فایل رایگان پاورپوینت نقش شريعت در زندگي مسلمين (1)

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن فایل رایگان پاورپوینت نقش شريعت در زندگي مسلمين (1) :

دارای دکترای فلسفه غرب، محقق و نویسنده

چکیده:

نویسنده درصدد بیان و اثبات جامعیت قلمرو شریعت اسلام و جاری بودن آن در همه ابعاد حیات بشری است. پس از بیان گونه های مختلف واکنش متفکران مسلمان به چالش های پس از دوران استعمار درباره شریعت، از دو دسته عمده نام می برد: از اصلاح گرانی چون محمد عبده، که با گرایش به نوعی اصلاح، قلمرو جامع و وسیعی برای شریعت قائل شده اند و از مخالفان آن ها، که قلمرو شریعت را محدود به امور و مسائل عبادی کرده اند. سپس، میان قلمرو و محتوای شریعت تمایز قائل شده و از قائلین به پروتستانتیزم اسلامی به عنوان کسانی که از جمله قائلین به محدودیت شریعت اند نام برده و به نقد و بررسی ادله آن ها پرداخته و این سودای قلبی عده ای را، باطل و پوچ دانسته است. با اشاره به پروتستانتیزم مسیحی و زمینه های تاریخی و اعتقادی آن، منکر هرگونه وجه مشترکی میان این دو می شود. آن گاه به تفصیل وارد ادله کسانی می شود که قائل به قلمرو محدود برای شریعت شده اند و به نقد و بررسی آن ها می پردازد. در پایان نیز، بر جامعیت شریعت اسلام و نیز ضرورت پرداختن به رشته های گوناگون و جدید غربی از وجه نظر اسلامی تاکید کرده و به علوم قدیم اسلامی و ارتباط تلاش ها و تحقیقات علمای قدیم با تحقیقات و تلاش های متفکران معاصر اسلامی اشاره می کند.

مقدمه

شریعت کارکردهای گوناگونی دارد که در طول قرون مختلف این کارکردها تفاوت پیدا کرده است. گاه حتی در شرایط زمانی خاصی، شریعت نقش های مختلفی را در جوامع گوناگون اسلامی ایفا کرده است. شریعت در قرون وسطی و تا عصر مدرنیسم نه تنها متکفل بیان درستی و نادرستی مناسک عبادی بوده است، بلکه به عنوان آیین نامه کیفری، قانون تجاری و نوعی قانون بین المللی در میان کشورهای اسلامی به ایفای نقش پرداخته است. البته غالبا حاکمیت قوانین مدنی اسلام با قوانین دیگری همچون قوانین محاکم خلفا، امرا و سلاطین، به تحدی برخاسته است. علاوه بر «قضات » که بر مدار شریعت به قضاوت و رتق و فتق امور می پرداختند، خلفا وکلایی نیز داشتند که با شریعت سر و کار داشتند و از طریق همین شریعت بود که بسیاری از مجازات ها اعمال شده و مالیات ها وصول می شد. (2) با این همه، در نظر مردم، شریعت در همه این موارد بر سایر قوانین تقدم و اولویت داشت، و چنان چه والی، قانونی را تحمیل می کرد یا فرمانی را صادر می کرد، که آشکارا در مخالفت با شریعت بود، با مخالفت علما و حامیان آن ها مواجه می شد. یکی دیگر از موارد اشتراک قلمرو را می توان میان عرف و شریعت یافت. شریعت در غالب موارد صریحا «عرف » را امضاء می کند و لذا یکی از مسائل مورد بحث در میان فقها، این است که آیا باید زندگی متجدد و مدرن منطبق شود. برخی ارجاعاتی را که به عرف شده است، مختص به همان عرف زمان پیامبرصلی الله علیه وآله دانست یا به طور عام، هرگونه عرف و رسومی را که در جامعه رایج است دربرمی گیرد؟

