فایل رایگان پاورپوینت آثار فقهي سيد مرتضيعلم الهدي (2)

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن فایل رایگان پاورپوینت آثار فقهي سيد مرتضيعلم الهدي (2) :

(1) الناصریات

کتاب الناصریات مشتمل بر 207 مساله فقهی است. هرچنددر پایان کتاب چندمساله اعتقادی نیز آمده است.() سید مرتضی آن را درمقام شرح و نقد و تسدید فقه جد مادری خود حسن اطروش،معروف به ناصرکبیر،صاحب دیلم و طبرستان تالیف کرده است.() این کتاب یک بار درسال 1276ه.ق. درضمن الجوامع الفقهیه درایران چاپ شد و اخیرادرسال 1417ه.ق. توسط مرکز البحوث والدراسات العلمیه وابسته به مجمع جهانی تقریب بین مذاهب اسلامی تحقیق و دریک مجلد به چاپ رسیده است.

منبعی که دراین مباحث برآن اعتماد نموده ایم،همین چاپ است.

از ذکر اسامی کتاب های مسائل الخلاف()، مسائل اصول الفقه() العدد() وتنزیه الانبیاء() دراین کتاب بر می آید که الناصریات بعد از آنهاتالیف شده است.

سید دراین کتاب ضمن بیان مسائل فقه جد خود ناصرکبیر،نظریات خویش و امامیه ونیزدیگر فقهای عامه را آورده و برمذهب خود استدلال کرده است. کتاب مشتمل بربیشترابواب فقه است هرچند درهرباب به مهم ترین مسائل پرداخته است.

عناوین ابواب وموضوعات کلی کتاب به ترتیب زیر است:

کتاب الطهاره،64 مساله کتاب الصلاه،50 مساله کتاب الزکاه،11 مساله کتاب الصوم،10 مساله کتاب الحج،12 مساله کتاب النکاح،13 مساله کتاب الطلاق،11مساله کتاب الشفعه،3 مساله کتاب الرهن،2 مساله کتاب الغصب ،3 مساله کتاب الدیات،4 مساله کتاب الایمان،1 مساله کتاب الفرائض،8 مساله کتاب القضا،1 مساله مسائل متفرقه،9 مساله در خصوص مذهب فقهی ناصر کبیر(حسن اطروش) جد اعلای مادری سید مرتضی،اقوال مختلف است.مولف کتاب ادب المرتضی می گوید:

او اگرچه معروف به زیدی بودن است لیکن بسیاری از علمای شیعه وی را شیعه اثنی عشری می دانند.اما تا آن جا که من از این کتاب فهمیدم اطروش شیعه دوازده امامی نبوده و در بخش عظیمی از فقه خود و نیز در بسیاری از مسائل اعتقادی، مخالف شیعه دوازده امامی بوده است. به عنوان نمونه ناصر گفته است: هرگاه امام دربرخی احکامش خطا یا نسیان کند، امامتش فاسد نمی شود. سید گفته است: این مساله در مذهب ما صحیح نیست چون ما معتقدیم که امام باید از هرلغزش و خطایی معصوم باشد.

اهمیت این کتاب از نظر تاریخی نشان دهنده مذهب و دعوت ناصر درمنطقه دیلم است.() هرچند سید به زمان ناصر نزدیک تر بوده و بهتر می توانسته مقصود او را دریافت کند، امااین احتمال نیز وجود دارد که منظور ناصر از امام، امام حاکم و متصدی امور مسلمانان درعصر غیبت باشد که لازم نیست معصوم باشد و با چنین فرضی برای خود حکم مناسب می نماید.

اما به هرحال تفاوت چشم گیر برخی اقوال ناصر با رای امامیه البته دردوران سیدمرتضی ونیز قرائن و شواهد تاریخی موجود، زیدی بودن ناصر را تایید می کند ولی سید درمقدمه کتاب از او و پدران و فرزندان اوبه نیکی یاد کرده و به خاطر ناصر کبیر برخود و نسبش می بالد و می گوید:

الناصر کماتراه من ارومتی، و غصن من اغصان دوحتی،وهذا نسب عریق فی الفضل والنجابه والرئاسه.()

انگیزه و هدف تالیف

ازمقدمه کتاب برمی آید که مولف این کتاب را دراجابت درخواست یکی ازنزدیکان یا آشنایانش تالیف نموده است. چنان که می فرماید:

فان المسائل المنتزعه من فقه الناصر(ره)وصلت، وتاملتها، واجبت المسوول من شرحها، وبیان وجوهها وذکرمن یوافق ویخالف فیها.() آنچه باعث شده،درخواست شرح مسائل فقه ناصر و استدلال برآن از سوی درخواست کننده مطرح گردد، معلوم نیست مگر آن که از بعضی قرائن این احتمال به ذهن می آیدکه درخواست کننده نیز یکی از فقهای مکتب ناصر کبیر بوده و به واسطه فقاهت وزعامت سید و احاطه او برمذاهب و دیگر به خاطر قرابت نسبی سید با ناصر،این کار را از او تقاضا نموده است.

سید می فرماید:فان المسائل المنتزعه من فقه الناصر(ره) وصلت یعنی این مسائل به دست رسید پس ابتدا در دسترس او نبوده و درخواست کننده آنهارا فرستاده چون بعد از آن می گوید:وتاملتها ازهمه این تعابیر به ذهن می آید بدین نحو مسائل به دست سید رسیده وتاآن زمان، به آنها دسترسی نداشته و با آنها آشنا نبوده است.

