فایل رایگان پاورپوینت آقا بزرگ طهراني

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن فایل رایگان پاورپوینت آقا بزرگ طهراني :

محتویات

1 ولادت و خاندان 2 تحصیلات و استادان 3 شاگردان 4 اجازه‌های روایتی 4.1 از علمای شیعه 4.2 از علمای عامه 4.3 طبقه پس از شیخ 5 آثار و تألیفات 6 ویژگی‌های اخلاقی و رفتاری 7 وفات 8 پانویس 9 منابع

ولادت و خاندان

محمدمحسن فرزند علی منزوی تهرانی، معروف به «آقا بزرگ تهرانی» در شب پنجشنبه یازدهم ربیع الاول 1293 قمری در محله پامنار تهران دیده به جهان گشود.[1] پدرش حاج علی بن مولی محمدرضا بن حاج محسن از تجار متدین و فاضل تهران بوده است و کتابی با عنوان "تاریخ الدخانیه" در تاریخچه دخانیات و فتوای تحریم تنباکو به زبان فارسی نگاشته که در کتابخانه شیخ آقا بزرگ در نجف موجود است.[2]

تحصیلات و استادان

آقا بزرگ از نخستین آموزگار خویش چنین یاد کرده است: «قبل از رفتن به مکتب خانه، در توی خانه، پیش عمال عمو، «زهرا سلطان خانم» ‌از اول حروف ابجد و بعضی سوره‎های کوتاه قرآن را خوانده بودم...».[3] پس از آن که به 7 سالگی رسید (1300 ق) در محله‎اش پامنار به مکتب‌خانه آقا سید ضیاء رفت و پیش او قرآن و نصاب الصبیان را در لغت عربی و فارسی و... خواند.[4]

آقا بزرگ ابتدا علاقه چندانی به درس و مشق نداشت و بیشتر دوست داشت به پیشه اجدادی خویش یعنی تجارت و بازرگانی بپردازد. او خود در این باره می‎نویسد: «تا شش سال از عمر گذشت در خانه بازی می‎کردم. به یاد دارم که دکانی درست کرده اجناس بقالی و عطاری و ترازو با سایر لوازم دکان تهیه می‎کردم... شوق زیادی به درس خواندن نداشتم. می‎خواستم کاسب شوم ولی مرحوم پدرم کسب را نمی‎خواست چون خودش درس عربی نخوانده بود می‎خواست من طلبه علم شوم. مرا چندی برای امتحان به دکان بزازی برادرم مرحوم آقای محمدابراهیم در سر سه راه بازار پامنار فرستاد. با محبت‌های برادرانه بلکه پدرانه او از زحمت رفتن به دکان عاجز شدم و پس از مدتی استعفا دادم و به شوق درس افتادم».[5]

«پس از آن که پدر شوق و ذوق فرزندش را در تحصیل علم و کمال افزونتر از پیش دید و استعداد او را در این راه شکوفا یافت به این فکر افتاد که برای تشویق و ترغیب او مجلسی را ترتیب دهد و پسرش را ملبس به لباس دانش و دین سازد. «و چون 10 ساله شد (1303 ق) پدرش مجلسی ترتیب داد، با حضور جمعی از روحانیون آن روزگار تهران، و در این محفل معنوی، وی لباس روحانیت پوشید و عمامه بر سر گذارد. حاضران به او تبریک گفتند و خواستند تا خواندن «جامع المقدمات» را بیاغازد. پس از پوشیدن لباس روحانی وی را با افزودن کلمه شیخ (کلمه‎ای که برای روحانیون، هم عنوان است و هم احترام) بر سرِ نامش، در شیخ آقا بزرگ خواندند».[6] شیخ آقا بزرگ در زندگینامه خود می‎نویسد: «مرحوم آقا سید جمال افجه‎ای عمامه بر سر من گذاشت».[7]

شیخ آقا بزرگ تهرانی از سال 1303 ق که معمم شد، تا سال 1315 ق در تهران سکونت داشت. نخست مراحل مقدماتی را در مدرسه دانگی آغاز کرد و در مدرسه پامنار و سپس در مدرسه فخریه (مروی) آن را پی گرفت. او در عرض این دوازده سال توانست علوم و فنون مختلفی چون ادبیات، منطق، تجوید قرآن، فقه، اصول، خط نسخ و نستعلیق را یاد گیرد. او در این مدت به جز تحصیل و تکمیل معلومات، کارها و اقدام‌های جالبی هم داشته است که از آن میان استنساخ چندین نسخه از کتابهای معتبر و حایز اهمیت است.

