فایل رایگان پاورپوینت رشد و بالندگي فقه شيعه در عصر فقيهان متکلم

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن فایل رایگان پاورپوینت رشد و بالندگي فقه شيعه در عصر فقيهان متکلم :

فقه شیعه در ادوار مختلف تاریخ با قوسهای صعودی و نزولی متعددی همراه بوده است. یکی از دوره های فقهی حاکم بر فرهنگ شیعی; دوره تسلط مکتب حدیث و یا گرایش به ظواهر اخبار است. با سپری شدن دوران نصوص در سال 260 قمری، فقیهان و محدثان شیعی خود را در محیطی بدون دسترسی به امام معصوم دیده و راهی جز داخل شدن در وادی اجتهاد با ابزار ویژه آن، در پیش روی نداشتند. گرچه در دوره حضور نیز اجتهاد در بین اصحاب ائمه علیهم السلام کم و بیش دیده می شد و امام شیعه علیهم السلام یاران خود را به این شیوه تشویق و ترغیب می کردند (1) اما شیوه اجتهاد در میان آنان بسیار بسیط بود و به خاطر دسترسی به نصوص کمتر جایگاهی برای تمسک به ادله ظنی وجود داشت.

پس از زمان حضور، فقه شیعه با گرایشهای مختلفی روبه رو شد; جمعی از عالمان و فقیهان به حدیث و ظواهر آن بسنده کردند و در این راستا از شیوه اجتهاد و استنباط عقلانی غافل شدند که از جمله آنان «ابوالحسین علی بن عبد الله بن وصیف ناشی » است.

وی در سال 271 متولد و در سال 365 یا 366 قمری بدرود حیات گفته است. او فقیه و شاعری زبردست و محب اهل بیت علیهم السلام بود که فقه خود را بر پایه اعتماد بیش از حد به ظواهر احادیث بنا کرده بود.

شیخ طوسی رحمه الله در باره شخصیت علمی او و شیوه استنباطش می نویسد:

«علی بن وصیف ناشی متکلمی نیکو و شاعری زبردست و دارای تالیفات بود; شیوه فقهی او در علم فقه همان شیوه اهل ظاهر بود». (2)

گرچه در حال حاضر آثاری از آن گرایش حدیثی وجود ندارد اما با توجه به موضع گیریهای دانشمندان در آن قرون می توان گفت که مکتب گرایش به ظواهر حدیث یک خطر جدی برای فرهنگ شیعه به شمار می رفت.

این خطر تنها فقه شیعه را هدف نگرفته بود بلکه در مرزهای کلامی شیعه نیز وارد شده بود.

سید مرتضی رحمه الله در این زمینه می نویسد:

«اصحاب حدیث آنچه را که شنیده بودند و برای آنان نقل شده بود روایت کرده و از گذشتگان خود نقل می کردند و به آنچه نقل می کردند اهمیتی نمی دادند که حجت و دلیل در احکام شرعیه باشد یا خیر... آیا نمی بینی آنان در اصول دین مانند توحید و عدل و نبوت و امامت به اخبار آحاد احتجاج می کردند در صورتی که نزد هر عاقلی استناد به اخبار آحاد نسبت به اصول دین رد شده است.

چه بسا برخی از آنان قایل به جبر و تشبیه می شدند و گمراهی آنان به خاطر عمل به اخبار آحاد بود. و برخی دیگر از این غافلان به خبری احتجاج می کردند که نه آن را روایت کرده و نه از ناقل آن شنیده اند تا او را به عدالت و غیر آن بشناسند. حتی اگر نسبت به برخی از احکام سؤال می شد که از کجا می گویی و چرا قایل به آن شده ای در جواب می گفت همانا آن را در کتاب فلانی دیدم و منسوب است به روایت فلان پسر فلان. و هر کس که خبر واحد را حجت بداند یا نداند می داند که این گونه استفاده کردن از اخبار آحاد، قابل قبول نبوده و راهی نیست که بتوان آن را پیمود. به درستی که این مطلب چیزی جز گمراهی نیست ». (3)

در کنار این شیوه استنباط وحتی در مقابل آن جمعی از فقیهان با گرایشی متعادل، اخبار و روایات را با معیارهای معرفی شده از سوی اهل بیت علیهم السلام در بوته نقد و بررسی قرار می دادند و بر اساس این معیارها به تفریع فروع و استنباط احکام می پرداختند.

