فایل رایگان پاورپوینت درآمدي بر علم کتابشناسي(1)

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن فایل رایگان پاورپوینت درآمدي بر علم کتابشناسي(1) :

چکیده

کتابشناسی، یکی از مهمترین شاخه های علوم کتابداری و اطلاع رسانی است و از آغاز پیدایش، تعاریف متعدّدی از آن صورت گرفته و تطوّرات و تغییرات بسیار یافته است.

واژه بیبلیوگرافی برگرفته از زبان یونانی است و به معنای نوشتن یا استنساخ کتاب ها مورد استفاده و رواج داشت. پس از سده هفدهم میلادی، معنای آن از تحریر و نوشتن کتاب ها، به مفهوم نوشتن درباره کتاب ها تغییر یافت. هدف کتابشناسی این است که تا حد ممکن برای محقّقان و مربّیان، امکان شناخت منشورات و تغییرات و تحوّلات در زمینه نشر را در هر یک از عرصه های تخصّصی در همه جای دنیا فراهم آورد. کتابشناسی، آمیزه ای است از علم و فن. فن دراین راستا، متضمّن ثبت کتاب ها و موارد مکتوب دیگر است، و علم با صنعت کتاب ها و تدوین آنها ارتباط دارد. کتابشناسی از لحاظ تقسیم بندی، دارای سه نوع است: تاریخی، تحلیلی (انتقادی) و شمارشی (نظام یافته). می توان کلیّه انواع و اقسام کتابشناسی را در دو گروه بزرگ منحصر ساخت که در هر یک، انواع کتابشناسی ها داخل شوند: 1. کتابشناسی های جهانی، مثل فهرست های کتابخانه کنگره، فهرست های موزه بریتانیا و فهرست های کتابخانه ملّی پاریس. 2. کتابشناسی ملّی، که مهمترین ابزار ثبت کتاب شناسی در هر کشور به شمار می رود.

علم کتابشناسی و تطور معنایی آن در گذر تاریخ

کتابشناسی در سده بیستم، به دلایلی، اهمیت ویژه ای یافت یکی احتیاج به مکانیزمی مؤثر در ثبت و ارائه اسناد و وثایق ارتباط انسانی در عصر جدید در مواجهه با پیشرفت وسیع نشر؛ و دیگر نیاز خاص کشورهای پیشرفته به دستیابی به اطلاعات علمی و تکنولوژیک. به درستی گفته اند که بدون وجود کتابشناسی، اسناد و مدارک مدنیت از بین رفته و برای نیازمندی های انسان قابل استفاده نخواهد بود.

کلمه بیبلیو گرافی در اصل، از زبان یونانی آمده است. این واژه، مرکب است از دو کلمه یونانی (Biblion) به معنی کتابچه که صورت تصغیر یافته (Biblos / کتاب) است و کلمه (Graphia) که اسم فعل مأخوذ از (Graphien) یعنی نگارش / می نگارد است، و صورت ترکیب یافته این دو، (Bibliographia) است. زبان لاتین، این واژه را بدون تغییر برگرفت و در عصر جدید، این واژه به صورت معرّب به زبان عربی راه یافت و سپس به اصطلاحی شایع، تبدیل شد و آن عبارت است از علمی مستقل، که از مهمترین شاخه های علوم کتابداری و اطلاع رسانی به شمار می رود، به طوری که شبکه بزرگی از موضوعات، و مجموعه پیچیده ای از روش ها و تحقیقات را تحت پوشش قرار داده است. چرا که وظیفه آن، بررسی تولیدات فکری انسان در چارچوبه ای بوده که همه روزه گسترش می یافته است.1

واژه بیبلیوگرافی در اصل وضع آن، همچنان که در عصر هلنی متداول بود، به معنای نوشتن یا استنساخ کتاب ها استفاده و تداول داشت. آنگاه به زبان لاتین و از آنجا به زبان های جدید اروپایی و سپس به دیگر زبان های دنیا منتقل شد.

پس از سده 17 م معنای آن از نوشتن کتاب ها، به مفهوم دیگری، یعنی نوشتن درباره کتاب ها تغییر پیدا کرد. هارولد لایندر نوشته: «نخستین بار استفاده از واژه کتابشناسی در این معنی، در سال 1933 م با انتشار کتاب کتابشناسی سیاسی توسط گابریل نوده صورت گرفت2 و نول مالکس آن را تأیید کرده است»3.

