فایل رایگان پاورپوینت محمد مهدي فيض مهدوي كرمانشاهي

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن فایل رایگان پاورپوینت محمد مهدي فيض مهدوي كرمانشاهي :

محتویات

1 تولد 2 نیاکان 3 تحصیلات 4 استادان 5 بازگشت به زادگاه 6 تألیفات 7 فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی 8 کتابخانه فیض مهدوی 9 شیخ فیض مهدوی و جریان مشروطیت 10 هفتاد روز قبل از وفات 11 وفات و مدفن 12 بازماندگان 13 پانویس 14 منبع

تولد

محمدمهدی فیض مهدوی به سال 1287 ق. در خاندانی روحانی از تبار «فیض کاشانی»، در شهر کرمانشاه دیده به جهان خاکی گشود.[1]

نیاکان

پدرش شیخ محمدتقی (متوفی 1296[2] یا 1298 ق)،[3] از عالمان و فقیهان بزرگ تاریخ کرمانشاه، نقش بسیار مهمی ‌‌در ایجاد و گسترش فرهنگ دینی در آن شهر ایفا کرد.[4]

جد اول او، آیت الله شیخ محمدمهدی (متوفی 1281 ق)،[5] محدثی فقیه، اصولی پژوهشگر، فلیسوفی متأله و ادیبی توانا بود که آثار فراوانی از خود به جا گذاشت از جمله: شرح التبصره، مجامع الآمال، تکلیف الکفار بالفروع و شرح الشرایع در دو جلد که استادش محمدتقی فرزند محمدرحیم اصفهانی متوفی 1248 ق) این شرح را مورد تأیید خود قرار داده و در پشت جلد آن کتاب، اجازه اجتهاد و روایت برای وی نوشته است.[6]

جد دومش، محمدمحسن مشهور به «قاری» (متوفی 1223 ق) فرزند محمدسمیع معلم فرزند محمدحسین ملقب به «مدرس» فرزند محمدمحسن، فقیه، اصولی، متکلم، مفسر، ادیب و شاعری توانا بوده است. او کتاب‌های زیادی از جمله: دررالبهیه فی النظائر الفقهیه، دررالمسامع فی النحو و نیز رساله‌ای فارسی به نام «قرهالعین» در موضوع زائران حرم شریف مکه و مدینه نوشته است. نویسنده اعیان الشیعه می‌‌گوید: من نسخه‌ای خطی از این رساله را در کرمانشاه دیده‌ام.[7]

شیخ محمدمحسن قاری، اولین عالم از خاندان فیض کاشانی بود که از کاشان به کرمانشاه هجرت و در همان جا ماندگار شد. وی سر سلسله خاندان فیض مهدوی در کرمانشاه است که عالمان و فقیهان بسیاری از فرزندان و نوادگان وی در آن شهر می‌‌زیسته‌اند.[8]

جد پنجم وی، محمد ملقب به «علم‌الهدی» فرزند فیض کاشانی از دانشمندان بزرگ تاریخ کاشان است. وی تألیفات بسیاری دارد از جمله: نضدالایضاح، معادن الحکمه فی مکاتیب الائمه، مرقاه الجنان، زبور الهی، تحفهالابرار و حاشیه علی اصول الکافی.[9]

جد اعلای او، محمد فرزند مرتضی ملقب به «فیض کاشانی» (متوفی 1091 ق) عالمی ‌‌فاضل، عارفی کامل، محدثی بزرگ، پژوهشگری دقیق و فیلسوفی ربانی است که تاریخ، مثل او را در جامعیت علوم کم به چشم خود دیده است.[10]

تحصیلات

دوران کودکی محمدمهدی در سایه مهر مادری نمونه و در محیط تربیت پدری کم‌نظیر سپری شد؛ سرپرستی پدری عالم، متقی و مهربان زمینه‌ساز صفات برجسته فراوانی در شخصیت وی از جمله دانش‌دوستی و کمال‌جویی در او شد که هر روز بیش از پیش بر آن افزوده شده، تشنه آب حیات علم و معارف دینی شد. از این رو در ابتدای نوجوانی در پی فراگیری علوم دینی وارد حوزه علمیه شهر کرمانشاه شد.

