فایل رایگان پاورپوینت رفتار سياسي فقهاي دوره ميانه

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن فایل رایگان پاورپوینت رفتار سياسي فقهاي دوره ميانه :

دکتر یعقوبعلی برجی

مقاله حاضر به بررسی رفتار سیاسی فقیهان در دو دوره «از آغاز غیبت کبرا تا روی کار آمدن ایلخانان مغول » و «عصر ایلخانان مغول » می پردازد.

دوره اول، آغاز غیبت کبرا تا روی کار آمدن ایلخانان مغول

در این دوره، خلافت عباسی دچار ضعف و سستی شده و امپراتوری بزرگ اسلامی از هم گسیخته است و فرصتی برای پیدایی حکومت های شیعی در گوشه و کنار سرزمین های اسلامی فراهم شده است.آل بویه در بخشی هایی از ایران قدرت یافت و به تدریج دامنه اقتدار خود را تا بغداد گسترد، حمدانیان در موصل و شام، فاطمیان در مصر، علویان در مناطق شمالی ایران، اشراف حسنی در مکه و مدینه به حکومت دست یافتند و برای پیشرفت آیین تشیع فرصتی تاریخی فراهم آمد و دانشمندان بزرگی مانند شیخ مفید، سید مرتضی، سید رضی و شیخ طوسی با استفاده از موقعیت ممتازی که نزد آل بویه داشتند به ترویج و تبلیغ شیعه پرداختند.در همین دوره، فقه اجتهادی پایه گذاری شد و بحث های مربوط به قلمرو اختیارات فقیه در لابه لای کتاب های فقهی رواج شایانی یافت و عالمانی چون سید مرتضی و سید رضی با پذیرش امارت از سوی حاکمان جور، به اعمال ولایت نیز پرداختند.در این جا ابتدا نام چند تن از این بزرگان و مناصبی که پذیرفتند را ذکر می کنیم، سپس به مبنای فقهی رفتار سیاسی فقیهان این دوره خواهیم پرداخت.

1.ابواحمد حسین بن موسی (طاهر ذوالمناقب) : ابو احمد حسین بن موسی ملقب به طاهر اوحد ذوالمناقب، پدر سید رضی یکی از فقیهان این دوره است که از فرصت به دست آمده در دولت شیعی آل بویه استفاده کرده و در عرصه عمل نیز در حد توانش اعمال ولایت کرد.ثعالبی می نویسد:

ابواحمد (پدر سید رضی) مدت ها منصب نقابت و رسیدگی به حال سادات دودمان ابوطالب و نیز مناصب نظارت دیوان مظالم و سرپرستی حجاج و زایران خانه خدا را به عهده داشت; سپس در سال 380 هجری تمامی این مناصب را به فرزندش سیدرضی محول کرد.سید رضی نیز در این باره قصیده ای سرود و به پدرش تهنیت گفت و از وی قدردانی کرد. (1)

2.سیدرضی: سیدرضی از جمله فقیهانی است که ولایت و زعامت سیاسی جامعه اسلامی را حق مسلم خود می دانست و حاکمان وقت را جائر قلمداد می کرد و برای استیفای این حق مانند پدر خویش، قسمتی از مناصب سیاسی و دولتی را از طرف امرای آل بویه به عهده گرفت; این مناصب عبارتند از نقابت، امارت حاج، ریاست دیوان مظالم و...که هر یک را به اختصار شرح می دهیم.

نقابت

ماوردی، هم عصر سیدرضی، درباره منصب نقابت می نویسد:

نقیب باید در میان کلیه علویان عصر پنج کار را انجام دهد:

1 - هرگاه میان سادات و علویان نزاعی در گرفت، شخص نقیب که سرپرست رسمی و رئیس قانونی آنهاست، باید فصل خصومت کند و حکم او نافذ است;

2 - اموال و دارایی یتیمان سادات و علویان باید تحت سرپرستی نقیب باشد و فقط اوست که باید به آن رسیدگی کند;

3 - اجرای حدود و احکام الهی درباره سادات که گناهی مرتکب می شوند به عهده نقیب است;

4 - باید دختران و زنان بی سرپرست آنان را شوهر دهد و به کار آنان رسیدگی کند;

5 - مراقبت از دیوانگان آنان و کسانی که نیاز به سرپرست دارند...;

نقیب می باید دانشمندی مجتهد باشد تا حکم او صحیح و قضاوتش نافذ باشد. (2)

سید رضی در سال 380 هجری در 21 سالگی به منصب نقابت از طرف بهاء الدوله دیلمی نایل شد و تا موقعی که القادر بالله او را عزل کرد عهده دار این منصب بود.وی در سال 403 هجری به مقام نقیب النقبایی سراسر دنیای اسلام که در قلمرو بنی عباس بود نایل گردید. (3) علامه امینی می نویسد:

سپس در شانزدهم محرم سال 403 به سرپرستی امور طالبیان در تمام قلمرو اسلامی منصوب شد و نقیب النقبا خوانده شد.گفته شده غیر از حضرت رضاعلیه السلام که ولایت عهدی مامون را داشت کسی از علویان به این مقام نایل نگشت. (4)

