فایل رایگان پاورپوینت مطالعات اجتماعي دين

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن فایل رایگان پاورپوینت مطالعات اجتماعي دين :

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

مروری بر پیشینه تاریخی

مطالعه پدیده های دینی، و از جمله نظام های جادویی و اسطوره ای، خصلت عام و مهم صورت های نخستین علوم اجتماعی معاصر است. در واقع، تامل درباره دین یک موضوع پایدار را در جامعه شناسی و انسان شناسی نشان می دهد

;

موضوعی که توسط نویسندگانی چون امیل دورکهایم، ماکس وبر، هربرت اسپنسر، و جورج زیمل، از قرن نوزدهم به دوره کلاسیک جامعه شناسی دین منتقل شد. همزمان با رشد استعمار اروپا در قرن نوزدهم، یک دل مشغولی پایدار نسبت به قبایل به اصطلاح ابتدایی، نژادهای پایین، فرهنگ های ابتدایی، و بالاخره فکر ابتدایی، گسترش یافت. شواهد فزاینده ای که از گزارش های کارگزاران استعماری، مسیونرها، و انسان شناسان آماتور به دست آمد، موجب تامل درباره ماهیت متضاد تمدن های پیشرفته و اجتماعات ابتدایی - که به نظر می رسید باورهای جادویی توضیحات خوبی برای تفکر ابتدایی بنیادین این جوامع مستعمره هستند - گردید. تا جایی که ادیان ابتدایی بینشی را نسبت به سرچشمه های تاریخی اجتماعات انسانی نیز فراهم می کند، دین به رابطه میان کودکی و بزرگ سالی تشبیه می شود. علاوه بر این، آداب و رسوم عجیب مردم ابتدایی مستعمرات دور دست یک تجربه زنده از غرابت و بیگانگی را برای مشاهده گران اروپایی فراهم ساخت. این پژوهش های مقایسه ای قرن نوزدهمی بنیان خاورشناسی مدرن و نگرش های نژادپرستانه پایدار سبت به ابتدایی بودن را بنا نهادند. این مطالعات بر اساس یک فرض نیرومند خاورشناسانه درباره یگانگی و برتری غرب در مقیاس تکاملی جوامع بشری، استوار بود. با وجود این، صرف نظر از مواجهه با فرهنگ های ابتدایی، یک جامعه شناسی رسیده تر و استادانه تر نظام های اعتقادی، پدید آمد

.

هر چند علاقه به دین ابتدایی آشکارا در علم اجتماعی نوظهور مربوط به تمدن های مقایسه ای ریشه داشت، ولی موضوع صریح مطالعات دین ابتدایی در واقع عبارت بود از ابهام و عدم قطعیت فزاینده نقش اعتقاد و عمل مسیحی در محیط اجتماعی ای که خود آن به طور فزاینده سکولار بود، محیطی که بحث فکری در آن بیش تر تحت نفوذ مفروضات علم طبیعی بود تا الهیات و فلسفه. در حالی که نخستین نوشته های جامعه شناسی و انسان شناسی عقاید و اعمال فرهنگ های ابتدایی را مورد بحث و بررسی قرار می دادند، نقش و ماهیت مسیحیت را، همین گونه ولی با صراحت بیش تر، در یک محیط اجتماعی مورد بحث قرار می دادند که اقتدار اجتماعی و اخلاقی آن از کشیشان و دین شناسان به دانشمندان طبیعی واگذار می شد. انسان شناسی و جامعه شناسی مسائل نسبی گرایانه را درباره ارزش واقعی دین ابتدایی مطرح کردند، و در نتیجه، مسائل نسبی گرایانه ای را به ناچار درباره عقلانیت و اعتبار اسطوره ها و اعمال مسیحی نیز طرح کردند. تنش های دین و علم در غرب در رمان معروف خانم هامفری وارد

(Humphry Ward)

، تحت عنوان «رابرت السمیر

»

(Elsmere Robert)

(1888)

خیلی زیبا توضیح داده شده است. این کتاب نشان می دهد که باورهای دینی السمیر به خاطر این که در معرض حملات نسبی گرایانه انسان شناسی قرار می گیرد، ضعیف و سست شده و سرانجام از عقیده توحیدی به هواخواهی انسان گرایانه و شکاکانه از فلسفه تی. اچ. گرین

(T. H. Green)

می پردازد

.

لازم است که ظهور انسان شناسی و جامعه شناسی دین را در برابر شیوه مسلط تفکر علم طبیعی در نیمه دوم قرن نوزدهم - یعنی شیوه نظریه پردازی علمی که توسط سلطه پارادایم تکاملی شکل گرفت - مورد ملاحظه قرار دهیم

.

