فایل رایگان پاورپوینت ابا عبد الله الحسين

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن فایل رایگان پاورپوینت ابا عبد الله الحسين :

محتویات

1 ولادت امام 2 کنیه و القاب 3 امام حسین در زمان پیامبر اکرم 4 امام حسین در عصر امامت پدر 4.1 مطالبه فدک از ابوبکر: 4.2 اعتراض به عمر بن خطاب: 4.3 مخالفت با روش عثمان: 4.4 امام حسین در دوران خلافت امام علی: 5 امام حسین در دوره امامت برادر 6 دوران امامت امام حسین علیه السلام 6.1 واقعه عاشورا: 7 فرزندان امام حسین علیه السلام 8 سخن و سیره امام حسین علیه السلام 9 پانویس 10 پیوندهای مرتبط

ولادت امام

اکثر منابع ولادت امام حسین علیه السلام را در سال چهارم هجری در شهر مدینه و در اوایل ماه شعبان ذکر نموده اند و در این بین، برخی منابع روز سوم[1] و برخی پنجم شعبان[2] را به عنوان تاریخ دقیق ولادت تعیین نموده اند.[3]

کنیه و القاب

کنیه آن حضرت ابو عبدالله و مشهور ترین لقب آن حضرت سیدالشهداء است. القاب دیگر آن حضرت را الشهید، السبط، التَّام، الرشید، الوفی، الطیب، المبارک، التَّابِعُ وَ الرَّضِی لِلَّهِ، الشَّارِی نَفْسَهُ لِلَّهِ و الدَّالُّ عَلَى ذَاتِ اللَّه‏ نوشته اند.[4]

در کتاب الفصول المهمه، نقش انگشتری آن حضرت، "لکل اجل کتاب" آمده، اما در کتاب وافی و غیر آن که از امام صادق علیه‌السلام نقل گردیده، "حسبی الله"، و از امام رضا علیه‌السلام "ان الله بالغ امره" ذکر شده است و چنین به نظر می رسد که برای آن حضرت چند انگشتری با عباراتی که بدانها اشاره شد وجود داشته است.[5]

امام حسین در زمان پیامبر اکرم

امام حسین علیه السلام 6 سال و چند ماه از عمر خویش را در زمان حیات پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله گذراند. از این دوره زندگی ایشان، در منابع تاریخی بیش از هر چیز اظهار محبت پیامبر(ص) به ایشان نقل شده است. به عنوان نمونه نقل شده است که رسول گرامی اسلام بارها حسن (ع) و حسین (ع) را به سینه می فشرد وآنان را می بویید و می بوسید.[6]

در روایتی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله امامت ایشان و امام حسین علیه السلام مورد تاکید قرار گرفته است: «حسن و حسین امامند، چه قیام کنند و چه نکنند». [7]

در حدیث دیگری آن حضرت می فرمایند: «حسن و حسین، سرور جوانان بهشت اند». این حدیث در منابع متعدد شیعه و اهل سنت نقل شده است.[8]

مطابق با روایات شیعه و اهل سنت از پیامبر اکرم (ص)، آن حضرت در موارد متعددی شهادت آن حضرت را پیشگویی نمودند و به خاطر آنچه بر ایشان خواهد رفت گریستند.[9]

امام حسین علیه السلام در وقایع مهم زیر در زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله حضور دارند که همگی نشان از جایگاه رفیع آن حضرت در نزد خدا و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله دارند:

1. به همراه امام حسن علیه السلام در جریان مباهله پیامبر با مسیحیان نجران به عنوان "ابنائنا" در کنار مادر بزرگوارشان فاطمه سلام الله علیها با عنوان "نسائنا" و امام علی علیه السلام به عنوان "انفسنا"،

2. به عنوان مصداق اهل بیت در جریان نزول آیه تطهیر،

3. در جریان نزول سوره انسان در شأن اهل بیت (ع).

