فایل رایگان پاورپوینت تفسير القرآن العظيم(ابن كثير)

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن فایل رایگان پاورپوینت تفسير القرآن العظيم(ابن كثير) :

محتویات

1 روش تفسیرى ابن كثیر 2 شیوه تنظیم و نگارش 3 تفسیر ابن كثیر در گفتار عالمان 4 جایگاه نقل در تفسیر ابن كثیر 5 اسرائیلیات در تفسیر ابن كثیر 6 تفسیر ابن كثیر و اهل البیت 7 تفسیر ابن كثیر و مسائل كلامى 8 تفسیر ابن كثیر و مسائل فقهى 9 منبع

روش تفسیرى ابن كثیر

پیشتر یادآورى كردیم كه تفسیر ابن كثیر جلوه‌اى روشن از تفسیر نقلى است شیوه تفسیرنگارى نقلى را نیز گفته‌ایم كه: تفسیر آیات است به ظواهر آیات و اقوال پیامبر و صحابیان و یا بگفته عالمان و مفسّران شیعى، تفسیر آیات به ظواهر آیات و سنّت معصومین« ع». شیوه تفسیر نگارى ابن كثیر دقیقا همین است.

ابن كثیر، پس از آنچه كه به عنوان انگیزه نگارش تفسیرش یاد شد سئوالى مطرح مى‌كند، كه اگر بپرسند نیكوترین روش تفسیرى كدام است؟!« جواب این است كه صحیح‌ترین و استوارترین روش تفسیرى آن است كه آیات به آیات قرآن تفسیر شود, چون اجمال برخى از آیات در مواضع دیگر به تفصیل تبیین شده است. و اگر با این روش ره بجائى نسپردى و در تفسیر آیات ناتوان گشتى براى تبیین آیات به سنّت مراجعه كن، كه سنت، مبیّن و شارح قرآن است. امّا اگر در راه تبیین قرآن، در قرآن و سنّت چیزى نیافتى كه چراغ راه شود به اقوال صحابه مراجعه كن, چون آنان در جوّ نزول آیات بوده‌اند و از قرائن و چگونگیهاى عرضه آیات آگاهند».

ابن كثیر، در استحكام آنچه گفته به آیات و روایاتى استناد كرده است، و در ادامه آن به چگونگى اقوال تابعیان در تفسیر پرداخته و مآلا معتقد شده است گفتار تابعیان در صورتى حجت خواهد بود كه مخالف نداشته باشد، و بالأخره پس از اشاره‌اى به جایگاه لغت عرب به تفسیر به رأى پرداخته و از تفسیر قرآن به مجرّد رأى با نكوهش یاد كرده است.

شیوه تنظیم و نگارش

ابتداء در ضمن مقدمه‌اى مفصّل، درباره تفسیر و چگونگى تفسیرپذیرى قرآن، منابع تفسیرى و... سخن گفته و سپس وارد تفسیر سوره‌ها مى‌شود. ابن كثیر، در آغاز تفسیر سوره‌ها در ضمن فصلى از جایگاه سوره در میان سور قرآن و فضیلت قرائت آن، سخن مى‌گوید و روایات وارد شده در این زمینه را مى‌آورد. آنگاه به نامهاى آن سوره اشاره مى‌كند و اخبار مربوط به این مطلب را یاد مى‌كند. روایاتى كه بطور كلّى نشانگر محتواى سوره یا مطالب عام درباره سوره باشند نیز، در همین قسمت مى‌آید. آنگاه یك یا چند آیه را آورده به تفسیر آنها بر اساس روشى كه آوردیم مى‌پردازد، و در تبیین واژه‌ها و تشریح معانى ریشه‌اى كلمات به لغت عرب و اشعار شاعران استناد مى‌جوید، و در توضیح و تفسیر آیات، به اقوال مفسّران نیز، پرداخته گاه به نقد و بررسى آنها دست مى‌یازد. ابن كثیر، به مباحث كلامى، فقهى نیز، با همان روش ویژه خویش پرداخته است كه به آنها اشاره خواهیم كرد.

