فایل رایگان پاورپوینت ابن ميثم، ميثم بن علي

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن فایل رایگان پاورپوینت ابن ميثم، ميثم بن علي :

محتویات

1 تولد ابن میثم بحرانی 2 بحرین دیار عالمان 3 تحصیلات 4 استادان 5 ابن میثم بحرانی از نگاه دیگران 6 برخی از ویژگی های شخصیت دانشمند متفکر شیخ میثم بحرانی 7 فراخوانی از بغداد 8 سفر به عراق 9 تاریخ سفر 10 موقعیت ابن میثم در عراق 11 سفر به حله 12 شاگردان 13 آثار 14 روش ابن میثم در امر تقریب 15 غروب 16 پانویس 17 منابع

تولد ابن میثم بحرانی

منابع رجالی اولیه، بیشتر به معرفی افراد از طریق تألیفات می‌پرداختند و کمتر از اخلاق و رفتار اجتماعی آنان سخنی به میان می‌آوردند. از این رو، به سال ولادت ابن میثم نیز نپرداخته‌اند؛ در این میان، فقط به نقل شیخ سلیمان بحرانی می‌توان استناد جست که در کتابش «تراجم علماء بحرین»، تولد وی را سال 636 ق دانسته است.[1]

محل تولد او نیز در هیچ منبعی نیامده است؛ ولی از آن جا که به «بحرانی» معروف است و وی را از عالمان سرشناس کشور بحرین شمرده‌اند، معلوم می‌شود که در بحرین چشم به دنیا گشوده است. پدرش که از تولد وی شادمان بود، نام پدر خود «میثم» را برای فرزندش برگزید. میثم سال‌ها بعد به «کمال‌الدین» لقب یافت؛ لذا نام کامل وی چنین است: کمال‌الدین، میثم بن علی بن میثم بحرانی.

بحرین دیار عالمان

بحرین از دیرباز یکی از مراکز شیعه امامیه بوده است. مولف «معجم‌البلدان» ـ هنگامی‌ که درباره کشور عمان سخن می‌گوید ـ می‌نویسد: اهل بحرین، همگی شیعه هستند؛ مگر کسی که اتفاقی به آن جا رفته باشد و بیگانه باشد.[2]

در بحرین عالمان بسیاری ظهور کرده‌اند که بر مذهب شیعه بوده و از آن دفاع نموده‌اند. شیخ یوسف بحرانی به نام و زندگی بیش از 130 دانشمند بزرگ بحرینی پرداخته است. از جمله این عالمان، علامه سید هاشم بحرانی می‌باشد؛ این محدث جلیل القدر تمام احادیث منقول از معصومین را مورد بررسی قرار داده و کسی قبل از وی، جز علامه مجلسی چنین کاری را انجام نداده بود.

او پس از محمد بن ماجد، ریاست بلاد بحرین را بدست گرفت. قضاوت، امر به معروف و نهی از منکر را به اجرا گذشت. وفات وی در سال 1107 ق رخ داد. از آثار گرانبهایش به چند مورد اشاره می‌شود: «البرهان فی تفسیر القرآن» (6 ج)؛ «الهادی و ضیاءالنادی» (در تفسیر قرآن)؛ «مدینه المعجزات فی النص علی الائمه الهداه»؛ «الدر النضید فی فضائل الحسین الشهید»؛ «فی وفاه الزهرا علیهاالسلام»؛ «الاحتجاج» که نام کامل آن چنین است: «احتجاج المخالفین علی امامه امیرالمومنین علیه‌السلام».[3]

تحصیلات

دانش اندوزی ابن میثم نیز در ابهام قرار دارد؛ اما به طور یقین، وی حیات علمی‌ خود را از سنین کودکی آغاز کرد و از دانشوران بحرین، علوم عصر خویش را به خوبی فراگرفت. دلیلی که این ادعا را تقویت می‌کند، شهرت وی است که عالمان عراق و حله به چیره‌دستی او در علوم مختلف، اذعان داشتند. آری، عالمی‌ که در بحرین زندگی می‌کند و در عراق و حله زبانزد دانشمندان آن دیار می‌شود، بی‌شک در بحرین از بزرگترین فرهیختگان به شمار می‌رفته است.[4]

استادان

1. خواجه نصیرالدین طوسی (672ـ598 ق):

ابن میثم در محضر این استاد بزرگ حکمت را فراگرفت؛ شیخ طوسی نیز در تبحر وی در علم کلام و حکمت گواهی داده و وی را بسیار ستوده است.

2. جمال‌الدین علی بن سلمان بحرانی (متوفی 672 ق):

علامه حلی درباره علی بن سلیمان می‌گوید: وی به علوم عقلی و نقلی آگاه بود و همچنین شناخت کاملی نسبت به قواعد حکما داشت.

