فایل رایگان پاورپوینت جاهليت

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن فایل رایگان پاورپوینت جاهليت :

محتویات

1 مفهوم جاهلیت در قرآن 2 مفهوم جاهلیت در احادیث 3 مفهوم جاهلیت از منظر خاورشناسان 4 پانویس 5 منابع مقاله 6 منبع

مفهوم جاهلیت در قرآن

واژه الجاهلیّه مأخوذ از ریشه ج ه ل، ترکیبی از اسم فاعل «الجاهل» و پسوند «یّه» است که ظاهراً بر اسم معنا یا اسم جمع دلالت می کند.[1]

این واژه چهار بار در سوره های مدنی قرآن، در تعابیر «ظَنَّ الْجَاهِلِیَّهِ» (سوره آل عمران: 154)، «حُکمَ الْجَاهِلِیَّهِ» (سوره مائده: 50)، تَبَّرُجَ الْجَاهِلِیَّهِ» (سوره احزاب: 33) و «حَمِیَّهَ الْجَاهِلِیَّهِ» (سوره فتح: 26) بکار رفته و در هر چهار مورد همراه با ملامت و مذمت است.

این لحن ملامت آمیز همچنین در پاره ای دیگر از آیات که مشتقات دیگر جهل، نظیر «تَجْهَلونَ» (سوره نمل: 55)، جاهلونَ (سوره فرقان: 63) و جاهلین (سوره بقره: 67؛ سوره اعراف: 199)، در آنها آمده، دیده می شود.

در مجموع می توان گفت که قرآن به دوره خاصی از تاریخ عرب در عربستان پیش از اسلام توجه و از ویژگیهای اخلاقی آن به شدت انتقاد کرده است. در واقع قرآن این دوره را به سبب بروز ویژگی جاهلیت در اخلاق و رفتار مردم آن دوره جاهلیت نامیده و بعدها این نام برای این دوره عَلَم شده است.

در آیه 154 سوره آل عمران «...یَظُنّونَ بِاللّهِ غَیرَالحقِّ ظنَّ الْجَاهِلِیَّهِ...»، عده ای به علت گمان نادرست درباره خدا مذمت شده اند. طبری (ذیل آیه) این گروه را منافقان می داند که در کار خدا و رسولش شک کرده بودند.

طَبْرِسی (ذیل آیه) منظور از «ظَنَّ الْجَاهِلِیَّهِ» را این گمان منافقان دانسته که خدا رسول اکرم صلی اللّه علیه و آله و سلم و اصحابش را یاری نخواهد کرد. بر این اساس وی دو معنا برای این تعبیر آورده است: یکی اینکه اعتقاد منافقان درباره خداوند همانندِ اعتقاد دوره جاهلیت است و دیگر این که گمان آنان نظیر گمان اهل جاهلیت (یعنی کفار و منکرانِ تحقق وعده های الاهی) است.[2]

اما به نظر طباطبائی (ذیل آیه) مراد از «ظنّ الْجَاهِلِیَّهِ» گمان عده ای بود که تصور می کردند چون به اسلام گرویده اند حتماً باید در جنگ پیروز شوند و بر خدا واجب است بر اساس وعده اش بدون هیچ قید و شرطی، دین خود و پیروانش را یاری کند. این گمان نا به حق و جاهلی بود زیرا عرب جاهلی معتقد به ارباب انواع بودند و بر همین اساس معتقد بودند که پیامبر نیز نوعی رب است که مسئله غلبه و غنیمت به او واگذار شده است و بنابراین وی هرگز مغلوب یا مقتول نخواهد شد.

در آیه 50 سوره مائده «أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِیَّهِ یَبْغُونَ...»، منظور از تعبیر «حُکم الجاهلیّه» نوع حکم و داوری اهل جاهلیت است. برای این آیه دو وجه ذکر شده است: بر اساس وجه اول سبب نزول آیه آن است که بنی قُرَیظه و بنی نَضیر، پیامبر اکرم را در نزاعی که میان آنها رخ داده بود، حَکَم قرار دادند و آنگاه که پیامبر به عدالت بین آنها حکم کرد، بنی نضیر ناخشنود شدند و حُکم پیامبر را نپذیرفتند سپس این آیه نازل شد.