واکنش متفکران اسلامی به چالش های استعماری درباب شریعت

با افول حکومت خلفا و تجاوز قدرت های استعماری به سرزمین های اسلامی و متعاقب آن ظهور حکومت های ملی اسلامی، (muslims nation states) شریعت روز به روز محدودتر شد. واکنشی که مسلمانان اصیل نسبت به این امر نشان دادند به چند صورت بود: برخی، چون محمد عبده، متکلم مصری (متوفای 1905 م) که از آنان با عنوان تجددگراها ( modernists) یاد می شد، اذعان کردند که باید روش تفسیر و برداشت از شریعت را مورد تجدید نظر قرار داد تا با اقتضائات زندگی متجدد و مدرن منطبق شود. برخی دیگر بر آن بودند که شریعت را با همان برداشت سنتی اما در بستر حکومت های ملی جدید پیاده کنند. اما هم سنتی ها و هم اصلاح طلبان در این امر اتفاق نظر داشتند که نباید قوانین استعماری و غیردینی جایگزین شریعت اسلام گردد. اعتقاد راسخ به این که شریعت اسلام - خواه در قالب جدید یا در همان ظاهر سنتی اش - می تواند و باید در جوامع جدید اسلامی پیاده شود، تنها ویژگی وحدت بخش جنبش اسلامی ای بود که پس از دوران استعمار به پا شد و از حمایت رهبران دینی همچون «سیدجمال الدین اسدآبادی » (متوفای 1896 م) ، «مولانا مودودی » (متوفای 1979 م) و «حسن البنا» و «سید قطب » برخوردار بود. از آن زمان به بعد، دعوت به پیاده کردن شریعت، برانگیزاننده و محرک جنبش احیاگرانه ای (vevivalist movement) گشت که رسانه های غرب از آن به نحوی تحقیرآمیز به «جنبش بنیادگرا» (fundamentalist) تعبیر می کردند. (3)

در مقابل احیاگران، کسانی هستند که می گویند شریعت به غیر از حیطه اعمال عبادی، امری از رونق افتاده و منسوخ است که کارآیی آن به سر رسیده است و سد راه «پیشرفت و توسعه » می باشد. این همان نگرشی است که در ترکیه و در زمان حکومت «کمال آتاتورک » (1983 - 1923) پیاده شد و البته از حمایت برخی مدعیان دفاع از اسلام نیز برخوردار گشت. مخالفان مسلمان احیاگری بر ابعاد شخصی و معنوی اسلام تاکید کرده و معتقد بودند که تنها وظیفه درست شریعت در جامعه متجدد بیان (نحوه به جا آوردن) اعمال عبادی است. به اعتقادآن ها قانون بین المللی را باید در سازمان ملل وضع کرد; قوانین تجاری بایدتابع اقتضائات اقتصادبین المللی باشد;آیین نامه های جزایی باید منعکس کننده سلایق اخلاقی روشنگر گروه هایی چون سازمان بین المللی امنستی، (دچذرخژچذزحژذخ ش ژژحذذآ)تنظیم کنندگان اعلامیه های حقوق بشر، و یا حتی «انجمن آزادی های مدنی امریکا» (American Civil Liveraties union) باشد. سایر حیطه های قانون بیش تر مورد اختلاف است. مثلا قوانین مربوط به خانواده (نظیر قانون طلاق، ازدواج و . . . ) یکی از شاخه هایی است که استعمارگران بی میل نبودند که آن را به فقه واگذارند و برخی از مخالفان مسلمان احیاگری نیز، مانعی نمی دیدند که شریعت همچون گذشته بر قانون خانواده نیز حاکم باشد.

تمایز میان قلمرو و محتوای شریعت

صرف نظر از این که نسبت به مسائل فوق، چه موضعی داشته باشیم، نمی توان منکر شد که این مسائل بحث انگیزترین مسائل جوامع اسلامی معاصر می باشد. از این بحث می توان کارکرد جدیدی را برای شریعت به دست آورد. زیرا شاید امروز بیش از هر زمان دیگری، تلقی ما از خویشتن به عنوان یک مسلمان و این که مراد از مسلمان بودن چیست، کاملا با فهم و تلقی ما از شریعت در هم تنیده شده است. در اسلام این شریعت است که جایگاه انسان و مسؤولیت های وی را نسبت به خدا و سایر انسان ها، مشخص می سازد، نه کلام به ما هو کلام. در این خصوص دو مساله اساسی مورد بحث است که یکی مربوط به قلمرو و دیگری مربوط به محتوای شریعت اسلام است. مساله قلمرو، در ارتباط با حوزه هایی است که شریعت بر آن ها حاکمیت دارد. آیا باید شریعت را به ابعاد شخصی اعمال عبادی تنزل داد یا این که باید آن را قانونی رسمی دانست که بر روابط بازرگانی و بین المللی نظام و تشکیلات قضایی جنایی هم حاکم است؟ پرسشی که درباره محتوای شریعت مطرح است این است که در واقع چه چیزهایی مورد توصیه شریعت است. آیا باید شریعتی را که فقهای قدیم ارائه کرده اند به پیروی از فرامین خداوند نزدیک تر دانست یا تفسیری را که مصلحان معاصر از شریعت ارائه می دهند؟