بالاخره آنچه از سید درخواست شده،عبارت است از: شرح کلام ناصر(ره) و بیان وجوه وادله آن و نیز ذکر موافقان و مخالفان و ادله آنان.

سید نیز به این درخواست جامه عمل پوشانیده و از آن استقبال می کند و بر اساس مسلک خویش، این مسائل را شرح و بسط می دهد.

شیوه عرضه مباحث فقهی و مبانی فقاهت سید مرتضی

اسلوب کلی این کتاب علم الخلاف است به طوری که اقوال مختلف فقهای فرکق اسلامی را درهرمساله مطرح می نماید و بااستدلال برقول مختار، به احتجاج بادیگر اقوال می پردازد.

درخور توجه است که متن هرمساله،قول ناصر جد مادری سید و یکی از بزرگان فقهای زیدیه است و به همین وسیله رای فرقه زیدیه نیز درکنار دیگر اقوال مطرح می گردد.

طرح کلی عملیات فقهی و مباحث ذیل هرمساله به ترتیب زیر است:

1.بیان قول ناصر و قول مختار سید.

2. نقل اقوال بیشتر فقهای امامیه اعم از موافق و مخالف.

3.نقل قول مخالفان از امامیه اگر وجود داشته باشد.

4. استدلال برقول مختار،بایک یا تعدادی از ادله اجماع،ظواهر،آیات، اخبار وقواعد عقلی ولفظ ی.

5 .احتجاج با قول مخالف و نقل ادله و مناقشات آنها و نقض آن، بایک یا تعدادی از روش های زیر:

الف) اصول مورد قبول مخالف.

ب) تخصیص ادله مخالف.

ج) درتعارض نهادن ادله مخالف بادیگر ادله آنها.

د ) تاویل و تفسیر آیات و اخبار مورد تمسک مخالف.

تفصیل مطالب

یک -

بعداز بیان قول ناصر و طرح مساله فقهی، به بیان نظر مختار که عمدتاآن را منسوب به امامیه می کند ، می پردازد و صحت و سقم قول ناصر و قول صحیح نزد امامیه را بیان می کند.

چنانچه درتمام یا جزئی از یک مساله، قول امامیه برخلاف دیدگاه ناصر باشد، مولف قول امامیه را درچنین عباراتی گویا و با تفکیک جوانب مختلف حکم یا موضوع،بیان می نماید.

دربعضی مسائل نیز که دیدگاه امامیه موافق با ناصر است، اگر مساله نیاز به توضیح و تفسیربیشتری داشته باشد بعد از تصریح به آن که آن قول نزد امامیه صحیح است براساس عبارت ها و تعابیر رایج درفقه امامیه و توضیح و تفصیل بیشتر، بار دیگر حکم و موضوع را بیان می کند() و چنانچه حکم مساله عام بوده و برای طرح رای مختار نیاز به تفصیل بیشتر باشد، نظر مختار را ضمن بیان فروع مختلف مساله بیان می کند چون دراین مواردامامیه به طور مطلق و عام موافق با قول ناصر نبوده اند.() بنابر این سید تنها نظریات مخالف با امامیه ناصر را شرح و بسط نداده بلکه درمورد نظریات مورد وفاق هم گاه توضیح داده است.()

دو -

نقل اقوال فقهای عامه: مولف به نقل نظریات فقهی عامه اهتمام زیادی دارد به طوری که دریک مساله حتی تاچندین قول و محل خلاف را گاه با ذکر سند وراوی آن قول برمی شمارد و موافقان و مخالفان با امامیه را می شناساند.البته معمولاابتدا قول موافق و بعد قول مخالف را بیان می کند.

گاهی نسبت یک رای را به فقیهی تکذیب می کند و بعد رای و نظر صحیح آن فقیه سنی رابیان می کند.() این حاکی از احاطه کامل او به فقه عامه و انظار آنها است.

سه -

بیان مخالفت های فقهای امامیه: اگردرمساله ای برخی فقهای امامیه بر خلاف نظرمختار سید که البته همیشه آن را مجمع علیه و منسوب به امامیه برمی شمارد پیش رفته باشند، سید قول خلاف آنها را نیز بیان می کند.

این نقل قول از امامیه گاهی فقط بیان آن قول است بدون هیچ گونه ابراز عقیده ای راجع به آن() و یا این که همراه آن تصریح به غیر معتبر و شاذ بودن آن قول نیز می کند() و درمواردی هم بررد آن، دلیل اقامه می نماید و یا رد آن را به کتب دیگر ارجاع می دهد.() برخی از عبارات او دراین زمینه بدین قرار است:

1.درمساله 42 ازناصر این طور نقل می کند:یجزی فی الوضوء و الغسل مااصاب البدن من الماء ولومثل الدهن، بعد می گوید:قد روی اصحابنا عن ائمتهم علیهم السلام مثل هذا اللفظ بعینه ولی بعد از آن با قول ناصر واصحاب مخالفت می کند:

والذی یجب ان یعول علیه ان اللّه تعالی امر فی الجنابه بالاغتسال، وفی الطهاره الصغری بغسل الوجه والیدین،فیجب ان یفعل المتطهر من الجنابه والمتوضی ء مایسمی غسلا،ولایقتصر علی مایسمی مسحا ولایبلغ الغسل.() در این جا قول اصحاب را قبول نکرده و در وضو و غسل مجرد اصابت آب را کافی نمی داندبلکه صدق غسل را لازم می شمارد.