بر اساس وجه دوم در واقع آنها می خواستند پیامبر همانند دوره جاهلیت بین کشتگانِ دو قبیله تفاوت قائل شود. آیه یاد شده ناظر به طعن یهود است که با این که خود صاحب کتاب و علم بودند، در پی حکم و داوری از نوع داوری اهل جاهلیت رفتند که بر مبنای هیچ وحی و کتابی نبود و ریشه در جهل و هواپرستی داشت.[3] بر این اساس آیه شامل هر کسی می شود که حکمی غیر از حکم خدا را طلب کند.[4]

طباطبائی (ذیل آیه) نیز بر اساس حدیثی از امام صادق علیه السلام[5] و همچنین تقابل میان دو نوع استفهام توبیخی و انکاریِ موجود در آیه نتیجه گرفته است که حکم از دو حال خارج نیست: حکم خدا یا حکم جاهلیت.

در آیه 33 سوره احزاب «...وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّهِ الْأُولَى...»، همسران پیامبر ــ و سایر زنان مؤمن ــ از تبرّج به شیوه جاهلیان نهی شده اند. مراد از «تبرّج الجاهلیّه» در این آیه، تکبر آنان در راه رفتن یا آشکار کردن زینت هایشان برای مردان همانند زنان جاهلی است.[6]

درباره مراد از تعبیر «الجاهلیّه الاولی» در این آیه اختلاف نظر هست. برخی آن را دوره ای زمانی در نظر گرفته و در تعیین مصداق آن فواصل مختلفی ذکر کرده اند، نظیر دوره زمانی بین حضرت آدم و نوح علیه السلام، بین حضرت نوح و ادریس و بین حضرت عیسی علیهم السلام و رسول اکرم صلی الله علیه و آله.[7]

به نظر طبری (همانجا) منظور از «الجاهلیّه الاولی»، جاهلیت پیش از اسلام است یعنی از دوره حضرت آدم تا عیسی. وانگهی جاهلیت پیش از اسلام بدان سبب جاهلیت اولی نامیده شده که پس از ظهور اسلام نیز نوعی اخلاق جاهلی در جامعه مسلمانان وجود داشت چنانکه در برخی احادیث و اخبار به این نکته اشاره شده است.[8]

زمخشری (ذیل آیه) احتمال داده که منظور از جاهلیت اولی، کفر قبل از اسلام است در مقابل «الجاهلیّه الاُخری» که فسق و فجور بعد از اسلام است اما در مقابل گفته شده[9] که در اینجا اولی در مقابل اُخری نیست بلکه مراد از تعبیر جاهلیت اولی، جاهلیت کهن است.

در آیه 26 سوره فتح «إِذْ جَعَلَ الَّذِینَ كَفَرُوا فِی قُلُوبِهِمُ الْحَمِیَّهَ حَمِیَّهَ الْجَاهِلِیَّهِ...» گفته اند که منظور از « حَمِیَّهَ الْجَاهِلِیَّهِ» تعصب عرب جاهلی به خدایانشان بود که موجب می شد از پرستش غیر آنها خودداری ورزند؛ یعنی نوعی گردن فرازی که مانع هر نوع تسلیم و انقیاد می گردید.

مراد از حمیت جاهلی را تن زدن مردم از اعتراف به رسالت رسول اکرم صلی الله علیه و آله نیز دانسته اند.[10] به گفته فخررازی (ذیل آیه) حمیت خود صفتی مذموم است و اضافه شدن آن به جاهلیت بر قبح آن افزوده است.

