فایل رایگان پاورپوینت چشم اندازي برشاخص هاي فرهنگي نظام آموزش و پرورش در کشور ژاپن

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن فایل رایگان پاورپوینت چشم اندازي برشاخص هاي فرهنگي نظام آموزش و پرورش در کشور ژاپن :

دکترای علوم تربیتی و فلسفه تعلیم و تربیت از دانشگاه مک گیل کانادا. دپارتمان علوم تربیتی، سال 1999 / 1378

ترجمه هادی حسین خانی

پیش درآمد

معمولا بخشی از دغدغه فکری کارشناسان هر حوزه علمی، به بازپردازی و تعمیق موضوعات مربوط به عرصه تخصصی و مورد علاقه آنان باز می گردد. بررسی نقش مؤلفه های فرهنگی و نظام های ارزشی بر فرایند آموزش و پرورش از جمله مسائل مورد علاقه نویسنده این مقاله بوده است. مدت ها بود که در صدد پی گیری این پژوهش در بستر آموزش و پرورش کشور ژاپن بودم. انتخاب این کشور به دلیل پیوند وثیقی است که بین آموزش و پرورش کارآمد و مبانی فرهنگی و ارزشی آن وجود دارد. در این نوشتار نویسنده کوشیده است این پیوند را ردیابی و برجسته کند. با این وجود، هدف اصلی توصیف نقاط قوت و ضعف و تحلیل علمی آن بوده است. داوری ارزشی در این مورد پژوهش های جدیدی را می طلبد که بر داده های این پژوهش و مانند آن تکیه کند. از این روی، این گام توصیفی تنها توانسته است داده هایی به دست دهد که هنگام الگوگیری در پیشبرد نظام آموزش و پرورش بتوان از آن ها بهره گرفت. تفاوت های فرهنگی و گوناگونی نظام ارزشی، عناصر جدیدی هستند که الگوگیری و انتقال مؤلفه ها را تعیین و هموار می کند. باور نویسنده بر این است که انجام پژوهش های بین فرهنگی راه تبادل و تعامل را گشوده و نظام های آموزشی و پرورشی را در تلاقی و داد و ستد قرار می دهد. جست وجوی ریشه های فرهنگی کارآمدی نظام آموزش و پرورش کشور ژاپن و کاوش چالش های آن، بستر اصلی این پژوهش بوده است. با هم این نکات را پی می گیریم.

تعامل وثیق بین آموزگاران و والدین در ارتباط با محیط یادگیری اجتماعی، فضایی ویژه برای یادگیری ایجاد می کند. نخستین محیط یادگیری اجتماعی و فرهنگی با خانواده آغاز می شود. بر اساس ادبیات و داده های در دسترس درباره فرایند اجتماعی سازی در ژاپن، می توان چنین فرض کرد که در خانواده های ژاپنی پیوندی نزدیک بین مادر و کودک برقرار است.

مقدمه

بی تردید کشور ژاپن به عنوان پیشگام کشورهای جهان در دنیای فن آوری قرن بیست و یکم، توجه بسیاری از جهانیان را به خود جلب کرده است. امریکایی ها و اروپایی ها علاقه خاصی به مطالعه و بررسی نظام آموزش و پرورش ژاپنی از خود نشان داده اند. چه بسا این علاقه با موفقیت چشمگیر ژاپن در تجارت بین المللی که در دهه های 1970 و 1980 بروز کرد، مرتبط بوده است. این گرایش مشتاقانه با دستاورد بین المللی دیگری نیز تقویت شده است. دانش آموزان ژاپنی همواره در انجام تست های بین المللی که توسط مؤسسه بین المللی ارزیابی دستاوردهای آموزشی و پرورشی، (IEA) (1) به اجرا گذاشته شده تواناتر به نظر رسیده اند. (شیماهارا، 1986، 19) به نظر استیونسون (2) ،طی گزارش بررسی های بین المللی پیشرفت، دانش آموزان دبیرستانی ژاپنی به دلیل دستیابی به نمرات بالا در علوم و ریاضیات اشتهار جهانی دارند. (1991، 116)

مشاهده این ویژگی ها یکی از مردم شناسان امریکایی را بر آن داشت تا ادعا کند که «یک دیپلم دبیرستان ژاپنی برابر درجه کارشناسی (لیسانس) در امریکا است.» (رولن، 1983، 160) نه تنها بازرگانان امریکایی، که مربیان برجسته از کشورهای در حال توسعه و پیشرفته غربی در جست وجوی دست یابی به اسرار موفقیت های صنعتی، آموزشی و پرورشی ژاپنی ها هستند. (وایت، 1984، 87)

