فایل رایگان پاورپوینت نگاهي به دائرة المعارف هاي اسلامي ايران(1)

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن فایل رایگان پاورپوینت نگاهي به دائرة المعارف هاي اسلامي ايران(1) :

الف: دانشنامه جهان اسلام، جلد 1 5

ب: دائره المعارف بزرگ اسلامی، جلد 1 9

سالهای 74 1368/95 1989 پربارترین و با برکت ترین سالهای زندگیم بود که در دو نوبت جداگانه در تهران بودم و فرصت به دست آوردم که زبان و ادب فارسی را که در یازده سالگی در پاکستان نزد یک پیشنماز و معلم دبیرستان آموختن آغاز کرده بودم، اینک در قلب فارسی پیش کاملان و بزرگان ادب تلمذ کنم و فراخور حوصله و استعداد خود چیزی اکتساب کنم، در کنار تحصیلات دانشگاهی، فرصتی پیش آمد که در مراجع و مراکز دائره المعارف نویسی ایران پاگذارم و زیر نظر نخبگان و ورزیدگان فن و در کنار نسل نوجوان پژوهشگر ایران با راه وروش جدید پژوهش آشنا شوم و سیری در بوستان کتاب کنم؛ اما این ماهها و سالها چه قدر زود گذر بود، هنوز در خم اول کوچه بودم که «حیف در چشم زدن صحبت یار آخر شد» و با خاک خود باز گشتم «آن قدح بشکست و ساقی نماند».

نخستین وابستگی من در ایران با بنیاد دائره المعارف اسلامی (تأسیس 1362/ 1983) بود، هنوز از ورودم در تهران چهار روز بیشتر نگذشته بود که مرحوم دکتر احمد طاهری عراقی معاون علمی بنیاد از من خواست که در بنیاد کار کنم، این در واقع نهایت احسان و لطف آن بزرگوار بود روانش شاد باد من از 8 آبان 1368 تا 31 فروردین 1373 در بنیاد کار کردم بنیاد مشغول به تدوین دائره المعارفی به نام دانشنامه جهان اسلام به زبان فارسی است که بخشی از آن ترجمه و تلفیق دائره المعارف های معتبر جهان است و بخشی دیگر تألیف و نگارش است، در سالهایی که در بنیاد بودم، روی حروف «ب» و «ج» کار می شد مسؤولیت من در امور شبه قاره بود چندین مدخل جدید که در دیگر دائره المعارف های اسلام و ایران نیامده بود، ولی از لحاظ اسلام و ایران و ادبیات فارسی اهمیتی داشت، در دانشنامه آوردیم. انتشار دانشنامه جزوه جزوه آغاز شد. از انتشار جزوه اول تا جزوه پنجم در بنیاد بودم و مقالات شبه قاره را کنترل می کردم. از سال 1375 / 1996 انتشار دانشنامه به جای جزوه، به مجلدات آغاز شد و در 1379/ 2000 با انتشار جلد پنجم کار چاپ مقالات حروف «ب» و «پ» به سر رسیده است. اکنون وقتی با فاصله زمانی و مکانی از بنیاد، به این «خمسه» نگاه می کنم، در اعماق قلب احساس خرسندی دارم که در پدید آوردن این اثر علمی که در زندگی ملتهای جهان سوم تکرار نمی شود یا کم تکرار می شود، من هم سهمی دارم، ولو مانند قطره ای در اوقیانوس.

