فایل رایگان پاورپوینت نظام حج در اسلام

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن فایل رایگان پاورپوینت نظام حج در اسلام :

1.حج یکی از بارزترین و ظاهرترین برنامه های جهان شمول اسلام است و چون اسلام، تنها دینی است که از طرف پروردگار عالم نازل شده و تنها مکتبی است که در بردارنده تمام کمالات انسانی است و یگانه دینی است که تمام ادیان غیر اسلامی را تحت الشعاع قرار داده و بر همه آنان چیره گشته است و در تمام پهنه جهان، قابل اجرا و در تمام گستره زمین مورد استفاده خواهد بود؛ بنابراین، باید حاوی برنامه هایی باشد که در طول تاریخ مورد بهره برداری قرار گیرد و در راستای تعالی انسانیت ظهور کامل داشته باشد.

جهانی بودن اسلام به جهت شکوفا کردن فطرت

2.راز جهان شمول بودن اسلام، آن است که به منظور شکوفایی فطرت انسانی نازل شده است و چون فطرت انسانی و نهاد بشری، محکوم هیچ سرزمین نبوده و در رهن هیچ تاریخ و سیر زمانی نخواهد بود و تأثیرات نژادی و قومی و پدیده های جغرافیایی را بدان راه نیست، پس به عنوان یک زیربنای ثابت تربیتی و اصل استوار تعلیم و ارشاد پذیرفته خواهد بود و چون معلم انسان و پرورنده بشریت، خداوندی است که نه جهل را به حریم آگاهی و علم نامحدود او راهی است و نه سهو و نسیان را به حرم امن حضور و شهود دائمی اش مجالی، بنابراین، دین الهی به عنوان یک اصل ثابت و بنیان زوال ناپذیر در هدایت همه جوامع انسانی مورد قبول خواهد بود.

نتیجه آنکه چون فطرت انسان و نهاد بشر که قابل و پذیرای هدایت است، ثابت و مصون از دگرگونی است و خداوند عالَم که فاعل و هادی تمام انسانهاست، منزّه از دگرگونیهای «علم»، «جهل»، «شهود»، «غیبت»، «تذکر» و «نسیان» می باشد، قهراً قانونی که برای هدایت انسان تنظیم می شود، مصون از زوال و فرسودگی خواهد بود و با امتداد زمان در تمام پهنای زمین، حاکم و جاوید است:

إنّ الدّین عند اللّهِ الإسلام... ؛[1] فأقم وجهک للدّینِ حنیفاً فِطرتَ اللّهِ الّتی فَطرَ النّاسَ عَلَیها لاتَبدیل لِخلقِ اللّه ذلک الدّین القیم... [2]؛ شرعَ لَکمْ مِنَ الدّینِ ما وَصّی بِهِ نُوحاً والّذی أوحَینا إلیک وَ ما وصّینا بِهِ إبراهیمَ و مُوسی و عیسی اَنْ اَقیموا الدّینَ وَ لا تَتَفرّقُوا فیهِ کبُرَ عَلَی المُشْرِکینَ ما تَدْعُوهُمْ اِلیهِ... .[3]

یعنی تنها دینی که نجات بخش انسانهاست، اسلام است و تنها مکتبی که از جانب خداوند نازل شده و برابر با فطرت تغییر ناپذیر انسانهاست و نیز تنها شریعتی که بر تمام انبیای اولواالعزم فرو فرستاده شده و آنان بشریت را به آن دعوت کرده اند، همانا اسلام است و هیچ گونه اختلافی بین خود انبیاء و ره آوردشان نیست و اختلاف و تفرقه جز با دست ستمگرانِ سودجو و عالمانِ دین فروش پیدا نشده و اگر تفاوتی در بین ادیان آسمانی در برخی از برنامه های جزئی یافت می شود؛ به معنای بطلان برنامه قبلی و ظهور فساد در آن نیست.

بلکه تمام برنامه های جزئی نیز حق بوده و در موطن مناسب خود ضروری و لازم بوده است و اکنون دوره نفوذ آن به سرآمده؛ و گرنه «نسخ» به معنای «ابطال یک برنامه و اظهار فساد آن» هرگز در احکام آسمانی راه ندارد؛ چون تنظیم کننده تمام برنامه ها خداوند است که جز حق چیزی نمی گوید؛ ...واللّهُ یقولُ الحقَّ وَ هوَ یهْدی السّبیل.[4]

3.چون اسلام جهان شمول است و به عنوان برنامه آموزنده جهانی نازل شده و دو اصل زوال ناپذیر «همگانی» و «همیشگی» بودن، یعنی «کلیت» و «دوام» را همواره گوشزد کرده و می کند، بنابراین، لازم است برنامه های آن هم جهانی بوده و نمودار زنده ای از کلیت و دوام باشد. بر همین اساس می توان «حج» را به عنوان یکی از شاخص ترین برنامه های جهانی اسلام یادآور شد و همگانی و همیشگی بودن آن را سند گویای کلیت و دوام دین الهی دانست.

حج، شاهد دوام و کلیت اسلام

زیرا حج یک وظیفه دینی است که بر بسیاری از مبادی و اصول استوار است و تحقق حج، بدون تحقق آن مبادی ممکن نیست و اگر حج همگانی و همیشگی بود، همه آن اصول اعتقادی و مبادی فکری، دارای کلیت و دوام می باشد؛ چون حج یک دستور جدای از آن اصول اعتقادی نیست و بدون آنها مقبول نخواهد بود. برای آنکه جهانی بودن حج به وضوح تبیین شده باشد، ابعاد گوناگون آن را بررسی می کنیم تا روشن شود که متن این عبادت دینی، گسترش و دوام را به همراه دارد.

