فایل رایگان پاورپوینت محمدابراهيم کرباسي

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن فایل رایگان پاورپوینت محمدابراهيم کرباسي :

محتویات

1 ولادت و خاندان 2 تحصیلات و استادان 3 تدریس و شاگردان 4 آثار و تألیفات 5 ویژگی‌های اخلاقی و رفتاری 6 وفات 7 پانویس 8 منابع

ولادت و خاندان

محمدابراهیم بن محمدحسن خراسانی کاخی معروف به حاجی کرباسی در سال 1180 قمری در اصفهان به دنیا آمد. وی در زمره افرادی است که نسب آنان به سردار بزرگ اسلام و صحابی وارسته، جناب مالک اشتر نخعی می‌رسد.

پدرش حاج محمدحسن، در یکی از محلات هرات‌ (از توابع افغانستان کنونی) ـ محله‌ای شیعه ‌نشین معروف به‌ «حوض کرباس» ـ روزگار می‌گذرانید. در سبب وجه تسمیه این ناحیه، مورخان و جغرافیدانان خاطرنشان نموده‌اند: بانویی متدین و پیرو اهل بیت علیهم‌السلام از نخ و ریسمانی که خودش تهیه کرده بود، پارچه‌های کرباس تهیه نمود و آن‌ها را به معرض فروش نهاد و از بهای دست رنج و زحمت خود، حوضی در این محل بنیان نهاد و وقف شیعیان نمود که به «حوض کرباس» معروف گشت که به تدریج لفظ حوض، محذوف و نام کرباس باقی ماند و منسوبان بدین ناحیه را «کرباسی» می‌گویند که گاه این انتساب را به تحریف کلباسی هم می‌گویند.[1]

محمدحسن که شخصی فاضل، پارسا و متدین بود، از این محل به گناباد (از توابع استان خراسان) مهاجرت نمود و در آبادی «کاخک» اقامت گزید. وی به منظور رفاه حال طلاب علوم دینی، در جوار بارگاه حضرت امام رضا علیه‌السلام و در بست بالای مشهد رضوی مدرسه‌ای بنیان نهاد که به مدرسه «حاج حسن» موسوم است.[2] محمدحسن سپس، کاخک گناباد را به مقصد اصفهان ترک نمود و در این شهر رحل اقامت افکند.

تحصیلات و استادان

«محمدابراهیم» دوران شکوفایی خویش را تحت تربیت پدری فاضل، پارسا و اهل تقوا سپری کرد. محمدابراهیم اگر چه در ده سالگی (سال 1190 هـ.ق) از نعمت پدر محروم گشت؛ ولی فقیه بیداردل، آیت الله آقا سید محمد بیدآبادی بر حسب توصیه پدرش، به تربیت وی کوشید و او در سنین نوجوانی فضایل و مکارم اخلاقی را از او آموخت و در زمره شاگردان این عارف عرش آشنا در سیر و سلوک معنوی قلمداد گردید.[3]

محمدابراهیم کرباسی به نخستین مربیان خود اشاره کرده و می گوید: «اولین کسی که دانش را از او فراگرفتم، مرحوم والد ماجد، صاحب نفس قدسی و پس از او، مرحوم آقا سید محمد گیلانی بیدآبادی و بعد از او میرزا محمدعلی فرزند مظفر بود... این افراد در طریق تزکیه و تقوا از اوتاد و ارکان بلاد بوده‌اند».[4]

معروف‌ترین استادان دیگرش در اصفهان عبارتند از:

آخوند ملا علی نوری مازندرانی (متوفی 1246 هـ.ق) آخوند ملا محراب گیلانی (متوفی 1217 هـ.ق) میرزا محمدعلی بن میر مظفر منجم اصفهانی (متوفی 1198 هـ.ق)؛ وی نیز از شاگردان فاضل و معروف سید محمد بیدآبادی است که در مسجد علی نزدیک قبه هارونیه در محله میدان کهنه اصفهان، امام جماعت بود. شیخ محمدحسین خاتون آبادی (1233ـ1173 هـ.ق)؛ از فقها و مجتهدانی است که نزد وحید بهبهانی شاگردی کرد و با صاحب ریاض المسایل و میرزای قمی معاصر بود.[5] شیخ محمدعلی هرندی شیخ محمد بن شیخ زین‌الدین.

هجرت به عتبات عالیات:

محمدابراهیم بعد از آن که در حوزه اصفهان به تکمیل تحصیلات پرداخت، به منظور ارتقای دانسته‌های خویش در سطوح عالی معارف اسلامی به ویژه فقه و اصول و رسیدن به قله اجتهاد و بهره‌مندی از محضر مشاهیر اصفهان، به سوی عتبات عراق رهسپار گردید. عالم بلندآوازه این زمان در دیار مذکور سید محمدمهدی بحرالعلوم (1212ـ1155 هـ.ق) بود که به اصلاحات گسترده در اداره حوزه‌ها و تقسیم کار میان عالمان شیعه دست زد.