علاوه بر این در قرآن از برخی آداب و رسوم و اعتقادات و اعمال عرب جاهلی انتقاد شده است. پاره ای از مظاهر شاخص جاهلیت که در قرآن به آنها تصریح یا اشاره شده است، عبارت اند از: شرک، نیکی نکردن به والدین، کشتن فرزندان از بیم فقر (سوره انعام: 151)، زنا (سوره اسراء: 32)، واداشتن کنیزان به زنا (بِغا؛ سوره نور: 33)، زنده به گور کردن دختران (سوره تکویر: 8)، میگساری (سوره بقره: 219؛ سوره مائده: 90ـ91)، رباخواری (سوره بقره: 275ـ276)، تحقیر زن (سوره نحل: 58ـ59)، قمار (مَیْسِر)، اَزلام (سوره مائده: 90) و مقدّس دانستن برخی حیوانات نظیر بَحیرَه (سوره مائده: 103؛ برای اطلاع از اعتقادات و سنّتهای فرهنگی عرب جاهلی و نقد آنها در قرآن و حدیث رجوع کنید به توحید)

مفهوم جاهلیت در احادیث

در احادیث اوصاف و مطالب گوناگونی درباره جاهلیت و مظاهر و مصادیق آن آمده است. نوع کاربرد واژه جاهلیت در این احادیث نشان می دهد که این واژه از صدر اسلام، اصطلاحی رایج برای بیان نوع اخلاق و رفتار و آداب دینی پیش از بعثت رسول اکرم صلی الله علیه و آله بوده است.

از برخی خطبه های حضرت امام علی علیه السلام در نهج البلاغه[11] چنین برمی آید که عرب دوره جاهلیت علاوه بر ناگوار بودن خوردنی ها و آشامیدنی هایشان، اعتقادات دینی صحیح و ارتباطات خویشاوندی و اجتماعیِ مناسب و در مجموع زندگی فردی و اجتماعی بِسامانی نداشتند. نظیر این اوصاف در سخنان جعفر بن ابی طالب، سرپرست مهاجران مسلمان به حبشه در برابر پادشاه حبشه نیز آمده است.[12] خطبه معروف حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه علیها در مسجد نبوی نیز همین معنا را افاده می کند.[13]

پاره ای از روایات دلالت بر آن دارد که صحابه پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم به فرهنگ دوره جاهلیت و زندگی خود در آن دوره توجه و خاطرات آن عهد را یادآوری می کردند.[14] در مواردی پیامبر اکرم به سخن آنان گوش می داد و گاه لبخند می زد.[15]

در جایی نیز پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: آگاهی از وقایع و اشعار دوران جاهلیت، علمی است که نه دانستنش سودمند است نه ندانستنش مضر.[16]

از جمله مسائل مهم برای اصحاب که مکرر درباره آن از پیامبر پرسش می کردند، اعمالی بود که در دوره جاهلیت انجام داده بودند و آن حضرت در پاسخ می فرمود: اگر واجد اسلام و ایمان صحیح شوید، به اعمال دوره جاهلیت خود مؤاخذه نمی شوید، در غیر این صورت هم به اعمال دوره جاهلیت و هم به اعمال دوره پس از اسلام مؤاخذه خواهید شد.[17] گاهی اصحاب از پیامبر درباره نذرها و پیمانهای بسته شده در دوره جاهلیت سؤال می کردند و پیامبر گاه بر وفا به آن پیمانها تأکید می ورزید.[18]

از مجموع احادیث برمی آید که پیامبر و ائمه علیهم السلام از هر فرصتی برای اصلاح افکار و اعمال جاهلی و جاهلیت زدایی استفاده می کردند. گاه پایه و اساس آن یعنی تعصب (حمیّت) جاهلی را تخطئه می نمودند و گاهی مظاهر و مصادیق آن را تبیین و از آنها انتقاد می کردند.

بر اساس حدیثی، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله اسلام را موجب خوار شمردن کسانی دانسته که در جاهلیت عزیز بودند و بزرگداشت کسانی که در جاهلیت ذلیل بودند و تأکید کرده که خدا اسلام را مایه از بین بردن نخوت و تفاخر جاهلی به قبیله و نسب قرار داده است.[19] بنا بر حدیثی دیگر از رسول اکرم صلی الله علیه و آله کسی که در دلش به اندازه ذره ای تعصب جاهلی باشد در روز قیامت با اعراب جاهلی محشور خواهد شد.[20]