تفسیر ابن كثیر در گفتار عالمان

شرح حال نگاران و عالمان، در ضمن زندگانى ابن كثیر از تفسیر وى یاد كرده‌اند و برخى به آن به دیده عظمت و ستایش نگریسته‌اند. جلال الدین سیوطى، مفسّر و قرآن شناس بزرگ اسلامى مى‌گوید: « ابن كثیر تفسیرى دارد، كه در آن سبك و روش همانندش نگاشته نشده است». محمد ابن على شوكانى در ضمن فهرست آثار ابن كثیر آورده است:

او آثار سودمندى دارد از جمله: تفسیر مشهور او كه در مجلدات متعدّدى است، در آن مطالب را بدقت فراهم آورده است. دیدگاههاى مختلف، گزارشهاى گونه‌گون و آثار گذشتگان را عرضه كرده و درباره چگونگیهاى آنها به نیكوئى سخن گفته است، تفسیر ابن كثیر، اگر بهترین تفسیرها نباشد بى‌گمان از بهترین‌هاست».

دكتر محمد حسین ذهبى نیز، ضمن یاد كرد این تفسیر و چگونگیهاى آن نوشته است: « من این تفسیر را خواندم و در روش تفسیرى، بخاطر توجه شایسته به تفسیر آیه به آیه و تفسیر آیات با عبارات رسا و كوتاه، آن را ممتاز یافتم. وى بهنگام تفسیر آیات، به آیات هم مضمون مراجعه مى‌كند و بین دو آیه مقایسه مى‌نماید و به اینگونه تفسیر كه خود آن را« تفسیر قرآن به قرآن» نامیده است به شدّت اهتمام مى‌ورزد. در بیان آثار تفسیرى با این روش و سبك این تفسیر بیشترین توجه را به عرضه آیات هم مضمون دارد».

محققان و عالمان دیگرى نیز، تفسیر ابن كثیر را ستوده‌اند و آن را در میان تفاسیر نقلى در اهمیت و شایستگى پس از تفسیر طبرى، سرآمد دیگر تفاسیر دانسته‌اند. دكتر صبحى صالح در اثر ارزشمند خود، از جمله درباره این تفسیر نوشته است:

« در میان تفاسیر مأثور پس از تفسیر طبرى- بلكه در برخى امور برتر از آن- تفسیر ابن كثیر است. دقت در اسناد، سادگى عبارات، از جمله مزایاى این تفسیر است».

جایگاه نقل در تفسیر ابن كثیر

پیشتر گفتیم تفسیر ابن كثیر« تفسیر نقلى» است، بنابراین بلندترین جایگاه در این تفسیر، از آن« نقل» خواهد بود. امّا آنچه این تفسیر را از همگنانش ممتاز مى‌سازد و ارزشى افزون به آن مى‌بخشد ارزیابى دقیق و عالمانه احادیث و آثار است. او در ذیل آیات و براى تفسیر و تبیین جملات قرآن، احادیث و آثار را عرضه مى‌كند, امّا بدون گفتگو و نقد و بررسى از آنها نمى‌گذرد. و با كنكاش در متن احادیث و اسناد آن، در چگونگى روایات و آثار سخن مى‌گوید, مثلا در ذیل آیه 50 از سوره بقره« وَإِذْ فَرَقْنَا بِكُمُ...» روایاتى را مى‌آورد كه پیامبر فرموده است: روز نجات بنى اسرائیل از امواج هلاكت آفرین دریا و هلاكت فرعونیان،« روز عاشورا» بوده است, و از این رو یهودیان آن روز را روزه مى‌گرفتند. امّا پس از نقل به تضعیف روایت پرداخته مى‌گوید« زید العمى» ضعیف و اسناد روایت وى« ضعیف‌تر» از اوست. لازم به یادآورى است كه این سلسله احادیث از ساخته‌هاى مغزهاى بیمار مزدوران بنى امیّه و جیره‌خواران آن شجره خبیثه است.

