فایل رایگان پاورپوینت فروش ابزار جنگي به دشمنان دين

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن فایل رایگان پاورپوینت فروش ابزار جنگي به دشمنان دين :

در این مقاله سخن از حکم فروش جنگ افزار به دشمنان دین است. برای روشن شدن زمینه بحث و درک درست جایگاه مساله یادآوری چند نکته بایسته است:

الف: اسلام پیام آور صلح و دوستی است و هر جا اسلام در جامعه ای به حکمروایی دست یافته، دوستی و امنیت را برای مردم به ارمغان آورده است. در بامداد اسلام جنگها و کشمکشهای قبیله ای سرزمین حجاز را در خود فرو برده بود.به اندک بهانه ای جنگهای خانمان برانداز و ویرانگر میان مردم درمی گرفت. اسلام با آیه های رحمت خود آتش فتنه ها را خاموش کرد و کینه ها را به دوستی و مهرورزی دگر ساخت . (1)

اکنون خطر ازدیاد و انبار شدن سلاحهای جنگی، کیان بشر را تهدید می کند. مسابقه تسلیحاتی میان دولتها، روز به روز در حال افزایش است. و فروش سلاح یکی از منابع درآمد ابرقدرتها به شمار می رود، در حالی که آتش فقر و گرسنگی و تیره روزی در جهان بیداد می کند و هر روز هزاران نفر قربانی بدی تغذیه اند. امنیت نظامی برای سران دولتها، بیش از امنیت غذایی اهمیت پیدا کرده است:

«... وقتی مذاکرات ژنو در پاییز 1983 شکست خورد کارشناسان برآورد کرده اند که حدود چهل هزار و به گفته برخی پنجاه هزار جنگ افزار هسته ای در زرادخانه دو ابرقدرت موجود است که قدرت ویرانگری و تخریبی معادل میلیونها برابر بمبی دارد که به هیروشیما افتاد.» (2)

هر روز در گوشه و کنار جهان، دهها درگیری نظامی رخ می دهد که امنیت دنیا را با خطر روبه رو می سازد در این غوغای ناامنی،اسلام مردم جهان را به صلح و خلع سلاح عمومی فرا می خواند.بی گمان عمل به قانونها و آیینهای قرآن، ضامن امنیت جهانی است. یکی از شعارهای پیشوایان مذهبی دعوت به سلامت و صلح بین المللی است. روایات بسیار از پیامبر (ص) و امامان شیعه(ع) وارد شده که بزرگواران به یاران خود سفارش فرموده اند که سلامت و امنیت و صلح را در جهان بپراکنند و نمایان سازند. در روایتی پیامبر خردمندان را کسانی دانسته که در راه آشکار کردن صلح و سلامت جهانی تلاش می ورزند. راوی می پرسد:

«من اولوا النهی قال هم:... ویفشون السلام فی العالم.» (3)

خردمندان چه کسانی هستند؟ فرمود کسانی که سلام و صلح را در جهان آشکار می کنند .

واژه شناسان، سلام را به سازش و انقیاد و صلح و سلامت از آفات و دوری از دست اندازی و سلام اصطلاحی معنی کرده اند و هر کدام باشد،نشانگر اهمیت دادن اسلام به روابط بین الملل و صلح و سلامت جهانی است. (4)

