فایل رایگان پاورپوینت تعريف دين، دين و اجتماع (2)

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن فایل رایگان پاورپوینت تعريف دين، دين و اجتماع (2) :

اشاره

بحث و بررسی پیرامون ابعاد اجتماعی دین و آثار و کارکردهای عینی آن در سطوح مختلف زندگی اجتماعی، اصلی ترین دغدغه ای است که به شکل گیری و گسترش جامعه شناسی دین به عنوان یکی از زیر شاخه های متعدد علم جامعه شناسی منتهی شد.روند سکولارشدن و کاهش مشارکت اجتماعی دین در دنیای معاصر نه تنها از اهمیت و اعتبار بررسی عالمانه این سنخ مباحث نکاسته که ضرورت طرح آن ها را با استناد به دلایل متعددی بیش از پیش مسجل ساخته است.شارف، در این مقاله به موضوعات متنوعی بذل توجه کرده که قسمت اول این مقال از نظر خوانندگان گرامی گذشت.ادامه این مقال را با هم پی می گیریم.

[معیارهای یک دین محلی و منطقه ای]

اینک به دو وظیفه مهم جامعه شناسی دین بازمی گردیم.وظیفه اول، بررسی ارتباط کل های اجتماعی - یعنی تمدن ها یا جوامع کل - با نظام های دینی است.آیا نظام های دینی، فراسوی اجتماعات خاص جای می گیرند یا با آن ها انطباق دارند؟ وظیفه دوم، بررسی درجه و نوع سکولارشدن نقش های دینی در جوامع و نظام های دینی متفاوت است.به اعتقاد من، یک دین ممکن است به سه طریق با یک جامعه کل ارتباط برقرار کند.طریق اول، مشارکت در آیین های گروهی و مؤمن شدن افراد به آن است که جنبه ای انفکاک ناپذیر از عضویت گروهی است.عضویت در یک اجتماع، متضمن پرستش خدایان آن اجتماع است.طریق دوم این که نظام عقاید و آیین ها، نظامی مختص به یک اجتماع است; چنین نظامی خارج از آن اجتماع یافت نمی شود.طریق سوم این که آیین ها و عقاید به ویژه باید به تاریخ و سرنوشت آن اجتماع خاص، معطوف باشد، نه به نوع انسان و یا افراد انسانی به طور کلی.در عین حال، ما در بررسی هر یک از این سه طریق علاوه بر مشارکت در یک نظام دینی خاص، نیازمند اثبات ماهیت واقعی اجتماع کل از طریق انجام برخی آزمانها هستیم، و انجام چنین آزمون هایی جز در مورد برخی از مردم نانویسای کاملا منزوی آسان نیست.این آزمون ها معمولا در خصوص زبان مشترک، شناسایی مردم موردنظر توسط یکدیگر و متابعت همگانی از یک حاکم یا مجموعه ای از قواعد حافظ صلح در درون گروه صورت می پذیرد.این آزمون ها براساس هر یک از سه معیار فوق نتیجه مشابهی به دست نمی دهند; در مباحث آتی، سعی خواهم کرد تا کل های اجتماعی را در پرتو معیار سوم که یک معیار سیاسی است، بررسی کنم.در هر کجا که یک کل اجتماعی - طبق تعریف - دین خاص خود را به هر یک از معانی سه گانه ای که مطرح کردم، داشته باشد، آن دین احتمالا پدیده ای کاملا محلی و منطقه ای، (Communal) خواهد بود.در عین حال، خاطرنشان شد که به یک تعبیر هیچ دینی کاملا محلی نیست; همه مردم تصوری از یک «خدای متعالی » که خالق یا حافظ نظم جهان است دارند; خدایی که فعالیت و قدرتش فراتر از سرنوشت یا خاستگاه یک گروه خاص جریان دارد.هم چنین خاطرنشان کردیم که چنین خدایی، خصوصا در میان مردم نانویسا، احتمالا غیر مهم یا به عنوان یک موضوع آیینی، کاملا مغفول بوده است و در هر جا که چنین تصوری از خدا [خدایی که فعالیت و قدرتش معطوف به یک گروه است ] وجود داشته باشد، ما احتمالا نمونه های محلی تری از دین خواهیم یافت.

