فایل رایگان پاورپوینت رابطه خودباوري، ابتکار، نوآوري و اتکا به نيروهاي خودي و اقتدار ملي

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن فایل رایگان پاورپوینت رابطه خودباوري، ابتکار، نوآوري و اتکا به نيروهاي خودي و اقتدار ملي :

در گفت وگو با مهندس احمد عبادی

معرفت: در خدمت مهندس عبادی یکی از افتخارآفرینان و مبتکران موفق و سرافراز جامعه اسلامی هستیم که سوابق طولانی در مدیریت و اجرای پروژه های متنوع تحقیقاتی و مهندسی دارند که مبتنی بر ابتکارات و اختراعات بسیاری بوده است. سؤالاتی از محضر ایشان داریم. از این که فرصتی را در اختیار ما گذاشتند تشکر می کنیم. از ایشان تقاضا می کنیم ابتدا خودشان را معرفی بکنند.

مهندس عبادی: به نام خدا، با تشکر از شما که زمینه این گفت وگو را فراهم آورید. امیدوارم این بحث در تبیین لزوم و رابطه خودباوری دولت و ملت و توجه به اهمیت نوآوری ها، ابتکارات و اختراعات در کنار سایر عوامل، که مجموعه آن ها پیشرفت و توسعه کشور را محقق می سازد، مفید باشد. در پاسخ به پرسش شما به معرفی خود اشاره کنم که من همواره زندگی خود را صرف اجرای کارهایی نموده ام که ماهیتا تحقیقی و پژوهشی بوده و بعضا کارهای اجرایی مهندسی، به طوری که در طول بیست سال گذشته از ابتدا کارهای مختلفی را به صورت خودجوش و عمدتا هم بی درخواست و بی این که کارفرمایی داشته باشد و یا این که مزد و نتیجه ای برای آن وعده داده شده باشد انجام داده ام. فعالیت هایی که می توان در سه دسته و گروه تنظیم کرد: یکی کارهای پژوهشی که به تعبیری آکادمیک هستند. کارهایی که در جهت تامین هدف هایی که دنبال گردیده است، انجام گرفته اند.

یک عده کارهای اجرایی مهندسی بودند که در دل این کارها، ایده ها و ابتکارات بسیاری که جنبه اختراعی صریحی داشتند به تنوع و وفور دیده می شوند. عمدتا عرصه مهندسی کارهای خاصی در اتوماسیون و مکانیزاسیون شده است که به ویژه در زمینه صنایع نظامی اهمیت دارند و بعضا پروژه هایی در زمینه های متنوع صنایع دیگر انجام گرفته اند.

گروه سوم، کارهای اختراعی هستند. هر چند تعداد کمی از آن ها و آن هم مواردی که به قصد تولید ثبت آن ها ایجاب می کرده است، در ایران به ثبت رسیده اند. به لحاظ این که سیر ثبت اختراعات هم در کشور ما و هم در سایر نقاط دنیا پر زحمت و زمانبر است مثلا ثبت یک اختراع، در سطح جهانی و فرضا در امریکا، چیزی حدود شش تا هفت هزار دلار حداقل هزینه دارد. عمدتا کارها و اختراعات و ابتکارات صورت گرفته، بیش از آن که بیان خلاقیت های فردی باشد، تاکید بر این نکته است که باور به انجام کار و توان انجام کارهای بزرگ همیشه بوده است به طوری که حتی در سنین کم. اعتقادم همواره بر این بوده است که ایرانی این توانایی را دارد که منشا اثرات و برکات بسیاری باشد. و واقعا از مخترعان سایر کشورها چیزی کم ندارد مشروط بر این که به درستی رمز و راز موفق شدن را در عرصه های مختلف بفهمد و بعد با کار و تلاش و پشتکار و خوش فکری بتواند کار را اداره کند تا به نتیجه برسد. بیان این نوع فعالیت ها، برای آن هایی که از دیدن عدم موفقیت کلی کشور در مسیر پیشرفت و فاصله زیادی که کشور ما با کشورهای توسعه یافته و پیشرفته دارد دچار یاس و نا امیدی می شوند مفید است. یادآوری این نکته لازم است که هر رکت سازنده ای که بخواهد صورت گیرد، منوط و مدیون به این است که متکی به تمرین و ممارست کردن، اعتماد به نفس، اتکاء به ظرفیت های داخلی و عدم اتکاء به خارج باشد. البته، باید مجهز به علوم جدید باشید و از جدیدترین یافته های علمی هم آگاهی پیدا کنید. این ها در مجموع عوامل موفقیت و پیروزی است.

