فایل رایگان پاورپوینت جايگاه شورا در انديشه سياسي اسلام

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن فایل رایگان پاورپوینت جايگاه شورا در انديشه سياسي اسلام :

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

دولت اسلامی و مساله شوراها

نهضت های بزرگ اسلامی در جهان معاصر، هدف اصلی خود را ایجاد «دولت اسلامی » قرار داده اند و برای تحقق بخشیدن به آن، از ابزارها و راه های گوناگون کمک می گیرند. در این باره، فرقی بین نهضت «اخوان المسلمین » مصر و نهضت اسلامی پاکستان و تشکیلات نهضت اسلامی عراق نیست

.

اگرچه اصطلاح «دولت اسلامی » یک اصطلاح اصیل نیست - بدین معنا که درمنابع اصیل دینی، مثل قرآن و سنت پیامبرصلی الله علیه وآله به کار نرفته - ولی اکنون به عنوان یک اصطلاح اساسی در ادبیات نظام سیاسی اسلام مطرح شده; زیرامفاهیم اصلی آن در قرآن آمده و سیره پیامبرصلی الله علیه وآله نیز آن را ترسیم نموده است

.

کلمه «دولت » یا «دولت اسلامی » راهیچ یک از قرآن، پیامبرصلی الله علیه وآله و اصحاب به کار نبرده اند و استعمال لفظ «دولت » پس ازبه قدرت رسیدن سلسله عباسی شایع شده است، همان گونه که استاد سامی البذری نیز ذکر کرده است

; (1)

به دلیل این که کتاب های بسیاری برای ثبت تاریخ سلسله عباسی و حکومت آن ها نوشته شد که کلمه «دولت عباسی » یا «دولت » - به تنهایی - را به کار می بردند; مثلا، کتاب الدوله نوشته هیثم بن عدی (206 ه)،کتاب الدوله نوشته ابن مدائنی (235 ه)،کتاب الدوله اثر ابن فطاح (252 ه) و کتاب الدوله اثر صولی (235 ه

).

در آغاز قرن چهارم هجری، مورخان اسلامی کلمه «دولت » را هم معنای پادشاهی و حکومت به کار می بردند

.

طبری (310 ه) و ابن اثیر (630 ه) کلمه «السلطان » را به همین معنا استعمال می کردند و ابن خلدون اصطلاح جدیدی[برای «دولت »] به کار برد; به معنای حاکم و سلطان و خلیفه; یعنی: بالاترین مقام دردولت و حکومت

.

ولی قرآن کریم مفهوم «اقامه دولت اسلامی » را در قالب عبارات واصطلاحات دیگری به کار برده است;مانند

«

اقامه حدود» یا «اقامه تورات وانجیل » - درباره اهل کتاب - در قرآن،عبارت «ان اقیموا الدین » (شوری: 13

) (2)

آمده است که یعنی: ایمان آوردن به هرآنچه خدا نازل کرده و عمل به واجبات

(3)

.

همچنین در قرآن آمده: «تلک که حدود خدا،اوامر و نواهی او - یعنی: واجبات ومحرمات - است

. (5)

شاید نزدیک ترین عبارت قرآن به شعار «اجرای دین اسلام »;که نهایتا معادل شعار «اقامه دولت اسلامی » است، این آیه قرآن باشد: «ثم جعلناک علی شریعه من الامر فاتبعها.» (جاثیه:18

) (6)

با وجود این، سیره پیامبرصلی الله علیه وآله نمودی کامل از سعی و تلاش برای ایجاددولت اسلامی بود و از این امتیاز برخورداراست که توانست سالم ترین و پاک ترین دولت را در طول تاریخ ایجاد کند. دولتی که به واقع توانست نقطه عطف بزرگی درتاریخ شریعت به وجود آورده و اصول دولت سالم را به نحو کامل و واقع به تصویر بکشد

(7)

این مطلب اثبات می کند که اگر یک کلمه و اصطلاح در قرآن و سنت به کارنرفته باشد، به معنای وجود نداشتن معنا ومفهوم آن نیست. پس اصل این است که نخست معنا و مفهوم را در نظر بگیریم،سپس واژه ای قرآنی یا نبوی در آن مفهوم به کار بریم و در صورت نبودن، چنین واژه ای، به سراغ زبان عربی برویم. علاوه بر این، دین و زبان در صورت لزوم، از به کار بردن واژه های دیگری برای بیان اندیشه ای که در قرآن یا سنت وجود دارد یااین دو منبع آن را رد نمی کنند، منعی نمی بینند

.

