فایل رایگان پاورپوینت تنبيه در مديريت اسلامي

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن فایل رایگان پاورپوینت تنبيه در مديريت اسلامي :

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

مقدمه

پیش از شروع بحث درباره قدرت در منابع اسلامی، اشاره به چند نکته لازم است

:.

اول آن که اگر رهبری را به تاثیر و نفوذ در دیگران تعریف کنیم بنابراین، رهبر کسی است که بر دیگران نفود داشته و بر آنان تاثیرمی گذارد

.

اینکه رهبران برای نفوذ در دیگران از چه ابزاری استفاده می کنند؟

گفته می شود آنچه که امکان نفوذ در دیگران را برای یک رهبر فراهم می کند برخورداری وی از «قدرت » است

.

امروزه دو بحث رهبری و قدرت از مباحث مهم مدیریت و سازمان محسوب می گردد

.

برای قدرت انواع مختلفی از قبیل:تنبیه، پاداش، تخصص، منتسب(الگویی)، رابطه و... شمرده شده است

.

آنچه که در پی می آید بررسی کاربرد قدرت تنبیه در قرآن و مدیریت اسلامی است

.

دوم آن که گفته می شود قدرت یک توانایی بالقوه است یعنی: لازم نیست که در زمان وقوع کار، به صورت بالفعل وجود داشته باشد تا بتوانیم بگوییم «الف » بر «ب » قدرت و نفوذ دارد، بلکه وجود بالقوه آن کافی است

.

نکته دیگر این که در تاثیر قدرت، آنچه مهم است تصور قدرت است، نه خود قدرت; یعنی: اگر «الف » قدرتی داشته باشد اما «ب » نسبت به این مساله آگاه نباشد، این قدرت در رابطه بین «الف » و «ب »تاثیری نخواهد داشت

.

بنابراین، در یک رابطه، تصور قدرت از خود قدرت مهم تر است

.

باتوجه به این دو نکته، می توان نتیجه گرفت که اگر در منابع اسلامی،وعده عذاب جهنم یا بهشت و نعمت های آن مطرح شده برای ایجاد تصویرقدرت و بیان وجود بالقوه توانایی نسبت به تنبیه و پاداش است

.

این سخن در مورد دو قدرت دیگر مورد بحث یعنی: قدرت تخصص و قدرت منتسب نیز صادق است

.

بر همین اساس، آیاتی که در آن ها وعید نسبت به جهنم یا وعده نسبت به بهشت مطرح گردیده به این بحث مربوط است

.

همچنین این مساله قابل توجه است که اگر در قرآن و منابع اسلامی،سرگذشت امت های گذشته و نعمت هایی که به ایشان داده شده و یا بلاها ومصیبت هایی که دامنگیر آنان شده بیان گردیده تنها برای داستان سرایی و خبردادن از سرگذشت آنان نیست، بلکه به آن دلیل است که مخاطبان قرآن از سرگذشت آن ها عبرت بگیرند; یعنی: نقل این داستان ها وسرگذشت ها برای تقویت تصویر قدرت الهی و بیان وجود این توانایی نزدخداوند است. در خود قرآن نیز آیاتی جود دارد که صریحا دلالت می کندنقل این داستان ها برای عبرت وتذکر امت اسلامی و همه افرادی است که پس از زمان پیامبر اکرم(ص) می آیند

.

برای نمونه، به چند آیه اشاره می شود

.

«

و قوم نوح لما کذبوا الرسل اغرقناهم و جعلناهم للناس آیه واعتدنا للظالمین عذابا الیما و عادا و ثمود و اصحاب الرس و قرونابین ذلک کثیرا» (فرقان:37 38

); (1) «

فجعلنا هم سلفا و مثلاللاخرین » (زخرف:56

); (2) «

افلم یسیروا فی الارض فینظروا کیف کان عاقبه الذین من قبلهم دمر الله علیهم و للکافرین امثالها»(محمد

:

1); (3)

موارد متعدد دیگری وجود دارد که به روشنی دلالت می کنند نقل سرگذشت امت های گذشته صرفا برای اطلاع ما نیست، بلکه برای تاثیرگذاری در ماست که با عبرت گرفتن از عاقبت نافرجام آنان،عملکرد خود را تصحیح کنیم. علاوه بر این، تکرار مطالب قطعا با دادن اطلاعات سازگار نیست; زیرا اگر هدف، صرفا دادن اطلاعات بود همین که یک بار می فرمود خدا عذاب دارد، جهنم دارد، آتش دارد، ... کاراطلاع رسانی انجام شده بود. اما از این که ده ها بار این مطلب راتکرار می کند، معلوم می شود که هدف، صرف دادن اطلاعات نیست، بلکه ساختن تصویری قوی و پایدار از قدرت تنبیه است که مبتنی بر ترس ازتنبیه خداوند و آتش و عذاب می باشد. همچنین می بینیم مثلا، داستان قوم عاد، ثمود، لوط، نوح، فرعون و غیر آن ها چندین بار در قرآن آمده و تنبیه و عذابی که در اثر نافرمانی، شامل حال آنان گردیده نقل می شود

.