واژه یا اصطلاح کتابشناسی، از سده هفدهم تاکنون، دچار تطورات و تغییراتی شده است. مثلاً فرهنگ Fenning که در سال 1761 م انتشار یافته، کتابشناس را «فردی که کتاب ها را می نویسد، یا استنساخ می کند»4 معرفی کرده است. آنگاه انتقال معنایی مهمّی از واژه کتابشناسی صورت گرفت و آن همان نوشتن پیرامون کتاب ها بود. این انتقال معنایی برای اولین بار در سال 1763 م در فرانسه انجام گرفت. سپس این مفهوم، یعنی کتابت کتاب ها، از اواخر سده هجدهم به افول گرایید و سپس همین معنای اخیر و شایع (نوشتن درباره کتاب ها)، تغییرات و تطورات ذیل را به دنبال داشته است:

در فرهنگ آکسفورد، کتابشناسی به صیغه های مختلفی بر اساس ترتیب پیدایش آنها آمده است:5

الف) کتابشناس (Bibliographer)

1. کاتب یا ناسخ کتاب ها: در کتاب مذکور آمده که این معنی در سال 1656 م به کار رفته است و دو نویسنده، یعنی Blount و Fenning آن را در سال 1761 م به کار برده اند. این معنی هم اکنون مهجور بوده و فرهنگ آکسفورد نیز به آن اشاره کرده است.

2. کتابشناس: یعنی کسی که درباره کتاب ها و توصیف موضوعات و گزارش چاپ و نشر آنها می نویسد. فرهنگ آکسفورد برای این معنی، به دو متن از دو نویسنده به نام های Dibdin (سال 1814 م) و Buckle (سال 1869 م)، استناد جسته است.

ب) کتابشناسی (Biblography)

1. نوشتن یا استنساخ کتاب ها، که در سال 1678 م به کار رفته و معنای مهجوری است.

2. توصیف روشمند کتاب ها و گزارش تاریخ، تألیف، چاپ، انتشار و چاپ های مختلف کتاب ها. فرهنگ آکسفورد برای این مفهوم، شواهدی از سال های 1814 م 1854 م و 1870 م آورده است.

3. کتابی که متضمن همین جزئیات باشد. این معنی در سال 1838 م پیدایش یافت.

4. فهرست کتاب های یک مؤلف یا یک کشور و یا فهرست موضوع یا ایده ای مشخص. این معنی از کتابشناسی، در خلال سال های 1869 تا 1879 م به وجود آمد، و فرهنگ آکسفورد در این ارتباط، متونی را شاهد آورده است.6

ج) Bibliographical

مربوط به کتابشناسی است و در سال 1802 م ظهور یافت.

د) Bibligraphically

زیر مجموعه کتابشناسی و در سال 1824 م پدید آمده.

محققان به منظور غلبه یافتن بر این واژه، اصطلاح Bibliology (بیبلیولوژی) را ترجیح داده و به کار بستند، اما این اصطلاح، شیوع پیدا نکرد. واژه Book Lore نیز در برخی جاها رواج یافت، اما به مانند قبلی شایع نشد. پولارد در چاپ یازدهم دانشنامه بریتانیا که مطلبی در مورد کتابشناسی نوشته، عنوان مقاله اش را بیبلیوگرافی و بیبلیولوژی قرارداده است.

دانشمند کتابشناس، والتر گرگ (1875 1959 م) در دو سخنرانی ارائه شده در کنفرانس، در سال های 1912 و 1932 م از عدم شایع شدن اصطلاح بیبلیولوژی اظهار تأسف کرد.7

با وجود قیل و قال هایی که درباره دقیق نبودن اصطلاح بیبلیوگرافی صورت گرفته، امّا این اصطلاح، به ناچار، شیوع و رواج یافت و والتر گرگ در تعریف کتابشناسی تأکید کرده که آن: «بررسی و تحقیق در مورد کتاب ها به عنوان موضوعی مادی، و جدای از محتوای ادبی آنهاست». او با تأکید بر جنبه مادی کتاب، بین تحقیق کتابشناختی و تحقیق موضوعی یا ادبی، تفاوت و تفکیک قائل شده است. او همچنین در سال 1945 م همان تعریف از کتابشناسی را دوباره تکرار کرد.8

