فایل رایگان پاورپوینت سيد محمدحسين شهريار

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن فایل رایگان پاورپوینت سيد محمدحسين شهريار :

محتویات

1 ولادت 2 تحصیلات 3 شعر 4 تخلص 5 شهریار و عرفان 6 سرودن به دو زبان 7 فرزندان 8 شهریار در مسیر زمان 9 وفات 10 روز ملی شعر و ادب 11 پانویس 12 منابع مقاله 13 وابسته‌ها

ولادت

سید محمدحسین بهجت تبریزی، متخلص به «شهریار» در سال 1283ش در تبریز متولد شد. هرچند خود در مصاحبه‌ای که با برخی از روزنامه‌ها از جمله کیهان فرهنگی داشته تصریح نموده که تولد من، تحقیقاً معلوم نیست ولی اواخر 24 یا اوایل 25 هجری قمری است که مطابق با 1285ش است.[1].

تحصیلات

در سال 1288ش خانواده شهریار به جهت ناآرامی‌های انقلاب مشروطه، به زادگاه آباء و اجدادیشان (خشگناب) مهاجرت می‌کنند. شهریار در 1290ش در مکتب‎خانه دهکده، پیش آقا ملا محمدباقر و ملا ابراهیم تحصیلات ابتدایی را آغاز کرد و با قرآن و دیوان حافظ آشنا شد. پس از بازگشت به تبریز در سال 1291ش زبان عربی را در مدرسه طالبیه و زبان فرانسه را در منزل از معلم خصوصی فرا گرفت[2].

شهریار پس از اتمام سیکل اول متوسطه در تبریز، در اواخر اسفند 1299ش به تهران عزیمت کرد و در سال 1300ش وارد دارالفنون شد. وی پس از مدتی، سیکل دوم متوسطه را در آنجا به اتمام رساند و سپس بنا به توصیه پدرش، در مدرسه عالی طب نام‌نویسی کرد و هم‎زمان با آغاز تحصیل طب، دوران عاشقی و شیفتگی او آغاز شد. ایشان در سال 1308ش به علت جدایی از معشوقش، به بحران شدید روحی دچار شد و درحالی‌که فقط یک‎ترم مانده که درس طب را تمام کند ترک تحصیل کرد[3].

شعر

در‎ سال 1294 نخستین شعر فارسی شهریار، از آینده درخشان او نوید می‌دهد:

من گنهکار شدم، وای بر من

مردم‌آزار شدم، وای بر من

یاد دارم پدرم شیشه می‌دید‎، شکست‎

من چرا سبحه اجدادی خود داده ز دست

پی زنّار شـدم، وای بـر من‎

مردم‌آزار شدم، وای بر من

.

در سال 1310ش مجموعه‌ای از غزلیاتش توسط کتابخانه خیام با مقدمه ملک الشعراء بهار، سعید نفیسی و پژمان بختیاری چاپ شد. بهار در این مقدمه، او را افتخار شرق نامید[4].

در حدود 1325ش، شهریار بر اثر بحران‌های شدید روحی و دل‎شکستگی، بیمار شد و به تبریز رفت و مادرش (کوکب خانم) را همراه خود به تهران می‌آورد و طی چهار پنج سالی، مادرش ضمن پرستاری از فرزند بیمارش، با او به زبان آذری صحبت کرده و خاطرات دوران گذشته را بازگو می‌کرد. شهریار به تأثیر نفوذ سحرآمیز مادر و بازگویی گذشته‌ها و قصه‌های دلکش دوران کودکی، کم‌کم مردگان ذهنی‌اش جان گرفته، تابلوهای گذشته‌ها دوباره در ذهنش رنگ‎آمیزی و نمایان می‌شوند‎. وی به انگیزه میل و آرزوی مادر، می‌خواهد سرودی هم به شیوه ترانه‌های محلی داشته باشد که در ذائقه محلی‌ها و به‌ویژه در کام هم‌بازی‌های دوران بچگی‌اش شیرین‎تر نماید. بدین ترتیب، شهریار طی سال 1329 و 1330ش، بخش نخست «سلام بر حیدربابا» را در تهران سرود[5].

در اسفند 1332ش شهریار، نخستین قطعه «سلام بر حیدربابا» را که مشتمل بر 76 بند می‌باشد، با یک سرآغاز و دو مقدمه به قلم دکتر مهدی روشن‎ضمیر و عبدالعلی کارنگ منتشر کرد[6].

در سال 1343ش شهریار برای تجدیدعهد با زادگاه آباء و اجدادی و یادآوری خاطرات دوران کودکی خود، سفری به خشگناب کرده و تأثرات عمیق خود را تحت عنوان جلد دوم «سلام بر حیدربابا» در 49 بند سرود و در سال 1346ش با

لینک کمکی