ب: اسلام به عنوان نظامی سیاسی و اجتماعی، با دیگر ملتها همزیستی مسالمت آمیز دارد. هیچ ملتی در جهان سراغ نداریم که از لحاظ اقتصادی و سیاسی چنان نیرومند باشد که بدون نیاز به دیگران بتواند کار خود را پیش ببرد. تواناییهای ملتها محدود است و همه نیازمند یکدیگرند و هیچ نظامی، بویژه در جهان امروز، نمی تواند راه ورسم خود را بدون شناخت و درک مسائل دیگر مناطق ادامه دهد. نظام اسلامی نیز از این قاعده بیرون نیست. زیر بنای روابط اسلام با دیگران نه بر اساس مادی گری و سودجویی، بلکه بر مبنای عدالت و نگهداشت انصاف استوار است. قرآن به مسلمانان سفارش کرده از ظلم و ستم و دست اندازی به حقوق دیگر ملتها بپرهیزند (5) و می توانند با ملتهایی که به آنان ستم روا نمی دارند، و به خاطر دین با مسلمانان پیکار نمی کنند، پیوند داشته باشند. (6) از آغاز اسلام مسلمانان با دیگر پیروان مذاهب و مشرکان حشرونشر داشته اند و احکام مربوط به این گونه پیوستگیها، بخش در خور توجهی از فقه را ویژه خود کرده است.

ج: اسلام با این که از صلح جهانی دفاع می کند، جنگ و مبارزه را ضد ارزش تلقی نکرده، بلکه برای دفاع از انسانها و ارزشها، آن را مشروع می شمرد و این چیزی است که برابر فطرت و سرشت انسانی است. کدام عقل سلیم است که به صاحبش فرمان دهد در برابر هجوم دشمن خارجی دست روی دست بگذارد و سکوت کند؟ اگر دشمن از مدارا و یا بی ارادگی ما سوء استفاده کرد و دست به کشتار و یغماگری زد، آیا باز جنگ و مبارزه ضد ارزش و مصداق خشونت است؟ چه بسا سکوت و سازش در برابر مهاجمان، مرز بقاء یا نابودی ما باشد; از این روی اسلام مبارزه را برای دفاع از نفس مشروع و مقدس می شمارد و نیز برای دفاع از ملتهای ستمدیده و رهایی آنان نیز جهاد پسندیده است. البته این بخش از جهاد دارای شرطها و بازدارنده هایی است که نگهداشت انصاف و عدالت در برخورد با دشمن و نگهداشت حدود و مرزهای الهی از اهم آن است. (7)

د: اسلام در دادوستدها و تجارتها، معیارهایی را در نظر گرفته که ریشه در جهان بینی و نگرش ویژه خود به انسان دارد از جمله آن معیارها ، به مصلحت بودن دادوستد برای روح وتعالی و تکامل انسان است. در جهت مقابل، دادوستدهای فاسد و زیان آور و به تعبیر دیگر شرع، دادوستدهای گناه آلود و منکر، ممنوع است. خسران این دادوستدها، گاه مربوط به خود این کالاهاست، مثل خرید و فروش مردار برای خوردن،، تجارت شراب، فحشاء و یا مواد مخدر و گاه، برای این است که این تجارت کمک و همراهی و زمینه پیدایش ستم است، مانند کمک به ستمکار. چه بسیار دولتها که برای رونق اقتصادی خود از هیچ تجارتی رویگردان نیستند و تجارت شراب و مواد مخدر نقش اساسی در بازارشان دارد:

« در یکی از سالهای نه چندان دور، از یکی از رئیسان جمهور تازه انتخاب شده امریکا،نظرش را درباره «ماری جوانا» پرسیدند، پاسخ داد که :از آزادی در آن کشور باید تا آخرین قطره خون دفاع شود.» (8)

بی گمان این آزادی که در آن، انسان به دست خود نابود شود، در معیارهای اسلام جای ندارد و صددرصد اسلام با آن مخالف است. اگر تجارتی مایه فساد و انحراف انسان شود، هر چند سودآور باشد، از نگاه این دین الهی مشروع نیست.

مساله فروش سلاح به دشمنان دین از زیر مجموعه های این بحث است. فقهای پیشین، به مناسبت دادوستد حلال و حرام، به صورت کوتاه آرای خود را در این باره بیان کرده اند. (9)

امروز نقش جنگ افزار در معادلات و دگرگونیهای جهانی، بیش از گذشته است و با ابزار جنگی رایج در زمان پیامبر و امامان درخور مقایسه نیست. دگرگونیهای گسترده پیامدهای ویرانگر سلاحهای امروزی، گزاره ها و مسائل جدیدی را به میان آورده که در گذشته مطرح نبوده است.

