فایل رایگان پاورپوینت اصالت وجود

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن فایل رایگان پاورپوینت اصالت وجود :

چکیده

این مقاله به طرح مسئله فایل رایگان پاورپوینت اصالت وجود می پردازد امّا، برخلاف معهود، با توضیح اصطلاحات شروع نشده است، بلکه در ضمن دیالوگی فلسفی، و بدون استفاده از اصطلاحات، هم معنای «فایل رایگان پاورپوینت اصالت وجود و اعتباریت ماهیت» و هم دلیل صحت آن شرح داده شده است به طوری که اگر خواننده خود را به جای مخاطب قرار دهد و به اقتضای متن، ابتدا جوابگو و سپس اشکال کننده و پرسشگر باشد، به راحتی می تواند عمق مطلب را دریابد. در هر صورت، برای تکمیل بحث، پس از اتمام دیالوگ، مسئله با زبان اصطلاح نیز تبیین شده است. بدین منظور، ابتدا اصطلاحات لازم؛ مانند «ماهیت»، «موجود»، «بالعرض»، «بالذات»، «اعتباری» و «اصیل»؛ توضیح داده شده و در پی، صورت مسئله تقریر شده است و بالاخره با بیان فرق های فایل رایگان پاورپوینت اصالت وجود و اصالت ماهیت و توضیح پیامدهای بحث، مقاله پایان یافته است.

کلید واژه ها

ماهیت، موجود، بالعرض، بالذات، اعتباری، اصیل

مسئله فایل رایگان پاورپوینت اصالت وجود و اعتباریت ماهیت، که به اختصار با عنوان «فایل رایگان پاورپوینت اصالت وجود» از آن یاد می کنند، مهم ترین مسئله حکمت متعالیه است. همه مسائلی که قوام حکمت متعالیه به آنهاست بی استثنا، به طور مستقیم یا غیر مستقیم، مبتنی بر فایل رایگان پاورپوینت اصالت وجودند. به قول استاد مطهری: بر خلاف ریاضیات، که فهم صورت مسائل آن ساده است ولی اثبات آنها معمولا مشکل است، در فلسفه، غالبا فهم صورت مسئله مشکل است اما اثبات آنها معمولا چندان مشکل نیست. این خصوصیت در مسئله فایل رایگان پاورپوینت اصالت وجود مضاعف است به طوری که عمق مسئله، آن طور که ملاصدرا اراده کرده است، دیرفهم می شود ولی وقتی که فهم می شود به نظر می رسد مسئله ای شبیه به بدیهی است به طوری که قابل انکار نیست و با این همه سادگی و بداهت بسیاری از مشکلات فلسفه را حل می کند. ما در این مقاله به طرح مدعای فایل رایگان پاورپوینت اصالت وجود نظر داریم. بدین منظور، ابتدا در قالب گفت وگویی فلسفی مدعا را توضیح می دهیم و سپس با زبان اصطلاح به آن می پردازیم و بالاخره با مقایسه فایل رایگان پاورپوینت اصالت وجود و اصالت ماهیت مطلب را به پایان می بریم. در ضمن، در این نوشتار، همواره مقصود از فلاسفه یا حکما فیلسوفان مسلمان است.

1. خاطره ای از دیالوگی فلسفی

در مورد طرح مدعای فایل رایگان پاورپوینت اصالت وجود نگارنده خاطره ای دارد که ذکر آن شاید رهگشا باشد. چند سال پیش، برای اردویی آموزشی، از نگارنده خواستند که در زمینه فلسفه اسلامی جزوه ای تهیه کند. بعضی از دست اندرکاران، قبل از تهیه جزوه، توصیه کردند که برخی از مسائل حکمت متعالیه، بخصوص فایل رایگان پاورپوینت اصالت وجود و تشکیک وجود، چون دیر فهمند، در جزوه آورده نشوند. ولی نگارنده، به دلیل این که فایل رایگان پاورپوینت اصالت وجود و تشکیک وجود دو مسئله اصلی فلسفه ملاصدرا هستند، به این توصیه عمل نکرد و آنها را هم به متن افزود. برای تهیه متن جزوه، از آثار استاد مطهری استفاده شد به این نحو که انتخاب عناوین و تنظیم آنها و احیانا ویرایش متن از نگارنده بود ولی ذیل هر عنوان نوشته های استاد مطهری بود و طبعا متن پیچیده و مشکلی نبود. مستمعین هم دانشجویانی بودند که برخی از آنها از بهترین دانشگاه های کشور بودند و طبعا خوش فهم و با ذکاوت و فعال بودند. با این اوضاع و احوال، نگارنده و دیگر اساتید شروع کردند