دومین پایگاه مهم دائره المعارف اسلام نویسی در ایران مرکز دائره المعارف اسلامی (تأسیس اسفند 1362 / 1984) است که یک مرکز خصوصی است و دائره المعارف اسلام را به زبان فارسی و عربی منتشر می کند، اصول سیاست مرکز بر تألیف است نه بر ترجمه و تلفیق. من از 12 اردبیهشت 1374 در بخش ادبیات مرکز برای دائره المعارف بزرگ اسلامی به زبان فارسی کار کردم. در آنجا نیز کار من در حوزه شبه قاره بود، از تجویز مدخلها گرفته تا سفارش و تألیف و بررسی مقالات در آن سالها مرکز روی حرف «الف» کار می کرد در 1379 / 2000 جلد نهم دائره المعارف بزرگ اسلامی منتشر شد و کار به مدخل «البیره» رسیده است. ظاهرا با انتشار یک جلد دیگر کارِ حرف الف در «عشره کامله» به تکمیل خواهد رسید.1

امروز دائره المعارف های اسلام ایرانی با رقابت دائره المعارف های معتبر جهانی مانند دائره المعارف اسلام (The Encyclopeadia of Islam) چاپ دوم، دائره المعارف ایرانیکا (Encyclopeadia Iranica) و دائره المعارف اسلام بنیاد دینی ترکیه (Turkiye Diyanet Varei Islam Ansiklopeidis) رقابت دارند و در بسیاری از موضوعات مشترک حریفهای سرسخت یکدیگر هستند. اگر چه هر یکی سازمان در موضوعات مربوط دیدگاه خاص خود را دارد، اما اعتبار علمی و تحقیقی از آنِ کسی هست که با پیشتوانه قوی علمی روشمندانه تر کار می کند.

در طول مدتی که مجلدات دانشنامه جهان (5 جلد) و دائره المعارف بزرگ اسلامی (9 جلد) منتشر شد و به دستم رسیده است، نه فقط از روی علاقه و انس به خاطر همکاری با آنها، بل که از روی نیازهای تحقیقی بدانها مراجعه داشته ام و در برابر معضلات خود پاسخ مثبت گرفته ام گاهی در حین مراجعه با اشکالات هم بر خوردم و نقطه نظرهای خود رادر حاشیه یادداشت کردم که هیچگاه قصد چاپش را نداشتم ولی از آنجایی که اطلاعات و محتویات دائره المعارفها معمولاً حرف آخر و درست تلقی می شود و خوانندگان در پذیرفتن آن کمتر تردید دارند، و از سویی با خبر شدم که دائره المعارف بزرگ اسلامی ویرایش دوم می شود، صلاح دیدم که یادداشتهای خود را منتشر کنم تا مگر مدیران علمی در آنها تأمل و تعمق کنند و اگر مقبول طبع آنان افتد، در بهسازی مقالات مجلدات بعدی تأثیرگذار باشد.

قبل از پرداختن به جزئیات جلد به جلد هر دو دائره المعارف، به چند مورد کلی اشاره می کنم:

1. مسأله چشمگیر ضبط نادرست اعلام شبه قاره است. غالب مترجمان ایرانی در حین برگردان اسامی شبه قاره از حروف لاتین به حروف فارسی دچار خطاشده اند. این خطا ناشی از اختلافهایی در ضوابط آوانگاری (Translitration) شبه قاره و ایران است. نبودن آگاهی کافی مترجمان ایرانی از صداهای مخصوص الفبای اردو / هندی و تطبیق دادن نظام آوانگاری ایران را با نظام شبه قاره موجب خطا می شود. چند نکته به یاد داشتنی از نظام آوانگاری شبه قاره به شرح زیر است:

الف: برای صداهای ثقیل نظام آوانگاری شبه قاره بدین ترتیب است: به = bh؛ په = ph؛ تِه = th؛ ثه = th؛ ده = dh؛ ده = dh؛ ر ه = rh؛ یاdh؛ که = kh؛ گه = gh از طرفی چون آوا نگاری حروف ث th باته و ه؛ خ kh با که؛ غ gh با گه مشابه است. مترجمان ایرانی را دچار خلط و خطا می کند.