پرسش دیگر که سلاح چیست و آیا سلاح منحصر به ابزاری است که به گونه مستقیم برای مبارزه به کار می رود یا خیر؟ اگر تا دیروز ابزار نظامی در شمشیر و سپر و زره و ...خلاصه می شد، امروزه برای از پا در آوردن دشمن از اهرمهای گوناگون، از جمله:اقتصادی، مثل نفت، گندم، و دارو و آب و ...نیز استفاده نظامی می شود و کاربرد محاصره اقتصادی، کم تر از سلاح نظامی نیست. آیا عنوان سلاح در روایات این موارد را نیز در بر می گیرد یا خیر؟

به عنوان مثال آیا فروش نفت به اسرائیل از مصادیق فروش اسلحه است؟ که باید در جای خود مورد بحث قرار بگیرد. حال آنچه در این جا، مورد بحث است این که اسلام، درباره فروش اسلحه چه نظری دارد.

آیا معیارهای کلی درباره تجارت با غیر مسلمانان،جنگ افزار را نیز در برمی گیرد یا خیر؟

اگر از فروش سلاح به دشمنان دین باز داشته شده، دشمنان دین چه کسانی هستند؟

امام خمینی، بینشی نو و برداشتهای مفیدی از روایتهای وارده در این موضوع دارد.ایشان، با دیدی فراگیر و همه سویه مساله را بررسی کرده و باتوجه به روح و مذاق شریعت و نیازهای زمان و مکان و اختیارات حاکم اسلامی در مساله، به استنباط حکم پرداخته است. فتوا و شیوه اجتهادی امام در این موضوع، در دیگر مسائل نیز در خور استفاده است و ارائه آن برای پویندگان فقه دور از فایده نیست.

دشمنان دین

کافران و کسانی که اسلام را قبول ندارند، در اصطلاح فقهاء، دشمن دین شمرده شده اند. بیش تر فقهاء، خوارج و نواصب و غلات را در ردیف و کنار کفار قرار داده اند. و بغاه (سرکشان علیه نظام مشروع اسلامی) و راهزنان نیز دشمن دین شمرده شده اند. (10)

دیدگاه فقیهان در این مقوله به هشت دیدگاه می رسد که مشهورترین آنها سه دیدگاه زیر است:

1. مشروع نبودن فروش ابزار نظامی به دشمنان دین: فقیهان بسیاری براین نظرند و مساله را به گونه مطلق در ردیف تجارتهای نامشروع شمرده اند.

شیخ مفید:

« و بیع السلاح لاعداءالدین حرام و عمله لمعونتهم علی قتال المسلمین.» (11)

فروش جنگ افزار و ساختن آن برای دشمنان دین حرام است، چون آن را در راه جنگ با مسلمانان به کار می گیرند.

شیخ طوسی در نهایه:

«... و بیع السلاح لسائر الکفار و اعداء الدین حرام و کذلک عمله لهم و التکسب بذلک و معونته علی قتال المسلمین واخذ الاجره علی ذلک حرام .» (12)

... فروش سلاح به دیگر کفار و دشمنان دین و نیز ساختن ابزار جنگی برای آنان ، حرام است و نیز گذران زندگی از این راه کمک به آنان در جنگ با مسلمانان و مزد گرفتن برای این کار، نامشروع است.

سلار (13) ، محقق حلی (14) ، شهید اول (15) ، و شماری دیگر نیز بدون هیچ قید و شرط فروش جنگ افزار به کافران و دشمنان دین را نامشروع دانسته اند.

باورمندان این دیدگاه به چند دلیل استدلال جسته اند، از جمله:

الف. حکم عقل به نامشروع بودن فروش سلاح به کفار. (16)

ب. قرآن، آیشریفه :«لا تعاونوا علی الاثم و العدوان » (17) با این شرح که فروش اسلحه به دشمنان دین، از نمونه ها و مصداقهای ستم و دشمنی است.

