فایل رایگان پاورپوینت خطر انحراف دانشگاه و راهکارهاي عملي پيش گيري آن از ديدگاه امام خميني

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن فایل رایگان پاورپوینت خطر انحراف دانشگاه و راهکارهاي عملي پيش گيري آن از ديدگاه امام خميني :

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

مقدمه

قل انما انا اعظکم بواحده ان تقوموا لله مثنی و فرادی خدای تعالی در این کلام شریف، از سرمنزل تاریک طبیعت تامنتهای سر انسانیت را بیان کرده و بهترین موعظه هایی است که خدای عالم از میان تمام مواعظ انتخاب فرموده و این یک کلمه را پیشنهاد فرموده این کلمه تنها راه اصلاح جهان است

. (1)

به راستی انسانی تشنه و درمانده ای در کویر «خود» که خویش را کشان کشان به شریعه اقیانوس معرفت و آب حیات حقیقت رسانده است تابانوشیدن جرعه ای به زندگی حقیقی حق پویی، دست یافته و با کشیدن دلوی برای آنان که در آن سوی ساحل از سوز عطش می سوزند، به حیات سبزشان برساند; از عظمت اقیانوس چه می فهمد؟

!

انسان خاکی که «خود» را مالک هستی پنداشته و مجموعه آفرینش را در خدمت خویش می بیند، از ژرفای حقیقت و عظمت پدیده های هستی چه می فهمد؟

این جا است که بسان کودکی که تازه سخن می گوید با خودشیرینی تمام در بحث آزاد معرفت شناسی از فیلسوف ربانی و حقیقت شناس حقیقی، استاد علامه محمدتقی جعفری; چنین می پرسد: «فلسفه هستی چیست؟»و استاد با توجه به این که «گر چه او کودک است اما سؤال او یک واقعیت روشن و یک کنجکاوی فطری است که صفحات فکری تاریخ بشر را به خود اختصاص داده است »، سعی دارد بدون لفافه گویی و پرده پوشی واقعیت و حقیقت را آن چنان که خود دریافته ست به کودک مدرسه اش بازگوید و سر هستی را هویدا کند، با احساس عجیبی که از ژرفای وجود او می جوشد می گوید

:

«

فلسفه هستی این است که شخصیتی همانند علی بن ابی طالب(ع) به وجود بیاید

»;

پاسخ را به گونه ای بیان می کند که با همین جواب پرسش های منطقی بعدی هم پاسخ داده شود; لذا به جای پاسخ به مفهوم انسان کامل، او را به مصداق راه می نماید

.

انسان کامل، یعنی آینه تمام نمای جمال و جلال الهی که از هر زاویه و جهتی به آن نگری، حق را بنماید که فرمود: «لا فرق بینک و بینها الا انهم عبادک و خلقک فتقها و رتقها بیدک بدؤها منک و عودها الیک

» (2)

وه! که چه زیباست این پاسخ و چقدر ماهرانه بیان شده است، در حقیقت جرعه ای از آب حیات است که خضرهای حیرت زده در وادی ظلمات را به حیات جاوید ره می نماید

.

گر چه انسان کامل به قید اطلاق، حقیقتی واحد است که در چهارده آینه تکسیر یافته است و بس، اما انسان کامل، به قول مطلق، تجلی دیگری ازهمان حقیقت و آینه ای دیگر از جمال حق، بسان شاهراهی فراروی بشریت درهمه اعصار و امصار قرار دارد تا هرکسی در هر زمانی و هر جایی بخواهد از «خود» به خود آید و در معیت حق به سوی حق رهسپار شود از این راه، ره پوید، که هم راه است و هم رهنما

.

وجود حکیم سیاستمدار، عارف مجاهد، مجدد شریعت ناب محمدی، احیاگر روح پژمرده تشیع اثنی عشری، اقامه کننده ولایت غدیر در روز اکمال دین، حبل المتین وحدت ملل اسلامی، معنا دهنده واژه حریت و آزادی، ارائه دهنده جدیدترین و کامل ترین روش اداره جوامع بشری برای رسیدن و رساندن به سعادت و سیادت جاودانی، نام آور دوران معاصر، فقیه اهل بیت عصمت و طهارت، حضرت امام خمینی;، مصداق دیگری از فلسفه هستی و تجلی دیگری از حقیقت انسان کامل و تکسیری دیگر از آینه حق نما است

.