سپس ادامه می دهد:

آن گاه سمت خلافت بر حرمین شریفین (مکه و مدینه) نیز بر مناصب وی افزوده شد. (5)

ولایت بر دیوان مظالم

دیوان مظالم، دیوانی بود که برای دادخواهی مظلومان، رسیدگی به تعدی و تجاوز والیان، عمال، کاتبان دیوان ها، برگرداندن اموال غصب شده به صاحبانشان، رسیدگی به موقوفات، محاکمه و رسیدگی به جرم افرادی که قاضیان معمولی توانایی محاکمه آنان را ندارند، نظارت بر امور حسبیه که ناظران معمولی از نظارت بر آنها عاجزند، نظارت بر رعایت و اجرای نمازهای عبادی سیاسی مانند جمعه، اعیاد، حج و جهاد (6) تشکیل می شد.

به لحاظ اهمیت دیوان مظالم، ولایت و نظارت بر دیوان مظالم به کسانی واگذار می شد که دارای شرایط ویژه ای باشند.ماوردی در این باره می نویسد:

من شرط الناظر فیها ان یکون جلیل القدر، نافذ الامر عظیم الهیبه، ظاهر العفه، قلیل الطمع، کثیر الورع، لانه یحتاج فی نظره الی سطوه الحماه و تثبت القضاه فاحتاج الی الجمع بین صفتی الفریقین...و انما یصح هذا فیمن یجوز ان یختار لولایه العهد او لوزاره التفویض او لاماره الاقالیم.... (7)

ریاست و نظارت بر دیوان مظالم یکی دیگر از مناصب مهمی بود که سیدرضی آن را به عهده داشت و به این کار مهم نیز رسیدگی می کرد. (8)

ولایت بر حج

از منصب های بزرگ در عصر میانه، منصب ولایت حج بود.ماوردی ولایت بر حج را به دو مرحله تقسیم می کند: مرحله اول، قبل از رسیدن به مکه و مرحله دوم، پس از رسیدن به مکه.وی بر این باور است که در مرحله اول، ده وظیفه به عهده امیر حاج است که عبارتند از:

1 - کنترل کاروان های حج و جمع آوری آنان و ممانعت از پراکندگی کاروان;

2 - مشخص کردن راه حرکت هر کاروان;

3 - رعایت حال عاجزان و ضعیفان کاروان ها;

4 - انتخاب بهترین راه ها برای حرکت کاروان ها;

5 - آب رسانی به کاروان در صورتی که با کمبود آب رو به رو شوند;

6 - حفظ امنیت کاروان ها در منازل بین راه;

7 - باز کردن راه ها و برداشتن موانع;

8 - اصلاح نزاع ها و دعواهایی که در میان اعضای کاروان یا کاروان ها با یکدیگر به وجود می آید;

9 - مجازات متجاوزان و اجرای حد و تعزیر در مورد آنان;

10 - ملاحظه زمان حرکت، تا کاروان ها به موقع به انجام مناسک و مشاعر برسند.

در مرحله دوم، کلیه اعمال و مناسک حج، خروج به مشاعر، ترتیب انجام مناسک، امامت بر حاج و...به عهده امیر الحاج است.

سید رضی منصب بزرگ ولایت بر حج را در سال 380 هجری در 21 سالگی با تصویب سلطان دیلمی و اجازه خلیفه وقت از پدر بزرگوارش تحویل گرفت. (9)

مدعی خلافت

بعضی از بزرگان بر این باورند که از اسفار سید رضی و بعضی قراین و شواهد دیگر استفاده می شود که سید رضی در صدد بوده که خلافت اسلامی را که حق مسلم خود می دانسته در صورت مساعد بودن شرایط تصاحب کند. (10) احمد بن داود حسنی می نویسد:

سید رضی خود را مهیای خلافت می کرد.ابواسحاق صابی هم او را تشویق به این امر می نمود و می پنداشت که طالع وی دال بر آن است.در بعضی کتب دیده ام که نوشته اند رضی زیدی مذهب بوده، چون خود را از سایر افراد قریش سزاوارتر به امامت و خلافت اسلامی می دید، ولی به گمان من این نسبت از آن جا ناشی شده که رضی این معنا را در بعضی از اشعارش بازگو کرده است، مانند:

هذا امیرالمؤمنین محمد طابت اروئیه وطاب المحتد

اوما کفاک بان امک فاطم و اباک جبدره و جدک احمد

و سایر اشعارش نیز مشحون به این مطلب است، چنان که به القادر بالله خلیفه عباسی می گوید: هنگام مفاخرت فرقی بین من و تو نیست جز خلافت که تو امروز طوق آن را به گردن داری و من ندارم، و القادر هم گفت: آری علی رغم شریف. (11)