ج. روایات:

ء «علی بن جعفر فی کتابه عن اخیه موسی (ع) قال:سالته عن حمل المسلمین الی المشرکین التجاره؟

قال:اذا لم یحملوا سلاحا فلا باس.» (18)

علی بن جعفر می گوید: از برادرم موسی (بن جعفر ) در باره بردن کالا برای مشرکان نظر خواستم.

وی پاسخ داد: اگر کالا ابزار جنگی نباشد، بی اشکال است.

ب: شیخ صدوق از حمادبن عمرو و انس بن محمد از پدرش از امام صادق(ع) نقل می کند که پیامبر(ص) به علی(ع) وصیت کرد:

« یا علی کفر بالله العظیم من هذه الامه عشره ... و بائع السلاح من اهل الحرب.» (19)

یا علی ده گروه از این امت به خدای بزرگ کافر شده اند، از جمله آنان :فروشنده جنگ افزار به کفار جنگی است.

2. فرق گذاری بین زمان جنگ و صلح: این گروه بر این باورند: در وقت جنگ، فروش سلاح به کافران جایز نیست و در وقت صلح و قرارداد ترک دشمنیها، جایز است.

ابن ادریس می نویسد:

«وعمل السلاح مساعده ومعونه لاعداء الدین وبیعه لهم اذا کانت الحرب قائمه بیننا وبینهم فاذا لم یکن ذلک و کان زمان هدنه فلا باس بحمله الیهم و بیعه بهم.» (20)

کمک تسلیحاتی و فروش سلاح به دشمنان دین در وقت جنگ میان ما و آنان حرام است، ولی در وقت صلح، بردن اسلحه برای آنان و فروش کالای نظامی به آنان جایز است.

مقدس اردبیلی (21) و صاحب حدایق (22) نیز همین عقیده را دارند. صاحب جواهر قائل به تفصیل است و حرام بودن فروش را بسته به یکی از دو چیز می داند:قصد کمک به دشمنان دین و دوم، فروش سلاح در وقت جنگ. (23)

مهم ترین مدرک باورمندان به این فرق گذاری، روایت ابی بکر حضرمی و روایت هند سراج است:

« ابی بکر حضرمی، قال:دخلنا علی ابی عبدالله (ع) فقال له حکم السراج: ما تقول فیمن یحمل الی الشام السروج و اداتها؟ فقال:لاباس. انتم الیوم بمنزله اصحاب رسول الله (ص) انکم فی هدنه . فاذا کانت المباینه حرم علیکم ان تحملوا السروج و السلاح.» (24)

بر امام صادق وارد شدیم. حکم زین ساز به امام گفت:حکم کسی که برای شامیان زین و دیگر ابزار رزمی می برد چیست؟

فرمود:مانعی ندارد. شما اینک چون یاران پیامبر و در وضع و حال صلح به سر می برید.

اگر میان ما و شامیان جنگ در گرفت، بردن زین و اسلحه برای آنان نامشروع است.

«هند السراج قال: قلت: لابی جعفر (ع) اصلحک الله، انی کنت احمل السلاح الی اهل الشام فابیعه منهم، فلما عرفنی الله هذا الامر ضقت بذلک و قلت: لا احمل الی اعداء الله.

فقال: احمل الیهم فان الله یدفع به عدونا و عدوکم. یعنی الروم و بعهم. فاذا کانت الحرب بیننا فلا تحملوا. فمن حمل الی عدونا سلاحا یستعینون به علینا فهو مشرک.» (25)

هند سراج می گوید:

به امام باقر گفتم: من همواره برای شامیان ابزار جنگی می بردم، چون خداوند مذهب اهل بیت را به من شناساند در تنگنا قرار گرفتم و با خود گفتم:دیگر برای دشمنان خدا اسلحه نمی برم.