و در ذیل آیه 2 از سوره نساء، در تفسیر« حوبا كبیرا» معنائى را با اسناد از پیامبر مى‌آورد و مى‌گوید: این روایت، بخاطر وجود« محمد بن یوسف كندى» در سند آن ضعیف است و در ذیل آیه 85 از سوره« انبیاء» پس از نقل روایتى مى‌گوید: این روایت را،« صحاح سته» نیاورده‌اند و در اسناد آن نیز« غرابت» است از این موارد در تفسیر ابن كثیر بسیار است و این از جمله برجستگیهاى تفسیر اوست.

اسرائیلیات در تفسیر ابن كثیر

ابن كثیر در مقدمه‌اى كه نگاشته است، در چگونگى موضع مفسّر در مقابل اسرائیلیات چنین سخن گفته است: « اسرائیلیات را تنها به عنوان استشهاد مى‌توان آورد ولى براى اثبات معنائى نمى‌توان به آنها استناد كرد. اینگونه روایات بر اساس مبانى و آگاهیهائى كه داریم یا از جمله روایات صحیحند، كه مى‌پذیریم و یا مى‌دانیم كه دروغند طرد مى‌كنیم، و اگر نه این باشند و نه آن، بر اساس روایت پیامبر فقط نقل مى‌كنیم امّا در تفسیر آیات از آنها بهره نمى‌گیریم».

و در مقامى دیگر مى‌گوید:

« شیوه من درباره اسرائیلیات در این تفسیر، روى برتافتن از بسیارى از آنچیزهائى است كه آنان نقل كرده‌اند، چون نقل بسیارى از آنها، بخاطر دروغها و تحریفها و تبدیلها كه در آن آثار رواج یافته است، جز تضییع عمر اثرى نخواهد داشت».

او در جاى، جاى تفسیر و به هنگام تشریح زندگانى پیامبران در مقابل اسرائیلیات ایستاده و بارها خطر آلوده‌شدن آثار اسلامى را از این راه گوشزد كرده و خود به نقد و بررسى آنها پرداخته است. او از ابن عباس نقل مى‌كند كه فریاد مى‌زد:« هان اى مسلمانان! با این كه كتاب خدا پرطراوت و پیراسته از ناهنجاریها در میان شماست و آنرا مى‌خوانید، به اهل كتاب مراجعه مى‌كنید و براى دست یافتن به پاسخ از آنها سئوال مى‌كنید؟ خداوند در قرآن از تحریفها و تبدیلهائى كه آنان در كتاب خدا روا داشته‌اند و از آنچه خود نوشته‌اند و به خدا نسبت داده‌اند سخن گفته، آیا اینهمه آگاهى بسنده نیست كه به آنان رجوع نكنید و براى رسیدن به حقیقتى از آنان سئوال ننمائید؟!»

او در مقامى دیگر، پس از آن كه روایت یاد شده پیشین را در چگونگى برخورد با روایات اهل كتاب از پیامبر مى‌آورد، مى‌گوید:« باید دانست اكثر آنچه اینان نقل مى‌كنند، دروغ و بهتان است, چون در آثار آنان تغییر، تبدیل و تأویل راه یافته است. درست و صحیح این آثار، بسیار اندك است و در همانها نیز فایده‌اى نیست.»

و در ذیل آیه 44 از سوره« نحل» و پس از آوردن روایات« داستان ملكه سبأ» مى‌گوید:« اینگونه روایات از اهل كتاب گرفته شده است, ما نیازمند به تفسیر قرآن با این آثار نیستم, خداوند ما را با اخبار سودمندتر، روشنتر و رساتر از این گونه اخبار بى‌نیاز ساخته است».

و در تفسیر سوره« ق» پس از آن كه دیدگاه خودش را آورده مى‌گوید:« برخى از عالمان سلف آورده‌اند كه« ق» كوهى است محیط بر تمام زمین, امّا اینگونه آثار- و خدا داناتر است- از خرافات بنى اسرائیل است كه مسلمانان بدون توجه نقل كرده‌اند. به نظر من، اینگونه آثار را ملحدان آنان روایت كرده‌اند تا حقیقت را بر مردم مشتبه سازند. بى‌گمان آنچه از پیامبر روایت شده كه اخبار اینان را نقل كنید، اخبارى است كه با نقل و درایت متضاد نباشد و اندیشه به بطلان آن حكم نكند، و من اعلام مى‌كنم كه ما هیچ نیازى به اینگونه آثار نداریم».