بر آشنایان و اندیشمندان محقق و کاوشگران اندیشه های ژرف این شخصیت الهی که خداوند او را به عالم اسماء حسنای خود بار داده است، روشن است که هر زاویه از زوایای شخصیتی و هر بعد از ابعاد وجودی او، نمایانگر حق است و یاد آور علی بن ابی طالب(ع)، و همان گمشده علامه شلتوت است که به دنبال نسخه مطابق با آن نسخه یگانه

(

علی بن ابی طالب(ع)) می گشت و می گفت: « علی نسخه یگانه ای است که مطابق آن نه در زمان های پیشین بوده است و نه در زمان معاصر یافت می شود

».

گرچه سال جاری به نام نامی او نام گذاری شده است ولی به حقیقت تمام سال های مکتب تشیع و اسلام راستین پس از تحویل آفتاب اسلام از برج زمهریر خودفراموشی حوت، به برج حمل اندیشه های تابناک حضرت امام;، که تولد دوباره اسلام ناب محمدی است، تا مکتب تشیع زنده است از آن خمینی و به نام خمینی است و بر تمامی نسل ها در همه عصرهاست که با کاوش و کنکاش، تحقیق و پژوهش در اندیشه و آثار او ایفای وظیفه نموده و زمینه های شکوفایی، رشد و پیشرفت مکتب، ملت، دیانت و بشریت به سوی اهداف عالیه انسانی و مدینه فاضله نبوی و تمدن حقیقی فرشته خویی را فراهم آورند تا آن که ره پوی حقیقت است به ره افسانه نبرندش

.

مقاله حاضر، کوششی است در زمینه «تبیین دیدگاه های امام; درباره خطر انحراف دانشگاه ها»، که با هدف بررسی علل انحراف دانشگاه ها و ارائه راهکارهای عملی برای پیش گیری و به سامان آوردن آن از دیدگاه امام;، به رشته تحریر آمده است

.

اما پیش از هر چیز شایسته است تا به تعاریف مفهومی موضوع تحقیق بپردازیم. در این خصوص، به تعریف دو مفهوم خطر و انحراف می پردازیم

:

خطر، در لغت به معنای «ضرر و آفت » آمده است و در علوم سیاسی و علم مدیریت، در روش های سازمانی به معنای

«

ریسک و عدم اطمینان

» (3)

نیز به کار می رود. البته بررسی این نکته که آیاامام; به عنوان رهبر، در اداره بزرگ ترین مرکز علمی آموزشی کشور (دانشگاه) به ویژه، در شرایط بحران، از این روش ها استفاده کرده است یا نه، تحقیقی دیگر می طلبد و از حوصله این مقاله خارج است

.

انحراف یعنی مایل شدن از معیارهاو مسیر اصلی - راه

(4)

راست - به سوی کژراهه. آنچه در خور توجه است این است که علل و عوامل انحراف غالبا مورد غفلت واقع شده و به گونه ای است که دانشگاه و یا هر نهاد دیگری خودبه خود به کژراهه گرفتار می شود که باید به بررسی آن پرداخت

.

عمده محورهای مطرح در این مقاله بدین شرح خواهد بود

:

جایگاه دانشگاه و محدوده تاثیر آن در جامعه و پی آمدهای انحراف از دیدگاه امام

;;

معیارهای اصولی مسیر حرکت دانشگاه و تبیین راه راست از دیدگاه امام

;

علل انحرافات از دیدگاه امام

;

کژراهه ها و انحرافات دانشگاه از دیدگاه امام

;

راهکارهای عملی برای پیش گیری و به سامان آوردن انحرافات از دیدگاه امام

.