غالبا مساله قلمرو با مساله محتوای شریعت خلط می شود. زیرا گاه تفسیری که اصلاح گرایان از محتوای شریعت ارائه می دهند، تفاوت چندانی با قانون سکولار (غیردینی) مورد قبول این عصر، ندارد. آن ها در عین این که اذعان می کنند که نیاز به اجرای شریعت هست، قرائتشان از شریعت به قوانین مدنی اروپا نزدیک تر است، تا آنچه که فقها از شریعت ارائه می دهند. با داشتن چنین درکی از شریعت، تفاوت میان اجرای شریعت دست کاری شده و جایگزین کردن آن با قوانین مدنی، صرفا نظری خواهد بود. و البته واضح است که نباید همه طرح هایی را که برای اصلاح فقه ارائه می شود، به عنوان تلاش هایی که صرفا با ظاهر و جامه ای مبدل و به قصد جایگزین ساختن قوانین اروپایی به جای شریعت صورت می گیرد، رد کرد. بر فقه سنتی انتقاداتی وارد است که حتی از سوی علمایی هم که به روش سنتی تحصیل کردند، مطرح می شود. مثلاشهید محمدباقر صدررحمه الله در اصول فقه دست به ابداعاتی زده است که در میان فقهای معاصر شیعه کاملا تاثیرگذار است، اما به هیچ وجه با سلایق اروپایی سازگاری ندارد. امام خمینی رحمه الله نیز در فقه اصلاحاتی را ایجاد کرده است که مشهورترین آن ها در خصوص حکومت اسلامی است.

طبقه بندی رایج متفکران اسلامی به «اصول گرا» ، «تجددگرا» و گاه به «سنت گرا» مایه اشتباه است. یکی از مفیدترین رهیافت ها در طبقه بندی متفکران، این است که ببینیم اولا موضع آن متفکر درباب قلمرو شریعت چیست و ثانیا در همان قلمروی که شریعت را در آن به رسمیت شناخته است، از چه نوع اصلاحی و تا چه حدی، جانبداری می کند. مثلا زمانی در ایران تشکیلاتی به نام «انجمن حجتیه » بود که با شدت وحدت از به جاآوردن مناسک سنتی عبادی حمایت و جانبداری می کردند ولی از دخالت در امور سیاسی تا زمان ظهور امام زمان (عج) پرهیز می کردند. این گروه، در عصر حاضر، که عصر غیبت کبرای امام حاضر علیه السلام می باشد، قلمرو بسیار محدودی برای شریعت قائل هستند، اما در چارچوب و منظری که آن ها به قلمرو شریعت دارند، اعمال و مناسک عبادی هیچ گونه نیازی به اصلاح ندارد. . برخی از روشنفکران مسلمان معاصر نیز شبیه همین موضع را اتخاد کرده اند و در سیاست از مدل غربی آزاداندیشی ( liberalism) ولی در مناسک عبادی ازهمان رویه واعمال سنتی جانبداری می کنند. کسانی که خواسته اند در بستر اسلام نیز حرکت و جنبشی نظیر «شورش و انقلاب پروتستانتی » (Protestant Rovolt) ببینند، به ترویج و تقویت چنین جنبش های سیاسی، به عنوان راه گشای «اسلام پروتستانی » و قابل مقایسه با سکولاریسم که بر سراسر غرب حاکم است، پرداخته اند. در طیف دیگر، کسانی چون دکتر شریعتی قرار دارند که از قلمروی وسیع برای اسلام جانبداری می کنند، اما تفسیری که آن ها از اسلام ارائه می دهند بسیار متفاوت از برداشت و تفسیر علمایی است که در حوزه های علمیه تحصیل کرده اند. شریعتی قلمرو جامعی را برای شریعت قائل است، اما آن را بر طبق همان ایدئولوژی اصلاح بقا می نهد که وی به خاطر آن معروف شد. چنانچه، بر فرض، چنین اصلاح ایدئولوژیکی ای به وقوع می پیوست، عواقب نگران کننده ای در پی داشت، زیرا شریعتی نه نسبت به رهیافت ها و برداشت های سنتی از فقه، دل خوشی داشت و نه نسبت به صورت بندی ها و رهیافت هایی که در کتبی چون «مفاتیح الجنان » دیده می شود. با مراجعه به دیدگاه های «مودودی » می بینیم وی نیز قلمرو جامعی برای شریعت قائل بود، هر چند آن را به نحوی تفسیر می کرد که با اقتضائات و ضرورت های حکومت های ملی مدرن سازگار شده و حتی الامکان سرمشق آن، مدینه پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله باشد.

