فایل رایگان پاورپوینت نظام بين الملل و توسعه يافتگي دنياي اسلام

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن فایل رایگان پاورپوینت نظام بين الملل و توسعه يافتگي دنياي اسلام :

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

مقدمه

هدف این مقاله، شناخت جایگاه کشورهای مسلمان در سطوح قدرت و ثروت نظام بین المللی موجود است. برای دستیابی به این شناخت، مراحل زیر را در پردازش بحث پی می گیریم

:

1.

طرح سه اصل ثابت و جهانشمول توسعه یافتگی

:

الف - انسجام اذهان

;

ب - ساخت مکتوب و قاعده مند اجتماعی

;

ج - ظرفیت افزایش ثروت ملی

;

2.

وضعیت دنیای اسلام نسبت به اصول توسعه یافتگی

;

3.

عرضه مواد خام و نتیجه گیری

.

اصول جهانشمول توسعه یافتگی

تاریخ توسعه یافتگی در چند قرن اخیر، مجموعه ای از اصول روش شناسانه،فراایدئولوژیک وفراسیاسی را مستقل از گرایش ها و رهبانیت های برنامه ای و فکری مطرح می نماید. هرچند طیف وسیعی ازاین اصول، قابل ثبت و بررسی است، ولی بخشی از آن که برای بحث در این مقاله قابل اهمیت است، انتخاب شده اند

:

الف - انسجام اذهان

مثلث ظرفیت افزایش ثروت ملی، انسجام اذهان و ساخت مکتوب و قاعده مند اجتماعی مورد توجه ما خواهد بود. به عبارت دیگر، جامعه ای رشد خواهد کرد که به درجه قابل توجهی از هر یک از زوایای این مثلث دسترسی پیدا کند

.

هرچند جریان های فکری و یا سرمایه ای جهانی در تقویت این مثلث می توانند نقشی داشته باشند، ولی مبنا و قوه تحرک این مثلث، داخلی است و به تجمع عقلی افراد بومی تعلق دارد. جمع عقل خارجی و جهل داخلی به توسعه یافتگی نمی انجامد. دست کم، می توان گفت که مصداقی بر آن مترتب نیست. کشورهای تازه صنعتی شده از امکانات مستعد خارجی بهره برده اند، ولی عقل نخبگان ابزاری (صاحبان قدرت و ثروت) داخلی شرط اساسی پیشرفت بوده است. (مثلث توسعه یافتگی تابع مفروضاتی است که قبلا در بحث دیگری از آنها بحث شده است

:)

منظور از انسجام اذهان این است که در یک جامعه دست کم، میان کسانی که تصمیم می گیرند و عمل می کنند برداشت های مشترکی از مفاهیم کلیدی اقتصادی، سیاسی و فرهنگی وجود داشته باشد، هرچند در نهایت، انسجام عمومی اذهان برای پیشرفت صعودی آن جامعه مورد نیاز است. برداشت ها و ادراک ها از صورت قضایا و حدود و ثغور نظری و کاربردی آنها شرط لازم در عمل مشترک است. تجمع فکری به عمل منسجم می انجامد. تجمع فکری و روشی به عمل صعودی منتهی می شود. در فرهنگ هایی که خویشتنداری و بردباری شخصی قوی تر است، تجمع فکری ساده تر به دست می آید. به طور عمومی، از آنجا که خودخواهی ها در کل منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا نسبت به مناطق دیگر جهان قوی تر است، مفاهیمی مانند هماهنگی، همکاری، انسجام فکری، انسجام روشی و سپس سازماندهی، تشکل، حزب و مملکت داری غیر فردی بسیار ضعیف می باشد. به عبارت دیگر، میان انسجام اذهان و آمادگی روحی افراد برای پذیرش دیگران در ذهن خود و هماهنگی با آنها، ارتباط مستقیمی وجود دارد. انسجام اذهان موضوعی روانی و تربیتی است و طی دهه ها، بلکه قرن ها به دست می آید. هنر دستیابی به تجمع منافع نیز در این چارچوب قابل بحث و طرح می باشد. اگر افراد و گروه ها این موضوع را تشخیص دهند که به نفع همه آنهاست با یکدیگر همکاری کنند تا به منافع جمعی و یا گروهی - فردی خود برسند، به اصل مهمی نه تنها در توسعه یافتگی، بلکه در هر اصل قابل حصولی ست یافته اند. مشکل برخی کشورهای در حال توسعه و در میان آنها بیشتر دنیای اسلام، این است که در کارهای جمعی و مملکتی، حاضر به سهیم شدن نیستند، بازی زندگی را در طیف صفر و صد می دانند و هنر تقسیم کار، ثروت و قدرت و مانند آنها را ندارند و یا به شدت، در این زمینه ها ضعیف اند. قدرت یابی و ثروت یابی، قاعده مندی های عقلی دارند. نظام دموکراسی و یا سرمایه داری دو روش قابل شناسایی در دستیابی به قدرت و یا ثروت هستند. طبعا این دو روش هم مشتقاتی دارند و هم رقبایی