به تدریس جزوه. کلاس ها با نشاط و پر از بحث و سؤال برگزار می شد تا بحث به فایل رایگان پاورپوینت اصالت وجود و تشکیک وجود رسید. نگارنده خوب به خاطر دارد که این دو بحث را در تمام اردوگاه بجز یک نفر که به نظر می رسید از قبل با فلسفه آشنا بود هیچ کس نفهمید. جلساتی که این دو مسئله بحث می شدند همه دانشجویان صمٌ بکم نشسته بودند و با تعجب نگاه می کردند. شاید با خود می اندیشیدند که چرا پس از طی کلاس های قابل درک و معقول قبلی، هم اکنون مسایلی تدریس می شود که مطلقا قابل فهم نیست. این تجربه موجب شد که برای دوره بعد این دو مبحث از متن درسی حذف شوند. در هر حال این دوره تمام شد و دوره جدید با حذف این دو مبحث برگزار شد. اما بعضی از دانشجویان دوره جدید از مسئولان خواستند که مباحث فلسفه در طول سال تحصیلی هم ادامه پیدا کند. این درخواست مقبول افتاد و مسئولیت تشکیل کلاس به نگارنده واگذار شد. آشکار است در این کلاس هایی که در تداوم و تکمیل آموزش فلسفه تشکیل می شد باید فایل رایگان پاورپوینت اصالت وجود هم مطرح می شد. اما با تجربه ای که نگارنده از دوره قبل داشت، با این مشکل مواجه بود که چگونه این مسئله را طرح کند که قابل فهم باشد و مشکل دوره قبل پیش نیاید. بالاخره مسئله به روشی که در این مقاله ارائه می شود مطرح شد و نسبتا قابل فهم بود و مشکل آنچنانی پیش نیامد و معلوم شد که مشکل دوره قبل مربوط به نحوه تقریر مسئله بوده است که به شکل مفهومی مصداقی مطرح شده بود. اما اگر مسئله را عجین شده با دلیل آن، به نحوی که در این مقاله خواهد آمد، تقریر کنیم و سخن از رابطه مفهوم و مصداق به میان نیاوریم، هم راحت تر فهم می شود و هم دقیق تر طرح می شود. در آن کلاس، فایل رایگان پاورپوینت اصالت وجود (صرف نظر از تکمیلاتی که در این مقاله کرده ام) چنین مطرح شد:

گفتم: مقدمتا باید تصویری اجمالی از ماهیات داشته باشیم. ماهیت یعنی مفهومی که در جواب سؤال «چیست آن؟ یا حقیقت آن چیست؟» می آید، مثل انسان، درخت، طلا. سپس توضیح دادم که هر چند این مفاهیم در ذهن ما هستند و حالت مفهومی دارند، نباید به حالت ذهنی و مفهومی آنها توجه کنیم تا حقیقتا ماهیت را تصور کرده باشیم. پس انسان از آن جهت که مفهومی است در ذهنْ ماهیت نیست، بلکه بدون توجه به مفهومیت اش ماهیت است؛ یعنی، انسان از آن جهت که انسان است ماهیت است که به آن «کلی طبیعی» هم می گویند. به عبارت دیگر، باید ذات انسان را لحاظ کرد؛ یعنی، از همه خصوصیات و حیثیات دیگر آن صرف نظر کرد: از ذهنی یا خارجی بودن آن، از کلی و مبهم بودن یا متشخص بودن آن، از موجود یا معدوم بودن آن، و حتی از این که داریم آن را لحاظ می کنیم، و فقط به خود انسان توجه کرد. مقصود از ماهیت انسان، انسان است وقتی که چنین لحاظ شود. هر ماهیت دیگری، مانند درخت و طلا و نقره و ببر و شیر و غیره، هم همین گونه است. مقصود فلاسفه از تعبیراتی همچون «حیثیت ماهیت» یا «ماهیت بما هی هی» یا «ماهیت لا بشرط» همین است. با ذکر این مقدمه، به اصل مطلب پرداختم.

گفتم: تردیدی نیست که جهان خارج را اشیایی پر کرده اند، ملأ خارج را واقعیت هایی تشکیل داده اند، مثل شما و من و این قلم و این کاغذ و غیر ذلک. اساسا عالم خارج یعنی مجموع همین اشیاء و واقعیت ها. خارج چیز دیگری غیر از همین واقعیت ها و امور نیست. ما وقتی که واژه «واقعیت» را به کار می بریم به همین امور اشاره داریم. پس شکی نیست، بلکه از نظر حکما بدیهی است، که حقیقتا چیز یا چیزهایی موجود است، واقعیاتی هست. وجود این امورْ فرضی و اعتباری و به اصطلاح فیلسوف ها مجازی و بالعرض نیست. اما در فلسفه اسلامی چیزی را که حقیقتا موجود باشد نه فرضا و مجازا، »اصیل« می گویند. پس به زبان فلاسفه، بدیهی است که واقعیت ها و اشیاء خارجی اصیل اند، تردیدی نیست که اموری اصیل داریم. پس از این توضیح، بحث را با سؤال و جواب ادامه دادم:

پرسیدم: آیا این اشیاء و واقعیت هایی که جهان خارج را پر کرده اند، و به اصطلاح این امور اصیل، ماهیت اند یا نه؟

جواب دادند: آری، تردیدی نیست که ماهیت اند. چرا؟ چون انسان ها، درخت ها، سنگ ها و غیره جهان خارج را پر کرده اند، واقعیت ها همین ها هستند، و بنابر توضیح قبلی، اینها همه ماهیت اند. انسان یک ماهیت است، درخت ماهیت دیگری است و هکذا، پس اشیاء و واقعیت هایی که خارج را پر کرده اند همان ماهیات اند.

پرسیدم: اگر بخواهید همین مطلب را به زبان حکما بگویید، چه می گویید؟

جواب دادند: می گوییم آن امور اصیل همان ماهیت اند؛ به تعبیر مشهور، ماهیت اصیل است.

درست می گفتند، این دقیقا همان اصالت ماهیت است. همه انسانها به طور متعارف اصالت ماهیتی فکر می کنند. اکنون باید با گوشزد کردن مشکل اصالت ماهیت آنها را به فایل رایگان پاورپوینت اصالت وجود متقاعد می کردم.