رد پروتستانتیزم اسلامی

قائلین به پروتستانتیزم اسلامی یکی از عمده ترین گروه ها و افرادی هستند که بر محدود بودن قلمرو شریعت اسلام تاکید می کنند. این گروه با مقایسه اسلام و مسیحیت قائل به پروتستانتیزم اسلامی و محدود بودن قلمرو شریعت شده اند. اما پوچی پروتستانتیزم اسلامی وقتی روشن تر می شود که ماهیت «نهضت اصلاح دینی پروتستانتی » (Protestant Reformation) در مسیحیت و تفاوت های موجود میان مسیحیت و اسلام را در نظر آوریم. اعتراض پروتستان های مسیحی بر این امر بود که کلیسا مدعی بود تنها وسیله به سوی خدا کلیسا است، چرا که فقط کشیشان کلیسا می توانند «آیین های مذهبی مخصوص مسیحیان » (Sacrements) را به جا آورند، آیین هایی که به عقیده مسیحیان موجب جلب وکسب لطف خداوند (grace) می شوند. پروتستان ها بر عکس کلیسا گفتند روح القدس که غالبا در حالات وجدآور متجلی می شود می تواند هر کسی را سرشار و لبریز از لطف خدا کند. آن ها همچنین بر ارتباط مستقیم و بی واسطه فرد با خداوند حتی به وسیله متون مقدسی که به زبان بومی ترجمه شده اند، تاکید می کردند. «لوتر» در مخالفت با تاکید کلیسای کاتولیک بر «آیین های مذهبی مخصوص مسیحیان » اعلام کرد که تنها با ایمان است که می توان به نجات دست یافت. اما در اسلام وضعیت کاملا متفاوت است. علمای اسلام کشیش نیستند; حجیت و اعتبار آن ها ناشی از اذن داشتن آن ها در به جا آوردن آیین های مذهبی نیست بلکه ناشی از علم و معرفتی است که نسبت به شریعت دارند. در اسلام لطف و رحمت خدا; صرفا از شرکت در آیین ها و شعائر مذهبی به دست نمی آید، بلکه با تسلیم کامل به خدا در ایمان و عمل - که در قرآن مکررا توامان آمده اند - به دست می آید:

به نام خداوند بخشنده مهربان، سوگند به عصر، که یقینا انسان ها در زیان اند، جز آنان که ایمان آورده و اعمال صالح انجام دهند و یکدیگر را به حق سفارش کنند و یکدیگر رابه صبر توصیه کنند. (سوره عصر)

بنابراین، عواملی که موجب اعتراض مسیحیان و ظهور پروتستانتیزم مسیحی شد و در عصر نهضت اصلاح دینی در مسیحیت وجود داشت، در اسلام وجود ندارد. در واقع پروتستان های مسیحی با این استدلال که می توان لطف و رحمت خدا را که از ره آورد آیین های مذهبی به دست می آید، با ارتباط بی واسطه و مستقیم با خداوند و بدون هیچ گونه نیازی به واسطه شدن کشیشان به دست آورد، حجیت و اعتبار کلیسا را زیر سؤال بردند. اما در اسلام به جا آوردن شعائر دینی، هیچ گونه نیازی به کشیش ندارد. در اسلام مسلمانان، نمازهای پنجگانه، روزه ماه مبارک رمضان، حج، زکات، و شهادتین را بدون نیاز به روحانی خاصی به جا می آورند. وظیفه علما در این امور بیان و مشخص کردن احکام شریعت، یعنی تبیین نحوه به جا آوردن نمازها، حج و غیره می باشد. بنابراین، کسانی که سودای پروتستانتیزم اسلامی را در سر می پرورانند، نمی توانند به همان دلایلی متوسل شوند که در شورش پروتستانی غرب مطرح بود. آن ها نمی توانند بگویند که برای ارتباط بی واسطه و مستقیم با خداوند یا برای به جا آوردن آیین های مذهبی، نیازی به علما نیست. زیرا اسلام بیش تر به احکام عملی، اعم از فردی و اجتماعی توجه دارد، تا به شعائر و مراسم عبادی، گذشته از آن چنان که پیش تر گفتیم در اسلام، به جا آوردن شعائر و مراسم عبادی هیچ گونه نیازی به علما ندارد.