داروینیزم اجتماعی، و تاکید آن بر کشمکش و نزاع به عنوان محرک های انطباق تکاملی، یک نظریه اجتماعی کلی را درباره توسعه تاریخی و تمایز اجتماعی ارائه داد. کارل مارکس اقتصاد سیاسی و داروینیزم اجتماعی را به هم آمیخت تا نظریه نیرومندی را درباره تاریخ و صورت های اجتماعی تدوین نماید; نظریه ای که مراحل شیوه تولید را در یک سلسله تکاملی - که از کمونیزم ابتدایی شروع شده و از فئودالیزم، سرمایه داری می گذرد، و سرانجام به سوسیالیزم می انجامد

-

به هم پیوند می دهد. در حالی که دیدگاه تاریخی مارکس محصول ترکیب داروینیزم اجتماعی و اقتصاد اخلاقی بود، تحلیل دینی او بر نقد ایده آلیزم هگل و لذت پرستی لودویگ فوئرباخ مبتنی بود; او بسیاری از عناصر مهم نقد آلمانی کتاب مقدس و الهیات سکولار نسل خود را اقتباس کرده بود. به نظر مارکس، عقاید دینی ارتباط نزدیکی با اوضاع اقتصادی شیوه های خاص تولید دارند. بنابراین، کاتولیسیسم رومی با ساخت های سیاسی و اقتصادی فئودالیزم متناسب بود، در حالی که عقاید فردگرایانه مسیحیت پروتستان سازگاری زیادی با فردگرایی اقتصادی اقتصادهای رقابتی سرمایه داری دارد. مارکس، که دارای دیدگاهی تکاملی راجع به عقاید دینی است، هم صدا با فریدریک انگلس، چنین فرض می کرد که دین در برابر وزش تند استدلال علمی و ماتریالیسم نابود خواهد شد. نقد دنیوی مارکس از اعتقاد سنتی مسیحی توسط عقل گرایان ویکتوریایی همراهی شد. الاسدایر مک انتایر

Intutyre) (Alasdair Mc

، فیلسوف معاصر، در مقاله ای درباره «سرنوشت خداباوری » (مک انتایر و ریکوئر

[Ricoeur]

،

1969)

به طور قانع کننده ای استدلال کرد که در دهه های پایانی قرن نوزدهم الحاد دیگر نمی توانست انتخاب قابل ملاحظه ای برای روشنفکران باشد

;

چون که خود خداباوری دیگر نمی توانست به طور جدی مورد پذیرش واقع گردد

.

نظریه های قرن نوزدهمی صنعتی شدن اقتصاد، نظریه های دنیوی شدن نیز بودند; زیرا دانشمندان علوم اجتماعی فرض می گرفتند که رشد سرمایه داری صنعتی و انتقال از اجتماعات روستایی به شهرها کنترل اجتماعی و اخلاقی کلیسا و لامذهبی

(

secularity)

تقسیم می شود. به نظر نویسندگانی چون کلاود سن سیمون، نظام کلامی فئودالی به تدریج توسط یک نظم جدید اجتماعی، که بر طبقات صنعتی و علم اثباتی استوار است، جایگزین خواهد شد. در نظام صنعتی - علمی، حکومت به مدیریت امور تبدیل خواهد شد. او ظهور دین جدیدی را پیش بینی کرد که بر انسان گرایی و علم استوار است

.

بنابر فلسفه اثباتی اگوست کنت، جامعه قرون وسطایی، که سلطه کلیسایی کاتولیک و نظامی گری از ویژگی های آن بود، به سرعت توسط یک نظام اجتماعی جدید، که در آن دانشمندان و صنعت کاران بر نقش های اجتماعی سلطه دارند، جایگزین گردید. در آثار جامعه شناختی هربرت اسپنسر، جدایی ارتش از جامعه صنعتی یک ایده عادی در میان لیبرال های مخالف شده بود. فروپاشی نظام نظامی - کلامی سابق یک بحران فراگیر را در سازمان اجتماعی و آگاهی فردی، و لااقل برای محافظه کاری، به وجود آورد

.

هر چند جامعه شناسی و انسان شناسی دین آشکارا به نظریه های متضاد و گوناگونی تقسیم می شدند، ولی مجموعه ای از مفاهیم کلی درباره ماهیت دین و علم وجود داشت که در اواخر قرن نوزدهم زیربنای تحلیل دین را فراهم می ساخت

.

فرض نخست این بود که عقلانیت یک اصل نوظهور جامعه صنعتی است و این اصل عملا توسط شیوه های علم تجربی تعریف می شود. حقیقت درنهایت تو

لینک کمکی