فایل رایگان پاورپوینت تحريف قرآن

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن فایل رایگان پاورپوینت تحريف قرآن :

محتویات

1 تحریف در لغت و اصطلاح 2 ادله عدم تحریف قرآن 2.1 ادله عقلی 2.2 ادله نقلی 2.3 اهتمام پیامبر و مسلمین به قرآن 3 پانویس 4 منابع

تحریف در لغت و اصطلاح

«تحریف» مصدر باب تفعیل از ریشه «حرف» است. معناى اصلى حرف را لبه، جانب، کناره و مرز دانسته‌اند. بر اساس این معنا، تحریف، به حاشیه بردن معناى لفظ و ایجاد نوعى دگرگونى و انحراف در مقصود گوینده است. دگرگونى یاد شده مى‌تواند از طریق جا به جا کردن واژه‌ها، اعراب آنها، تغییر ساختار جمله‌ها یا تفسیر نادرست آنها باشد.

برخى هم «تحریف» را به تغییر و تبدیل که جامع‌تر است، معنا کرده‌اند، با این تفاوت که در تحریف سعى بر القاى خلاف مقصود است. تحریف بر دگرگون ساختن سخنان شفاهى نیز اطلاق مى‌شود و اختصاص به سخنان مکتوب ندارد.

اما «تحریف» اصطلاحا از مباحث مهم کلامى است که به راهیابى تغییر در کتب آسمانى و عدم آن مى‌پردازد. این بحث در فرهنگ اسلامى به طور خاص درباره کتاب مقدس (عهد قدیم و جدید) و قرآن کریم مطرح مى‌شود.

همه اقسام تحریف را مى‌توان در دو دسته اصلى قرار داد: لفظى و معنوى.

تحریف لفظى، تصرّف در ساختار الفاظ و عبارات است. تحریف معنوى، تفسیر و تأویل نادرست از لفظ و عبارت است، که برخلاف مقصود گوینده و اغلب بدون استناد به قواعد فهم درست کلام و بر اساس رأى شخصى و با انگیزه‌هاى خاص صورت مى‌پذیرد.

تحریف لفظى خود داراى اقسامى است:

تحریف به فزونى؛ یعنى افزودن کلمه یا جمله‌اى به سخن و متن اصلى. تحریف به کاهش؛ یعنى حذف بخشى از حروف، واژه‌ها یا جملات متن. تحریف به تبدیل و جابه‌جایى که در آن کلماتى جایگزین واژه‌هاى مترادف یا غیر مترادف مى‌شود، به گونه‌اى که معنا را مخدوش کند. تحریف در لحن و گویش که همان تغییر در حرکات و نحوه اداى واژگان است، به گونه‌اى که معناى اصلى کلمه فهمیده نشود.

واژه تحریف به شکل مصدر در قرآن نیامده است؛ ولى آیات متعددی به انواع تحریف در آموزه‌هاى دینى اهل کتاب ناظر است. از جمله این آیات، آیاتى هستند که با کاربرد واژگان هم خانواده با «تحریف»، نمونه‌هایى از تحریف‌ گرى در آموزه‌ها و سخنان دینى و الهى، به ویژه از سوى یهود را گزارش مى‌کنند؛ مانند آیه «منَ الَّذِینَ هادُوا یحَرِّفُونَ الْکلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ‌...».[1]

بر اساس آنچه گفته شد بیشتر مفسّران و قرآن‌پژوهان نخستین، متأخر و معاصر، کتاب مقدس را تحریف شده و فاقد ساختار وحیانى دانسته و بر این باورند که افزون بر تحریف معنوى، انواع تحریف لفظى نیز در آن راه یافته است. این گروه از صاحب نظران در اثبات ادعاى خویش افزون بر آیات بررسى شده، به مواردى همچون اختلاف نسخه‌هاى سه‌گانه عبرى، سُریانى و یونانى عهد قدیم، تاریخ تدوین، عدم تواتر و نگارش آن قرنها پس از حضرت موسى علیه السلام، نگارش اناجیل به دست 4 تن و اختلاف آنها با یکدیگر، نامعقول و توجیه‌ناپذیر بودن بخشى از آموزه‌هاى کتاب مقدس و... اشاره کرده اند.

