فایل رایگان پاورپوینت آل عصفور بحرانى

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن فایل رایگان پاورپوینت آل عصفور بحرانى :

محتویات

1 زندگی‌نامه 2 ترک اخبار‌ی‌گری 3 شاگردان 4 آثار و تألیفات 5 وفات 6 پانویس 7 منابع

زندگی‌نامه

یوسف بحرانی فرزند شیخ احمد در قریه «ماحوز» بحرین در سال 1107 ق به دنیا آمد. یوسف در دامان خاندان دانش و پارسایی تربیت یافت. پدر و پدربزرگش از اندیشوران پاک‌سرشت ماحوز بودند. یوسف دوران کودکی را در آغوش پرمهر خانواده سپری کرد و با کمک جدش شیخ ابراهیم با خواندن و نوشتن آشنا شد و مهر قرآن و نماز را در قلب جای داد.

پدرش که مجتهدی آگاه به علوم عقلی، ریاضی و حدیث بود، به تألیف و تدریس عالی‌ترین سطح فقه و اصول اشتغال داشت، فرزند را با علوم اسلامی آشنا ساخت. یوسف با تمام توان به یادگیری علوم حوزوی پرداخت و سرمایه گرانبهای نوجوانی و جوانی را در این راه بکار بست.

یوسف شش سال در بحرین، در درس شیخ احمد بن عبدالله بلادی شرکت کرد و از خرمن دانش استاد خوشه‌ها چید. او پس از زیارت خانه خدا و انجام مراسم حج تصمیم گرفت به «قطیف» برود تا در درس شیخ حسین ماحوزی شرکت کند. دو سال در قطیف ماند و «تهذیب» شیخ طوسی را نزد استاد فراگرفت.

سپس شوق یادگیری او را به شیراز کشاند. او در شیراز، در کنار تحصیل مراحل عالی دروس حوزوی، درس‌های پایین‌تر را به دانش‌پژوهان می‌آموخت. یک سال نیز در حوزه علمیه کرمان به تدریس پرداخت و سپس به شیراز برگشت.[1]

اینک چهل سال از عمرش می‌گذشت. او امام جمعه شیراز بود. هر آدینه در مسجد جامع با مردم نماز می‌گذارد و آن‌ها را با فرهنگ اسلامی آشنا می‌ساخت. مجتهد جوان روز بروز بر آوازه علم و تقوایش افزوده می‌شد و مردم به او احترام بسیاری می‌گذاشتند.

شیخ یوسف سپس به «فسا» رفت. هشت سال در فسا ماند. در آنجا ازدواج کرد و به تدریس و کشاورزی پرداخت. کتاب «الحدائق الناضره فی احکام العتره الطاهره» محصول سال‌ها تلاش اوست. کتاب «حدائق» موجب شد تا پس از آن، شیخ یوسف به نام «صاحب حدائق» مشهور شود.

صاحب حدائق پس از آن به مشهد و قم سفر کرد و پس از زیارت حرم امام رضا علیه‌السلام و حضرت معصومه سلام الله علیها به بهبهان رفت و یک ماه در آنجا رحل اقامت افکند. حوزه علمیه بهبهان در آن سال‌ها بسیار فعال بود و به عنوان یکی از مراکز اخباری‌گری شناخته می‌شد. علمای نیک‌اندیش بهبهان مردم را به استفاده از علم و اخلاق صاحب حدایق تشویق نمودند. سیل پرسش‌های شرعی به سوی او سرازیر شد و او به آن‌ها پاسخ گفت. مجموعه پاسخ‌های صاحب حدایق در رساله‌ای به نام «اجوبه المسائل البهبهانیه» گردآوری شد.

ترک اخبار‌ی‌گری

حوزه علمیه کربلا کانون اخباری‌گری و حوزه علمیه نجف در برابر آن، مهد «اصولیون» و «اجتهادیون» بود. صاحب حدایق که بینش اخباری‌گری ملایمی داشت، به کربلا رفت و در آنجا به تدریس پرداخت.[2]

آیت الله محمدباقر بن محمد اکمل اصفهانی، معروف به «وحید بهبهانی» در سال 1159 ق. به کربلا رفت و به مبارزه علمی با اخباری‌گری پرداخت؛ «چند روزی به درس صاحب حدائق حاضر شد. روی در صحن مطهر ایستاد و در جمع عالمان اظهار داشت: من حجت خدا بر شما هستم. اگر شیخ یوسف بحرانی (صاحب حدایق) چند روزی کرسی درس خود را در اختیار من قرار دهد، حجتم را بیان خواهم داشت. چون این خبر به شیخ یوسف بحرانی رسید، پیشنهاد وحید بهبهانی را پذیرفت، سه روز وحید بهبهانی به درس ادامه داد که در نتیجه آن، دو سوم شاگردان شیخ یوسف بحرانی از اخباری‌گری روی گردان شده به شیوه اجتهاد و اصول روی آوردند».

مرحوم محدث قمی در کتاب فوائدالرضویه از قول صاحب تکمله، نقل کرده است که مسئول حرم شریف حضرت سیدالشهداء علیه‌السلام گفته است: «مشغول خدمت در حرم بودم که شب فرا رسید و خبر تعطیل شدن حرم اعلام شد. وحید بهبهانی و شیخ یوسف بحرانی را دیدم که در حال قدم زدن، مشغول بحث علمی بوده، از رواق خارج شدند و در صحن به بحث خود ادامه دادند تا این که صحن خالی شد و می‌خواستم درهای صحن را ببندم. آن دو بزرگوار از صحن خارج شده، در پشت صحن به مباحثه ادامه دادند. من درها را بستم و به منزل رفتم. قبل از طلوع فجر، برای باز کردن درهای صحن بازگشتم. با کمال تعجب دیدم که آن‌ها هنوز مشغول بحث هستند. بهت زده، آنان را می‌نگریستم که چه اندازه برای مسائل علمی ارزش و اهمیت قائل‌اند. در این هنگام صدای اذان بلند شد و آن دو، به اقامه نماز ایستادند».

وحید بهبهانی در کانون اخباری‌گری بحران ایجاد کرد. بهترین شاگردان صاحب حدائق از اخباری‌گری دست برداشته، در درس وحید بهبهانی شرکت کردند. صاحب حدائق که مرجع تقلید و مدرس بزرگ حوزه علمیه کربلا بود، از این شکست علمی ناراحت نشد، بلکه به خاطر آشنایی بیشتر با مبانی «اصولیون» خوشحال هم بود.

استعمار همواره در طول تاریخ به وسیله مذهب به جنگ مذهب رفت. ساختن مذهب‌ها، ایجاد اختلاف، پخش شایعه و دامن زدن به بحث‌های علمی جنجال برانگیز، از شگردهای دشمنان اسلام بود. دشمنان اسلام قرن‌ها جنگ بین شیعه و سنی را گرم نگه ‌داشته، بدین وسیله بر کشورهای مسلمان سیطره یافتند. در اختلاف‌های علمی بین عالمان شیعه نیز، هماره مترصد فرصتی بودند تا از این راه به وحدت شیعیان ضربه بزنند.

اما مراج

لینک کمکی