فایل رایگان پاورپوینت محمدتقي مجلسي

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن فایل رایگان پاورپوینت محمدتقي مجلسي :

محتویات

1 ولادت و کودکی 2 تحصیل و استادان 3 تدریس و شاگردان 4 آثار و تألیفات 5 وفات 6 پانویس 7 منابع 8 منابع برای مطالعه بیشتر 9 پیوندها

ولادت و کودکی

محمدتقی در سال 1003 ق. در اصفهان پایتخت صفویه، چشم به دنیا گشود. پدرش مقصودعلی مجلسی، فاضلی دانش دوست بود و خود از راویان احادیث اهل بیت علیهم السلام به شمار می‌آمد. ذوق و قریحه شعرگویی او شهرت داشت و به «مجلسی» تخلص می‌کرد و گویا از همین رو، مجلسی نام گرفته بود.[1]

مقصودعلی مجلسی از همان اوان کودکی محمدتقی، اعتقادات و مبانی دینی را به او تعلیم می‌داد؛ از خدا و رسول خدا ‌صلی الله علیه و آله، از معاد و دوزخ و بهشت برایش سخن می‌گفت. نماز را به او آموخته بود و او را به همراه خود به مجالس مذهبی می‌برد. محمدتقی نیز به دین و مسائل دینی علاقه نشان می‌داد و آن گونه که خود نقل کرده است کودکان را با آیات قرآن و روایات، به انجام کارهای خوب و ترک کارهای زشت فرامی‌خواند. برای همین در حلقه بازی کودکان رفتار او بیشتر به بزرگان می‌نمود تا کودکان. این صفای روحی و علاقه مذهبی بعدها در شخصیت و زندگی او تجلیات بارزتری یافت و محمدتقی را در راه تحصیل علوم و معارف الهی قرار داد.

نسبت او از پدر، به حافظ بزرگوار ابونعیم اصفهانی و از مادر، به مولی درویش محمدبن حسن نطنزی می رسد. پدرش که هم عارف بود و هم شاعر و برخوردار از اُنسی ویژه با قرآن و ارادتی کامل به آل محمّد(صلی الله علیه وآله)، این دو گوهر گرانبها را در روح و روان فرزند بنهاد. وجود عالم بزرگی چون درویش محمد عاملی، پدربزرگ مادری او در میان بستگان محمدتقی در شوق او به تحصیل معارف اسلامی نقش بسیاری داشت و نیز وجود بزرگانی چون حافظ ابونعیم اصفهانی (متوفی 403 ق) در بین نیاکان او همت و علاقه او را به قدم نهادن در راه آنان می‌افزود.

تحصیل و استادان

مادر از کوچکی او و برادرش ملاّ صادق را به خدمت عالم پارسا ملاّ عبداللّه شوشتری برای فراگیری علوم دینی برد و از او خواهش کرد در تربیت و تعلیم آنان بکوشد. او نزد ملاعبدالله شوشتری، فقه الحدیث و معارف آموخت و در بحار انوار احادیث، غوطه ور شد.

از محضر فقیه، عارف و اندیشه ور حکیم، شیخ بهائی، دانشهای گوناگون، بویژه علم فقه و اصول فرا گرفت و نیز از محضر امیر اسحاق استرآبادی، معروف به (طی الأرض) کسب فیض کرد. از این هر سه، جز دانشهای نظری، سلوک عملی و معنوی بیاموخت تا این که در علوم اسلامی مکانتی بلند یافت و در عرصه اخلاقی، معنوی و عرفانی نیز، به مقاماتی والا برآمد و در هر دو میدان جلودار عالمان زمان خویش شد.

تاریخ نگاران و شرح حال نویسان با تعبیرات بلندی از او یاد کرده اند، از جمله:

گام‌های بعدی تحصیل و دانش را تحت نظر پدرش استوارتر برداشت و پس از آن با استادان بزرگ حوزه اصفهان آشنا شد و به راهنمایی پدرش به درس علامه مولا عبدالله شوشتری (یکی از علمای بزرگ حوزه اصفهان) راه یافت.

