فایل رایگان پاورپوینت رونده معجزه خميني (ره)، مقايسه شيوه مبارزاتي امام خميني (ره) با ساير رهبران دنيا

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن فایل رایگان پاورپوینت رونده معجزه خميني (ره)، مقايسه شيوه مبارزاتي امام خميني (ره) با ساير رهبران دنيا :

امام خمینی در راه مبارزه و مقابله با ظلم و ستم شاهنشاهی، ادای تکلیف و عمل به وظیفه ی الهی را سرلوحه و اساس کار خویش قرار داده بود، لذا بدون هیچ چشم داشت و امیدی به پیروزی ظاهری وارد میدان نبرد با طاغوتیان زمان شد. به بیانی دیگر، مبارزه ی امام مبارزه ای دینی و معنوی بود که انگیزه و اصول و قواعد آن از قرآن و سنت پیامبر و ائمه ی اطهار گرفته شده بود و از این رو هیچ گونه شباهتی با حرکت سیاستمداران حرفه­ای نداشت. مبارزه از نظر امام نه یک جنگ قدرت، بلکه یک وظیفه و تکلیف شرعی بود، لذا شکست و پیروزی ظاهری مایه ی یأس و ناامیدی و غرور نمی گردید.

1ـ شجاعت و شهامت بی نظیر در راه مبارزه

این اخلاص به ­نوبه خود در رهبری امام قاطعیت بی نظیری به وجود آورد که هرگونه سازش و مماشاتی را با دشمن از بین می برد.[1] در حقیقت این جمله معروف امام درست سه روز بعد از آزاد شدن از زندان اوج شهامت و شجاعت او بود که فرمود: «اگر خمینی را دار بزنند، باز تفاهم نخواهد کرد».[2] چنان که در اعلامیه خود به مناسبت فاجعه فیضیه در فروردین سال 1342ش نیز فرمود: «من قلب خویش را برای سرنیزه های شما حاضر کرده ام، ولی برای قبول زورگویی­ها و خضوع در مقابل جباری های شما حاضر نخواهم کرد».[3]

به تعبیر آیت الله جوادی آملی، «امام خمینی این هنر را داشت که زمان را بشناسد و به قدرت لایزال الهی تکیه کند. آنگاه به تنهایی قیام کرد. او در ترس موحد بود، در رجاء و امید موحد بود، در بینش موحد بود، در میثاق موحد بود، در اخذ نصرت موحد بود و بالاخره در اعتماد موحد بود. زیرا روزی که هیچ کس با او نبود، فقط می گفت: خدا و آن روزی هم که همه با او بودند همچنان می گفت خدا».[4]

امام خمینی (ره) وقتی باید از عراق می رفت، اهالی خانه را صدا کرد و گفت: اصلاً ناراحت نباشید که هیچ نمی شود. مهم تکلیف است. نمی شود از زیر بار تکلیف شانه خالی کرد.[5]

وقتی رئیس سازمان امنیت عراق به نزد امام آمد و از ایشان خواست تا دست از فعالیت های سیاسی بردارد، رهبر فقید انقلاب گفت: من کارهایم را تعطیل نمی کنم. رئیس امنیت عراق تهدید کرد و گفت: ممکن است اخراجتان کنیم. امام فرمود: خمینی، خمینی است. هر کجا که برود. هر کجا بروم همین هستم. چه در عراق باشم و چه در جای دیگر.[6]

شاید ذکر این مطلب در اینجا جالب باشد که امام در اوج رعب و وحشت و انبوهی از خطرات و تهدیدات، با آرامش و وقار روند مبارزه خویش را ادامه می داد و این در حالی بود که محمدرضا شاه با همه خدم و حشم خویش لحظه ای احساس آرامش نداشت و به نقل همسر دومش، ثریا اسفندیاری بختیاری، شب ها همیشه با گذاشتن یک سلاح کمری زیر بالش می خوابید و اتاق خوابش را در طول شب دائم تغییر می داد و خود را همچون شکاری قلمداد می کرد که مورد تعقیب است.[7]

حتی به هنگام غذا خوردن هم دستش روی سلاح بود و غذایی را که تعارفش می کردند، نمی خورد. زیرا این سوءظن در او قوت گرفته بود که ممکن است در غذا زهر ریخته باشند.[8]

این صلابت و شجاعت از ابتدا تا آستانه پیروزی انقلاب در وجود امام ریشه دوانیده بود. به گونه ای که وقتی نماینده کارتر همراه چند نفر نزد امام آمد و گفت ما بختیار را گذاشته ایم و باید از او پیروی کنی، در غیر این صورت شما را نابود می کنیم. امام چند لحظه ای مکث کرد و گفت: به کارتر بگویید از خمینی راجع به آمریکایی های ساکن در ایران زیاد پرسیده اند که با آنها چه باید کرد. هنوز دستوری نداده ام. امیدوارم کار به جایی نرسد که فتوای خودم را راجع به آنها صادر کنم.[9]