امام فرمود:برایشان اسلحه ببر; زیرا خداوند به وسیله شامیان دشمن ما و شما; یعنی رومیان را واپس می زند. و سلاح به شامیان بفروش. اگر میان ما و شامیان جنگ درگرفت سلاح برای آنان نبرید که هر کس دشمنان ما را با سلاح نظامی یاری کند مشرک است.

این دو روایت، سبب شده که شماری میان زمان صلح و جنگ فرق بگذارند و به وسیله آن روایاتی را که به طور مطلق دلالت بر حرام بودن می کنند تخصیص بزنند. (26)

3. دیدگاه امام خمینی: امام به مساله از افق بالاتر و گسترده تری نگریسته است. درباره فروختن و نفروختن سلاح به غیر مسلمانان و کافران،دولت اسلامی باید تصمیم بگیرد که آیا فروختن و یا نفروختن به صلاح امت اسلامی است، یا خیر؟ آیا زمینه ها و نیازهای روز جهان، چنین اجازه ای را می دهند، یا خیر.

فروختن و نفروختن سلاح به کافران و ... حکمی قطعی که در همه زمانها و مکانها یکسان باشد، ندارد، هر زمانی برابر نیازهای زمان و مکان حکمی بر آن بار است. نظام دولت مشروع دینی اگر تشخیص داد در صورت فروش اسلحه به کافران، بنیه نظامی آنان نیرو و توان می گیرد و این سبب می شود مسلمانان در ضعف قرار بگیرند، آن را ممنوع می کند و اگر خطری در میان نبود، فروش آن را اجازه می دهد و در این کار فرقی میان زمان صلح و جنگ نخواهد بود:

«... ان هذا الامر من شئون الحکومه و الدوله و لیس امرا مضبوطا بل تابع لمصلحه الیوم و مقتضیات الوقت.» (27)

فروش سلاح به دیگران از شؤون و مسئولیتهای حکومت و دولت است.

این کار برنامه ای دگرگون ناپذیر نیست، بلکه پیرو مصلحت روز و نیازهای زمان است.

امام در تحریرالوسیله نیز، بر نگهداشت مصالح مسلمانان و نقش زمان در فروش سلاح به دشمنان دین تاکید کرده است و نوشته این کار مهم و حساس در حوزه اختیارات والی و زمامدار مسلمانان بوده و دیگران در آن حق دخالت ندارند:

«فلابد من بیعه من مراعاه مصالح الاسلام و المسلمین و مقتضیات الیوم والامر فیه موکول الی نظر والی المسلمین و لیس لغیره الاستبداد بذلک.» (28)

پیش از بیان مستندات امام، آگاهی از مقدمات چند راه را بر فهم بهتر مساله هموار می کند. بخشی از این پیش درآمدها را امام خود در همین بحث یادآور شده و پاره ای دیگر را از گفته ها و نوشته های دیگر امام استفاده کرده ایم:

1. امام خمینی همواره نسبت به تولید و توزیع بی رویه جنگ افزار در جهان ابراز نگرانی کرده و توسعه طلبی ابرقدرتها و انبار کردن سلاحهای هسته ای و موشکهای دوربرد را از گرفتاریها و دشواریهای جدی دنیای امروز برشمرده است.

امام، بارها اعلان خطر کرده که چه بسا بی تقوایی و یا جنون آنی، سران دولتها را به جنایات بزرگ وادارد و کسانی چون هیتلر و صدام بر مسند کار قرار گیرند که در بحرانها، قدرت تصمیم گیری نداشته باشند.

امام، مذاکرات سیاسی درباره محدودکردن سلاحهای هسته ای را هر چند گاه، در جهان برگزار می شود، جدی نگرفته و بر این باور است که ابرقدرتها، بویژه امریکا همچنان به تولید این سلاحها مشغول است و این هیاهو برای اغفال رقبا و مردم جهان انجام می گیرد.