از این نمونه‌ها در« تفسیر ابن كثیر» فراوان توان یافت. كه نشانگر موضع هوشمندانه اوست در مقابل اسرائیلیات, امّا با این همه، ابن كثیر نیز گاهى در تور نامرئى این خرافات قرار مى‌گیرد و راه به مقصود صحیحى نمى‌سپرد, مثلا در ذیل آیه 36 سوره بقره« فَأَزَلَّهُمَا الشَّیْطَانُ ...» به راهى رفته كه اسرائیلیات باوران رفته‌اند. مى‌دانیم كه مفسّران، در چگونگى وسوسه شیطان، آدم« ع» را اختلاف كرده و هر كدام بگونه‌اى در این زمینه سخن گفته‌اند. روایات نیز، مختلف و گاهى متناقض است. در تورات چنین آمده است، كه شیطان در دهان مارى مخفى شده به بهشت وارد شد و آدم را وسوسه كرد. سوكندامه بسیارى از مفسّران این اباطیل را از یهودیان تلّقى به قبول كرده و در تفسیر قرآن نوشتند و برخى بر آنها آثار فقهى نیز بار كرده‌اند. ابن كثیر، نیز در این جا، بر این ره رفته و مآلا در دام اسرائیلیات آفرینان افتاده است. قهرمان بزرگ میدان تفسیر، علاّمه طباطبائى در این زمینه نوشته‌اند: « امّا چگونگى آمدن شیطان براى وسوسه آدم و انتخاب وسیله براى این كار، در روایات متقن نیامده و آنچه در برخى از اخبار آمده بى‌گمان مبتنى بر تورات است و ما از یاد كرد آنها صرف نظر مى‌كنیم و متن تورات را مى‌آوریم».

در داستان« هاروت و ماروت» نیز، با این كه روایات متعدّدى آورده و در بسیارى از آنها خدشه كرده است با اینحال آنچه پذیرفته نیز از آنچه طرد كرده بهتر نیست. و شاید ابن كثیر در این قسمت، از روایات كه ره بجائى نسپرده از ظاهر قرآن نیز بیشتر از این نفهمیده است و لذا مى‌گوید:

« نزدیكتر به راستى و صحّت از مجموعه روایاتى كه یافتم همین است, و اللّه اعلم».

و چون این نیز نه با عصمت ملائكه همخوانى دارد و نه با اصول مسلّمه عقیدتى، ناچار توجیه مى‌كند و ردّ مى‌شود. ولى اگر اینان، بجاى روى آوردن به بافته‌هاى مغزهاى بیمار اسرائیلیات آفرینان، كه خودش این همه خطر و تأثیر ناهنجارشان را فریاد كرده است و عالمان سهل‌انگار و روایتهاى آنان، به اهل البیت« ع» مراجعه مى‌كردند كه« اهل البیت ادرى بما فى البیت» و براى ورود به دیار علم، دانش و تفسیر، از در ورودى آن عاقلانه مى‌رفتند و سر به آستان على و فرزندانش مى‌سودند، به این یاوه‌سرائیها مبتلا نمى‌شدند. او در داستان ایّوب نیز، بهمان راه رفته و حق را از باطل باز نشناخته است. با این همه« تفسیر ابن كثیر» در عرضه این بخش از منابع تفسیرى، از سالمترین تفسیرهاى نقلى است.

تفسیر ابن كثیر و اهل البیت

پیشتر گفتیم« تفسیر ابن كثیر» جلوه روشن تفسیر نقلى است، بدینسان انتظار آن است كه روایات ذیل آیات عرضه شود و احادیثى كه در جهت تبیین مفاهیم واژه‌هاى آیات و یا تعیین مصادیق برخى از عناوین و مفاهیم آمده است، بدقت و بدون تحریف و تبدیل نشان داده شود. اینك بنگریم ابن كثیر، به عنوان مفسّرى نقادّ، محدّثى آگاه، و مو

لینک کمکی