فایل رایگان پاورپوینت پيش طرحي درباب تحقيق در روان شناسي اسلامي

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن فایل رایگان پاورپوینت پيش طرحي درباب تحقيق در روان شناسي اسلامي :

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

مقدمه

دینی کردن روان شناسی و بازسازی آن بر اساس مفاهیم اسلامی از قریب چهار دهه قبل مورد توجه روان شناسان سلمان بوده و نقض و ابرام های فراوانی درباره آن صورت گرفته است

.

نظرات مطرح شده در طیف گسترده ای از افراط و تفریط ارائه شده; بعضی گفته اند: بی شک، روان شناسی اسلامی نیز دادیم و باید داشته باشیم واصولا اسلام خودش از ابتدا صاحب روان شناسی بوده است

.

در مقابل، بعضی گفته اند: نه تنها اسلام روان شناسی نداشته، بلکه اکنون نیز ندارد و اصولا تعبیر «روان شناسی اسلامی

»

متنافر الاجزاءاست; زیرا یکی علم است و دیگری دین، یکی دانش است و دیگری ارزش

.

این نوشتار در پی آن نیست که درباره مساله دانش و ارزش یا علم ودین از حیث نظری بحث کند، بلکه فقط می خواهد راهبردی عملی پیشنهادکند تا اولا، گامی هر چند کوتاه در جهت خدمتی فرهنگی به جامعه اسلامی باشد. ثانیا، دعوتی از استادان و محققان روان شناسی باشد که تعلق خاطری به فرهنگ اسلامی دارند تا تلاشی مضاعف برای استفاده هرچه بیش تر از داده های روان شناسی در جهت خدمت به جامعه اسلامی صورت گیرد

.

ثالثا، بیانی مختصر و عملیاتی باشد از آنچه اکنون از باب مسامحه،آن را «روان شناسی اسلامی » می نامیم و در پی تحصیل آن هستیم

.

این گونه ادعا نمی شود که کسانی بنشینند و به قصد پی افکندن یک علم معین، مسائلش را طرح و مبانی اش را وضع کنند و موضوع و تعریف و روش خاصی ابداع نمایند و طی چند سال علمی نو به وجود آورند، همان گونه که در گذشته نیز هیچ گاه در مورد هیچ علمی چنین نبوده است، بلکه اعتقاد بر این است که اگر به تدریج، سؤال ها و جواب ها، و مقالات وکتاب هایی درباره موضوع یا موضوعاتی طرح شوند، پس از مدتی محوریت می یابند و شکل علمی نوین به خود می گیرند

.

درباب روان شناسی و مفاهیم دینی شروع چنین حرکتی ملموس و طلیعه های آن نمایان است و همان گونه که تمام مکاتب روان شناسی مبادی خاصی دارند روان شناسی اسلامی نیز در بعضی از مبادی منحصر به فرد است

.

چنین تحقیقاتی دارای پیشینه ای قابل توجه است

.

در پایان این نوشتار، ضمن انجام کار منبع شناسی برای مطالعه درباب روان شناسی اسلامی، تلاش های پیشینیان نیز ذکر خواهد شد

.

اما از مواد خام و اصول موضوعه پیشین بعضی:مباحثی مثل بحث های هستی شناسانه، معرفت شناسانه، و انسان شناسانه سخنی به میان نیامده وآن ها به عنوان پیشینه به حساب نیامده اند، بلکه آنچه به ترکیب آن مبادی پرداخته و تحت عنوان «روان شناسی اسلامی » ارائه گردیده،پیشینه دانسته شده است و همین مقدار نیز فی نفسه قابل توجه است

.

اما هیچ کدام از مولفان در این تلاش نبوده اند که کاری وسیع و به صورت گروهی و در مقیاس نظام کامل روان شناسی اراده دهند

.

آیا به پاس زحمات ارزشمند آنان و روشن تر شدن روش ها و موضوعات ومکاتب مختلف روان شناسی و با توسعه تلاش های فردی به جمعی وپژوهشگاهی، اکنون وقت آن نرسیده است که به تدریج، زمزمه وجودیت نظام روان شناسی جامع و کامل را بر لب داشته باشیم؟ این پیش طرح،با تواضع کامل، فقط متکفل طرح این سؤال است. نه چیزی بیش تر

.

انواع ارتباط دین و روان شناسی

سه نوع ارتباط دین و روان شناسی متصور و قابل بررسی و تحقیق است که هر کدام به طور مختصر توضیح داده می شود

:

1-

روان شناسی و دین

در این زمینه، بحث در این است که روان شناسی در یک طرف و دین درطرف دیگر قرار دارد و این دو مجزای از یکدیگر تلقی می گردد ومشترکات و منترقات آن ها مورد بحث واقع می شود و تحقیق می گردد که درکجا با هم منطبق و در کجا با هم متفاوتند و هر کدام چه طور و چه مقدار در حل مشکلات انسان توانمند هستند

.

کتاب های روانکاوی و دین یونگ، قرآن و روان شناسی عثمان نجاتی، اسلام و روان شناسی محمود بستانی، و بخشی از دین و روان ویلیام جیمزبیش تر از این نوع مباحث سخن گفته اند

.

2-

روان شناسی دین

در این زمینه، دین به عنوان یک موضوع، مورد بررسی روان شناختی قرارمی گیرد که چرا و چگونه پدید آمده است، کدام حالت های روانی باعث ایجاد، تثبیت یا عدم تثبیت آن شده است؟ پدیده های درون دین و اجزای آن چگونه تحلیل روان شناختی خواهند شد؟ و ... بیش تر مباحث کتاب

Psychology of Religion

تالیف

David M . Walff

در این باره است

.