می توانیم از موضوعاتی که در آن به نحوی، اصطلاح کتابشناسی به کار رفته و نیز در فرهنگ اصطلاحات انجمن کتابخانه های آمریکا، یک نمای کلّی از این علم به دست آوریم، و چهار معنی از آن را استخراج کنیم:9

1. بررسی شکل / جنبه مادی کتاب ها با مقایسه اختلافات انتشاری، چاپی و نسخه ای، به مانند تعیین تاریخ متون و نقل آن؛

2. گزارش و توصیف کتاب ها به شیوه ای صحیح و در ارتباط با تألیف و چاپ ها و شکل مادی آنها؛

3. تهیه لیست کتاب ها و نقشه ها و...؛

4. کاتالوگ (لیست) کتاب ها و نقشه ها و...

در بیانه ای که به سال 1950 م از طرف کتابخانه کنگره صادر شد، 10 خلاصه اهداف و وظایف کتابشناسی بدین شرح اعلام گردید:

1. هدف کتابشناسی این است که تا حد ممکن برای پژوهشگران و محققان و مربیان، امکان شناخت منشورات و تغییرات و تحولات در زمینه نشر را در هر یک از عرصه های تخصصی در همه جای دنیا فراهم آورد؛

2. ارائه تحقیقات و انجام طرح های موفق؛

3. ارائه راهکارهایی برای رشد و شکوفایی تمدن ها و فرهنگ ها و بهره مند ساختن افرادی که به نوعی بر مکتوبات و منابع شناختی تمدن، تکیه می کنند؛

4. به اشاعه اطلاعات و معلومات واعتلای دانش ها در زمینه های گوناگون کمک می کند.

سازمان یونسکو و کتابخانه کنگره، مفهوم کتابشناسی را در کتابی با عنوان: خدمات و تحقیقات کتابشناسی کتابخانه کنگره: وضعیت کنونی و امکان بهبودی،11 توسعه دادند... .

کتابشناسی: فن یا علم؟

کتابشناسان، در اینکه آیا کتابشناسی علم است یا فن، نظرات مختلف دارند. به تعبیری آیا کتابشناسی، تحقیق علمی صرف بوده یا یک کار اجرایی در زمینه ای مشخص است با وجود نظرات بسیاری که در این زمینه ارائه شد، شاید بتوان گفت حقیقت بین این دو نهفته است.12 علم به معنی روش و طریق است، و فن یعنی عرضه و ارائه مؤثر یک چیز.

فن در این راستا، متضمن ثبت کتاب ها و مواد مکتوب دیگر است، اما علم با صنعت کتاب ها و تدوین آنها ارتباط دارد. علم در کتابشناسی، دارای جوانب متعددی است. کتابشناسی تحلیلی یا انتقادی، پژوهشگر را به کتابشناسی تاریخی، که وظیفه اش بررسی تاریخ کتابت، چاپ، تجلید و کتاب آرایی است، سوق می دهد. و اینها همه در حوزه فن، قرار دارند.

برخی، کتابشناسی را علم دانسته و بر آن اصرار کرده اند و برخی نیز جانب فن را گرفته اند. اما در حقیقت باید گفت: کتابشناسی نه علم مطلق است و نه فن مطلق، بلکه آمیزه ای از علم و فن است. فن در اینجا ثبت و ضبط کتاب ها، و علم صنعت کتاب ها است.13 اسدیل گفته: «هر علمی در عرضه موضوع خود، فن است و هر فنی در روش خود، علم است».

