فایل رایگان پاورپوینت بنى اميه

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن فایل رایگان پاورپوینت بنى اميه :

محتویات

1 نزاع امویان با بنی‌هاشم از عصر جاهلیت 2 ورود بنی‌امیه به دستگاه خلافت 3 آغاز حکومت امویان (دوران حکومت معاویه) 4 یزید بن معاویه و به شهادت رساندن امام حسین علیه‌السلام 5 آل مروان از بنی‌امیه 6 کارنامه بنی‌امیه 7 سرانجام بنی‌امیه 8 بنی‌امیه در قرآن و احادیث 8.1 قرآن 8.2 روایات 9 پانویس 10 منابع

نزاع امویان با بنی‌هاشم از عصر جاهلیت

امویان در عصر جاهلی از توانگران قریش بشمار می‌آمدند و تجارت‌پیشه بودند و با قبائل دیگر برای كسب تصدی منصب‌های كعبه و به رخ كشیدن برتری شان، درگیری داشتند. حرب پسر امیه از بزرگان مكه بشمار می‌رفت و به خاطر مقام و منزلت عبدالمطلب ( بزرگ خاندان بنی‌هاشم ) به وی حسادت می‌ورزید.[1] این مخالفت‌ها در زمان پیغمبر میان آن حضرت و ابوسفیان پسر حرب و بعد میان امام على علیه‌السلام و معاویه و یزید بن معاویه و حسین بن على علیه‌السلام ادامه داشت.

ابوسفیان با وقوع نبرد بدر که در آن شمار بسیاری از مشرکان کشته شده و یکی از فرزندان او کشته و دیگری به اسارت رفت، در راس مشرکان قرار گرفت و در بسیج مکیان در نبرد احد نقش اصلی را ایفا کرد. او پس از آن با یاری یهودیان مدینه، جنگ خندق را بر ضد پیامبر اسلام ترتیب داد؛ اما با تدبیر پیامبر سپاه ابوسفیان و متحدان او ناکام ماندند. به هنگام فتح مکه ابوسفیان با وساطت عباس بن عبدالمطلب، نزد پیامبر رفت و اسلام آورد.

ورود بنی‌امیه به دستگاه خلافت

ورود بنی‌امیه در دستگاه خلافت از زمان عمر بن خطاب آغاز می‌گردد که معاویه او را والی شام نمود. با گزینش عثمان بن عفان به مقام خلافت که از بنی‌امیه بود، امویان توانستند قدرت و نفوذ خود را بیش از گذشته افزایش دهند. در این دوره مروان بن حکم که خود و پدرش از رانده‌شدگان حضرت رسول صلی الله علیه و آله بودند بر امور خلافت تسلط بی‌اندازه یافتند.

آغاز حکومت امویان (دوران حکومت معاویه)

بعد از کشته شدن عثمان (خلیفه سوم) و خلافت امیرالمومنین امام علی علیه‌السلام، معاویه به بهانه خونخواهی عثمان با آن حضرت بیعت نکرد و مخالفت نمود. علی علیه‌السلام بعد از جنگ جمل، رهسپار شام شد تا معاویه را دفع کند. دو سپاه در «صفین» روبرو گشتند و بین آن دو جنگی فرسایشی رخ داد و در زمانی که پیروزی علی و یارانش در جنگ مسجل شده بود با حیله‌های عمروعاص مشاور معاویه یاران علی بر او شوریدند و کار به «حکمیت» انجامید که در نهایت به نفع علی علیه‌السلام تمام نشد و چندی بعد در حالی که علی علیه‌السلام در حال تدارک جنگی دوباره با معاویه بود در مسجد کوفه ترور و به شهادت رسید. پس از شهادت امیرالمومنین به موجب وصیت آن حضرت و بیعت مردم، حضرت حسن بن على علیهماالسلام امام دوم شیعیان متصدى خلافت شد ولى معاویه آرام ننشسته به سوى عراق - كه مقر خلافت بود - لشكر كشیده با حسن بن على به جنگ پرداخت.

وى با دسیسه‌هاى مختلف و دادن پول‌هاى گزاف، تدریجا یاران و سرداران امام حسن علیه السلام را فاسد كرده، بالاخره حسن بن على را مجبور نمود كه به عنوان صلح، خلافت را به وى واگذار كند و امام نیز خلافت را به این شرط كه پس از درگذشت معاویه به وى برگردد و به شیعیان تعرض نشود به معاویه واگذار نمود.