در قرن حاضر و به خصوص پس ازسقوط حکومت اسلامی عثمانی در ترکیه در سال 1924، بزرگان فقها و اسلام خواهان از دولت اسلامی به این عنوان که یک نظام سیاسی است که اقامه آن ضروری می باشد، سخن می گویند. دراین باره، بین حسن البنا، محمدباقرصدررحمه الله ابواعلی مودودی و تقی الدین نبهانی اشتراک نظر وجود دارد. نبهانی می گوید: «دولت اسلامی خلیفه اقامه شرع است و دولت اسلامی نظام سیاسی -اجرایی است که احکام اسلام را اجرامی کند و پیام اسلام را با تبلیغ و جهاد به همه عالم می رساند و یگانه راهی است که اسلام برای اجرای مقررات و احکام عمومی اش در زندگی و جامعه، قرار داده است. دولت اسلامی تکیه گاه حیاتی اسلام در زندگی است و بدون آن، اسلام از مبنا ونظام بودن برای زندگی ساقط می شود وفقط فضاهایی معنوی و صفاتی اخلاقی ازآن باقی می ماند

(8)

در طول این قرن، نوشته ها و تحقیقات بسیاری درباره «دولت اسلامی » برای تبیین مفهوم و اصول آن و کیفیت اقامه آن انجام گرفته که کتابخانه اسلام با چنین نوشته هایی کامل و غنی شده است

.

از آن جا که اصول اسلام (یعنی: قرآن وسنت) نظریه آماده ای برای «دولت » به طورمشروح بیان نکرده، فقها و نویسندگان اسلام درصدد برآمده اند تا نظریه «دولت »را از بین نصوص گوناگون و اقدامات انجام شده در زمان پیامبرصلی الله علیه وآله و خلفای راشدین به دست آورند، حتی بعضی از علمافعالیت ها و اقدامات سیاسی زمان های بعد را نیز منبعی برای تهیه یک نظریه و به دست آوردن احکام دانسته اند

.

این تلاش - یعنی: تلاش برای به دست آوردن نظریه اسلام در [باره] دولت وحکومت - شبیه تلاشی است که امام شهید، سید محمدباقر صدررحمه الله برای به دست آوردن «اقتصاد اسلامی » کرده است.و تصویری که از چنین تلاشی به دست می آید «مادامی اسلامی است که حاصل اجتهادی باشد که شرعا جایز است.» ولی با این حال، این تلاش نمایانگر «اجتهادی خاص در فهم نصوص و کیفیت هماهنگی و جمع بین آن ها

» (9)

است

.

به همین دلیل اندیشمندان اسلامی تصویرهای گوناگونی از دولت اسلامی ارائه کرده اند که چند نقطه اشتراک دارند واز جهاتی نیز با هم متفاوتند. بسیاری ازآن ها درباره «اصول نظام حکومت » و«اصول قانونی دولت اسلامی » سخن گفته اند; مثلا، محمد مبارک از آن جمله،بیعت، التزام به دستورات شرع و مشورت را ذکر کرده است

. (10)

یکی از اصولی که قریب به اتفاق محققان اسلام آن را از ارکان و پشتوانه های حکومت اسلامی دانسته اند اصل مشورت است; اصلی که حجم قابل توجهی ازاهتمام وبحث این محققان را به خوداختصاص داده است. با مراجعه ای گذرا به اقوال محققان معاصر اسلام در مساله مشورت، اهمیت بسیاری که برای این مساله قائل شده اند، آشکار می شود

.