مالکس معتقد است که نمی توان گفت کتابشناسی فن یا علم است و اخیرا به یک نتیجه موقت رسیده و آن اینکه: «کتابشناسی توصیفی، جدای از دیگر کتابشناسی ها، علم به حساب می آید، در حالی که کتابشناسی شمارشی (نظام یافته)، فن محض است». روبینسون، نظر دیگری داده و گفته: «کار ما در درجه اول، فنی است، اما این فن به علم کتاب و شناخت زبان و تولیدات فکری، بسیار نیازمند است». در این راستا مقایسه تحلیل مالکس با تحلیل کتابشناس انگلیسی سر استیون که هفتاد سال پیش در کتابش با نام هدف کتابشناسی در مجموعه چهارم، شماره 13 به سال 1932 (صص 225 228)، ارائه کرده، مهمّ خواهد بود. وی کلیّه وظایف کتابشناسی را به پنج مرحله تقسیم کرده:14

1. گردآوری

2. بر شماری

3. توصیف

4. ضبط و تنظیم و تحلیل

5. نتیجه

گردآوری و بر شماری و توصیف، از کارهای فنی محض به شمار می رود و تحلیل و نتیجه، دو کار علمی و در عین حال به مانند کتابشناسی توصیفی هستند. با این حال می توان گفت که جنبه علمی موضوع، نهایتا به جنبه فنی منجر و منتهی می شود و بنابراین چندان تفاوتی ندارد که کتابشناسی را فن دانسته و یا علم تلقی کنیم...

انواع کتابشناسی

کتابشناسانِ معتبر در مورد انواع شاخه های این موضوع و نامگذاری های آن، چندان اختلاف نداشته اند. اسدیل و چند تن دیگر، کتابشناسی را به سه نوع تقسیم کردند:

1. تاریخی: که شامل بررسی تاریخی روش های گوناگون تولید کتاب از لحاظ چاپ و تزیین آن می شود.

2. تحلیلی (انتقادی): که شامل تحلیل فصول و ترکیب متعدّد کتاب و توصیف آن می شود.

3. شمارشی (نظام یافته): که وظیفه اش بر شماری و آماده سازی فهرست کتاب ها و جمع آوری فهرست های کتابشناسی است.

گِرِگ و بسترمن، دو نوع تحلیلی و تاریخی را تحت یک عنوان، یعنی (انتقادی) تعبیر کرده اند اما همگان در مورد نوع سوم (نظام یافته) اتفاق نظر دارند... .

به هر حال، تفاوت آشکاری بین کتابشناسی تاریخی وتحلیلی وجود دارد. ولی هر دو بر علمی که مبتنی بر تحقیق درست است، استوارند. کتابشناسی نظام یافته در حقیقت کار فنی به شمار می رود. سه نوع یاد شده، در هم تنیده و غیر قابل تفکیک اند و کتابشناسی علمی این توانایی را دارا است که محققان را در تحقیق جزئی کتاب و ترتیب زمانی چاپ های مختلف آن با تکیه بر اسلوب هایی چون جلد سازی کتاب و ویژگی اوراق آن یاری دهد... .

1. کتابشناسی تاریخی

این نوع از کتابشناسی، مربوط به تاریخ کتاب به طور کلی است. تاریخ در این مجال، شامل تمامی رویدادها و کوشش های کتابشناختی و صنعت کتاب و در درجه اول، کتاب های چاپی خواهد بود.

بسیاری از متخصصان کتابشناس، به این نوع کتابشناسی به عنوان موضوعی ثانوی نگریسته و آن را جزئی از کتابشناسی عمومی، و نه در حد کتابشناسی های مهمّ و جدّی، دانسته اند. بسیاری از متفکرین در عرصه های تاریخ به ویژه تاریخ نگاران جهانی در این راستا تلاش های بسیار کرده اند. در خلال سده نوزدهم، اهتمام فوق العاده ای در خصوص مستند سازی وقایع تاریخی صورت پذیرفت و این اهتمام، منجر به تأسیس کتابخانه اسناد عمومی در انگلستان و نهایتا به اهتمام حقیقی در راستای حفظ اسناد تاریخی شد.15

کتابشناسی تاریخی، صرفا مربوط به کتاب در مفهوم محدود آن، یعنی کتاب چاپ شده، که در خلال پانصد سال گذشته مشهور شده، نیست. بلکه براساس آرای گِرگ، کتاب شامل «کلیه اسناد متشکل از رموز زبانی16 و قطعات سنگی و حتی کاغذهای پاپیروس و دست نوشته ها و لوح های موم اندود در هر زمان است. با همه این ها می توان مثل کتاب های چاپی برخورد کرد، و همگی تحت موضوع کتابشناسی قرار دارند». حتی نقوش دیوارها بر این اساس، شامل موضوع کتابشناسی قرار می گیرند. کتابشناسی تاریخی در اصل به بررسی تاریخ کتاب می پردازد. چنانچه کتاب، عبارت از یک رسالت فکری ثبت شده و قابل تداول با رموزی مشخص باشد، بنابراین تعریف، تاریخ کتاب یا کتابشناسی تاریخی بر سه محور استوار خواهد بود:17

الف) رمزی که اطّلاعات یک کتاب به وسیله آن به ثبت رسیده است. این رمز، همان نگارش با کلّیه انواع آن بوده و شامل صوت یا شکل، یا هر دو می شود. چنانچه این رمز می تواند یک کد کامپیوتری یا لیزری نیز باشد.