رهبری جهان در فن آوری الکترونیکی، ژاپن را پیش از کشورهایی که انقلاب صنعتی اول را به راه انداختند، پیشگام انقلاب صنعتی دوم قرار داد. نه تنها در طراحی و تولید ریزپردازنده ها، که در انقلاب صنعتی سوم که در نمایشگاه 85 ظهور کرد، ژاپن کشورهای صنعتی را رهبری و پیشگامی کرده است. (کینگ، 1989، 74)

روشن است که راز پیشرفت ژاپنی ها در آموزش و پرورش، اقتصاد و دیگر عرصه ها چند بعدی است. با این حال، درک درست این پدیده بدون توجه به تاثیر و نقش فرهنگی که این پیشرفت ها از آن ناشی شده غیرممکن است. ارتباطات بین مربی و متربی، خانه و مدرسه، کار و اوقات فراغت، محتوای برنامه آموزشی و شیوه های اجرای آن، نمونه های کامل تلفیق فرهنگ و نظام آموزش و پرورش در این کشور است. شیماهارا (3) در مقاله تحلیلی خود درباره نقش مبانی فرهنگی پیشرفت دانش آموزان در ژاپن استدلال می کند که به سختی می توان ویژگی اساسی فعالیت های آموزشی و پرورشی کشور ژاپن را بدون توجه به مبانی فرهنگی حاکم در آن کشور تعیین کرد. (شیماهارا، 1986، 19)

در این مقاله تلاش شده است تا برخی از مبانی فرهنگی که نظام آموزش و پرورش در کشور ژاپن بر آن استوار شده، توصیف و تحلیل شود. پیش از هرچیز باید به مفهوم شناسی واژه فرهنگ و چگونگی تاثیر آن اشاره نمود.

فرهنگ چیست و چگونه تاثیر می گذارد؟

از یک دیدگاه کلی، می توان فرهنگ را به عنوان طرح کلی حیات انسان که منشا رفتار بوده و الگوهای رفتاری اعضای خود را شکل می دهد، تعریف کرد. تاثیر فرهنگی همانند تاثیر دستور زبان بر زبان و شیوه هایی که طبق آن اعضای یک گروه با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند غالبا ناآگاهانه است. جهت یابی یا جهت گیری های فرهنگی معمولا در عملکرد آموزشی و پرورشی، مدیریت صنعتی، محل کار، رفتار سیاسی و دیگر حوزه های زندگی انسان منعکس شده است. با این همه، تنها فرهنگ نیست که بر رفتار انسان تاثیر گذاشته و آن را شکل می دهد; می توان تاثیر شرایط اقتصادی، تاریخی، بوم شناختی و دیگر عناصر را به عنوان عوامل نیرومندی که بر رفتار انسان تاثیر می گذارد، مورد توجه قرار داد. این ادعا منطقی است که موفقیت دانش آموزان در ژاپن واقعا بازتاب جهت گیری فرهنگی کامل ژاپنی است. مبنای فرهنگی همچنین رویکردی عام را در چگونگی حل مسائل و مشکلات معین می کند.

اما، سؤال این است که چگونه فرهنگ ژاپنی بر نظام آموزشی و پرورشی آن ها تاثیر گذاشته است؟ ادعا شده که ژاپن برخی از مؤلفه های فرهنگ خود را از کشورهای چین و کره اقتباس کرده است. (کربو، 1991، 424) بنابراین، باید تاثیرات بین فرهنگی نیز در شکل دهی فرهنگ ژاپنی مورد توجه قرار گیرد. تا آنجا که به خود نظام آموزش و پرورش مربوط است، ژاپن در دوران قبل از جنگ تحت تاثیر نظام مدیریت آموزشی و پرورشی فرانسه بوده است. کشور ژاپن طی دوران حکومت میجی (4) زیر سلطه ایدئولوژی شینتویزم (5) (نوعی دین خانوادگی و حکومتی) و نوع فرانسوی نظام آموزش و پرورش متمرکز قرار داشته است. بنابراین، میراث های فرهنگی ژاپن همان قدر بر سنت های آسیایی گوناگون مبتنی است که بر فرهنگ غربی.