بر طبق اولین معیار، ممکن است ادعا شود که ادیان مردم نانویسا تماما محلی اند.همه اعضا احتمالا برای بالا آمدن در جامعه، ازدواج، ابراز اطاعت نسبت به یک رئیس، وارث شدن یا به ارث نهادن اقلام، ایفای تعهدات خویشاوندی; خدایان و ارواح، آیین ها و قربانی های جامعه خاص خود را با اشتیاق می پذیرند. تاریخ نگاری مبلغان مسیحی متاخر درباره جوامع نانویسا نشان می دهد که چگونه رفتارهای دینی کاملا با ساخت اجتماعی در همه جنبه های آن در هم تنیده شده است. نوکیشان اگر به تعهدات دینی جدیدشان قویا پای بند باشند، الزاما باید اجتماع قدیمی خود را رها کرده و اجتماع جدیدی جست وجو کنند.با این وجود، ممکن است ادعا شود که بخش عظیمی از تاریخ گسترش آیین بودا، اسلام، هندو و حتی مسیحیت، عکس این قضیه را نشان می دهد، برای مثال، ادیان ابتدایی [ما قبل این ادیان ] آن چنان محلی نبوده اند که ورود عقاید جدید الزاما اجتماع را متلاشی ساخته یا مؤمنان را با یک وضعیت غیرمتعارف و نامطلوب مواجه سازد.این تناقض روشن را می توان با نشان دادن این که چگونه یک دین جدید در یک جا به عنوان جایگزین، و در جای دیگر، به عنوان افزوده ای بر عقاید و اعمال پیشین نمایان شده است، حل نمود.از آن جا که دین محلی پیشین تقریبا متضمن برخی عقاید راجع به یک «خدا» ی متعالی بود، احتمالا خدای واحد اسلام یا مسیحیت با این «خدا» ی متعالی یکی انگاشته می شد; مشروط بر آن که، خدای محلی مذکور هیچ نوع تقاضای اخلاقی یا آیینی مخالف با آیین جدید نداشته باشد، این عقیده جدید را به زحمت می توان چیزی بیش از تغییر نام عقیده پیشین شمرد. هویت یابی های مشابه ای را نیز می توان در فرایند هندو شدن ادیان ابتدایی موجود در جامعه قبیله ای هند ملاحظه نمود.آیین بودا نیز بیش از آن که به عنوان یک عقیده جدید جایگزین عقیده پیشین شود، به عنوان اضافه ای بر آن عقیده نمایان شد; چه این آیین، بیش از آن که یک عقیده جزمی خاص در خصوص واقعی بودن «خدا» ی واحد و باطل بودن خدایان دیگر را تبلیغ کند، نوعی معرفت ویژه نسبت به طریق نجات را ابلاغ کرد.می توانیم چنین نتیجه گیری کنیم که تطابق عضویت دینی و اجتماعی در جوامع نانویسا، افراد یا حتی گروه های کل را در این جوامع از افزودن بر گنجینه دینی شان باز نداشته است.در عین حال، اقتباس و افزودن برخی از جنبه های هماهنگ [با دین محلی ] از یک دین جهانی هم چون بودا، مسیحیت یا اسلام، نمایان گر وقوع تغییر در ساخت بنیانی آن اجتماع است; حصارها کوتاه شده، و اعضا در یک جامعه گسترده تر پذیرفته شده اند.این پذیرش هرچند ممکن است در ظاهر انطباق کاملی با انجام وظایف افراد در کلان، روستا یا قبیله داشته باشد، با این وجود، محتمل است که تدریجا محتوا و ظرفیت آن ها را تغییر دهد.مشاهده شده است که در بخش صحرایی افریقا یک فرایند بسیار تدریجی اسلامی شدن، توام با چالشی نسبتا مستقیم میان ادیان شرک آلود با آیین یکتاپرستی در حال وقوع بوده است. «الله » نه جایگزین، بلکه اضافه شده است.در عین حال، اگر وظیفه الزامی زیارت خانه خدا (مکه) به انجام رسد، حاجی بازگشته از زیارت، فردی بسیار این جهانی تر از سایر همگنانش ملاحظه می شود.او ممکن است بر نوآوری و ایجاد تغییر تاکید کند، با رهبری سنتی درافتد، و از این رو، ممکن است ساخت اجتماعی پیشین را تغییر دهد.واقعیت این است که پیروان یک دین جهانی که توجه ویژه ای به سوادآموزی دارند، تاثیر فوق العاده ای نیز بر تضعیف انزواگرایی دارند و از این رو، ساخت اجتماعی را تغییر می دهند.

