فایل رایگان پاورپوینت تعهّد فرهنگي امام خميني (قدس سرّه)

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن فایل رایگان پاورپوینت تعهّد فرهنگي امام خميني (قدس سرّه) :

مردان الهی در اثر خصوصیات روحی، تعهّد ویژه ای با پروردگار خود دارند که دیگران از آن سهمی ندارند؛ زیرا اصل تعهد بر اساس معرفت و توان بنا نهاده شد و چون انسان از موجودهای دیگر جهان طبیعت، آگاه تر و در نتیجه، توانمندتر است، معاهده خاص عبودی با خدا دارد که از آن تعهّد تشریعی در قلمرو جماد و منطقه گیاه و محدوده حیوان اثری نیست؛ گرچه همه آنها در معیار اطاعت تکوینی، خاضعان درگاه ربوبی اند.

بیان تعهد تشریعی و خضوع تکوینی در قرآن

قرآن از تعهد تشریعی همه انسانهای مکلف، چنین خبر می دهد: ألم عهد إلیکم یا بنی ادم أن لا تعبدوا الشیطان[1] و قضی ربّک ألاّ تعبدوا إلاّ إیاه[2]چنان که از خضوع تکوینی سراسر نظام کیهانی، چنین سخن می گوید: فقال لها و للأرض ائتیا طوعاً أو کرهاً قالتا أتینا طائعین[3]و هیچ موجودی در حریم طاعت تکوینی خود، قدرت تمرد ندارد؛ زیرا از این دیدگاه، هر موجودی با تمام شئون وجودی خویشتن، سرباز آماده خداوند هستی است؛ و للّه جنود السموات والأرض[4]و هرگز احتمال تعدّی و مجال طغیان برای آنان متصور نیست؛ زیرا توان آنها نیز سرباز محض خدا بوده و هرچه در نهان و نهاد آنهاست، در مرکز ستاد فرماندهی آفریدگار خود، جذب و مسخّر شده است.

به هر تقدیر، آنچه در قلمرو انسان یافت می شود، دو چیز است: یکی تعهّد تشریعی و دیگری عصیان پذیری وی؛ یعنی انسان از آن جهت که مختار است، نه مجبور، توان طغیان تشریعی را دارد؛ اما نه آن حد که مستلزم تفویض گردد و چون اساس تعهد، همانا آگاهی و توانمندی است، آنان که آگاه تر و قدرتمندتراند، تعهد برتری با مولای خود دارند که نا آگاهان بشری و ناتوانان انسانی از آن بهره ندارند و یا خود را از آن بی بهره کرده اند.

قرآن کریم در این باره از دو تعهد ویژه نام می برد که یکی تعهد پیامبران الهی است و دیگری تعهد وارثان آنان. اما درباره میثاق انبیاء، چنین می فرماید: و إذ أخذنا من النبیین میثاقهم و منک و من نوح و إبراهیم و موسی و عیسی ابن مریم و أخذنا منهم میثاقاً غلیظاً.[5]

اما درباره میثاق ثابت وارثان پیامبران، چنین می گوید: من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوا اللّه علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلاً.[6]

گرچه این تعهد پیکار علیه تبهکاران از همگان گرفته شد، لیکن پیمان شکنان از شکستن وفای به عهد، طرفی نبستند و در پیچ و خم عیاران طبیعت گرفتار آمده اند؛ لذا رفاه را بر فلاح، ننگ را بر جنگ با ظالم و قعود را بر قیام ترجیح داده و به گوشه عافیت دروغین خزیده و از اینکه با نشستگان همنشین اند، خوشحال اند؛ فرح المخلّفون بمقعدهم خلاف رسول اللّه[7] و با پوزش طلبی در صدد توجیه رفاه طلبی خود بر می آیند؛ یعتذرون إلیکم إذا رجعتم[8] مهر ذلّت بارِ و لقد کانوا عاهدوا اللّه من قبل لا یولّون الأدبار[9] بر پیشاروی تاریخ اینان، هماره ثبت خواهد بود.

رادمردانی که به قداست میثاق ویژه پای بند بودند، کسانی اند که هیچ دام و دانه ای آنان را از ذکر و فکر و شکر پروردگارشان باز نداشته است؛ رجال لا تلهیهم تجاره و لا بیع عن ذکر اللّه و إقام الصلاه و إیتاءالزکاه یخافون یوماً تتقلّب فیه القلوب و الأبصار[10] لذا عرفان را با حماسه هماهنگ کرده اند و جهاد اکبر و اصغر را در حدّ اوسط میثاق الهی، همسو ساخته اند و محراب نماز را با حربگاه معرکه، آشنا نموده اند.