معرفت: جناب آقای مهندس چگونه شد که در این مسیر قرار گرفتید و به فکر ابتکار و نوآوری افتاده و برای خدمت به جامعه اسلامی آستین همت بالا زدید.

مهندس عبادی: از حدود 17 سالگی توفیق این را داشتم که اوایل جنگ به عنوان امدادگر در جبهه حضور پیدا کنم. به خاطر دارم که در جبهه های جنگ پشه ها معضل بزرگی برای رزمندگان اسلام بود. برای ما در جبهه خوابیدن شب به خاطر پشه مشکل بود. ما که امدادگر بودیم، بیش تر از همه ناراحت می شدیم. هر کس که می خواست داوطلب کشیک باشد، من به جای او داوطلب می شدم که کشیک بایستم. شب ها نمی توانستم بخوابم منتقد به چند تا از پزشک هایی که آن جا بودند شدم. در همان خط که سوسنگرد بودیم یکی از ایشان گفت که تو 18 سال داری و جوان هستی و دیپلم داری، تو چه کار کرده ای این پاسخ انگیزه من شد و حضور ذهن هم داشتم آمدم پی گیری کردم و اعتقاد داشتم که چیزی باید باشد که پشه ها وقتی به طرف آدم می آیند از آن خوششان نیاید. مثلا چیزی را انسان روی پوست یا روی لباس بمالد و این بهترین شیوه مقابله با پشه هاست. به ویژه در جایی که محیط جنگ نمی توانید کار ریشه ای بکنید، مناطقی که آب راکد است، جوندگان روی زمین هستند و بهترین مرکز توسعه پشه هاست. ما شروع کردیم به مراجعه به جاهای مختلف، با تمسخر و بی اعتنایی مواجه شدیم سن کم و نداشتن مدارک عالی دانشگاه اولین موانع بود. به هر حال، وارد سپاه شدم، آن جا هم همین را دنبال می کردم تا بالاخره، موفق شدم در دانشگاه حضور پیدا کنم. با پی گیری ثابت شد که این کار در دنیا انجام شده و وجود داشته است. امریکایی ها در ویتنام همین مشکلات را داشتند و همه جای دنیا این مسائل بوده است. به هر حال، یک کار علمی، موفق و محققانه که در مجموع در حدود نه ماه تا یکسال طول کشید. اساتیدی از دانشکده های بهداشت، داروسازی و علوم دانشگاه تهران مشارکت فعال داشتند و البته این آزمایش به اصطلاح به محلی کشانده شد که آزمایش می شد و هر جا علامت مثبت مشاهده می کردیم دنبال می کردیم تا به نتیجه منتهی شد و در آزمایشگاه ها روی پشه ها تست شد و در هوای گرم جنوب آزمایش شد و نمونه های خوبی ساخته شد که به اسم «پماد سنگر» سال های جنگ تولید شد. این اولین افتخار علمی و کار اجرایی ارزشمند و موفق ما بود.