در سال چهل هجرى، معاویه بر خلافت اسلامى استیلا یافت و بلافاصله به عراق آمده در سخنرانى كه كرد به مردم اخطار نموده و گفت: «من با شما سر نماز و روزه نمى‌جنگیدم بلكه مى‌خواستم بر شما حكومت كنم و به مقصود خود رسیدم!!!».

و نیز گفت: «پیمانى كه با حسن بستم لغو و زیر پاى من است!!!» معاویه با این سخن اشاره مى‌كرد كه سیاست را از دیانت جدا خواهد كرد و نسبت به مقررات دینى، ضمانتى نخواهد داشت و همه نیروى خود را در زنده نگهداشتن حكومت خود بكار خواهد بست و البته روشن است كه چنین حكومتى سلطنت و پادشاهى است نه خلافت و جانشینى پیغمبر خدا و از اینجا بود كه بعضى از كسانى كه به حضور وى بار یافتند به عنوان پادشاهى سلامش دادند و خودش نیز در برخى از مجالس ‍ خصوصى، از حكومت خود با ملك و پادشاهى تعبیر مى‌كرد اگرچه در ملا عام خود را خلیفه معرفى مى‌نمود.

معاویه با اهل بیت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مخالفت سرسختی داشت و اعلام نمود كه هر كس در مناقب اهل بیت حدیثى نقل كند هیچ گونه مصونیتى در جان و مال و عرض خود نخواهد داشت و دستور داد در همه بلاد اسلامى در منابر به على علیه‌السلام ناسزا گفته شود، که این دستور تا زمان عمر بن عبدالعزیز خلیفه اموى (101-99) اجرا مى‌شد.

وى به دستیارى عمال و كارگردانان خود كه جمعى از ایشان صحابى بودند، خواص شیعه على علیه‌السلام را كشت و سر برخى از آنان را به نیزه زده در شهرها گردانیدند و عموم شیعیان را در هر جا بودند به ناسزا و بیزارى از على تكلیف مى‌كرد و هر كه خوددارى مى‌كرد به قتل مى‌رسید.

یزید بن معاویه و به شهادت رساندن امام حسین علیه‌السلام

سال شصت هجرى قمرى معاویه درگذشت و پسرش یزید طبق بیعتى كه پدرش از مردم براى وى گرفته بود زمام حكومت اسلامى را در دست گرفت. یزید به شهادت تاریخ، هیچ گونه شخصیت دینى نداشت؛ جوانى بود که حتى در زمان حیات پدر، اعتنایى به اصول و قوانین اسلام نمى‌كرد و جز عیاشى و بى‌بندوبارى و شهوترانى سرش نمى‌شد و در سه سال حكومت خود، فجایعى راه انداخت كه در تاریخ ظهور اسلام با آن همه فتنه‌ها كه گذشته بود، سابقه نداشت.

سال اول، حضرت حسین بن على علیه‌السلام را كه سبط پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم بود با فرزندان و خویشان و یارانش با فجیع‌ترین وضعى كشت و زنان و كودكان و اهل بیت پیغمبر را به همراه سرهاى بریده شهدا در شهرها گردانید و در سال دوم، «مدینه» را قتل عام كرد و خون و مال و عرض مردم را سه روز به لشكریان خود مباح ساخت و سال سوم، «كعبه مقدسه» را خراب كرده و آتش زد!!!

آل مروان از بنی‌امیه

پس از یزید، مطابق با سنتی که معاویه گذاشته بودم فرزند یزید که او هم معاویه نام داشت به حکومت رسید ولی او با این كه در دستگاه جنایت‌كارانه اموى رشد و تربیت یافته بود به شدت از جنایات جد و پدرش دلگیر بود. لذا برای مردم خطبه‌ای خواند و جدش را به سبب نزاع با امام علی علیه‌السلام که سزاوارتر از او به خلافت بود و پدرش را به خاطر هوسرانی و فسادش و قتل حرم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سوزاندن کعبه ذم نمود و پایان خلافت سفیانیان را اعلام کرده، امر خلافت را به مردم سپرد.[2] پس از

لینک کمکی