درخور توجه است که دراین مساله برخلاف دیگر مسائل برای اثبات نظریه خویش،هیچ گونه تمسکی به اجماع نمی کند بلکه به همین استدلال فوق و نیز تاویل اخبارشیعه و اصحاب بسنده می کند.

2. درمساله 44(غسل احرام) می گوید:

الصحیح عندی ان غسل الاحرام سنه، لکنها موکده غایه التاکید،فلهذا اشتبه الامرفیها علی اکثر اصحابنا، و اعتقدوا ان غسل الاحرام واجب، لقوه ما ورد فی تاکیده.() 3. درمساله وجوب یا استحباب اذان می فرماید:قد اختلف قول اصحابنا فی الاذان بعد قول اصحاب موافق با قول مختار ونیز قول مخالف را که اذان و اقامه رابرمردان واجب می داندنقل می کند.() سید دراستدلال برقول مختار با عباراتی نظیردلیلنا به بیان ادله نظریه خود که آن را به فقهای امامیه نیز منسوب نموده، می پردازد. شیوه عملکرد سید در استدلال و نیز احتجاج ورددلیل مخالف بسیار قابل تامل است.

نظم و هماهنگی خاصی درطرح ادله و مناقشات حاکم است.

همین طور روش سیددراعتماد به ظواهر آیات و اصول عقلیه و عملیه که عمده ادله ایشان را تشکیل می دهند،عظمت فقاهت او را تبیین می کند.

در این جا آنچه را که عموما دراستدلال ها به عنوان دلیل به آن تمسک گردیده،می آوریم بااین توضیح که همان ترتیب متخذ دراستدلال ها نیز دردرج آنها لحاظ می شود:

1. اجماع

ازآن به الاجماع المتقدم ذکره یا غیر آن تعبیر می کند و کمتر مساله ای پیش می آیدکه درضمن ادله آن از اجماع ذکری به میان نیامده باشد. درمواردی نیز تصریح دارد که اجماع امامیه یا شیعه امامیه حجت است.() قابل ذکر است که گاهی به اجماع اهل البیت استدلال می کند چنانچه درعدم جواز امامت فاسق می گوید:

هذا صحیح وعلیه اجماع اهل البیت(ع) کلهم علی اختلافهم و هذه من المسائل المعدوده التی یتفق اهل البیت(ع) کلهم علی اختلافهم علیها.() درمساله التکبیر علی الجنازه خمس تکبیرات می گوید: دلیلنا علی صحه ماذهبناالیه الاجماع المتردد ذکره، بل اجماع اهل البیت کلهم.() ازاین مطلب برمی آید که او اجماع اهل البیت(ع) را چیزی غیر از اجماع امامیه قلمداد کرده است.

استاد واعظ زاده طبسی درمقدمه ای که بر الناصریات() دارد، می نگارد:

این تعبیر، یعنی اجماع اهل البیت(ع) تعبیری شایع نزد زیدیه است و شاید سید متاثر ازآنهاشده و یا به خاطر همسویی با آنان آن تعبیر را آورده است.()

2.ظواهر آیات

کمتر مساله ای از فروعات مسائل یا احکام کلی را می یابیم که استدلال به ظواهرآیات در ذیل آن نباشد. چنان که محور اصلی استدلال سید بعد از اجماع،ظواهر آیات است.چه بسا برای تایید و استشهاد برمدعی و یا تبیین و توضیح موضوع مساله سراغ آیات می رود.() برخی استدلال ها به آیات قابل توجه است. مثلا برای اثبات جواز نماز درغیر اوقات نمازمانند طلوع خورشید تازوال البته نمازی که سبب آن متقدم باشد،می فرماید:

دلیلنا بعد الاجماع المتکرر،قوله تعالی:اقم الصلاه والظاهر یتناول جمیع الاوقات.() یا دربیان وجه این قول که اگر قصد قبله نمود و بعد فهمید خطا کرده، اگر وقت باشد اعاده کند و گرنه اعاده نمی خواهد، می فرماید:

دلیلنا علی صحه ما ذهبنا الیه بعد الاجماع المقدم ذکره، قوله تعالی: وحیث ما کنتم فولوالاوجوهکم شطر که فاوجب التوجه علی کل مصل الی شطر البیت، فاذا لم یفعل ذلک کان الامر علیه باقیا فیلزمه الاعاده.() درموارد لزوم نیز متذکر این نکته می شود که برخی احکام با دلیل خاص از تحت عموم آیات خارج می شوند و تنها همان محل بحث مشمول عموم آیه قرار می گیرد. مانندنماز نافله ووجوب اعاده بعد از وقت در دومساله قبل.

استدلال به آیه اوفوابالعقود() واولوا الارحام بعضهم اولی ببعض فی کتاب اللّه() وللذککر مثل حظ() الانثیین ودیگر آیات() برای اثبات احکام شرعی که تحت این عمومات هستند، بسیار قابل توجه است.

همچنین استدلال به آیات (و یحرم علیهم الخبائث) و (و الرجز فاهجر) و(حرمت علکیکم المیته والدم) برنجاست آب قلیل به مجرد ملاقات.() این مسلک یعنی استنباط احکام شرعی از ظواهر آیات، درفقه سید مرتضی بسیار متداول است و راهکرد وسیعی را برای اثبات احکام خصوصا مسائل مستحدثه، پیش روی می گذارد.