دین محلی به معنای اول، یعنی دین به عنوان جنبه ای از عضویت اجتماعی، به جوامع نانویسا منحصر نمی گردد.در حقیقت، دین به این معنی، آن چنان شایع و گسترده است که این نظریه دورکیم که نمادهای دینی صرفا بازنمود جامعه اند و نه چیز دیگر، را تقویت می کند.دولت شهرهای یونان و تمدن بابلی هر یک خدای حافظ و حامی خود را داشتند و شهروندی با مشارکت در پرستش او محقق می شد.آیین کنفوسیوس، به عنوان مجموعه ای از آیین های موردتایید فیلسوفان کنفوسیوسی، یک دین محلی بود که مشارکت در آیین های خانوادگی، شهری و امپراتوری بخشی از وظایف آن و نشانه پذیرش اقتدار پدری و امپراتوری تلقی می شد.سایر ادیان جهانی، نیز در مواردی این جنبه از محلی بودن را به خود گرفته اند.غسل تعمید در کلیسای ارتدوکس روسیه، آیین عضویت و پذیرش فرد در ملت روسیه شمرده می شود.برای اکثریت مردم لهستان، اعتقاد کاتولیکی بخش جدایی ناپذیری از ملیت آن ها محسوب می شود; مضمون یک ضرب المثل مجاری این است که مجار بودن همان کالونیست بودن است.پیوند میان آیین پریسبیتری از شاخه های آیین پروتستان و ملیت اسکاتلندی در تلقی رایج زمانی بسیارقوی بوده و هم اینک نیز این اتحاد وجود دارد; چه این که، ارتباط میان مسیحیت کاتولیک با ملیت گرایی ایرلندی نیز هم چنان برقرار است.

انگلیسی های دست کم قرن نوزدهمی، عضویت در کلیسای خود را به عنوان جبنه دینی عضویت در ملت انگلیس قلمداد می کردند.در عین حال، در همه این جوامع مسیحی، هم اینک هویت دین و جامعه در میان اعضای جامعه بیش از آن که محصول مستقیم اعمال دینی در عرصه های متنوع روابط اجتماعی باشد، موضوعی احساسی، عاطفی است. لهستانی های غیر کاتولیک و اسکاتلندی های غیر پریسبیتری نیز همچنان به حیات خود ادامه می دهند و هم چون سایر اعضای جامعه از منزلت و امکانات قانونی برخوردارند; روابط اجتماعی آن ها هرچند ممکن است به واسطه تفاوت های دینی با مشکلاتی مواجه شود، اما امکان برقراری آن وجود دارد.این امر با آنچه در ادیان محلی جوامع نانویسا و تمدن های باستانی رواج داشت، بسیار متفاوت است.

آشکارترین مصداق یک دین محلی به معنای اول که در جامعه جدید بر آن تاکید می شود، یهودیت ارتدوکس است.مدت ها پس از سقوط دولت یهودی، جوامع یهودی از استقلال اداری برخوردار بودند و آشکارا بر دوری گزیدن از جوامع غیر کلیمی تاکید می ورزیدند، به اعتقاد من، این یک واقعیت است که ملت یهود در خلال همه قرون از فتح فلسطین توسط روم گرفته تا جنبش های جدید آزادی بخش و جذب و همگون سازی، یک کل اجتماعی مؤثر برای اعضای خود بوده است.عضویت دینی و اجتماعی با یک دیگر منطبق بوده و کناره گیری از دین، بیرون رفتن از اجتماع تلقی می شد.یهودیت، نمونه ای از تداوم دین محلی به معنای اول است; آیین مورمونی (2) و آیین سیک نیز نمونه های برجسته ای از ایجاد ادیان محلی جدید یا اجتماعات دینی هستند.در میان مورمون ها، تفاوت دینی به جدایی فیزیکی از گروه جدید مؤمنان منجر شد و این امر تا آنجا که ویژگی های آموزه ای اقتضا می کرد، به ایجاد یک جامعه متمایز منتهی شد.در آیین سیک، رهبران، تحت تاثیر حضور اسلام در هند سعی کردند یکتاپرستی هندوئیسم را اصلاح کنند، اما تحت فشار حاکمان مسلمان و هندوان ارتدوکس، پیروان این آموزه جدید، به عنوان یک اجتماع مجزا و برخوردار از آیین ها و حاکمان سیاسی خاص به گونه ای کاملا آشکار، از سایر گروه ها متمایز شدند.