پروتستان های مسیحی به، «واسطه بودن کشیش ها» در درک لطف و رحمت خدا اعتراض کردند. از نظر آن ها می توان لطف و رحمت خدا و حالات وجدآور را بدون واسطه و صرفا با ایجاد این امکان که جان و روح آدمی لبریز و سرشار از روح القدس شود، به دست آورد. نظیر این امر در اسلام وجود ندارد تا قائلین به پروتستانتیزم اسلامی بدان تمسک نمایند. در واقع، در اسلام کاملا بر عکس است; یعنی از نظر اسلام مواجهه با خدا و درک رحمت لایزال او هیچ گونه نیازی به «واسطه » ندارد. اما بعدها صوفیان مسلمان برای اتحاد با خدا و محبوب خود، سلسله مراتب و آداب خاصی را وضع کردند و با گرایش شدید به مرشد و تاکید بر نیاز به آن در سیر و سلوک، نوعی واسطه را پذیرفتند، و چنان که می بینیم این امر و حادثه کاملا برعکس اتفاقی است که در مسیحیت رخ داد، و از همین روست که ارنست گلنراز از این شیوه صوفیان مسلمان، با تعبیر «نهضت اصلاح قهقرایی » (reformationin revers) یاد می کند. (4) البته می توان بدین لحاظ، نوعی پروتستانتیزم اسلامی را در مقابل «تصوف » یافت وشایدبتوان اعتراضاتی را که محمد اقبال بر «پیر پرستی » (Pirworship) در شبه قاره هند دارد، بر اعتراضات پروتستان ها بر «پاپ پرستی » (پاپیزم) (Papism) مقایسه کرد، اما این امر هیچ گونه ربطی به دین داری معمول و عادی اسلامی و محوریت آن بر شریعت ندارد.

پروتستانتیزم مسیحی و اسلامی صرفا در این نکته نظیر هم اند که هر دو به قصد گسترده دانستن و وسیع کردن قلمرو امور سکولار و غیردینی، قلمرو و امور مقدس را محدود می کنند. از این رو، می توان پرسید که چرا این امر در پروتستانتیزم مسیحی رخ داد و آیا وقوع نظیر آن در محیط و بستر اسلامی نیز مطلوب خواهد بود. ظهور سکولاریزم پس از نهضت اصلاح دینی پروتستانی دو دلیل عمده دارد که یکی نظری و دیگری عملی است. دلیل نظری همان تاکید بر ایمان به عنوان امری مقابل عمل است که پیش تر بدان اشارت رفت. به همان نحو که دین مسیحی روز به روز شخصی تر و فردی تر می شد، امور عام و غیرشخصی از حیطه دین خارج شده و غیردینی می شد. اما در اسلام چنین شکافی بین امور فردی و جمعی رخ نداده است، زیرا تاکید بر ایمان هرگز به عنوان امری مقابل عمل نیست، بلکه ایمان تلاش مضاعفی محسوب می شودکه فردبا داشتن آن با انجام اعمالی که افزون بر وظیفه اولیه او و از ناحیه خود شریعت تعیین شده است، فراتر از اقتضائات و خواسته های شریعت می رود. خلاصه آن که، به هیچ وجه نمی توان با بزرگ و مهم جلوه دادن ایمان، اهمیت شریعت را نادیده گرفت. دلیل عملی پیدایش سکولاریزم افزایش رو به افزون فرقه های گوناگون پروتستان بود. از یک سو، قدرت کلیسای کاتولیک رو به کاهش می نهاد. و از سوی دیگر، هیچ فرقه پروتستانی واحدی وجود نداشت که جایگزین کاتولیک شود. هر چند در سطح محلی و نه به صورت شایع و فراگیر، برخی فرقه ها، نظیر فرقه کالوینی (calvin) در بخش اعظم سوئد و فرقه انگلیکن (Anglican) در انگلیس، قدرت سیا

لینک کمکی