پرسیدم: آیا ممکن است که ماهیت، مثلا انسان، به صورت یک مفهوم در ذهن موجود باشد؟ آری. آیا ممکن است انسان کلی و مبهم باشد؟ آری، در ذهن کلی و مبهم است. آیا ممکن است انسان در خارج به صورت یک فرد موجود باشد؟ آری، مثل من و شما. آیا ممکن است انسان متشخص باشد؟ آری، انسان در خارج متشخص است. آیا ممکن است انسان موجود باشد؟ آری. آیا ممکن است انسان معدوم باشد؟ آری، هر یک از ما صد سال پیش معدوم بوده ایم، به علاوه می توان دوره ای را در گذشته فرض کرد که در آن هیچ انسانی وجود نداشته است، لا اقل فرض آن معقول است و تناقضی ندارد، پس ممکن است انسان معدوم باشد. پس به اختصار، ممکن است (یعنی محال نیست) که انسان ذهنی باشد و ممکن است خارجی باشد. ممکن است کلی و مبهم باشد و ممکن است متشخص باشد. ممکن است موجود باشد و ممکن است معدوم باشد. هر دو طرف ممکن است و هیچ طرفی محال نیست. نتیجه گرفتم که پس خارجیت و تشخص و موجودیت ذاتی انسان نیست؛ یعنی، انسان از آن جهت که انسان است ایجاب نمی کند که خارجی و متشخص و موجود باشد و گرنه ممکن نبود ذهنی و کلی و معدوم هم باشد، تناقض پیش می آمد. آشکار است که انسان یک مثال است و خصوصیتی ندارد، هر ماهیت دیگری هم همین گونه است؛ درخت هم همین گونه است، شیر هم همین گونه است، طلا هم همین گونه است و هکذا. نتیجه این که خصوصیت هر ماهیتی این است که خارجیت و تشخص و موجودیت ذاتی آن نیست، می تواند ذهنی و کلی و معدوم هم باشد. حکما اصطلاحا چیزی را که خود بخود ایجاب نکند خارجی و متشخص باشد و بتواند ذهنی و کلی هم باشد، می گویند دارای «شیئیت مفهومی» است. پس طبق این اصطلاح، هر ماهیتی شیئیت مفهومی دارد. البته، فعلا نمی خواهیم از این اصطلاح استفاده کنیم. همین قدر کافی است توجه داشته باشیم که خصوصیت هر ماهیتی این است که خارجیت و تشخص و موجودیت ذاتی آن نیست.

این سؤال ها درباره ماهیت و خصوصیت آن بود. اکنون باید به آن امر اصیل می پرداختم؛ یعنی، به آن اشیا و واقعیت هایی که خارج را پر کرده اند و از مجموع آنها عالم تشکیل شده است.

پرسیدم: آن امور اصیل، آن اشیاء و واقعیت هایی که جهان خارج را پر کرده اند چگونه اند؟ آیا ممکن است خارجی نباشند و به صورت ذهنی و مفهومی موجود شوند؟ مقصود از این که به صورت ذهنی و مفهومی موجود شوند این نیست که خود آن واقعیات در خارج در جای خود موجود و محفوظ باشند و فقط تصویر و مفهومی از آنها در ذهن ایجاد شود، بلکه منظور این است که آن واقعیات همان گونه که هستند بدون هیچ تغییری به عالم ذهن منتقل شوند و در موطن ذهن به صورت مفهوم موجود شوند. آیا این امر ممکن است؟ خیر، محال است، چون مستلزم این است که جسمی که در ذهن تصور می کنیم فضایی را اشغال کند، آتشی که تصور می کنیم بسوزاند، مفهومی که از درخت داریم رشد کند و هکذا. آیا ممکن است آن امور اصیل، آن واقعیاتی که عالم خارج را تشکیل داده اند و آن را پر کرده اند، مادامی که واقعیت اند، موجود نباشند؟ خیر تناقض است و محال است. آیا ممکن است متشخص نباشند، بلکه کلی و مبهم باشند؟ خیر محال است، هر واقعیت خارجی ای عین تشخص است، تشخص ذاتی آن است. نتیجه این که آن امور اصیل، یعنی آن اشیا و واقعیاتی که جهان را پر کرده و ملأ خارج را تشکیل داده اند، ذاتا خارجی و متشخص اند، ذاتا موجودند، ذاتا طارد عدم اند؛ به عبارت دیگر، نقیض واقعی عدم همین امور اصیل و همین واقعیات اند.

پرسیدم: آیا این تناقض نیست که از یک سو بگوییم: خارجیت و تشخص و موجود بودن ذاتی واقعیاتی است که جهان خارج را پر کرده اند، و به اصطلاح ذاتی آن امور اصیلِ بدیهی است؛ و از طرف دیگر بگوییم: این خصوصیات ذاتی هیچ ماهیتی نیست؛ و در عین حال بگوییم: آن امور اصیل و آن واقعیات همان ماهیات اند؟

جواب دادند: آری، تناقض است. چرا که صدق این سه گفته توأما مستلزم این است که خارجیت و تشخص و موجودیت هم ذاتی واقعیات اصیل خارجی باشد و هم ذاتی آنها نباشد، چون از سنخ ماهیت اند، و این تناقض است.

پرسیدم: برای رفع تناقض چه باید گفت؟

جواب دادند: باید از یکی از این سه گفته دست برداشت و آن جز گفته سوم نیست، چرا که دوگفته دیگر بدیهی و انکارناپذیرند. پس درست این است که بگوییم: آن واقعیاتی که جهان را پر کرده اند و ملأ خارج را تشکیل داده اند، که ذاتا خارجی و متشخص و موجودند و ذاتا طارد عدم و نقیض آنند، همان ماهیات نیستند، اموری غیر از ماهیات اند.