اینک به دومین معیار یک دین محلی بازمی گردیم و آن اختصاص داشتن یک نظام اعتقادی و آیینی به یک اجتماع است.این معیار در خصوص ادیانی هم چون مورمونی، سیک و یهودیت که در آن ها اجتماع بر تمایزات دینی مبتنی است، قطعا صادق است. این معیار هم چنین درمورد بسیاری از ادیان دیگر، که بر طبق معنای اول ما محلی محسوب می شوند، جریان دارد.بیش تر جوامع نانویسا از یک نظام اعتقادی و آیینی برخوردارند که در بیرون از مرزهای آن ها مورد عمل واقع نمی شود.در هر حال، لازم به تاکید است که وام گیری اقلام اسطوره ای و آیینی حتی در جوامعی که در آن عضویت دینی و اجتماعی باهم انطباق دارند، امری ناشناخته نیست.چنین به نظر می رسد که انطباق میان نظام دینی و ساخت اجتماعی آن چنان کامل نیست که نتوان یک آیین خاص را از زمینه اصلی آن جدا کرده و با موفقیت در حوزه مجاور آن غرس نمود.تا زمانی که چارچوب بنیایی تفکر جان انگاری و شرک [چند خدایی ] باشد، مانع بزرگی در راه اهمیت آیین های جدید وجود ندارد; پرستش اضافی یک خدای قدرتمندتر در عمل توجیه پذیر به نظر می رسد.اگر چه احتمالا داد و ستد دو سویه بوده است، اما گستره زمانی تحقیقات مردم شناختی تنها وقوع این جریان را در ارتباط با تهاجم ادیان جهانی هم چون مسیحیت و اسلام به شرک و بت پرستی نشان می دهد.پاریندر، ( Parrinder) از مطالعه افریقای غربی با این نتیجه می رسد که هرچند آیین های معطوف به ارواح طبیعی تحت تاثیر اسلام یا مسیحیت به سرعت از میان رفتند، اما آیین هایی که وفاداری اجتماعی به خویشاوندان و رؤسا را منعکس سازند، بسیار مورد تاکید واقع شده اند. (3)

وی با توجه به کثرت وام گیری و [درجه بالای ] التفاط و داد و ستد اقلام خاص، مجددا ادعا می کند که حتی در جوامع ساده نانویسا نیز ارتباط نسبتا ضعیفی میان دین و ساخت اجتماعی وجود دارد.در هر زمان، ممکن است یک نظام دینی به اجتماع خاصی اختصاص یابد، با این وجود، مؤلفه های آن فراتر از زمان و تحت تاثیر ارتباطات بیرونی، تغییر یابند.

جداسازی آیین ها از جوامع خاص را آشکارا می توان در تمدن یونانی - رومی مشاهده نمود.این تنها یکی از معابد، (oracles) سنتی جامعه رومی بود که بر اهمیت یسبلی (4) از خدایان فریجیه (5) برای روم به عنوان یکی از اهداف غلبه بر سرزمین کارتاژ (6) تاکید می کرد.پرستش میترای، (Mithra) پارسی در سراسر امپراتوری روم شایع بود، چه این که پرستش دیونیزوس، (Dionysus) (7) در جنوب تراس، (Trace) (8) از طریق جهان یونانی شایع و رایج بود.اگرچه انتقال جمعیت، بدون شک، در جداسازی این آیین ها از جامعه مؤثر بود، اما این جدایی را نمی توان صرفا اثر ساده مهاجرت شمرد. بیش تر چنین به نظر می رسد که در جامعه ای که از نظر جغرافیایی گسترده باشد و بیش تر مردم آن، از دین محلی شهر یا قبیله خاص خود رضایت چندانی نداشته باشند، چنین مردمی برای تجربه انواع جدیدی از دین آمادگی دارند، [علاوه براین که ] مشارکت در هر یک از این ادیان اسرارآمیز خارجی نه نشانه شهروندی و نه علامت تحقیر آن تلقی می شود; چه این ادیان، ادیان محلی به معنای اول یا دومی که ما از یک دیگر متمایز ساختیم، شمرده نمی شوند.