الف. حجّ در گستره زمان و پهنه تاریخ

حج، همان آهنگ زیارت کعبه و انجام مناسکی است که در طی قرون و اعصار به شکلهای گوناگون ظهور می کند و کعبه اولین خانه ای است که به منظور عبادت توده مردم بنا نهاده شده و اولین مرکزی است که عبادت کنندگان را به سوی خود جذب نموده است.

إنّ أوّلَ بیتٍ وُضِعَ للنّاسِ للّذی ببکهَ مُبارکاً و هُدی للعالمینَ فیه ایاتٌ بینات مَقامُ إبراهیمَ وَ مَنْ دَخَلهُ کانَ امِناً وَ للّهِ علی الناسِ حِجُّ البیتِ مَنِ استطاعَ إلیهِ سَبیلاً وَ مَنْ کفَرَ فَإنَّ اللّهَ غنی عَنِ العالمین.[5] تعبیر از پایگاه کعبه به «بکه» که به معنای «ازدحام و تراکم جمعیت» است، نشان می دهد که کعبه محوری جهانی بوده که از هر سوی عالم در گستره زمان، به آن رجوع نموده و در اثر انبوه جمعیت، جایگاه آن به «بکه» نامگذاری شده است.

هنگامی که کعبه به عنوان قبله رسمی مسلمانان اعلام شد، پیروان کیش حضرت موسی کلیم اللّه اعتراض کردند که چگونه عنوان قبله از بیت المقدس به کعبه انتقال یافت؟ وحی نازل شد که: سابقه کعبه بیش از دیگر بناهای مذهب عمومی است و کعبه اوّلین خانه ای است که برای عبادت بندگان الهی بنا نهاده شده و به منظور هدایت همگان تأسیس شده است؛ چنان که با برکتهای فراوان و گوناگون همراه می باشد و هدایت آن مخصوص به عصر خاص یا ویژه نژاد معینی نیست؛ بلکه برای همه جوامع بشری خواهد بود؛

لذا، از دیر بازْ تمام اقوام و ملل که به پرستش معتقد بودند به کعبه احترام می گذاشتند و به علل گوناگون تکریم آن را لازم می دانستند که تطوّر تاریخی و نقل و نقد آراء و عقاید آنان از مدار بحث این رساله بیرون است.

خلاصه آنکه با استدلال به تقدّم کعبه بر بیت المقدس و قدمت تاریخی و سابقه کهن آن به اعتراض پیروان برخی از ادیان آسمانی پاسخ رسایی داده شد و شاید از همین بُعد قدمت تاریخی کعبه است که قرآن کریم آن را «بیت عتیق» [6] می داند؛ یعنی خانه کهن و دیرپای و سابقه دار؛ زیرا هر چیز سابقه داری را که از اهمیت و ارزش برخوردار است، عتیق که همان «آنتیک» (لاتینی) است، می نامند.

ب. حج در بین اقوام و ملل

قرآن کریم همان طور که کعبه را اولین و با سابقه ترین خانه عبادت و پرستش می داند، آن را برای توده مردم و همه جهانیان، محور بندگی نیز می شناسد؛ لذا می فرماید: اَوّلَ بیتٍ وُضِعَ لِلنّاسِ و نیز می فرماید: هُدی لِلعالَمین [7]؛ یعنی اولین خانه که برای همه مردم وضع شده و هدایت جهانیان را تأمین می نماید، کعبه است و هیچ اختصاصی به گروه و نژاد خاصی ندارد و مردم اقلیم معینی از افراد اقلیم دیگر، اولی به آن نیستند و مرزهای جغرافیایی نیز در این امرِ همگانی نقش ندارد؛ لذا، چنانکه قبلاً بیان شد ملل گوناگون جهان از هندی و فارس و کلدانی و یهودی و عرب آن را گرامی می داشتند.[8]