بدون شک اگر رهبر یک انقلاب شجاعتِ پذیرفتن شهادت یا مرگ سرخ را نداشته باشد، در نهایت در مقابل فشار و تهدید دشمن تسلیم خواهد شد. اما امام خمینی از آغاز نهضت تا پیروزی انقلاب و در سخت ترین شرایط نه مرعوب قدرت و شوکت حاکمیت پهلوی شد و نه در برابر رژیم عراق حاضر به سکوت کرد و هیچ گاه نیز از مخالفت ابرقدرت های بزرگ ترسی به خود راه نداد.[10] زیرا او بارها باصراحت اعلام کرد که همچون امام حسین(ع) مرگ با عزت را بر زندگی با ذلت و در سایه ستمکاران ترجیح می دهد و بر همین اساس در وصف شهادت در راه خدا فرمود:

«دنیاپرستان جلوه زیبای شهادت را در صحنه های طبیعت جستجو می کنند و در حماسه ها و شعرها به دنبال آن می گردند و برای کشف آن به هنر تخیل و کتاب تعقل متوسل می شوند. اما حل این معما و فهم شهادت جز به عشق میسر نمی گردد».[11]

این شجاعت و شهامت و عدم ترس از مرگ نیز مبیّن درک و معرفت عرفانی امام است. زیرا عارف هنگامی که به مقام فنا فی الله رسید، دیگر هیچ قدرت و نیرویی را به جز خداوند توانا در عالم به نظر و حساب نمی آورد و بر مبنای تعالیم قرآنی ترس از غیر خدا را نوعی شرک به حساب می آورد.[12]

حال آنکه بررسی اجمالی زندگی بیشتر رهبران انقلاب ها مبیّن این نکته است که آنان با در نظر گرفتن میزان نتیجه و برآورد سهم خویش پا به عرصه ی مبارزه گذاشته اند و بسیاری از آنها حاضر بودند از هر وسیله ای برای رسیدن به هدف استفاده کنند.

2ـ ایمان به هدف و پرهیز از امیال مادی

اگر کسی در مسیر مبارزه با دشمنان انگیزه و ایمان کافی به اهداف و آمال مادی و معنوی خود نداشته باشد، در مراحل مختلف مبارزه دچار تردید و ترس می شود و چه بسا ممکن است میدان را به نفع رقیب و دشمن خویش رها کند و شکست را بپذیرد. اما ایمان و اعتقاد راسخ به هدف و آرمان مبارزه، نیرو و توان مضاعفی به مبارزه در سیر حرکت و نبرد خود با دشمنانش می دهد و بستری را از نظر روحی و روانی برای او فراهم می کند تا بتواند با اعتماد و اطمینان بیشتری به حرکت خویش ادامه دهد.

رهبر فرزانه انقلاب اسلامی ایران نیز این خصیصه ارزشمند را در سایه ایمان و اعتقاد به قدرت لایزال الهی در وجود خویش نهادینه کرده بود و بر این اعتقاد بود که خلوص و معنویت در هدف، هم موجب نورانیت قلب و توجه به ارزش های معنوی می شود و هم سبب دوری از سیاست های ریاکارانه و التقاطی می گردد[13] و بر این نکته تأکید داشت:

«مردان بزرگ که در سطح عالی از فکر و معرفت هستند، هیچ گاه مأیوس و ناامید نشده و به زندان و اسارت و تبعید نمی اندیشند. بلکه برای پیشبرد هدف خویش در هر شرایطی طرح و نقشه می کشند تا اگر بعدها توانستند، آن را به اجرا درآورند. و اگر خود فرصت اجرای آن را پیدا نکردند، دیگران در آینده به آن جامه ی عمل بپوشند».[14]

دیمیتری ژوکوف دانشمند روس نیز در نوشته های خود بارها به اراده قوی امام خمینی اشاره کرده و معتقد است که امام اراده ای بسیار استوار و از همه مهم تر برای رسیدن به هدف خویش ایمان داشت. به اعتقاد وی امام خمینی پرچمدار اصلی انقلاب بود و توانست دیدگاه های سیاسی و دینی خویش را در میان مردم گسترش دهد. ما باید توجه داشته باشیم که امام، خود عنوان رهبری را برای خودش انتخاب نکرده، بلکه این لقب و عنوان از طرف مردم به وی داده شده و این واقعیت برای مردم ایران بسیار مهم به نظر می رسد.[15]