ب: برای فتحه (َ) و الف ممدوده و الف و «ه» معمولاً از یک آوا یعنی «a» استفاده می شود که دربرگردان فارسی عدم تمییز آنها از یکدیگر موجب اشتباه شده است. گاهی فتحه به الف تبدیل شده است. مثال: پَتیالَه

ج: برای کسره (ِ) از «e» استفاده می شود که در برگردان فارسی گاهی به «ی» تبدیل شده است. مثال: پِشاور

د: برای ضمه (ُ) از آوای «U» استفاده می شود که مترجمان ایرانی آن را با «و» خلط کرده اند. مثلاً: مُلتان

2. مقالات جغرافیایی که از دیگر دائره المعارفها ترجمه شده است؛ آمار آنها کهنه است.

3. تحقیقات نوین اعم از کتاب و مقاله که در حوزه مطالعات شبه قاره در شبه قاره و غرب انجام می گیرد، معمولاً از دسترس مؤلفان ایرانی و مراکز دائره المعارف دور بوده و ناچار در مقالات از منابع فرعی و موجود در کشور استفاده شده است.

4. هر سراینده ستایشگر اهل بیت و امامان، و هر مؤلفی که به موضوعات ادبی فارسی و فلسفه ایرانی می پردازد لزوما شیعه مذهب وتابع فرهنگ ایرانی نیست. چنان که در دائره المعارفهای اسلام ایرانی تلقی شده است. علمای اهل سنت و عارفان سنی مذهب شبه قاره در هر حال به اهل بیت و امامان و امام زادگان به دیده احترام می نگرند. حضور هزار ساله فارسی در شبه قاره و تتبعات و تحقیقات مؤلفان آن سامان برای شبه قاره یک هویت فرهنگی به وجود آورده است که از آنِ خودش است و نمی توان آن را به حساب ایران آورد.

5. شرکت نسل جوان تحصیل کرده ایرانی در تألیف دائره المعارف ها آشکار است و حضور استادان دانشگاه و نسل گذشته یا بزرگسال ایران از طریق قلم / تألیف مقاله کمتر محسوس است. میدان دادن به جوانان اجتناب ناپذیر است، اما برخی از موضوعات مقتضی به مطالعات ممتد ویک نویسنده متخصص حتی خارج از کشور است تا روح موضوع در کالبد مقاله دمیده شود.

6. بیشتر یادداشتهایم درباره مقالات شبه قاره و به مسایل ویرایشی و ضبط اعلام مربوط می شود و به محتویات مقالات کمتر تعرضی داشتم. اگر گاهی به مقالات خارج از حوزه شبه قاره پرداخته و سخنی به میان آمده است، بنا بر علاقه ای است که به آن موضوع دارم، و اگر گاهی به مسایل بسیار خُرد و ریز پرداخته ام، بنا بر آن باور است که دائره المعارف ها باید از هر لحاظ از خطاها خالی باشند، که البته در کارهای انسانی چنین امکان وجود ندارد.

7. ممکن است خوانندگان عزیز یا مسؤولان محترم مراکز دائره المعارف نویسی فکر کنند که اگر مسؤولیت امور شبه قاره را من بنده به عهده داشتم، پس این همه اشکالات چرا؟ جوابش این است که اولاً بیشتر ایرادات متعلق به ادواری است که من در آن مراکز نبوده ام، ثانیا مسؤولیت من در حوزه ادبیات شبه قاره بود و نه دیگر موضوعات.

الف دانشنامه جهان اسلام، جلد 1 5

ج 2 (مدخل، صفحه / ستون)

بایزید دوری، کاتب الملک: 191/1، مأخذ نمونه دستخط بایزید دوری «د.ا.د. ترک» نشان داده شده است. مأخذ اصلی آن مقالات مولوی محمد شفیع است، چنانکه درمتن مقاله هم آمده است.

بایسنغری، جعفر: 200/2، مأخذ نمونه دستخط جعفر «د. ا. د. ترک» نشان داده شده است، مأخذ اصلی آن اطلس خط است.

بتاله: 223/2، ضبط «امریتسر» نادرست و «امرتسر» درست است؛ 224/1، ضبط های «هوشارپور» و «جالاندر» ولودیانا و آمریتسار در نقشه بتاله به ترتیب هوشیار پور، جالندهر ،لُدهیانه و امرتسر صحیح است.