پرسیدم: اگر همین مطلب را بخواهید به زبان فیلسوفان بگویید، چه می گویید؟

جواب دادند: می گوییم آن امور اصیل ماهیت نیستند، بلکه از سنخ دیگری هستند غیر از ماهیت؛ به تعبیر دیگر، ماهیت اصیل نیست، امری غیر از ماهیت اصیل است.

گفتم: فایل رایگان پاورپوینت اصالت وجود جز این نیست. این دقیقا همان مدعای فایل رایگان پاورپوینت اصالت وجود است.1 ملاعلی نوری و نیز آقا علی مدرس زنوزی، در تفسیر فایل رایگان پاورپوینت اصالت وجود و اعتباریت ماهیت، مشابه همین تعبیر را به کار می گیرند. می گویند: فایل رایگان پاورپوینت اصالت وجود یعنی آن چیزی که ذاتا طارد عدم و منشأ اثر است یعنی ذاتا خارجی است و به تعبیر ما آن چیزی که حقیقتا جهان خارج را پر کرده است و ملأ خارج را تشکیل داده است شیئی مفهومی نیست؛ یعنی، امری نیست که شیئیت مفهومی داشته باشد، بلکه امری است غیر از ماهیت، چون گذشت که ماهیت شیئیت مفهومی دارد. با اثبات فایل رایگان پاورپوینت اصالت وجود سؤال ها و اشکال ها شروع شد. اما پیش از طرح سؤال و اشکال، برای فهم بهتر مطلب، باید نکته ای را متذکر شوم.

نکته: شکی نیست که کثرت اشیاء موجود در خارج ساخته و پرداخته ذهن ما و بسته به فرض و اعتبار آن نیست، بلکه این اشیاء خودشان حقیقتا در خارج متفاوت و متکثرند و همین تفاوت و تکثر است که در ذهن ما انسان ها به صورت مفاهیم ماهوی مختلف متکثر، هر یک با نامی خاص مانند انسان و درخت و شیر و طلا و غیره، منعکس می شود. پس در خارج واقعیات داریم نه یک واقعیت و به تعبیر فلسفی امور اصیل داریم نه یک امر اصیل. اکنون آشکار است که مدعای «فایل رایگان پاورپوینت اصالت وجود و اعتباریت ماهیت» در مورد تک تک این امور مطرح است. مثلا می توان شخص خاصی، مانند زید، را که واقعیتی است خارجی و به اصطلاح امری است اصیل در نظر گرفت و پرسید: این واقعیت چیست؟ از چه سنخی است؟ و به تعبیر عرفی از چه جنسی است؟ آیا از سنخ ماهیت است؛ یعنی، همان انسانیت است یا امری است مجهول الکنه که تصویر آن در ذهنْ انسانیت است. شق دوم به معنای فایل رایگان پاورپوینت اصالت وجود و اعتباریت ماهیت است و شق اول بالعکس. همچنین می توان با در نظر گرفتن درخت خاصی که واقعیتی اصیل و خارجی است پرسید: آیا این واقعیت همان ماهیت درختی است یا امری است مجهول الکنه که ماهیت درختی صرفا تصویر ذهنی آن است. و بر همین قیاس، در هر واقعیت خارجی ماهیت دار دیگری می توان سؤال «فایل رایگان پاورپوینت اصالت وجود یا اصالت ماهیت؟» را مطرح کرد. بنابراین، فرقی نمی کند که ما از تعبیر «امور اصیل» استفاده کنیم، که اشاره به همه واقعیات دارد، و بپرسیم: «این امور اصیل، که جهان خارج را پر کرده اند، از سنخ ماهیات اند یا اموری مجهول الکنه اند که ماهیات صرفا تصاویر ذهنی آنها هستند؟» یا از تعبیر «امر اصیل» استفاده کنیم، که اشاره به واقعیت خارجی دلخواهی دارد، و بپرسیم: «این امر اصیل، که گوشه ای از جهان خارج را پر کرده است، آیا از سنخ ماهیت است یا امری است مجهول الکنه غیر از ماهیت که ماهیت تصویر ذهنی آن است؟» چرا که تعبیر «امر اصیل» هر واقعیت دلخواهی را شامل است و در حکم این است که بگوییم: «امور اصیل» یا «هر امر اصیلی» و بنابراین به کارگیری این تعبیر به معنای نادیده گرفتن کثرت واقعیات اصیل خارجی نیست. اکنون به سؤال و اشکال ها بپردازیم:

پرسیدند: آن امری که غیر از ماهیت است، از سنخ ماهیت نیست و جهان خارج را پر کرده است و اصیل است چیست؟ ذات و حقیقت آن چیست؟ صرف این که بگوییم: «امری غیر از ماهیت» که حقیقت آن را روشن نمی کند.

جواب دادم: به گفته ملاصدرا، حقیقت و ذات این امر را جز با علم حضوری و شهود نمی توان فهمید، چرا که، همان طور که خودتان در پاسخ خود گفتید، امر مذکور، یعنی واقعیات خارجی، ممکن نیست خودشان به ذهن آیند تا بتوان حقیقت و ذاتشان و به اصطلاح کنه شان را با علم حصولی فهمید، بر خلاف ماهیت که خودش می تواند در ذهن موجود شود و در نتیجه با علم حصولی می توان کنه آن را درک کرد. پس اگر مقصود درک حقیقت آن است با علم حصولی، باید بگوییم که امری است مجهول الکنه.

پرسیدند: پس ما هیچ درک عقلی ای از آن نداریم؟ اگر چنین باشد، عقل ما نمی تواند هیچ داوری و حکمی درباره آن داشته باشد، چون تا چیزی را تصور نکنیم نمی توانیم درباره آن حکم کنیم.