نقاط قوت و ضعف در فرهنگ ژاپن

مؤلفه های فرهنگی از درون و در ارتباط با تغییرات و نوآوری ها همیشه در تعاملی چالش برانگیز است. بررسی تحلیلی این تعامل نیازمند شرح دقیق هم گرایی و واگرایی و درگیری این مؤلفه ها است. دغدغه اصلی من در این نوشتار توصیف این دوگانگی و تاثیر آن بر نظام آموزش و پرورش است. دانیل اف. بشوار (6) درصدد است تا عناصر مفید آموزش و پرورش در کشور ژاپن را در مقطع ابتدایی پی جویی و کشف کند. او معتقد است که با فرض اعتبار و درستی اصل انتقال پذیری می توان برای بهبود سایر نظام های آموزشی و پرورشی این عناصر را به دیگر جوامع نیز منتقل کرد. وی مدعی است که برخی از موضوعات اصلی، شالوده عناصر مفید را تشکیل می دهد که در فرایند انتقال باید از آن ها پی جویی کرد. هماهنگی گروهی، چشم انداز کل نگرانه، تاثیر انسجام هنجارمند و چشم اندازهای بلندنظرانه، برخی از این موضوعات اصلی و زیربنایی هستند. (بشوار، 1995، 251)

همگونی و اصطکاک (7)

علاوه بر پای بندی عمیق به آموزش و پرورش که حتی پیش از دوران بازیابی و ثبات میجی وجود داشته، قانون ثابت، رونق تجاری و ساختار خانوادگی پیچیده و منظم که عناصر یک طبیعت یکپارچه است، در ملت ژاپن وجود داشته است. با این وجود، در قرن نوزدهم، ژاپن با استفاده از یک الگوی غربی نوگرایی، دگرگونی کامل نظام فن شناختی خود را با دقت انجام داد. در طی این دوران، تاکید مستمر بر اخلاق و وجاهت عمومی همراه با اشتیاق بسیار زیاد برای یادگیری، راه دگرگونی های جدید را هموار کرد. افزون بر آن، احترام و منزلت ویژه معلمان روی دیگر سکه را نشان می داد. هرچند موقعیت معلم از لحاظ اجتماعی - اقتصادی در صد سال گذشته به کلی دگرگون شده، اما هنوز واژه ژاپنی سن سی (8) (معلم) واژه ای پرآوازه و احترام آمیز است. (هالمز، 1985، 235) این منزلت والا و احترام آمیز علم و معلم نشانگر ارزش والای آموزش و پرورش در فرهنگ ژاپن است.

فرایند غربی سازی در کشور ژاپن الگوگیری در پوشش، رفتار، طرز بیان، ارتباطات اجتماعی و حتی مدل های آرایش موی غربی را دربرگرفت. این تغییرات تمام انواع فرایندهای تقلیدی و اقتباسی و استلزامات آن ها را که هم زیستی تضادها در فرهنگ ژاپنی را منعکس می نمود، ضمیمه کرد. در این روند وجود آرمان های غربی در برابر زمینه باورها و رفتارهای ژاپنی که عمیقا حفظ شده بود، سرنوشت ساز بوده است. به عنوان نمونه، یکی از درگیری های مهم در آموزش و پرورش طرح اندیشه آموزش آمیخته و پی جویی برای رسیدن به پاسخ این سؤال بود که آیا وظیفه اصلی زنان، همسر و مادر خوب بودن است یا چیز دیگر؟ ژاپنی ها با اعتقاد به حیاتی و سرنوشت ساز بودن ویژگی های تک نژادی و تک زبانی جامعه خود و نیز در اختیار داشتن یک نظام سیاسی لیبرال دموکرات مداوم (9) ، شیوه کهن قیمومت و حمایت را حفظ کرده اند. بنابراین، پافشاری بر حفظ روابط ملی امری همیشگی و فراگیر بوده است.

اما هنوز، سؤالات بسیاری بی پاسخ مانده است. آیا این نظام به افراد اجازه می دهد تا تفاوت های خود را در علایق فکری کشف کرده یا تفاوت های چشمگیر خود را ابراز نمایند؟ آیا در یک رقابت داغ، هر دانش آموز می تواند از معیارهای عمومی منحرف شود؟ آیا حقیقتا زمانی برای فعالیت های خارج از مدرسه در بین غیر همکلاسی ها وجود دارد؟ آیا مکانی برای جست وجوی کنجکاوانه شخصی و خود بودن هست؟ به نظر تعداد قابل توجهی از ژاپنی ها، جواب این سؤالات منفی است. ریشه واقعی یک اصلاح ضروری در کل نظام آموزشی و پرورشی بر همین نگرش منفی استوار است. تنگ نظری ها، سطحی نگری ها و رقابت جویی علاوه بر فقدان خودآموزی (آموزش و پرورش فرد محور) موضوعاتی است که از سوی انجمن معلمان ژاپن به عنوان مشکلات حاد در نظام آموزش و پرورش کنونی به رسمیت شناخته شده است.(کینگ،1986، 78)