بختاور خان، محمد: 393/1، جُمله «به گفته آفتاب، اصغر (کذا: آفتاب اصغر) بختاور خان آن را به فارسی برگرداند» حذف شود و به جای آن اضافه شود: «به ایمای بختاور انتخاب تاریخ الفی به سال 1084 ه و انتخاب روضه الاحباب جمال الدین محدث شیرازی، به سال 1087 ه تهیه شد (بختاور خان، ج 2، ص 517)».

بدخشانی نقشبندی، محمد ابراهیم: 475/1، «از مثنوی او بانام احسن القصص یاد شده (اته، ص 53، حاشیه)» این مقرون به صواب نیست. رضا زاده شفق برعکس آن نوشته است: «احسن القصص مذکور در متن را ندیدم ولی در کتابخانه حاج حسین آقا ملک در تهران، به شماره 4825 یک منظومه یوسف و زلیخا به نام احسن القصص موجود است که.... ناظم آن ظاهرا خاوری نام داشته چنانکه در خاتمه کتاب گوید....»

بدیع الدین قطب المدار: 553/1، در منابع ضبط «خزینه الاولیاء» خطا و «خزینه الاصفیاء» صواب است.

برار: 606، در نقشه برار ضبط های «احمد نگار» و «بجاپور» خطا و به ترتیب «احمدنگر» و «بیجاپور» صواب است؛

در حاشیه «Meharashtra Roed Atlas» خطا و... Road... صواب است. این اشتباه در منابع نیز تکرار شده است.

ج 3

برهان الدین قطب عالم: 287/2، در منابع «تحفه الاکرام» خطا و «تحفه الکرام» صواب است.

بریلی: 366 365، ضبط های «رهیل کهند»، «رهیله» و «مهرته» به ترتیب به روهیل کهند، روهیله و مرهته اصلاح شود. در نقشه موقعیت بریلی ضبط «نیتبنال» و «بودان» به ترتیب «نینی تال» و «بداؤن» درست است.

بسطامی سمرقندی: 378/2،در منابع تبدیل «کتابخانه آصفیه... مرتبه میر عثمان علی خان بهادر» به «کتابخانه آصفیه... مرتبه به عهد میر عثمان علی خان بهادر» آن را مقرون به صواب می کند.

بشنداس: 464/1، در تیتر تصویر ضبط «بشانداس» مطابق با عنوان مدخل نیست صوابش «بشنداس» است.

ج 4

بلگرامی، عبدالجلیل: 92/1، ضبط «طوبی» سهو چاپی و «طویی» (به مفهوم عروسی / شادی) درست است؛ در جمله «میرحیدر متخلص به امیر بلگرامی که شاید همان امیر حیدر بن نور حسین... باشد» اظهار تشکیک منتفی است، او قطعا همان امیر حیدر است.

در فهرست آثار او جواهر القلم (واژه نامه فارسی ترکی) را باید اضافه نمود.

بلوچ و بلوچستان: 124، در نقشه بلوچستان ضبط های «سیبی» و «شیکاپور» به ترتیب به «سِبی» و «شکارپور» اصلاح شود.

بنارس: 234/1، ضبط «خلیل علی ابراهیم خان» به «علی ابراهیم خان خلیل» تبدیل شود.

بنگش: 348/1، در نقشه ضبط «نوشهر» و «بنو» اشتباه «نوشهره» و «بنون» (نون بدون نقطه) صواب است.

بنگله دش: 350/2، در نقشه ضبط «رانگ پور» و «خولنا» به ترتیب به «رنگ پور» و «کهلنا» اصلاح شود.