وَإذ بَوّأنا لإبراهیمَ مَکانَ البیتِ اَنْ لا تُشْرِک بی شَیئاً وَ طَهّرْ بیتی لِلطّائفینَ و القائمینَ والرُّکع السُّجود وَ أذّنْ فی النّاسِ بالحجّ یأتُوک رِجالاً وَ عَلی کلِّ ضامرٍ یأتینَ مِنْ کلّ فجٍّ عَمیق [9]؛ به یاد آور هنگامی که مکان کعبه را برای ابراهیم خلیل(علیه السلام) معین نمودیم تا مرجع عبادت پرستندگان را فراهم نماید و به او گفتیم که خانه مرا که همان مرجع پرستش کنندگان است، برای طواف کنندگان و نمازگزاران و عابدانی که در حال رکوع و سجودند، پاکیزه نگه دار و در بین مردم دعوت حج را اعلان کن تا «از هر سو» و «به هر وضع ممکن» از پیاده و سواره و از دور و نزدیک به ندای تو پاسخ دهند و به زیارت کعبه گردآیند و از هر وسیله ممکن به منظور انجام حج، بهره برداری نمایند. وإذْ جَعَلنا البیتَ مَثابهً للنّاسِ وَ اَمْناً... [10]؛ هنگامی که ما کعبه را مرجع همه مردم و جایگاه امان و آرامش قرار دادیم. این تعبیر، گرچه به حسب دلالت صریح، مردم اعصار پیشین را شامل نمی شود، ولی با توجه به ذیل آیه که فرمود: و اتّخذوا مِنْ مقام إبراهیمَ مُصلّی و عهِدنا إلی إبراهیم و إسماعیلَ أن طَهّرا بیتی لِلطّائفینَ و العاکفینَ و الرُّکع السُّجود، روشن می شود که نه تنها مردم جهان بعد از نزول قرآن به زیارت کعبه فراخوانده شده اند، بلکه همه افراد قرون گذشته نیز باید آهنگ کعبه می کردند و به زیارت آن می شتافتند؛ زیرا پیمان الهی نسبت به دو پیامبر بزرگوار و متعهّد یعنی ابراهیم و اسماعیل(علیهماالسلام) این بود که: کعبه را برای زائران و طواف کنندگان و معتکفان و رکوع کنندگان و سجده گزاران، پاک و پاکیزه نگه بدارند.جَعلَ اللّه الکعبه البیتَ الحرامَ قیاماً لِلنّاسِ [11]؛ «خداوند، کعبه را از حرمت خاصی برخوردار ساخت و عامل قیام همگانی و مردمی قرار داد». مهم ترین عامل قیام همه مردم جهان، خانه ای است که همگان به سوی آن نماز می گزارند و برگرد آن طواف می کنند و در کنار آن به نیایش می پردازند و در حریم آن به تفکر در آیات الهی می نشینند و سرانجام به علم بی پایان پروردگار پی می برند. دقت کافی در محتوای آیه و انسجام صدر و ذیل آن نشان می دهد که کعبه به عنوان مطاف عمومی و عامل قیام همگانی قرار داده شده است؛ یعنی اگر هدف همه انبیاء الهی آن است که مردم با یافتن کتاب و میزان و آشنایی با محتوای ره آورد پیامبران، به قسط و عدل قیام کنند: ...و أنزلنا معهُمُ الکتابَ و المیزانَ لیقومَ النّاس بالقسط... ،[12] وسیله مهمی که می تواند به این هدف والا تحقق بخشد و زمینه قیام همه مردم را به قسط و عدل فراهم کند و خصوصیتهای نژادی و جغرافیایی را کنار بزند و اختلافهای مکانی را در نوردد و پراکندگیهای زمانی و زبانی را به یک سو نهد و بیگانگان را آشنا کند، همانا کعبه ای است که از حرمت و قداست خاصی برخوردار می باشد.

لذا از حضرت امام صادق(علیه السلام) وارد شده است که: «لایزالُ الدینُ قائماً ما قامت الکعبه»؛[13] «همواره دین پروردگار قائم و زنده است؛ مادام که کعبه ایستاده و پابرجاست».

قیام دین به قیام متدینین خواهد بود؛ همچنان که قیام کعبه به قیام زائران بیت الهی است و همان طور که دین خداوند یکی است و برای همگان است، کعبه نیز مطاف عمومی و زیارتگاه جهانی بوده و قیام جهان شمول مردم با توجه مستمر به آن تأمین می گردد.

ج. حج برای تمام طبقات و تمام مردم از چهار سوی جهان

زیارت کعبه و امتثال سایر دستورات الهی در فرهنگ وحی و زبان قرآن، اختصاصی به مردم سرزمین معین ندارد و افراد هیچ منطقه به انجام مناسک حج از افراد منطقه دیگر سزاوارتر نیستند و بُعد منزل در این سفر روحانی، همچون قرب منزل خواهد بود؛ اِنّ الذین کفروا و یصدّونَ عن سبیل اللّه و المسجدِ الحرامِ الذی جَعَلناهُ للناس سَواءً العاکفُ فیهِ و الباد... [14] به فرموده این آیه کریمه، مسجدی که در حریم کعبه بنا نهاده شده و محل نماز و نیایش و جای طواف است، برای همه مردم به طور مساوی قرار داده شده و هیچ فرقی در این جهت، بین ساکنان مکه و مسافرانی که از نقاط دیگر جهان به آن سو سفر می کنند، نیست.

خلاصه آنکه بررسی ابعاد گوناگون حج در نظام اسلام، جهانی بودن آن را به خوبی تبیین می کند و رفتن به سوی کعبه را «هجرت همگان به سوی خدا» می شمارد و این هجرت را در پهنه عالم ضروری می داند؛ زیرا تمام ادیان الهی، حج را به عنوان یک دستور رسمی اعلان کرده اند و شهرت حج آن چنان رایج بوده که تاریخ ارقام سالها را با میزان حج تعیین می نمودند؛ لذا، در ماجرای موسی و شعیب(علیهماالسلام) از مدّت هشت سال به «ثمانی حجج» تعبیر شده است.

4.موقعیت حساس و والای کعبه و حرم آن؛ کعبه که کهن ترین پایگاه عبادی مردم در زمین است، محاذی «بیت معمور» و نیز برابر «عرش» پروردگار که مطاف فرشتگان است، واقع شده است تا زائران وارسته انسانی چون فرشتگان معصوم آسمانی، اطراف خانه خدا به طواف بپردازند؛ یعنی تنزّل عرش و همچنین بیت معمور در زمین به صورت کعبه می باشد و روح پارسای زائران کعبه با تعالی و صعود به مقام شامخ بیت معمور خواهد رسید: ...إلیهِ یصعدُ الکلِمُ الطّیبُ و العَمَلُ الصّالحُ یرفَعُه... .[15] همان طور که تنزّل عرش الهی و همچنین بیت معمور به صورت «تجلّی» است، نه «تجافی»، ترقّی انسان و تعالی او به مقام بالا به صورت «صعود روحانی» است؛ نه «ترقی مکانی و تجافی زمینی»؛ پس اگر زائری این معنای بلند را درک نکند و هدفش از طواف کعبه تعالی روح نباشد و این خانه را معادل بیت معمور نبیند و این بیت را همانند عرش در زمین نیابد، به موقعیت والای کعبه راه نیافته است.