این گرایش گرچه به مبارزه جدی وعلنی با شیوه اول بر نخاست اما در عمل آن شیوه حدیث گرایی ظاهری را مغلوب خود قرار داد. به ویژه که مکتب ظاهری حدیث، فاقد هرگونه نوآوری و پویایی تلقی می شد و پیروان خود را به تبعیت کورکورانه از هر حدیث و خبری دعوت می کرد.

در حقیقت فقیهانی که با شیوه دوم، فقه را مورد کند و کاو قرار می دادند مکتب حدیث را همراه با گرایش عقلانی در استنباط احکام رواج می دادند و شاگردان خود را به این مکتب فرا می خواندند، برخی از چهره های درخشان این مکتب عبارتند از:

1. «ابو محمد حسن بن علی بن ابی عقیل عمانی » (م 329).

وی از فقیهان و متکلمان قرن چهارم هجری و صاحب کتاب فقهی «المتمسک بحبل آل الرسول علیهم السلام » است.

مرحوم شوشتری در باره شیوه فقهی او می نویسد:

«و کتاب او [المتمسک]، به دست ما نرسیده است. اما علامه (حلی) در «مختلف » از این کتاب نقل می کند. او دارای نظرات و فتواهای نادر و شاذ بود... و عموم آیات را بر خصوص روایات صحیح مقدم می کرد. از این رو، فتوا داد: قضای روزه از بیماری که بیماریش تا سال آینده ادامه یابد ساقط نمی گردد به جهت عموم آیه قرآن «فعده من ایام اخر» و نیز فتوا داد: رضایت زن در ازدواج شوهرش با دختر برادر و دختر خواهر زن، شرط نیست به جهت کلام خداوند:«و احل الله لکم ما وراء ذلکم ». او به غیر از اخبار متواتر به چیز دیگری عمل نمی کرد. البته او همانند شیخ مفید و سید مرتضی دربسیاری از موارد که تواتری وجود نداشت ادعای تواتر می کرد. همانند ادعای اجماع در مواردی که اجماع وجود ندارد». (4)

2. «ابوالحسن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی » (260-329) پدر شیخ صدوق رحمه الله و از محدثان و فقیهان متقدم شیعه.

وی کتابهای فقهی متعددی را تالیف کرد که نام برخی از آنها در فهرست نجاشی آمده است. (5)

او فتاوای خود را از متن نصوص و روایات انتخاب می کرد. از این رو فقیهان و محدثان شیعی با اعتمادی که بر نوشته هایش داشت هنگام فقد نص، ازعبارتهای کتب فقهی او به جای روایت استفاده می کردند.

شهیدرحمه الله در «ذکری » پیرامون این مطلب می نویسد:

«اصحاب هنگامی که به روایتی دست نمی یافتند به کتاب شرایع شیخ ابوالحسن بن بابویه تمسک می کردند. و این به دلیل حسن ظنی بود که به او داشتند و این که فتوای او را مانند روایت او می دانستند; و خلاصه فتاوای آنان به منزله روایاتشان بود». (6)

شیخ صدوق رحمه الله نیز در ابتدای کتاب «من لا یحضره الفقیه » به این مطلب تصریح فرموده (7) و در جای جای این کتاب از متن کتابها و رساله های پدر بزرگوارش به عنوان روایت استفاده کرده است. (8)

3. «ابو علی محمد بن احمد بن جنید اسکافی » (م 381) او نیز از کسانی بود که پا را از دایره حجیت اخبار فراتر نهاد و به قیاس مقبول رو آورد و بر این اساس کتابهای «الاحمدی فی الفقه المحمدی » و «تهذیب الشیعه لاحکام الشریعه » را به رشته تحریر در آورد.

مرحوم شوشتری در این باره می نویسد:

«ابن جنید متهم بود که به قیاس عمل می کند، اما این مطلب معلوم نیست; چرا که بطلان آن از ضروریات مذهب امامیه است و چه بسا او به عمومیت و مشمول علت و مانند آن که غیر از قیاس می دانسته عمل کرده است. از این رو،یکی از کتابهای او کتاب [کشف التمویه فی الالتباس علی اغمار الشیعه] در مسئله قیاس است و گمان می کنم کتابهای او اگر یافت می شد به فقه ما نزدیکتر بود از کتابهای شیخ طوسی چون مبسوط و خلاف ». (9)

ابن جنید همچنین کتابی در راستای معرفی مبانی اجتهاد خود

لینک کمکی