فایل رایگان پاورپوینت در جستجوي نسخ / مؤلف تاريخ بخارا کيست؟(1)

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن فایل رایگان پاورپوینت در جستجوي نسخ / مؤلف تاريخ بخارا کيست؟(1) :

چکیده

تاریخ بخارا که اکنون تلخیص فارسی آن به قلم محمّد بن زُفر بن عمر در دست است، منسوب است به ابوبکر محمّد بن جعفر نرشخی (286 348 ه . ق) که سمعانی در کتاب الانساب از او یاد کرده، ولی از اثر او در تاریخ بخارا نام نبرده است. در برخی از منابع نام چند اثر در تاریخ بخارا آمده است که یکی از آنها تألیف ابوبکر منصور برسخی (متوّفی نیمه های سده چهاردهم هجری) است و می توان با استناد به قرینه و دلیلی چند، تاریخ بخارای منسوب به نرشخی را از این شخص دانست.

کلید واژه: تاریخ بخارا، نرشخی، منصور برسخی.

کتاب تاریخ بخارا، منسوب به ابوبکر محمد بن جعفر نرشخی (286 348 ق)، از آثار مهم تحقیق در باب زمین های شرقی اسلامی است و اگر مهم ترین کتاب برای تحقیق و پژوهش در باب دولت سامانیان در ماوراءالنهر و خراسان شمرده شود، پر بیراه نخواهد بود. مؤلف، این کتاب را، در حدود سال 332 ق، به زبان عربی نگاشت و به فرمانروای سامانی، ابومحمد نوح بن نصر بن احمد (متوفی 343 ق) تقدیم کرد.1 ابونصر احمد بن محمد بن نصر قباوی بخاری، آن را در سال 522 ق به پارسی درآورد، اما برخی مطالب را که خود مجاز می دید، از آن حذف کرد و نِکاتی از کتاب تاریخ [بخارا]ی غُنجار بدان افزود و حوادث کتاب را تا سال 365 ق رسانید. سپس محمد بن زُفر بن عمر آن را در 547 ق مختصر کرد و به صدر الصدور برهان الدین عبدالعزیز بن عمر بن عبدالعزیز بن مازه2، سرور حنفی مذهبان بخارا و نایب حاکمان قراختایی آسیای مرکزی در آن شهر، تقدیم داشت. او پاره ای حوادث را که از کتاب خزائن العلوم اثر ابوالحسن عبدالرحمن بن محمد نیشابوری3 برگرفته بود، به متن افزود. به نظر می رسد، شخص دیگری، تغییرات و دگرگونی هایی در کتاب به عمل آورد و مطالبی به آن افزود و حوادث را به زمان سلطه مغولان بر بخارا در 616 ق رسانید.4 بنابراین، می توان گفت، متن فارسی را که اینک به دست ما رسیده، اشخاص گوناگون اختصار کرده و مطالبی برآن افزوده اند که در اصل عربی کتاب نبوده است.

مایه کمال تأسف است که اصل عربی کتاب از میان رفته و جز ترجمه فارسی، آن هم در قالبِ کنونی که یاد کردیم، به دست ما نرسیده است. از آنچه که باقی مانده، روشن می شود که کتاب با فصلی در باب قاضیان بخارا آغاز می شده و این همچون مدخلی برای کتاب بوده است. سپس آگاهی هایی نسبهً مفصّل از اوضاع جغرافیایی و اقتصادی آن در پی می آمده است.

تاریخ بخارا 5 از دیرباز مورد توجه خاورشناسان6 قرار داشته است: بخشی از متن فارسی را خاورشناس شفر، در سال 1883 م، و سپس متن کامل را در سال 1892 م منتشر کرد. او گفته است این متن را به زبان فرانسه ترجمه کرده، ولی این ترجمه، هرگز به چاپ نرسید. در سال 1897 م استاد لیکوشینِ روسی، همین کتاب را به زبان روسی ترجمه کرد و زیر نظر خاورشناس روس بارتولد، در تاشکند به چاپ رساند. متن فارسی نیز در 1939 م / 1317 ش به کوشش مدرس رضوی در ایران طبع شده است. ترجمه انگلیسی هم، به قلم استاد ریچارد فرای در چاپخانه دانشگاه هاروارد به سال 1954 م منتشر شد.7

دوستان فاضل، استادان دکتر امین عبدالحمید بدوی و نصراللّه مبشّر الطرازی، تاریخ بخارا را به زبان عربی ترجمه کرده اند و به زودی به حلیه طبع آراسته خواهد شد [این ترجمه در سال 1965 م (؟) در قاهره به چاپ رسید م.]. من پیشتر، استاد و دوستم دکتراحمد ناجی القیسی، رئیس دانشکده شریعت8 و دانشمند ایران شناس را در جریان تردید خود در صحت انتساب این کتاب به ابوبکر محمد بن جعفر نرشخی قرار داده بودم. او در نامه ای به دو استاد مصری مذکور که کتاب را به عربی ترجمه کرده اند، آنها را از نظر ما آگاه کرد. استاد امین عبدالمجید البدوی در نامه ای برای اثبات آنچه ما برآنیم، خواستار آگاهی های بیشتری شد و من این سطور را نوشته و نزد او فرستادم.