محمدابراهیم کرباسی در کتاب معروف خود (اشارات الاصول) می‌نویسد: «مدت نسبتاً زیادی در خدمت آقا سید مهدی بحرالعلوم و نیز آقا محمدباقر وحید بهبهانی شاگردی نمودم؛ ولی از این دو بزرگوار تقاضای اجازه ننمودم و اگر از این بزرگواران اجازه می‌خواستم، می‌دادند».[6]

میرزا محمد تنکابنی که از درس محمدابراهیم کرباسی استفاده کرده، می‌نویسد: «او از شاگردان وحید بهبهانی و بحرالعلوم بوده است».[7]

آیت الله کرباسی در عتبات و در حوزه درسی این بزرگواران با آقا سید محمدباقر شفتی آشنا شد که این ارتباط، علاقه و دوستی میان آن‌ها را به تدریج آن چنان افزایش داد که آن دو عالم عامل، در درس و بحث با هم شرکت کرده و صفا و صمیمیتی ویژه بینشان حکم‌فرما گردید. این دوستی و انس حاجی کرباسی با سید شفتی بر محبوبیت و عزت و احترام وی افزود؛ زیرا آن فقیه فرزانه با همه فضل و فقاهتی که بدست آورد، همواره سید حجت الاسلام شفتی را بر خود مقدم می‌داشت و از هر گونه احترام و تکریم وی مضایقه نمی‌کرد.

بازگشت به ایران:

حاجی کرباسی در عتبات عراق نزد استادانی بزرگ به قله اجتهاد رسید، اما عطشی درونی روانش را تحت الشعاع قرار داده بود، موجب گردید که حوزه درس برخی مشاهیر را در قم و کاشان مغتنم بشمارد.

تدریس و شاگردان

آیت الله کرباسی که در چندین رشته از علوم اسلامی صاحب نظر بود و همگام با کسب معرفت خود را با مکارمی والا آراسته بود؛ با احراز مقام والای مرجعیت از کاشان به اصفهان آمد و رسالت سترگ فرهنگی-اجتماعی و تکلیف دینی خویش را با برنامه‌ریزی خاص و رعایت مقتضیات جامعه آغاز کرد. او در مسجد حکیم اصفهان به تدریس فقه و اصول پرداخت و در این عرصه، شاگردان زیادی پرورش داد که ذیلا به برخی از آنان اشاره می‌گردد:

حاج ملاهادی سبزواری میرزای شیرازی محمد بن سلیمان تنکابنی آقا میر سید حسن مدرس اصفهانی (1210ـ1273 هـ.ق) ملا مهدی قمشه‌ای (م، 1281 هـ.ق)[8] میر سید محمد شهشهانی (م، 1287 هـ.ق) ملا حمزه قائنی سید محمدحسن مجتهد اصفهانی (1263ـ1207 هـ.ق).

آثار و تألیفات

حاج محمدابراهیم کرباسی همگام با تلاش‌های آموزشی، تربیتی و تبلیغی، به تألیف و تحقیق مشغول بود و آثاری در عرصه فقه، اصول و سایر معارف دینی به رشته تحریر درآورده که عبارتند از:

اشارات الاصول ارشاد المسترشدین فی معرفه من احکام الدین (یا رساله عملیه) النخبه منهاج الهدایه الی احکام الشریعه و فروع الفقه السؤال و الجواب فی الفقه و الاحکام شوارع الهدایه فی شرح الکفایه المقتصد تقلید المیّت الایقاضات رساله‌ای در صحیح و اعم؛ (در علم اصول فقه) نقد الاصول مناسک حج رساله‌ای در مفطر بودن قلیان یا توتون.[9]

ویژگی‌های اخلاقی و رفتاری

الف: عبادت:

آیت الله محمدابراهیم کرباسی حیات علمی خود را در این واقعیت می‌دانست که بر کردار و گفتار خود مراقب باشد و با عبادت و ارتباط با خداوند، نورانیتی قدسی را به اندرون خویش بفرستد و با آن ذکرهای شبانه، الحاح و التجا به درگاه حضرت احدیت، خویشتن را بسازد و توفیق پارسایی را از پروردگارش دریافت کند. در بندگی خداوند و هنگام نماز، ذکر و دعا، نهایت خضوع، خشوع و حضور قلب داشت.

یک سال شب تا به صبح مشغول دعا، نماز و تلاوت قرآن بود، برای این که شب قدر را درک کند و از چنین فیضی برخوردار گردد؛ تا آن که شب قدر را به نیکی درک نمود و مشاهده کرد که چگونه فرشتگان و روح از آسمان نازل می‌شوند و تا صبح مقدرات و سرنوشت مردم را به زمین می‌آورند.[10]

ب: در عرصه‌های اجتماعی:

گرچه آیت الله کرباسی از لحاظ مقام فقهی و تسلط به موازین شرعی و نیز رعایت حالات اخلاقی، به مقامات معنوی دست یافته بود؛ اما این خصلتش هرگز سبب آن نگردید که گوشه انزوا برگزیند و به بهانه ریاضت نفس و دوری از اغیار، نسبت به امور جامعه‌ای که در آن می‌زیست، بی‌تفاوت باشد و از برخورد با ناروایی‌ها و منکرات خاموش بماند.

هنر مهمش این بود که در جمع افراد عصر خویش می‌زیست و در عین حال در صیانت از ارزش‌ها و عملی نمودن دستورهای دین، لحظه‌ای آرام نبود. و البته به لحاظ رعایت شئون تقوا و مراتب اخلاصی که داشت، بسیار احتیاط می‌کرد. در امر فتوا نهایت دقت می‌کرد و آن چنان بر آداب شریعت محمدی و فرهنگ علوی مراقبت و مواظبت داشت که کمتر مستحبی از مستحبات از او فوت می‌گردید؛ ولی با این حال، چنان می‌زی

لینک کمکی