متعاقب آن، شناخت کمی از ما به دست آوردند. ما کار دوم را روی جنگ شیمیایی انجام دادیم. باز همان بی اعتقادی به کارها و این که نمی توان و نمی شود و امکان نداردها شروع شد. کار دوم ما دقیقا با همان مشکلات کار اول مواجه شد. همین موانع موجود بود. هیچ تفاوتی با کار اول نداشت، یک سری احسن و این ها می شنیدیم، ولی ما بودیم و همان روال قبلی، و جا انداختن همان باور قبلی که واقعا می توان کار کرد. در همین قضیه پماد، استادان دانشگاه تهران بودند که تخصص شان حشره شناسی بود و ابتدای کار در جلسه می نشستند و نظر می دادند، می گفتند این ها چیزهای فانتزی و تجملی است، در جنگ کاربرد ندارد. ولی ما همین ها را به عنوان یک تیم تشکیل دادیم و به دزفول برای آزمایش بردیم، آن جا که پشه خیلی بود، نمونه هایی ساخته شد که طبق گزارشات کتبی خودشان، در قفسه پشه ها، که صدهزار پشه نگه داری می شد، و 24 ساعت این ها را تغذیه می کردند و دستشان را پماد می مالیدند و داخل قفسه تست تجربی می کردند. برای اولین بار توانستیم کاری ارزشمند در این سطح در کشور به نتیجه برسانیم. پس از آن کارهای بزرگی را در جاهای مختلف کشور متولی شدیم که بسیار تخصصی بود و از جمله این کارها 60 - 70 اختراع مفید و مناسب است که اگر فرصت باشد مواردی را بیان خواهم کرد.

هدف من از نقل این سخنان و تجربیات، تاکید بر این امر است که تا ما و مسؤولان اجرایی ما به باور و خودباوری نرسند هرگز کشور به استقلال نخواهد رسید. باید بسترسازی فرهنگی و اجتماعی برای تحقیقات و اختراعات و ابتکارات صورت گیرد. آن گاه خواهیم دید که چه برکاتی دارد و تا ما به خودباوری و اعتماد به نفس نرسیم، هرگز شعار توسعه و پیشرفت محقق نخواهد شد. و تا به صورت عادت و به صورت یک فرهنگ، یک ارزش حاکم اجتماعی درنیاید مشکلات عظیمی در کشور داریم و خواهیم داشت که دقیقا ناشی از همین نگاه است.

اهداف بلند را اگر به صورت یک توده بزرگ بنگریم غیرقابل دست یابی به نظر خواهد رسید. ولی اگر درست و به صورت علمی آن را خرد نگاه کنیم و به کار تبدیل کنیم بسیار آسان می توان با آن مواجه شد. کلمه پیشرفت و توسعه از این جمله است. اولین چیزی که در ذهن می آید تجربه انجام شده در کشورهای دنیاست، آگاه بودن به تجربه، لحاظ کردن آن به عنوان یک ارزش ضروری است، اما الگو گرفتن از آن بسیار خطرناک است.

یکی از ارکان توسعه و پیشرفت کشور به عنوان پیش نیاز اقتدار ملی، توسعه و پیشرفت اقتصادی است که نمود بااهمیت آن تولید است. یعنی جامعه ای که در تامین و تولید نیازهایش به طور گسترده توانمند باشد، فراتر از آن ظرفیت عظیم تامین نیازهای متنوع سایر جوامع را نیز می تواند داشته باشد.

بسیاری از کسانی که ده یا بیست سال گذشته صادقانه سعی کردند از متخصصانی که اصطلاحا متخصص در رشته خود بودند، مشاوره بگیرند این مشکل بزرگ را داشتند که به ایشان اعتماد ندارند. متاسفانه کارگزاران نظام ما با تصور نادرست و با هدف گسترش تولید و با امید به توفیق آن که با به کارگیری سرمایه های مادی محدود کشور و به کارگیری منابع خارجی به عنوان تامین کننده و یا متولی اجرا، مشکلات اقتصادی و تولیدی کشور را حل کنند، به بیراهه رهنمون شدند.

