فایل رایگان پاورپوینت تازه هاي ميراث / کليات بسحق اطعمه شيرازي

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن فایل رایگان پاورپوینت تازه هاي ميراث / کليات بسحق اطعمه شيرازي :

کلیات بسحق اطعمه شیرازی / تألیف ابواسحق جمال الدین حلاّج شیرازی معروف به بسحق اطعمه (متوفی ح 827 ه . ق)، تصحیح منصور رستگار فسایی. انتشارات مرکز نشر میراث مکتوب، تهران 1382 ص 131 + 330.

چکیده

توصیف گونه های اطعمه از جمله موضوعاتی است که می توان جسته و گریخته در آثار شعرای فارسی زبان پیدا کرد. ابواسحق جمال الدین حلاّج شیرازی، مشهور به بسحق اطعمه (در گذشته 827 ه . ق) نخستین شاعری است که تمام کوشش خود را در سرودن شعرهای مربوط به توصیف غذاهای رنگارنگ صرف کرده و دیوان وی سرشار است از نام غذاهایی که اکنون پخته نمی شوند و در شناخت ذائقه و آداب غذا خوردن قدیم ایرانیان مهم می باشد. علاوه بر این، مطالعه نام این غذاها از لحاظ زبان شناسی و اتیمولوژی بسیاری از واژگان فارسی نیز اهمیّت بسیار دارد. بعد از بسحق اطعمه، چند شاعر دیگر نیز در سروده های خود به توصیف اطعمه و ذکر نام غذاها پرداخته اند که از آن جمله می باشند: احمد اطعمه (متوفی 862 ه . ق)، تقی دانش (درگذشته 1326 ش)، سهیل شیرازی (متوفی 1247 ه . ق) و میرزا اشتها (درگذشته 1289 ه . ق).

دیوان بسحق اطعمه نخستین بار به اهتمام میرزاحبیب اصفهانی در سال 1302 در استانبول انتشار یافت و در سال 1382 متن منقّح و محقّقانه آن به تصحیح دکتر منصور رستگار فسائی در تهران (مرکز نشر میراث مکتوب) منتشر گشت، و نویسنده این گفتار پس از اشاره به مطالب فوق، این چاپ را مورد نقد وبررسی قرار داده است. بسحق اطعمه، بسیاری از غزلیات خود را به اقتضای غزلیات شعرای پیش از خود سروده است، که میرزا حبیب اصفهانی، نخستین طابع دیوان بسحق اطعمه نام آنها را مشخص کرده و در بسیاری از موارد در تشخیص خود دچار اشتباه شده است و این اشتباهات در چاپ دکتر رستگار فسایی نیز راه یافته است.

بسحق اطعمه، تعداد زیادی از ابیات و مصاریع شعرای دیگر را نیز تضمین نموده، که دکتر رستگار فسایی به آنها اشاره نکرده است. نویسنده در پایان مقاله، برخی از اغلاط محتوایی و چاپی کتاب را نیز تذکر داده است.

ادبیات فارسی از مهمترین ادبیّات جهان و دریائی است بیکران که شاید هیچکس نتواند به اعماق آن راه یابد. شعر فارسی در هر زمینه قابل تصوّر، هنر نمایی کرده و آثار مهم و با ارزش فراوانی به یادگار گذاشته است. از جمله زمینه هایی که شعرای فارسی زبان از ایرانی و هندی و ترک و عرب و عجم بدان پرداخته اند وصف مجالس بزم و شرح انواع غذاهایی است که در آنها به مصرف می رسیده است.