ادیان جهانی مسیحیت و بودا، به معنای دوم ادیانی کم تر محلی اند.اطلاق نام جهانی بر این ادیان، تلویحا به معنای آن است که این ادیان پیروان خود را در جوامع بسیار متفاوت به حساب می آورند.برخی آموزه های برجسته و مشابهت های آیینی، در سراسر تاریخ این ادیان و در گستره وسیع پیروان آن ها به چشم می خورد; بدون توجه به این جنبه، ملاحظه این ادیان به عنوان ادیان منحصر به فرد، گم راه کننده است.با این وجود، در هر یک از این ادیان تفاوت های بسیاری در موضوعات مشترک شان وجود دارد و غالبا گروه عمل کننده به یک شکل خاص، یک اجتماع متمایز شمرده می شود.مجددا می توان به آیین مورمونی به عنوان شکلی از مسیحیت که در آن پیام دینی بنیان اجتماع را شکل می دهد رجوع کرد، در عین حال، نمونه های بسیار زیادی وجود دارد که در آن مسیحیت به عنوان حامی دلبستگی یا مبرز وفاداری به اجتماعات پیشین، (pre - existing) تفسیر شده است.منازعات الهیاتی کلیسای اولیه مسیحی منعکس کننده رقابت های روم، مصر، سوریه و قسطنطنیه در درون امپراتوری است. دلایل الهیاتی برای جدایی مسیحیت شرق از مسیحیت غرب نیز بازنمود رقابت و دشمنی میان یونان و کشورهای لاتین زبان است.کلیسای بدعتی دوناتیست، (Donatist) در افریقای شمالی، در خلال قرون 4 تا 6 میلادی، نمونه جالب توجهی است; [تاسیس] این کلیسا هم به عنوان اعتراض روستاییان بربر علیه شهرنشینان رومی و هم به عنوان جنبش یک جامعه خاص براساس یک منازع دینی در خصوص ویژگی های بایسته منصب کشیشی و ماهیت حقیقی کلیسای خدا بر روی زمین، تفسیر شده است.آیین بودا هم زیستی بیش تری با سایر [نظام های ] اعتقادی داشته و به همین دلیل کم تر می شد که وفاداری های سیاسی و اجتماعی شکل یک نوع خاص بودایی به خود بگیرد.مطمئنا خط تمایز برجسته و و هینایانا، ( Hinayana) ، به موازات هیچ یک از تقسیمات سیاسی یا زبان شناختی ترسیم نشده است، اگرچه آیین بودایی تبت نمونه آشکاری است که در آن نوعی خاص از عمل دینی با یک اجتماع خاص ارتباط یافته است.

اسلام دینی است که بیش از خلق یک جامعه به تغییر بنیانی آن می پردازد.این دین همواره آرمان یک حکومت خدایی که در آن مرزهای ایمان دینی و جامعه سیاسی الزاما با یک دیگر انطباق یافته اند، برای خود حفظ کرده است.با این وجود، بدو دلیل این آرمان تاکنون محقق نشده است.گسترش سریع اسلام به وسیله سربازان، تجار و مبلغان، جوامع مختلف بسیاری را - اعم از جوامعی که بر نوکیشی خود [پذیرش اسلام ] اصرار ورزیده و جوامعی که تنها در ظاهر اسلام را پذیرفته بودند - با یکدیگر متحد ساخت.از سوی دیگر، فشارها و تنش ها در درون جامعه گسترده مؤمنان به تجزیه سیاسی این جامعه منجر شد و هر یک از این اجزا، زمینه شکل گیری یک جامعه کم و بیش مجزا را فراهم آورد.این ایمان مشترک از توسعه جدایی و شکل گیری جوامع متمایز - برای مثال - در مصر، هند و امپراتوری ترکیه مانع نشد.