معرفت: به نظر حضرت عالی وارد کردن تکنولوژی چه پیامدهایی دارد؟

مهندس عبادی: ابزار تولید محصول تکنولوژی تولید و کار نیروی انسانی است و همین طور علم تولید، هم محصول کار آدمی برای کسب علم است و هم کار آدم ها برای تبدیل این علم کسب شده، که علم خام است، به علم تولید که تکنولوژی است. دقت شود)

تکنولوژی، هنر به کارگیری موفق علم است، هنری که فقط بر اثر ممارست عملی و تجربه موفقیت ها و شکست های پی در پی و خستگی ناپذیر و استقامت و بازگشت به کمبودهای علمی و افزایش مجدد آگاهی و بازگشت مجدد به عرصه کار است. تکنولوژی اصلا واردکردنی نیست و تکنولوژی را در هیچ جای دنیا نمی شود وارد کرد، تکنولوژی هنر به هم آمیختن و چگونگی به هم آمیختن عناصر یک سیستم، یک عنصر و یک پدیده علمی است. خود علم ارزان است. در کتاب ها آمده است ما اگر اهل همت باشیم بتوانیم کار کنیم، عالم بشویم، می توانیم آن را به راحتی به دست آوریم. آیا تاکنون فکر کرده ایم که چرا معمولا ما و مثلا کشور لهستان و... در المپیاد علمی رتبه و مقام های بالا کسب می کنیم اما کشورهایی مثل ژاپن و آلمان مثلا رتبه های هفتم و هشتم را کسب می کنند. این مطلب بی ارتباط با این بحث نیست. چون علم بی زحمت به دست نمی آید ولی یک قسمت علم مقدمه است، آنچه که علم و تکنولوژی است، کار و فعالیت عملی است، فن و دانش فنی را به هیچ وجه نمی شود جایی برد. مثلا فرمول ترکیبی را به شما می دهند نقشه یک سیستم صنعتی را به شما می دهند، تعریف عناصر آن را هم می دهند. ظاهرا همه چیز را شما دارید، چه ط ور به شما می دهند، چون این اختراع قبلا ثبت شده، عمر اختراعش هم گذشته، متعلق به بیست سال گذشته است، این دانش عمومی است، این دیگر اختراع نیست، این اختراع در اختیار شماست، همه چیز هم هست چرا نمی توانید پیشرفت و تجربه کنید، چون شما آن را و ضرورت آن را نیندیشیده اید و برای تحقق آن کار فکری و عملی نکرده اید.

بد نیست نمونه کوچکی از کارهای عملی خودم را در اینجا بیان کنم تا کمک به تبیین مطلب کند و از طرفی این اصل را که باور به توانستن و کار در این راستا، عین خواستن است.زمانی می خواستم رنگ های شب نما را که در تاریکی نور می دهد و اصطلاحا Phosphorescent pigments نامیده می شوند بسازم. این کار به میل و انگیزه شخصی بود. بالاخره کار را با هزاران مشکل شروع کردم و دست به آزمایش زدم، هشت ماه تمام، که گزارشات و آزمایشات و دست نوشت هایم موجود است دست، به آزمایش زدم. نزدیک 740 - 750 آزمایش من در 8 ماه برای کاری که شده بود کردم، و با انجام این آزمایش ها نمی توانستم نتیجه آن را ببینم، علمش را داشتم، از خودم نبود، به خوبی تحقیق کرده بودم، سوابق 70 - 80 سال مقالات مختلف را مطالعه کرده بودم و اختراعات صد سال را مورد مطالعه قرار داده بودم، علی رغم همه این کارها، 8 ماه تمام کار کردم، هر یک از آزمایش هایم کار سختی بود. یعنی باید موادش را فراهم می کردم وسایل در اختیارم نبود، نسبت فرمول ها باهم فرق می کرد، تهیه 5 نمونه برای یک روز خیلی وقت می گرفت، گاهی اوقات باید چقدر دوندگی می کردم فقط 5 نمونه برای یک روز آماده می کردم تا شب در کوره 1400 درجه بگذارم کار کنم. بالاخره این کار شد و به زیبایی تمام این کار صورت گرفت. این کار واقعا نتیجه یک تحقیق علمی آکادمیک و مرهون استقامت و تلاش در کار بود که به دست آمد. این که میزان افزایش با کاهش حرارت در تولید محصول نقش مهمی داشت. این که در چه زمانی کوره را گرم کنی، آن هم در 1400 درجه، و چه زمانی آن را سرد کنی و اگر این زمان سردکردن به جای ده دقیقه در سه دقیقه یا در هفده دقیقه انجام می شد، نتیجه می داد به همین سادگی ولی محصول نور نداشت و... . این بیانی از این است که تکنولوژی هنر به کارگیری موفق علم است، به هیچ وجه وارد کردنی و قابل تقلید نیست. بنابراین، اول باید خود علم تولید که در واقع تکنولوژی تولید است را تولید نمود. علم تولید، علم خالص نیست. فن یا تکنولوژی است و این با ممارست به دست می آید.