ارزش تعلیم و تربیت (10)

برای ژاپنی ها آموزش و پرورش در نقطه مرکزی فرهنگشان قرار گرفته است. به نظر وایت (1984، 88) در گستره جمعیت، در میان والدین، در تمام سطوح سازمانی و اداری، و در صدر فهرست اولویت های ملی، بر کلیدی بودن آموزش و پرورش تاکید می شود. گذشته از تاثیر آیین کنفوسیوس در خصوص ارزش گذاری ویژه بر تعلیم و تربیت، تاکید بر موضوعات آموزشی و پرورشی می تواند از حس اهمیت رشد عقلانی در جامعه که در آن منابع دیگر به ندرت وجود دارد، سرچشمه بگیرد. هرگونه غفلت و بی اعتنایی به نظام آموزشی و پرورشی می تواند به خطر هولناکی برای کل نظام منجر شود. (1984، 99) علاوه بر این، آموزش و پرورش در نزد ژاپنی ها ابزاری برای رشد و تعالی ملی بوده است. نیروی انسانی با شرایط ممتاز و نیروی کارگر ماهر از طریق و سپس «جهنم امتحان » (12) نتایج این باور است که ورود به دانشگاه های ممتاز باید محدود به باهوش ترین اعضای جامعه شود; چرا که فرصت های شغلی و آینده فرد بسته به اعتبار دانشگاهی است که وی در آن حاضر می شود. هنگامی که ژاپن در سال 1868 به منظور رسیدن به سطح پیشرفت کشورهای غربی دروازه های خود را به جهان خارج گشود، چاره ای جز تاکید سخت بر آموزش و پرورش و اولویت دادن به کسانی که می توانستند بهترین نقش را در توسعه کشور ایفا کنند، نداشت. (اگورا، 1987، 8)

تلاش به جای توانایی (13)

اصل مسلم فرهنگی دیگر در ژاپن این دیدگاه است که تمامی کودکان معمولی از توان یادگیری بهینه برخوردارند. بر این اساس، هر پیشرفتی به جای توانایی ذاتی، به کوشش هر فرد نسبت داده شده است. بر مبنای این نظریه، توجیه تفاوت های فردی به جدیت، تلاش مستمر و خود - سامانی هر فرد برمی گردد. با توجه به این اصل، عملکرد بهینه، ناشی از آن دسته از کوشش های شخصی است که از طریق فعالیت های رقابتی عالی مورد حمایت و تشویق قرار گرفته است. بدین ترتیب بدون توجه به طبقه اجتماعی، هوش نتیجه تجربه و آموزش و پرورش تلقی شده است. (میورا، ناگانو و واتانیب، 1976) بر خلاف ژاپنی ها، مادران و کودکان امریکایی هرگونه عملکرد موفقی را به توانایی ذاتی و عوامل معین ژنتیکی نسبت می دهند. پیامد این اختلاف، بروز این باور بین ژاپنی هاست که افراد در استعداد و شان اجتماعی مساوی اند. این دیدگاه در نظرخواهی دولتی اخیر ابراز شده است. (دفتر نخست وزیر، 1984)

جمله معروف «حداکثر تلاشت را به کاربند» رکن اصلی بیش تر دوره های آموزشی در ژاپن است. حاصل این نقطه نظر آن است که عامل کلیدی در موفقیت هر فرد در تقلا و تکاپوی خود وی نهفته است. (فالوز، 1991، 57) در کنار تعالیم کنفوسیوسی، شوکه کمودر پری (14) و اشغال ژنرال مک آرتور (15) به ژاپنی ها آموخت که آنان برای زنده ماندن باید خود را تربیت کرده و آموزش دهند. برای ژاپنی ها راهبرد اساسی در راستای بقای اجتماعی وحتی تثبیت دفاع ملی شکل دهی اخلاقی و علمی کودکان بوده است.

در یک مصاحبه، معلمان ژاپنی ابراز داشتند که در صورتی که بچه ها راهنمایی و هدایت مناسب و تمرین زیاد داشته باشند، عملکرد خوب و بهینه ای خواهند داشت. (شیماهارا، 1986، 93)

تانیوچی (16) به نقل از سوزوکی (17) اظهار می دارد که:

«توانایی بدون آموزش و تنها به طور طبیعی به دست نمی آید. ما باید توانایی را در خود بارور کنیم. سوگواری در فقدان استعداد را متوقف کرده و به جای آن استعدادها را رشد دهیم. تمرین بر اساس شیوه صحیح و تا سر حدا امکان، راه کسب توانایی است.»