مسلمانان اعتقاد دارند که هیچ یک از انواع تحریف به ساحت قرآن راه نیافته است. تا جایی که عالم گرانقدر شیعه، علامه حسن زاده آملی در این مورد می گوید: در قرآن کریم به هیچ وجه و هیچ نحو تحریفی نشده است. این قرآن بین دفّتین که اول آن فاتحه و آخر آن ناس است، همانی است که بر پیامبر خاتم صلّی علیه وآله و سلم انزالاً و تنزیلاً وحی شده است، و ترتیب سور و آیات، همه به فرمان حق سبحانه است و اگر کسی خلاف این حکم را مدعی است، علاوه بر این که رساله ای در ردّ آن نوشته ام و براهین قاطعه آورده ام، با چنان کس به مباهله حاضرم.[2]

ادله عدم تحریف قرآن

ادله عقلی

دلیل اول بر عدم وقوع تحریف در قرآن با عقل ثابت می ­شود که به دو بیان قابل طرح است:[3]

ضرورت اتمام حجّت‌:

ضرورت ابلاغ احکام الهى و اتمام حجت بر مردم از برنامه‌هاى رسالت پیامبران است که قرآن بر آن تأکید کرده ­و خداوند بر اساس چنین حکمتى است که‌ پیامبران را براى هدایت و ابلاغ پیام هاى الهى به سوى مردم گسیل داشته است و کتاب هاى آسمانى نیز چنین وظیفه‌اى را برعهده دارند؛ یعنى با ابلاغ اوامر و نواهى خداوند، حجت را بر مردم تمام مى‌کنند. از سوى دیگر، قرآن در مقایسه با سایر کتاب هاى آسمانى دو ویژگى منحصر به فرد دارد؛ یکى جهانى و همگانى بودن؛ و دیگرى جاودانگى و همیشگى بودن. و خاتمیت رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و عدم امکان نسخ آن با دین یا کتاب آسمانى دیگر، همگی مبین جاودانگى قرآن است.

با چنین فرضى مى‌بایست قرآن، افزون بر عصر نزول، تمام اعصار تا قیامت، ابلاغگرى پیام هاى خداوند و حیثیت حجت بودن خود را حفظ کند؛ زیرا تنها در این صورت است که وظیفه هدایتگرى را به انجام رسانده و حکمت رسالت جاوید پیامبر صلی الله علیه و آله که کامل شدن حجت بر جهانیان است، تحقق یافته است.

حال اگر کسى تحریف قرآن را هر چند به معناى کاستى در آیات قرآن، محتمل بداند و برایش دلیل اقامه کند، حجیت قرآن را مخدوش ساخته و حیثیت هدایتگرى آن را زیر سؤال برده ­است؛ چون قرآنى حجت کامل بر مردم است که به طور کامل به مردم رسیده باشد و با احتمال تحریف فى الجمله، بخشى از پیام هاى هدایتگر الهى از آن‌ حذف مى‌شود و با سقوط بخشى از حجت، همه آن از اعتبار ساقط خواهد شد؛ زیرا فرض آن بود که حجت بدون نقص و کاستى به مردم رسیده است و تنها در این صورت است که امر تکلیف و نظام پاداش و کیفر به صورت جامع شکل گرفته است. بنابراین با احتمال تحریف، نه تنها حجیت قرآن و کامل بودن حجت خدا بر مردم زیر سؤال مى‌رود؛ بلکه دوام نبوت و استمرار رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله نیز مورد اشکال خواهد بود و در نتیجه براى تکمیل حجت بر مردم، بر خداوند لازم بود که همانند امت هاى پیشین پیامبرى جدید و کتابى نو، کامل و جامع حجیت براى مردم ارائه کند؛ در حالى ‌که چنین امرى قطعاً پس از رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله منتفى است.

بر این اساس از نظر عقل برهانى، خاتمیت رسالت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله با عدم امکان راهیابى هر گونه تحریف در قرآن براى بقاء اصل اتمام حجت بر مردم و هدایتگرى آنان، ملازمه کامل دارد.