وصف غذا در پهلوی

در این زمینه ما حتّی آثاری از فارسی میانه، یعنی فارسی پیش از اسلام در دست داریم. رساله کوچکی به پهلوی موجود است به نام خسرو قبادان و ریدکی که در مجموعه متون پهلوی جاماسب اسانا چاپ شده است1 که در آن انوشیروان از پسرکی اشراف زاده و لوس، بارآمده درباری، پر مدّعا که از همه آداب و رسوم با خبر است سؤالاتی می کند و از جمله درباره بهترین غذاها از او می پرسد که او هم به تفصیل شرح می دهد. و ثعالبی هم این گفتگو را در کتاب غرر اخبار ملوک الفرس روایت کرده است و خلاصه آن در ترجمه کتاب ایران در زمان ساسانیان تألیف کریستن سن2 آمده است. فردوسی در شاهنامه نیز به مناسبت هایی از غذاها نام برده است و از او بیشتر و مفصل تر، نظامی در خمسه خود از اغذیه و اطعمه ذکر کرده است.3

در دواوین شعرای دیگر نیز نمونه هایی یافت می شود که شاید بد نباشد کسی آنها را جمع آوری و منتشر کند. و شاید یکی از قدیمی ترین آنها قصیده مفصل و جالبی است تحت عنوان تُتماجیّه که به منوچهری دامغانی نسبت داده اند و مرحوم ملک الشعرای بهار مقاله ای در معرّفی آن نوشته است که در مجموعه «بهار و ادب فارسی» (ج 1 ص 217 220) چاپ شده است4.

بسحق اطعمه

امّا برخی شاعران تمام همّ خود را صرف سرودن اشعار در وصف غذاهای رنگارنگ کرده اند که ظاهرا نخستین آنها بسحق اطعمه از شعرای سده نهم و معاصر حافظ بوده است که مردی ملاّ و درویش صفت و از مریدان سید نعمت اللّه ولیّ بوده است. در اشعاری که او در این زمینه سروده است نام غذاهایی آمده است که بسیاری از آنها امروزه یا درست نمی شود و یا به نام های دیگری خوانده می شود. آقای منصور رستگار فسایی در آخر کلیات بسحق نمایه ای از غذاهای مذکور در کتاب را آورده است که نظری اجمالی بدان، کلمات غریب و ناآشنای بسیاری را آشکار می کند. فهم اشعار و نیز قسمتهای منثور کتاب به دانستن معنای این کلمات و چگونگی تهیّه این غذاها وابسته است و اگر کسی این اطلاعات را نداشته باشد یا از این اشعار هیچ نمی فهمد و یا دریافتی سرسری و مبهم پیدا می کند، لذا این کتاب به نظر اینجانب بیشتر به درد لغویون و اهل لغت می خورد تا از روی آن به بررسی کلمات و ریشه آنها و معانی آنها پی ببرند. متأسفانه فرهنگهای قدیم فارسی به ندرت از این لغات ذکری کرده اند و نحوه تهیّه این غذاها در کمتر کتابی یافت می شود مگر به طور اتفاقی در کتب ادویه طبّی قدیم مانند تحفه حکیم مؤمن یا الابنیه عن حقایق الادویه و امثال آنها.

مشکل فوق باعث می شود که لطف سخن بسحق غالبا به آسانی درک نشود و همین مشکل در مورد دیوان البسه محمود نظام قاری (متوفی حدود 866 ه . ق) که قاری قرآن بوده است نیز ظاهر است و ما که امروز بیش از پانصد سال از آنها دوریم دیگر از آداب و رسوم غذا خوردن و لباس پوشیدن اجداد خود چندان اطلاع نداریم.

اینجانب به واسطه علاقه وافری که به لغت و لغت شناسی (terminology) دارم، به جمع آوری کتاب هایی از این قبیل همواره راغب بودم و دیوان بسحق را هر چه می گشتم نمی یافتم تا عاقبت به ناچار از روی نسخه چاپ کتابفروشی معرفت شیراز زیراکسی تهیّه کردم و به بررسی و مطالعه آن پرداختم و گهگاه برخی مشکلات آن را حل می کردم. چاپ تازه کلیات بسحق این کمبود را جبران کرد و من و امثال مرا در دسترسی به این دیوان نایاب مشعوف ساخت و لذا باید از ناشر و مصحّح کتاب ممنون باشیم که این مشکل را برای ما آسان کردند.