الف: جایگاه دانشگاه در جامعه

از پژوهش در کلمات نورانی امام; چنین به دست می آید که رکن اساسی ترقی و تعالی یک فرهنگ، کشور و ملت، نسل های حاضر و آینده، و یا واپسگرایی و عقب ماندگی آن، دانشگاه است; زیرا فرهنگ یک جامعه وابسته به علوم و معارفی است که در آن جامعه دارای ارزش بوده و ترسیم کننده آداب و رسوم آن جامعه است که در دانشگاه تدریس می شود. مانند: «فلسفه و معرفت شناسی » که مایه ادراک صحیح و جهت دهنده ارزش های فکری و اعتقادی و دفاع از آن و خط دهنده اصلی فرهنگ و به منزله مغز یک فرهنگ است. تاریخ علم نیز مایه استفاده از تجربیات اقوام گذشته و عبور از فرهنگ ها و تمدن های پیشین به یک تمدن صحیح و دست یابی به سعادت است. «ادبیات »، عامل زنده نگه داشتن فرهنگ یک جامعه است. «مدیریت »، «سیاست » و «اقتصاد» نیز هر کدام ارائه دهنده روش های نوین کشور داری و اداره اجتماعات بشری هستند که به منزله ستون فقرات یک فرهنگ می باشند. «علوم تجربی، ریاضی، پزشکی و روان شناسی » مایه پیشرفت علوم، صنایع، رفاه و آسایش جامعه و حفظ تعادل جسمی و روانی نیروهای انسانی یک جامعه است و.... همه این علوم و فنون در دانشگاه به مرحله رشد و شکوفایی می رسد

.

از همین رو است که امام راحل; دانشگاه را مایه سعادت و یا شقاوت، ترقی و یا انحطاط و تعیین کننده سرنوشت مملکت دانسته و می فرماید

:

«

دانشگاه مرکز سعادت، در مقابل، شقاوت یک ملت است، از دانشگاه باید سرنوشت یک ملت تعیین شود... دانشگاه غیر اسلامی، دانشگاه بد یک ملت را به عقب می زند

»; (5) «

ترقی یک مملکت به دانشگاه است

»; (6) «

مقدرات هر کشوری به دست دانشگاه و آن هایی که از دانشگاه بیرون می آیند هست، بنابراین دانشگاه بهترین و بزرگ ترین مؤسسه مؤثر است در کشور و بزرگ ترین مسؤولیت ها را هم دانشگاه دارد

»; (7) «

از فرهنگ است که در وزارتخانه ها می رود از فرهنگ است که در مجلس می رود از فرهنگ است که کارمند درست می شود

»; (8) «

دانشگاه است که تربیت نسل آینده و حاضر را می کند

(9)

ب: محدوده تاثیر دانشگاه بر جامعه

ناگفته پیدا است که محدوده تاثیر دانشگاه در مسیر سعادت و راه راست یا در مسیر شقاوت و انحراف همه «قلمرو فرهنگ، ملت، کشور و جامعه است ». بنابراین، درمی یابیم که اگر دانشگاه از مسیر اصلی خود منحرف شود به تبع آن فرهنگ، ملت و کشور به انحراف کشیده خواهد شد. لذا، حضرت امام در سراسر صحیفه شریفه نور در بیشتر از 300 مورد، درباره دانشگاه تذکر داده و کرارا آن را از خطر انحراف، برحذر داشته اند و علل انحراف آن را بررسی کرده و راهکارهای عملی برای پیش گیری و به سامان آوردن آن را ارائه فرموده اند که در جای خود خواهد آمد

.

ج: ضررها و پی آمدهای انحراف دانشگاه

آنچه از حضرت امام نقل شد وکلمات دیگر ایشان به خوبی گویای آن است که انحراف دانشگاه موجب انحراف و عقب ماندگی و بدبختی یک ملت و اسارت و بردگی آنان در مقابل استعمارگران و موجب ازبین رفتن سرمایه های انسانی به ویژه، جوانان و عدم شکوفایی استعدادها، وابستگی روحی به شرق و غرب و اشاعه فساد، تباهی و منکرات می شود و سرانجام، موجب از بین رفتن نسل های حاضر و آینده، دین، مذهب و ارزش ها است. در این زمینه حضرت امام

;

می فرمایند

:

«

با انحراف دانشگاه، کشور منحرف می شود»; «اگر این دو قشر - حوزه و دانشگاه - انحراف پیدا کند مطمئن باشید که کشور و احکام اسلام به انحراف کشیده می شود

»; (10) «

استاد دانشگاهی که مهذب نبوده اند برای کشور تحفه فساد می آورده اند

»; (11) «

ادیان و مکاتب انحرافی محصول تحصیل کرده های بی تهذیب است

»; (12) «

از یک فرهنگ فاسد استعماری جز کارمند و کارفرمای استعمار زده حاصل نمی شود

»; (13) «

دانشگاه ها که باید سرمایه انسانی برای ما درست کند اینها به وضع عقب افتاده ای نگاه داشتند

» (14) «

لازم است از اختلافات داخلی که به نظر می رسد اکثرش با دست سازمان های خیانتکار ایجاد می شود تا باخیال راحت به زندگانی کثیف خود ادامه دهند جدا احتراز کنید