رابطه اعجاز قرآن با عدم تحریف‌:

اعجاز قرآن با ادلّه خاص خودش نظیر هماوردطلبى قرآن اثبات مى‌گردد و امرى مسلم میان تمام مسلمانان است. رابطه اعجاز قرآن با تحریف‌ناپذیرى آن با برهان عقلى اثبات‌پذیر است؛ یعنى عقل حکم مى‌کند که اگر اعجاز قرآن امرى مسلّم باشد که هست، این کتاب مى‌بایست ضرورتاً دچار هیچ‌گونه تحریف به فزونى یا کاستى نشده باشد و پذیرش احتمال تحریف به معناى نفى اعجاز آن است.

تبیین این ملازمه چنین است: درستى تحریف به زیادى، معنایش آن است که اشخاصى توانسته‌اند سوره‌اى همسان با قرآن بیاورند و این همسانى به گونه‌اى است که نمى‌شود این بخش فزونى را از قرآن تشخیص داد. ارائه آیات و سوره‌ها در این‌ سطح از همسانى به معناى فروپاشى تحدّى و نتیجه‌اش ساقط شدن اعجاز قرآن است که قطعا محال است؛ زیرا هیچ کس در طول تاریخ نتواسته است کلامی همانند آیات قرآن بیاورد.

ادله نقلی

ادله نقلی یکی دیگر از مستندات قائلین به عدم تحریف است که در آیات و روایات مختلف بیان شده است که از باب نمونه به برخی از آنها اشاره می کنیم:[4]

آیات دالّ بر عدم تحریف قرآن:

آیه اول: «اِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ»؛[5] همانا ما ذکر (قرآن) را فرو فرستادیم و به یقین آن را حفظ خواهیم نمود.

این آیه به صراحت دلالت دارد که قرآن از تحریف محفوظ مانده و تا ابد نیز مصون خواهد ماند و خداوند در برابر تحریف­ کنندگان از کتاب خود دفاع خواهد کرد. جباران و ستمگران نخواهند توانست، دست خیانت به سوى قرآن ببرند و آن را بازیچه قرار دهند و به دلخواه خود در آن تغییر و تبدیل به وجود بیاورند.

آیه دوم: «وَ إِنَّهُ لَکتابٌ عَزِیزٌ. لایأْتِیهِ الْباطِلُ مِنْ بَینِ یدَیهِ وَلا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِیلٌ مِنْ حَکیمٍ حَمِیدٍ»؛[6] و این قرآن، کتابى است قطعاً شکست ناپذیر است و هیچ گونه باطلى نه از پیش‌رو و نه از پشت سر به سراغ آن نمى‌آید؛ چرا که از سوى خداوند حکیم و شایسته­ی ستایش، نازل شده ­است.

این آیه شریفه، قرآن مجید را از انواع و اقسام باطل، پاک و آن را از ساحت مقدس قرآن، دور معرفى مى‌کند؛ زیرا اگر در کلامى، نفى متوجه طبیعت و موجودیت چیزى گردد، تمام افراد و مصادیق آن را نفى خواهد کرد و این آیه هم نیز طبیعت بطلان را از دامن مقدس قرآن زدوده و نفى کرده­ است. بنابراین هیچ گونه بطلان که تحریف نیز یکى از مصادیق آن است، نمى‌تواند به ساحت قدس قرآن راه یابد.

آیه سوم: «یرِیدُونَ أَنْ یطْفِؤُا نُورَاللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ یأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ یتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ کرِهَ الْکافِرُونَ‌»؛[7] مى‌خواهند نور خدا را با دهانشان (سخنان خویش‌) خاموش کنند، ولى خداوند نمى‌گذارد تا این که نور خود را کامل کند هر چند کافران را خوش نیاید.

از این آیه مى‌توان براى اثبات پیراستگى قرآن از تحریف بهره گرفت؛ زیرا خداى سبحان قرآن را نور معرفى کرده ­است؛ «قَدْ جاءَکمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ کتابٌ مُبِینٌ‌»[8]

لینک کمکی