امام حسین در عصر امامت پدر

امام حسین علیه السلام در زمان شهادت امام علی علیه السلام در سال 40 هجری 36 سال از عمرشان می گذشت. بیشتر این سالها (25 سال) در دوران خلفای سه گانه سپری شد و حسین علیه السلام در این سالها شاهد وقایعی چون شهادت حضرت زهرا (س) و منع پدر از حق خلافت و حکومت اسلامی بود. گزارشهای رسیده از زندگی امام حسین علیه السلام در این دوران اندک و منحصر در چند مورد زیر است:

مطالبه فدک از ابوبکر:

از جمله وقایعی که حسین (ع) در دوره خلافت ابوبکر بن ابی قحافه (11-13 ه.ق) در آن مشارکت داشت، این بود که آن حضرت که در آن هنگام دوران کودکی را می گذراند، همراه برادرش حسن (ع) در معیت مادرشان حضرت زهرا (س) برای مطالبه فدک، نزد ابوبکر رفتند و به عنوان شاهد، گواهی دادند که فدک از آن فاطمه (س) است. به گونه ای که خلیفه پذیرفت ولی با مداخله عمر گواهی آنان مورد قبول واقع نشد.[10]

اعتراض به عمر بن خطاب:

طبرسی احتجاج کوبنده آن حضرت را با عمر بن خطاب بیان می کند در حالی که عمر بر منبر بود. در این احتجاج امام حسین علیه السلام به عمر خطاب می کند که از منبر پدرم رسول خدا پایین بیا و در ضمن پرسش و پاسخی که بین عمر و آن حضرت رد و بدل می شود، آن حضرت حقانیت اهل بیت علیهم السلام و جایگاه رفیع آنان در نزد خدا و رسولش را برای همگان تبیین می نماید.[11]

در برخی از منابع اهل سنت خطاب امام حسین علیه السلام به عمر که گفت از منبر پدرم پایین بیا! نقل شده است.[12]

در برخی دیگر از منابع این جریان به عنوان گفتگوی بین آن حضرت و ابوبکر ذکر شده است.[13] و یا به عنوان گفتگوی بین امام حسن علیه السلام و ابوبکر آمده است.[14]

مخالفت با روش عثمان:

امام حسین (ع) که در دوران خلافت عثمان بن عفان (23-35 ه.ق) دوران جوانی را می گذراند، در همراهی با پدر و برادرش، هیچ گاه خلافت و روش عثمان را نپذیرفت. بنا به اظهار منابع، وقتی خلیفه سوم، ابوذر غفاری یکی از صحابه پیامبر (ص) را به سبب اعتراض به روش وی از مدینه به ربذه تبعید کرد، با وجود دستور خلیفه مبنی بر عدم بدرقه ابوذر، علی (ع) همراه حسن و حسین علیهما السلام و عمار و عقیل به بدرقه ابوذر رفتند و در همان هنگام امام حسین (ع) طی سخنانی، ابوذر را اهل دین و تبعید کنندگان او را اهل دنیا خواند.[15]

در ماه های پایانی خلافت عثمان و زمانی که شورشیان، خانه خلیفه را محاصره کردند و مانع رسیدن آب به خانه خلیفه شدند، کسانی که قدرت داشتند تا راهی از میان شورشیان باز کرده و به خانه عثمان آب برسانند، امام حسن و امام حسین علیهما السلام بودند.[16]

امام حسین در دوران خلافت امام علی:

حسین علیه السلام پس از آنکه پدرش به خلافت رسید و جنگهای جمل و صفین و نهروان به وقوع پیوست، جزو لشگریان پدرش بود و در جنگهای مزبور شرکت داشت.[17]