محمدتقی سال‌ها همراه این استاد بود و فقه، حدیث، اصول فقه، کلام و تفسیر را نزد وی آموخت و تحصیل علم حدیث و روایت را بیشتر مدیون او بود. خود سال‌ها بعد در این باره می‌نویسد: «او بزرگ استاد ما و بزرگ استاد شیعه در عصر خویش بود. وی علامه‌ای محقق و دقیق و زاهدی عابد و با ورع بود. بیشتر مطالب این کتاب (روضه المتقین که کتابی روایی است) از افادات اوست...» می‌توان گفت که نشر فقه و حدیث در آن دوران در اصفهان به وسیله او صورت گرفت.[2]

پس از وفات استاد در سال 1021 ق. نزد فرزند او مولا حسنعلی شوشتری که او نیز از علمای برجسته و استاد بسیاری از مشاهیر حوزه اصفهان بود، به تحصیل پرداخت.

همزمان دوران تحصیل نزد علامه عبدالله شوشتری به درس دانشور دیگری راه یافت و در نفس و وجود خویش سفری را آغاز نمود. این سیر انفسی به راهنمایی سالک و عارفی وارسته، فقیه و محدث بزرگ «شیخ بهایی» آغاز شد. از سال‌های آغازین تحصیل، نسبت به عرفان جذبه‌ای شدید در محمدتقی وجود داشت. حس‌ می‌کرد که فقه و اصول و علوم متداول مدرسه‌ای عطش جانش را فرونمی‌نشاند. شاید در سنین بلوغ این احساس در او شکل گرفته بود، اما همان ‌گونه که مقتضای این سنین است آن احساس مبهم و درک خام را نمی‌توانست برای خود تبیین کند و با دیگران به وضوح درباره‌اش سخن بگوید. اما این که «چه کند و از کجا آغاز کند؟» برای او به مراتب مجهول‌تر بود. ولی پس از آشنایی با شیخ بهایی و حضور در درس وی گمشده خود را یافت.

بهاءالدین محمد عاملی، معروف به شیخ بهایی در آن زمان از اساتید شاخص و برجسته حوزه اصفهان به شمار می‌رفت. جامعیت او در علوم مختلف شگفت‌آور بود، به طوری که بر بیشتر علوم متداول تسلط داشت و در آن‌ها صاحب تألیف بود. مجلسی بعدها درباره این استادش می‌نویسد: «او بلندمرتبه و والامقام بود و حافظه‌ای سرشار داشت. من کسی را مانند او در کثرت علوم و وفور فضل و بلندی مرتبه ندیده‌ام».[3] تواضع و آزادمنشی او در برابر شاگردان خویش، حتی کسانی چون محمدتقی جوان، بر جذابیت و محبوبیت او نزد محمدتقی افزوده بود. محمدتقی مجلسی خود نقل می‌کند آن هنگام که هنوز بالغ نشده بود در درس شیخ بر او اشکالی علمی وارد کرد و شیخ نیز پس از آن که گفتار محمدتقی را حق یافت از نظر خود دست برداشت و آن سخن را در حضور شاگردان تأیید کرد.[4]

آن‌ چه که محمدتقی مجلسی را بیش از همه مجذوب شیخ بهایی کرده بود، علاوه بر تسلط او بر علوم شرعی، سیر و سلوک روحانی و زهد و قناعت آن عارف و فقیه پرآوازه بود. از این رو همراهی محمدتقی مجلسی با شیخ از ابتدای دوران تحصیل ـ از سنین نوجوانی ـ تا اواخر عمر شیخ ادامه داشت. وی علاوه بر آن، از مجلس درس علمای دیگری همچون میرفندرسکی، قاضی ابوالسرور، امیراسحاق استرآبادی، شیخ عبدالله بن جابر عاملی (پسرعمه‌اش) و ملا محمدقاسم عاملی (دایی‌اش) نیز بهره برده است.

هجرت به نجف:

سال 1034 ق. آن‌گاه که سی و یک بهار از عمر مجلسی می‌گذشت، فصل دیگری در زندگی او باید آغاز می‌شد؛ فصل استقلال علمی و ثمر دادن. اما او در آن سال‌ها سودای دیگری در سرداشت؛ سودای خلوت گزیدن و سیر و سلوک. از نظر او هنوز راه بسیاری مانده بود که باید طی می‌شد. سفری از خویش و درنوردیدن خ

لینک کمکی