جالب آن که درناصریات نیز به همین مطلب برخورد می کنیم، چنان که مولف معدودی از مسائل را درزمره آنچه نص وذکری درکلمات اصحاب ندارند، بر شمرده وبرای اثبات رای خویش نیز دربعضی ازآنها متمسک به ظواهر و عمومات آیات شده است. مثلااستدلال براین قول که دکیلان مدت دار با مرگ بدهکار، حال می گردد، می فرماید:

ویقوی فی نفسی ماذهب الیه الفقهاء(ای فقهاء العامه) ویمکن ان یستدل علی صحته بقوله تعالی: من بعد وصیه یوصی بها اودین فعلق تعالی قسمه المیراث بقضاء الدین و انجازه، فلوتاخر قضاء الدین الی حین حلول الاجل المضروب للدین تاخرت قسمه المیراث وفی ذلک اضرار بالورثه.() به هرحال به کارگیری این شیوه دراستدلال و استنباط احکام فقهی خصوصا فروعات ومسائل مستحدثه یکی از عوامل شیوه تطور فقه امامیه بوده است.

3. اخبار

اگرچه سید اخبار آحاد را حجت علمی و عملی نمی داند، لیکن جهت اقناع خصم و احتجاج با مخالف، به کرات درضمن ادله خویش اخبار عامی را آورده است خواه برای اثبات مطلب() و یا مناقشه و احتجاج با دلیل قول مخالف و نقض آن. خود اودرآخرکتاب درمورد علت این کار می گوید:

ولم نورد فیما اعتمدناه الا ما هو طریق للعلم وموجب للیقین،الا ما استعملناه فی خلال ذلک من ذکر الاخبار التی ینقلها الفقهاء ویتداولونها فی کتبهم محتجین بها دون الاخبار التی تنقلها الشیعه الامامیه. وانما اوردنا هذه الاخبار وهی وارده من طریق الاحاد و لاعلم یحصل عندها بالحکم المنقول علی طریق المعارضه للخصوم والاستظهار فی الاحتجاج علیهم بطرقهم و استدلالاتهم، کما فعلناه مثل ذلک فی کتابنا(مسائل الخلاف).()

4. اصول عقلیه و عملیه

این اصول نقش مهمی دراستدلال و استنباط احکام فقهی ایفامی کنند به طوری که با طرد حجیت اخبار آحاد یکی از مهم ترین ابزار استدلال مولف به شمار می روند.

موارد زیر از این قبیل است:

الف) اصل برائت ذمه:

آن جا که دلیلی برحکم(معمولا حکم وجوبی یا استحبابی) نیست.() درصفحه 137 مساله 36، درخصوص حدث نبودن فعل کبیره می فرماید:

قد بینا ان ما تعم به البلوی و یتکرر حدوثه لابد من ایراد بیان حکمه موردا یقطع العذر ویثلج الصدر، وعلی هذا عولنا فی ان مس الذکر لاینقض الوضوء، ولوکان فعل المعصیه حدثا فی نفسه لوجب ان یرد ذلک ورودا یقطع العذر،ویوجب العلم،ویشترک فیه الخاص والعام،کماوجب فی امثاله.()

ب ) شک دریقین سابق و ابقای آن(استصحاب شک دررافع):

درمساله 38،درخصوص آن که طهارت یقینی با حدث مشکوک زایل نمی شود،می گوید:

وعندنا ان الواجب، البناء علی الاصل،طهاره کان اوحدثا،فمن شک فی الوضوء و هوعلی یقین من الحدث، وجب علیه الوضوء، ومن شک فی الحدث و هو علی یقین من الوضوء، بنی علی الوضوء وکان علی طهارته.() درجواب این مساله و دلیل آن، دایره حکم وموضوع را توسعه داده و قاعده ای کلی رادرموارد یقین سابق و شک لاحق بیان می کند.

ج) قاعده اشتغال ذمه:

مثلا درمساله بطلان نماز کسی که وسط نماز یا قبل ازآن حدثی از او سرزند، این گونه استدلال می کند:

دلیلنا علی صحه ما ذهبنا الیه بعد الاجماع المتکرر ان الصلاه فی الذمه بیقین، فلا تسقط عنها الا بیقین، وقد علمنا ان الحدث اذا سبقه،ولم یعد الوضوء والصلاه فان ذمته ما برئت بیقین،واذا اعاد فقد تیقن براءه ذمته،فوجب الاعاده.() این قاعده از کاربردی بسیار گسترده برخوردار است وایشان مسائل بسیاری رابراساس آن اثبات واستدلال می کند.() برخی ادله لفظیه و قواعد اصولی مثل عام و خاص، مطلق و مقید، وغیره نیز مورداستفاده سید بوده است که از ذکر تفصیلی آنها اجتناب نمودیم.

د) قواعد فقهی:

مانند اصاله الطهاره چنان که دراستدلال برطهارت مذی می فرماید:

فان الاصل الطهاره، والنجاسه انما تعلم بالشرع علی سبیل التجدد،ولم ینقطع عذربالشرع یوجب العلم فی ان المذی نجس و انه ینقض الوضوء.()

ه ) ادله عقلیه(مستقلات):

هرچند درمبانی فقهی سید هنوز جایگاه این مباحث تنقیح نشده بود، اما درمباحث فقهی مواردی وجود دارد که به ادله عقلی استدلال می کند. نمونه بارز این مباحث که درمیان اصولیین کم کم به مثالی معروف تبدیل شد، عدم جواز نماز در مکان غصبی است که ایشان در استدلال بر آن می فرماید:

وایضا فان من شکرلاط الصلاه ان تکون طاعه وقربه، ولاخلاف فی هذه الجمله،وکونهاموداه فی الدار المغصوبه یمنع من ذلک. الاتری ان عاقلا لایجوز ان یتقرب الی اللّهتعالی بما یعلمه قبیحا ومعصیه؟ ولاشبهه فی ان الصلاه فی الدار المغصوبه قبیحه و معصیه لان العقل دال علی قبح تصرف الغاصب فی الدار لانه ظلم ویجری تصرفه فی الدار مجری تصرفه فی ا لمال المغصوب وصلاته فی الدار لیس سوی تصرفه فیها.() سپس دلیل جایز نبودن نماز در لباس غصبی را چیزی غیر از دلیل فوق می داندومی فرماید:

فاما الصلاه فی ا لثوب المغصوب فلایمکن ان یقال فیه ما قلناه فی الصلاه فی الدارالمغصوبه، ومن یوافقنا فی ان الصلاه فیه غیر جائزه، یعتمد علی انه منهی عنه، وان النهی یقتضی الفساد ونفی الاجزاء.

ایشان با قاعده نهی از شی ء موجب فساد است، مخالفت می کند و ادامه می دهد:

وهذا لیس بمعتمد،لانا قد بینا فی مسائل اصول الفقه ان النهی بظاهره ومجرده لا یقتضی فساد المنهی عنه و نفی اجزائه.

آن گاه بطلان نماز درلباس غصبی را از راه دلیل اشتغال ذمه اثبات می کند. لازم به ذکر است که این بیانات اقتضای دقت و تامل بسزایی دارد، چون مبانی عقلی فقه سید مرتضی، بسته به همین مباحث است.

5. احتجاج با قول مخالف ورد نقض های قول مختار

ایشان بسیار کم، متعرض ادله مخالفان گشته و معمولا بعد از نقل استدلال بر قول مختار، نقض هایی را که برآن شده و یا محتمل است، مطرح نموده و به آنها پاسخ داده است. عموم شیوه های جوابگویی به مناقشات ونقض ها به صورت زیر خلاصه می گردد:

1. ...استفاده از اصول مورد قبول مخالف مانند قیاس، استحسان و.

درضمن مساله پانزده، بعد از استدلال بر پاکی خون ماهی می فرماید:

وایضا فلا خلاف فی جوازاکل اللحم الذی قد بقی فی عروقه اجزاء من الدم، فانه لایجب ان ینتفی ذلک بالغسل،لانه لیس بدم یسفح و کذلک دم السمک.() قیاس خون ماهی با اجزای خون باقی مانده دررگ ها و گوشت حیوان کاملاواضح است.

2. تخصیص عمومات ادله و حجت های مخالف، با ادله دیگر:

به عنوان مثال درمورد این قول که در بیش از بیست دینار، زکات نیست تا نصاب آن به چهل برسد، می فرماید:

فان احتج المخالف بما یروی عنه انه قال: فی الرقه ربع العشر فالجواب عنه: ان خبرهم عام،و خبرنا مخصص له.() یا درمورد واجب نبودن زکات درعروض تجارت می گوید:

فان احتج المخالف عن وجوب الزکاه فی عروض التجاره بقوله تعالی:خذ من اموالهم صدقه تطهرهم وتزکیهم بهاتوبه، آیه 103 وبقوله:وفی اموالهم حق معلوم للسائل والمحروم(ذاریات، آیه 19) فذلک عموم نخصه بالادله التی ذکرناها.() 3. درتعارض نهادن ادله و مناقشات مخالف با آیات و با روایات اهل سنت:

مانند معارض قلمداد کردن دو آیه ای که دربحث قبل(وجوب زکات درعروض تجارت) مخالفان به آن تمسک می کردند با آیه لایسالکم اموالکم( محمد، آیه 36).() ونیز درمساله حداقل اقامت ده روز است، می فرماید:

فان احتج المخالف بما رواه عطاء الخراسانی عن سعید بن المسیب قال: اجمع علی اقامه اربع و هو مسافر اتم الصلاه فالجواب عنه: ان هشکیلاما روی عن داود بن ابی هند عن سعید بن المسیب انه قال: اذا اقام المسافر خمسه عشر یوما اتم، فتعارضت الروایتان عن سعید بن المسیب و سقطتا.() 4. تاویل و تفسیر آیات و روایات براساس قول مختار:

مثلا دررد مناقشات این قول که بعد از ازدیاد شتر تا بیش از صدوبیست نفر هر پنجاه نفر یک حقه زکات دارد،می فرماید:

فان عارضوا بما روی عنه(ع) من قوله:اذا زادت الابل علی مائه و عشرین استونفت الفریضه فی کل خمس شاه فالجواب عنه: انا نحمل هذا الخبر علی وجهین من التاویل:

احدهما:ان معنی استئناف الفریضه انها صارت علی جهه واحده بعد ان کانت علی جهات مختلفه ویکون القول بان فی کل خمس شاه من جهه الراوی لامن جهه نقله،کان الراوی فسر لفظ الاستئناف وظن علی ماقاله دون ما بیناه. والوجه الثانی: ان یرید انه اذااستفاد مالا زائدا علی مائه و عشرین فی اثناء الحول فانه یستانف به الفریضه، ولایبنی علی جواز حول الاصل.()

یادآوری:

1.درکتاب، برخی مسائل به عنوان مسائلی مطرح شده که اصحاب نصی درموردآنها ندارند ومولف ضمن بیان اقوال عامه، استنباط ونظر خویش را بیان می دارد.() به عنوان نمونه مساله 82 را ذکر می کنیم:

قول ناصر:تکبیره الافتتاح من الصلاه و التسلیم لیس منها. قول سید:لم اجدلاصحابنا الی هذه الغایه نصا فی هاتین المسالتین،ویقوی فی نفسی ان تکبیره الافتتاح من الصلاه،وان التسلیم ایضا من جمله الصلاه و هو رکن من ارکانها و هو مذهب الشافعی دلیلنا علی صحه ما ذهبنا الیه من ان تکبیره الافتتاح من الصلاه، انه لاخلاف فی ان نیه الصلاه اما تتقدم علیه بلافصل اوتقاربه علی الاختلاف بین الفقهاء فی ذلک، ونیه الصلاه لاتجب مقارنتها الا لماهو من الصلاه لتوثرفیه، و مالیس من الصلاه فلایجب ان تتقدم علیه و لاتقارنه، وفی وجوب مقارنه النیه او التقدیم لتکبیره الافتتاح دلیل علی انها من جمله الصلاه.() این قبیل مسائل را تحت عنوان مسائل مستحدثه فقه سید مرتضی طبقه بندی نموده و بیان کرده ایم.() 2. مطلب دیگری که گاه درناصریات به چشم می خورد، مخالفت سید با بعضی اقوال فقهای امامیه است که گاهی ابراز مخالفت نکرده و درکنار قول انتخابی فقط رای و نظرآنها1 را می آورد.

این مطلب نیز مورد توجه مولف بوده است که مخالفت آنها تاثیری دررفع حجیت اجماع که دلیل عمده او بر نظریاتش است ندارد.() 3. احاطه سید بر مسائل ادبی و لغوی دراستدلال های او خصوصا به آیات، نقش بسیارمهمی دراستدلال و فقاهت وی دارد و این امر در قوت استدلال های ایشان وردمناقشات مخالف، تاثیر بسزایی داشته است.

نمونه ای از این سبک استدلال را می آوریم:

ایشان بعد از آن که شهادت را شرط صحت نکاح نمی داند، درخصوص ولایت پدر یاجد درنکاح می فرماید:

فاما الولایه فعندنا ان المراه العاقله البالغه تزول عنها الولایه فی بضعها ولها ان تزوج نفسها وان توکل من یزوجها.

آن گاه به آیات و برخی روایات استدلال کرده و سپس می نگارد:

فان تعلقوا بما روی من انه قال:لانکاح الا بولی فعندنا ان المراه اذا زوجت نفسها فذلک نکاح بولی لان الولی هو الذی یملک الولایه للعقد، و من یدعی ان لفظالولی لایقع الا علی الذکر، مبطل لانه یقع علی الذکر والانثی،لانه یقال:

رجل ولی،وامراه ولی، کما یقال:(وصی) فیهما.()

ابتکارات و نوآوری های فنی و محتوایی

1.شرح مسائل فقهی:

بعد از ایشان کم کم این شیوه در میان فقها متداول گردید وکتب ومسائل فتوایی فقها را متن قرارداده و آنها را محور شرح و استدلال و مناقشه و ذکر اقوال نمودند. تقریبا ناصریات فتح بابی برای این شیوه تالیف فقهی است.

2. فقه تطبیقی و علم الخلاف:

بحث مفصل درخصوص این ابتکار را درضمن معرفی الانتصار نوشتیم و الناصریات نیز نمود روشنی از کتب علم الخلاف است.هرچنددرشیوه و ارائه ا قوال و استدلالها منظم تر ازالانتصار می باشد و علاوه براقوال عامه،قول زیدیه و فقهای امامیه(دربرخی مسائل)را نیز متضمن است.

3. شیوه استدلال متناسب با کتب علم الخلاف:

این خود منشا تحولی هرچند زودگذردرفقه گردید به طوری که سعی مولف برآن بوده که از ادله مورد توافق شیعه و عامه استفاده کند.

آراء قابل توجه و نادر

برخی اقوال و آرا و یا مباحث مهم و قابل توجه سید مرتضی درناصریات به اختصارعبارت است از:

1.وجوب یک بار عمره درطول عمر:

الصحیح عندنا ان العمره انما تجب فی العمر مره واحده، وما زاد علی ذلک فهوفضل.() 2.عدم ولایت پدر یا جد در ازدواج زن عاقل بالغ :

فاما الولایه فعندنا ان المراه العاقله البالغه تزول عنها الولایه فی بضعها،ولها ان تزوج نفسها،وان توکل من یزوجها.

کلام فوق عام است و باکره و غیره باکره را در برمی گیرد اما از قرائن موجوددرکلام ایشان واستدلالها برمی آید درباکره نیز ولایت را شرط نمی دانند چنانچه برخلاف آن نیز قرینه است مثلا استدلال می کندبه این روایت:الایم احق بنفسها من ولیها.() به هرحال نسبت دادن با این تعبیر که ایشان درباکره عاقل و بالغ ولایت را شرط نمی داند،حرف درستی به نظر نمی رسد، ولی با آن تعبیر که ما آوردیم، موافق نص کلام ایشان است.

3. جواز وضو با آب مضاف:

الصحیح عندنا ان الماء اذا خالطه بعض الاجسام الطاهره ویسلبه اطلاق اسم الماءعلیه،فان الوضوء به جائز.() 4. فرق گذاشتن میان ورود آب برنجاست و ورود نجاست برآب. درورود نجاست برآب،کر بودن آب برای عدم نجاست آن شرط است اما درورود آب برنجاست،کربودن آب شرط نیست.