ب) وسیله و واسطه ای که اطلاعات به وسیله آن و یا بر روی آن ثبت می شوند. این وسیله ممکن است از مواد طبیعی که انسان در پیرامونش پیدا کرده، و یا از مواد مصنوعی که انسان ویژه این کار تولید می کند و نیز وسایلی که برای ثبت اطلاعات به کار می رود، گاه وسایلی تقلیدی/ ابتدایی مانند قلم و دوات و گاه جدید، همچو چاپ و اشعه لیزر باشد.

ج) اطلاعات یا رسالت فکری که مؤلف آن را به خواننده القا می کند و این همان چیزی است که در تاریخ کتاب به نام تاریخ اندیشه یا تاریخ علم شناخته می شود. تاریخ اندیشه، سه بُعد از رسالت فکری را بررسی می کند: موضوع یا شاخه و نشأت و تطوّر آن. مهمّ ترین مؤلفان در موضوع همراه با ارتباط آنها با تغییر زمان و آنگاه مهمّ ترین کتاب هایی که در آن موضوع نگاشته شده است به همراه ارتباط این کتاب ها با تغییر زمان و با مؤلفان در آن موضوع.

2. کتابشناسی تحلیلی و متنی

با وجود اینکه کتابشناسی معمولاً به عنوان راهنمای اطلاعاتْ شناخته می شود، امّا تعریف دیگری قبل از آن وجود دارد و آن بررسی تفصیلی شکل مادی کتاب است که به نام کتابشناسی تحلیلی شناخته می شود. وظیفه و کار این نوع از کتابشناسی، توصیف مادی کتاب است. کتابشناسی متنی، فراتر از توصیف مادی، به اختلافات متنی کتاب های خطی و چاپی و چاپ های مختلف یک کتاب می پردازد. و غالبا این دو در تحقیق علمی با نام کتابشناسی تحلیلی متنی نامگذاری می شوند.18

از سده هیجدهم، علم کتابشناسی در راستای تحلیل و توصیف مادی کتاب ها به کار رفت و در این حوزه، کتابشناسی به تعیین چاپ های اوّل و بهتر می پرداخت. اما در سده بیستم، کوشش ها مصروف امور تکنولوژیک چاپ، مانند بررسی اصلاح چاپ ها، چاپ های مسروقه و اسلوب های چاپ و... گردید.

بررسی چاپ و شکل مادی کتاب ها، کتابشناسی تحلیلی یا انتقادی (Critical Or Analitical) نام گرفت و به توصیف تفصیلی و ظاهر کتاب ها، کتابشناسی توصیفی (Descriptive Bibloiography) اطلاق گردید... .

تفاوت آشکاری بین کتابشناسی تحلیلی و متنی وجود دارد. کتابشناسی تحلیلی، بیشتر به جنبه مادی کتاب به قصد استنباط رویکردهای کلی تولید آن در زمانی مشخص یا مکان ویژه ای می پردازد و بررسی جنبه های مادی کتاب، مثلاً صفحه عنوان، هوامش، شماره گذاری، اختلاف چاپ ها، ورق و ویژگی های فنی و هنری آن و بافت متن و... مربوط به این نوع از کتابشناسی است. کتابشناسی متنی بیشتر به متن کلمات مؤلف و بررسی متن مؤلف و انتقال این متن از نسلی به نسل دیگر و از مکانی به مکان دیگر می پردازد. همچنین بررسی ارتباطات بین متون مختلف از لحاظ سرقت، گزینش، اختصار، شرح، تعلیق، تقریر و... به این کتابشناسی مربوط است. از طریق کتابشناسی متنی، امکان انتساب کارهای مجهول به مؤلفان حقیقی فراهم می آید، همچنان که از طریق کتابشناسی تحلیلی، امکان انتساب کتاب به ناشر یا طابع به دست می آید. این دو کتابشناسی با هم در تحقیق هویت کتاب و تشخیص چاپ های تقلّبی از قانونی، مساعدت می کنند... .19

