فایل رایگان پاورپوینت ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعيد عمرى

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن فایل رایگان پاورپوینت ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعيد عمرى :

محتویات

1 نیابت محمد بن عثمان 2 ویژگی های دوران نیابت محمد بن عثمان 2.1 مدعیان دروغین نیابت 2.2 ضرورت تقیه 2.3 ظهور قرامطه 2.4 مبارزه فرهنگی با شبهات اعتقادی 2.5 نگاشته ها 3 وفات 4 پانویس 5 منابع

نیابت محمد بن عثمان

وی همانند پدر خویش، منزلتى خاص و ویژه در نزد امامان علیهم السلام داشت. امام حسن عسكرى علیه السلام به احمد بن اسحاق درباره او و پدرش فرموده است :

عَمرى و فرزند او مورد اعتماد من هستند و آنچه به تو برسانند، از سوى من رسانده اند و آنچه بگویند از جانب من گفته اند. پس سخن آن دو را گوش فرا ده و فرمان آن دو را اطاعت كن، كه آنها مورد اعتماد و امین هستند.[1]

وی پیش از آن، در زمان حیات پدرش، از سوی امام عسکری(علیه السلام) به نیابت امام غایب علیه السلام معرفی شده بود. بدین صورت که آن حضرت، هنگامی که گروهی از شیعیان یمن در شهر «سامرا» به حضورش شرفیاب شدند، عثمان بن سعید را نزد خود فرا خواند و بر وکالت و وثاقت او تصریح کرد. سپس فرمود: گواه باشید عثمان بن سعید عمری، وکیل من است و فرزندش محمد بن عثمان وکیل فرزند من، مهدی شما است.[2]

امام مهدى علیه السلام نیز او را با واژه هایى همچون «ثقتى»[3] توصیف نموده است. او از جمله افرادى است كه معتمد امام عسكرى علیه السلام بوده و ایشان، فرزندش امام مهدى علیه السلام را بدانان نمایانده است.[4]

عثمان بن سعید هنگام مرگ خود، به دستور حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیابت را به فرزند خود «محمد» سپرد. به علاوه خود حضرت ولی عصر(علیه السلام) نیز در توقیعاتی، به نیابت او تصریح فرمود.[5]

آن حضرت در توقیعی چنین فرمود: «ما برای خداییم و بازگشتمان به سوی او است. تسلیم فرمان خدا و خشنود به قضای الهی هستیم. پدرت سعادتمندانه زیست و نیکو از این جهان، دیده بر بست. خدای رحمتش کند و او را به اولیا و موالی خود ملحق سازد! که همواره در راه آنان کوشا بود و در چیزهایی که او را به خدا نزدیک سازد، تلاش فراوانی داشت. خداوند تبارک و تعالی رویش را سفید و درخشنده کند و لغزش‌هایش را ببخشد!».[6] در بخش دیگری از آن توقیع فرمود: «از کمال سعادت او بود که خداوند چون تو فرزندی را روزی‌اش ساخت که جانشین او باشد و به امر او قیام کند».[7]

همچنین در توقیع دیگری فرمود: «... و اما محمد بن عثمان عمری، خداوند از او و پدرش خشنود و راضی باشد! همانا او مورد وثوق من و نوشته او، نوشته من است.»[8]

این ویژگى ها سبب شد كه مخالفت جدّى و تأثیرگذار با نیابت او پدید نیاید. شیخ طوسى در باره باور عمومى نسبت به او نوشته است:
«شیعیان، بر عدالت و وثوق و امانتدارى او اتّفاق نظر داشتند؛ زیرا در همان روزگار حیات پدرش ، به امانتدارى و عدالت او و لزوم مراجعه به وى در روزگار امام حسن علیه السلام و نیز پس از حیات ایشان، تصریح شده بود. در عدالتش اختلاف نظر و در امانتدارى اش، شكّى نبود و شیعه، كسى را جز او در این امر نمى شناخت و به كسى جز وى مراجعه نمى كرد.»[9]
گفتنى است كه برخى از مخالفت ها از ناحیه كسانى چون: احمد بن هلال، محمّد بن نصیر، و محمّد بن على بن بلال،[10] مورد قبول جامعه شیعى قرار نگرفت. مدت طولانى نیابت و وكالت محمّد بن عثمان، همراه با وجاهت شخصیت او سبب گردید تا تشكیلات وكالت در این مدّت طولانى، پابرجا بماند و تقویت شود. محمّد بن عثمان در حدود چهل سال به عنوان نایب خاص، فعّالیت داشت.[11] در این مدت طولانى، او به پاسخگویى به پرسش ها و نیازهاى مردم مى پرداخت. تنها در حوزه بغداد، ده نفر دستیار به او یارى مى رساندند. یكى از این ده نفر، حسین بن روح است كه بعدها به جانشینىِ او منصوب گشت.