آنچه من بدان دست یافته ام این است که مؤلف کتاب، ابوبکر منصور بَرْسَخِی است، درگذشته تقریبا در نیمه های سده چهارم هجری قمری. به نظر من، اگر خواسته باشیم که به حقیقت امر نزدیک شویم، نخست می باید تاریخ های بخارا، یعنی تواریخ محلّی (local history)، را مورد بررسی و تحقیق قرار دهیم. این موضوع ما را به ادلّه ای که نخست بدان ها تکیه داشته ایم، راهبری می کند. سمعانی ذیل نسبت «بخاری» در الأنساب گوید:

وصنّف تاریخَها ابوعبداللّه محمد بن ابی سلیمان الغنجار الحافظ البخاری و أحسن فی ذلک.9

حاجی خلیفه نیز در کشف الظنون در سخن از تواریخ بخارا آورده است:

تاریخ بخارا لأبی عبداللّه محمد بن احمد بن محمد المعروف بغنجار البخاری المتوفی سنه إثنتی عشره و أربع مائه و لأبی عبداللّه محمد بن أحمد بن سلیمان البخاری المتوفی سنه إثنتی عشره و ثلاث مائه.10

مؤلف تاریخ سمرقند نیز از یک تاریخ بخارا یاد کرده که مؤلف آن ابوعبداللّه محمد بن احمد بخاری، متوفی در 312 ق بوده است.11

اگر کسی با دقت نظر، متن مذکور در حاجی خلیفه را بنگرد، به این نتیجه خواهد رسید که موضوع بر مؤلف مذکور ملتبس شده، زیرا اختلاف میان دو مؤلف، فقط به نام نیای آن دو مربوط می شود و دیگر اسامی در سلسله انساب شبیه هستند:

ابوعبداللّه محمد بن احمد بن محمد معروف به غنجار بخاری

ابوعبداللّه محمد بن احمد بن سلیمان بخاری

سمعانی تصریح کرده است که نام جدِّ غنجار، سلیمان بوده است و اگر ذکری از تاریخ فرد دوم در تاریخ سمرقند نشده بود، اکنون می گفتیم که این دو در واقع یک نفر هستند: ابوعبداللّه غنجار. با این همه هنوز شک نداریم که آنها دو نفرند. سخاوی نیز در الإعلان بالتوبیخ لمن ذمّ التاریخ، فقط از یک تاریخ بخارا یاد کرده و آن همان تاریخِ تألیف غنجار است که پیشتر از آن یاد کردیم.12

مطلبی نشان می دهد که احمد بن محمد مامایی،13 (متوفی در 436 ق)، کتابی در ذیل بر تاریخ بخارای غنجار داشته است. سمعانی ذیل نسبت «المامایی» در کتاب الأنساب می نویسد:

بالألف بین المیمین المفتوحین و المیم بین الألفین و فی آخرها الیاء آخر الحروف هذه النسبه الی ماما و هو إسم لبعض أجداد أبی حامد أحمد بن محمد بن أحمد بن عبداللّه بن ماما الحافظ المامایی الإصبهانی من أهل إصبهان، کان حافظا متقنا مکثرا من الحدیث حریصا علی طلبه سکن البخاری، إلی أن توفِّی بها، سمع و صنّف التصانیف منها الزیادات لتاریخ بخاری لغنجار.

همو ذیل نسبت «الکمسانی» گوید:

أبو جعفر عبدالجبّار بن أحمد بن محمد مجاهد بن یوسف بن المثنی الکمسانی... ذکره أحمد بن ماما الإصبهانی الحافظ فی زیادات التاریخ، فقال: أبوجعفر الکمسانی قدم علینا یعنی بخاری فی سنه 393.14

[ابوالحسن علی بن زید] بیهقی نیز در تاریخ بیهق از تاریخ بخاری و سمرقند، اثر مؤلّفی به نام سعید بن جناح یاد می کند که از او چیزی نمی دانیم.15

سمعانی ذیل «برسخی» از تاریخ بخارا این چنین یاد می کند:

بفتح الباء المنقوطه بواحده و سکون الواو و فتح السین16 المهمله و کسر الخاء المعجمه، هذه النسبه إلی قریه من قری بخاری یقال لها برسخان و هی علی فرسخین من بخاری. أقمت بها ساعه فی إنصرافی من البرانیه و المشهور إلیها أبوبکر منصور البرسخی صاحب تاریخ بخاری و إبنه أبورافع العلاء بن منصور البرسخی، کان أصم شافعی المذهب هکذا ذکره أبوکامل البصیری، یروی عن أبی صالح خلف بن محمد الخیّام و أبی حامد الکرمینی صاحب محمد بن الضوء و یروی عن أبی نصر أحمد بن سهل البخاری أحادیث سهل بن المتوکل سمع منه البصیری.17

یاقوت ذیل «برسخان» آورده است:

بالفتح و ضمّ السین المهمله و خاء معجمه و النسبه إلیها برسخی، قریه من قری بخاری علی فرسخین منها أبوبکر منصور البرسخی صاحب تاریخ بخاری و إبنه أبورافع العلاء الفقیه الشافعی الأصم.18

یاقوت در اللباب، ذیل «برسخی» گفته است:

بفتح الباء الموحده و سکون الرّاء و فتح السین المهمله و کسر الخاء المعجمه. هذه النسبه إلی قریه من قری بخاری یقال لها برسخان علی فرسخین منها أبوبکر منصور البرسخی صاحب تاریخ بخاری و إبنه أبورافع العلاء بن منصور الفقیه الشافعی الأصم.19

اما این ابوبکر منصور برسخی کیست؟

من با کمال تأسف شرح احوال مفصلی از این مرد نیافتم و نتوانستم در مآخذی که بدانها دسترسی داشتم، تاریخ درگذشت او را بیابم. همه آنچه می دانیم این است که گرچه فرزندش شافعی مذهب بود، ولی در آثار شافعیان از او یادی نشده است و تاریخ درگذشت او را نیز

لینک کمکی