اگر هدف فقط دادن اطلاعات بود، یک بار که مثلا، داستان قوم نوح و غرق شدن و هلاکت آنان را بازگو می کرد کافی بود و تکرار نه تنها با اطلاع رسانی سازگار نیست، بلکه خلاف آن و خلاف مقتضای حکمت است; چون اخبار به خبری که قبلا آن داده شده کاری لغو و بیهوده است. بنابراین، باید علاوه بر دادن اطلاعات، نکته دیگری نیز در کارباشد تا تکرار را توجیه کند

.

البته تکرار، اختصاص به موارد عذاب و جهنم و نقل تنبیه امت های گذشته ندارد، بلکه در مورد پاداش نیکوکاران و کسانی که رفتارمطلوب داشته باشند نیز مساله به همین صورت است که بارها ذکر کرده است که نیکوکاران پاداش اعمال نیک و عملکرد مطلوب خود را به شکل های گوناگون دریافت خواهند کرد

.

اگر دادن اطلاعات هدف بود، یک بار که می فرمود بهشت و نعمت های بهشتی پاداش نیکوکاران است، این هدف تامین می شد، اما تکرار این مطلب روشن می کند که ساختن تصویری مؤثر از قدرت پاداش در نظر بوده است

.

درباره قدرت تخصص هم مثلا، این که خدا خالق آسمان ها و زمین است (وکسی که از این توانایی برخوردار باشد شایسته عبادت و پرستش است،نه بت هایی که توانایی انجام هیچ کاری را ندارند) آیات متعددی تکرار شده است

.

اگر فقط دادن اطلاعات موردنظر بود این همه تکرار لازم نبود

.

دلیل دیگر برای اثبات این مدعا آن که خود قرآن در وصف انبیای الهی

:

می فرماید: آن ها مبشر (بشارت دهنده) و منذر (بیم دهنده) هستند، نه این که فقط مخبر باشند

.

تبشیر و انذار، که به تعبیر قرآن کار انبیاست، دقیقا بر قدرت پاداش و تنبیه (دو ابزار پرنفوذ مدیریتی) منطبق می شوند

.

اگر کار پیامبران: تنها اخبار بود شاید جایی برای این توهم وجودمی داشت که رسالت این آیات، تنها دادن اطلاعات است

.

البته قراین و شواهد دیگری نیز می توان دراین زمینه ذکر کرد

.

در هر صورت، این که کسی بگوید این آیات فقط برای دادن اطلاعات است،قطعا سخن باطلی است

.

همچنین از سوی دیگر، به طور قطع، می توان ادعا کرد که دست کم یکی ازاهدافی که از طرح این آیات مد نظر بوده تصویرسازی قدرت و استفاده از قدرت به عنوان مجرایی برای نفوذ در افراد است

.

نکته دیگری که باید پیش از ورود به بحث «قدرت در منابع اسلامی »تذکر داد و توجه به آن لازم است این که برخی از گزاره هایی که ذکرخواهد شد مربوط به اصل هر یک از این قدرت های چهارگانه و برخی دیگرمربوط به نحوه استفاده از آن ها می باشد

.

گزاره های مربوط به قدرت تنبیه در قرآن

وگاهی نیز با عنوان

Punishment Power

تعبیر می شود که در فارسی باعبارات گوناگونی همچون «قدرت تنبیه »، «قدرت زور»، «قدرت قهریه » و «قدرت اجبار» ترجمه می شود

.

این قدرت بر ترس متکی است و واکنش شخص در برابر این قدرت، از ترس پیامدهای منفی حاصل از مطیع نبودن شخص است

.

قدرت قهریه به کاربرد و یا ترس از کاربرد تحریم های جسمانی مانندآزاررساندن، نقص عضو، کشتن، یا اداره کردن از طریق تحمیل نیازهای جسمانی و ایمنی اولیه متکی است

.

در سطح سازمانی، تا زمانی «الف » بر «ب » قدرت قهریه دارد که بتواند او را اخراج یا معلق کند و یا او را تنزل مقام دهد، با این فرض که «ب » برای کارش ارزش قایل است

.

(4)

به عبارت دیگر، قدرت اجبار زمانی پدید می آید که شخص ازتوانایی تنبیه و یا وارد آوردن لطمه جسمانی یا روانی به شخص دیگربرخوردار باشد

.