ابزار تولید هم حاصل تکنولوژی است. یعنی در آزمایشگاه ها باید کارکرد و به محیط صنعتی باید رفت و شروع به کارکردن نمود. ابزارش هم ادامه تحقیق است. وقتی ساختید دانش بومی دارید و دانش خودی دارید نواقصش اتفاقا باید باشد، چون پدیده علمی این است که شما ببینید و شما دوباره کاستی اش را بردارید و سوژه تحقیقی و سوژه کار است. اگر با پیشرفت تکنولوژی یک ماده ای را تولید کردید و با آن کارخانه ساختید پیشرفته هستید. تکنولوژی اصلا واردکردنی نیست سرانجامش این است که رابطه با فلان کشور باز می شود. این چه مرضی است که می آیند پول زیادی می گذارند و کارخانه های عظیم وارد می کنند با نیروی کار ارزان، اینجا شروع می کنند به تولید کردن، چه کاری ایجاد می کند! بله مشغولیت ایجاد می شود، برای یک عده، اما، تبعات و بارفرهنگی فراوانی دارد و از همه خطرناک تر این که ما را مصرف گرا بار می آورند. عادت به مصرف کالاهایی که شاید اصلا به دردمان نخورد. از جمله مؤلفه های اقتدار یک کشور و ملت این است که خودش بتواند نیازش را تامین کند.

اشتغال در جامعه مساله ای عارضی و ناشی از نگاه استراتژیک به توسعه کشور است، اگر استراتژی توسعه کشور، استراتژی خودی و استراتژی ملی باشد، هرم توزیع کار در جامعه تعریف شود و تعریف و جایگاه کار و کسانی که کار می کنند، روشن می شود، جایگاه آدم ها در هرم بستگی به ظرفیت انسانی شان تعریف می شود. متاسفانه چون تمام آموزش ها و محتوای کتب آموزشی ما خودی و ملی نیست و در اینجا بسترسازی نشده است، تولیدات و محصولات دانشگاهمان هم به درد جامعه ما نمی خورد. دانشگاه یک چیزی خودش تولید می کند، مصرفش هیچ جا نیست. نیاز کشور را صنعت گران مغازه دار کوچک و همین ها تامین می کنند که خیلی هایشان اصلا سواد خواندن و نوشتن ندارند. در صورتی که این دانشگاه است که می تواند به شایسته ترین وجه انسان عالم کاربردی را که این جا به درد می خورد تولید کند.

بنابراین، از جمله ضرورت های دست یابی به اقتدار ملی، بومی سازی علم و فن و منابع مربوط است. علاوه بر این که، راه حل بسیاری از معضلات عظیم کشور، ایجاد اقتدار ملی متکی به نگاه بلندنظرانه است و باور این که کشور می تواند در عالی ترین سطح اش پیشرفت کند و ما معتقدیم که اگر این به یک باور عمومی و ایمانی تبدیل شود و بدون ترس و با تامل اقدام شود ما قطعا به افق های بلند پیشرفت و توسعه خواهیم رسید.

معرفت: از آنجایی که شکاف و فاصله پیشرفت تکنولوژی در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه زیاد است و معتقدند که برای توسعه کشور و برای بومی کردن آن، تکنولوژی لازم است. بنابراین، ما یا باید آن را وارد کنیم و یا کارهای تکراری آن ها را انجام دهیم، در حالی که عقلایی نیست که ما از صفر شروع می کنیم. از طرفی، اگر تکنولوژی وارد نکنیم، این شکاف تکنولوژی روز به روز عمیق تر می شود. به نظر جنابعالی ما این شکاف را چگونه کم تر کنیم؟ آیا این شکاف تکنولوژی مرتب عمیق تر نخواهد شد یا چاره ای برای آن وجود دارد؟