چنین مردانی از دو جناح پرواز استمداد جسته، تا اوج عروج انسانی طیران کرده اند: یکی جناح علم و دیگری جناح عمل؛ زیرا نه بدون بال دانش، جهش میسور است و نه بدون بال عمل، پرواز ممکن.

قرآن کریم در تبیین دو بال جهش طائران قدس ملکوت، چنین می فرماید: إنما یخشی اللّه من عباده العلماء[11] یعنی کسانی که از آگاهی راستین بهره منداند، از خداوند هراسناک اند و چون خداشناس اند، از ترک اطاعت اوامر او بیمناک اند و چون عارف اند، از تخلّف وظیفه الهی اندیشناک اند و...

در این آیه از بال علم و بال عمل، آن چنان یاد شده است که عمل ناب و صحیح، بدون معرفت حاصل نخواهد شد و آگاهی عمیق، بدون هراس از عصیان خدا نمی باشد؛ بنابراین، تنها دین شناسان دین باورند که در برابر دستورهای الهی خاضع اند و از طرف دیگر، چون موحدانه خدا را شناخته اند، ترس آنان نیز مانند سایر شئون حیاتی آنها موحّدانه است.

اینان فقط از خدا می ترسند و هرگز از غیر او هراس ندارند؛ چنان که در سوره «احزاب» چنین تلاوت می نماییم: الذین یبلّغون رسالات اللّه و یخشونه و لا یخشون أحداً إلاّ اللّه و کفی باللّه حسیباً.[12] آری، خاصیت توحید ناب، همانا این است که موحّد در تمام شئون زندگی خویش، جز به نام و یاد خدا نیندیشد و از این رهگذر، فرقی بین خوف و رجا، دوستی و دشمنی و مانند آن نیست؛ یعنی تنها تکیه امید موحد، خداست.

چنان که فقط از او اندیشناک است و تنها دوست وی خداست؛ چنان که تنها دشمنی وی با خدازدایان و ملحدان می باشد؛ به طوری که فقط با توحید، سر سازش و تولّی دارد و با هرگونه شرک، سرِستیز و تبرّی را داراست و آیه قل إن کان ابائکم و أبنائکم و إخوانکم و أزواجکم و عشیرتکم و أموال اقترفتموها و تجارهٌ تخشون کسادها و مساکن ترضونها أحبّ إلیکم من اللّه و رسوله و جهادٍ فی سبیله فتربّصوا حتّی یأتی اللّه بأمره و اللّه لا یهدی القوم الفاسقین[13] و نیز آیه پایان سوره «مجادله» شاهد گویای این مطلب است.

تعهد ویژه عالمان دین در برخورد با ستم ظالمان

به هر تقدیر، رجال علمی و عملی که وارثان راستین پیامبران اند، غیر از تعهّد عمومی عبودی، یک تعهد خاصی دارند که آنان را به انبیاء نزدیک می کند و این عهد ویژه، همان است که در خطبه شقشقیه نهج البلاغه ترسیم شده است: «أما والذی فلق الحبّه و برء النسمه! لولا حضور الحاضر و قیام الحجّه بوجود الناصر و ما أخذ اللّه علی العلماء أن لا یقارّوا علی کظّه ظالمٍ و لا سغب مظلوم»[14]یعنی خداوند از عالمان دین و دانشوران آیین خود تعهد گرفته است که در برابر شکمبارگی ستمگران و گرسنگی ستمدیدگان آرام نگیرند و آن بی عدالتی را با سکوت و قعود خود آرام نگذارند و امضاء نکنند.

البته ظلم اقتصادی تبهکاران زراندوز و مظلوم شدن مستمندان و خانمان سوختگان، تهیدستی و گرسنگی، مصداق ظاهری این تعهد خاص است؛ و گرنه رزق و سیری و گرسنگی و مانند آن، مصداق مهم تری دارد که نباید از نظر دور بماند و آن رشد فرهنگی و تعلیم و تربیت صحیح، یک جامعه است؛ چه این که در ذیل آیه فلینظر الإنسان إلی طعامه[15]چنین آمده است که انسان موظف است، درباره دانشی که فرا می گیرد، تأمل و بررسی نماید که از چه کسی یاد می گیرد و می آموزد؛ بنابراین، غذا و طعام و مانند آن شامل رزق معنوی و علم و دانش هم خواهد شد.