»; (15) «

سلاطین عقیده شان این طور بود که ملت ها عبد ما هستند

»; (16) «

این کاخ های مجلل آسمان خراش و آن کامجویی های رویایی سلاطین جور و حکومت های باطل که بادسترنج ملت ها فراهم شده است مردم را به سوی حزب های منحرف می کشاند

»; (17) «

بزرگ ترین وابستگی ملت ها به مستکبرین وابستگی فکری و درونی است که سرچشمه سایر وابستگی هاست

». (18)

معیارهای اصولی مسیر حرکت دانشگاه از دیدگاه امام

;

از تحقیق در کلمات امام; چنین به دست می آید که زیر بنای نهضت امام و انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی «دین » است که خود دارای سه رکن اساسی است: احکام اسلام، روحانیت و ملت. در نظر ایشان، راه رسیدن صحیح احکام اسلام به وسیله روحانیت به ملت و پیاده شدن آن در جامعه به منظور سعادت دینی و دنیوی آنان میسر نیست مگر با تهذیب نفس که مایه وحدت کلمه است و این دو در کلمات امام به عنوان بزرگ ترین و مهم ترین عامل رسیدن به مقصد و زمینه اجرای احکام اسلام، و رمز پیروزی نهضت و تداوم آن شمرده شده است. به این ترتیب معیار های اصولی از نظر امام پنج اصل زیر است که تخلف از هر یک انحراف محسوب می شود

:

احکام اسلام; روحانیت; ملت; تهذیب نفس و اتحاد و وحدت کلمه

.

مراد از احکام اسلام در کلمات امام، همان قوانین توحیدی الهی برگرفته از قرآن و سخن، سیره و عمل امامان معصوم

:

است و امام از آن به «اسلام ناب محمدی » تعبیر می کند. اسلام ناب در کلام امام; دارای اصول ارزشی ذیل است

:

اصل ارزشی مطلق اسلام: «اسلام و قدرت ایمان بود که این ملت را نجات داد

»; (19) «

سرلوحه هدفتان اسلام واحکام عدالت پرور آن باشد

»; (20) «

تنها مرجع استناد مااز حکومت اسلامی)، زمان پیغمبر و زمان امام امیرالمؤمنین علیه السلام است

(21)

اصل ارزشی مطلق توحید: «اسلام می خواهد علوم مهار شود به علوم الهی و برگشت به توحید بکند، مرکز ثقل توحید است

»; (22) «

مقصد انبیا انتشار توحید بود

»; (23) «

ما این همه فداکاری کردیم جوان های ما این همه در مبارزات وارد شدند و زحمت کشیدند و رنج کشیدند و خون دادند برای این بود که اسلام را می خواستند; در

(24)

صدد این هستند که نگذارند اسلام تحقق پیدا کند، سنگربندی های دانشگاه برای چه بود؟ کی ها بودند این ها؟... دانشگاه تبدیل شده بود به غرب ساختگی و غربزده ساختگی همان ها بودند که... می خواستند بشکنند این اسلام را

». (25)

و مراد از روحانیت، همان «روحانیان آگاه و کارشناسان دین » و روشنگران و مبلغان و مجریان مهذب احکام اسلامی در جامعه اند، در مقابل حوزویان فریب خورده و متحجر که مبلغان اسلام آمریکایی اند

.

اصل ارزشی مطلق روحانیت در کلام امام;: «روحانیت قدرت بزرگی است که با از دست دادن آن خدای نخواسته پایه های اسلام فرو می ریزد و قدرت جبار دشمن بی معارض می شود

»; (26) «

دانشگاهی ها بیدارباشند! تز اسلام منهای وحانیت یعنی لااسلام

»; (27) «

اگرروحانیت نباشد اسلام را هیچکس نمی تواند نگه دارد

»; (28) «

ما بیزار هستیم از اسلام منهای روحانیت،اسلام منهای روحانیت خیانت است. اول می گویند: اسلام را می خواهیم، روحانیت را نمی خواهیم. [اگر

]

روحانیت استثنا شود، اسلام در کار نیست، اسلام با کوشش روحانیت رسیده است. بیدار باشید توطئه بزرگ در کار است

». (29)

ملت هم همان مخاطبان قوانین الهی اند; هدف دین، سعادت و سیادت آنان در دنیا و آخرت و رسیدن به مقام «انسان کامل » می باشد. این مقام، همان مقام معنوی انسانیت و عبودیت و توحید الهی است که منشااخلاق وعمل توحیدی درتمام شؤون زندگی است

.