.

یک دلیل پایه ای در پیشرفت نسبی خاور دور، در دستیابی سریع این بخش از جهان به اذهان مشترک و انسجام اذهان است که قبلا به صورت یک استعداد فرهنگی وجود داشته و هم اکنون در کارامدی سرمایه داری دولتی و مشتقات آن ظهور نموده است. لفظ «دیالوگ کرها» اصطلاحی است که درباره صحبت افرادی که به یکدیگر گوش نمی کنند و هنر شنیدن ندارند، اطلاق می شود. توجه به سخن دیگران و هضم و به کارگیری آن نوعی تربیت، استعداد و پرورش عقلی است. کسی که کار فکری و عقلی نمی کند، ولی هنر شنیدن دارد به واسطه تربیت های اجتماعی و عمومی، به سطوح قابل احترامی از توسعه عقلی رسیده است. توسعه عقلی - لفظی پیچیده و کلان نیست; یعنی، از مغز خود استفاده کردن و یا ترتیب های آن را در این مسیر قرار دادن

.

انسجام اذهان می تواند نوعی تربیت باشد و به غریزه تبدیل شود و افراد بدون آنکه برای اندیشیدن انرژی صرف کنند آن را ناخودآگاه به کار گیرند. در جوامعی که مرزهای روشنی از حیث فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی میان افراد وجود دارد، عقل، عقلانیت و رفتار عقلایی بهتر و سریع تر و به صورت عادی، رشد می کند. در فرهنگی که عامه مسلمانان به آن عادت کرده اند، مبنای ارتباط و یا عدم ارتباط میان افراد، اهلیت است، نه مرزهای استدلالی. اهلیت، استدلال و اعتراض را تعطیل می کند و تبعیت را به عنوان ملاک ارتباط رسمیت می بخشد. در چنین موقعیتی، انسجام اذهان به طور طبیعی و حتی بدون دخالت خارجی به دست نمی آید. عمده تاریخ بشر بر اساس تبعیت و اهلیت شکل گرفته است. تنها در قرون اخیر، این وضعیت به مهارت و توانایی و به زبان تخصصی، «کارکردگرایی » مبدل شده است

.

جامعه ای توسعه می یابد که دارای پیکره ای باشد که همه آحاد به آن تعهد سازمانی، فرهنگی و رفتاری داشته باشند

.

پدیده رشد و توسعه ناهمگون در جهان سوم نتیجه جامعه ناقص در ساختار پیکره است. بعضی بخش ها که به پیکره منسجمی دست یافته اند، رشد می کنند و بخش های دیگر در فضای محصور توسعه نیافته ای باقی می مانند. توسعه جدید در مقایسه با رشد تجاری سابق به سازماندهی نوینی وابسته است که انسان ها در آن، ارتباط فکری را به صورت محاسبه گرایانه ای برای حل و فصل تضادهای رقابتی، تولیدی، سرمایه داری و مانند آن ایجاد می کنند. جهان سوم از محصولات این نظم جدید ذهنی استفاده می کند، ولی به آن مجهز نیست; زیرا به سادگی، به دست نمی آید و حصول این نظم نتیجه نوعی عقلانیت است. جهان سوم، سازماندهی صوری انسجام اذهان را اقتباس کرده است; از مدیر کل، معاون، مقاوله نامه، کار کارشناسی، تحقیق، بودجه بندی و مانند آن برخوردار می باشد، ولی باطن و محتوای اساسی ارتباط فکری و ذهنی برای به حداقل رساندن فواصل ذهنی به وجود نیاورده است.تولید و سازماندهی جدید اجتماعی نیازمند ارتباطات و معاشرت های خاصی است که بخصوص، در خاورمیانه و شمال آفریقا، قابل مشاهده نیست. در این منطقه، انسان ها در خود غرق اند و به واسطه ضعف در امنیت، نمی توانند، تربیت نشده اند و تمرین نکرده اند که اجتماعی بیندیشند. در آنجا، دامنه زندگی محیط ناامنی است که باید افراد سعی کنند گلیم خود را از آب بیرون بکشند. تقدس در شناخت حریم ها، مرزها و استعدادها و بها دادن به اصل توانایی و تخصص بسیار ضعیف است