3. نجم‌الدین ابوالقاسم جعفر بن حسن هذلی (معروف به محقق حلی) (متوفی 672 ق):

کتاب فقهی محقق «شرائع الاسلام» مدت‌ها در حوزه‌های علمیه به عنوان «فقه استدلالی» تدریس می‌شد. وی در زمینه ادبیات عرب، چهره‌ای شناخته شده بود؛ نوشتارش ادیبانه و شعرهایش نیز بسیار نیکو بود.[5] احتمال دارد ابن میثم در محضر این استاد، فقه و ادبیات را فراگرفته باشد.

ابن میثم بحرانی از نگاه دیگران

طریحی، دانشمند معروف، ابن میثم را شیخ صدوق و مورد اعتماد خوانده است.[6]

شیخ یوسف بحرانی از کتاب «سلامه البهیه» نقل می‌کند: پیشوای متکلمان و زبده فقیهان و محدثان، عالم ربانی کمال‌الدین میثم... غواص دریای معارف و سرچشمه حقایق و لطائف است.[7]

محدث شهیر حاج شیخ عباس قمی، نیز در این باره چنین آورده است: عالم ربانی و فیلسوف متبحر، محقق و حکیم متأله مدقق، جامع علوم معقول و منقول و استاد فاضلانی است که از فحول بی‌شمارند.[8] صاحب الذریعه او را عارف متکلم[9] می‌نامد و صاحب معجم‌المولفین وی را ادیب، حکیم و متکلمی‌ از فقهای امامیه می‌داند.

کتاب تجرید الکلام فی تحریر عقائد الاسلام نوشته خواجه نصیرالدین طوسی یکی از آثار گرانبهای فلسفی و کلامی‌ است که شرح‌های زیادی بر آن نوشته شده است. ابن میثم نیز در این باره، آرائی دارد که صدرالدین ملاصدرای شیرازی (متوفی 1050 ق) از میان شرح‌های مختلف، آراء ابن میثم را ملاک قرار داده است. ابن میثم تسلط کاملی به شعر داشت؛ او در بسیاری از موارد، برای استشهاد مطالب ذکر شده از شعر استفاده می‌کرد.

برخی از ویژگی های شخصیت دانشمند متفکر شیخ میثم بحرانی

شیخ کمال الدین میثم بن علی بن میثم بحرانی از دانشمندان برجسته قرن هفتم هجری بود. کسانی که وی ر می شناختند معتقد بودند که او فیلسوفی محقق، حکیمی باریک بین، رهبر و پیشوای علمای کلام، دانشمندی بزرگ در علم فقه و حدیث و عالمی ربانی است که برای به دست آوردن حقایق دور از دسترس و صید کردن جوانب بسیار دقیق علوم و فنون، در دریای معارف غور می کند و علاوه بر داشتن احاطه بر علوم دینی، گوی سبقت ر در علوم عقلی، فلسفه و عرفان از همگان ربوده است. وی در زمینه عرفان از ذوقی سرشار برخوردار و از کرامات و افتخارات بهره مند بود. بری اثبات برتری مقام و قدرت استدلال وی همین بس که فضل و دانشمندان شهرهای مختلف، متفق وی ر عالم ربانی نامیده اند و معتقدند که در زمینه دست یابی به حقایق امور و تصحیح مبانی علوم بی نظیر است.

فراخوانی از بغداد

از مطالعه برگه‌های تاریخ، برمی‌آید که ابن میثم بحرانی با آن همه کمالات علمی‌ و معنوی در نهایت فقر و تنگدستی زندگی می‌کرد. وی هنگامی‌ که مشاهده می‌کرد آن چه مورد اهمیت عمومی‌ مردم و برخی دانش‌پژوهان قرار دارد، پول و ثروت دنیاست و به کمالات معنوی و علمی‌ توجهی نمی‌شود، غم بر دلش سایه می‌افکند. همین تنش‌های روحی باعث شد که ابن میثم گوشه‌نشینی و تحمل فقر را بر حضور فعال در اجتماع، ترجیح دهد.

دانشوران بغداد و حله که آوازه ابن میثم را شنیده و برخی از آثارش را نیز مطالعه کرده بودند، نامه‌ای برای وی ارسال کردند تا با حضور خود در عراق، حوزه درس آن جا را رونق بیشتری بخشد. در بخشی از این نامه آمده است: «شگفت‌آور است که شما با وجود تسلطی که در تمام علوم و معارف دارید، در کنج عزلت و گوشه‌نشینی باقی بمانید». ابن میثم پس از دریافت نامه، جواب آنان را با دو بیت شعر ارسال کرد که:


طلبت فنون العلم ابغی بها العلا فقصر بی عما سموت به القل

تبین لی ان المحاسن کلها فروع و ان المال فیها هو الاصل

«من انواع علوم و فنون را فراگرفتم تا به مقام والایی برسم؛ اما تنگدستی و فقر، مرا از رسیدن به این هدف بازداشت. پس آشکارا دانستم که تمام نیکی‌ها و خوبی‌ها، فرعند و مال و ثروت، اصل است!».