5.اهمیت کعبه از جهت معمارانی که به بناء او پرداختند؛ کعبه به دستور پروردگار و با دست توانای دو پیامبر عظیم الشأن الهی، حضرت ابراهیم و حضرت اسماعیل(علیهماالسلام) بنا شده است. در بنای آن، خلوص و صفای معماران ظهور خاص داشت و هندسه آن با قداست خلوص آمیخته بود. جز برای خدا ساخته نشد و پاداش این ساختن نیز جز رضای پروردگار چیز دیگری نمی توانست باشد؛ وَ إذْ یرْفَعُ إبراهیمُ القواعِدَ مِنَ البیتِ و إسمعیلُ رَبّنا تَقبّل منّا إنّک أنتَ السّمیعُ العَلیم.[16] هنگامی که این دو شخصیت عظیم آسمانی کعبه را بنا می نهادند و پایه های آن را بالا می آوردند، از نهاد پاکشان و ضمیر صافشان حقیقتی بدین صورت متمثّل می شد که: «خداوندا! از ما قبول فرما که تحقیقاً تو شنوا و دانایی؛ بنابراین، هدف بنای کعبه و مقصود بنیانگذاران آن، جز جلب رضای خدا چیز دیگری نبود و چون نیت روح کار است و در این کار نیتی جز خدا نبود، پس اهمیت کعبه از این جهت نیز روشن می شود.

6. کعبه محور آزادی و مطاف آزادیخواهان جهان است؛ کعبه، همان طور که کهن ترین و با سابقه ترین جایگاه نیایش مردمی است، خانه ای عتیق و آزاد از قید مالکیت بشری بوده و خانه ای است که مملوک هیچ فردی واقع نشده و سلطه مالکیت هیچ انسانی بر آن دست نیافته است؛ بنابراین، کعبه خانه ای است که در طول تاریخ، آزاد و عتیق بوده است و طواف در اطراف آن، درس آزادی و حریت می دهد و کسانی به زیارت آن نائل می شوند که نه مملوک آز و برده حرص درونی خود باشند و نه بنده دیگران؛ زیرا بردگی با طواف بر مدار آزادگی سازگار نیست و از همین روست که قرآن کریم از کعبه به بیت عتیق نام می برد: ...و لَیطّوَّفوا بالبیتِ العَتیق... [17]؛ ...ثُمَّ مَحِلّهَا إلی البیتِ العتیق.[18]

7.کعبه، مدار پاکیزگی و مطاف پاکیزگان است؛ همان طور که تأسیس کعبه به دستور وحی آسمانی بود، پیراستن آن از هر شرک و آلودگی و تنزیه آن از غبار طغیان و تمرّد نیز به فرمان وحی الهی بود؛ که آن خانه از لوث عصیان پاک بماند و پارسایانی که از گرد شرک و طغیان منزّه می باشند، در حریم آن راه یابند: ...وَ طَهِّرْ بَیتی للطّائفینَ و القائمینَ و الرُّکعِ السُّجُود [19]؛ ... و عهدنا إلی إبراهیم و إسمعیلَ أن طهّرا بیتی للطائفینَ و العاکفینَ و الرّکع السّجود.

بنابراین، کعبه خانه ای است که از هرگونه آلودگی پاک است و طواف حریم آن درس طهارت و دستور پاکیزگی می دهد و کسانی به زیارت آن نائل می گردند که از هر شرک و عیب و هر رجس و رجزی رهایی یافته و هجرت کرده باشند. چون کعبه، خانه ای است پاک و به دست بهترین پاکان ساخته شده است و جز پاکان را نمی پذیرد و دستوری جز فرمان طهارت روح نمی دهد و سنّتی جز سنّت پاک توحید را روا نمی دارد؛ لذا، به تشریف دیگری نائل آمد و آن اضافه شدن به خداوند است: و طهّر بیتی؛ یعنی پاک بدار خانه مرا. ناپاکانی که به رجس شرک آلوده شده و به لوث طغیان و تمرد تن داده بودند، هرگز نمی توانستند کعبه را ادراک کنند و در حریم آن به نماز توفیق یابند؛ لذا، عبادتشان در مدار پاک ترین پایگاههای عبادی به صورت صفیر و صوت کشیدن و کف زدن ظهور می کرد؛ و ما کانَ صَلاتُهُمْ عندَ البیتِ إلاّ مکاءً وَ تصْدیه... [20]؛ «نماز بت پرستان در کنار کعبه جز کف زدن و صفیر کشیدن چیزی نبود».