بهاولپور: 732، اطلاعات مقاله کهنه و ناقص است. این شهر دانشگاهی به نام «جامعه اسلامیه بهاولپور» دارد که گروه زبان و ادب فارسی نیز در آنجا فعال است. در شهر کتابخانه مرکزی Central Library از روزگار حاکمیت بریتانیا دایر است که هم از لحاظ نفایس کتب چاپی و خطی و تصاویر تاریخی و روزنامه های قدیم و هم از لحاظ تعداد موجودی دومین و بزرگترین کتابخانه نیمه دولتی پنجاب است. درعهد نوابان این شهر به خاطر پیشرفت و توسعه و امکانات به «بغداد جدید» شهره شده بود.

بهروچ: 806/1، «بهروچ (بهرایچ)»، بهروچ را با بهرایچ قیاس کردن خطاست زیرا بهرایچ محلی است در اترپردیش.

بهروچی 807/1، ضبط «خمیهات» خطا و «کهمبات» درست است. این اسم در مدخل «بهره» (ص 811 810) به گونه های «خامیایت (خامیهات)» ضبط شده که هر دو نادرست است.

ج 5

بهنداری، سوجان رای: 5/2، ضبط «پاتیالا» را باید به «پتیاله» تبدیل کرد 6/، در منابع «فارسی ادب بی عهد اورنگ زیب» خطا و «فارسی ادب بعهد...» صواب است. جهت اطلاع می نویسم که نام کامل مؤلف مقاله نورالحسن انصاری است.

یهوپال: 9 و 11، ضبط «گوالیور» خطا و «گوالیار» درست است؛ در سراسر مقاله «بگم» ضبط شده است که صوابش «بیگم» است چنانچه در دانشنامه ذیل مدخل «بیگ و بیگم» نشان داده شده است.

بهیره: 13، اطلاعات آن کهنه است. بعضی اطلاعات که بااسلام و فارسی مناسبتی دارد، در مقاله ملحوظ نشده است. مثلاً عارف معروف سلسله قادریه شاه ابوالمعالی اصلش از آنجا بود چنانکه دارا شکوه در سکینه الاولیاء آورده است؛ شهید بهیروی سراینده فارسی در قرن 12 ه از آنجا بوده است. دو حوزه علمی در آنجا فعال است: یکی به نام دارالعلوم عزیزیه (تأسیس 1258 ه / 1862 م) و دیگری دارالعلوم محمدیه غوثیه (تأسیس 1344 ه / 1925 م)، خانواده بگویه از دیر باز در بهیره به اسلام خدماتی انجام می دهد، علاوه بر مدیریت دارالعلوم عزیزیه، مجلس حزب الانصار (تأسیس 1347 ه / 1929 م) و مجله شمس الاسلام به اردو (تأسیس 1347 ه / 1929 م) متعلق به این خانواده است. وقتی انگلیسها در 1272 / 1856 پادشاهی مسجد لاهور را به مسلمانان واگذاشتند، قاضی احمد الدین بگوی پیش نماز مسجد تعیین شد. پیر محمد کرم شاه بهیروی مؤلف تفسیر ضیاء القرآن و سیره ضیاء النبی به اردو از شخصیتهای مهم معاصر است.

بیجاپور: 113/1، در منابع ضبط «محمد غوری» خطا و محمد غوثی صواب است؛

113/2 در تیتر تصویر ضبط «گُل گنبد» خطا و «گول گنبد» (گول در اردو معنی گرد / مدور) صواب است.

بی خبر بلگرامی: 122/1، ضبط «بندربن داس» خطا و «بندرابن داس» صواب است، این خطا در حین ویرایش چندین مقاله راه یافته است. گفتنی است که «بندرابن» یک اسم هندی است و در آن اعلانِ بنوت نیست چنانکه ویراستاران گمان می کنند همین خطا در ص 785 و 787 نیز تکرار شده است.

بیخود: 122/1، ضبط «ستیل» سهو چاپی و «سیتل» (تقدیم یاء برتاء) درست است.

بیدل سندی: 122/1، «مزارش نزدیک ایستگاه سند پاکستان است» ترکیب «ایستگاه سند» مفهومی ندارد. سند نام استانی است و در پاکستان ایستگاه سند وجود ندارد.