امام برای پیشگیری از فاجعه جهانی پیشنهاد کرد، عالمان و خطبا و نویسندگان مردم را آگاه کنند و توده برای مقابله با خطر و حفظ آنچه در دست دارند، در برابر ابرقدرتها بایستند و از گسترش سلاحهای خطرناک جلوگیری کنند:

« باید برای آتیه دنیا، امروز توده های مردم، نویسندگان، گویندگان فکر بکنند و مردم را آگاه بکنند و به این خطری که تمام بشریت را تهدید می کند. و اگر این ابرقدرتها در حالی که هستند و مشغول تهیه سلاحهای بزرگ اتمی و غیر آن هستند، به همین حال باقی باشند دنیا ممکن است به خرابی بکشد و عمده ضررش به ملتها برسد. باید هر کس در هر جا هست، نویسنده ها... روشنفکران...علماء...و دانشمندان مردم را به این خطر آگاه کنند، تا بلکه خود مردم و توده های مردم در مقابل این دو قدرت بایستند و این سلاحها را جلوگیری کنند.» (29)

نگاهی به گزارشهای کارشناسان و دانشمندان نیز گواه این سخن امام است. آنان گفته اند: مطالعات کارشناسی و تجربیات عینی نشانگر پایین بودن ضریب اطمینان به سلاحهای ویرانگر جدید است. نه اعتماد به کنترل و شیوه نگهداری جنگ افزارها موجود است و نه به قدرتهای مالک آن:

«این واقعیت که موتورهای نوین جنگ افزارهای ویرانگر می تواند به دلیل اشتباههای فنی و انسانی خودبه خود به راه افتد، به راستی اجازه نمی دهد که بیش از این به عبارات فریب آمیز اطمینان بخش اعتماد کنیم و این عبارت دیگر جایی برای تکرار ندارند.» (30)

2. مقصود از جنگ افزار موضوع بحث، ابزاری هستند که امروزه، برای جنگ و دست اندازی به دیگر سرزمینها، استفاده می شوند. پس سلاحهای قدیمی که در نبردهای امروزی کارایی ندارند و چه بسا دولتها برای مقاصد غیر نظامی آن را نگهداری می کنند، در فروش آن به دشمنان دین بحثی نیست و احکام تجارت اسلحه آن را در بر نمی گیرد. (31)

3. گرچه گستره مفهوم «دشمنان دین اعداء الدین » همه کافران و غیرمسلمانان را در بر می گیرد، ولی این فهم لغوی در این جا مراد نیست، بلکه هدف از آن کسانی هستند که با دین و متدینان دشمنی می ورزند و قدرت و توان نظامی آنان برای اساس اسلام و نظام اسلامی خطرناک است. دامنه همکاری نظامی نباید به توانمندی آنان بینجامد و اسلام به دست خود مسلمانان ناتوان شود. این معیار اصلی در فروش سلاح به دشمن است. در این جهت، فرقی نمی کند با آن دشمن در حال جنگ باشیم و یا صلح. چه بسا دولت غیرمسلمانی با ما قرارداد صلح امضا کرده باشد; ولی پنهانی به آمادگی رزمی روآورده تا در فردای صلح به مسلمانان هجوم آورد. در چنین حال و روزی، اجازه نداریم به بهانه صلح به اینان اسلحه بفروشیم. ولی اگر طرف تجارت غیرمسلمانانی باشند که زیرپوشش نظام اسلامی زندگی می کنند، مانند کافرانی که در سایه قدرت پیامبر بودند و آن حضرت در مواردی از ایشان استفاده نظامی می کرد و یا اهل ذمه و یا دولت کافری که در طول سالها صداقت و امانت آن را در همپیمانی با مسلمانان تجربه شده است و یا سست کردن بنیه های آن به سست کردن نظام اسلامی بینجامد، فروش سلاح به این افراد اشکالی ندارد و چه بسا ضرورت ما را وادارد بدانان کمک نظامی کنیم. (32)