البته وی درمورد این مساله می گوید:لااعرف فیها نصا لاصحابنا، ولاقولا صریحا ومی فرماید:

ویقوی فی نفسی عاجلا الی ان یقع التامل لذلک صحه ماذهب الیه الشافعی.

والوجه فیه، انا لوحکمنا بنجاسه الماء القلیل الوارد علی النجاسه لادی ذلک الی ان الثوب لایطهر من النجاسه الا بایراد کر من ماء علیه، وذلک یشق.() 5. جواز برطرف ساختن نجاسات با مایعات پاک هرچند مطلق نباشند:

عندناانه یجوز ازاله النجاسه بالمائع الطاهر،وان لم یکن ماء،وبه قال ابو حنیفه وابویوسف.

6.خوردن گوشت حیوانی که درحال جان دادن به سختی نفس می کشد، جایزنیست:

ان الذی یکید بنکفکسه من الحیوان یدخل فی عموم ما حرم اللّه تعالی من الموقوذه، لان الموقوذه هی التی قد اشتد جهدها و تعاظم المها.() 7. وی در مساله 201 که درمورد مدت دارشدن دکیلان با مرگ مدیون است،درضمن استدلال برقول خود بحثی راجع به حقوق دارد که ذکر آن خالی از فایده نیست:

فان الدکیلان لولم یصر حالا بموت من علیه الدین لوجوب ان ینتقل الحق من ذمه المیت الی ذمه الورثه،والحق اذا ثبت فی ذمه شخص لم ینتقل الی ذمه غیره الابرضی من ثبت له،فان قیل: ما ذکرتموه یوجب ان خیار الشرط لایورث،وعندکم انه یورث،قلنا: خیار الشرط اذااثبتناه للوارث لم یقض الی انتقال الحق من ذمه الی ذمه اخری،لان الوارث اذا اختار ان یفسخ البیع ارتجع الثمن و المثمن فلذلک جازاثباته.() 8. درمورد اول و آخر وقت نماز مغرب می فرماید:

عندنا ان اول وقت المغرب مغیب الشمس،وآخر وقتها مغیب الشفق الذی هوالحمره، وروی ربع اللیل، وحکی بعض اصحابنا:ان وقتها یمتد الی نصف اللیل.() پس سید برخلاف مشهور قائل است که نماز مغرب دو وقت دارد چنان که خود نیز بعد ازعباراتی تصریح برآن می کند: فقد وضح ان لها وقتین.() 9. درخصوص روایاتالماء اذا بلغ کرا می فرماید:

روت الشیعه الامامیه عن ائمتهم(ع) بالفاظ مختلفه ووجوه مختلفه:ان الماء اذابلغ کرا لکملاینجسه مایقع فیه من نجاسه الا بان یغیر احد اوصافه.() نقل این روایت با این تعبیر و استدلال به آن با این که ایشان خبر واحد را حجت نمی داندنشانگر آن است که مضمون این روایت نزد سید قطعی ویا متواتر است.

مسائل مستحدثه در الناصریات

درکتاب مسائلی از فقه ناصر ذکر شده که سید اذعان دارد نص وکلامی از اصحاب درخصوص آن نیافته است.

برخی از این مسائل را که درواقع ازمسائل مستحدثه قلمداد می شوند ذکر می کنیم:

1.فرق میان ورود آب برنجاست وورود نجاست برآب.سید قائل به تفاوت میان آن دومی شود و کربودن را تنها درورود بر نجاست آب شرط می داند.(ص 72،م 3).

2. اگرنمازگزار آب وخاک طاهر و نظیف نیافت از نظر سید نماز دراین صورت براو واجب نیست و در صورت یافتن آب یا خاک ولوبعد از وقت، باید نماز را قضا نماید.( ص 16،م 55).

3. زمان شروع نفاس زنی که دو قلو بزاید مولف شروع نفاس را از مولد اول می داند.( ص 173،م 64).

4. جزء نماز بودن تکبیره الاحرام و تسلیم سید آن دو را از ارکان نماز برمی شمارد.(208،م 82).

5.عود درظهار اراده مماسه است.این قول مورد تصدیق سید است:

الذی یقوی فی نفسه ان العود هو اراده استباحه ما حرمه الظهار من الوط ء واذا کان الظهاراقتضی تحریما فاراد المظاهر دفعه،فقد عاد. (ص 355، م 169).

6.شرط صحت بیع سلم این است که سرمایه شناخته شده باشد.

نظر مولف آن است که اگر راس المال معلوم باشد و با مشاهده و یا دیدن مضبوط شد،نیازی به ذکر صفات و اندازه وزن و عددش نیست.(ص 369،م 175).

7. حال شدن دین موءجل با مرگ مدیون.سید بعد از اعتراف به جدید بودن مساله باز این گونه می فرماید:

وفقهاء الامصار کلهم یذهبون الی ان الدین الموجل یصیر حالا بموت من علیه الدین،ویقوی فی نفسی ماذهب الیه الفقهاء شاید مقصود او از فقها، فقهای عامه باشد.(ص 438،م 201).

8. حرام بودن ماهی وملخی که کافر ذمی صید نموده است.سید این قول را نمی پذیردوچون نحوه استدلال او جای دقت و تامل دارد، آن را به طور کامل می آوریم. او پس از ذکردلیل قائلین به تحریم که صید را تذکیه ماهی می دانند، می نگارد:

واذا وقع التحریم بتذکیه الذمی وانه لا ذکاه له فانما یدخل فی ذلک ما یکون حقیقه من الذبح،وفری الاوداج و مما لایکون حقیقه ویسمی بهذه التسمیه،فجاز الایدخل فی الظاهر،الا بدلیل.(ص 440،م 203).