وی مقدمات علوم عربی و کتاب‌های سطح حوزه را نزد استادان بنام آن شهر با جدیت و پشتکار هر چه تمامتر به پایان رساند. در سال 1311 ق. در سن 24 سالگی برای تکمیل یافته‌ها و معلومات خود رهسپار نجف اشرف، شهر علم و اجتهاد شد. تحصیلات عالی فقه، اصول و دیگر علوم اسلامی‌‌ را نزد عالمان و فقیهان بزرگ آن دیار به پایان رساند و به درجه بلند اجتهاد رسید و از استادان خود اجازه اجتهاد و روایت داشت و از آن‌ها نیز نقل روایت می‌‌کرد.[11]

استادان

الف) در کرمانشاه:

شیخ محمدمهدی فیض مهدوی، علوم مقدماتی و سطح را در کرمانشاه نزد پدر بزرگوارش شیخ محمدتقی و فقیهان و عالمان دیگر به پایان رساند. شرح‌حال نویسان، نامی ‌‌از استادان وی در کرمانشاه نبرده‌اند ولی از قرینه‌ها، از جمله سال وفات عالمان آن شهر که به تبلیغ و تدریس اشتغال داشته‌اند، می‌‌توان احتمال داد که او نزد استادان ذیل به تحصیل اشتغال داشته است:

شیخ احمد بن عبدالاحد شیخ الاسلام کزازی (متوفی 1323 ق)، شیخ محمدتقی فرزند محمدمحسن (متوفی 1308 ق)، حبیب‌الله فرزند محمدجعفر فرزند محمدعلی کرمانشاهی (متوفی 1314 ق) و دیگران.[12]

ب) در نجف:

وی در نجف در قوی‌ترین درس‌های خارج فقه و اصول نزد آیات عظام شرکت فعال داشت که در بین استادان بزرگ آن شهر می‌‌توان به استادان ذیل اشاره کرد:

1- میرزا حسین خلیلی تهرانی (متوفی 1326 ق): وی فرزند میرزا خلیل رازی تهرانی، عالمی‌‌ عابد، محقق و پژوهشگری زاهد، از استادان بزرگ حوزه علمیه نجف اشرف بود. در سال 1308 ق. بعد از وفات استادش شیخ محمدحسین کاظمی‌‌ به عنوان مرجع تقلید مطرح شد و بعد از وفات مرجع بزرگ تقلید، آیت الله سید حسن شیرازی در سال 1312 ق. مرجعیتش عالم‌گیر شد؛ به طوری که در بیشتر کشورهای اسلامی‌‌ از جمله: هندوستان، لبنان، عراق و ایران مقلدان فراوانی داشت و با این که در نجف اشرف عالمان و فقیهان صاحب نامی‌‌ حضور داشتند با این حال، ریاست حوزه مقدس نجف اشرف به وی محول شد. از آثار ارزشمند او، شرح نجاهالعباد صاحب جواهر، اجازه و غصب می‌‌توان نام برد. علاوه بر فیض مهدوی، سید علی فرزند سید محمود موسوی نوری (متوفی 1345 ق) سید محمد فرزند سید ابراهیم صادق لواسانی (متوفی 1317 ق) و محمد حرزالدین نجفی نویسنده معارف الرجال از دیگر شاگردان بارز این استاد بزرگ هستند.[13] آیت الله میرزا حسین خلیلی در ابتدای امر، از طرفداران تأسیس حکومت مشروطه در ایران بود و اقدامات زیادی در این راستا انجام داد ولی بعد از مدتی نسبت به مشروعیت این جریان مشکوک شد و از آن کناره‌گیری کرد.[14] شیخ محمدمهدی فیض مهدوی، درس خارج فقه این استاد را بنابر فرمان استاد، در محضر او یادداشت می‌‌کرد.[15]

2- سید محمدکاظم طباطبایی یزدی (متوفی 1337 ق):[16] وی فرزند سید عبدالعظیم کسنوی و دارای آثار فراوانی است؛ از جمله: عروهالوثقی، حاشیه المکاسب، التعادل والتراجیح و رساله اجتماع امر و نهی.[17]

3- آیت الله میرزا فتح الله، مشهور به «شیخ الشریعه اصفهانی» (متوفی 1339 ق):[18] وی متولد 1266 ق. در اصفهان بوده و در سال 1295 ق. به نجف اشرف هجرت کرد. از آثار او می‌‌توان به کتاب افاضه القدیر فی خل العصیر، اناره الحالک فی قرائه ملک و مالک و اباحه المختار فی ارث الزوجه من ثمن العقار نام برد. از دیگر شاگردان وی، سید علی اظهر کجوی صاحب مجله الاصلاح و سید عبدالهادی فرزند میرزا اسماعیل شیرازی نجفی و سید علی مددی هستند.[19]

4- آیت الله محمدکاظم خراسانی (متوفی 1329 ق) نویسنده کفایه الاصول:[20] وی از شاگردان شیخ راضی نجفی، شیخ مرتضی انصاری، سید میرزا محمدحسن شیرازی و دارای تألیفات متعدد و مهمی ‌‌است. کفایه الاصول، کتاب الاجاره، حاشیه بر رسائل شیخ انصاری، شرح تبصره، کتاب قضا، کتاب شهادات، رساله اجازه، کتاب وقف، تعلیقه بر شرح منظومه سبزواری و... از جمله آثار این استاد بزرگ است.[21]

