فایل رایگان پاورپوینت ابن ابى عمير

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن فایل رایگان پاورپوینت ابن ابى عمير :

محتویات

1 تولد 2 خاندان 3 صحابى معصومین علیهم‌السلام 4 ابن ابی عمیر از دیدگاه بزرگان 5 شاخص‌هاى شخصیتى ابن ابی عمیر 5.1 الگوى عبادت 5.2 زاهد متقى: 5.3 اسوه مقاومت 5.4 عالم ربانى 6 اساتید 7 شاگردان 8 تألیفات 9 برخی از احادیث محمد بن ابى‌عمیر 10 وفات 11 پانویس 12 منابع

تولد

سال تولد محمد بن ابى‌عمیر در تاریخ درج نشده است. احتمالا او بین سال‌هاى 125 تا 135 هـ.ق چشم به جهان گشوده است.[5] او بغدادى الاصل و ساکن بغداد بود.[6]

خاندان

نام محمد بن ابى‌عمیر در قبیله خاصى ذکر نشده است، ولى چون هم‌پیمان «مهلب بن ابى‌صفره» از قبیله ازد بود، مشهور به «ازدى» است.[7] جاحظ در کتاب «مفاخرات»، در این که او از اعراب قحطانى است یا عدنانى، مردد است و می‌‌گوید: از ویژگى‌ها و صفاتى که براى او ذکر گردیده است، برمى‌آید که از اعراب قحطانى باشد؛[8] زیرا آنان صاحب تمدن و فرهنگى غنى بودند.

صحابى معصومین علیهم‌السلام

اگر چه او در عصر چهار امام می‌‌زیست، اما از اصحاب سه امام (امام صادق، امام کاظم و امام رضا علیهم‌السلام» شمرده می‌‌شود. مورخان ـ با وجود این که وفات محمد بن ابى‌عمیر در عصر امامت امام جواد علیه السلام بود ـ در مورد این که او از اصحاب امام جواد علیه السلام نیز بوده یا نه، حرفى نزده‌اند؛ تنها شیخ طوسى در بعضى نسخه‌هاى کتاب فهرست او را از اصحاب امام جواد علیه السلام می‌‌داند. نجاشى او را از اصحاب دو امام: امام کاظم و امام رضا علیهم‌السلام شمرده است.[9]

ابن ابی عمیر از دیدگاه بزرگان

نجاشى در مورد او می‌‌گوید: «جلیل القدر، عظیم المنزله عندنا و عندالمخالفین». او قدر و منزلتی بزرگ نزد ما و مخالفین ما دارد.

شیخ طوسى گوید: او متقى‌ترین، عابدترین و معتبرترین افراد است.

کشى: او از کسانى است که اصحاب و علما آن چه از او رسیده است، را صحیح می‌‌دانند و همه به فقیه بودن و عالم بودنش اقرار دارند.[10]

شیخ عباس قمى: در منظر شیعه و سنى مطمئن‌ترین افراد است.[11]

بنابر روایتى از ابوعمرو، ابن ابى‌عمیر فقیه‌تر، صالح‌تر و فاضل‌تر از یونس بن عبدالرحمان (راوى مشهور) است.[12]

شاخص‌هاى شخصیتى ابن ابی عمیر

الگوى عبادت

ابافضل محمد بن شاذان نقل می‌‌کند: وارد عراق شدم، دیدم شخصى به همراهش می‌‌گفت: تو زندگى دارى، زن و بچه‌دارى، به دنبال کسب برو و کمتر عبادت کن. اگر بخواهى همین طور ادامه دهى و سر بر سجده‌هاى طولانى بگذارى، چشمانت کور خواهد شد. همراهش در جواب گفت: اگر بنابراین بود که با سجده‌هاى طولانى چشمانم نابینا شود، تا به حال باید چشمان ابن ابى‌عمیر که بعد از نماز صبح به سجده شکر می‌‌رود و هنگام زوال ظهر سر از سجده برمی‌‌دارد، کور می‌‌شد.[13]

و نیز نقل می‌‌کند: با پدرم به دیدار ابن ابى‌عمیر رفتیم، دیدم شخصى در بالاخانه نشسته است و اطرافش بزرگانى هستند که او را تعظیم و تجلیل می‌‌کنند. گفتم: پدر! این کیست؟ گفت: ابن ابى‌عمیر. گفتم: همان مرد صالح و عابد. گفت: بله.[14] همین دو حدیث نشان می‌‌دهد که او تا چه حدى، در عبادت الگوى دیگران بود.

زاهد متقى:

بعضى زهد و ایمان را مساوى با فقر و گوشه‌نشینى و عزلت می‌‌دانند، در حالى که همیشه این طور نیست. هنر آن است که انسان در عرصه اجتماع، فعالیت داشته باشد و زاهد هم باشد. محمد بن ابى‌عمیر که شغلش پارچه‌فروشى و فردى سرمایه‌دار بود؛[15] با آن که در اجتماع، فعالیت مستمر داشت، فردى زاهد و متقى و بى‌اعتنا به زخارف دنیا بود.

در روایتى که شیخ صدوق در من لایحضره الفقیه نقل کرده، آمده است:

ابن ابى‌عمیر پارچه‌فروش پردرآمدى بود. او به شخصى که نیازمند بود، هزار درهم قرض داد. بعدها ورشکست و فقیر شد. وقتى آن شخص نیازمند آگاه شد که ابن ابى‌عمیر فقیر شده است، خانه مسکونى خود را به بهاى هزار درهم فروخت و به سوى خانه ابن ابى‌عمیر حرکت کرد. محمد درب را گشود، گفت: این چیست؟ مرد نیازمند گفت: پولى را که از تو قرض گرفته بودم، آورده‌ام ادا کنم. محمد گفت: به تو ارث رسیده؟ مرد گفت: نه. کسى به تو بخشیده؟ نه. قطعه زمینى زراعتى را فروخته‌اى؟ نه. پس از کجا آورده‌اى؟ خانه مسکونى خود را فروختم تا قرضم را بدهم. محمد بن ابى‌عمیر به نقل از ذریح المحاربى گفت: امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ کس به خاطر قرضى که دارد، نباید از خانه‌اش خارج شود و خانه‌اش را بفروشد. به خدا قسم که محتاج یک درهم هستم، اما از این پول حتى یک درهم وارد خانه‌ام نمی‌‌کنم.[16]

اسوه مقاومت

عصر امام موسى بن جعفر علیه السلام عصر خفقان، ظلم و جور دستگاه حکومتى بود و شیعیان مجبور به مخفى کردن مذهب خود بودند. محمد بن ابى‌عمیر از شخصیت هاى بارز علمی‌‌-اخلاقى آن زمان بود که مورد احترام مخالفان نیز بود و شیعیان را هم می‌‌شناخت. انقلابیون را با بهانه‌هاى مختلف به زندان می‌‌بردند تا اسامی ‌‌شیعیان و اصحاب اهل بیت علیهم‌السلام را بگویند. او در زمان حکومت هارون 4 سال[17] و در عصر مأمون نیز 4 سال به زندان افتاد.

ابراهیم بن داحه نقل می‌‌کند: ابن ابى عمیر را در عصر هارون الرشید به زندان بردند. وقتى علت حبس او سوال شد گفتند: او را به دلیل نپذیرف

لینک کمکی