جواب دادم: مدعا این است که کنه و ذات آن را نمی توان با عقل درک کرد نه این که اصلا نمی توان درک عقلی از آن داشت. این دو با هم فرق دارد. مقصود از این که عقل ذات و کنه آن را درک نمی کند این است که واقعیت خارجی همان گونه که هست، یعنی با همان حالت خارجیت اش، به ذهن آمدنی و با عقل درک شدنی نیست؛ مثلا، ممکن نیست که آن واقعیتی که «آتش» نام دارد و می سوزاند و نور و رنگ زیبایی دارد با همان حالت سوزانندگی و با همان نور و رنگ و خلاصه خودش به همان صورتی که در خارج است، بدون این که تغییری کند، مفهومی قابل درک برای عقل هم باشد. پس امکان ندارد که واقعیت خارجی خودش مفهوم هم باشد. اما این مطلب منافی نیست با این که آن واقعیت در خارج در جای خود محفوظ باشد و در عین حال عقل تصویری کلی از آن داشته باشد و با آن تصویر به نحو حصولی آن را درک کند و به اصطلاح فلاسفه، وجه آن را درک کند نه کنه اش را. پس گرچه ما کنه واقعیات اصیل خارجی را با عقل نمی یابیم، تصاویر آنها را در عقل داریم.

پرسیدند: این تصاویر عقلی کدام اند؟

جواب دادم: همان مفاهیم ماهوی و غیر ماهوی صادق بر واقعیات خارجی اند. ما با این تصاویر می توانیم آن واقعیات را تصور کنیم و بعد درباره آنها داوری و حکم نماییم. مثلا مفهوم واقعیت یا مفهوم ترکیبی «واقعیت خارجی» یا «امری غیر از ماهیت» یا «امری مجهول الکنه غیر از ماهیت» یا «شیئی که خارج را پر کرده است» یا «واقعیتی که مصداق و فرد ماهیت است» یا «مصداق ماهیت» یا «فرد ماهیت» از این تصاویرند، مشروط به این که در دو مفهوم ترکیبی اخیر توجه داشته باشیم که مقصود از فرد و مصداقْ چیزی است غیر ماهوی که ماهیت صرفا تصویر آن است. همچنین مفاهیمی مانند «واقعیتی که مصداق مثلا طلاست» یا «مصداق طلا» یا «فرد طلا» یا «امری مجهول الکنه که مصداق یا فرد طلاست» و امثال آنها تصاویری عقلی هستند برای دسته خاصی از واقعیتها و همانند تصاویر دسته اول جهان شمول و عام نیستند و قس علی هذا. پس با علم حصولی می توان کنه ماهیت را درک کرد اما کنه واقعیت اصیل خارجی را نمی توان. و همین ماهیتی، که کنه آن درک شدنی است خود، در حقیقت، وجه واقعیت اصیل خارجی است.

اشکال کردند: گفتار بالا با اصالت ماهیت چه تفاوتی دارد؟ شما می گویید که این واقعیات خارجی مصادیق مفاهیم ماهوی اند، پس می توان گفت: این واقعیت انسان است، آن دیگری درخت است، آن سومی طلاست و هکذا. ما هم در پاسخ به اولین پرسش همین مطلب را گفتیم ولی در ادامه به این نتیجه رسیدیم که این همان اصالت ماهیت است.

جواب دادم: فرق است بین این که بگوییم: «این واقعیت خارجی خودِ ماهیت نیست ولی مصداق ماهیت است» با این که بگوییم: «این واقعیت خارجی همان خود ماهیت است.» به عبارت دیگر، فرق است بین این که بگوییم: «این واقعیتْ خود انسان نیست، فرد و مصداق انسان است» با این که بگوییم: «این واقعیّت خود انسان است.» دومی اصالت ماهیت است نه اولی و ما در گفتار بالا اولی را می گوییم نه دومی را و شما در پاسخ به پرسش مذکور دومی را گفتید نه اولی را.

در اوّلی می گوییم که واقعیت خارجی، که اصیل است، از سنخ ماهیت نیست، از سنخ دیگری است که عقل ما به خود آن دسترسی ندارد ولی به تصویر آن، یعنی به مفهوم ماهوی منطبق بر آن، دسترسی دارد. پس در این دیدگاه، ماهیات نیستند که جهان خارج را پر کرده اند، بلکه اموری غیر ماهوی جهان خارج را پر کرده اند و شأن ماهیات فقط شأن تصویر و حکایتگر از آن امور است و جای آنها فقط در ذهن است. بنابراین، ما واقعیت را در درون ذهن به شکل یک ماهیت می بینیم؛ یعنی، ما با اندامهای حسی یا با علم حضوری با خود واقعیت مواجه می شویم اما، در ذهن، آن را به صورت ماهیت درک می کنیم؛ به تعبیر ملاصدرا: «المشهود هو الوجود و المفهوم هو الماهیه.»2 گویی اگر واقعیت خارج می توانست به ذهن آید، به شکل همین ماهیت در می آمد و اگر این ماهیت می توانست در خارج موجود باشد، همان واقعیتی می بود که دارای این ماهیت است. بنابراین، رابطه ماهیت و واقعیت رابطه حاکی و محکی است، رابطه تصویر و صاحب تصویر است. ماهیت حاکی و تصویر است و واقعیت خارجی دارای این ماهیتْ محکی و صاحب تصویر است و پیداست که لازم نیست که حاکی و محکی و تصویر و صاحب تصویر از یک سنخ باشند. درست مانند هنگامی که ما به سطح جانبی استوانه ای به نحوی نگاه می کنیم که دو قاعده آن را نمی بینیم و تصویر آن را که یک مربع یا مستطیل است رسم می کنیم. معلوم است که استوانه جسم است و سه بعدی است در حالی که مربع یا مستطیل رسم شده سطح اند و دو بعدی و در عین حال تصویر آنند. ملاصدرا این مطلب را با این تعبیر بیان می کند: «الماهیه حکایه الوجود»3 و به تعبیر دیگر: الماهیه حکایه الواقعیه.

