فایل رایگان پاورپوینت آيت الله سيد رضا بهاء الديني

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن فایل رایگان پاورپوینت آيت الله سيد رضا بهاء الديني :

محتویات

1 ولادت و خاندان 2 تحصیل و تدریس 3 ویژگی‌های اخلاقی 4 وفات 5 پانویس 6 منابع

ولادت و خاندان

سید رضا بهاءالدینی در فروردین ماه 1287 شمسی مصادف با عید غدیر سال 1327 قمری در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد. نسب نیاکان ارجمند وی به امام سجاد علیه السلام می رسد و اجداد و پدران والامقام او هر یک بسان گوهر تابناکی در دوران ظلمت درخشش خاصی داشته اند. برخی از آنان عهده دار تولیت حرم حضرت معصومه سلام علیها السلام بودند.

پدر سید رضا، سید صفی الدین، افتخار خدمتگزاری آستان مقدس حضرت معصومه سلام الله علیها را داشت. انس فراوان او با قرآن، عشق وافر به قرائت آیات الهی و حافظه چشمگیر وی موجب اعتماد علما به اندوخته های ذهنی سید صفی الدین شده بود، به طوری که او را «کشف الآیات علما» می نامیدند. آن چه صفات برجسته ای به وی بخشید مناعت طبع، بلند نظری و اشتیاق خدمت به جامعه بود. مادر سید رضا، فاطمه سلطان نیز بانویی مؤمن و مخلص بود. وی از نوادگان اندیشمند والامقام ملاصدرا شیرازی بوده است.

تحصیل و تدریس

اوان کودکی سید رضا همراه با نشانه هایی چون حافظه فوق العاده، استعداد بسیار و درک جهان اطراف بود. چون به دو سالگی رسید به مکتب خانه پای گذاشت. حمد و سوره، اذان و اقامه و سپس قرائت قرآن را یاد گرفت و آن گاه خواندن و نوشتن را آغاز کرد. در شش سالگی دوره مکتب تمام شد و برای آموختن درس های دیگر به مکتب دیگری رفت تا در این محل نصاب الصبیان ـ که معانی لغات را به صورت شعر بیان می کند ـ و دیگر کتاب ها را بیاموزد. روزهای تابناک این ایام همراه با طلوع آفتاب بهروزی و شادکامی سید رضا بود. زیرا خبر موفقیت های او به گوش آیت الله سید ابوالقاسم قمی رسید و ایشان که فردی فروتن و دانشمندی پارسا و مردی پراخلاص بود، شیرین ترین لحظات شوق و شادمانی را با تشویق های پی در پی و فراگیر برای سید رضا فراهم ساخت.

آن لطف خداوندی و این تلاش و پشتکار فراگیر مقدمه ای خجسته برای سید رضا فراهم می کند. به طوری که شوقی فراگیر و عشقی فراوان به تحصیل پیدا نموده، کتاب های مقدمات را یکی پس از دیگری فرامی گیرد. بیش از دوازده سال نداشت که آمادگی خود را برای امتحان نزد شیخ عبدالکریم حائری ـ مؤسس حوزه علمیه قم ـ اعلام کرد و موفقیت تحسین برانگیز وی در مقابل حاج شیخ، شروعی خجسته برای ارتباط صمیمی با ایشان گردید.

در این زمان بود که همنشین این طلبه سخت کوش، درس و بحث و زندگی اش کتاب می شود. به گونه ای که نوجوانی حدود شانزده ساعت تلاش علمی نموده و لحظه ای از فرصت خویش را از دست نمی دهد. افزون بر کتاب های حوزوی، بسیاری از علوم مفیدی که برای هر طلبه ضروری است فراگرفته، برای بهره گیری بهتر از روزها و ساعات یک سال از مدرسه بیرون نمی رود. گرچه فاصله وی از مدرسه فیضیه تا منزل بیش از هزار قدم نبوده است. مادرش که ساعت استراحت سید را می دانسته، در ساعت خاصی به فیضیه می رود تا فرزند خود را دیدار کند. روزهای پرفروغ و شب های پرتوفیق آن ایام به گونه ای سپری می شده که پیش از طلوع آفتاب سه یا چهار مباحثه انجام داده، گاهی قبل از اذان صبح دو درس را به پایان برد.

فقیه زاهد، حضرت آیت الله بهاءالدینی بدون آن که در صدد اخذ اجازه اجتهاد و روایت باشد، از عالم بزرگوار مرحوم سید محمدتقی خوانساری اجازه اجتهاد داشت. او همچنین از علامه محدث، مرحوم حاج شیخ عباس قمی، اجازه روایت داشت.

شوق بی پایان و پشتکار فراوان وی در حوزه به آن جا انجامید که از او مدرسی موفق و پذیرفته فراهم ساخت. درس وی در بسیاری از مدارس قم شروع گشت. چند دوره «جامع المقدمات»، «سیوطی»، «مطول» و «قوانین» و پس از آن «رسائل» و «مکاسب» و «کفایه» تدریس نمود و در پی این توفیقات، «درس خارج»، ایشان برای تربیت دانش پژوهان اجتهاد دوست آغاز گردید.

شاگردان زیادی در درس آیت الله بهاءالدینی حاضر شده‌اند که برخی از آنها عبارتند از:

مرتضی مطهری، احمد جنتی، علی مشکینی، احمد آذری قمی، محمد فاضل لنکرانی، حسینعلی منتظری، سید مصطفی خمینی و... .

ویژگی‌های اخلاقی

تواضع:

آیت الله بهاءالدینی از قبول مصاحبه های تلویزیونی، معروفیت درباره مرجعیت، خرید منزل نزدیک حرم برای شناخته شدن بیشتر یا تهیه مهر و دایرکردن دفتر مراجعات برای مرجعیت، سرباز زده و قبول نکرد. گاهی که با اصرار برخی ارادتمندان روبرو می شد، می فرمود: «بالاتر از این ها فکر کنید. گیرم نام بنده بر سر زبان ها افتاد، وقتی پیش خدا دستم خالی است، آن شهرت برای من چه سودی دارد؟... نام بنده موضوعیت ندارد».

یکی از شاگردان نقل می کند: گاهی که با او از محلی عبور می کردیم، اگر مکان مناسبی همچون سایه یک دیوار یافت می شد، آقا می فرمود: «همین جا قدری بنشینیم و استراحت کنیم». عرض می کردم: «آقا اینجا مناسب شأن شما نیست، مردم در رفت و آمدند». آقا می فرمود: «این حرف ها چیست؟! همین جا خوب است. اگر ما بخواهیم این مسائل را مراعات کنیم و این گونه ملاحظات داشته باشیم، اگر چیزی هم داشته باشیم از ما می گیرند».

رسیدگی به محرومان:

ایشان چون پدری مهربان، بیش از چهل سال رهگشای مستمندان و فقرای آبرومند بوده اند، گاهی که صحبت از چگونگی امداد و کمک رسانی می شد، می فرمود: «کمک ها را شب انجام دهید، رعایت آبروی افراد را بکنید، به گونه ای کمک کنید که شم

لینک کمکی