فایل رایگان پاورپوینت جابر ابن عبدالله انصاري

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن فایل رایگان پاورپوینت جابر ابن عبدالله انصاري :

محتویات

1 نسب جابر بن عبدالله 2 جابر در زمان پیامبر اکرم (ص) 3 جابر در دوران خلفای نخستین 4 جابر و امام حسین(ع) 5 جابر و امام سجاد 6 جابر و امام محمد باقر(ع) 7 جابر و نقل احادیث مشهور 8 جابر بن عبداللّه در منابع امامیه 9 شخصیت علمی جابر 10 فرزندان و نسل جابر 11 وفات 12 پانویس 13 منابع

نسب جابر بن عبدالله

جدّ وی ، عَمروبن حرام بن کعب بن غَنْم بود و نسبتش به خَزْرَج می رسید [1]. پدرِ جابر پیش از هجرت پیامبر اکرم به یثرب ، مسلمان شد و در بیعت عَقَبه دوم با رسول خدا پیمان بست و جزو دوازده نقیبی شد که پیامبر آنان را به نمایندگی قبایلشان بر گزید. وی در غزوه بدر حضور داشت و در غزوه احد به شهادت رسید [2] کنیه جابر، به سبب نام فرزندانش ، در منابع به صورتهای گوناگون آمده ، اما از میان آنها کنیه ابوعبداللّه صحیح تر دانسته شده است [3].

جابر در زمان پیامبر اکرم (ص)

اولین آگاهی ما از زندگی جابر، حضور او با پدرش در بیعت عقبه دوم در سال سیزدهم بعثت است . وی کم سال ترین ناظرِ بیعت اوسیان و خزرجیان با پیامبر صلی اللّه علیه وآله وسلم بود [4]. باتوجه به سال مرگ و مدت عمرش احتمالاً در آن زمان حدود شانزده سال داشته است .

پس از هجرت پیامبر اکرم از مکه به مدینه ، جابر از جوانانی بود که در بیشتر غزوه ها و سریّه ها حضور داشت و فقط در غزوه بدر و احد غایب بود (ابن قتیبه ، همانجا). عذر حضور نیافتن جابر در این دو غزوه ، اطاعت از پدرش بود که او را سرپرست خانواده پرجمعیت خود کرده بود [5]. غزوه حمراءالاسد، که در سال چهارم هجرت و در پی غزوه احد رخ داد، اولین تجربه جنگی جابر بود. به فرموده پیامبر اکرم ، فقط شرکت کنندگان در غزوه احد اجازه همراهی با آن حضرت را در این مأموریت نظامی داشتند، اما جابر تنها کسی بود که به رغم غایب بودن در غزوه احد، در این جنگ شرکت کرد، زیرا رسول اکرم عذر وی را پذیرفت [6].

در سال سوم هجرت و پیش از غزوه ذاتُ الرَقاع ، جابر با بیوه ای به نام سُهَیْمه ، دختر مسعودبن اوس ، ازدواج کرد تا بتواند پس از شهادت پدرش ، از نُه خواهر خود بهتر سرپرستی کند [7]. در این هنگام جابر با مشکلات مالی دست به گریبان بود و دیونی از پدر خود برعهده داشت . چندی بعد در راه بازگشت از غزوه ذات الرقاع (سال چهارم هجرت ) پیامبر اکرم جویای حال جابر شد و آبرومندانه مشکل مالی او را برطرف و برای وی استغفار کرد [8] با مرور تاریخ مغازی رسول خدا، معلوم می شود که جابر سهم چشمگیر و برجسته ای در آنها نداشته است . وی جوان مؤمنی بود که همراه دیگر مجاهدان در برخی غزوه ها به همراه پیامبر می جنگید و بعدها گزارشگر برخی از غزوه ها شد. شمار غزوه هایی که جابر در آنها حضور داشت به اختلاف ذکر شده است . به گزارش خود او، از 27 غزوه پیامبر در نوزده غزوه شرکت داشته است [9]. جابر در برخی از سریّه ها نیز حضور داشته و در باره آنها گزارش داده است [3]

جابر در دوران خلفای نخستین

پس از درگذشت آن حضرت، جابر اعتبار خود را حفظ کرد، اما برخلاف شماری از اصحاب، به مشارکت در فعالیتهای سیاسی و نظامی آن روزگار علاقه‌مند نبود و بیشتر در همان مدینه ثبات داشت؛ تنها می دانیم که به روزگار عمر وی از سوی خلیفه به عنوان «عریف»[10] و نمایند قبیله‌ای از انصار که بدان تعلق داشت، برگـزیده شد. بر اساس آنچه در منابع امامـی شهرت دارد، جـابر در کنار سلمان و ابوذر در شمار 6 یا 7 تن از صحابه است که در جریان سقیفه، نسبت به امام علی (ع) و شناختن حق امامت و جانشینی پیامبر (ص) برای آن حضرت، به وی وفادار ماندند.