اصالت ملت در کلام امام;: «نهضتی که در ایران شد به واسطه دو نکته اصلی بود: 1- نهضت از متن ملت بود 2- عقاید

«

ما می گوییم:دانشگاه در خدمت ملت و رفع احتیاجات ملت باشد نه در خدمت اجانب

»; (31) «

اگر ملت در مقابل غرب ایستاد،دانشگاه در مقابل غرب بایستد، اگر ملت در مقابل کمونیست ایستاد، دانشگاه در مقابل کمونیست بایستد

; (32) «

ملت ما نجیب است، ملت ما اسلامی است... ملت ما ملتی است که ادب اسلامی دارد

»; (33) «

منطق ما، منطق ملت ما، منطق مؤمنین، منطق قرآن است

»; (34) «

دشمنان اسلام و غارتگران کشور با توطئه هاو نیرنگ می خواهند در این سنگر عظیم که امید ملت و مرکز سرنوشت یک کشور است (دانشگاه) رخنه نموده و با اعمال خود شمارا از راه حق و راه محرومین و مستضعفین، منحرف و با اخلالگری، در مراکز علم، شما را از هدف باز دارند

». (35)

اصل ارزشی مطلق «تهذیب نفس » در کلام امام;: «در اسلام به پرورش بیش تر سفارش شده است از آموزش; تربیب اخلاقی و تهذیب نفس

»; (36) «

بین علم و تهذیب نفس، تهذیب مقدم است

»; (37) «

تزکیه مقدم بر همه چیز است

»; (38) «

تمام بدبختی هادر دنیا، جنگ ها... در اثر عدم تربیت معنوی است

»; (39) «

دانشگاه ها که باید سرمایه انسانی برای ما درست کند، این ها به وضع عقب افتاده ای نگاه داشتند و دستور داشتند که نگذارند آن جا یک انسان کامل و خدمتگذاری بار بیاید

»; (40) «

اسلام ومقصد همه انبیا این است که آدم ها را تربیت کنند

»; (41)

تمام علوم و تمام عبادات و تمام معارف الهیه و تمام احکام عبادی و همه این چیزهایی که هست، همه این ها برای این معناست که انسان ناقص را انسان کامل کند

». (42)

اصل ارزشی مطلق اتحاد و وحدت کلمه در نزد امام رحمه الله: امام; پس از تهذیب نفس، به هیچ چیزی به اندازه وحدت کلمه و اتحادسفارش نفرموده است. تاکیدات فراوان امام و هشدارهای حکیمانه او از دامن نزدن به اختلاف، حکایت از این می کند که وحدت کلمه و اتحاد و توحید در نظر او، اصلی از اصول نهضت و انقلاب اسلامی بوده است. چه این که بارها و بارها تاکید فرموده اند

:

«

پیغمبر اسلام می خواست در تمام دنیا وحدت کلمه ایجاد کند، می خواست تمام ممالک دنیا را در تحت یک کلمه توحید

[

قرار دهد]، در تحت کلمه توحید تمام ربع مسکون را قرار دهد

»; (43) «

اکنون که می بینم شما فرزندان عزیز شاهراه اساس را یافته و بر پایه وحدت اسلامی به هم پیوسته اید و نور تابناک قرآن بر...قلب های شما پرتو افکنده است به خود نوید می دهم

...»; (44) «

من باکمال تواضع دست خود را به سوی ملت نجیب ایران دراز می کنم، از روحانیون عظیم الشان تا... از جوانان محترم حوزه علمیه تا دانشجویان داخل و خارج کشور... و از همه صمیمانه و باعرض تشکر خواستارم که پیوستگی و وحدت کلمه خود را حفظ و از مناقشات تفرقه انداز احتراز نمایند

»; (45) «

لازم است تا جوانان دانشگاه های قدیم و جدید به هم پیوسته و با سایر طبقات ملت پیوند اخوت اسلامی برقرار کنند; «و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لاتفرقوا». این است دستور محکم نجات بخش قرآن کریم که باید نصب العین خود قرار دهیم

». (46)