پیش از آنکه درباره چاپ جدید دیوان بسحق سخنی بگویم، بد نیست اشاره ای به شعرای دیگری که در این میدان اسب تاخته اند بشود.

احمد اطعمه

ظاهرا بعد از بسحق که مخفّف ابواسحاق است یکی دیگر از همشهریان او و شاید از اقوام او به نام نظام الدین احمد اطعمه (متوفی 862 ه . ق نه 850 چنانکه در صفحه 111 مقدمه بسحق ذکر شده است) به پیروی بسحق به سرودن شعرهایی در زمینه طعام و غذا پرداخته است و به علت قرب عهد، تذکره نویسان این دو را با هم خلط کرده اند و متوجّه نشده اند که آنها دو نفر بوده اند. احمد اطعمه نیز درویش صفت و از مریدان شاه داعی الی اللّه بوده است.

دیوان این شاعر متأسفانه یا از بین رفته است و یا هنوز به دست اهل فضل نیفتاده است تا منتشر شود و چنانکه آقای رستگار فسایی نوشته اند5 36 بیت از اشعار پراکنده او را آقای دبیرسیاقی از کتب لغت و فرهنگها التقاط کرده و در مجلّه یغما منتشر فرموده اند که در مقدّمه دیوان بسحق نقل شده است ولی این بیت معروف او در بین ابیات مذکور دیده نمی شود که می گوید:

احمد ز ریاضت نشدت کشف بزن لوت چون نیستی از اهل دل از اهل شکم باش6

که نشان می دهد احمد اطعمه از صوفیان ریاضت کش بوده است و از اشعاری که شاه داعی شیرازی، عارف مشهور شیراز و شاعر صوفی قرن نهم (متوفی 870 ه . ق) در مرثیه احمد اطعمه گفته است بر می آید که او عالم و ادیب بوده و کتاب های مطول و مختصر تفتازانی را تدریس می کرده است. و از علوم مختلف بهره مند بوده و شاه داعی او را امام خوانده و رفیق راست رو و پاک خود شمرده و خلاصه آنکه مردی صاحب نام بوده است که عمرش به پنجاه سال نرسیده بوده است و لذا حتی اگر در 49 سالگی مرده باشد سال تولدش 813 می شود که در هنگام فوت بسحق جوانی 14 ساله بوده است و اگر زودتر مرده باشد از این هم کوچک تر بوده است و در هر حال بعید است که با بسحق محشور و از او بهره مند شده باشد مگر آنکه با او نسبتی داشته باشد.

ضمنا در مقدّمه دیوان بسحق آقای رستگار فسایی چهار مادّه تاریخ از شاه داعی برای احمد اطعمه نقل کرده است که دو تای آن اشتباه است یکی مادّه تاریخ اوّل که باید به صورت «بود خوردم» اصلاح شود تا سال فوت 862 به دست آید و دیگری مادّه تاریخ چهارم که باید به صورت «والامام قد ارتحل» اصلاح شود (و او داخل نقل قول است) و در مصرع دوم همین شعر «الاجلّ» درست است و شاید مصرع سوم هم «نظام الدین» درست باشد، چه وزن مختل است، ضمنا اگر ابیات احمد اطعمه بر حسب قافیه مرتب شده بود معلوم می شد که ابیات 10 و 16 و 22 و 31 از یک غزل است و ابیات 18 و 29 نیز از یک غزل دیگر.