این علاقه تحسین برانگیز به آموزش و پرورش در بین ژاپنی ها نه فقط از ارزش بالای داده شده به موفقیت و تعالی عقلانی، بلکه از اعتقاد بسیار راسخ آنان به تربیت پذیری انسان سرچشمه می گیرد. از نظر آنان به جای توانایی ذاتی، عامل تداوم رفتار، رمز موفقیت در آموزش و پرورش و اقتصاد است. (بلینکو، 1993، 171) از دوران نوزادی تا سطح پایانی نظام آموزش و پرورش، عامل تداوم رفتار دایما تقویت و تشویق می شود.

دشوار یا دور از دسترس بودن یک مهارت مهم نیست، استقامت و استمرار، کلید نیل به مقصود است. نکته مهم آن است که کسی نباید وظیفه ای را به دلیل دشواریش رها کند. بلینکو (18) بر اساس تحقیقی مقایسه ای که در ژاپن و ایالات متحده به انجام رساند (85 - 1984) اعلام کرد که بین نگرش های خانه / خانواده و تداوم وظیفه در ژاپن هم بستگی آشکاری وجود دارد. تحت شرایط غیررقابتی، کودکان ژاپنی سطح بالاتری از پافشاری بر وظیفه و عمل را نسبت به شاگردان مشابه خود در ایالات متحده به نمایش می گذارند. (1993، 173) او می افزاید که بر خلاف حدود 30% از دانش آموزان امریکایی که از تحصیل بریده و دبیرستان را ترک می گویند، کم تر از 3% دانش آموزان ژاپنی چنین اند. (1993، 181) محتمل ترین یا مناسب ترین توجیه این تفاوت به مبنای فرهنگی مثبت نگری آموزش و پرورش که از آغاز توسط مادران ژاپنی به فرزندان آموزش داده می شود، بازمی گردد.

فرایند گرایی (19)

تاکید بر فرایند به جای فراورده، از دیگر ویژگی های فرهنگی جامعه ژاپن است. آنان به جای اصرار بر انتقال دانش، تاکید خود را متوجه فرایند آموزش و پرورش می کنند; بدین معنی که انگیزش کودکان خود را به یادگیری و عادت های کاری ارتقا می بخشند. (شیماهارا، 1986، 19)

نقش مادر

تعامل وثیق بین آموزگاران و والدین در ارتباط با محیط یادگیری اجتماعی، فضایی ویژه برای یادگیری ایجاد می کند. نخستین محیط یادگیری اجتماعی و فرهنگی با خانواده آغاز می شود. بر اساس ادبیات و داده های در دسترس درباره فرایند اجتماعی سازی در ژاپن، می توان چنین فرض کرد که در خانواده های ژاپنی پیوندی نزدیک بین مادر و کودک برقرار است. (شیماهارا 1986، 20) وی از دی وس (20) (1973)، وگل (21) (1979)، کاردیل (22) و وینستین (23) (1966)، دور (24) (1958) نقل قول می کند. این ارتباط نزدیک، درک متقابل بین مادران و فرزندانشان را تسهیل می کند. علاوه بر این، چنین پیوند نزدیکی سهم و دغدغه مادرانه را در موفقیت های آموزشی و پرورشی کودکان تبیین می کند.

برخی از دانشمندان معتقدند که عملکرد موفق مدارس عمدتا مبتنی بر حمایت و مشارکتی است که از سوی مادران دارای دغدغه آموزش و پرورش ژاپنی ارائه می شود که نسبت به کیفیت آموزش و پرورش ارائه شده به کودکانشان منتقد و حساس اند. (استیونسون، 1991، 109) کودکان به شیوه ای اجتماعی می شوند که آن ها را وا می دارد تا در برابر برآوردن انتظارات خانوادگی احساس تکلیف و وظیفه بنمایند. (شیماهارا 1986، 20. نقل قول ها از هایاشی و سوزوکی، 1975; کیکوچی و گوردون، 1970; لبرا، 1976) تحقیقات دراز مدت و بین فرهنگی نشان می دهد که موفقیت های دانش آموزان ژاپنی با برخی متغیرهای مادرانه همچون انتظارات برای پیشرفت، تشویق ها، روابط مؤثر، و راهبردهای کنترل رفتار کودک هم بستگی د

لینک کمکی