.

ایجاد پل ارتباطی میان افراد با نشستن در اتاق میزگرد و یا در راهروهای مجلل به دست نمی آید. انسان ها یا باید به وسیله ژن انباشته شده تاریخی در یک ملت متولد شوند و یا در یک فرایند پرمشقت تربیتی توسط دولت، بدان آگاه و مجهز شوند. به این معنا، توسعه یافتگی یک هنر ارتباط عقلی میان انسان ها برای دستیابی به منافع مشترک است

.

ب - ساخت مکتوب و قاعده مند اجتماعی

زاویه دوم در مثلث توسعه یافتگی، ساخت مکتوب و قاعده مند اجتماعی است; در سازماندهی جدید رشد و توسعه، همه چیز مکتوب است. افراد نه به صورت مطلق، بلکه به عنوان یک قاعده، به طور دایمی، به چارچوب ها، توافقات و تفاهمات رجوع می کنند و این دلیل حاکمیت علم حقوق و سیطره آن بر تمام شؤون زندگی است. ساخت یک جامعه محصول توافق جمعی نخبگان فکری و نخبگان ابزاری آن است. ساخت یک جامعه در حکم یک قرارداد است. منظور ما قانون اساسی نیست، بلکه مراتب جزئی تر آن می باشد: توافق مسؤولان یک جامعه برای دستیابی به ثروت ملی، تعریف مشترک آنها از دوستان و دشمنان، گذشته، آینده، ماهیت فرهنگ جهانی، فرصت ها، مقدورات، استعدادها و امثال آنها. این توافقات و عناوین مکتوب، ابدی نیستند و ممکن است در فرایندی به طور دایم، مورد جرح و تعدیل قرار گیرند، اما بنا بر توافق است و تفاهم. در شرایطی که گیرندگان و مجریان طبق قواعدی عمل کنند و به تفاهمات قبلی خود قاعده مندانه احترام بگذارند، می توان به عملی روشن، تسلسلی، صعودی و قابل توسعه دست یافت. ساخت مکتوب و قاعده مندی اجتماعی، زاویه ای اساسی در پیشرفت یک جامعه است; زیرا قابلیت پیش بینی رفتارها را افزایش می دهد و ذهن انسان ها به دلیل برخورداری از ضریب اطمینان کافی نسبت به قوانین، قواعد، بخشنامه ها و اصول حاکم بر عملکرد، با آرامش و به صورت تدریجی، عمل می کنند. ساخت قاعده مند و انسجام اذهان یکدیگر را تقویت می کنند و اثرات مثبت متقابلی بر یکدیگر می گذارند

.

ریشه اصلی ساخت قاعده مند اجتماعی در دو عامل قابل جستجو می باشد

:

الف - اجماع نظر

;

ب - علم گرایی

.

این دو عامل در واقع، به مبانی عقلی توسعه یافتگی مربوط می شوند

.

ساخت مکتوب و قاعده مند اجتماعی محصول اجماع نظر میان گروه های نافذ در جامعه می باشد که بر اساس روش های عینی، کاربردی، علمی و عقلی به وجود می آورند. اجماع نظر، فرهنگی غیر فردی و دور از عافیت طلبی و خودخواهی می طلبد تا عده ای بر اساس منافع جمع

لینک کمکی