جابر در شمار نخستین بیعت‌کنندگان با امام علی (ع) به خلافت بود و در جنگ صفین در رکاب آن حضرت به جنگ با معاویه برخاست در آستان شهادت آن حضرت، آنگاه که در 40ق بسر بن ارطاه از سوی معاویه به مدینه تاخت و مردم را به بیعت معاویه فراخواند، این امر را «بیعت ضلال» خواند و رفتار معاویه با مردم مدینه را به نقد گرفت، و در سفری که به شام داشت، با وی برخوردی انتقادی کرد و صل او را نپذیرفت [11]

جابر و امام حسین(ع)

در واقعه کربلا و شهادت امام حسین علیه السلام ، جابربن عبداللّه از پیرمردان مدینه ، و نگران ذریه رسول خدا بود. امام حسین در مقام احتجاج با لشکریان عبیداللّه بن زیاد، جابر را از جمله شاهدان سخن خود معرفی کرده است [12]. در اربعین شهادت امام حسین ، جابر اولین زائر قبر امام بود. که عطیه عوفی او را در این سفر همراهی می نمود. [13] در این زمان جابر نابینا شده بود و با توجه به جایگاه رفیع او در بین مسلمانان به عنوان صحابی بزرگ پیامبر اکرم (ص) زیارت او حاوی پیام ویژه تایید قیام امام حسین علیه السلام و اهتمام به زیارت آن حضرت بوده است.

در کتاب بشاره المصطفى چگونگی این زیارت به نقل از عطیّه عوفى چنین آمده است:

همراه جابر بن عبداللّه انصارى، براى زیارت قبر حسین بن على بن ابى طالب علیه السلام حركت كردیم. هنگامى كه به كربلا رسیدیم، جابر به كرانه فرات، نزدیك شد و غسل كرد و پیراهن و ردایى به تن كرد و كیسه عطرى را گشود و آن را بر بدنش پاشید و هیچ گامى برنداشت، جز آن كه ذكر خداى متعال گفت تا این كه به قبر، نزدیك شد و [به من] گفت: دست مرا بر قبر بگذار. چون دست او را بر قبر گذاشتم، بیهوش بر روى قبر افتاد.

كمی آب بر او پاشیدم و هنگامى كه به هوش آمد، سه بار گفت: اى حسین! آنگاه گفت: دوست، پاسخ دوست را نمى دهد؟! سپس گفت: چگونه پاسخ دهى، در حالى كه خون رگهایت را بر میان شانه ها و پشتت ریختند و میان سر و پیكرت، جدایى انداختند؟! گواهى مى دهم كه تو، فرزند خاتم پیامبران و فرزند سَرور مؤمنان و فرزند هم پیمان تقوا و چكیده هدایت و پنجمین فرد از اصحاب كسایى و فرزند سالار نقیبان و فرزند فاطمه، سَرور زنانى؟! و چگونه چنین نباشى در حالى كه از دست سَرور پیامبران غذا خورده اى و در دامان تقواپیشگان، پرورش یافته اى و از سینه ایمان شیر نوشیده اى و با اسلام، تو را از شیر گرفته اند.

پاك زیستى و پاك رفتى؛ اما دلهاى مؤمنان، در فراق تو خوش نیست، بى آن كه در این تردیدى رود كه همه اینها به خیرِ تو بود. سلام و رضوان خدا بر تو باد! و گواهى مى دهم كه تو بر همان روشى رفتى كه برادرت یحیى بن زكریّا رفت. آنگاه جابر، دیده خود را گِرد قبر چرخاند و گفت: سلام بر شما، اى روح هایى كه گرداگردِ حسین فرود آمده، همراهش شدید! گواهى مى دهم كه نماز را به پا داشتید و زكات دادید و به نیكى فرمان دادید و از زشتى، بازداشتید و با مُلحدان جنگیدید و خدا را پرستیدید تا به شهادت رسیدید.

سوگند به آن كه محمّد را به حق برانگیخت، در آنچه به آن درآمدید با شما شریك

لینک کمکی