(2) جمل العلم والعمل

جمل العلم والعمل یک بار درنجف در المجموعه الثالثه من سال 1378 ه.ق. ودیگر باردرقم، ضمن رسائل الشریف المرتضی در سال 1405 ه.ق. به چاپ رسید.

رساله ای مختصردراصول وفروع دین وحاوی احکام عام البلوی است که نویسنده بارعایت اختصار، تنها به ادله بخش عقاید پرداخته و درقسمت احکام هیچ دلیلی نیاورده است.() سید درآخر کتاب، از دیگر تالیفات خویش همچون:

الذخیره،الملخص والمصباح،نام برده است.() بخش نخست یا به عبارت دیگر مقدمه کتاب دربیان اصول دین است و بعد به بیان احکام شرعی با رعایت تبویب احکام پرداخته است.

موضوعات کتاب عبارت است از:

الف ) بخش عقاید:

باب مایجب اعتقاده فی ابواب التوحید.

باب ما یجب اعتقاده فی ابواب العدل.

باب مایجب اعتقاده فی النبوه.

باب مایجب ا عتقاده فی الامامه و مایتصل به.

ب ) بخش احکام:

کتاب الطهاره:

المیاه() الاستنجاء وکیفیه الوضوء والغسل، نواقض الطهاره،التیمم،الحیض والاستحاضه والنفاس.

کتاب الصلاه:

مقدمات الصلاه،الاذان و الاقامه، اعداد الصلوات المفروضات، افعال الصلاه، ما یجب اجتنابه فی الصلاه، احکام السهو، قضاء الصلاه، صلاه ا لجماعه، صلاه الجمعه، نوافل شهر رمضان،صلاه العیدین،صلاه الکسوف، صلاه السفر،صلاه الضروره.

کتاب الجنائز:

غسل المیت و تکفینه، الصلاه علی المیت.

کتاب الصوم:

حقیقه الصوم وعلامه دخول شهر رمضان،مایفسد الصوم، حکم المسافروالمریض،حکم من بلغ اوجن اواغمی علیه فی شهر رمضان، قضاء شهررمضان، صوم التطوع وما یکره فی الصیام.

کتاب الاعتکاف:

معنی الاعتکاف،شروط الاعتکاف،مایفسد الاعتکاف.

کتاب الحج:

وجوب الحج والعمره وشروط ذلک، مواقیت الاحرام، فیما یجتنبه المحرم، سیره الحج وترتیب افعاله، کفاره وفدیه.

کتاب الزکاه:

شروط وجوب الزکاه،الاصناف التی تجب فیها الزکاه، زکاه الدراهم والدنانیر، زکاه الابل، زکاه البقر، زکاه الغنم، زکاه الحنطه والشعیر والتمر والزبیب، تعجیل الزکاه، وجوه اخراج الزکاه، زکاه الفطره، کیفیه اخراج الزکاه.

درخورتوجه است که دراین کتاب مختصر که برای عموم مردم تالیف شده مقدمه ای نیزدرعقاید و اصول دین باذکر دلیل هر اصل اعتقادی نگاشته شده است. نگارش این گونه مقدمات در باب عقاید درابتدای کتب و رساله های عملیه فقهی درآن ادوار امری مرسوم بوده است چنان که مقنعه مفید نیز به همین ترتیب آغاز شده است.

نام کتاب نیز اشاره به همین دو بعد علمی و عملی دارد. بخش علمی درزمره عقایداست وبخش عملی آن درمسائل واحکام عملی شرعی می باشد.

شیخ طوسی(ره) کتاب تمهید الاصول را به عنوان شرحی بر بخش اعتقادات این کتاب تالیف نمود و شاگرد دیگر سید مرتضی، قاضی ابن براج به شرح قسمت فقه آن پرداخت و کتاب شرح جمل العلم و العمل را نوشت.

انگیزه واهداف تالیف کتاب

سید درابتدای کتاب، انگیزه و سبب تالیف را این گونه بیان می کند: فقد اجبت الی ما سالنیه الاستاذ ادام اللّه تاییده من املاء مختصر محیط بمایجب اعتقاده من جمیع اصول الدین ثم ما یجب عمله من الشرعیات التی لاینکاد المکلف من وجوبهاعلیه، لعموم البلوی بها،ولم اخل شیئا مما یجب اعتقاده من اشاره الی دلیله وجهه عمله.

به احتمال بسیار قوی مقصود او از استاد،شیخ مفید(قدس سره) بوده است.

تالیف رساله های فتوایی دراحکام که نیاز مردم را در دسترسی به مسائل شرعی مرتفع سازد، درهمه ادوار فقهی امری متداول بوده و دراین میان، سید مرتضی نیز به این امرپرداخته است چنانچه شیخ مفید نیز کتاب مقنعه را با همین انگیزه تالیف نمود.

قابل توجه است که دراین کتاب نیز مانند اکثر رساله ها و تالیفات سید مرتضی و .

دیگر مولفان آن دوران،مولف به درخواست شخص دیگر که در این جا استاد ایشان است اقدام به تالیف نموده است. این مطلب جای تحقیق ودقت نظر تاریخی بیشتری دارد تا علل این امر و اوضاع اجتماعی و علمی زم

لینک کمکی