امام حسین در دوره امامت برادر

پس از شهادت حضرت علی (ع) در بیست و یکم ماه رمضان سال 40 هجری قمری، بنا به وصیت آن حضرت، مسلمانان با فرزند بزرگ ایشان حسن (ع) به عنوان خلیفه بیعت کردند. حسین (ع) در طول دوران کوتاه خلافت پدرش و دوران ده ساله امامت امام حسن علیه السلام، پیوسته در کنار آن حضرت قرار داشت؛ هنگام حرکت امام حسن (ع) برای جمع آوری سپاه به منظور مقابله با معاویه، امام حسین (ع) همراه برادر بود و پس از آنکه امام مجتبی مجبور به صلح با معاویه شد، با برادرش حسین (ع) در این مورد به مشورت پرداخت.[18]

دوران امامت امام حسین علیه السلام

امام حسین علیه السلام به سال 49 یا 50 هجری پس از شهادت امام حسن علیه‌السلام به امامت رسید.[19] امامت آن حضرت مقارن با حکمرانی معاویه بود و از آن جا که امام حسن علیه السلام با او صلح کرده بود، ایشان نیز همان روش و سیره را ادامه داد. اما در عین حال رفتار او با معاویه عزت مدارانه و مقتدرانه بود. در نامه‌ای که آن حضرت آن را در پاسخ نامه تقریبا متملقانه و ریاکارانه معاویه نوشت به شدت او را مورد انتقاد قرار داده است و با یاد آوری جنایت او در کشتن یاران و شیعیان امام علی علیه السلام همچون حجر بن عدی و عمرو بن حمق و دوری او از اسلام، او را بزرگترین فتنه اسلام و امت محمد (صلی الله علیه وآله) دانست.[20]

ابن ابی الحدید روایت نموده است که میان حسین بن علی علیهماالسلام و ولید بن عتبه اموی که از سوی معاویه در مدینه حکومت داشت نزاعی درگرفت، و مورد نزاع، مالی بود که متعلق به امام حسین علیه السلام بود و ولید آن را به زور غصب کرده بود. امام علیه السلام در مقابل این اقدام ولید را به دادخواهی بر اساس پیمان حلف الفضول و جنگ تهدید نمود و او ناچار شد مال امام را بازگرداند. ابن ابی الحدید همچنین از قول زبیر نقل می کند که همانند این داستان بین آن حضرت و معاویه رخ داد و معاویه ناچار شد پول زمین آن حضرت را که غصب نموده بود بپردازد. [21]

در سال 59 هجری معاویه بر خلاف مفاد صلحنامه[22] که در آن حق تعیین جانشین از او صلب شده بود، تصمیم گرفت پسرش یزید را به عنوان خلیفه پس از خود تعیین کند و برای اطمینان از وقوع چنین امری بر آن شد که در زمان حیات خود از مردم برای او بیعت بگیرد. معاویه خود نخستین کسی شد که با پسرش یزید دست بیعت داد.[23]

ابن سعد در طبقات می‌نویسد: حسین بن علی بن ابیطالب از جمله اشخاصی بود که با یزید دست بیعت نداد.[24] وی می‌افزاید: با مرگ معاویه در سال 60 هجری پسرش یزید بر مسند خلافت تکیه زد و مردم با وی بیعت کردند. آنگاه یزید با ارسال نامه‌ای به حاکم مدینه نوشت: مردم را فراخوان و از آنان بیعت گیر و از بزرگان قریش آغاز کن و نخستین آنان حسین بن علی باشد.[25]

چون حاکم مدینه از امام حسین علیه‌السلام بیعت خواست آن حضرت در پاسخ گفت: ما خاندان نبوت و معدن رسالتیم و یزید فاسق می‌گسار و آدم کش است و مثل من با مثل او بیعت نکند و در سخنی دیگر فرمود: و بر اسلام سلام باد آنگاه که این امت به حاکمی چون یزید مبتلا شود و... .

مرقد امام حسین علیه السلام در کربلا

مسعودی می‌نویسد: یزید مردی عیاش بود. پرندگان شکاری و سگ و میمون و یوز نگه می‌داشت و می‌گساری می‌کرد. و در ایام وی غنا در مکه و مدینه رواج یافت و لوازم لهو و لعب بکار رفت و مردم آشکارا می‌گساری می‌کرد

لینک کمکی