سید قطب رحمه الله مشورت را اصل سوم درسیاست اسلام و یکی از اصول زندگی اسلامی قرار داده

(11)

و عبدالقادر عوده آن را یکی از ارکان ایمان و فریضه ای شرعی توصیف کرده است

. (12)

محمد فاروق النبهان اظهار داشته مشورت یکی از مهم ترین اصول قانونی وقاعده ای از مهم ترین قواعد اصلی حکومت است

. (13)

دکتر مهدی فضل الله بر این که مشورت اولین رکن نظام سیاسی اسلام است و این که ریشه و جوهره این نظام، نهایتا همان مشورت می باشد تاکیدکرده است

. (14)

محمدرشید رضا مشورت راقاعده اساسی حکومت شمرده است

. (15)

و محمد اسد آن را مبنایی برای همه صحنه های زندگی سیاسی وجزوجداناپذیری از شیوه حکومت شمرده است

. (16)

سیدمحمد حسین فضل الله مشورت راخط اسلامی، که همه عرصه های فکری وعملی جامعه اسلامی را شامل می شود،توصیف کرده،

(17)

همان گونه که دکترعارف خلیل آن را قاعده ای حایز اهمیت ازقواعداسلام و مشخصه ای مهم از مشخصه های حکومت اسلامی دانسته است

. (18)

نظام شورا

اکثر قریب به اتفاق نویسندگان واندیشمندان معاصر اسلام قایلند که اسلام(یعنی: قرآن و سنت) مقررات مشخص وتصویر قانونی مشروعی برای نظام مشورت و کیفیت اجرای آن وضع نکرده واین به خود امت واگذار شده است

.

سیدمحمد باقر صدررحمه الله می گوید:پیامبرصلی الله علیه وآله تعلیمی درباره مقررات مشورت و جزئیات قانونی و مفاهیم نظری آن نداده است و به همین دلیل، درروایات پیامبرصلی الله علیه وآله هیچ تصویر قانونی مشخصی برای نظام مشورت نمی یابیم

(19)

سید قطب می گوید: اما صورتی که مشورت در قالب آن باید انجام شود، یک قالب مشخص و غیر قابل تغییری ندارد.پس صورت آن به شرایط زمان و مکان واگذار شده است تا این ویژگی و امتیاز درزندگی اجتماعی اسلامی عملی گردد.همچنین می گوید برای مشورت، مقررات خاصی مشخص نشده است و کیفیت اجرای آن بستگی به مقتضیات زمان دارد

. (20)

عبدالقادر عوده می گوید: اما چگونگی استفاده از این حق (یعنی: حق مشورت)چیزی است که با اختلاف زمان و مکان واجتماع ها، تفاوت پیدا می کند و به همین دلیل کیفیت آن به ولی امر و آراء عمومی اجتماع اسلامی واگذار شده تا آن را هرطور که با شرایط و توانشان سازگار است سازمان دهند

. (21)

محمد مبارک می گوید: زمانی که اسلام اصل مشورت را در عرصه حکومت پذیرفت و آن را لازم دانست و استبداد وتصرف فردی را منع کرد و حرام دانست،تعیین راه و روش آن را برای رعایت اختلاف شرایط و زمان ها و به دلیل توسعه بر انسان، به خود او واگذار کرد. بنابراین،مشورت در زمان های گوناگون و حتی دریک زمان ویک دولت،می تواندصورت های گوناگون واشکال مختلفی داشته باشد

. (22)

محمد فاروق نبهان می گوید: نصوص قرآنی کیفیت مشورت رامشخص نکرده اند...و مردم می توانند کیفیت آن را آن گونه که به عقیده خودشان هدف مشورت یعنی:شرکت صاحبان رای و اندیشه در امور دولت - رامحقق می سازد، مشخص کنند

. (23)

دکتر عارف خلیل محمد ابوعیدمی گوید: آیات قرآن و روایات پیامبرصلی الله علیه وآله درباره مشورت و کیفیت آن، روش خاصی که پیروی از آن واجب باشد، ارائه نکرده اند، به خصوص این که پیامبرصلی الله علیه وآله دراین مورد، روش خاصی دنبال نکرده و درزمان خلفای راشدین نیز کیفیت ثابت ومشخصی نداشته است و در ادوار تاریخ اسلام هم کیفیت مشخصی برای آن نمی یابیم. او سپس تاکید می کند که دراسلام، هیچ کیفیت معین یا مقررات مشخصی برای مشورت نداریم و اجرای آیه شوری (و امرهم شوری بینهم

) (24)

