فایل رایگان پاورپوینت تفسيرگرايي تاويلي× HERMENEUTICS

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن فایل رایگان پاورپوینت تفسيرگرايي تاويلي× HERMENEUTICS :

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

HERMENEUTICS ">اصطلاح هرمنوتیک

(Hermeneutics)

از فعل یونانی هرمنواین

Hermeneuein)

/

تفسیر کردن) اشتقاق یافته و به رشته ای عقلی باز می گردد که به ماهیت و پیش فرض های تفسیر تظاهرات [تعبیرات] انسانی مربوط می شود

.

درآمد

اصطلاح یونانی هرمنوتیک پیوندهای ریشه شناختی با هرمس

(Hermes)

خدای یونانی، پیام آور خدایان و الهه مرزها دارد. از نظر بعضی، این پیوند انعکاسی از ساختار ذاتا سه گانه عمل تفسیر می باشد که عبارت است از: (1) یک علامت، پیام و یا متنی از یک منبع که به (2) یک میانجی یا مفسر (هرمس) نیاز دارد تا آن را به (3) تعدادی از پیام گیران منتقل سازد. همان گونه که ملاحظه می شود، این ساختار سه گانه و به طور فریبنده ای، ساده تلویحا حاوی مسائل مفهومی عمده ای است که با تاویل گرایی سر و کار دارد

:

1-

سرشت یک متن چیست؟

2-

منظور از فهم یک متن چیست؟

3-

چگونه فهم و تفسیر [متن] از طریق پیش فرض ها و عقاید (افق فکری و ذهنی) پیام گیرانی که متن مورد نظر برای آنان تفسیر می شود، مشخص می گردد

.

تاملی جدی در باب هر یک از مسائل سه گانه فوق از این نکته پرده برمی دارد که چرا خود تفسیر مساله ای فلسفی و نیازمند تفسیر است

.

از آنجا که تفسیر شالوده همه رشته های عقلانی می باشد، ممکن است این توقع پیش آید که تاویل گرایی باید زودتر از این در غرب پدید آمده باشد. همواره مجادلات فراوانی در یهودیت و مسیحیت درباره [چگونگی] تفسیر کتاب مقدس وجود داشته - عینا مانند انسان گرایان پیش از نهضت دین پیرایی

(1)

که به تفسیرمتون باستانی می پرداختند - ولی تنها در اواسط قرن قبل بود که تاویل گرایی نوین تولد یافت. معمولا فردریک شلایر ماخر

F.Schleiermacher)

/1768 - 1834)

را به عنوان پایه گذار تاویل گرایی نوین می شناسند، ولی ویلهلم دیلتای

Dilthey Wilhelm)

/1833 - 1911)

بود که برای اولین بار رؤیای ایجاد یک قاعده بنیادین برای علوم فرهنگی را در سر پروراند که نتایج این علوم را از نظر اعتبار و عینیت همپایه علوم طبیعی قرار می داد

.

رؤیای دیلتای مغلوب پیدایش و گسترش سریع بسیاری از رشته های تخصصی گردید که اکنون در ساختار سازمانی دانشگاه نوین - در حوزه هایی چون انسان شناسی، اقتصاد، تاریخ، آثار ادبی گوناگون، علوم سیاسی، روان شناسی، فلسفه و نظایر آن - حفظ و به رسمیت شناخته می شوند. هر یک از این رشته ها، علایق فکری و آیین کارهای تجویزی اش را به منظور ارائه و و داوری مباحثات درونی خود به سرعت گسترش داد.[در نتیجه] روش شناسی ها به جای تاویلگرایی بر حیات فکری سیطره یافت

.

اما در سال های اخیر، بار دیگر جریانات فکری نیرومندی تاویل گرایی را طرح کرده، به طوری که علاقه به آن در میان منتقدان ادبی، جامعه شناسان، مورخان، انسان شناسان،متکلمان، فلاسفه و دانشجویان رشته دین، به شدت بالا گرفته است. این جریانات فکری شامل (1) نظریات جدیدی در باب رفتار بشر در حوزه علوم روان شناختی و اجتماعی است که در آن نمادهای فرهنگی انسان به منزله جلوه هایی از سائقه های ناهشیار و غریزی و یا بازتاب هایی از منافع طبقاتی وی تلقی می شوند; (2) پیشرفت هایی که در زمینه معرفت شناسی و و به فلسفه زبان همان [پدید آمده] این ادعا منجر شده که آنچه در یک فرهنگ خاص، واقعیت شمرده می شود [در واقع] کارکرد ساخت های زبانی ای می باشد که فراتر از تجربه قرارگرفته و (3) بحث هایی که توسط فلاسفه ای چون لودویگ ویتگنشتاین

(

L. Wittgenstein

/1889 - 1951)

و مارتین هایدگر

(

M. Heidegger

/1976)

گسترش یافته بر این اساس که انسانی اساسا تفسیرپذیر بوده و همه داوری ها در چارچوب بافتی از تفسیر به واسطه فرهنگ و زبان، که فرارفتن به ماورای آنها غیر ممکن است، صورت می گیرد. شالوده جریانات مزبور در این فرض نهفته است که آگاهی انسان در تاریخ قرار دارد و نمی تواند از آن فراتر رود، فرضی که سؤالات مهمی درباره نقش تربیت فرهنگی در هر درک و فهمی مطرح می کند

.