بعضی از مباحث آن عبارت است از:پایه های زیستی دین، دین درآزمایشگاه، نظریه های رفتاری و تطبیقی درباب دین، و دین و نظریه های روابط موضوعی

.

3-

روان شناسی دینی

در این زمینه، منظور این است که روان شناسی دربستر فرهنگ دینی تکوین و رشد یابد; از مبانی هستی شناختی و معرفت شناختی و انسان شناختی دینی (متاثر از داده های وحیانی)، سیراب شود; گرایش های فنی و تجربی اش را بر اساس نیازهای جوامع و فرهنگ دینی بنا کند; و درنتیجه، ضمن این که از روش های تجربی بهره کامل می برد، در هیچ موضوعی نیز با داده های وحیانی در تعارض و تزاحم نباشد

.

آنچه در این نوشتار مورد نظر می باشد همین بخش است و البته در این باب، اختلاف فراوان وجود دارد البته برای تنظیم و تدوین روان شناسی دینی از تمام مطالب دو بخش قبلی نیز استفاده کامل خواهد شد; یعنی

:

باید آن ها را به کار گرفته و قدمی نیز فراتر رفت

.

برای این که روان شناختی با فرهنگ اسلامی همخوان بوده و نیازهای جامعه را به روان شناسی پاسخگو و در ضمن از بدآموزی های احتمالی نیزمبرا باشد، باید به ریشه ها و مبادی آن باز گردیم

.

برای رسیدن به این هدف، لازم است تحقیقات و مباحثات بسیاری درباب این مبادی صورت گیرد و پس از روشن شدن آن ها، علم روان شناسی از نوبر اساس آن ها بنا گردد و شاخه ها و گرایش های گوناگون روان شناسی شکل گرفته، سپس از آن مجموعه در جهت تامین نیازهای کاربردی جامعه اسلامی استفاده شود

.

بنابراین، به تعبیر مختصر، می توان گفت:برای تنظیم و تدوین روان شناسی اسلامی، باید در سه حیطه تلاش نمود

:

1-

مبادی و فلسفه روان شناسی اسلامی

2-

روان شناسی علمی با مبادی فرهنگ اسلامی

3-

کاربردهای روان شناسی در فرهنگ و جوامع اسلامی

اگر به مرور زمان در این سه حیطه، موفق باشیم و همخوانی موردقبولی بین آن ها مشاهده کنیم، می توانیم بگوییم روان شناسی اسلامی شکل گرفته است. اکنون به ذکر مثال و توضیحی مختصر درباب هرکدام از این سه حیطه می پردازیم

:

مبادی و فلسفه روان شناسی اسلامی

لازم است به صورت کامل بحث شود که موضوع، هدف و روش روان شناسی چیست و چه باید باشد، با کدام ابزار و بر اساس کدام پیشرفت ها وارد کارروان شناسی شویم؟ آیا روان شناسی پیش نیازی از علوم دیگر ندارد؟ آیابررسی تاریخچه و مکاتب روان شناسی، باعث خرسندی کامل از مسیر طی شده می شود؟ آیا می توان مکاتب مختلف روان شناسی را گرد هم جمع کرد وصبغه واحدی به آن ها داد؟ آیا امکان تکوین مکتب جدیدی در روان شناسی وجود دارد؟ آیا روان شناسی موجود در رفع نیازهای روان شناختی بشر،موفق و کافی بوده است؟ آیا روان شناسی لاجرم باید تجربی باشد تا ازنوعی عینیت و علمیت برخوردار باشد؟ آیا می توانیم علوم انسانی عرفانی و فلسفی و تاریخی داشته باشیم؟ آیا روش شناسی علوم انسانی با ارزش ها قابل جمع است؟ آیا بین ارزش های دینی و غیر دینی از اغین حیث تفاوتی وجود دارد؟ آیا هویت دین با هویت علم قابل جمع است؟

آیا می توانیم علم دینی داشته باشیم؟ آیا اگر علمی دینی شد، تغییرهویت می دهد؟پاسخ این سوالات در خصو دین اسلام و علم روان شناسی چگونه است؟آیا روان شناسی اسلامی تصویر قابل قبولی دارد؟

هر یک از این سوالات می تواند در بطن خود، چندین سؤال مهم دیگر نیزداشته باشد. اگر گفته می شود باید در ابتدا به مبادی و فلسفه روان شناسی پرداخت، به این سوالات نظر داریم. برخی از این سوالات ممکن است به فلسفه علوم اجتماعی مربوط باشد، نه فلسفه روان شناسی

.

ولی در هر صورت، روان شناسی باید اتخاذ موضع نموده و برای آن هاپاسخی داشته باشد. البته بعضی از سوالات نیز مخصو روان شناسی است

.

یکی از سوالات کلی، که اختصا به روان شناسی ندارد، ولی روان شناس نیز باید در مقابل آن اتخاذ موضع نماید، در زمینه هویت علم دینی است. بعضی معتقدند

:

1-

علم در روایت ما بعد اثبات گرا، فی الجمله امکان اتزاج بامعرفت های غیر علمی از جمله معرفت دینی را دارد

.

2-

دین الهی ناطق به همه حقایق هستی نیست، چنان که به کلی نیز ازسخن گفتنی درباب آن ها صامت نیست. گزیده گوی است و هدایت آدمی به ساحت ربوبی را کانون خود قرار می دهد

...

3-

علم دینی معنایی موجه دارد که نه با هویت علم ناسازگار است و نه با هویت دین

.

در این معنا، دین همچون معرفتی مقدم بر علم، منبع الهام برای مفاهیم، فرضیه ها، مدل ها، و سبک تبیینی خواهد بود

.

4-

هنگامی که فرضیه هایی از این دست که رنگ تعلق آن ها به معرفت دینی، آشکار است، از بوته تجربه بگذرند علمی دینی خواهیم داشت

...