به خود امت اسلام واگذار شده است تامتناسب با وضعیت هر زمان، آن را اجراکنند و تابع نحوه اجرای قبلی - که زمان وشرایط زمانه اش با اوضاع زمان ما متفاوت است - نمی باشد. پس ما حق داریم که طبق ضروریات و مقتضیات زمان و اوضاع وشرایط خودمان، کیفیت و مقررات آن رامشخص کنیم

. (25)

شیخ محمد رشید رضا این مطلب را بااین گفته اش تایید می کند که پیامبرصلی الله علیه وآله اهل مشورت را طبق مقتضای زمانش -یعنی: کم بودن تعداد مسلمانان و امکان اجتماعشان در یک مسجد - اجرا کرد، ولی گسترش دولت اسلام وضع قاعده و مقرراتی برای مشورت راضروری کرد.اما پیامبرصلی الله علیه وآله این قاعده و مقررات را وضع نفرمود

. (26)

و به همین دلیل [مشخص نبودن نظام مشورت در اسلام] سید محمدباقرصدررحمه الله تاکید کرده که مشورت نظریه ای پیچیده است که نمی توان آن را به سادگی برای اجرا شدن مطرح کرد، مادام که جزئیات و مقررات آن و ملاک های رجحان در هنگام نزاع مشاوران مشخص نشده باشد واین که این ملاک ها و معیارها براساس تعداد است یا بر اساس خبرگی وآگاهی و غیر این ها; یعنی: همه چیزهایی که شاخصه های یک نظریه را مشخص می کنند و آن را قابل اجرا می سازند

. (27)

وچون این کار به خود امت واگذار شده،سید صدررحمه الله جزم پیدا کرده است که هرشکلی از مشورت در حکومت، جایزشمرده می شود، مادام که در محدوده قوانین شرع باشد

. (28)

این آن چیزی است که علما سعی درقیام به آن داشتند، ولی در آن اختلاف پیداکردند، همان گونه که در ذیل مشخص می شود

:

وجوب شورا

آیا تشکیل شورا واجب است؟ و آیا برحاکم و مردم هر دو واجب است یا فقط بریکی از آن ها واجب است؟

علمای متقدم اسلام در جواب این که مشورت واجب است یا مستحب، بدین صورت اختلاف پیدا کرده اند: بعضی ازآن ها قایلند واجب است; مثل ابوبکرالبصاص (370 ه)، الرازی (660 ه)، ابن تیمیه (728 ه) و ابن عطیه و دیگران

.

بعضی از آن ها قایلند که مشورت واجب نیست، بلکه مستحب است; مثل شافعی (204 ه)، غزالی (505 ه

)

، ماوردی(450 ه) و برخی دیگر

.

علما و فقها و نویسندگان معاصراسلام نیز دو قسم شده اند: بعضی مشورت را بر حاکم و مردم، هر دو لازم و واجب می دانند و بعضی نیز چنین اعتقادی ندارند

.

از جمله کسانی که قایل به وجوب مشورتند علامه شیخ محمد مهدی شمس الدین رحمه الله است که می گوید

: «

مشورت برای شیعیان در عصر غیبت و برای سایرمسلمانان پس از رحلت پیامبرصلی الله علیه وآله، برحاکم و مردم، هر دو، واجب است و برای هر دوی آن ها الزام آور است. پس بر مردم واجب است که مسائل عمومی خود را ازراه شورایی حل کنند و بر حاکم نیز شرعاواجب است که تابع نتیجه شورا باشد

(29)

عبدالقادر عوده می گوید: «زمانی که مشورت بر مسلمان واجب باشد، ایمان اوبدون انجام آن کامل نمی شود

.

پس مشورت فریضه ای اسلامی است که برحاکم و مردم واجب است; بر حاکم واجب است که در همه امور حکومت و اداره کشور و سیاست و قانون گزاری و هر آنچه که در ارتباط با مصلحت افراد جامعه یامصلحت عموم مردم است، با مردم مشورت کند و بر مردم نیز واجب است که نظریات خود را در همه این مسائل با حاکم مطرح کنند; حال چه حاکم از آن هانظرخواهی بکند یا نکند

». (30)

محمدمبارک تاکیدمی کندکه اسلام «اصل مشورت را در عرصه حکومت مقرر کرده و آن رال

لینک کمکی