فایل رایگان پاورپوینت پيدايش و تطور کتابهاي فقه القرآن

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن فایل رایگان پاورپوینت پيدايش و تطور کتابهاي فقه القرآن :

بخش درخوری از آیات قرآن،بازگو کننده احکام شرعی و آموزه هایی است که پیوند با مسائل و مصالح فردی و اجتماعی مسلمانان دارد. پاره ای از آیات الهی نیز، گرچه پیوندی مستقیم با احکام فقهی ندارند، ولی از آنها نیز می توان در مسیر استنباط این احکام بهره جست و کمک گرفت.

از این روی، بایدمنبع اصلی فقیه را، در استنباط و ارائه احکام شرعی، قرآن دانست. اهمیت این امر، در صدر اسلام، که جمع آوری و نوشتن حدیث از سوی برخی، ممنوع شد، بیش تر از هر زمانی، احساس می شد. مسلمانان صدر اسلام و کسانی که مخاطبان نخست این آیات بودند، با همان سلیقه و طبیعت عربی خود، معانی این آیات را درک می کردند و اگر هم گاهی دچار ابهام می شدند، برای رفع آن به شخص پیامبر(ص) رجوع می کردند. گاهی نیز، صحابه با گفت وگو با یکدیگر، مشکل خود را حل می کردند.

به هر حال، در این برهه از تاریخ اسلام، اختلاف برداشت از آیات و برخورد با مشکل فهم قرآن، نمود چندانی نداشت.

پس از درگذشت پیامبر(ص) مسلمانان مدتی بر همین شیوه ماندند. آنان در گاه نیاز، به ظاهر آیات، تمسک می جستند و اگر هم در موردی، پاسخی از قرآن دریافت نمی کردند، به سراغ سنت و سیره پیامبر می رفتند.

ولی به مرور زمان و با فاصله گرفتن از دوران وحی، کم کم شاهد پیدایش اختلاف در برداشت از آیات از جمله آیات احکام هستیم.

این اختلاف دربرداشت، گرچه در میدان عمل، مشکل آفرین می شد، ولی خوبیی که داشت، زمینه ساز بحثهای تفسیری و پیدایش آثاری در علوم قرآنی، از جمله تفسیر آیات احکام شد.

تاریخ علوم قرآنی در قرن نخست، تدوین کتابی مستقل در آیات احکام را در این قرن، نشان نمی دهد; زیرا نخستین کتابی را که تاریخ در این زمینه، ثبت کرده، کتاب «احکام القرآن » از محمدبن سائب کلبی، (م.146) است. از این روی، باید ابن سائب را پایه گذار و نخستین نگارنده فقه القرآن، گرچه به گونه ساده آن، دانست.

ابن ندیم درباره او می نویسد:

«هو ابوالنصر محمد بن السائب الکلبی... من علماء الکوفه بالتفسیر والاخبار وامام الناس ویتقدم الناس بالعلم بالانساب... و توفی محمد بن السائب بالکوفه سنه ست واربعین وماته وله من الکتب کتاب تفسیرالقرآن.» (1)

او ابونصر محمدبن سائب کلبی، از عالمان تفسیر و اخبار و تاریخ درکوفه است و در دانش نسب شناسی، بر دیگران پیشی دارد... سال 146 در کوفه وفات یافت و در میان کتابها، کتاب تفسیرالقرآن، از آن او است.

ابن ندیم، در جای دیگری از فهرست خود، آن گاه که کتابهای احکام القرآن را بر می شمارد، به این که کتاب تفسیری محمدبن سائب در زمینه فقهی و احکام بوده است، اشاره روشن دارد:

«... کتاب احکام القرآن للکلبی رواه عن ابن عباس.» (2)

اسماعیل پاشا بغدادی، درباره وی می نویسد:

«محمد بن سائب بن بشربن عمرو بن حارث، ابونصر کوفی، نسب شناس، معروف به ابن کلبی و منسوب به کلب بن وبره و آن قبیله بزرگی است از قضاعه، متوفای سال 146 و کتاب تفسیر القرآن از او است.» (3)

محمدبن سائب، از شیعیان ثابت قدم و صاحب نام بوده است و رجال شناسانی چون برقی و شیخ طوسی او را از اصحاب امام باقر(ع) و یا امام باقر و امام صادق(ع) شمرده اند. (4)

نجاشی، زیر عنوان ابان بن تغلب، در اشاره به کتاب محمدبن سائب می نویسد:

«جمع محمدبن عبدالرحمن بن فنتی بین کتاب التفسیر لابان وبین کتاب ابی روق عطیه بن الحارث و محمدبن السائب و جعلها کتابا واحدا.» (5)

محمد بن عبدالرحمن اقدام به یکی کردن کتابهای ابان و ابی روق و محمدبن سائب نموده.