مهندس عبادی: بله نگرانی عام، به خصوص نگرانی خواص بسیار خطرناک است و این نگرانی یک واقعیت است. اما چگونگی برخورد با آن نیز بسیار بسیار مهم است. چرا که یاس اولین چیزی است که مستولی می شود. نگاه به این که الان ما حدود صد سال، دویست سال با کشورهای پیشرفته عقب تر هستیم. یاس بر این فاصله می افزاید. سرعت توسعه و پیشرفت اقتصادی با مثال متحرک و متغیرهای زمان و مسافت قیاس کردن اساس این ترس ناامیدکننده است. آنچه اهمیت دارد تنها علم و تکنولوژی بشری را در سطح فعلی آموختن و به کارگرفتن نیست. اصل بر این است که علم و فن آفرینی آموخته شود، تمرین شود و نهادینه شود. من یقین دارم که اگر ملتی پویا و منسجم با حرکت و کارکردن و امید به آینده حرکت کند و شکست ها و موفقیت ها را تجربه کند، نتیجه خواهد داد، توانمند و مقتدر می شود. عرصه شناخت بشر، نسبت به عرصه های ناشناخت هایش بسیار کوچک و ناچیز است. ما نباید غفلت کنیم و یاس به خود راه دهیم. فرصت طلایی را نباید از دست داد. انسان های بیدار، خودآگاه و فهیم و دلسوز باید عرصه های عظیم ناشناخته را به تسخیر درآورند، این طور نیست که مؤلفه های علم ناشناخته همیشه و برای همه باشد. باید با علم موردنیاز، به تناسب ابزار و تکنولوژی متناسب با نیازهای جامعه را اختراع کرد و جامعه را به توسعه و تعالی رساند. مثال کوچک می زنم. علم بیوتکنولوژی، عرصه ژنتیک، یک عرصه بسیار زیبا و شگفت انگیز و تازه احداث است، مثل کامپیوتر که در ده، بیست سال گذشته رشد عظیم و فوق العاده ای داشته است. بحث عجیبی است. شما تصور این که گندم اصلاح شده، ذرت اصلاح شده، خوراک مردم به شیوه مدرن منتهی با نگاه علمی توسعه و گسترش پیدا کرده است. تکنولوژی در این خصوص به گونه ای توسعه پیدا کرده است که با اصلاح بذر محصولات کشاورزی از این سنخ جواب گوی جمعیت فراوان و رو به رشد و فزاینده شده است. اما عیب این کار این است که این محصولات مثلا گیلاس اصلاح شد، دیگر طعم ندارد و لذا صورت مساله غلط شده است. هر چند اصل صورت مساله بسیار زیباست، برای تغذیه جمعیت روبه رشد امروز دنیا لازم است اما مشکل هم دارد. و آن این که چه کار کنیم که طعمش هم حفظ بشود این سوژه در دستور کار است. من معتقدم در بسیاری از عرصه ها با اصلاح عالمانه وهوشمندانه و نظارت دولت ها، کارهای بسیار شگفت انگیزی می توان کرد که هم کاربرد نظامی و هم کاربردهای عادی صنعتی خواهدداشت ومحصولات بسیار درخشانی را عرضه خواهد کرد. بنابراین، من اعتقاد به فاصله زمانی صد سال یا دویست سال اصلا ندارم. اعتقاد دارم زمان قابل تحقق است و هر چه عزم ملی را بیش تر کنیم خداوند این راه را باز گذاشته، عرصه کشف نشده ها فراوانند. با اعتقاد و اتکاء به خدا و با عزم عمومی و ملی می توان دست به شگفتی هایی زد و افتخار آفرید.

معرفت: با تشکر اگر صلاح می دانید اجمالی از کارهایی که انجام داده اید بیان کنید.

مهندس عبادی: ببینید در دل پروژه هایی که انجام گرفته است به خصوص پروژه های اجرایی مهندسی بعضا کارهای زیادی بوده که دقیقا عنوان اختر

لینک کمکی