فایل رایگان پاورپوینت قيام زيد بن علي بن حسين (ع)

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن فایل رایگان پاورپوینت قيام زيد بن علي بن حسين (ع) :

محتویات

1 ورود زید به کوفه و بیعت مردم 2 آغاز قیام مسلحانه 3 شهادت زید 4 نتایج قیام زید 5 پانویس 6 منابع

ورود زید به کوفه و بیعت مردم

ظلم و ستم بی­ حد و حصر حکام اموی و فسق و فجور آشکارشان و نیز تاخت و تاز بی­ باکانه آنان بر اساس و مبانی اعتقادات اسلامی روح بلند و آزاده زید بن علی را به شدت آزرده و متأثر ساخته بود. سفرهای زید به شام و برخورد زشت و زننده هشام بن عبدالملک با او در جمع درباریان و نیز اعمال و سخنانی که از خلیفه اموی در خلال این سفرها، سر زده بود نیز عزم زید را برای قیام راسخ تر نموده، آتش قیام را بیش از پیش در دل او شعله­ ورتر ساخت.

در بازگشت از سفر شام، مردم کوفه با اطلاع از ورود زید به عراق، به دنبال او رفتند و وی را در قادسیه ملاقات کردند، آن­ها او را به قیام فراخوانده، اعلام وفاداری کردند و سوگند یاد کردند که تا آخرین قطره خون در راه او جهاد کنند و حمایت­شان را از او دریغ ندارند.[1] در پی اصرار زیاد کوفیان، سرانجام زید پذیرفت؛ اما سیاست­مداران کهنه­ کار حجاز و عراق، زید را از این کار بازداشته، پیمان­ شکنی کوفیان را یادآور شدند.[2] زید نیز به هر یک از آنان جوابی در خور داده آماده قیام گردید.[3]

یوسف بن عمر - استاندار عراق - ورود زید را به کوفه برنمی­ تابید؛ از این­رو خواستار خروج او از شهر شده به عامل خویش در کوفه، دستور داد[4] که همواره مزاحم زید باشد؛[5] اما زید برای ماندن در کوفه اصرار می­ ورزید و به بهانه ­های مختلف چون اشتغال به تجارت[6] و نیز بهانه بیماری[7] و دعوی با طلحه بن عبیدالله بر سر مالی مشترک در مدینه، هر بار از دستور والی سر باز می­ زد.[8]

او ده ماه در کوفه و بصره مخفیانه مردم را به نهضت و قیام و بیعت با خود دعوت می­ کرد،[9] در این مدت زید در منازل شیعیان کوفه و بصره بسر می ­برد و گاه گاهی نیز به جهت امنیتی محل سکونتش را تغییر می ­داد.[10] مردم فوج فوج به محل سکونت زید ­رفته و با او بیعت می­ کردند. نقل شده است که بیعتی که زید از مردم می­ گرفت، بر این اساس بود که: «ما شما را به کتاب خدا می­ خوانیم و سنت پیامبر او و نبرد با ستمگران و دفاع از ضعیفان و عطای محرومان و تقسیم غنیمت میان صاحبانش به مساوات و رد مظالم و باز آوردن سپاهیان دیر مانده و یاری اهل بیت علیهم السلام در مقابل مخالفان که حق ما را نشناخته ­اند...»؛ و چون می­ پذیرفتند، می­ گفت: «خدایا شاهد باش».[11]

بیعت با احتیاط و مخفیانه انجام می ­شد، گفته شده در این مدت پنجاه هزار نفر از کوفیان با او بیعت کردند؛[12] این تعداد غیر از مردمی بودند که در مدائن و بصره و واسط و موصل و ری و گرگان با او بیعت کرده بودند.[13] چرا که زید علاوه بر کوفه به دیگر شهرهای مهم عراق و حتی مراکز دوردست فرستادگانی را گسیل داشته بود تا برای او از مردم بیعت بگیرند.[14] جمعیت بسیاری به نهضت زید پیوستند که از جمله آنان می­ توان به برخی علمای طراز اول اهل سنت هم­چون ابوحنیفه اشاره داشت، گفته شده زید نامه ­ای برای ابوحنفیه فرستاد و او را به کمک خود و جهاد بر ضد حکومت بنی­ امیه دعوت نمود، ابوحنیفه نیز برای زید کمک مالی فرستاده با امکانات خود او را یاری داد.[15]