چنانکه از پاره ای کتابهای تراجم استفاده می شود، او افزون بر کتاب احکام القرآن، کتاب یا کتابهای تفسیری دیگری نیز داشته است.

مدرس یزدی در این باره می نویسد:

«محمدبن سائب، یا محمدبن مالک بن سائب بن بشر، یا مبشر بن عمرو بن حارث کلبی کوفی، مکنی به ابونصر یا ابوالنضر، از مشاهیر علمای کوفه قرن دوم هجرت و از اصحاب حضرت باقر و صادق(ع) که مفسری نسابه، در تفسیر، اخبار، و وقایع و انساب دستی توانا داشت. روزی عبدالله بن حسن مثنی، نام اصلی حضرت سکینه بنت الحسین(ع) را از وی استفسار کرد. گفت: امیمه بوده است. عبدالله نیز تصدیقش نمود. آثار او:

1. آیات الاحکام که نامش احکام القرآن است و او اولین کسی است که در آیات الاحکام تالیف کتاب مستقل نموده است.

2. تفسیر کبیر که تفسیر کلبی نیز گویند و به تصدیق سیوطی ابسط تفاسیر است.

3 . تفسیر القرآن.» (6)

سید حسن صدر، درباره او می نویسد:

«اول من صنف فی احکام القرآن، هو محمدبن السائب الکلبی.» (7)

نخستین کسی که در احکام القرآن، کتاب نگاشته، محمدبن سائب کلبی است.

براساس آن چه گفتیم، اشتباه نویسندگانی مانند: جلال الدین سیوطی در کتاب الاوائل، و حاجی خلیفه در کشف الظنون و میرزا حسین نوری در مستدرک الوسائل و... روشن می شود.

سیوطی، نخستین نویسنده در موضوع احکام قرآن را امام شافعی دانسته، (8) با این که وی در سال 204 ه.ق. وفات یافته است.

صاحب کشف الظنون می نویسد:

«احکام القرآن للامام المجتهد محمد بن ادریس الشافعی، المتوفی بمصر سنه 204 و هو اول من صنف فیه.» (9)

احکام القرآن، نوشته پیشوای مجتهد، محمدبن ادریس شافعی، متوفای سال 204 در مصر و او نخستین کسی است که در این زمینه، کتاب نوشته است.

مگر این که بگوییم مقصود این دو، نخستین نویسنده احکام قرآن درمیان اهل سنت است. بی گمان، صاحب طبقات النحاه که نخستین نویسنده احکام قرآن را قاسم بن اصبغ بن محمدبن یوسف دانسته، (10) اشتباه کرده; زیرا این شخصیت در سال 304 فوت کرده است و از محمد بن سائب نزدیک به دو قرن و از امام شافعی نزدیک به یک قرن، واپس تر می زیسته است.

صاحب مستدرک نیز، پس از نقل این سخن از صاحب ریاض:

«قطب راوندی نخستین شارح نهج البلاغه و نخستین کسی است که در آیات احکام، تفسیر نوشت.»

می نویسد:

«اما الثانی فالظاهر انه کما ذکره واما النهج فاول من شرحه ابوالحسن البیهقی وهو حجه الدین فرید خراسان ابوالحسن بن ابی القاسم زیدصاحب لباب الالباب.» (11)

اما بخش دوم سخن صاحب ریاض که: نخستین نویسنده تفسیر در آیات الاحکام، قطب راوندی است، درست است، ولی این سخن که نخستین شارح نهج البلاغه، ابوالحسن بیهقی صاحب لباب الالباب باشد، درست نیست.

مگر این که بگوییم مقصود محدث نوری در این سخن، نخستین تدوین کننده آیات احکام به شیوه استدلالی و مبسوط و همراه با نقد و بررسی اقوال باشد، که در این فرض هم، سخن او تنها در محدوده جهان شیعه، درست است.