چنانچه اصول فوق را مورد دقت بیش تری قرار دهیم، در همه این موارد فلسفه آفرینش و فلسفه برانگیختن پیامبران و فروفرستادن کتاب های آسمانی و فلسفه معاد - اعتقاد و عمل و اخلاق توحیدی که از شؤون اصلی یک موحد است - به خوبی جلوه گر است. آنچه ما را به شگفتی وا می دارد و سنت الهی تدوین قرآن و سیره امام امیرالمؤمنین(ع) را تداعی می کند، این است که هر چند کتاب شریف صحیفه به منظور تالیف و تصنیف نگارش نیافته، اما واقعیت هایی از تاریخ بشری و سخنان زمامدار یک نهضت دینی است که در برهه ای از زمان، به منظور رهبری و اداره جامعه در مسیر تداوم نهضت و انقلاب، به تدریج شکل گرفته و نتایج پرثمری داشته است. امام; خود، انسان کاملی که به مقام عبودیت ست یافته بود، هیچ گاه چیزی را به مردم نگفتند مگر آن که خود عمل کرده بودند; چنین کسانی می توانند این چنین نهضت و جنبشی را ایجاد و رهبری کنند که عقول بشر از تحلیل آن عاجز است

.

چه زیباست که امت های اسلامی با تحقیق در تمام ابعاد شخصیتی امام راحل، با برگرفتن مشعل های هدایت از آثار و کلمات او به سوی شاه راه سعادت، معنویت، انسانیت، حریت و آزادی حقیقی گام بردارند

.

علل انحرافات دانشگاه از دیدگاه امام

;

آنچه در بررسی علل انحرافات از کلمات امام به دست می آید این است که ریشه اصلی انحراف، استکبار است; استکبار خارجی و استکبار درونی، دشمن سرسخت اسلام، روحانیت و ملت و از بین برنده دو ارزش «وحدت کلمه » و «تهذیب نفس

»

است. استکبار درونی و هوای نفس، همان اسارت شیطان (دشمن نامرئی) است. کسانی که در آثار امام تحقیق کرده اند می دانند که امام به تزکیه نفس و تهذیب اخلاق اهمیت به سزایی قایل است. اگر ما اساس و شالوده نهضت و حکومت امام را اخلاق انسانی و تزکیه نفس بدانیم، سخنی به گزاف نگفته ایم; زیرا تزکیه و اخلاق و تهذیبی که امام خود دارا بود و دیگران را سفارش به آن می کرد، از والاترین منشا اعتقادی که همان توحید است سرچشمه می گیرد. کتاب آسمانی نیز برای همین نازل شده که شخص موحد و مهذبی را تربیت کند. کلمات امام در این قسمت بی شمار است و ما تنها به نمونه ای تیمن می جوییم

:

«

نفس انسان سرکش است [اگر] یک آن از آن غافل بشویم ( نعوذ بالله ) انسان را به کفر می کشد. اگر غافل بشود انسان، شیطان را ضی نیست به فکر ما، او کفر ما را می خواهد، او می خواهد همه را منتهی کند به کفر، منتها از معاصی کوچک می گیرد و کم کم وارد می کند در بزرگ تر و کم کم در بزرگ تر و کم کم بالاتر، تا برسد به آن جا که خدای نخواسته انسان را منحرف کند اصلا از اسلام

». (47)

استکبار خارجی (استعمارگران، چپاول گران و جهان خواران ستمگر) مایه بدبختی و عقب ماندگی و وابستگی تمام ملل اسلامی و ملت های دیگر و محو آثار اسلام، از طریق اشاعه فساد و فحشا، رواج مواد مخدر و مسکرات و فتنه انگیزی و شعله ور ساختن جنگ ها است آن ها از طریق فرهنگ بی بندوباری خود، قصد از بین بردن دین و مذهب و ایمان ملت ها را دارند. کسانی هم که خود را در مقابل این بلای خانمان سوز حفظ کرده اند، به وسیله جنگ های ویران گر که نتیجه آن، وابستگی نظامی، اقتصادی و فرهنگی و محو فرهنگ ملت ها و ازخودبیگانگی و خودفراموشی و بردگی آن ها در مقابل استکبار جهانی است مورد تهاجم قرار می گیرند. امام با بصیرت و دور اندیشی که در غیر انبیا و اولیا; دیده نشده است، امت های اسلامی و ملل آزاده جهان را از این دشمن سرسخت و پیامدهای آن بر حذر داشته و با برملا ساختن و نقشه های شوم آنان، راهکارهای عملی را گوشزد فرموده است

:

«

دشمن اصلی آن ها اسلام است و خصیصه اصلی آن ها این است که از اسلام می ترسند

»; (48) «

ابتلای ما اساسش اجانب است

. ..