8.کعبه قبله مسلمین جهان و مطاف پاکان عالم از گزند هر تعرّضی مصون خواهد بود. چون هدف تأسیس کعبه، توجه عبادت کنندگان الهی به سمت اوست و عبادت به عنوان یک اصل ضروری برای انسان مطرح است و این سنّت دیرپای الهی، قابل زوال نیست و همچنین حج به عنوان یکی از بارزترین چهره های عبادی بشر مطرح است و هریک از نماز و حج به عنوان پایه ای از پایه های اصیل اسلام شناخته شده است، بنابراین، حفظ کعبه از گزند تهاجم و پاسداری از آن، جزء برنامه های حتمی خداوند خواهد بود؛ لذا، اصحاب فیل را که قصد نابودی اصل کعبه را داشتند با اعجاز غیبی به هلاکت رساند و خوشه های سرسبز و خرم آنها را به کاه نیم خورده مبدّل ساخت و نقشه ددمنشانه آنان را در ضلالت قرار داد. اگر در بعضی از ادوار تاریخ، کعبه مورد تهاجم و آسیب واقع شده، نکته ای دارد که در تحلیل پیوند بین کعبه و امامت و اهمیت مقام والای امامت تبیین خواهد شد؛ و گرنه هر ظالمی بخواهد به حریم کعبه تجاوز نماید و آن را از بین ببرد یا جلوی حج زائران را بگیرد و با آنان با ستمگری و ظلم رفتار کند، هنوز به کار ننگین خود کامیاب نشده، گرفتار عذاب الیم خواهد شد. قرآن کریم حتی تصمیم اعمال ظلم درباره حج و زیارت را گرچه به مرحله عمل هم نرسیده باشد، موجب انتقام الهی می داند[21]؛ ...و مَن یردْ فیه بإلحادٍ بِظُلمٍ نُذقْهُ مِن عذابٍ اَلیم [22]؛ هرکس با اراده ستمگری لباس الحاد را در بر کند و بخواهد این راه الهی را ببندد و مردم را از زیارت کعبه و عبادت آن منصرف کند او را عذاب دردناک می چشانیم. در همین زمینه روایاتی از معصومین(علیهم السلام) رسیده است که در جوامع روایی ما تحت عنوان «بابُ مَنْ اَرادَ الکعبَهَ بِسُوء» [23] نقل شده است.

9.نگاه به کعبه، عبادت است؛ کعبه از ویژگیهای مخصوص برخوردار است. از حضرت امام صادق(علیه السلام) رسیده است که: «النّظَرُ اِلی الکعبَهِ عباده» [24]؛ «نگاه کردن به کعبه عبادت است»، همچنان که نگاه به قرآن نیز عبادت است؛ زیرا همین «نظر» زمینه «رؤیت» را فراهم می کند و همین «نگاه»، مقدمه «دیدن» خواهد شد؛ یعنی نظر با چشم زمینه تحصیل نظر با دل را فراهم می کند و اگر دیدن که کار دل است، حاصل شود، بسیاری از معارف حضور پیدا می کند و چون کعبه زمینه این معارف بلند را در بردارد، لذا هم نگاه به آن عبادت است و هم تا کعبه به جاست، دین الهی زنده است؛

زیرا چنان که قبلاً بیان شد، از حضرت امام صادق(علیه السلام) رسیده است که: «لایزالُ الدینُ قائماً ما قامت الکعبه» [25] و مهم ترین عاملی که قیام کعبه را تحقق می بخشد و در نتیجه، عامل قیام دین خواهد بود، همان حج و زیارت کعبه است؛ چنان که عمیق ترین نگاه به کعبه در طواف حریم آن تجلّی می کند و از این جهت، قرآن کریم کعبه را قیام همگانی و مردمی می داند.

فریضه حج، جنبه عبادی سیاسی اسلام

10.مسئولیت حکومت اسلامی درباره حج و زیارت کعبه؛ زیارت کعبه و انجام مناسک حج در ردیف مهم ترین واجبات دینی است که اگر مسلمانی بدون عذر، وظیفه حج را انجام ندهد در لحظه مرگ به او گفته می شود که از صف مسلمانان خارج و در صفوف دیگران قرار خواهی داشت و از وصیت حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب(علیه السلام) استفاده می شود که اگر زیارت خانه خدا ترک شود، نزول عذاب الهی فوری و بدون مهلت واقع خواهد شد: «اللّه اللّه! فی بَیتِ رَبّکمْ لا تخلّوه ما بقیتم فَإنّهُ اِنْ تُرک لَمْ تُناظَروُا».[26]

اگر سالی مردم به سوی کعبه نرفتند و خانه خدا زائری نداشت، بر حکومت اسلامی لازم است عده ای را به منظور انجام مناسک به زیارت کعبه اعزام نماید و بودجه آن را از بیت المال تأمین کند؛ چنان که حضرت امام صادق(علیه السلام) فرمود: «لَوْ عَطّلَ النّاسُ الحَجّ، لَوَجَبَ عَلی الإمامِ اَنْ یجبرهُمْ عَلی الحَجِّ إنْ شاؤوا و إن اَبَوْا؛ فَإنَّ هذا البَیتِ إنّما وُضِعَ لِلحجّ؛ فَانْ لَمْ یکن لَهُمْ أموال أنفَقَ عَلَیهِم مِنْ بَیتِ مال المُسلمین».[27]

بنابراین، حج جنبه عبادی و سیاسی اسلام است؛ گرچه دیانت ما عین سیاست ما و سیاست ما عین دیانت ماست و سیاسی عبادی بودن حج از بررسی وظایفی که امام مسلمانان در این باره بر عهده دارد و احکام مخصوصی که برای حکومت اسلامی در این زمینه تنظیم شده است، به خوبی آشکار می شود.