اما در دومی می گوییم که واقعیات خارجی چیزی جز همان خود ماهیات نیستند. می گوییم ماهیات اند که جهان خارج را پر کرده اند؛ به تعبیر عرفی، هر یک از من و شما و این اشیائی که پیرامون خود می بینیم یک پاره ماهیت است. پس شأن ماهیت فقط شأن تصویر و حکایتگر نیست و جای آن هم فقط در ذهن نیست، در خارج نیز ماهیت داریم. در این دیدگاه، هم حاکی ماهیت است هم محکی، هر دو از یک سنخ اند.

بنابراین، این نکته مهم است که فایل رایگان پاورپوینت اصالت وجود و اصالت ماهیت از این جهت شبیه هم اند که هر دو ماهیت موجود در ذهن را حاکی از آن امر اصیل، یعنی حاکی از واقعیت خارجی می دانند. به تعبیر فلسفی، هم از دیدگاه فایل رایگان پاورپوینت اصالت وجود و هم از دیدگاه اصالت ماهیت صدق مفاهیم ماهوی بر واقعیات خارجی، مانند صدق انسان بر زید (که واقعیتی خارجی است) در قضیه «زید انسان است»، صدق حقیقی و بالذات است و بالعکس واقعیت خارجی مصداق بالذات ماهیت خود است. اگر فرقی دارند، که دارند، از این جهت است که بنابر اصالت ماهیت خودِ مصداق هم از سنخ ماهیت است ولی بنابر فایل رایگان پاورپوینت اصالت وجود از سنخ ماهیت نیست، پس قضیه «زید انسان است» از دیدگاه فایل رایگان پاورپوینت اصالت وجود یعنی «واقعیتی که با واژه زید به آن اشاره می کنم محکی مفهوم انسان است، تصویرش در ذهن همان مفهوم انسان است» و به اختصار یعنی «زید مصداق انسان است نه خود انسان» (و به تعبیر ملاصدرا: زید وجود انسان است، حقیقت انسان است، نه خود انسان) ولی از دیدگاه اصالت ماهیت یعنی «زید همان خود انسان است.»

اشکال کردند: اگر فرق فایل رایگان پاورپوینت اصالت وجود با اصالت ماهیت همین است، باید در مقام توضیح مدعای فایل رایگان پاورپوینت اصالت وجود، گفت: «فایل رایگان پاورپوینت اصالت وجود یعنی این که ماهیت نیست که جهان خارج را پر کرده است، بلکه امری غیر ماهوی مجهول الکنه جهان خارج را پر کرده است و ماهیت صرفا تصویری از آن است در ذهن.» در حالی که مدعای فایل رایگان پاورپوینت اصالت وجود در کتاب های فلسفی، و بخصوص در آثار ملاصدرا، به این نحو مطرح نشده است، بلکه به این نحو مطرح شده است که وجودْ صرف یک مفهوم عام انتزاعی نیست، بلکه حقیقت و مصداقی دارد: «انّ للوجود حقیقهً عینیه.»4

جواب دادم: فرق فایل رایگان پاورپوینت اصالت وجود و اصالت ماهیت همان است که گفتم و مدعا هم همین است که گفتید و همان طور که در لابلای بحثها اشاره کردم، ملاعلی نوری و آقا علی مدرس زنوزی مدعا را دقیقا به همین نحو مطرح کرده اند. اما ملاصدرا، گرچه گاهی در لابلای سخنانش به همین نحو طرح مدعا اشاره می کند، بر آن تأکید و اصرار ندارد، بلکه همان طور که گفتید، غالبا پای مصداق وجود را به میان می آورد و در مقام بیان مدعای فایل رایگان پاورپوینت اصالت وجود، می گوید: مفهوم وجودْ حقیقت و مصداقی دارد. چرا؟ چون اگر واقعیت اصیلِ خارجی مصداق مفهوم وجود باشد، محال است واقعیت مذکور از سنخ ماهیات باشد؛ یعنی، مصداق داشتن مفهوم وجود با اصالت ماهیت منافی است. به تعبیر دیگر، اگر اصالت ماهیت درست باشد و واقعیت خارجی از سنخ ماهیت باشد، در این صورت مفهوم وجود فقط به حمل اشتقاق (ذوهو) بر واقعیت خارجی قابل حمل است نه به حمل مواطات (هوهو)؛ یعنی، طبق اصالت ماهیت واقعیت خارجی مصداق مفهوم موجود هست اما مصداق مفهوم وجود نیست. چرا که هر ماهیتی ممکن بالذات است، پس جایزالعدم است؛ یعنی، فرض ماهیت بودن و در عین حال معدوم بودن فرض امر متناقضی نیست، پس هیچ ماهیتی نقیض حقیقی و بالذات عدم نیست، در حالی که وجود نقیض حقیقی و بالذات عدم است. بنابراین هیچ ماهیتی وجود نیست، گرچه ممکن است موجود باشد؛ یعنی، نمی توان گفت: «انسان وجود است» گرچه می توان گفت: «انسان موجود است.» پس بنابر اصالت ماهیت، واقعیت خارجی، که همان ماهیت است، مصداق مفهوم وجود نیست، گرچه مصداق مفهوم موجود هست. اما اگر، فایل رایگان پاورپوینت اصالت وجود درست باشد و بپذیریم که آن امر اصیل بدیهی از سنخ ماهیت نیست، بلکه امری مجهول الکنه است که حیثیت ذاتش عین خارجیت و منشئیت اثر است، عین تشخص است، عین موجودیت و طرد عدم است، و خلاصه نقیض حقیقی عدم است، در این صورت، باید بپذیریم که امر مذکور مصداق حقیقی و بالذات مفهوم وجود هم هست، همان طور که مصداق بالذات مفهوم موجود و مفهوم ماهوی هم هست. چرا که مفهوم وجود است که حاکی از نقیض حقیقی و بالذات عدم و صادق بر آن است. بنابراین، این که مفهوم وجود مصداق بالذات داشته باشد مقتضای فایل رایگان پاورپوینت اصالت وجود و منافی اصالت ماهیت است. پس می توان همین ویژگی را وجه فارق قرار داد و گفت: فایل رایگان پاورپوینت اصالت وجود یعنی اثبات این که وجودصرف یک مفهوم انتزاعی نیست، بلکه حقیقت و مصداقی دارد.