به هرحال، باید با توجه به مجموع قراین و شواهد، محمدبن سائب کلبی شیعی را نخستین نویسنده کتاب آیات احکام، در شکل ساده و بسیط آن دانست. گرچه وی مانند بسیاری دیگر از شیعیان و اصحاب ائمه اهل بیت(ع) مورد بی مهری شماری از صاحبان تراجم و علمای اهل سنت واقع شده، از جمله محمدبن حیان بستی می نویسد:

«کان الکلبی سبتیا من اصحاب عبدالله بن سبا من اولئک الذین یقولون ان علیا لم یمت وانه راجع الی الدنیا قبل قیام الساعه فیملؤها عدلا کما ملئت جورا، وان راوا سحابه قالوا: امیرالمؤمنین فیها.» (12)

کلبی از اصحاب عبدالله بن سبا و از کسانی بود که می گفتند:

«علی از دنیا نرفته است و او پیش از رستاخیز به دنیا بر می گردد و آن را پر از عدل و داد می کند، همان گونه که از ستم پر شده است. این گروه، هرگاه قطعه ابری ببینند می گویند علی درمیان آن است.»

نیز وی به سند خود از احمدبن هارون نقل می کند:

«سالت احمدبن حنبل عن تفسیر الکلبی فقال: کذب; قلت: یحل النظر فیه؟ قال: لا.» (13)

از احمدبن حنبل درباره تفسیر کلبی پرسیدم، گفت: دروغ گفته است. گفتم: نگریستن در آن جایز است؟ پاسخ داد: خیر.

این که چه امر یا اموری، سبب تضعیف محمدبن سائب از سوی بستی شده، چندان روشن نیست. شمردن او از پیروان عبدالله بن سبا نیز با واقع سازگاری ندارد; زیرا بنابر تصریح بسیاری از دانشمندان رجال، مانند شیخ و برقی، او از اصحاب امام باقر و صادق(ع) بوده است. افزون بر این، بنابر تحقیقات فراوانی که انجام گرفته، اصل وجود عبدالله بن سبا مورد تردید، بلکه انکار است.

بله، شاید بتوان سبب تضعیف محمدبن سائب را از سوی نویسنده یاد شده، تا اندازه ای از عبارت زیر که او به سند خود از شخصی به نام زائده نقل می کند، به دست آورد:

«اما الکلبی فقد کنت اختلف الیه فسمعته یوما یقول: مرضت فنسیت ما کنت احفظ فاتیت آل محمد علیه الصلاه والسلام فتفلوا فی فی فحفظت ما کنت نسیت، فقلت: لا والله لا اروی عنک بعد هذا ابدا شیئا فترکته.» (14)

من پیش کلبی آمدوشد داشتم. روزی شنیدم می گوید: من به سبب بیماری، آن چه را در حافظه داشتم، فراموش کردم. خدمت خاندان پیامبر(ص) رسیدم. درنتیجه آب دهانی که ایشان در دهانم انداختند امور فراموش شده را به یاد آوردم.

من پس ازاین سخن کلبی گفتم: نه به خدا سوگند، دیگر پس از این چیزی از تو روایت نمی کنم و او را رها کردم.

راوی یاد شده این سخن ابن کلبی را نشانه افراطی و غالی بودن او در مورد اهل بیت(ع) دانسته و به همین سبب سوگند خورده پس از این گفت وگو، دیگر از او نقل روایت نکند و حال آن که وی در این سخن، تنها به ذکر یکی از کرامات اهل بیت(ع) اشاره کرده است. به هر حال، کتاب احکام القرآن محمدبن سائب، در دست نیست و از چگونگی گردآوری و شیوه تدوین آن آگاهی نداریم، احتمال می دهیم او در کتاب خود اقدام به گردآوری آیات احکام به ترتیب سوره های قرآن کرده باشد; زیرا نوشتن تفسیر فقهی به ترتیب ابواب معروف فقه، مربوط به دوره های بعداست که فقها به تدوین فقه و باب بندی آن پرداخته اند.