در مواردی نیز ایشان برخی اصحاب خود را به سبب داشتن نوعی رفتارهای جاهلی ملامت کرده است.[21] پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در جاهلیت ستیزی چنان جدّی بود که به جای دو روزی که آنان در عصر جاهلی به جشن و پایکوبی می پرداختند، دو روز عید فطر و قربان را جایگزین کرد.[22] همچنین نام فردی را که در جاهلیت «عزیز» بود که نوعی نخوت و غرور جاهلی را نشان می داد، به عبدالرحمان تغییر داد.[23]

حضرت علی علیه السلام نیز مردم را از درافتادن به دام حمیت و عصبیت جاهلی پرهیز داده و شیطان را مظهر آن معرفی کرده است.[24] در پاره ای از احادیث برخی اعمال و رفتارهایی که مسلمانان انجام می دادند، مصداق فرهنگ جاهلی شمرده شده است.

بر اساس حدیثی از امام سجاد علیه السلام عصبیتِ مذمومِ جاهلی به این معناست که شخص، افراد شریر قوم خود را بهتر از افراد نیک قوم دیگر بداند و به آنان در اعمال ظالمانه کمک کند.[25]

همچنین در احادیث آمده که نوشنده شراب، نمازش تا چهل روز پذیرفته نیست و اگر در این چهل روز از دنیا برود به مرگ جاهلی مرده است.[26] مُردن بدون وصیت[27]، مالیدن خون عقیقه به سر نوزاد[28] و خوردن غذا نزد مصیبت زدگان[29] از مصادیق دیگر جاهلیت و مذموم است.

از جمله مسائلی که در احادیثِ مرتبط با این موضوع بسیار مورد توجه قرار گرفته، مسئله ارتباط امامت با مفهوم جاهلیت است. در این احادیث عدم معرفت فرد به امامت مساوی با جاهلیت دانسته شده و تأکید گردیده که چنین فردی همانند اهل جاهلیت از دنیا می رود زیرا تحت طاعت امام عصر خود و تابع هیچ امر حقی نیست.[30] این مضمون در دعاها هم آمده است چنانکه در دعای غیبت حضرت قائم داعی از خدا می خواهد که او را به مرگ جاهلی از دنیا نَبَرد.[31] در احادیث شیعی همچنین کینه داشتن به حضرت علی علیه السلام موجب مرگ جاهلی [32] و سیره امام زمان هنگام ظهور همانند پیامبر در آغاز اسلام مبارزه با جاهلیت دانسته شده است.[33]

مفهوم جاهلیت از منظر خاورشناسان

در قرون اخیر با گسترش تحقیقات خاورشناسان در زمینه اسلام شناسی، خاصه در حوزه عرب شناسی و سیره نبوی و قرآن، مفهوم جاهلیت روشن تر و نمایان تر شد.

خاورشناس مجاری، ایگناتس گولدتسیهر[34]، با پژوهش در شعر و فرهنگ جاهلی به این نتیجه رسید که جهل در مقابل حلم (به معنای عقل ) است نه علم. بر این اساس عصر جاهلیت به معنای دوره نادانی و جهالت نیست بلکه دوران بربریت و سرکشی و شامل خشونت، استبداد، خودپرستی، یاوه گویی و نظایر آنهاست.[35]

گفتنی است که تقابل جهل و حلم ریشه در میراث شعری عرب [36] و احادیث و روایات اسلامی[37] دارد.

همچنین در این منابع جهل در کاربرد ثانوی اش در تقابل با علم نیز بکار رفته است.[38] با آنکه نظریه گولدتسیهر مورد تشکیک واقع شد[39] و برخی مترجمان قرآن پس از وی در ترجمه مشتقات جهل (از جمله جاهلیت) به نظریه او توجه چندانی نکردند.[40]، حاصل پژوهش گولدتسیهر در کنار تحقیقات جدید درباره فرهنگ عرب پیش از اسلام دست مایه پژوهش محققان بعدی قرار گرفت.

اسلام شناس ژاپنی توشیهیکو ایزوتسو در کتاب مفاهیم اخلاقی ـ دینی در قرآن مجید (ص28ـ35) بر اساس پژ

لینک کمکی