بیرام خان: 141/1 ضبط «بیرم خان» صوابتر است.

141/2، ضبط «جلندهر» بدور از اصل و «جالندهر» مقرون به صواب است، دیوان ترکی و فارسی بیرم خان به کوشش حسام الدین راشدی و محمد صابر در یک مجلد در کراچی، 1971 م چاپ شده است.

142/1، «غلام علی شیرین» سهو چاپی و «غلام علی شیربن...» صحیح است.

پادشاهی مسجد: 364/2، جمله «تقلیدی از مسجد جمعه شاهجهان آباد دهلی است» اضافه ویراستار دانشنامه است و از آنِ من که نویسنده مقاله ام نیست. این عبارت بدین شکل درست تر است: تقلیدی از مسجد جامع در دهلی است».

پارسا، ابونصر: 387/1، ارجاع به «پارسائیه» انسب است.

پارسا، خواجه محمد: 388/1، «انیس الطالبین و عده السالکین منظومه ای است فارسی در شرح مقامات بهاءالدین نقشبند در چهار قسم و 2600 بیت» انتساب آن به پارسا خطاست، کتاب مذکور تألیف صلاح بن مبارک بخاری است در چهار قسم (چاپ توفیق ه سبحانی، به تصحیح و مقدمه دکتر خلیل ابراهیم صاری اوغلی، تهران، 1371 ش) قدما در معرفی کتب به جای تعداد سطور از کلمه «بیت» استفاده می کردند که امروز موجب اشتباه می شود و کتابهای منثور، منظوم تلقی می شود.

پاکستان: 445/2، «درّه اسماعیل خان» خطا و «دَیره / دیره اسماعیل خان» صواب است؛ «پنج گروه عمده قومی در پاکستان وجود دارد» این گروهها بیشتر «زبانی» است تا «قومی» دراین جا «قوم» از روی علم الانساب مصداق پیدا نمی کند؛

446/1، ضبط «سیرائیکی» به «سرائیکی» اصلاح شود؛

«زبانی که بین مردم مشترک باشد وجود ندارد» این پندار از روی ناآگاهی است. زبان اردو زبان مشترک مردم پاکستان است و در هر نقطه کشور زبان رابط و قابل فهم است و نه تنها در پاکستان بل که در سراسر شبه قاره هند و پاکستان و بنگلادش زبان اردو، زبان مشترک و وسیله ارتباط است؛

447/2، تیتر تصویر «عسگرخان» ناصواب و «اصغر خان» صواب است.

449/2 «چودری به عنوان رئیس جمهور و رئیس دولت در قدرت ماند» در این جمله واضح نیست که اشاره به کدام «چودری» دارد. شاید منظور مؤلف فضل الهی چودری است، اما او هیچ قدرت نداشت و یکی از ضعیف ترین رئیس جمهورهای دولت بوتو و رژیم ضیاء الحق بود که آخرش استعفا داد.

454/1، در تیتر تصویر ضبط «چوخندی» خطا و «چوکهندی» صواب است.

455/1، «مسجد محبت خان در پشاور» خطا و «مسجد مهابت خان...» صواب است؛ «باری امام» خطا و «بری امام» درست است؛

455/2، ضبط «کورتا» همان کرته / قرطه است.

456/1، «در پاکستان حدود 25 دانشگاه... وجود دارد» این آمار کهنه است. در پاکستان 43 دانشگاه وجود دارد. ضمنا ضبط سالهای تأسیس دانشگاه کراچی و دانشگاه کشاورزی فیصل آباد نیز اشتباه است، هر دو دانشگاه پس از استقلال پاکستان به وجود آمده است.

به طور کلی مدخل «پاکستان» از لحاظ محتویات و اطلاعات و دیدگاهها یکی از مقاله های ضعیف دانشنامه است. منابع فارسی آن دست سوم و از نوع گزارشات و مطبوعات روز

لینک کمکی