این نکته بیانگر این مطلب است که امام خمینی تنها برای رضای خدا و انجام تکلیف الهی پا به صحنه مبارزه با ظلم و ستم گذاشته و برای خود و خانواده ­ی خویش هیچ درخواست و هدف مادی را دنبال نمی کرده است. چنان که بارها اعلام کرد: «خدا می داند که شخصاً ذره ای برای خود مصونیت و امتیاز ویژه قائل نیستم و اگر تخلفی از من هم سر بزند، آماده و مهیای مجازات و مؤاخذه هستم».[16]

می دانیم که امام خمینی نه تنها در طول دوران مبارزه، خود را تافته جدابافته از مردم دانست و نه در دوران پیروزی و نه بعد از استقرار نظام اسلامی حاضر به دادن امتیاز خاص و ویژه ای به خانواده و اطرافیان خود شد و حتی به آنان توصیه کرد تا حداقل در زمان حیات وی از پذیرفتن هر نوع پست و مقام و منصبی بپرهیزند. به بیانی دیگر امام دارای دو ویژگی گرانقدر بود که تمام دوران حیات او را پوشش داد:

1- ایمانی اصیل و عمیق به مبدأ و معاد، که هدف مبارزه را برای وی توجیه می کرد.

2- عشق به هدف و آرمان های والا و جانبازی و فداکاری در راه رسیدن به آن.

در کنار ایمان راسخ به هدف، ساده زیستی و پرهیز از رسیدن به امیال مادی یکی از عواملی بود که رهبر فقید را در مبارزه ی مستمر و وقفه­ ناپذیرش با استبداد و استعمار موفق ساخت. به بیانی بهتر، ایشان از همه قید و بندهای دنیوی آزاد بود و همین وارستگی ترس و دلهره ها را از روح و روان او زدوده و از وی قهرمانی بزرگ در عرصه ی معنویت ساخته بود.

امام یکی از بهترین راهکارهای مبارزه با استکبار و ابرقدرت ها را ساده زیستن می دانستند و اعتقاد داشتند که اگر کسی بخواهد بی ترس و واهمه و هراس در مقابل ستمگران بایستد و از حق دفاع کند، باید خود را به ساده زیستی و پرهیز از امیال نفسانی عادت دهد و از تعلق خاطر به مال و منال و جاه و مقام بپرهیزد. و به این نکته ایمان راسخ داشت که مردان بزرگ تاریخ که خدمات بزرگ و ارزشمندی به ملل ستمدیده ی خود کرده اند، اکثراً ساده زیست و بی علاقه به زخارف و تجملات دنیا بوده اند. چرا که با زندگی اشرافی و تجمل گرایی و کاخ نشینی نمی توان ارزش های انسانی و اسلامی را حفظ کرد.

مایک والاس گزارشگر تلویزیون آمریکا در ملاقات با امام خمینی بر این مطلب صحه گذاشت و گفت: «باید اذعان کنم که امام خمینی باهوش ترین و زیرک ترین سیاستمداری است که من دیده ام. نفوذ به­ خصوصی در مصاحبه کنندگان داشت و به جای اینکه من از ایشان سؤالاتی بکنم، ایشان مرا اداره و هدایت می کرد. من غیر از مطالبی که آیت الله خودشان می خواستند بگویند، هیچ مطلب تازه ای نتوانستم از این سیاستمدار دنیادیده بشنوم و برای من عجیب بود که یک مرد روحانی این­چنین بر یکی مثل من که در کار خود تخصص کافی دارم مسلط باشند. باید بگویم زندگی بسیار ساده که رهبر انقلاب اسلامی برای خود فراهم کرده بود، او را از همه ی رهبران دیگر دنیا متمایز می کرد و ما دیدیم که او به راستی یک مرد عقیدتی است و دنیا و لذت های دنیوی برای او ارزشی ندارد. او مرا و همه کسانی را که به خدمت می پذیرفت، روی فرش ساده می نشانید و ما مجبور بودیم کفش های خود را دم در بیرون آوریم و از همان روز اول کار متوجه شدیم که با مردی متفاوت سروکار داریم».[17]

شاید این بیان شهید مطهری تکمیل کننده این بحث باشد که می گوید: «من که قریب دوازده سال در خدمت این مرد بزرگ و فرزانه تحصیل کرده ام، باز وقتی که در سفر به پاریس به ملاقات و زیارت ایشان رفتم، چیزهایی از روحیه او درک کردم که نه فقط بر حیرت من، بلکه بر ایمانم نیز افزود. وقتی برگشتم، دوستانم پرسیدند، چه دیدی؟گفتم چهار تا «آمن» دیدم.

1- آمَنَ بِرَبّه، امام در یک جلسه ی خصوصی به من گفت که فلانی؛ این ما نیستیم که چنین می کنیم، من دست خدا را به­وضوح حس می کنم. آدمی که دست خدا و عنایت ا

لینک کمکی