به جز کتاب ابن سائب کلبی، وضعیت چند کتاب دیگر نیز، به دلیل در دست نبودن آنها، روشن نیست. در زیر به ترتیب تاریخی، به معرفی اجمالی این کتابها و دیگر کتابهای فقه القرآن شیعه که از نظر شیوه نگارش، وضعیتی روشن دارند، می پردازیم:

قرن دوم

تفسیر الخمسماه ایه فی الاحکام، از ابوالحسن مقاتل بن سلیمان بن بشر بن زید بن ادرک بن بهمن خراسانی، متوفای سال 150. (15)

شیخ، گاهی وی را از اصحاب امام باقر(ع)، و گاهی از اصحاب امام صادق(ع) شمرده است. (16)

تفسیر آیات الاحکام، از هشام بن محمد بن سائب کلبی (م.206 یا 204) (17) ولی چون بیش تر زندگانی وی در قرن دوم بوده است، کتاب او را جزء کتابهای نگاشته شده در این قرن قرار دادیم.

صاحب تذکره الحفاظ، درباره او می نویسد:

«هشام بن محمدبن سائب، اهل کوفه و رافضی و نسابه است. ابو الاشعث و خلیفه بن خیاط و محمد بن سری و محمدبن سعد، از او نقل حدیث کرده اند. از او روایت شده که قرآن را سه روزه، حفظ کرده است.» (18)

شماری از علمای رجالی اهل سنت، این شخصیت شیعی را نیز مانند پدرش محمدبن سائب، ضعیف شمرده اند، به این دلیل که او از راه اعتدال بیرون رفته و در شیعه گری، تندروی کرده است:

«کان غالیا فی التشیع.» (19)

او در شیعه بودن غلو می کرد.

قرن چهارم

در قرن سوم، به کتابی در موضوع مورد بحث بر نخوردیم. در قرن چهارم نیز تنها می توان به احکام القرآن، نگاشته عبادبن عباس بن عباد دیلمی قزوینی طالقانی، پدر صاحب عباد، (م. 334 یا 335) اشاره کرد.

صاحب اعیان الشیعه، درباره او و کتابش می نویسد:

«عباد، وزیر حسن بن بابویه (ملقب به رکن الدوله) بود.... از ابوالعلاء احمدبن طاهرمقدسی شنیدم می گفت: من در کتابخانه پسر ابوالقاسم اسماعیل در شهر ری کتابی دراحکام القرآن دیدم که آن را ابوالحسن عبادبن عباس طالقانی پدر صاحب، نگاشته بود. وی در این کتاب به یاری مذهب اعتزال برخاسته است. هر کس کتاب یاد شده را دیده آن را نیکو شمرده است.»

صاحب اعیان در ادامه می نویسد:

«به حسب ظاهر، احکام القرآن عباد، برابر با مذهب شیعه بوده است، به دلیل این که سمعانی و یاقوت گفته اند: او در این کتاب مذهب اعتزال را یاری کرده است. به این بیان که بگوییم: مقصود ایشان، مذهب اعتزال در جبر و خلقت افعال و آفرینش قرآن و رؤیت خدا و هر آن چیزی است که معتزله در آنها با شیعه موافق و با اشاعره ناسازگاری دارد. یعنی جهتی که بسیاری از دانشمندان شیعه، به سبب آن، به معتزلی بودن، نسبت داده شده اند، مانند صاحب بن عباد و شریف مرتضی.» (20)

قرن ششم

در قرن پنجم، به کتابی درموضوع مورد بحث بر نخوردیم، ولی در قرن ششم به کتابی پر اهمیت در این موضوع، به نام:

فقه القرآن فی شرح آیات الاحکام، نگاشته قطب الدین ابوالحسن سعید بن هبه الله راوندی کاشانی (م.573) بر می خوریم. این کتاب که به گونه ای به سامان وخوش آیند، نگارش یافته، در بردارنده همه بابهای معروف و متداول فقه است. یعنی از کتاب طهارت آغاز و به کتاب دیات، پایان می پذیرد.

نویسنده در این کتاب، با بهره گیری از لغت و شعر عرب و با نقل پاره ای از فتاوای اهل سنت، با ژرف کاوی وژرف اندیشی در خور ستایش، به بررسی احکام فقهی قرآن می پردازد.

در پاره ای از این نوشته ها (21) ، به کتاب دیگری از راوندی در موضوع مورد بحث، موسوم به آیات الاحکام، اشاره شده است. صاحب مستدرک الوسائل، پس از این که کتاب یاد شده را همان فقه القرآن او می داند، در بیان اهمیت و ارزش آن می نویسد:

«هو من نفایس الکتب النافعه الجامعه الکاشفه عن جلاله قدر مؤلفه و علو مقامه فی العلوم الدینیه.» (22)

این کتاب، از جمله کتابهای نفیس، سودمند وجامعی است که از مقام بزرگ و جایگاه بلند نویسنده آن درعلوم دینی، پرده بر می دارد.