حکیم سوری

این شاعر یعنی تقی دانش معروف به ضیاء لشکر و مستشار اعظم (متوفی 1326 شمسی علاوه بر اشعار جدّی و کتب ادبی و اخلاقی و تاریخی دیوانی دارد در دو جلد به نام حکیم سوری که کلاً در وصف طعام و غذاهای مختلف است و چون او متعلّق به عصر حاضر است اشعارش برای همه قابل فهم و لطایف آن قابل درک است و لذا بیشتر از شعرای پیشین چون بسحق و احمد اطعمه شهرت یافت و چون در دادگستری اشتغال داشت لذا دیوان او که در 1919 چاپ شد بزودی مشهور گردید. در ماده تاریخی که برای جلد اوّل گفته است سال 1325 قمری و برای جلد دوم 1356 قمری به دست می آید7 و این نشان می دهد که پیش از انتشار کتاب هایش اشعارش منتشر و معروف شده بود. او در تضمین اشعار دیگران و شرح اغذیه و آداب پرخوری به خوبی از عهده برآمده است و خود در مقدّمه جلد اوّل می گوید که این اشعار که به طیبت سروده ام بر تمام اشعار دیگرم فزونی یافت و در افواه مردم افتاد. شاید چاپ جدیدی از آن مورد استقبال ادبا قرار گیرد.

بسمل شیرازی

حاجی ملاحسن بسمل ملّقب به وکیل الشرع (متوفّی 1247 ه . ق) دیوانی دارد از اشعار هزل که در آن اشعاری در وصف اطعمه آمده است و از نمونه هایی که در مقدّمه کلیات بسحق اطعمه (ص 3 112) ذکر شده است استادی، حسن ذوق و لطف طبع او پیداست و ای کاش اشعار او در این زمینه جداگانه چاپ می شد ضمنا در چاپ چند غلط مطبعی در این اشعار هست که بهتر است اصلاح شود مثل سنگک (ص 112)، نام ما (ص 113) و زنگ می برد از دل (ص 113) که غلط چاپ شده است.

میرزا اشتها

میرزا عبداللّه بن حاجی فریدون گرجی اصفهانی (متوفی 1289 ه . ق) که پدرش را در زمان آغا محمدخان قاجار به همراه صد تن دیگر از گرجستان به اصفهان آوردند و میرزا عبداللّه در 1245 ه . ق در اصفهان متولّد شد و از این قرار او در 44 سالگی فوت کرده است امّا در اشعارش سخن از پیری می گوید که معلوم نیست به مناسبت مقام است یا خود را زود پیر احساس می کرده است. دیوانی در وصف اطعمه دارد که به خط نستعلیق به وسیله سیدحسین شاه شاهانی نوشته شده و با چاپ سنگی در 1312 ه . ق به قطع حبیبی به اهتمام مشتاقی صاحب کتابخانه فردوسی در 79 صفحه چاپ شده است که قریب 1240 بیت دارد. چاپ آن چندان مطلوب نیست و روی کاغذ کاهی است و خطاط گاهی کلمات را به غلط نوشته است و در هر حال اشعارش نسبتا خوب و در برخی قسمت ها عالی است و گاهی بندرت با هزل آمیخته است و چون آقای رستگار فسایی مصحّح دیوان بسحق اطعمه از این کتاب اطلاع نداشته اند ذکری از آن نکرده اند و لذا محض آشنایی خوانندگان چند بیت از غزلی را که به اقتفای حافظ سروده است در اینجا می آوریم.

مشهور گشته است در آفاق نام ما زین اشتهای بی حدِ مالا کلامِ ما
با ما کسی چگونه زند لاف پرخوری کاین سکّه را زدند در اوّل به نام ما
گر روزی تمام خلایق کنند جمع گردد غذای مختصر صبح و شام ما
آن گنبد بزرگ که بر مسجد شه است سرپوش کوچکی است به قاب طعام ما
جامی ز جام یک شبه آید به اصفهان گر عکس آش برگ ببیند به جام ما
بندم خیال پختن نان در تنور دل این هم یکی بود ز خیالات خام ما
پیرانه سر چو ما به جهان یار پشمکیم واجب بود به پیر و جوان احترام ما
قنّاد را ز ما برساند کسی سلام وانگه ز روی لطف بگوید پیام ما
چون ذکر خیر ما همه شیرینی شماست دور از مروّت است بود تلخ کام ما
از فیض عام شربت نارنج عاقبت بیش از سکنجبین به جهان شد قوام ما
از بس که آتشم به دل است از غم کباب سوزد سمندری که کند قصد بام ما
مشکل که روز حشر برآریم

لینک کمکی