این خیلی تاریخ قدیمی دارد و موانع را هم موفق شدند از سر راه بردارند که یکی از آن ها اسلام است، دامن زدند در این سال های متمادی که این سد را بشکنند

»; (49) «

لا اقل از بیست سال پیش نقشه کشیدند...اسلام نباشد

»; (50) «

آمریکا نقشه اش را دارد و انگلستان هم از سابق داشته است و الآن هم همه دولت ها و ابرقدرت هایی که می خواهند ایران را بچاپند و شرق را بچاپند، از اسلام می ترسند و از مظاهر اسلامی می ترسند

». (51)

اولین گام های استکبار در زمینه نابودی اسلام

الف: وارونه معرفی کردن اسلام

«

مبلغین آن ها تبلیغ کردند بر ضد اسلام، اسلام را گفتند مثل همه ادیان آن طور که هست یک مخدری است، اصل دیانت را مخدر دانستند

»; (52) «

بعضی از این جوانان...راجع به تبلیغ اول که ادیان افیون توده هاست باورشان آمد

»; (53) «

اعظم مصیبت ها این است که نگذاشتند بفهمند مردم اسلام یعنی چه؟ اسلام حالا هم به حال ابهام دارد زندگی می کند، الان هم مبهم است

»; (54) «

استعمار مجال معرفی اسلام واقعی را به ما نمی دهد، دست استعمار در ممالک اسلامی یکی از فعالیت ها را که می کند این است که اسلام را به یک طریقت عقب افتاده کهنه شده معرفی کنند، سران قوم می گویند کهنه پرستی است، ارتجاع است، اسلام را معرفی این طور می کنند

». (55)

ب: بدبین کردن مردم نسبت به روحانیت

«

دنبال این افتادند که قشر روحانی را در بین مردم منحط کنند گفتند: "روحانیون مردم کهنه پرستی هستند، فناتیک هستند، این ها درباری هستند، این ها برای سلاطین کار می کنند" این هم یک تبلیغ وسیعی بود

»; (56)

مرحوم...گفت

: "...

می خواستم سوار اتومبیل بشوم، شوفر گفت ما دو طایفه را سوار نمی کنیم، یکی آخوندها را ویکی فاحشه ها را". وضع آخوند این جور شده بود آن روز، یعنی این جور کرده بودند جدا کردند این را از ملت

». (57)

ج: نفوذ در حوزه های علمیه

خصیصه روحانی نماهای متحجر و بی درد درباری و مروجین اسلام آمریکایی در کلام امام، سکوت در مقابل ظلم و استبداد و مظاهر فحشا و از بین رفتن ارزش ها و شعائر اسلامی و گاهی تایید استکبار جهانی و عوامل مزدور در مقابل اسلام ناب محمدی(ص) بیان شده است

.

«

تحجرگرایان و مقدس نمایان احمق در حوزه های علمیه کم نیست... این ها مروج اسلام آمریکایی اند و دشمن رسول الله

...

استکبار وقتی از نابودی مطلق روحانیت و حوزه ها مایوس شد دو راه را برای ضربه زدن انتخاب نمود: یک راه ارعاب و زور و دیگری راه خدعه و نفوذ... وقتی شعار جدایی دین از سیاست جا افتاد و فقاهت در منطق ناآگاهان، غرق شدن در احکام فردی و عبادی شد، قهرا فقیه هم مجاز نبود که از این دایره و حصار بیرون رود و در سیاست و حکومت دخالت نماید. حماقت روحانی در معاشرت بامردم فضیلت شد

.»; (58) «

و این ظلم فاحشی است که کسی بگوید دست روحانیت اصیل طرفدار اسلام ناب محمدی(ص) با سرمایه داران در یک کاسه است، روحانیت متعهد، به خون سرمایه داران زالوصفت تشنه است

»; (59) «

امروز نیز همچون گذشته شکارچیان استعمار در سراسر جهان از بصره و پاکستان و افعانستان و لبنان و عراق و حجاز و ایران و اراضی اشغالی به سراغ شیردلان روحانیت مخالف شرق و غرب و متکی به اصول اسلام ناب محمدی(ص) رفته اند

». (60)