قطب الدین راوندی، در آغاز فقه القرآن، انگیزه خود را از نوشتن این اثر، چنین بیان می کند:

«... فان الذی حملنی علی الشروع فی جمع هذا الکتاب ان لم اجد من علماء الاسلام قدیما و حدیثا من الف کتاب مفردا یشتمل علی الفقه الذی نطق به کتاب الله... فرایت ان اولف کتابا فی فقه القرآن، یغنی عن غیره بحسب مبانیه، ولایقصر فهم القاری عن فهم معانیه.» (23)

آن چه مرا وا داشت گردآوری این کتاب را آغاز کنم این بود که در میان علمای قدیم وجدید اسلام، کسی را که به نگارش کتابی مستقل براساس فقه قرآن مبادرت ورزیده باشد، نیافتم... از این روی، به صلاح دیدم کتابی در فقه القرآن تالیف کنم، کتابی که به حسب مبانی آن، از دیگر کتابها بی نیاز کننده باشد و خواننده آن، معانی آن را بفهمد.

او همچنین شیوه کار خود را توضیح می دهد و در آغاز کتاب طهارت، این نکته را خاطر نشان می سازد که خداوند در دو جای قرآن، احکام طهارت را به شرح بیان فرموده و در جاهای گوناگونی، احکام آن را به صورت خصوص یا عموم و به راحت یا اشاره، مطرح کرده است. سپس هدف خود را در کتاب طهارت، گردآوری همه آن احکام، یا بیش تر آنها، به گونه فشرده و اشاره به دلیل وجهت آنها و نیز یادآوری دیدگاههای علما و مفسران و بیان قول صحیح و فتوا در زمینه های مورد بحث می داند.

او، در همین جا، تعهد خودرا به دوری کردن از قیاس و اجتهاد نادرست، یادآور می شود. و در پایان کتاب، خود را در انجام هر آن چه که در آغاز بدان متعهد شده، موفق می بیند. و می نویسد:

«وقد وفیت بعون الله بما شرطت فی صدر الکتاب.»

به یاری و کمک خدا، به آن چه در آغاز کتاب شرط کردم، جامه عمل پوشاندم.

یکی از فضلای معاصر، در مقدمه ای که بر این کتاب نگاشته، به میزان تاثیرگذاری آرای دیگر فقها بر مطالب این کتاب اشاره می کند:

«قطب راوندی در این کتاب، به شدت تحت تاثیر آرای شیخ طوسی (م.460) در دو کتاب التبیان فی تفسیر القرآن و الاستبصار فیما اختلف فیه من الاخبار، قرار دارد. چنان که تاثیر پذیری فراوان او از آرای شریف مرتضی (م. 436) در الانتصار فی انفرادات الامامیه، و برخی از پاسخهای او به مسائل نیز، نمایان است.

قطب راوندی در بسیاری مسائل از دو فقیه یاد شده، بویژه شیخ، پیروی می کند، بلکه گاه عبارت آن دو را بی هیچ کم وکاستی، ذکر می کند. البته این بدان معنا نیست که قطب در این کتاب، از خود رای و نظر جدیدی ندارد، بلکه او در مسائل بزرگ، دیدگاهها و تحلیلهای ارجمندی دارد که از توان بزرگ علمی او سرچشمه گرفته است. از جمله ویژگیهای این کتاب، کوشش نویسنده آن در گردآوری میان آرا و دیدگاهها، بویژه دیدگاههای تفسیری است. او کوشش می کند تا حد توان میان دیدگاههای گوناگون جمع کند; از این روی، می بینیم پاره ای از آرا که درکتابهای فقهی، مورد اختلاف و تضارب افکار است، ولی وقتی در این کتاب از آنها بحث می شود، به نقطه جمع می رسند و اختلاف آنها بر طرف می گردد.

ویژگی دیگر کتاب فقه القرآن، این است که در آن مسائل مورد اختلاف میان شیعه و سنی گردآمده و مورد نقد و بررسی قرار گرفته اند. (24)

قرن هشتم

النهایه فی تفسیرخمسمائه آیه، نوشته شیخ احمدبن عبدالله بن سعید متوج بحرانی (م. حدود: 800ه.ق.) بنا به گفته صاحب اعیان الشیعه، او معاصر با فاضل مقداد، صاحب کنزالعرفان است و مقصود او از قال المعاصر در کتاب نهایه نیز همین فقیه است. (25) بعضی نیز احتمال داده اند کتاب یاد شده، نگاشته پدر او، سعید بن متوج باشد.

