنی، مشترکات فراوانی، به ویژه در ابواب اخلا قی و اعتقادی، وجود دارد؛ مرحوم فیروزآبادی فضایل اهل بیت(علیهم السلا م) را از کتب اهل سنت بیرون آورده است.نسائی، از علمای بزرگ اهل سنت، کتابی در فضایل امام علی(ع ) دارد. سیوطی کتابی در فضایل حضرت زهرا(س) به نام الثغور الباسمه فی فضائل فاطمه(س) نوشته است. ابن عساکر چند جلد کتاب در مورد فضایل علی(ع) دارد؛ یعنی در بسیاری از مطالبی که در منابع شیعه و سنی، به ویژه منابع اولیه وجود دارند، مشترکات فراوانی به چشم می خورد. در احکام نیز مشترکاتی وجود دارد. این تعامل، موجب وحدت و نزدیکی مسلمانان می شوند. ما نیز مانند اهل سنت، حرف پیغ

لینک کمکی