به عنوان مثال، بعضی از مدیران، کارکنان خود را در حضور دیگران سرزنش می کنند، کوشش های آنان را کوچک می شمارند و آن ها را تحقیرمی کنند. قدرت اجباری که مدیر می تواند بر آن ها اعمال کند با میزان کوشش آن ها برای پرهیز از این مجازات ها تناسب دارد

.

بدیهی است هر قدر مجازاتی که شخص می تواند در مورد دیگران اعمال کند شدیدتر باشد، قدرت اجبار او بیش تر خواهد بود

.

امروزه استفاده از تنبیه بدنی چندان متداول نیست

.

اما در عین حال، هنوز هم این نوع قدرت کم و بیش در محیطهایی مانندکارخانه ها، باراندازها، زندان ها، کشتی های باربری و تیم های ورزشی کاربرد دارد

.

به هرحال، ممکن است شناخت شکل های خاصی از قدرت قهریه نیازمند دقت نظر خاصی باشد

.

به عنوان مثال، ممکن است بخشی از یک سازمان به عنوان محلی برای استراحت کسانی که آینده ای در سازمان برای خود قایل نیستند شهرت پیدا کند

.

تهدید کارکنان برای انتقال به آن بخش یا جا به جایی ناخوشایندمی تواند نوعی استفاده از قدرت اجبار باشد

. (5)

پس از این مقدمه کوتاه، برخی از گزاره هایی طرح می شود که درباره کاربرد قدرت تنبیه و یا نحوه تنبیه کردن از قرآن استفاده می شود

:

1 «

قدرت تنبیه به عنوان یکی از مجاری نفوذ در افراد کاربرددارد

موارد فراوانی در قرآن وجود دارد که از تنبیه برای نفوذدر افراد استفاده شده است که همگی آن ها مستنداتی برای این گزاره محسوب می شوند. برای نمونه، به برخی از این موارد اشاره می شود

:.

الف «و لقد اهلکنا القرون من قبلکم لما ظلموا و جائتهم رسلهم بالبینات و ما کانوا لیومنوا کذلک نجزی القوم المجرمین

.

» (

یونس:13

); (6)

در این آیه، خداوند کسانی را که در مقابل دلایل روشن و آشکاری که از جانب پیامبر(ص) ارائه می شود تسلیم نمی گردند وایمان نمی آورند (ایمان آوردن، رفتار مطلوب است) تهدید می کند و به آنان گوشزد می کند که توسط مدیریت تنبیه خواهند شد و با این روش،سعی می کند آن ها را به انجام دادن رفتار مطلوب وادار کند

.

ب «والذین ینقضون عهدالله من بعد میثاقه و یقطعون ما امرالله به ان یوصل و یفسدون فی الارض اولئک لهم اللعنه و لهم سوء الدار»(رعد: 25

); (7)

در این آیه، از قدرت تنبیه استفاده شده و معنای آیه با دید مدیریتی آن است که افراد باید در مقابل تعهداتی که به سازمان دارند احساس مسوولیت کنند و آن را رعایت نمایند و رفتارخود را مطابق دستورات مدیریت و سازمان منظم سازند و کسانی را که رفتاری غیر از این داشته باشند تهدید می کند که دچار لعنت و عاقبتی بدفرجام خواهند شد

.

ج «من یشاقق الله و رسوله فان الله شدید العقاب » (انفال

:

13); (8)

در این آیه نیز برای آن که افراد را از مخالفت با خدا ورسول باز دارد، به تهدید متوسل می شود

.

از نظرگاه مدیریتی، مساله به این صورت است که برای دورکردن افراداز مخالفت با مدیریت و خارج شدن از حیطه رفتار مطلوب سازمانی و روی آوردن به اطاعت از قوانین و مقررات، از قدرت تنبیه استفاده می کند

.

د «لقد ارسلنا نوحا الی قومه فقال یا قوم اعبدوا الله ما لکم من اله غیره انی اخاف علیکم عذاب یوم عظیم » (اعراف:59

); (9)

حضرت نوح(ع) در حکم یک مدیر است که اهدافی را دنبال می کند و برای رسیدن به این اهداف، اقداماتی را انجام می دهد و روش هایی را به کارمی گیرد. در این جا، پس از آن که قومش را به عبادت و پرستش خدای واحدفرمان می دهد، برای آن که سخنش در آنان نفوذ و تاثیر داشته باشدآن ها را می ترساند تا بلکه در اثر ترس از عذاب الهی، دست از رفتارغلطشان بردارند و قدم در راه درست بنهند

.