4. مسلمانان محارب: افزون بر کافران کینه جو، مسلمانانی که با نظام شایسته اسلامی بجنگند نیز، دشمن دین شمرده شده و فروش اسلحه به آنان ناروا است، چه مخالفت در شکل توطئه و شورش و نافرمانی انجام گیرد، مانند: شورش معاویه علیه نظام اسلامی امیرمؤمنان و چه در شکل دیگر. (33) قطاع الطریق و راهزنان که امنیت مردم را به خطر اندازند نیز، دشمن دین به شمار می آیند. (34)

5. دشمنان مذهب اهل بیت: گرچه هر کس که شیعه نباشد مخالف مذهب و دین ماست، ولی مقصود از اعداءالدین هر مخالفی نیست، بلکه مقصود آن گروه از مخالفانی هستند که با شیعه دشمنی دارند و شیعیان را کافر می شمرند و ریختن خونشان را روا می دانند فروش سلاح به این گروه جایز نیست.

امام خمینی، برای معیارهای اسلامی، نواصب و ستیزندگان با مذهب اهل بیت را دشمن دین می شمارد. (35) وی، پیش از پیروزی انقلاب اسلامی درباره این مقوله مثال زده که روشنگران: اگر در منطقه ای مانند: ایران، شیعیان دارای دولت مستقلی بودند، هر چند این نظام از هر نظر مطلوب نباشد، حمایت از مذهب شیعه و نظام منتسب به او واجب است و فروش سلاح به کسانی که قصد براندازی مذهب شیعه و جایگزینی گروه دیگری را دارند، حرام است. (36)

6. گرچه عنوان سلاح در روایات، انصراف دارد به ابزاری که به گونه مستقیم در مبارزه و جنگ کاربرد داشته باشد، مانند شمشیر و مسلسل، ولی نگاه به واقعیتهای خارجی و نقش تعیین کننده ابزارهای غیرنظامی در پیروزیها و شکستها، بویژه در جنگهای امروزی، سبب شده امام خمینی، دایره سلاح را گسترش دهد و هر آنچه در برتری نظامی دشمن کارایی داشته باشد، مانند: تدارکات، پشتیبانی، حمل و نقل، تبلیغات، غذا، دارو و... را جزو ابزار جنگی به شمارد و فروش و انجام آنها را حرام:

«بل لایبعد التعدی من بیع السلاح الی بیع غیره لهم مما یکون سببا لتقویتهم علی اهل الحق کالزاد والراحله والحموله و نحوها.» (37)

بر همین مبنی، امام پیش و پس از انقلاب اسلامی، فروش نفت و هر دادوستدی را که به تواناسازی بنیه اسرائیل بینجامد، حرام دانسته و اعلام کرده: تا زمانی که این ماده فساد در منطقه وجود داشته باشد، این حکم باقی است:

«کمک به اسرائیل، چه فروش اسلحه و مواد منفجره و چه فروش نفت حرام و مخالفت با اسلام است. رابطه با اسرائیل و عمال آن، چه رابطه تجاری و چه رابطه سیاسی، حرام و مخالفت با اسلام است و باید مسلمین از استعمال امتعه و اجناس اسرائیل خودداری کنند.» (38)

دلیلهای مساله:

1. عقل: عقل سلیم در ردیف قرآن و سنت از منابع استنباط احکام است. کتاب و سنت و عقل با یکدیگر همسویند و به هم در فهم مسائل کمک می کنند. در این میان عقل از این ویژگی برخوردار است که در دائره احکامی که در حوزه نفوذ خود می داند، چیزی او را مقید نمی کند. عقل، افزون بر این که شارح کتاب و سنت است، این قدرت را دارد که احکام آن را بگستراند و یا دایره آن را محدود کند.

در مواردی، با به دست آوردن ملاک حکم، حکم کتاب و سنت را به موارد غیرمنصوص گسترش دهد و یا آن را مقید سازد.