حسن آن نحو که ما مدعا را مطرح کردیم این است که فهم آن راحت تر و تقریرش دقیق تر است اما این عیب را دارد که مدعا به نحو سلبی مطرح می شود، چون می گوییم: «فایل رایگان پاورپوینت اصالت وجود یعنی این که امری غیر از سنخ ماهیت است که جهان را پر کرده و حقیقتا موجود است.» اما حسن این نحو که ملاصدرا مدعا را مطرح کرده است این است که مدعا حالت اثباتی دارد نه سلبی، چون می گوید: «فایل رایگان پاورپوینت اصالت وجود یعنی این که مفهوم وجود مصداقی حقیقی و بالذات دارد» اما عیب اش این است که عمق مدعا براحتی فهمیده نمی شود. در مورد طرح فایل رایگان پاورپوینت اصالت وجود به این نحو که «مفهوم وجود مصداق حقیقی و بالذات دارد» باید به دو نکته توجه داشت تا به اشتباه نیفتاد:

نکته اول: مقصود از تعبیر بالا این نیست که با فایل رایگان پاورپوینت اصالت وجود در صددیم واقعیت تازه ای اثبات کنیم در کنار سایر واقعیت هایی که تا کنون سراغ داشته ایم و آن همان مصداق مفهوم وجود است. هرگز! بلکه منظور این است که اثبات کنیم همین واقعیت هایی که تا کنون سراغ داشته ایم و مصداق بالذات مفاهیم غیر ماهوی بسیاری بوده اند (مانند مفهوم موجود و ثابت و واقعیت و حقیقی و شی ء) و نیز هر گروه از آنها مصداق بالذات مفهوم ماهوی خاصی بوده اند (گروهی مصداق مفهوم انسان و گروهی مصداق مفهوم درخت و گروهی مصداق مفهوم طلا و هکذا)، همین واقعیت ها، مصداق حقیقی و بالذات مفهوم وجود هم هستند؛ به عبارت دیگر، می خواهیم ثابت کنیم که همان امور اصیل بدیهی، که مصداق بالذات مفاهیم ماهوی و غیر ماهوی بسیاری اند، مصداق حقیقی و بالذات مفهوم وجود (یا حقیقت) هم هستند. ملا علی نوری، در همان رساله بسیط الحقیقه، بعد از این که برهانی بر فایل رایگان پاورپوینت اصالت وجود اقامه می کند،5 چنین نتیجه می گیرد: ثابت شد که واقعیات خارجی، همان طور که افراد و مصادیقِ ماهیات و مفاهیم غیر ماهوی اند، افراد و مصادیق خود مفهوم وجود هم هستند و پس از چند سطر می گوید: مراد از فایل رایگان پاورپوینت اصالت وجود همین است.

نکته دوم: تأکید می کنم که مقصود از این که واقعیت خارجی مصداق بالذات مفهوم وجود است یا این که این مفهوم مصداق حقیقی و بالذات دارد این نیست که مفهوم وجود صرفا به حمل ذوهو بر واقعیت مذکور حمل می شود، زیرا این به آن معناست که مفهوم «موجود» که مشتق است بر واقعیت مذکور حمل می شود که جای تردیدی نیست تا احتیاج به اثبات داشته باشد. بلکه مقصود این است که این مفهوم به حمل هوهو بر واقعیت مذکور حمل می شود؛ یعنی، درباره آن می توان گفت: «واقعیت اصیلِ خارجی وجود است.»

اشکال کردند: اگر منظور ملاصدرا از این که می گوید: «مفهوم وجود مصداق دارد» این است که «واقعیت های خارجی، علاوه بر این که مصداق سایر مفاهیم ماهوی و غیر ماهوی اند، مصداق حقیقی مفهوم وجود هم هستند»، در این صورت مطلب چندان نفیس و گرانبها و مشکل حل کنی عرضه نکرده است که لایق این همه ستایش باشد. آیا کشف این که مفهوم جدیدی حقیقتا و بالذات بر واقعیت ها صدق می کند، که تا زمان ملاصدرا گمان می رفت صدق نمی کند، تا این حد مهم و پرثمر است؟