مهمّ ترین کتاب هایی که کتابشناسی را از این ناحیه مورد بررسی قرار داده اند، عبارتند از:

1. 1927، R.B.Mc Kerrow. An Introduction to Bibliography که هم اکنون یک اثر کلاسیک در این موضوع بوده و به سال 1927م با عنوان مقدمه بر کتابشناسی به چاپ رسیده است.

2. کتاب جدیدتری که تکلمه و دنباله کتاب اولی است با عنوان: Philip Gas Kell: A New Introduction to Bibliography (مقدمه ای جدید بر کتابشناسی 1972 م)

3. کتابشناسی نظام یافته

فهرست کتابشناسی را می توان به نقشه یا یک عکس یا تصویر توضیحی، مانند دانست. این فهرست، راهنمای شایسته ای برای یک کتابدار و کتابشناس، در جهان عریض و پر وسعت و آشفته کتاب خواهد بود. همچنان که هیچ کشتی بانی بدون وجود نقشه یا تصویر راهنما دریانوردی نکرده، در عالم کتاب نیز هیچ کتابداری نمی تواند بدون وسایل و فهرست های کتابشناسی، نقش مؤثر در این عرصه را داشته باشند.20

درخواست کتاب از طریق عنوان یا مؤلف یا موضوع، یک درخواست معمولی است که فهرست (اندیکس) کتابخانه، جواب گوی این نیاز خواهد بود. فهرست کتابخانه در جائی که محتویات یک کتاب مورد تقاضا باشد، جواب گو نخواهد بود، و یا در جائی که کتاب مورد نظر در کتابخانه موجود نباشد و یا اینکه مطلب مورد تقاضا در قالب نشریات و جزوه های کوچکی که معمولاً جزء فهارس نیستند، باشد... در اینجا تنها کتابشناسی[نظام یافته] است که با فهرست های مرتّب و منظم خود به این مهمّ می پردازد....

کتابداران و نیاز به کتابشناسی های نظام یافته

معمولاً هنگامی که کتابداران از کتابشناسی سخن می گویند، منظورشان عموما، کتابشناسی نظام یافته یا همان فهرست کتاب ها یا نوارهای صوتی و تصویری و... است. هدف این فهرست، مساعدت مراجعه کنندگان در دست یابی به مواد مورد نظر، یا شناخت مکان دقیق منابع و مواد است به طوری که یک سیستم وسیعی از موضوعات و عناوین را شامل شود. معدل کنونی عناوین منتشر شده در سطح جهانی و منطقه ای، تقریبا معادل سه برابر رشد آدمیان در سراسر عالم است. این در حالی است که آدمیان فناپذیرند، اما کتاب ها در جای خود نگهداری می شوند و همواره در حال حیات اند.

مسئله ای که هم اکنون کتابشناسان به آن مشغولند، این است که انتشار کتاب ها و تولیدات فکری با این کثرت و گستردگی، موجب عدم توانایی ما بر آگاهی کامل از کتاب ها و ثبت و ضبط آنها خواهد شد... 21 آمار ذیل در این راستا، بیانگر حجم بالای تولیدات فکری بوده و جای تأمل و نظر دارد:

از سال 1955 تا 1975 م یعنی در طول 20 سال تعداد عنوانهااز 269000 عنوان به 568000 عنوان افزایش یافت. این آمار در سال 1996 به بیش از 800000 عنوان رسید.

در سال 1900 م حدود 10000 نشریه منتشر می شد و هم اکنون این رقم به یک میلیون نشریه بالغ می شود.