11.کعبه مرکز نشر توحید و کانون اتحاد؛ همان طوری که کعبه به دست توانای پیامبری عظیم الشأن بنا شد تا مرکز نشر توحید باشد و هنگامی که در زمان خاتم انبیا(صلّی الله علیه وآله وسلّم) نیاز به تجدید بنا داشت و بعد از چیدن مقداری از دیوار در نصب حجر الاسود، بین قبایل عرب اختلاف شد که این افتخار، نصیب چه قبیله ای بشود، همگان حضرت محمد امین(صلّی الله علیه وآله وسلّم) را به عنوان یک خردمند بی طرف و صاحب نظر بی غرض قبول کردند تا هر تصمیمی که آن حضرت گرفت اجرا شود. آن حضرت، دستور داد تا ردایی بگسترانند و حجر الاسود را درون آن بگذارند و هر قبیله گوشه ای از آن پارچه را بردارد. آنگاه حجر الاسود را به لبه جایگاه نصب آورده و آن حضرت(صلّی الله علیه وآله وسلّم) با دست مبارک خود در محل کنونی آن نصب فرمود. رسول اکرم(صلّی الله علیه وآله وسلّم) با این ابتکار خود، مردم را به اتّحاد عمومی تذکر داد. بنابراین، در تجدید بنای کعبه و نصب حجر الاَسود در پرتو راهنمایی خاتم انبیا(صلّی الله علیه وآله وسلّم) زمینه اختلاف قومی و فخر فروشی نژادی و مباهات قبیله ای و بالیدنهای جاهلی تا حدودی برطرف شد و همین ابتکار تاریخی، کعبه را منادی اتحاد و کانون یگانگی معرفی کرد و این وصف ممتاز نیز در ردیف دیگر اوصاف برجسته آن همانند مساوات: سواءً العاکف فیه والباد، آزادی و آزادیخواهی: البیت العتیق، پاکی و پاکیزگی: طهّر بیتی، ایستادن و ایستادگی: قیاماً للناس می درخشد و آن را مدرسه توحید، اتحاد و وحدت می نماید.

سرّ منادی وحدت بودن کعبه

زیرا حجر الاسود که «یمین خدا در زمین» است، با دست کسی نصب شد که بیعت با او چون بیعت با خداست: إنّ الذین یبایعونک اِنّما یبایعون اللّه یدُ اللّهِ فوقَ أیدیهم... [28] و با ابتکاری به لبه جایگاه نصب حمل شد که خصوصیتهای قبیله ای را که همان خصومتهای قومی است، به اتحاد و برابری و برادری که همان محبّت ایمانی است، تبدیل نمود؛ نظیر تبدیل «سیئات» به «حسنات». از این جهت، از آن بنای الهی، ندای هماهنگی به گوش می رسد؛ چنان که تأمّل در بیت خدایی نشان می دهد که کعبه ستون استقامت و مقاومت در برابر شرک و الحاد و زبان آزادی در قبال هرگونه بردگی و استعباد و استکبار جهانی است.

12.کعبه اساس تقوا و بنیاد پرهیز و پرخاش؛ تمام پیام آوران الهی به این منظور مبعوث شده اند که در هِرَم بلند توحید، کرکس شرک پر نکشد و در حرم والای وحدانیت، شیطان طغیان و تمرّد احرام نبندد: وَ لَقد بَعَثنا فی کلِّ اُمّهٍ رَسولاً اَن اعبُدوا اللّهَ وَ اجتَنبُوا الطّاغوت... [29]. در حقیقت، هدف وحی و نبوت عامه بیش از دو چیز نیست: یکی اثبات توحید و دیگری نفی طاغوت و شرک؛ بلکه تنها هدف والای پیامبران، شکوفایی اصل توحید که فطری است و حمایت از آن و پاسداری مرز مقدس آن از تهاجم هرگونه شرک و خرافات می باشد.

زیرا معنای کلمه طیبه «لا اله الاّ اللّه» که همه انبیا بر آن مبعوث شده اند، به دو قضیه سلب و اثبات تحلیل نمی شود؛ یعنی مفاد این کلمه طیبه دو چیز و دو اصل، یکی «نفی شرک» و دیگری «اثبات هستی» (اللّه)، نیست؛ بلکه مفاد آن این است که غیر از «اللّه» که بالفطره ضرورت هستی آن شناخته شده است و نیازی به اثبات ندارد، معبودی نیست؛ چون کلمه «الاّ» در این جمله به معنای «غیر» است؛ نه استثنا؛ یعنی غیر از «اللّه» الهی دیگر نیست؛ نه آن که «هیچ الهی نیست» و آنگاه «اللّه استثناء شده و به صورت قضیه اثباتی از آن سلبِ کلّی خارج شده باشد».