جواب دادم: هر مفهومی خیر، اما مفهوم وجود و مفاهیم مشابه آن، نظیر متشخص و خارجی و امثال آنها آری. چرا؟ چون اگر واقعیت اصیلِ خارجی مصداق بالذات مفهوم وجود باشد، دیگر ممکن نیست واقعیت مذکور از سنخ ماهیت باشد؛ یعنی، مصداق داشتن مفهوم وجود با اصالت ماهیت منافی است (برخلاف این که مفاهیم ماهوی مصداق داشته باشند و حقیقتا و بالذات بر واقعیت اصیل صدق کنند که هم با فایل رایگان پاورپوینت اصالت وجود سازگار است و هم با اصالت ماهیت). پس می توان گفت با اثبات این که مفهوم وجود مصداق بالذات دارد بی سر و صدا اصالت ماهیت باطل می شود و پای ماهیات از عالم خارج قطع می گردد و فقط نقش آینه ای واقع نما برای آنها باقی می ماند و در نتیجه مشکلات بزرگی که ناشی از تفکر اصالت ماهوی است حل می شود. به علاوه، مبحث مهمی مانند تشکیک وجود بر اساس صدق حقیقی مفهوم عام وجود بر واقعیات خارجی ثابت می شود و ثمرات تشکیک وجود در حکمت متعالیه چشمگیرتر از این است که محتاج توضیح باشد. بحث تطابق عوالم، بحث حرکت جوهری، بحث اتحاد عاقل و معقول و بسیاری از دیگر مسائل دقیق حکمت متعالیه متفرع بر تشکیک وجودند.

پرسیدند: آیا می توان گفت که فرق مطرح کردن مدعا به نحو ایجابی با مطرح کردن آن به نحو سلبی این است که در نحوه ایجابی به حقیقت و ذات آن امر اصیل اشاره می شود، چون می گوییم: «آن امر اصیل مصداق بالذات وجود است»؛ یعنی، حقیقت اش همان وجود است، برخلاف نحوه سلبی که در آن فقط با عنوان سلبی «امری غیر از ماهیت» یا عناوین سلبی دیگری به آن اشاره می شود که ممکن نیست ناظر به حقیقت و ذات چیزی باشد؟

جواب دادم: خیر. این فرق درست نیست. چون همان طور که قبلا اشاره کردم، امر اصیلی که مصداق بالذات مفهوم وجود است عین خارجیت و منشئیت اثر است، خارجی بودن ذاتی آن است و ممکن نیست خودش به ذهن درآید تا حقیقت آن با علم حصولی معلوم گردد. پس از دریچه علم حصولی، مجهول الکنه است و در نتیجه هیچ مفهومی، حتی مفهومِ ثبوتی وجود (یا حقیقت یا واقعیت)، کنه و ذات آن را نشان نمی دهد. این مفهوم نیز، همانند مفاهیم ماهوی، صرفا تصویر آن است و رابطه اش با آن رابطه حاکی و محکی و تصویر و صاحب تصویری است که از یک سنخ نیستند. پس اثبات فایل رایگان پاورپوینت اصالت وجود صرفا به این معناست که تصویر جدیدی برای امر اصیل خارجی کشف کرده ایم که تاکنون از آن غافل بوده ایم (که البته به موجب این تصویر به احکام و خواص مهم و تازه ای در خود آن امر اصیل دست می یابیم که قبلا از آنها آگاه نبوده ایم) نه به این معنا که کنه ذات آن را تا کنون نمی دانسته ایم و اکنون کشف کرده ایم .

ملاصدرا، در آثار خود، مکرر به این نکته اشاره دارد و متذکر می شود که مفهوم وجود، ولو پس از اثبات صدق حقیقی آن بر واقعیت های اصیل، باز نُماینده و ارائه کننده کنه مصداق خود نیست، بلکه تصویری است که صرفا وجه آن را نشان می دهد. به عبارت دیگر، همان حقیقت و ذات امر اصیل نیست که حالت ذهنی به خود گرفته است و مفهوم وجود شده است، چرا که حقیقت و ذات واقعیت اصیل خارجی با علم حصولی دست نیافتنی است. او برای این که از این اشتباه جلوگیری کند، اصطلاح «حقیقت وجود» را برای اشاره به آن امر اصیل وضع می کند و گاهی هم به جای آن از عناوینی همچون «وجود خاص»، «هویت»، «اعیان خارجی»، «فرد»، «شخص» و «فرد وجود» استفاده می کند. مع الوصف او غالبا واژه «وجود» را هم به همین منظور به کار می برد ولی خود هشدار می دهد که معنای این واژه وقتی که عنوان مشیر است برای واقعیت اصیل خارجی غیر از معنای آن است وقتی که به منظور اشاره به مفهوم عام و بدیهی وجود به کار می رود. او تأکید می کند که واژه »وجود« به نحو مشترک لفظی بر مفهوم وجود وحقیقت وجود که همان امر اصیل مجهول الکنه است اطلاق می شود.6

تأکید ملاصدرا بر اشتراک لفظی وجود بین مفهوم وجود و حقیقت آن به منظور پیشگیری از مقایسه ای نابجا میان فایل رایگان پاورپوینت اصالت وجود و اصالت ماهیت است که منجر می شود به این گمان باطل که مفهوم وجود همان حقیقت وجود است، یعنی همان کنه امر اصیل خارجی است، که به ذهن راه یافته است. برای توضیح، فرض می کنیم اصالت ماهیت درست باشد. در این صورت، جایز است که همان کنه و ذاتِ ماهیتی که در خارج موجود است به ذهن آید؛ یعنی، یک حقیقت و ذات واحد باشد که هم در خارج، در ضمن فرد، موجود باشد و هم در ذهن، به صورت مفهوم، موجود باشد. در نتیجه، هر نامی که برای این حقیقت انتخاب کنیم، با یک معنای واحد، هم بر مفهوم ماهوی و هم بر ف

لینک کمکی