آغاز قیام مسلحانه

بعد از چند ماه و با فراهم شدن مقدمات قیام، زید آشکارا آماده قیام شد[16] و به یارانش دستور آمادگی و تهیه لوازم نبرد داد.[17] در این هنگام مردی به نام «سلیمان بن سراقه»، یوسف بن عمر را از موضوع آگاه ساخته،[18] رفت و آمدهای زید به خانه ­های دو تن از یارانش به نام­های «عامر» و «طعمه» را به او گزارش کرد.[19] خبر قیام به هشام نیز مخابره ­گردید؛ نامه ­های مکرر هشام به یوسف بن عمر در پی­گیری این مسأله سبب شد که وی با جدیت تمام اوضاع کوفه را تعقیب کند. از این­رو به حکم بن صلت نامه نوشته و به او تأکید می­کند که مراقب اوضاع باشد و دستور داد تا مأموران حکومتی زید را در خانه آن دو نفر بجویند؛ اگرچه عمال حکومتی در این جستجو به زید بن علی علیه السلام دست نیافتند؛[20] اما لو رفتن مقر زید و دستگیری و شهادت این دو یار نزدیک زید و احتمال حمله غافلگیرانه دشمن سبب شد که زید و یارانش زودتر دست به کار شوند و قبل از هجوم دشمن مواضع خود را مستحکم کنند و رسماً آماده نبرد گردند.[21]

آنان شامگاه سه ­شنبه (مصادف با شب اول صفر) از شهر خارج شدند و خود را برای جنگ مهیا ساختند.[22] یک روز قبل از خروج زی؛ (یعنی روز سه شنبه) از طرف حکم بن صلت عامل یوسف بن عمر در کوفه حکومت نظامی اعلام شده، رهبران طوایف و نگهبانان و بزرگان و جنگاوران قوم[23] و به نقلی همه مردم کوفه[24] را در مسجد اعظم کوفه جمع نمودند. او دستور داد که منادی در شهر ندا دهد که «هر که به این دستور سرپیچی کند، حرمت از او برداشته می ­شود (و خونش هدر است)».[25] درهای مسجد و بازار بسته شدند و مردم در آن­جا زندانی شدند.[26]

زید در این شب در بیرون کوفه به سر می­ برد، آن شب زید به همراه همراهان خود در بیابان آتش افروختند و دسته­ های نی آتش می­زدند و با شعار «یا منصورُ اَمِت» شب را صبح کردند.[27] اما از آن پنجاه هزار نفری که با او بیعت کرده ­اند، تنها دویست و هشتاد نفر[28] و به نقلی سیصد نفر اطراف او را گرفته بودند.[29] صبحگاه او نگاهی به یاران اندکش کرد و گفت: «سبحان الله؛ فأین الناس؟» گفتند: «ای پسر پیغمبر صلی الله علیه و آله مردم را در مسجد زندانی کرده ­اند». او با حالت تأسف و ناراحتی گفت: «به خدا سوگند این برای آنان که با ما بیعت کرده ­اند، عذر نمی­ شود؛[30] مگر چند نفر در مسجد محصورند، پس بقیه چرا به سوی ما خارج نمی­ شوند؟ به درستی که آنان اهل اهمال و نیرنگند».[31]

خبر این شب و شعارهای زید و همراهان به یوسف بن عمر که در حیره بود، رسید. پس تصمیم گرفت که شخصاً به کوفه بیاید و برای سرکوبی نهضت بکوشد. او عده ­ای را برای آگاهی از اوضاع و نفرات زید به کوفه فرستاد. آن­ها بعد از اطلاع از وضعیت او به نزد یوسف برگشتند.[32]

صبح چهارشنبه زید به دو نفر از شیعیان دستور داد تا به کوفه بروند و فریادشان را به شعار انقلاب بلند کنند؛ اما این دو در نزدیکی کوفه به گروهی از دشمنان برخوردند و به شهادت رسیدند.[33] پس زید، سعید بن خیثم را که در داشتن صدایی­ رسا معروف بود، برای این کار فرستاد و او این کار را انجام داد.[34]

در روز چهارشنبه اول صفر سال صد و بیست یک (یا دو) هجری، جنگ آغاز شد.[35] زید لشکر خود را به سوی شهر حرکت داد و آنان را به جنگ تحریض کرد. امویان نیز خود را برای دفاع آماده کردند، نخستین برخورد در اطراف کوفه در منطقه صیادین (صائدین) انجام شد که به پیروزی یاران زید انجامید.[36] با پیشروی یاران زید جنگ به کوفه کشیده شد، زید و یارانش به سوی کُناسه حرکت کردند.[37]

در این هنگام زید با دیدن یاران اندکش رو به نصر بن خزیمه کرده گفت: «آیا نگران نیستی که کوفیان مرا نیز بمانند جدم حسین علیه السلام تنها بگذارند؟» نصر گفت: «خدا مرا فدایت کند، آن قدر در رکابت شمشیر می­زنم تا جان دهم».[

لینک کمکی