عالمان الهی موظف اند که جلوی هرگونه تهاجم فرهنگی شکمبارگی کژاندیش را بگیرند تا ساده ندیشان بی پناه، به دام اغوای آنان گرفتار نیایند و دانشوران دینی، همان طوری که به تعهد نظامی، سیاسی، اجتماعی و مانند آن عمل نموده و دین خود را تأدیه می کنند، در قبال تعهد فرهنگی نیز مسئولیت خاص احساس می کنند و برای خروج از عهده آن از نثار و ایثار، هیچ گونه دریغ ندارند.

آنچه در این گفتار کوتاه مطرح است، همانا تعهد فرهنگی عالمان دین است. اینان یک وظیفه تحصیلی دارند و یک فریضه حصولی. توضیح آن این که نسبت به بعضی از کارها نه تنها موظف اند درباره انتقال آن کوتاهی نکنند، بلکه متعهدااند که مقدمات آن را نیز فراهم کرده و شرایط مخصوص آن را تحصیل نمایند؛ ولی درباره شرایط و مقدمات خارج از حوزه قدرت، عهده دار تحصیل آنها نیستند؛ بلکه منتظر حصول آنها می باشند که اگر آن اسباب و شرایط خارج از قلمرو قدرتْ حاصل شد، فوراً قیام و اقدام کنند.

مثلاً تشکیل حکومت و تأسیس نظام حکومتی، دارای شرایط بی شماری است که برخی از آنها تحصیلی و بعضی از آنها حصولی می باشد. وظیفه عالمان دین شناس و دین باور نسبت به شرایط یاد شده یک سان نیست؛ بلکه درباره شرایط مقدور باید تحصیل نمایند و درباره مقدمات غیر مقدور، منتظر حصول آن باشند.

تحصیلی بودن تعلیم مسائل فرهنگی

جریان تعلیم مسائل فرهنگی، از قبیل مقدمات تحصیلی است؛ زیرا بسیاری از شرایط آن داخل در حوزه قدرت عالمان دینی می باشد؛ لذا وارثان انبیاء چونان پیامبران(علیهم السلام) به نشر فرهنگی مبادرت جسته و از آگاه نمودن اقشار گوناگون مردم در سطوح مختلف، قصور و فتوری را روا نمی دارند تا جامعه از جهالت و ضلالت برهد و به معرفت و هدایت برسد.

چون مهم ترین رسالت پیام آوران الهی، شکوفایی انسانیت اصیل جامعه است و انسانیت نیز دارای دو جهت حساس است: یکی اندیشه درست و دیگری جهتیابی و کوشش صحیح؛ یعنی ادراک درست و تحریک صحیح، نقش تعیین کننده را در ساختار انسانی به عهده دارند. جریان باروری اندیشه بشری را با و یعلّمهم الکتاب والحکمه[16] تنظیم می نمایند و جریان ثمردهی کار و کوشش انسانی را با و یزکیهم[17]تأمین می کنند.

حضرت امیرالمؤمنین، آن که خود از بزرگ ترین رائدان و قائلان قافله های بشری است، تأثیر رسالت نبی اکرم اسلام (صلّی الله علیه وآله وسلّم) را چنین ترسیم می فرماید: «إلی أن بعث اللّه سبحانه محمداً رسول اللّه ص... و أهلُ الأرض یومئذٍ ملل متفرقه و أهواء منتشره و طوائف متشتّته... فهداهم به من الضلاله و أنقذهم بمکانه من الجهاله»[18]یعنی ارسال سلسله پیام آوران الهی به حضرت محمد (صلّی الله علیه وآله وسلّم) رسید؛ در حالی که جهان عصر بعثت، گرفتار ملیتهای پراکنده و خواسته های گوناگون فراوان بوده است و خداوند به وسیله رسول اکرم (صلّی الله علیه وآله وسلّم) آنها را از ضلالت و گمراهی رهانیده و از جهالت و نادانی نجات داده و این دو بار گران گمراهی و نادانی را به دو بال توانمند رهیابی و دانایی مبدّل نمود.

همین دو ویژگی که در متن رسالت پیامبر گرامی اسلام (صلّی الله علیه وآله وسلّم) مشهود است، در برنامه معلّم اول شهادت، شهامت و سلحشوری و قیام علیه طاغیان متمرد تاریخ، یعنی حضرت سیدالشهداء، حسین بن علی(علیه السلام) می درخشد؛ چنان که در زیارت اربعین آن حضرت که از مختصات پیروان راستین اوست، چنین آمده است: «و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهاله و حیره الضلاله»[19]یعنی حضرت امام حسین(علیه السلام) خون دل خود را در راه تو (خدا) داد تا بندگانت را از نادانی به دانایی و از گمراهی به رهیابی رهایی داده و نجات بخشد.

لینک کمکی