د: نفوذ در دانشگاه و ایجاد وابستگی روحی

«

کوشش کرده اند غربی ها که ما را از خودمان بی خود کنند، ما را میان تهی کنند، به ما این طور بفهمانند و فهماندند که خودتان هیچ نیستید و هرچه هست غرب است

»; (61) «

آنچه می توان گفت ام الامراض است، رواج روز افزون فرهنگ اجنبی استعماری است که در سال های بسی طولانی جوانان مارا با افکار مسموم پرورش داده و عمال داخلی استعمار بر آن دامن زده اند و از یک فرهنگ فاسد استعماری جز کارمند و کارفرمای استعمارزده حاصل نمی شود

»; (62) «

بزرگترین وابستگی ملت هابه مستکبرین وابستگی فکری و درونی است که سرچشمه سایر وابستگی هاست

»; (63) «

ما از حصر اقتصادی نمی ترسیم ولی از وابستگی می ترسیم

». (64)

گام های بعدی استکبار، کوشش در جهت محو اسلام با القاء شبهات در قلمرو، دین، روحانیت و حکومت می باشد. در این زمینه می توان به شبهه جدایی دین از سیاست که منشا پیدایش تفکرات انحرافی انواع سکولاریزم است اشاره کرد. امام بارها و بارها فرموده اند

:

«...

نقشه استعمار است; از سال های قبل نقشه کشیده اند و متاسفانه به خورد ماهم دادند تا خیلی از ماها باور کردیم و پذیرفتیم که اسلام را با سیاست چه کار؟

»; (65) «

آن کسی که می گوید دین از سیاست جداست تکذیب خدا را کرده است، تکذیب رسول خدا را کرده است، تکذیب ائمه هدی را کرده است

»; (66) «

اسلام این نیست، والله اسلام تمامش سیاست است، اسلام را بد معرفی کرده اند، سیاست مدن از اسلام سرچشمه می گیرد

»; (67) «

تفکر جدایی دین از سیاست از لایه های تفکر اهل جمود به طلاب جوان سرایت نکند

». (68)

شبهات دشمنان و پاسخ امام

به راستی چرا استکبار هنوز هم علی رغم وجود مشعل های فروزان هدایت و روشنی حقیقت، ره افسانه می زند و با ایجاد شبهات، کمر به نابودی اسلام بسته است؟ در این جا به پاره ای از این شبهات و پاسخ آن از دیدگاه امام اشاره می کنیم

:

1:

شبهه سکولاریزم لائیک

الف: شبهه عدم جهان شمولی دین اسلام و انحصار به زمان و مکان خاص. امام در این باره چنین پاسخ داده است

:

«

اشخاص بی اطلاع از اسلام خیال می کنند که اسلام... [برای] هزار و چهارصد سال پیش از این بوده... این حدی که گفته می شود... بشر... نمی داند الا زمان خودش را یا زمان سابقی [را] که تاریخ... خواند... صحیح است، اما وقتی که اسلام و خداست نمی دانسته که بعدها چه خواهد شد این که برنامه اش را همچو درست کند برای همه اعصار باشد، برنامه برای همه اعصار هست شما اطلاع ندارید، این حرف ها برای این است که مردم را از اسلام جدا کنید

»

،

(69)

«

اسلام همه این معانی را دارد و جامع تمام جهات مادی و معنوی و غیبی و ظاهری هست; برای این که انسان دارای همه مراتب است و قرآن کتاب انسان ساز است، انسان چون بالقوه همه مراتب را دارد، کتاب خدا آمده است که انسان ر ا انسان کند و همان طوری که جامعه اش ر ا اصلاح بکند خودش هم کامل کند تا برسد به مرتبه عالی

»; (70) «

انسان را که خلاصه عالم است، عصاره عالم است، انبیا برای این آمدند که همه این ها را الهی کنند

». (71)

ب: شبهه عدم شمول دین اسلام و انحصار در اخلاقیات فردی و عدم کارایی آن در امور اجتماعی همانند سیاست، مدیریت، اقتصاد و... . پاسخ امام; چنین است

:

«

احکام سیاسی اسلام بیش تر از احکام عبادی آن هست و کتاب هایی که اسلام در سیاست دارد بیش تر از کتاب هایی است که در عبادت دارد

»; (72) «

اسلام و حکومت های الهی این جور نیستند، این ها در هر جا و هر کس و هر جا هست و در هر حالی که هست آن ها را بر

لینک کمکی