شیخ آقا بزرگ تهرانی تا سال 1315 ق در تهران بود و در آن مدت تنها برای چند سفر زیارتی و تفریحی از تهران خارج شد. یکی از آن سفرها، سفر به مشهد مقدس بود که او و پدرش در حالی که در رفت و برگشت همراه و هم قافله با شیخ فضل الله نوری بودند در سال 1311 ق انجام دادند و دیگری سفر به ایلکا (از روستاهای نور در مازندران) بود که به دعوت شیخ جواد ایلکانی و به صلاحدید پدر صورت گرفت و سومی سفر به کشور عراق، برای زیارت عتبات بود که همراه برادرش کربلایی محمدابراهیم و در سال 1313 ق آغاز شد.

شیخ آقا بزرگ به هیچ وجه نمی‎خواست از این سفر برگردد و مصمم بود که برای تحصیل علم در حوزه علمیه نجف اشرف، در آن شهر بماند اما اصرار بیش از حد برادر و همراهان او را وادار به بازگشت ساخت؛ تا این که در سال 1315 ق برای همیشه ایران را ترک کرده و راه نجف را در پیش گرفت.[8]

شیخ آقا بزرگ، استادان زیادی داشته است. اساتید او در دوره مقدمات و سطوح و شیخ پیش از هجرت به نجف، یعنی در تهران عبارتند از:

شیخ محمدحسین خراسانی (متوفی 1347 ق)، شیخ محمدباقر تهرانی معروف به معزالدوله، شیخ زین العابدین محلاتی (شیخ در مدرسه صدر صدرنشین نویسی را از دو طرف فراگرفت)، میرزا ابراهیم زنجانی (م 1351 ق)، شیخ محمدرضا قاری، میرزا محمود قمی، حاج شیخ ملا محمدعلی نوری ایلکانی، شیخ علی نوری ایلکانی (باید همان نوری حکمی و غیر از آن نوری ایلکانی باشد که پیش از این نام برده شد)، سید عبدالکریم مدرسی لاهیجی، میرزا محمدتقی گرگانی (م 1336 ق)، سید محمدتقی تنکابنی (م 1327 ق)، شیخ محمدتقی نهاوندی، سید حسن استرآبادی، شیخ عباس نهاوندی، شیخ عبدالله اصفهانی، سید محمدتقی قزوینی، حاج میرزا سید حسن تهرانی، آقا شیخ مهدی مازندرانی، آقا شیخ محمد شاه ‌عبدالعظیمی، آقا شیخ عبدالحسین شیرازی، آقا میرزا کوچک ساوجی، حاج محمدعلی عراقی، آقا میرزا شهاب‌الدین شیرازی، آقا شیخ عبدالخالق یزدی.

اما اساتید بزرگ شیخ در سطوح عالی حوزه علمیه نجف اشرف عبارتند از:

محدث نوری (1254ـ1320 ق) شیخ الشریعه اصفهانی (1266ـ1339 ق) آیت الله سید محمدکاظم یزدی آیت الله شیخ محمد طه نجف (1241ـ1323 ق) سید مرتضی کشمیری (1268ـ1323 ق) حاج میرزا حسین خلیلی (1230ـ1326 ق) آخوند خراسانی (1255ـ1329 ق) آیت الله محمدتقی شیرازی (متوفی 1338 ق) سید احمد تهرانی کربلایی (متوفی 1332 ق) شیخ محمدعلی چهاردهی رشتی (1252ـ1331 ق)[9] شیخ احمد شیرازی، معروف به «شانه‌ساز» شیخ حسن تویسرکانی سید آقا قزوینی شیخ عبدالله اصفهانی[10] آیت الله حاج آقا رضا همدانی.[11]

شاگردان

سید عبدالعزیز طباطبایی قدس سره، سید احمد حسینی اشکوری، سید مرتضی نجومی، سید محمدحسن طالقانی، سید محمدصادق بحرالعلوم، مولانا رضا حسین خان رشیدی ترابی، مولانا سید صفدر حسین نقوی، مولانا شیخ محمدحسین پاکستانی، مولانا سید محمدمحسن نقوی، سید محمدعلی قاضی طباطبایی (شهید محراب)

و...

اجازه‌های روایتی

علامه تهرانی اهمیت بسیاری به روایت و نقل حدیث می‎داد و در کسب اجازه برای نقل احادیث می‎کوشید. علماء و فقهای بسیاری برای او اجازه‌نامه روایتی نوشته یا از او اجازه گرفته‎اند تا آن جا که او پس از محدث نوری، سرشناس‎ترین شیخ روایت یاد می‎شود. کسانیکه شیخ آقا بزرگ از آنان گواهی نقل روایت

لینک کمکی