3.سید مرتضی: سید مرتضی یکی دیگر از فقیهان است که موقعیت ممتازی در نزد امرا، وزیران و حتی خلفای عباسی داشت و تعدادی از تالیفات خود را به تقاضای آنان و به عنوان دستور العملی برای حاکمان نوشته است; از آن جمله کتاب ارزشمند الانتصار است که به تقاضای وزیر عمیدالدوله نوشت.وی در مقدمه کتاب می نویسد:

اما بعد، فانی ممتثل ما رسمته الحضره السامیه القدریه العمیدیه - ادام الله سلطانها و اعلا ابدا شانها و مکانها - من بیان المسائل الفقهیه.... (12)

همچنین درباره انگیزه اش از نوشتن رساله فی العمل مع السلطان می نویسد:

جری فی مجلس الوزیر السید الاجل ابی القاسم الحسین بن علی المصری - ادام الله سلطانه فی جمادی الآخره سنه خمس عشره و اربع مائه کلام فی الولایه من قبل الظلمه و کیفیه القول فی حسنها و قبحها، فاقتضی ذلک املاء مساله وجیزه یطلع بها علی ما یحتاج الیه فی هذا الباب. (13)

سید مرتضی بعد از مرگ برادرش سید رضی منصب های امارت حج، دیوان مظالم و نقابت طالبیان و همه مسؤولیت ها برادرش را به عهده گرفت.ابن جوزی در این باره می نویسد:

روز شنبه سوم ماه صفر 406 شریف مرتضی امارت حج، دیوان مظالم و نقابت طالبیان، و همه مسؤولیت های برادرش رضی را پذیرفت و فرمانی را که قادر بالله خلیفه وقت به او داده بود، در حضور فخر الملک و اعیان و اشراف و قضات و فقها قرائت کرد. (14)

سید مرتضی این مناصب را تا آخر عمرش داشت و به خوبی از عهده آنها بر آمد; پس از در گذشت او در سال 436 (سی سال بعد) ، ابواحمد عدنان فرزند برادرش سید رضی به این مقام منصوب گردید.ابن اثیر در ذیل حوادث سال 436 می نویسد:

و فیها توفی الشریف المرتضی ابوالقاسم علی، اخوالرضی فی آخر الربیع الاول و مولده سنه خمس و خمسین و ثلاثمائه و ولی نقابه العلوبین بعده ابو احمد عدنان بن اخیه الرضی. (15)

محقق کرکی هم می نویسد:

فمن ذلک ما تکرر اسماعنا من احوال الشریف المرتضی علم الهدی ذی المجدین...بلغنا انه کان فی بعض دول الجور ذا حشمه و ثروه جسمیه. (16)

دوره دوم، عصر ایلخانان مغول

پس از واژگونی سلسله آل بویه، ستاره اقبال شیعیان افول کرد و بار دیگر اقلیت شیعه زیر فشار خلافت قرار گرفت.دانشمندان شیعه بار دیگر مجبور شدند به زیر چتر تقیه پناه برند، نشاط علمی از حوزه های شیعه رخت بر بست و دوره رکود علوم به ویژه فقه در دنیای شیعه آغاز گردید و فقیهان به تکرار انظار شیخ طوسی بسنده کردند و در نتیجه مباحث مربوط به فقه سیاسی و قلمرو اختیارات فقیه نیز به فراموشی سپرده شد تا آن جا که برای اولین بار سلار دیلمی فتوا به حرمت اقامه نماز جمعه در عصر غیبت داد. (17)

در نیمه دوم سده هفتم هجری با واژگونی خلافت پانصد ساله عباسی که نماینده رسمی مذهب تسنن به شمار می رفت، قدرت سیاسی اهل سنت از دست رفت و بار دیگر شیعیان مجال یافتند که به عرصه درآیند و در گسترش دامنه پیروان و رواج اندیشه های خود به تکاپوهای ژرف و همه جانبه دست یازند.نفوذ خواجه نصیرالدین طوسی در هلاکو خان مغول توانست میان هلاکو و شیعیان روابط نیکویی برقرار کند.تشرف غازان خان به اسلام و گرایش وی به شیعه، روند گسترش اسلام به ویژه تشیع را در جامعه مغولی سرعت بخشید و با روی کار آمدن سلطان محمد خدابنده، اولجایتو، ستاره اقبال شیعیان اوج گرفت و در این برهه، دانشمندانی چون خواجه نصیرالدین طوسی، علامه حلی، فخر المحققین، به تجدید بنای مذهب شیعه پرداختند و با احیای فقه شیعه، مباحث فقه سیاسی، مانند نیابت فقیه، قلمرو اختیارات فقیه و چگونگی رفتار با حاکمان نیز رواج یافت و فقیهان به اظهار نظر در این باره پرداختند.در این جا نام تعدادی از فقیهانی که با قبول منصب از جانب ایلخانان مغول به مساله ولایت فقیه در عرصه عمل ینیت بخشیدند را ذکر می کنیم:

1.خواجه نصیرالدین طوسی: خواجه نصیر الدین طوسی، فیلسوف، فقیه، متکلم و اختر شناس شیعی رفته رفته نزد ایلخانان نف

لینک کمکی