این عصاره هدف وحی و نبوت عامه است؛ ولی بشر به دو جناح متقابل منشعب شده است؛ گروهی بر لبه درّه شرک، زندگی را بنا نهاده اند و گروهی در پرتو توحید و سایه تقوا اساس زندگی خویش را پی ریخته اند؛ اَفَمَن أسّس بُنیانَهُ علی تَقوی مِن اللّهِ وَ رِضوانٍ خَیرٌ أم مَّنْ أسَّسَ بنیانَهُ عَلی شَفا جُرُفٍ هارٍ فَانهارَ بِهِ فی نارِ جَهَنّمَ... .[30]قرآن کریم کعبه و حج و زیارت آن را محور تقوا و اساس پرهیز از طغیان و پرخاش در برابر طاغوت می داند. خداوند، مناسک حج را از رهگذر وحی، آن چنان نشان ابراهیم خلیل داد: وَ أرِنا مَناسِکنا [31] که جز توحید ثمره دیگر ندارد و همان مناسک توحیدی را خاتم انبیا(صلّی الله علیه وآله وسلّم) به پویندگان راهش تعلیم داد و فرمود: «خُذُوا عنّی مَناسِککم» [32] و تلبیه سنّت جاهلی را که با شرک آمیخته بود و دور خانه توحیدی که به صورت بتکده درآمده، طواف می شدْ تنزیه کرده، هم احرام و لبیک گفتن را از شرکت با شرک نجات داد و هم کعبه را از لوث بتها رهایی بخشید و شعار جاهلیت را که در هنگام تلبیه به این صورت ادا می شد: «...لبّیک لبّیک لا شَریک لک الاّ شریک... » [33]؛ یعنی تو شریکی نداری مگر شریکی که برای تو است و مال تو است، به صورت توحید محض و وحدانیت ناب تجلّی داد؛ چنان که در اسلام هنگام تلبیه، با نفی هرگونه شریک چنین گفته می شود: «لبّیک لبّیک لا شَریک لک لَبیک»؛ یعنی هرگز و هیچ شریکی برای تو نیست و نخواهد بود.

چون بنیاد فولادین تقوا بر پایه استوار و خلل ناپذیر توحید بنا نهاده شده است و حج زیارت کعبه، توحید ممثّل می باشد، لذا قرآن کریم ضمن دستور حج چنین می گوید: ...وَ مَا تَفعَلُوا مِن خَیرٍ یعلَمهُ اللّهُ وَ تَزوّدوا فَإنّ خَیرَ الزّادِ التّقوی... [34]؛ یعنی حج بهترین توشه تقوا و زاد راه مسیر تکاملی انسان است. درباره قربانی که یکی از مناسک حج به شمار می رود و در سنّت جاهلی سابقه ای بس ممتد داشته و با شرک آغشته و با کفرْ همسان و با خرافاتْ عجین و با پندارهای پوشالی پنهان شده بود، چنان که بعد از ذبح حیوان، خون آن را به دیوار کعبه می مالیدند و گوشت آن را بدانجا می آویختند، قرآن کریم چنین رهنمود تقوایی می دهد: لَن ینالَ اللّه لُحومُها وَ لا دِمائُها وَ لکن ینالُهُ التّقوی مِنکم... [35]؛ یعنی گوشت و خون قربانی به خدا نمی رسد؛ بلکه روح پارسایی این عمل که همان پرهیز از گناه و پرخاش برگناهکار و پارسایی از تبهکاری و پرخاشگری بر تبهکاران و امساک از عصیان و فریاد بر عاصی و اجتناب از طغیان و تهاجم بر طاغوت است، به خداوند خواهد رسید: ...إلیه یصعدُ الکلِمُ الطّیبُ وَالعَملُ الصّالحُ یرْفَعهُ... [36]؛ یعنی اعتقاد طیب که یک امر مجرّد و منزّه از مادّه و مبرّا از طبیعت است، به سمت لامک ن الهی صعود کرده و کردار صالح، آن را در این سیر صعودی کمک می نماید. بنابراین، کعبه و حج و زیارت آن، اساس تقوا و بنیاد فولادین پرهیز از تباهی و پرخاش بر تبهکاران است و اگر حجّی، نه این چنین و زیارتی نه آن چنان انجام شود، نه حق کعبه ادا شده و نه وظیفه حجْ امتثال گشته و نه زیارت کعبه به عمل آمده و نه به ندای ملکوتی وَ اَذّن فی النّاسِ بِالحجّ [37]

پاسخ داده شده است؛ زیرا قبول هر عملی، مشروط به تقوا در همان عمل است و قبول کامل هر عملی، مشروط به تقوای همه جانبه عامل آن در تمام شئون زندگی است؛ اِنّما یتقبّلُ اللّهُ مِنَ المُتّقین.[38]

لذا، اگر تقوا در حج رعایت نشود، نه تنها قبول کامل تحقق نمی پذیرد، بلکه اصل قبول نیز متحقق نمی شود و اگر تقوا در حج و زیارت ملحوظ گردد، ولی در شئون دیگر به عمل نیاید، حج و زیارت آن شخص غیر متقی به کمال قبول نمی رسد و چون بنیانگذار کعبه با تقوای محض آن را بنا نهاد و با تمام وجودش می گفت: ربّنا تقبّل منّا [39] و از این جهت، کعبه با قبول کامل بنا شده است، پس عمل غیر متقی با هدف ابراهیم(علیه السلام) بنیانگذار کعبه مطابق نخواهد بود.

