فایل رایگان پاورپوینت ابراهيم بن مالک

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن فایل رایگان پاورپوینت ابراهيم بن مالک :

محتویات

1 ولادت و نسب 2 فرزندان ابراهیم 3 دلاوری ابراهیم بن مالک 4 همراهى با مختار 4.1 آغاز قیام مختار 4.2 اعزام سپاه براى مقابله با ابن زیاد 4.3 شورش در کوفه 4.4 جنگ ابراهیم و ابن زیاد 4.5 انتقام شهیدان کربلا 4.6 حکومت موصل 5 شهادت مختار و حکومت مصعب 6 عاقبت ابراهیم بن مالک 7 مرقد ابراهیم 8 روایت حدیث 9 ابراهیم از نگاه بزرگان 10 پانویس 11 منابع

ولادت و نسب

از سال تولد ابراهیم بن مالک اطلاع دقیقى در دست نیست؛ اما به استناد این که او در جنگ صفین نوجوان بوده، معلوم می‌‌شود که او بین سال‌هاى 15 تا 21 ق. به دنیا آمده است. او از قبیله نخع که تیره‌اى از قبیله مذحج است، می‌‌باشد. قبیله مذحج، یکى از بزرگترین و مشهورترین قبائل یمن است. این قبیله در مقابل دشمن شدیدتر از همه قبائل مبارزه می‌‌کرد. آن‌ها بعد از شهادت امام على علیه‌السلام در کوفه ساکن شدند.[1]

فرزندان ابراهیم

نام پنج تن در زمره فرزندان ابراهیم بن مالک به چشم می‌‌خورد: «نعمان»، «مالک»[2]، «محمد»[3]، «قاسم»[4] و «خولان».[5] مردم بیشتر ابراهیم را «ابونعمان» می‌‌خواندند و به این کنیه شهرت داشت.[6] از میان پسرانش، محمد و قاسم از راویان حدیث بوده‌اند و باواسطه، روایاتى از اهل بیت علیهم‌السلام راجع به ظهور امام مهدى عجل الله تعالی فرجه و ولایت امیرمومنان امام على علیه‌السلام نقل کرده‌اند. نسبت «ورام بن ابی فراس» عالم بزرگ شیعه و صاحب مجموعه ورام، از طریق خولان، به ابراهیم و مالک اشتر می‌‌رسد.

دلاوری ابراهیم بن مالک

ابراهیم که در دامان مالک اشتر رشد کرده و فنون نظامی ‌‌را از افسر رشید ولایت آموخته بود، همراه پدرش در جنگ صفین شرکت جست و رشادت‌هاى زیادى از خود نشان داد. یک صحنه از رشادت‌هاى او چنین پدید آمد که: پدرش مالک اشتر، در مقابل عمرو بن عاص قرار گرفت و نیزه‌اى به طرف او انداخت. او از صحنه گریخت. جوانى از جوانان قبیله حمیره که در سپاه معاویه بود، صحنه را دید و پرچم را از عمرو عاص گرفت و گفت: اکنون هنگام نبرد جوانى چون من است. و شروع به رجز خواندن کرد. مالک اشتر، دست فرزندش ابراهیم را گرفت و گفت: به میدان نبرد برو؛ زیرا او جوانى نوسال است و تو نیز چون او جوانى نوسال هستى. ابراهیم به میدان رفت و رجزى زیبا سرداد و حمله‌اى سخت کرد. بعد از مدتى نبرد، طرف مقابلش را به هلاکت رساند. نصر بن مزاحم، نویسنده کتاب «وقعه الصفین» می‌‌نویسد: ابراهیم در جنگ صفین با وجود این که نوجوانى بیش نبود، در کنار امیرمومنان و پدرش مالک، رشادت‌ها از خود نشان داد.[7]

همراهى با مختار

از زندگى ابراهیم تا پیش از قیام مختار و دلیل غیبت او در کربلا اطلاعى در دست نیست. اما منابع تاریخی از همراهی او با مختار در خونخواهی شهدای کربلا به تفصیل حکایت کرده اند. ابراهیم از شیعیان شجاع و سرشناس بود و افراد زیادی از قبیله اش از او پیروی می کردند، به همین دلیل مختار پیش از قیام گروهی را به سوی او گسیل داشت تا او را به همراهی دعوت نمایند. ابراهیم دعوت آنان را به شرطی پذیرفت که فرماندهی قیام را به عهده داشته باشد.[8] وقتی مختار از شرط ابراهیم با خبر شد خود به نزد ابراهیم رفت و با نشان دادن نامه ای از سوی محمد حنفیه (عموی امام سجاد(علیه‌السلام)) در تأیید مختار به عنوان فرمانده قیام، او را متقاعد کرد تا به فرماندهی او تن دهد؛ ابراهیم نیز پذیرفت.