البته این فقط روش حضرت نوح (ع) نیست، بلکه همه پیامبران علیهم السلام این روش را به کار می برده اند

.

ه «و الی مدین اخاهم شعیبا قال یا قوم اعبدوا الله ما لکم من اله غیره و لا تنقصوا المکیال والمیزان انی اریکم بخیر و انی اخاف علیکم عذاب یوم محیط » (هود: 84

); (10)

روش کار حضرت شعیب(ع) هم شبیه حضرت نوح(ع) است; به این صورت که پس از امر به پرستش خدای یگانه (بیان رفتار مطلوب مدیریت و سازمان) و نهی از کم فروشی،اهرمی را که برای گرفتن اطاعت آنان استفاده می کند تهدید و ترساندن آن ها از عذاب و تنبیه الهی است

.

و «کذبت عاد المرسلین اذ قال لهم اخوهم هود الا تتقون انی لکم رسول امین فاتقوالله و اطیعون » (شعراء:126123

); (11)

حضرت هود(ع) نیز برای دعوت قومش آن ها را از خدا می ترساند و می فرمود: ازخدا بترسید و مرا اطاعت کنید

.

کاملا روشن است که روش به کار رفته، اطاعت و پیروی بر اساس ترس ازخدا و عذاب و تنبیه اوست

.

ز در سوره اعراف، کاربرد این روش را به روشنی و در سطحی بسیارعمومی بیان می کند: «و ما ارسلنا فی قریه من نبی الا اخذنا اهلهابالباءساء و الضراء لعلهم یضرعون » (اعراف:94

); (12)

همان گونه که مشاهده می شود، اصولا این یک روش کلی است که برای همه اقوام وجمعیت ها استفاده شده; یعنی: برای این که دست از رفتار نامطلوب بردارند و با مدیریت و سازمان همراه شوند و عملکرد خود را تصحیح نمایند، یک روش کلی در مدیریت الهی این است که محرومیت هایی برای افراد ایجاد کند و آن ها را در رنج و محنت بیندازد

.

امیرالمؤمنین(ع) نیز بر استفاده از قدرت زور تاکید می ورزد; آنجاکه می فرماید: «و لعمری ما علی من قتال من خالف الحق و خابط الغی من ادهان ولا ایهان

» (13)

حضرت می فرماید: کسی که غیر از زبان زور وشمشیر، او را به راه نیاورد، بدون هیچ ملاحظه و سستی در مورد او،از قدرت قهریه استفاده خواهم کرد

.

معنای این سخن با دید مدیریتی این است که اگر لازم باشد برای ایجادرفتار مطلوب در بعضی کارکنان به زور و اجبار متوسل شوم، بدون شک،از این روش استفاده می کنم و به این وسیله، آنان را وادار به همراهی با مدیریت و سازمان و ارائه عملکرد مطلوب خواهم کرد

.

در جای دیگری می فرماید: «و لا قودن الظالم بخزامته حتی اورده منهل الحق و ان کان کارها

.

» (14)

در این جا هم می بینیم که حضرت به استفاده از روش زور و قدرت قهریه اشاره می کند، این سخن ایشان نسبت به سخن قبلی روشن تر است;چون نمی فرماید ستم کار را می کشم و نابود می کنم تا کسی بگوید: بدین ترتیب، دیگر کسی باقی نمی ماند که بخواهیم او را وادار به رفتارمطلوب نماییم، بلکه می فرماید:با استفاده از قدرت، کاری می کنم که او را به آبخور حق وارد کنم; یعنی: وادار به تسلیم در برابر حق وهمراهی با اهداف مدیریت و سازمان و انجام رفتار مطلوب نمایم

.

2 «

باید چنان تصویری از قدرت تنبیه در سازمان ایجاد گردد که افراد بدانند هیچ گونه تبعیضی در این زمینه وجود ندارد

دومین محوری که در زمینه استفاده از قدرت تنبیه، در آیات قرآن جلب توجه می نماید استنثاناپذیری در اجرا و استفاده از آن است

.

به عبارت دیگر، بین افراد هیچ تبعیضی وجود ندارد و هرکس در هر رده و مقامی که باشد، در صورت لزوم، در حیطه قوانین و مقررات مربوط به حوزه کاری خود، مشمول استفاده از این روش خواهد گردید. به مستنداتی درباره این گزاره توجه کنید

:

الف «و قلنا یا آدم اسکن انت و زوجک الجنه و کلا منها رغدا حیث شئتما ولا تقربا هذه الشجره فتکونا من الظالمین فازلهما الشیطان عنها فاخرجهما مما کانا فیه و قلنا اهبطوا بعضکم لبعض عدو و لکم

لینک کمکی