او به این وسیله به آنان فهماند عده‌ای از روی نادانی مال بی‌ارزش دنیا را به کمالات علمی‌ و معنوی ترجیح می‌دهند.

سفر به عراق

ابن میثم پس از ورود به عراق، لباس‌های مندرس و کهنه پوشید و در کلاس درسی که دانش‌پژوهان زیادی حضور داشتند شرکت کرد و در آستانه درب نشست. مدتی که از کلاس درس سپری شد، سوالی پیش آمد و هیچ کدام از حاضران نتوانستند به آن پاسخ دهند؛ ابن میثم پاسخ را بیان کرد؛ اما هیچ کدام از دانشجویان به او توجهی نکردند؛ حتی یکی از آن‌ها گفت: مثل این که تو هم چند صباحی درس خوانده‌ای؟! پس از اتمام، هنگامی‌ که سفره غذا پهن شد، به او تعارف نکردند که به سفره بنشیند، فقط مقدار کمی‌ غذا برایش آوردند.

وی فردای آن روز، با لباس‌های فاخر و اشرافی به مجلس درس وارد شد؛ همگی به احترام او از جا برخاسته و وی را به بالای مجلس راهنمایی کردند. درس همانند هر روز آغاز شد؛ ابن میثم در میانه درس، مطالبی را که صحت نداشت، عمدا به زبان راند؛ حضار بدون توجه به محتوای گفتار وی، زبان به تصدیق او گشوده و آفرین گفتند.

هنگام غذا خوردن که فرارسیدن، نسبت به ابن میثم، احترم زیادی قائل شده و او را به غذاخوردن دعوت کردند. وی آستین لباس را به طرف غذا گرفت و گفت: «کل یا کمی؛ ای آستین، بخور!» حاضران با تعجب پرسیدند: این چه حرف و عملی است؟!

ابن میثم در جواب فرمود: همه این غذاهای لذیذ، برای آستین من و جامه‌های قیمتی من است؛ نه خود من! زیرا من همان فقیری هستم که دیروز در همین مجلس حضور یافتم و هیچ کدام از شما به من توجهی نکردید و سخنان درست مرا نپذیرفتید؛ اما امروز در قالب یک فرد پولدار شرکت کردم، مورد احترام قرار گرفتم و سخنان باطل و بی‌اساس من مورد پذیرش شما قرار گرفت! وی در پایان فرمود: من، ابن میثم بحرانی هستم که دعوتم کردید؛ (قبلاً) همین عمل امروز شما را گوشزد کردم و نوشتم که شما، جهل با پولداری را بر علم همراه فقر، ترجیح می‌دهید![10]

تاریخ سفر

تاریخ سفر وی به عراق و حله و مدت اقامتش در آن شهرها نامعلوم است؛ اما بر اساس قراینی، می‌شود فرض کرد که این سفر در بین سال‌های 675ـ665 ق. بوده است:

الف) ابن میثم در عراق، خدمت استادانی رسید که سال وفات آنان در حدود همین سال‌ها بوده است. ب) وی پس از تصرف بغداد توسط هلاکوخان مغول و در عصر حکومت عطاالملک جوینی، به بغداد آمده و شرح «نهج البلاغه» را به سفارش جوینی نگاشته است.

از آن جا که تاریخ اتمام «نهج البلاغه»، سال 675 ق. است و عطاالملک نیز در همان سال از حکومت عزل شد، می‌توان گفت که ابن میثم پس از عزل عطاالملک به بحرین بازگشته است.[11]

موقعیت ابن میثم در عراق

ابن میثم در حکومت عطا ملک جوینی روزگار خوبی داشت، حکومت آن عصر، قدر و ارزش وی را پاس می‌داشت ابن میثم در این باره می‌گوید: هنگامی ‌که توفیق دیدار جوینی برایم دست داد، به حضور شریفش رسیدم. از روی علاقه و محبت، جایگاه و مقامی‌ را به من اختصاص داد که خواسته‌هایم برآورده شد و باران‌های نعمت‌هایش را بر من بارانید که بی‌شباهت به نعمت‌های خداوندی نبود، در گفتگوهای دوستانه‌اش، ستایش «نهج البلاغه» و عظمت، فضیلت و اهمیت آن را به گونه‌ای بر زبان راند که دانستم او همان کسی است که من در جستجویش بودم؛ چرا که وی به ارزش «نهج البلاغه

لینک کمکی