صاحب امل الآمل درباره نویسنده این کتاب می نویسد:

«عالم فاضل ادیب شاعر عابد له رساله سماها کفایه الطالبین و له شعر کثیر قرا علی الشیخ فخرالدین بن العلامه و روی عنه.» (26)

او، دانشمندی فاضل و ادیبی شاعر و عابد بود. او رساله ای دارد به نام کفایه الطالبین و شعر نیز زیاد گفته است، وی نزد فخرالمحققین، فرزند علامه، حلی، درس خوانده و از او روایت کرده است.

قرن نهم

منهاج الهدایه، نوشته شیخ جمال الدین احمدبن عبدالله بن محمدبن متوج بحرانی (م.820)

شیخ آقا بزرگ تهرانی درباره وی، به نقل از رساله شیخ سلیمان ماحوزی، به نام: تراجم علماء البحرین، می نویسد:

«او از بزرگ ترین شاگردان فخرالمحققین درحله بود که با شهید بحث و مناظره زیادی داشت و در بیش تر بحثها نیز چیرگی با اوبود. وی، پس از تحصیل درحله، به بحرین بازگشت، و فتاوای او در شرق و غرب، مشهور شد. منهاج الهدایه فی تفسیر آیات الاحکام الخمسمائه آیه، نگاشته اوست که اثری خوب و مختصر و نشانه ای است بر فضل ودانش او.» (27)

سال وفات نویسنده دو کتاب اخیر، یعنی نهایه و منهاج الهدایه، به هم نزدیک است و می توان آن دو را معاصر هم شمرد.

بعضی به سبب همانندی میان نام، نام پدر و جد این دو عالم، به اشتباه افتاده و آنان را یکی حساب کرده اند و در نتیجه، دو کتاب یاد شده را نوشته یک نفر دانسته اند، ولی با اندکی درنگ روشن می شود احمدبن عبدالله بن متوج، نام دو شخص است.

صاحب الذریعه، در معرفی یکی از آن دو می نویسد:

«شیخ جمال الدین احمدبن عبدالله بن محمد بن علی بن حسن بن متوج بحرانی، استاد احمدبن فهد حلی و معاصر با شهید اول است و منهاج الهدایه نگاشته او.»

و در معرفی دیگری می نویسد:

«شیخ فخرالدین احمدبن عبدالله بن سعیدبن متوج، از اساتید احمدبن فهد احسائی و صاحب کتاب النهایه فی تفسیر الخمسمائه آیه است.» (28)

صاحب اعیان الشیعه نیز، درتایید گفتار یاد شده به اختلاف لقب آن دو «فخرالدین و جمال الدین » اشاره می کند و این که دو کتاب یاد شده نگاشته یک شخص باشد، بعید می شمارد.

کنزالعرفان، نوشته شیخ مقدادبن عبدالله بن محمدبن حسین حلی شیوری، معروف به فاضل مقداد و سیوری (م. 826)

این کتاب در دو جزء تدوین شده است: جزء نخست آن بابهای زیر را در بر دارد: طهارت، صلات، صوم، زکات، خمس، حج، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر. و جزء دوم آن، در بردارنده بابهای زیر است: مکاسب، بیع، دین، رهن، ضمان، صلح، وکالت، عقود، نکاح، طلاق، مطاعم و مشارب، مواریث، حدود، جنایات، قضا و شهادات. (29)

فاضل مقداد، پیش از شروع کتاب طهارت، بحثی کوتاه درباره پاره ای از واژگان دارد و نص، ظاهر، مرجوح، مؤول، مجمل، محکم، متشابه و... را به گونه فشرده شرح می دهد.

این کتاب، از لحاظ نظم و نسق مطالب و سازمان دهی و باب بندی آنها،دقیق و زیبا به نظر می رسد.

شیوه بحث بدین گونه است: نخست موضوع مورد نظر از لحاظ لغوی به بوته بررسی نهاده می شود، سپس آیات مربوط به آن، یکی پس از د یگری، مو

لینک کمکی