ویژگی های دوران نیابت محمد بن عثمان

مدعیان دروغین نیابت

پس از مرگ عثمان بن سعید عده ای در نیابت محمد بن عثمان تردید کردند و به دروغ ادعای نیابت کردند و او در کنار انجام وضایف نیابت باید با این افراد نیز مبارزه می کرد.

ضرورت تقیه

دوران نیابت او، هم‌زمان با حکومت چهار تن از خلفای عباسی بود. آغاز کار او در زمان معتمد عباسی، که از زمان حیات امام یازدهم بر مسند خلافت نشسته بود، مصادف بود. معتمد با مشکلات داخلی و خارجی مختلفی درگیری داشت. به نظر می‌رسد که گرفتاری‌ها و درگیری‌های حکومت، آزادی عمل بیشتری را برای نایب دوم امام علیه السلام در سال‌های اولیه نیابتش فراهم ساخته و زمینه را برای فعالیت بیشتر وی مهیا کرده بود. در این شرایط محمدبن عثمان، با رعایت شرایط تقیه، کوشش بیشتری برای آگاهی دادن به شیعیان درباره جانشینی امام یازدهم و شناخت امام مهدی علیه السلام به کار می‌بست. با این حال با توجه به تصریحاتی که از جانب امام علیه السلام رسیده بود از ذکر نام صریح آن حضرت به هرگونه نهی می‌کرد.

این اقدامات در ادامه فعالیت‌های نایب اول و به منظور دورساختن هر چه بیشتر اذهان حکومت نسبت به مساله امامت صورت می‌گرفت؛ زیرا حکومت تا حدودی قانع شده بود که شیعیان پس از امام یازدهم امام دیگری ندارند و این بدان معنی بود که دیگر از جانب آن‌ها خطری متوجه عباسیان نیست و این همان خواسته مطلوب امام علیه السلام محسوب می‌شد؛ زیرا در این صورت از اعمال فشارهای زیاد حکومت بر شیعیان کاسته می‌شد و این گشایشی در کار شیعه بود.[12]

ظهور قرامطه

آنچه بیش از همه موقعیت نایب دوم شیعیان را در این دوره دشوار می‌کرد، حرکت‌های سیاسی بود که از جانب دیگر فرقه‌های شیعی به خصوص اسماعیلیه و زیدیه در این دوران به وقوع می‌پیوست. در این زمان بود که قرمطیان، فرقه‌ افراطی از اسماعیلیان توانسته بودند در نواحی کوفه و مراکز عراق نفوذ بسیاری به دست آورند و بدین طریق عده‌ای از شیعیان را به خود جلب کنند؛ زیرا این اقدامات ناخواسته جو بدبینی شدیدی را در دربار نسبت به عموم شیعیان پدید می‌آورد؛ لذا به گفته شیخ طوسی در این ایام، دولت عباسی فشار فوق‌العاده‌ای بر شیعیان وارد می‌ساخت و رعب و وحشتی در دل آنان پدید آورده بود که قادر به آشکار ساختن مذهب خود نبودند و حتی در همین ایام مرقد امام حسین علیه السلام و امیرالمومنین علیه السلام نیز در اثر خرابکاری‌هایی که می‌توان آن‌ها را به حکومت عباسی نسبت داد، ویران شدند. در نتیجه اقدامات ماموران و جاسوسان «المعتمد»، آن‌ها به وجود تشکیلات سازمان‌یافته‌ای برای شیعیان و در واقع همان سیستم نیابت و وکالت یقین پیدا کردند. شیخ کلینی به نقل از حسین بن حسن علوی می‌گوید که عبیدالله بن سلیمان وزیر تصمیم داشت با دسیسه‌ای، وکیلان امام را شناسایی و دستگیر کند، لیکن در همین ایام توقیعی از امام علیه السلام رسید که به همه وکلا دستور داده بود تا به هیچ وجه از کسی مالی را نپذیرند و نسبت به این امر اظهار بی‌اطلاعی نمایند و بدین ترتیب نقشه وزیر ناموفق ماند و وکیلان امام از این خطر نجات یافتند. با تمام این احوال تا پایان حکومت المعتمد (متوفی 279 ق)، محمدبن عثمان از آزادی عمل بیشتری برخوردار بود،‌ لیکن با شروع خلافت المعتضد (279-289ق) وضعیت دشوارتر شد. المعتضد مردی بی‌رحم و خشن بود و دوران حکومت او، دوره سرکوب و

لینک کمکی