بازگشت به زادگاه

شیخ محمدمهدی فیض بعد از طی مراحل عالی تحصیلات علوم دینی و نایل آمدن به کمالات معنوی، طبق درخواست مردم کرمانشاه و پیشنهاد استاد بزرگش آیت الله میرزا حسین خلیلی تهرانی مبنی بر تقویت بنیه علمی ‌‌فرهنگ دینی مردم آن سامان در سال 1319 ق. به زادگاه خویش بازگشت تا تحولی دیگر در حیات دینی کرمانشاهان پدید آورد و روحی دوباره در کالبد اجتماع آن دیار بدمد.[22] آیت الله میرزا حسین خلیلی تهرانی در جواب درخواست مردم کرمانشاه به آنان نوشت: «در نماز به او اقتدا کرده، در رفع خصومات به او مراجعه و احکام دین را از او اخذ کنید».[23]

مردم عالم‌دوست کرمانشاه از بازگشت او بسیار خوشحال و از او استقبال کم‌نظیری کردند و طبق خواست آیت الله خلیلی، او را مرجع حل و فصل خصومات و اخذ احکام شرعی قرار دادند.[24]

تألیفات

گرچه شیخ محمدمهدی فیض مهدوی، دارای دست نوشته‌های فراوانی در زمینه‌های فقه و اصول بوده است ولی تاکنون کتابی چاپ شده از این عالم بزرگ دیده نشده است و شاید بیشترین علت این مسأله مشکلات و گرفتاری‌هایی بوده است که به خاطر فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی در طول دوران زندگی‌اش متحمل شده است. از این رو، این فرصت را پیدا نکرد تا از یادداشت‌های خود چیزی به نام کتاب به یادگار گذارد.

و اما شیخ آقا بزرگ تهرانی در کتاب شریف «الذریعه»، یکی از تألیفات فیض مهدوی را «کشکول» می‌‌داند و می‌‌گوید: کشکول منتسب به وی حاوی مطالب و اطلاعات متفرقه است.[25]

فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی

فیض مهدوی بنابر وظیفه دینی و به خاطر محبوبیت خاصی که در بین مردم دارا بود، به تبیین و تشریح مسائل احکام و معارف دینی و ارشاد مردم پرداخت و تحولی چشمگیر در فرهنگ مذهبی و اجتماعی آن دیار ایجاد کرد. اقامه نماز جماعت یکی از برنامه‌های مستمر در طول زندگی وی بود. از همه اقشار مردم به او اقتدا می‌‌کردند؛ به طوری که نماز جماعتش از لحاظ فراوانی جمعیت تعجب‌انگیز و زبان‌زد مردم بود.[26]

ارشاد و آگاه کردن مردم نسبت به مسائل دینی نیز از برنامه‌های دایمی‌‌ و جدی وی بود. او در ایام سال خصوصاً در روزهای ماه مبارک رمضان پس از نماز جماعت در مسجد، به منبر می‌‌رفت. صدای گیرا و بیانی دلنشین داشت، در بیان مطالب، قوی و موضوعاتی را که تقریر می‌‌کرد، فراوان بود. در تمثیل ید طولایی داشت و از هر کار و یا چیز در تمثیل کمک می‌‌گرفت. گاه در منبر حالت تأثّری پیدا می‌‌کرد و شنوندگان را نیز مورد تأثیر قرار می‌‌داد.[27] در شب‌های محرم و صفر علاوه بر برپایی مراسم عزاداری در مسجد، به منبر رفته و به ارشاد می‌‌پرداخت که بسیاری از مردم شهر جهت شنیدن سخنان گیرای او مشتاقانه به آن مکان می‌‌شتافتند.[28]

حل مشکلات متنوع مردم یکی دیگر از دغدغه‌های وی بود. از این رو بیشتر اوقات خود را به رسیدگی به مشکلات دینی، سیاسی، اجتماعی و قبیله‌ای اختصاص می‌‌داد. مردم نیز در حل و فصل دعاوی و درکارهای مهم جهت مشورت و نظرخواهی به وی مراجعه می‌‌کردند؛ به طوری که محل سکونتش محل مراجعه طبقات مختلف مردم بود.[29]

خانه، مسجد و حسینیه‌اش محل پذیرایی از زائران عتبات عالیات و جویندگان علم و دانش - که از شهرها و کشورهای مختلف شرق ایران در مسیر نجف به شهر کرمانشاه می‌‌

لینک کمکی