آغاز قیام مختار

پس از اعلام موافقت، ابراهیم و گروهی از یارانش هر شب به خانه مختار می‌‌رفتند و در مورد قیام، برنامه‌ریزى می‌‌کردند. بعد از بررسى قرار شد شب پنج شنبه 14 ربیع الاول سال 66 ق. قیام آغاز شود.[9] اما به دلیل مشکوک شدن حاکم کوفه، به دستور مختار، قیام دو روز زودتر آغاز شد. ابراهیم به مختار پیشنهاد داد: اکنون که نیروهاى دشمن در میدان‌ها و مراکز حساس شهر مستقرند مانع از پیوستن مردم به ما خواهند شد؛ لذا من با نیروهایم، به طرف قبیله‌ام می‌‌روم و با آنان در شهر رژه می‌‌رویم تا راه براى مردم باز شود. سپس به مختار توصیه کرد: نیروهایت را متفرق نکن؛ تا اگر به شما حمله کردند، نیروى کافى براى دفاع داشته باشى. من و یارانم نیز به سرعت به تو ملحق خواهیم شد. ابراهیم با عملى کردن نقشه‌اش، راه را براى پیوستن مردم به مختار، هموار کرد و همه نیروها نماز صبح را با مختار در مسجد به جا آوردند.[10] پس از نماز فرمان قیام صادر شد و مختار موفق شد با رشادت ابراهیم و یارانش دارالاماره کوفه را فتح کند.

اعزام سپاه براى مقابله با ابن زیاد

با تصرف کوفه، عبیدالله بن زیاد از شام برای مقابله با مختار و یارانش با سپاهی به سمت کوفه حرکت نمود. یزید بن انس از سوی مختار به مقابله با ابن زیاد رفت اما پس چند حمله در اثر بیماری درگذشت و سپاهش نیز پراکنده شد. مختار این بار ابراهیم را با 700 نیرو به جنگ با ابن زیاد فرستاد و سفارش کرد که هر جا باقى مانده لشکر یزید بن انس را دیدند، آن‌ها را نیز با خود ببرند. ابراهیم نیز چنین کرد.[11]

شورش در کوفه

بزرگان و اشراف کفر و نفاق که در کوفه زندگى می‌‌کردند و بعد از به قدرت رسیدن مختار، خود را ذلیل می‌‌دیدند، اکنون که مختار تنها مانده بود، فرصت را غنیمت شمرده و دست به توطئه زدند. مختار به بهانه مذاکره، آن‌ها را سرگرم کرد و فورا قاصدى براى ابراهیم فرستاد که هر چه زودتر به کوفه بازگردد. ابراهیم که به منطقه «ساباط» رسیده بود، بعد از شنیدن خبر، فورا به کوفه بازگشت.[12] مختار به کمک ابراهیم شورشیان کوفه را به سرعت سرکوب کرد و بعد از آن که خاطرش از کوفه آسوده شد، ابراهیم را براى جنگ با ابن زیاد به موصل فرستاد و حکومت آن جا را هم به او سپرد.

جنگ ابراهیم و ابن زیاد

در عدد سپاهیان ابراهیم براى جنگ با ابن زیاد، اختلاف است؛ عده‌اى 8000 و بعضى 12000 و برخى نیز 20000 نفر برشمرده‌اند. اما آن چه مسلم است، این است که نیروهایش بیش از بیست هزار نفر نبودند؛ در حالى که لشکر ابن زیاد داراى 83 هزار سرباز مسلح بود. تاریخ حرکت ابراهیم از کوفه به موصل براى جنگ را روز هفتم محرم سال 67 ق. ذکر کرده‌اند. مختار لشکر ابراهیم را تا بیرون کوفه بدرقه کرد و دعا کرد که آن‌ها موفق شوند.[13]

ابراهیم به سرعت حرکت کرد و در روستاى تکریت، نزدیکى موصل، اردو زد و بعد از آن در چهار فرسخى «موصل» نزدیک نهر «خازر» لشکر شام را ملاقات کرد. روزى که دو لشکر آماده جنگ شدند، دهم محرم بود. بیشتر افراد ابراهیم و مختار، ایرانى بودند که در عرب به «حمراء» (سرخ‌گونه) شهرت داشتند، لذا به ارتش ابراهیم و مختار «ارتش سرخ» می‌‌گفتند. یاران ابراهیم که به جنگ ابن زیاد شتافته بودند، اکثرا از ایرانیانى بودند که با گرزهاى چوبین می‌‌جنگیدند؛ لذا به «خشبیه» شهرت یافتند.[14] د

لینک کمکی