13.حج و طواف کعبه، بهترین فرصت اعلام انزجار از شرک و تبرّی از مشرکان؛ گرچه هر عبادتی تبرّی از شرک و انزجار از طاغوت است و حج و طواف کعبه نیز که به منزله نماز یا به همراه آن نماز است: «الطّوافُ بِالبیتِ فَإنّ فیهِ صلاه» [40] از همان اصل کلی، یعنی تبرّی از طغیان و انزجار از شرک حکایت می کند، لیکن چون حج، عبادت ویژه ای است که با سیاست آمیخته است و حضور طبقات گوناگون مردم جهان، موقعیت مناسبی است تا روح این عبادت همانند دیگر عبادتهای الهی در آن انبوه چشمگیر به خوبی تجلی کند و عصاره این پرستش خاص در آن صحنه ظهور تمام نماید، لذا بر اثر فرمان وحی الهی، پیامبر گرانقدر اسلام(صلّی الله علیه وآله وسلّم) سخنگوی حکومت اسلامی، حضرت علی بن ابی طالب(صلّی الله علیه وآله وسلّم) را مأمور اعلام تبرّی از مشرکان نمود تا به طور قاطع، مرز توحید از طغیان و شرک جدا شود و صفوف منسجم مسلمانان از صف کفار ممتاز گردد و از این رهگذر، چهره سیاسی عبادی حج جلوه کرده و زائران کعبه با استماع قطعنامه حکومت اسلامی که دستور انزجار از شرک و سازش ناپذیری در برابر مشرکان است، ره توشه توحید را به همراه خود ببرند. از این جهت، همان طور که تمام مردم مسلمان در بسیاری از شئون زندگی به سمت کعبه متوجه می شوند، از برکت کعبه نیز فرمان توحیدی به اقطار گوناگون عالم منتشر خواهد شد: وَ اَذان مِنَ اللّهِ وَ رسُولِهِ إلی النّاسِ یومَ الحَجّ الأکبرِ أنّ اللّهَ بری ء مِنَ المُشرکینَ وَ رَسولُهُ فَإنْ تُبْتُمْ فَهُوَ خَیر لَکمْ وَ إنْ تَوَلّیتُمْ فَاعْلمُوا أنّکمْ غَیرُ مُعْجِزِی اللّه... .[41]

ردّ سنّت جاهلی و تبیین نظام ارزشی اسلام در حجّ

14.حج و زیارت کعبه بهترین عامل تعیین کننده ارزشهای الهی انسانی؛ سنّت جاهلی بر آن بود که بعد از فراغت از حج در «مِنا» گرد هم می آمدند و به ذکر مفاخر قومی و ویژگیهای نژادی می پرداختند و از نیاکان و تبار خویش با نظم و نثر و با تکیه بر ارزشهای جاهلی یاد می کردند و بدانان می بالیدند؛ ولی فایل رایگان پاورپوینت نظام حج در اسلام، هم به آن معیار فرسوده جاهلی پایان داد و هم نظام ارزشی الهی را تبیین و مردم را به آن هدایت کرد و چنین فرمود: ...فَإذا أفَضتُمْ مِنْ عَرَفاتٍ فَاذْکرُوا اللّهَ عِنْدَ المَشْعَرِ الحَرامِ وَ اذْکروهُ کما هَدیکم وِإنْ کنْتُمْ مِن قَبلِهِ لَمِنَ الضّالّینَ . ..فَاِذا قَضَیتُم مَناسِککم فَاذْکرُوا اللّهَ کذِکرِکمْ ابائَکمْ اَوْ اَشَدّ ذِکراً فَمِنَ النّاسِ مَنِ یقُولُ رَبّنا اتنا فی الدّنیا... وَ مَا لهُ فی الاخرهِ مِن خَلاق وَ مِنْهُم مَنْ یقُولُ رَبّنا اتنا فی الدّنیا حَسَنهً وَ فی الاخرَهِ حَسَنهً وَ قِنا عَذابَ النّارِ.[42] در این آیه، محور مذاکره زائران کعبه و مهمانان مِنا یاد خدا بر اثر نعمت هدایت الهی و برای نجات از گمراهی گذشته و نیل به هدایت است. ذکر نام و یاد خدا در دل، شدیدتر از نام تبار و نیاکان قرار داده شده و یاد خدا همان طور که به کثرت و فراوانی موصوف می شود: ...اذکروا اللّه ذکراً کثیراً [43] به شدت نیز موصوف گشته؛ لذا فرمود: همچنان که به یاد پدران خود هستید، همان طور و بلکه شدیدتر از آن به یاد خداوند باشید. سپس خواسته ها و یاد قلبی مردم در آن سرزمین را بر شمرده و ذکر و خواسته افراد غیر معتقد را پیرامون مسئلت دنیا و مادّیت خلاصه کرد؛ ولی ذکر و ایده افراد معتقد و با ایمان را در مسئلت خیر دنیا و آخرت و اینکه آنان از خدای متعالی نجات از عذاب قیامت را نیز می خواهند، تبیین نموده است.

بنابراین، معیار ارزشهای جاهلی با این دستور زنده و جاوید، فرسوده و ارتجاعی اعلام شده و نظام ارزشی الهی نیز به خوبی توجیه و تفهیم شده است و با ظهور نظام ارزشی اسلام، جای هیچ نظام جاهلی نخواهد بود؛ نه سنتهای فرسوده جاهلیت کهن و نه پدیده های بی پایه جاهلیت نو؛ زیرا در قلمرو حق برای هیچ باطلی جایی نیست: قُلْ جاءَ الحقُّ وَ ما یبْدی ء الباطِلُ وَ ما یعید [44]؛ بگو: حق که همان اسلام جهان شمول الهی است، فرا رسیده و با تحقق اسلام و ظهور حقّ، نه زمینه ای برای باطل کهن و رسوم فرسوده پیشین می باشد و نه موردی برای ظهور باطلهای نو و رسوم مسموم تازه خواهد بود.

15.حرم و سرزمین حج وزیارت، تنها منطقه ای است که ورود غیر محرم در آن جایز نیست؛ همان طور که قبله مسلمانان جهان و مطاف موحدان راستین عالم در مکه است، نه در غیر آن و تنها مکانی که استقبال به سمت او در عبادتها لازم است و توجه به سمتهای د

لینک کمکی