اما اشتباه است که از این تمایل جدید، تاویل گرایی نتیجه گیری کنیم که رؤیای دیلتای در باره بنای یک رشته بنیادین برای علوم فرهنگی در شرف تحقق است. نگاهی سطحی به صحنه روشنفکری معاصر مبین این واقعیت است که اتفاق نظر کمی در زمینه چگونگی تلقی از تاویل گرایی و چگونگی به کارگیری آن، وجود دارد. این رشته های علمی، نظام دانشگاهی جدیدی به وجود می آورند که خود به بخش هایی تجزیه شده و هریک دارای روش تفسیری خاصی است. به عنوان مثال، در علم روان شناسی، رفتارگرایان، روان شناسان شناختی،طرفداران فروید، پیروان یونگ و طرفداران مکتب گشتالت وجوددارند،همان گونه که درجامعه شناسی،کارکردگرایان،ساخت گرایان، طرفداران روش قوم شناسان و مارکسیست ها مشاهده می شوند

.

در مقابل، گسترش و تعدد بخش های [رشته های] عقلانی است که تا حدودی احیای دلبستگی به تاویل گرایی در عصر ما را توجیه می کند. از نظر تاریخی، تنوع و تعارض تفسیرها، انگیزه و فوریت نیل به تفاهم و اتفاق نظر را فراهم آورده است

;

مثلا، دیلتای خاطر نشان می سازد که چگونه پیدایش تاویل گرایی نوین، خود به تنهایی، ارتباط تنگاتنگی با مناظرات پس از نهضت دین پیرایی

(Reformation)

بین پروتستان ها و کاتولیک ها بر سر مساله تفسیرکتب مقدس داشته است، همان گونه که تلاش شلایر ماخر در بنیانگذاری تاویل گرایی برای فائق آمدن بر کژفهمی، به طور قابل ملاحظه ای، شتاب گرفته است. ولی رشته های عقلانی ناسازگاری دیدگاه هایی را که درباره موضوعی واحد (چون یک متن، یک زبان و یا سرشت بشر) ممکن است اتخاذ کند، سؤالات عمیقی را در زمینه های ماهیت مفهوم سازی، عینیت، فهم، تبیین و ترجمه پدید آورده است. از این رو، جای تعجب نیست که در نظر بسیاری از روشنفکران، تاویل گرایی به طور فزاینده ای، درصدد اشغال نقشی است که شناخت شناسی در چند دهه قبل داشته است

.

مشکلات تاویل گرایی در مطالعه عالمانه دین، به دلایل مفهومی و تاریخی هر دو، اجتناب ناپذیرتر است تا در بسیاری از رشته های دانشگاهی دیگر. از نظر مفهومی، خود ادیان ممکن است به عنوان مجموعه هایی از تفاسیر تلقی شوند، به طوری که مطالعه عالمانه آنها صورتی تفسیری از تفسیر دیگر را به خود بگیرد. از آنجا که تفسیر عالمانه دین اغلب مبتنی بر فرض های متفاوتی است تا بر تفسیری دینی، از این رو، متدینان غالبا تفسیرهای عالمان را به عنوان تفسیری تحویل گرایانه و بیگانه تلقی می کنند. در نتیجه، مباحثه ای دیرپای میان عالمان دین در خصوص اینکه تفسیر عالمانه از دین تا چه حد باید حق مطلب را در باره دیدگاه شخص دیندار ادا کند، از اینجا نشات می گیرد

.

از نظر تاریخی، مطالعه عالمانه دین و علاوه بر آن، پیدایش تاویل گرایی نوین، با سنت دینی پروتستانتیزم لیبرال به طور تنگاتنگی، پیوند خورده است. در حقیقت، می توان گفت که پروتستانتیزم لیبرال از میان مجموعه ای از مناظرات تلخ تفسیری در باره به کارگیری روش های تاریخی - انتقادی در مورد کتاب مقدس مسیحیان، سر بر آورده است. این مناظرات، پدیده هایی را روشن می سازند که در آغاز این بند از آنها سخن به میان آوردیم; زیرا مسیحیان ارتدوکس کاربرد این روش ها را در مورد کتاب مقدس نوعی از شیوه تفسیری بیگانه تلقی می کنند. ولی پروتستانتیزم لیبرال با تعریف ماهیت اعتقاد دینی به عنوان تجربه و نه آموزه و یا باور تاریخی، به این مساله فیصله داد

.

شلایر ماخر پایه گذار تاویل گرایی و نیز پروتستانتیزم لیبرال، بخصوص در بیان و تشریح زمینه های این مصالحه نافذ و مؤثر بوده است. وی ادیان گوناگون را صوری به لحاظ فرهنگی، متاثر از یک حساسیت عام و زیربنایی دینی می دانست و در نتیجه، وی نه تنها جایگاه ایمان را از اعتقاد به تجربه انتقال داد، بلکه مبانی نوعی دانش توصیفی از دین را وضع کرد که مشارکت ردولف اتو

(

Otto Rudof

/1869-1937)

و یواخیم واخ

(

Joachim Wach

/1898-1955)

و دیگران را در آن ایجاب می کرد. این ارتباط نزدیک بین پروتستانتیزم لیبرال و مطالعه عالمانه دین تا حدودی مبین این واقعیت است که متکلمان لیبرال، بخصوص نسبت به نظریه های تفسیری [هرمنوتیکال]، حساس می باشند

.

بسیاری از علما بر این نکته پا فشاری می کنند که برای پاسخگویی به سؤالاتی که در جریان عمل تفسیر پیش می آید، داشتن نوعی نظریه تفسیری حایز اهمیت است. اما دیگران تاکید می ورزند که اشتباه بزرگی که همه تفسیرهای نوین را تحریف و مخدوش می کند، دقیقا اصرار بر نظریه هایی از این دست است. به جای اینکه با توصیف نظریات تاویلی جانشین از بیرون نسبت به این مطلب پیشداوری کنیم،

لینک کمکی