در برخی برآوردها آمده است که اطلاعات منتشره در هر 10 تا 50 سال به دو برابر افزایش می یابد. البته معدل رشد سالانه تولیدات فکری در اینجا بین 4 تا 8% منظور شده است. برخی آمارها نشان می دهد که تولیدات سالیانه اطلاعات اسنادی پیش بینی شده، به 12 تا 14 میلیون سند می رسند. نیز تعداد افرادی که در این تولیدات سهیم هستند، بین 30 تا 35 میلیون نفر در تغییرند. همچنین آمار نشریات کنونی در سطح جهانی، نزدیک به یک میلیون است و پیش بینی می شود در هر سال نزدیک به 15 هزار نشریه جدید به آنها اضافه شود.22

بحث و جدل های زیادی پیرامون تعداد دقیق اطلاعات انتشار یافته در سال های گذشته صورت گرفته، اما در این میان کمیّت و حجم برآورد اطلاعات چندان مهمّ نیست، بلکه کیفیت و نوع اطلاعات از اهمیت بالایی برخوردار است... .

کتابشناسان / کتابداران و به کارگیری کتابشناسی ها

کتابشناسان، عمدتا از کتابشناسی، ضبط و راهیابی به اطلاعات را می خواهند، لذا کتابشناسی ها به طور قطع، شامل سه عنصر و ویژگی هستند:

1. جامعیت و کاملیت

کتابشناس، بایستی توسط کتابشناسی خواه کتابشناسی جزئی یا مجموعه ای به اسناد ملی در تمامی زمینه ها دست یابد. اسناد و اطلاعاتی که به هنگام بوده و نیز اطلاعاتی که در گذشته انتشار یافته و یا پیشنهاد نشر آن در آینده ارائه می شود. مجموعه این اطلاعات می تواند فرامرزی و فراتر از یک منطقه خاص باشد.

2. دست یابی به اطلاعات جزء

کتابشناسان، معمولاً از کتابشناسی، یک مجموعه کلی از کتاب ها، نشریه ها، مخطوطات و... را در نظر دارند. لذا بایسته است یک کتابشناسی کامل، تحلیلی باشد، به نحوی که کتابداران و کتابشناسان را به جزئیات اطلاعات واسناد علمی رهنمون سازد.23

3. اشکال مختلف

کتاب ها در بیشتر کتابشناسی ها، عنصر اساسی تلّقی می شود. اما یک کتابشناسی جامع می بایست تمامی انواع و اشکال کارهای علمی و فکری انتشار یافته، همچون گزارش ها و اسناد تا جدیدترین تکنولوژی ها را شامل شود...

انواع کتابشناسی ها

اگر به انواع کتابشناسی های نظام یافته نظری بیفکنیم، اقسام متعددی از کتابشناسی های خاص و تخصصی و محدود در آنها یافت می شود. ویلیام کتز، کتابشناسی های نظام یافته را به غربال های مختلف تشبیه کرده است. کتابشناسی های جهانی به مثابه بزرگترین غربال بوده و در حقیقت، غربالی نیست که برخی کارها را باقی و برخی کارها را رها کند، بلکه شبیه اسفنجی است که همه چیز را می مکد. همچنین کتابشناسی های ملی و تجاری، شبیه غربالی است که در داخل آن، کارهای خاصی به صورت کاملاً جزئی و شمارشی باقی می ماند، مانند کتابشناسی نویسنده ای مشخص... .

عناصر گردآوری

از بین عناصر مهمّ جمع آوری اطلاعات، موارد ذیل اساسی اند:

زمان: کتاب های انتشار یافته در زمانی مشخص و محدود.

مکان: کتاب های انتشار یافته در منطقه، ناحیه و یا شهری معین.

نوع: کتابشناسی های کتاب ها، مقالات، نشریه ها، نقشه ها، نوارهای صوتی و تصویری و غیره.

موضوع: کتابشناسی های خاص در یک موضوع خاص. و موضوع می تواند شخصی یا مکانی باشد... .

می توان کلیه انواع و اقسام کتابشناسی ها را در دو گروه بزرگ منحصر کرد که در هر یک، انواع کتابشناسی ها داخل شوند:

کتابشناسی های جهانی (Universal Bibliography)

از لحاظ نظری، کتابشناسی جهانی را می بایست شامل تمامی تولیدات انتشار یافته و چاپ شده در کلیّه زمینه های فرهنگی شامل کتاب ها و غیر از آن از آغاز تاریخ تاکنون و نیز آینده دانست؛ یعنی تهیه یک شناسنامه جهانی برای تمامی تولیدات فکری انسان ها، و این رویایی بیش نیست. در

لینک کمکی