آیین های هندو، تائو و کنفوسیوس، هر سه، از جمله ادیانی هستند که در آن ها یک جنبه محلی قوی به معنای ارتباط و پیوند وثیق با یک اجتماع خاص مشهود است.ما آیین هندو را به عنوان یک آیین انفکاک ناپذیر از جامعه هند و آیین کنفوسیوس و تائو را آیین های انفکاک ناپذیر از جامعه چین می انگاریم.با این وجود، باید به خاطر داشت که هر یک از ادیان دیگر نیز، پیروان زیادی در این مناطق بسیار وسیع دارند و این در حقیقت، تا حدی نشان گر وجود آزادی و فراغت خاطر مبلغان مذهبی بودایی، مسیحی و اسلامی است.دین کهن ودایی مهاجران آریایی به دین هندوی آریایی و غیر آریایی در شبه قاره تبدیل شد و نظام های دینی موجود در برمه، کامبوج و اندونزی را نیز متاثر ساخت.قابلیت آیین کنفوسیوس و تائو برای تاثیرگذاری بر طیف بسیار متنوع از مردمی که از سمت شمال، چین را مورد تاخت و تاز قرار داده و مردمی که در سمت جنوب در معرض فشار امپراتوری چین بودند، نشان گر آن است که هیچ یک از این نظام ها کاملا محلی نیستند.کنفوسیوس به عنوان یک نظام آیینی، نظام سیاسی امپراتوری را تقدیس می کرد; این آیین، به این معنا ارتباط بسیار نزدیکی با یک اجتماع خاص داشت.آیین تائو تعهد بسیار کم تری به هر شکل خاص از سازمان اجتماعی از خود نشان داده است; عقاید و آیین های آن، هم چون عقاید و آیین های سایر ادیان اسرارآمیز موجود در دنیای یونانی - رومی، پیروان خود را به تشکیل گروه هایی خاص در درون جامعه گسترده تر سوق داد.با این وجود، اعضای این گروه ها می توانستند از آئین های محلی تر کنفوسیوسی نیز پیروی کنند.با نگاهی گذرا، چنین به نظر می رسد که آیین تائو شورش هایی را بر علیه نظم امپراتوری کنفوسیوسی برانگیخته است، همان گونه که فرقه های مسیحی و بدعت گزاران، نارضایتی و شورش علیه کلیسا و دولت را ابراز کردند.در عین حال، این قبیل شورش ها به شکل گیری اجتماعات تائوئیستی متمایز و با دوام منتهی نشد.

خلاصه این که، جوامع گسترده از همگنی دینی برخوردار نیستند.در این جوامع بقایای بسیاری از وفاداری های محلی خرد مقیاس و گروه های مذهبی بسیار متنوعی وجود دارد که روند ضعیف توسعه در اجتماعات خاص را متوقف می سازد.این پدیده حتی در مورد تمدن هندی و چینی که در آن، مفاهیم سنتی آیین هندو و آیین کنفوسیوس، محدود شدن یک دین به یک جامعه خاص را تاکید می کنند، نیز جریان دارد.در حقیقت، هر یک از این ادیان، تنوعی از آیین ها را در بر می گیرند: آیین هندو از طریق در آمیختن با نظام های غیر آریایی و ارائه تفسیرهای جدید از آن ها و آیین کنفوسیوس از طریق تحمل و مدارا با اشکال متعدد آیین های تائویی و بودایی.هم چنین لازم به ذکر است که آیین هندو هم چون آیین مسیحیت و بودا همواره بر محدودیت های اجتماعات سیاسی فایق آمده است.

سومین معیار پیشنهادی برای یک دین این است که آیین ها و عقاید آن باید به طور چشم گیر - اگر نگوییم منحصرا - به یک جامعه خاص معطوف باشد تا به نوع انسان به طور کلی یا به افراد.بار دیگر، با تکیه بر آزمون های انجام شده تاکید می شود که ادیان مردم نانویسا در شکل ادیانی محلی تر از ادیان جوامع نانویسا و گسترده، به حیات خود استمرار داده اند.با این وجود، حتی بر طبق معیار سوم نیز می توان جنبه های محلی دین را در همه تمدن ها ردیابی نمود.هما

لینک کمکی