به تعبیر امام خمینی:

«احکام عقلیه، نه تنها در خور تخصیص نیستند، بلکه هر قانون شرعی که در قرآن و سنت بیان شده، اگر عقل نیز با آن موافق باشد، آن حکم تخصیص بردار نیست از این رو چون آیه: «لاتعاونوا علی الاثم والعدوان » در نظر عقلی فراگیر و همه جانبه است، هر جا کاری کمک به گناه یا تهیه مقدمات آن باشد در نظر عقل نکوهیده و نامشروع است.» (39)

بله، در مواردی که خرد خودداوری می کند که حکمی از قلمرو داوری او بیرون است، مانند تعیین رکعتهای نماز و یا شمار روزهای روزه، تنها راه تعیین وظیفه نصوص شرعی است. در مورد بحث، امام چنین استدلال کرده است: دلیلها و نمونه هایی که درباره روایی و ناروایی فروش جنگ افزار به دشمن دین، به ما رسیده تعبدی نیست، بلکه ارشاد به حکم و فهم عقل است. و نمی توان به ظاهر قاعده ها و نصها بسنده کرد. عقل حکم می کند: معیار اصلی در این باره، کفر یا اسلام و یا صلح و جنگ نیست. میزان در حرام بودن، تواناسازی بنیه دشمنان توطئه گر و سرکش و سست کردن بنیه اسلام است. این معیار، به هیچ قیدی مقید نمی شود و اگر از ظاهر روایات، جز این استفاده شود، بایستی به دلیل عقل مقید شوند و یا بدان اعتنا نشود:

«فلا الهدنه مطلقا موضوع حکم لدی العقل ولا المشرک والکافر کذلک. والتمسک بالاموال والقواعد الظاهریه فی مثل المقام فی غیر محله. والظاهر عدم استفاده شی ء زائد مما ذکرنا من الاخبار. بل لو فرض اطلاق لبعضها یقتضی خلاف ذلک ای یقتضی جواز البیع فیما خیف الفساد و هدم ارکان الاسلام او التشیع او نحو ذلک لامناص عن تقییده او طرحه.» (40)

به نظر عقل، نه صلح ملاک حکم است و نه عنوان کافر و مشرک.در چنین مساله ای که عقل حکم دارد، دستاویز قرار دادن قواعد ظاهری بی جاست. گویا روایات نیز، بیانگر همین نکته اند و اگر از پاره ای از آنها در جهت روایی و ناروایی، استفاده اطلاق شود، در مثل اگر در روایتی با وجود فساد و یا ترس از نابودی اساس اسلام یا تشیع، اجازه فروش سلاح به کافران داده شده، آن روایت بایستی مقید شود و یا به کنار نهاده شود.

شاید از گفته شیخ مفید و شیخ طوسی که حرام بودن را معلل کرده اند به این نکته:«چون سلاح را در راه جنگ با مسلمانان استفاده می کنند» بتوان این را فهمید که مرادشان اطلاق ناروایی فروش نیست، بلکه در جایی حرام دانسته اند که ترس از نابودی اسلام و یا فساد باشد.

مقدس اردبیلی نیز، دلیل عقلی را در شمار دلیلهای ناروایی فروش سلاح به دشمنان دین یاد کرده و سپس افزوده: این کار کمک به ستم است. (41) پیوست این دو مطلب، مؤید دیدگاه حضرت امام است که فروش سلاح، مقید به ترس از نابودی اساس اسلام و فساد است.

2. روایات: امام خمینی پس از استدلال عقلی بر مساله، نگاشته: روایتهای وارد شده در موضوع نیز، ارشاد به حکم عقل دارند:روایی،یا ناروایی، فروش سلاح به دشمن دین، بستگی به مصالح اسلام و مسلمانان دارد و اگر فساد در میان باشد، فروش آن نامشروع است.

روایتهایی که مستند باورمندان منع فروش سلاح به دشمن، در همه حال، قرار گرفته است، گیریم که ظهور در منع مطلق داشته باشند، به روایاتی که فروش سلاح را در حال صلح جایز دانسته اند، مقید می شوند.

لینک کمکی